Liv Tyler

Liv Tyler

 

 

 

 

جوونی های مهناز افشار وقتی هنوز معروف نشده بود

7ltduvh0wufpmrce75p.jpg

 

هدیه تهرانی :

abcdqi60olwajxudee.jpg

 

djsnb9md8k088i3ni2t1.jpg

 

o5l1ibfxna7znh8if7fh.jpg

 

j505f50gzqjamdsk026c.jpg

 

نیکی کریمی :

k7qc4tr9ce7s7j11s9k4.jpg

 

m3c4nfkqvwh2atlaj301.jpg

 

8kc6obib0fvigzre5jr.jpg

 

z03ugyy509dwg239lv7k.jpg

 

نیکی کریمی و مریلا زارعی

tg5r5bbataahgpv7v3xj.jpg

 

هانیه توسلی :

kywce9h7twar9exuj9cr.jpg

 

حدیث فولادوند :

b1oqj8zi3n671yhd6hs9.jpg

 

لیلا حاتمی :

aza51ppdtmnceqq3spcy.jpg

 

ua9p1mp1ksb3svvfu3r.jpg

 

میترا حجار در جشنواره فیلم لوس آنجلس سال ۲۰۰۷ :

23ch24u2mzofqiz6o2s.jpg

 

alylzkin57v4s01wl3q.jpg

 

slhdba193kiijcg2puw8.jpg

 

3wsnacjnhtxatp29j16b.jpg

 

qnrgcmdto3u1f49nma9.jpg

 

صحنه ای از فیلم « stellina blue » با بازی میترا حجار :

u5l86f6wbot8l50jmnte.jpg

 

فاطمه معتمد آریا در جشنواره « ترایبکا » نیویورک در سال ۲۰۰۷ :

7afuz0o1oc2wm4oc487.jpg

 

2nuk7s3ecwx3npzvsni.jpg

 

3hdhvukouwdd7vesplab.jpg

 

5k3ua0z0hg84qjwr4i1t.jpg

 

محمدرضا گلزار در جمع طرفدارانش در دبی :

1ssxkpdx8wbjeik190l2.jpg

 

بهرام رادان :

f6uamtxyufovri2mgxia.jpg

 

سروش گودرزی :

ci3fm1i57ks36b6wyd1m.jpg

 

آناهیتا همتی :

5ohhohbsimjinvpevm8.jpg

 

لعیا زنگنه :

ey42kk5l3s2nek5ryh.jpg

 

بهنوش بختیاری :

 

ahcdtsn8zf83iqt4cerd.jpg

 

7iyuw2ic9xbnzgscdm3.jpg

 

nguz41qdrpl2dk5amsrd.jpg

 

کمند امیر سلیمانی و پرستو گلستانی :

8vuaqf6o5031392a3ljs.jpg

 

جمشید مشایخی و دخترانش :

oh0xbt1hht34sk3choc.jpg  

 

چند عکس جدید از علی دایی و همسرش

nszacsoxv3l0cto16kpi.jpg

 

4fi2fix5t2aqy849z2i.jpg

 

oh0xbt1hht34sk3choc.jpg  

 

چند عکس جدید از علی دایی و همسرش

nszacsoxv3l0cto16kpi.jpg

 

4fi2fix5t2aqy849z2i.jpg

 
 
 

 

گفته شده است که عکس این دو پرنده در کشور اکراین گرفته شده است. میلیون ها نفر در کشور آمریکا و اروپا با دیدن این عکس ها گریه کرده اند. عکاس این عکسsها آنها را به بالاترین قیمت ممکن به روزنامه های فرانسه فروخته است و تمام نسخه های روزنامه در روز انتشار این عکس بطور کامل فروخته شده است.

در تصویر اول پرنده ماده زخمی روی زمین افتاده و منتظر شوهرش می باشد

در تصویر دوم پرنده نر برای همسرش با عشق و دلسوزی غذا می آورد

در تصویر سوم پرنده نر مجددا برای همسرش غذا می آورد اما متوجه بی حرکت بودن وی می شود لذا شوکه شده و سعی می کند او را حرکت دهد

لحظه ای که متوجه مرگ عشق خود می شود و شروع به جیغ زدن و گریه می کند

در کنار جنازه همسرش می ایستد و همچنان به شیون می پردازد

 

در آخر مطمئن می شود که عشق به او باز نمی گردد لذا با غم و ناراحتی کنار جنازه وی آرام می ایستد

 

 

 

 

پنجاه راه بازی با اعصاب دیگران


1.روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتون رو كوك كنین تا همه از خواب بپرن

2.سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارین تا جلویی ها زود تر راه بیفتند

3.وقتی میخواین برین دست به آب با صدای بلند به اطلاع همه برسونین

4.وقتی از کسی آدرسی رو می پرسین بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از یه نفر دیگه بپرسین

5.کرایه تاکسی رو بعد از پیاده شدن و گشتن تمام جیبهاتون به صورت اسکناس هزاری پرداخت کنید

6.همسرتون رو با اسم همسر قبلیتون صدا بزنین

7.جدول نیمه تموم دوستتون رو حل کنین

8.روی اتوبان و جاده روی لاین منتهی الیه سمت چپ با سرعت پنجاه کیلومتر در ساعت حرکت کنین

9.وقتی عده زیادی مشغول تماشای تلویزیون هستند مرتب کانال رو عوض کنین

10.از بستنی فروشی بخواین که اسم پنجاه و چهار نوع بستنی رو براتون بگه


11.در یک جمع سوپ یا چایی رو با هورت کشیدن نوش جان کنین

12.به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنین

13.وقتی از آسانسور پیاده میشین دکمه های تمام طبقات رو بزنین و محل رو ترک کنین

14.وقتی با بچه ها بازی فکری می کنین سعی کنین از اونها ببرین

15.موقع ناهارتوی یک جمع جزئیات تهوع وگلاب به روتون استفراغی که چند روز پیش داشتین رو با آب و تاب تعریف کنین

16.ایده های دیگران رو به اسم خودتون به کار ببرین

17.بوتیک چی رو وادار کنید شونصد رنگ و نوع مختلف پیراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگین هیچ کدوم جالب نیست و سریع خارج بشین

18.شمع های کیک تولد دیگران رو فوت کنین

19.اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرایشگرتون تعریف کنین

20.وقتی کسی لباس تازه می خره بهش بگین خیلی گرون خریده و سرش کلاه رفته


21.صابون رو همیشه کف وان حموم جا بذارین

22.روی ماشینتون بوقهای شیپوری نصب کنین

23.وقتی دوستتون رو بعد ازیه مدت طولانی می بینین بگین چقدر پیر شده

24.وقتی کسی در جمعی جوک تعریف می کنه بلافاصله بگین خیلی قدیمی بود

25.چاقی و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش یادآوری کنین

26.بادکنک بچه ها رو بترکونین

27.مرتب اشتباه لغوی و گرامری دیگران هنگام صحبت رو گوشزد کنین و بهش بخندین

28.وقتی دوستتون موهای سرش رو کوتاه میکنه بهش بگین موی بلند بیشتر بهش می یاد

29.بچه جیغ جیغوی خودتون رو به سینما ببرین

30.کلید آپارتمان طبقه سیزدهم تون رو توی ماشین جا بذارین و وقتی به در آپارتمان رسیدین یادتون بیاد! ﴿این راه هم جنبه هایی از مازوخیسم در بر داره


31.ایمیل های فورواردی دوستتون رو همیشه برای خودش فوروارد كنین

32.توی كنسرتهای موسیقی بزرگ و هنری ، بی موقع دست بزنین

33.هر جایی كه می تونین ، آدامس جویده شده تون رو جا بذارین! ﴿توی دستكش دوستتون بهتره

34.حبه قند نیمه جویده و خیستون رو دوباره توی قنددون بذارین

35.نصف شبها با صدای بلند توی خواب حرف بزنین

36.دوستتون كه پاش توی گچه رو به فوتبال بازی كردن دعوت كنین

37.عكسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا كنین

38.پیچهای كوك گیتار دوستتون رو كه ۵ دقیقه دیگه اجرای برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونین

39.با یه پیتزا فروشی تماس بگیرین و شماره تلفن پیتزا فروشی روبروییش كه اونطرف خیابونه رو بپرسین

40.شیشه های سس گوجه فرنگی و هات سس فلفل رو عوض كنین


41.موقع عكس رسمی انداختن برای هر كس جلوتونه شاخ بذارین

42.توی ظرفهای آجیل برای مهموناتون فقط پسته ها و فندقهای دهان بسته بذارین

43.شونصد بار به دستگاه پیغام گیر تلفن دوستتون زنگ بزنین و داستان خاله سوسكه رو تعریف كنین

44.توی روزهای بارونی با ماشینتون با سرعت از وسط آبهای جمع شده رد بشین

45.توی جای كارت دستگاههای عابر بانك چوب كبریت فرو كنین

46.جای برچسبهای قرمز و آبی شیرهای آب توالت هتل ها رو عوض كنین

47.یكی از پایه های صندلی معلم یا استادتون رو لق كنین

48.توی مهمونی ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواین كه هر چی شعر بلده بخونه

49.چراغ توالتی كه مشتری داره و كلید چراغش بیرونه رو خاموش كنین

50.ورقهای جزوه ء ۳۰۰ صفحه ای دوستتون كه ازش گرفتین زیراكس كنین رو قاطی پاتی بذارین ، یه بر هم بزنین ، بعد بهش پس بدین

 

 

سال نو مبارک!!!

 

 براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

بر چهره گل نسیم نوروز خوش است                          در صحن چمن روی دلفروز خوش است

 

 

 

خدا بود و با او عدم

و عدم گوش نداشت...

حرفهایی است برای گفتن ...وحرفهایی است برای نگفتن

حرفهایی که هیچگاه سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورند...

و ارزش ماورایی هر کس به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.

                                          دکتر علی شریعتی

 

 

 

پیروز میشوی

 اگر گام به راه زندگی بگذاری  به جستجوی هدف

                                       و تا نیابی از پای ننشینی ...

یک به یک همه دروازه های موفقیت را 

                                                         اگر بر گشایی ...

و در پشت هر دری بیابی

                                            شادمانی را ...

اگر توان آن را داشته باشی که لبخند نمایی

                                           در چشم های هر که در تو می نگرد

                                           و  هرگز ترشرو نباشی

اگر هر روز به کمال زیست کنی 

                        و همه چیز را آن گونه ببینی که هست

                                                              نه آن چنان که نیست

 

در آنجاست که معنی حقیقی زندگی را دریابی

 

و آنجا که دیگران فرو افتاده اند 

                                                تو با موفقیت بر خیزی

                      

                       پیروزی از آن تو خواهد شد

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

!!!HAPPY VALENTINE'S DAY

 

 

معلم نیستم،

 تا عشق را به تو بیاموزم!

ماهیان برای شنا کردن

نیازی به آموزش ندارند!

پرندگان نیز،

برای پرواز....

 

به تنهایی شنا کن!

به تنهایی بال بگشا!

عشق، کتابی ندارد،

عاشقان بزرگ جهان

خواندن نمی دانستند!

(نزار قبانی)

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

یک: دوستت دارم، نه به خاطرشخصیت تو بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا می کنم.

دو: هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد، و کسی که چنین ارزشی دارد باعث ریختن اشک های تو نمی شود.

سه: اگر کسی تو را آن طور که می خواهی دوست نداشت به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش  دوست  ندارد.

چهار: دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

پنج: بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار کسی باشی وبدانی که هرگز به او نخواهی رسید.

شش: هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحت هستی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو باشد.

هفت: تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ، ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی.

هشت: هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند نگذران.

نه: شاید خدا خواسته که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی وسپس شخص مناسب را، به این صورت وقتی  اورا یافتی بهتر می توانی شکرگزار باشی.

ده: برای چیزی که گذشت غم مخور به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.

یازده: همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده اعتماد نکنی.

دوازده: خود را به فردی بهتر تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی  قبل از اینکه شخص دیگری را بشناسی و انتظارداشته باشی او تو رابشناسد.

سیزده: زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترین چیزها زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری.

 

اولین روز دبستان بازگرد
کودکی ها شاد و خندان باز گرد
باز گرد ای خاطرات کودکی
بر سوار اسب های چوبکی
خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن مانا ترند
درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود
درس پند آموز روباه و خروس
روبه مکار و دزد و چاپلوس
روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است

کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود
با وجود سوز و سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید

تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم
پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفتر ها به رنگ کاه بود

مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی با پا روی برگ
همکلاسیهای من یادم کنید
باز هم در کوچه فریادم کنید

همکلاسیهای درد و رنج و کار
بچه های جامه های وصله دار
بچه های دکه سیگار سرد

کودکان کوچک اما مرد مرد

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود

کاش می شد باز کوچک می شدیم
لا اقل یک روز کودک می شدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش
ای معلم نام و هم یادت به خیر
یاد درس آب و بابایت به خیر
ای دبستانی ترین احساس من
بازگرد این مشقها را خط بزن

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

 

  

آرزو


کاش بر ساحل رودی خاموش
عطر مرموز گیاهی بودم
چو بر آنجا گذرت می افتاد
به سراپای تو لب می سودم

کاش چون نای شبان می خواندم
به نوای دل دیوانه ی تو
خفته بر هودج مواج نسیم
می گذشتم ز در خانه ی تو

کاش چون پرتو خورشید بهار
سحر از پنجره می تابیدم
از پس پرده ی لرزان حریر
رنگ چشمان تو را می دیدم

کاش در بزم فروزنده تو
خنده ی جام شرابی بودم
کاش در نیمه شبی درد آلود
سستی و مستی خوابی بودم

کاش چون آینه روشن می شد
دلم از نقش تو و خنده تو
صبحگاهان به تنم می لغزید
گرمی دست نوازنده تو

کاش چون برگ خزان رقص مرا
نیمه شب ماه تماشا می کرد
در دل باغچه ی خانه ی تو
شور من … ولوله برپا می کرد

کاش چون یاد دل انگیز زنی
می خزیدم به دلت پر تشویش
ناگهان چشم تو را می دیدم
خیره بر جلوه ی زیبایی خویش

کاش در بستر تنهایی تو
پیکرم شمع گنه می افروخت
زین گنه کاری شیرین می سوخت
ریشه زهد تو و حسرت من

کاش از شاخه ی سرسبز حیات
گل اندوه مرا می چیدی
کاش در شعر من ای مایه ی عمر
شعله ی راز مرا می دیدی

 

 

 

 

کاش می شد بوسه بارانت کنم*

جان عاشق را به قربانت کنم *

ای که دور از من در قلب منی*

با وفا باش که دنیای منی

*********************

 

***************************


******************************************


 
 
دلم می خواد همین یه بار اشکا مو پنهون نکونم

باور کنی تو رو می خوام غربت و زندونی کنم

بیام به شهره خاطرههام غرق بشم توئه نگام

دیونه وار فدات بشم بمیرم من واسه چشات

اما هنوز فاصله مون دور هو دسته من جدا ست

ترانه سکوته من تو بغزه آخرم رهاست

کاشکی می شد فقط یه بار بیا ی بگی دوستت دارم

تو چشم من نگاه کنی بگی که عاشقت منم


f


 

*************************************



 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 

*~*~لبهای یخ بسته~*~*


نباید به پشت سر نگاه کنم**********آخه راه رفته دیدن نداره
دیگه هر چشمی بذار گریه کنه******** صدای گریه شنیدن نداره

قصه ی لبهای یخ بسته که خوندن نداره
آخه اینجا با دروغ های تو موندن نداره

همه ی روزها برام مثل همه********** دیگه زندگی برام جهنمه
واسه تویه پنجره دنیایی یه************* واسه من یه پنجره خیلی کمه
همینه که من به شب************* دیگه تن در نمی دم
از غم قصه ی تو ************* گریم و سر نمی دم

قصه ی لبهای یخ بسته که خوندن نداره
آخه اینجا با دروغ های تو موندن نداره

تو می خوای منو تو مرداب ببینی
منو عاشق منو بی تاب ببینی
اما من به قصه هات گوش نمی دم
تو باید موندن ام وخواب ببینی

قفل تنهایی من**********یه روز آخر وا می شه

اگه از اینجا برم********** کلیدش پیدا میشه

**********************************

مرگ معشوقه

 


 

 

 
 
منم بی پول و حیران

منم بی کس و تنها

منم مهاجر غم دیده

منم خاکستر غبار دردها

بوس میزنم خاک را

خاک خلقت انسان را

به یگانگی او قسم

از پولاد نیم

منم از دیار مظلومان

باران غم شده چشم من

جویبار از سیل آه چشم من

غم نداری را چه سازم

ساز بی نوایی نوازم

تو ای دنیا سنگ کوچکم

نه خودم باشم

 

:::::::::::::::::::::::::::::  سمیه ::::::::::::::::::::::::::::::::

 

تو چه آسان بگذشتی

تو چه رمزی  وچه رازی

 تو  خود خواب وخیالی

تو  طبیبی تو حبیبی تو خود جانم و جانی

تو فرازی تو نشیبی تو همه عالم وهُویی

تو خود خالق مایی

  من نیازم به تو و آن  دل شوریده و مستت

به  خدایم زِ تو گفتم

که منم دربدر کوی غریبان

که شدم دربدر از خانه و  یاران

تو  شکستی همه ی بود و نبودم

تو ندیدی وگذشتی

 که ز حرمان  چه کشیدم

تو چه آسان بگذشتی! تو چه آسان بشکستی !

همه عهد و وفایت!

در پس پنجره کسی هست که مرا می خواند...

باران نم نمک می بارد...

که چه زیباست صدایش...چه طنینی دارد.

انتظارم به پایان امد.

قاصدکم خوش خبر بود.

بوی او را می داد...

خبر از او اورد!!!

خنده هایت که چه زیبا بود...

دستهایت که چه با محبت...

چه زود گذشت و نمی دانم که چگونه گذشت...

ای کاش تنها می دانستم چه شد بر من.چه شد بر تو.

اه که چه بیهوده می اندیشم.

صبر پایان همه ی انتظارهاست!!!

+ +

اگر ماه بودم به هرجا که بودم

سراغ تو را از خدا می گرفتم

اگر سنگ بودم به هرجا که بودم

سر رهگذر تو جا می گرفتم

اگر ماه بودی شايد به صد ناز٬ لبه بام من مينشستی

اگر سنگ بودی به هرجا که بودی مرا ميشکستی ٬ می شکستی.

+ +

 

:::::::::::::::::::::::::::::  سمیه ::::::::::::::::::::::::::::::::

 

:::::::::::::::::::::::::::::  سمیه ::::::::::::::::::::::::::::::::

تو باراني من باران پرستم تودريايي من امواج تو هستم اگرروزي بپرسي باز گويم: تو من هستي و من نقش تو هستم
عشق کليد شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کليدي باز شود
 

:::::::::::::::::::::::::::::  سمیه ::::::::::::::::::::::::::::::::

 

 
 
تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com   لحظات شادی خدارا ستایش کن.تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

                             تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com   لحظات سختی خدارا جستجو کن.تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

          تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com   لحظات آرامش خدارا مناجات کنتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

                            تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com  لحظات دردآور به خدا اعتماد کن.تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

          تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com  و در تمام لحظات خداوندرا شکر کنتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 

:::::::::::::::::::::::::::::  سمیه ::::::::::::::::::::::::::::::::


 

:::::::::::::::::::::::::::::  سمیه ::::::::::::::::::::::::::::::::

 

 

اگه میخوای بری،برو،از تو دوباره میگذرم

نگاه به گریه هام نکن،من از تو بی وفا ترم 

تو اشتباه عمرمنی که دیگه تکرار نمیشی 

ایندفعه دیگه برنگرد،تو واسه ما یار نمی شی   

نه غم میخوام نه خاطره فقط بذار تنها باشم   

تو این غریبی نمیخوام مجنون قصه ها بشم   

از توی قصه هام برو،دیگه تو فکر من نباش  

تموم کن این قائله رو،نمک رو زخم من نپاش  

همیشه بی گناه توئی،همیشه تقصیر منه   

نگاه بیوفای تو همیشه طعنه میزنه           

   بازم دارم میبخشمت این اشتباه آخره    

   گذشتم از گناه تو شاید خداهم بگذره    

 

:::::::::::::::::::::::::::::  سمیه ::::::::::::::::::::::::::::::::

 
 

می بینی خراب و داغونت شدم ، سوختم

خوشی تو رو به تنهایی خود فروختم

اگه ارزون تو رو دادم به یه دنیایی که خود نیستم

چونکه من زاده ی دردم و با درد و غم غریب نیستم

 

تقدیم به

 عزیز من **سمیـــــــــــــــــــــــــــــــه**

 

آرشیو کامل آلبوم های Nancy Ajram


 

Album Ah We Noss

RapidShare / MP3 / 128

RapidShare / OGG /  56

 

Album Bitfakar Fi Eih

RapidShare / MP3 / 128

RapidShare / OGG /  56

 

Album El Dounya Helwa

RapidShare / MP3 / 128

RapidShare / OGG /  56

 

Album Mehtajlak

RapidShare / MP3 / 128

RapidShare / OGG /  56

 

Album Shakhbat Shakhabit

RapidShare / MP3 / 128

RapidShare / OGG /  56

 

Album Sheil Oyounak Anni

RapidShare / MP3 / 128

RapidShare / OGG /  56

 

Album Ya Salam

RapidShare / MP3 / 128

RapidShare / OGG /  56

 

Album Ya Tabtab

RapidShare / MP3 / 128

RapidShare / OGG /  56

چو بینی که نابینا و چاه است
اگر خاموش بنشینی گناه است

 

 


زندگی دوباره

دوستانی دارم همه خوب، همه پاک
به زلالی قطره شبنم، دم صبح
هنگام سحر
به طراوت همچو عطر بوی گل
که کند مست هزاران بلبل
به زیبایی باغ گل سرخ
به شکوه دشت شقایق تا افق

در خنکای نسیم این بهار
باز کردم پنجره را
که برون افکنم این جسم فرسوده از ظلم زمان
تا به بلندای جهان
شاید
شاید رسدم دست به دامان خدا
تا نشانش بدهم خزان خویش را
در بهار او

دلم تنگ است
رود چشمم میخروشد
ای نشسته در کنار ساحل رود دلم
به تفریح و نشاط
هشدار
گویی سیلاب بهاری در راه است

پنجره بگشوده شد
بوی عطر گل و باران
صد صدای نغمه گنجشککان
همه شاد
همه خوش

بلبلی تک زان میان
آواز خوش عشق بهار فریاد میکرد
در میان نغمه هایش اما،
این سئوال
یاری اندر کس نمیبینم، یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد، دوست داران را چه شد
....

 

 

 

دوست دارم

 

 

I LOVE YOU (INGLESE)

 TE QUIERO (SPAGNOLO)

 TEBIA LUBLU (RUSSO)

 TI AMO (ITALIANO)

 SZERETLEK (UNGHERESE)

 ICH LIEBE DICH (GERMAN)

 GOY-OI-NAI (CINESE)

 IK HEB JE LIEF (DANESE)

 WATASHI ANATAO AISHITEMASU (GIAPPONESE)

 HU CHAHU CHHU (INDIANO)

 SENI SEVIYORUM (TURCO)

 SE AGAPO (GRECO)

 OHIPAK (ARABO)

 

 

 

 

خداوندا...

خداوندا
خدا کفر نمیگویم
پریشانم
چه میخواهی تو از جانم
مرا بی آنکه خود خواهی اسیر زندگی کردی

خداوندا
اگر روزی ز عرش خو به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی
به زیر پای نامردان بیاندازی
وشب آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!

خداوندا
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه دیوار بگشایی
لبت بر کاسه ی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آنطرف تر
عمارت های مرمرین بینی
و اعصابت برای سکه ای این سو آن سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!

خداوندا
اگر روزی بشر گردی
ز حال بندگانت با خبر گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت‌‌٬از این بودن٬از این بدعت

خداوندا تو مسولی

خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است
چه رنجی میکشد آن کس که انسان و از احساس سر شار است

دکتر علی شریعتی

پ.ن خواهش میکنم این متن و فقط نخونید بهش فکرم بکنید. 

 

 

 

 

عجب عذاب عجیبی برای ماندن تو

دل ستم کش من کشیده بود از نو

حریص آنهمه زخم و حریف اینهمه درد

صبور و ساکت و تنها،فقط تحمل کرد

تمام زندگیم در حضور تو گم بود

تو که خلاصه ی دنیات،حرف مردم بود

پُر از بنفشه و رُز چاله های چشم و تنم

از این هدیه ی زیبا !!!چگونه دل بِکنم؟

به این خشونت عریان همیشه معتادند

دو چشم خیس و خماری که بازیم دادند

...و دست های کسی که بهم زده کامل

تمام زندگیم را،شبیه یک پازل

***

همیشه آخر ماجرای تو تلخ است

شبیه کوچه ی کودکی من،بن بست!!!

از اینکه هیچکدوم از نوشته های من عنوان ندارن تعجب نکن،

 اونام مثل من بی هویتن!!!  

 

 "انگار دوباره دچار توهم شدید و من

می خواهم از حضورتان مرخص شوم که تن

به هر رذالت و پستی نمی دهم لطفا

مرا معاف کن" محل نمی دهی و زن-

جیر پاره میکند احساس

گلدان،سقوط،جمجمه،هردومان خلاص

***

از خواب می پَرم،پُرم از جرات جنون

کابوس های مکرر در حجله های خون

تعقیب میکنند مرا تا انتهای راه

هدف،شقیقه ی من،شلیک و گناه

تکرار میشود،در روزنامه ها

قاتل،زنی که خودکشی...باقی ماجرا!!!

 

:::::::::::::::::::::::  سمیه  :::::::::::::::::::::::::::::::::

 

 

 

 

 

Desktop Wallpaper

 

 

 
 
هيچ کس ويرانيم را حس نکرد وسعت حيرانيم را حس نکرد

           در ميان  خنده هاي  تلخ من  ديده ي  بارانيم را حس  نکرد

                    در هجوم لحظه هاي بي کسي غربت پنهانيم را حس نکرد

                           آن که با آغاز من مأنوس بودلحظه ي پايانيم  را  حس  نکرد

                                                   از رنجی خسـته ام که از آن من نیست . 

                                      بر خاکی  نشسته ام  که  از  آن  من  نیست .

                          با  نامی   زیسته ام  که   از  آن  من   نیست .

                   از  دردی  گریسته ام  که  از  آن  من  نیست .

             از  لذتی  جان  گرفته ام که از  آن من  نسیت .

   به مرگی  جان  می سپارم  که از  آن من نیست.

 
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

 آنــقـــَــــدَر درد درون را در دل خـود ريختم...

             تا كه خود.. با درد هستي سوز خود آمــيــخــتــم..

                         تـا جـدا مـاند، مـن ِ در من، ز هر بيگانه اي...

                         از تو هم اي عشق بي فرجام من.. بگريختم...

             برگ زردي بودم و در تند باد حادثات،

                   بر تن هر شاخه ي بي ريشه اي.. آويختم...

 ***

 سرپنجه به چشمانم.. بگرفتم و بستم چشم...

             پيشاني خود پنهان، بر پنجه ي خود كردم...

                         تا داغ شـكـسـتـن را.. از خـلـق كـنـم پـنـهـان...

             اما تــو كـه مـي بـيـنـي... اما تــو كه مـي دانـــي...

 تنهاترم از تنها...

 اي يـــاور بـي يـــاران...

 اين دست من و...               اين دست مـن و اين تـــو...

 بس كن دگر اين بازي..!

                                     آخـر به چه مي نــازي!؟؟؟

                                                 خـــود مي شكني آســـان.. هر چيز كه مي سازي...

 يــك تــن بـوَد از مـا تـــو...               اي رهــبـــر گمراهان...

             يــا مــي كــــشـــي­ام بـا خــــود... يـــا مي كِــشــمــت آســــــان...

 نه صبح جلا دارد.. نه ســيــنــه صــفا دارد..

 اندوه غروبـــي نـيـسـت.. امــيــد به فردا چــيــســت!؟

 امــشــب غم و .. فردا غـــــــم...         بي عــشــقــم و بــي عــالــم..

             تــنــهــاتــرم از تـــنـــهـــا... اي يـاور بـي يــاران...

 ايــنك مـن و.. ايـنـك تو... داد دل مــن بـسـتـان..

                                     از صـفـحــه­ي اين گــيــتــي، مـحوم كـن و پـاكم كـن...

 تا با تو در آميزم...             تا با تو در آميزم...             خُـردم كن و خـاكم كن...

 ***

 خــــدايـــا... كـفـر مـي­گـويم.. پريشانم.. پريشانم...

 چه مي خواهي تو از جانم؟ نمي دانم... نمي دانم..

 مرا بي آنكه خود خواهم.. اسير زندگي كردي..

                         تــو مـسـئـولـي خـداونـدا به اين آغاز و پايانم...

 من آن بازيچه اي هستم.. كه مي­رقصم به هر سازت..

                                     تو مي­خندي از آن اول.. بــه ايــن چــشــمـانـم گريانم

 نه در مسجد نه ميخانه... نه در ديري نه در كعبه..

من آن بيدم كه ميلرزم..

من آن بيدم كه ميلرزم، دگـر بـر مــرگ ايــمـانـم...

 خدايي... ناخدايي... هرچه هستي غافلي يارب...

 كـه مــن آن كــشـتي بشكسته اي در كام توفانم...

 تويي قادر... تويي مطلق... نسوزان خشك و تر با هم..

             كـه مــن فــريــاد نـسـلـي عــاشــق و قـومي پريشانم...

 

 

 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

عشق زيباست ولي کور کننده

عشق شيرين است ولي سوزنده

عشق بهترين است ولي کشنده

عشق يکي است ولي تمام نشدني

عشق لطيف است ولي خار دار

عشق مست کننده است ولي ويرانگر

عشق نوراني است ولي داغ

عشق جاده اي است که پاياني ندارد

عشق مسحئر کننده است حتي اگه عاشق نباشي

عشق زيباست ولي کور کننده

عشق شيرين است ولي سوزنده

عشق بهترين است ولي کشنده

عشق يکي است ولي تمام نشدني

عشق لطيف است ولي خار دار

عشق مست کننده است ولي ويرانگر

عشق نوراني است ولي داغ

عشق جاده اي است که پاياني ندارد

عشق مسحئر کننده است حتي اگه عاشق نباشي

من که میدانم شبی عمرم به پایان میرسد

نوبت خاموشی من سهل و آسان میرسد

من که میدانم که تا سرگرم بزم هستی ام

مرگ ویران گر چه بیرحم وشتابان میرسد

پس چرا   پس چرا عاشق نباشم

من که میدانم به دنیا اعتباری نیست نیست

بین مرگ و آدمی قول و قراری نیست نیست

من که میدانم اجل ناخوانده وبیدادگر

سرزده میاید و راه فراری نیست نیست

پس چرا پس چراعاشق نباشم

من که میدانم شبی عمرم به پایان میرسد

 

 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 

ما کسایی که به فکرمون هستن رو به گریه می اندازیم

 

ما گریه می کنیم برای کسایی که به فکرمون نیستن

 

وما به فکر کسایی هستیم که هیچ وقت برامون گریه نمی کنن

                                                             

                                                                     این حقیقت زندگیه . . .

                                         . . . دیگه نمی خوام گریه کنم . . .

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

گفتم: بنويس! گفت: با چه بنويسم قلم ندارم؟

 

گفتم: با استخوانت بنويس !گفت: مركب ندارم با چه بنويسم ؟

 

گفتم: با خونت بنويس! گفت: ورق ندارم بر روي چه بنويسم؟

 

گفتم: بر روي قلبت بنويس !گفت چه بنویسم؟؟؟

 

                  گفتم :بنويس دوستت دارم........

می خوامت

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

 

 

از اشتباهات دیگران درس بیاموزیم، چون زندگی

آنقدر طولانی نیست تا همه آنها را خودمان تجربه

 کنیم

ایمان داشته باش که کوچک ترین محبت از ضعیف

 ترین حافظه ها پاک نمی شود

هیچ می دانی فرصتی که از آن بهره نمی گیری

 آرزوی دیگران است؟

در اندیشه آنچه کرده ای مباش، دراندیشه آنچه

نکرده ای باش

امروز را برای بیان عشق به عزیزانت غنیمت

بشمار، شاید فردا احساسی باشد اما …عزیزی

نباشد.

عاقل آنچه را که می داند ،نمی گوید

ولی آنچه را که می گوید ، می داند...




:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 
زندگی را دوست دارم

اما نه بدون تو

زندگی را در کنار تو دوست دارم

پس با تو بودن را دوست دارم

و زندگی بهانه ایست

برای با تو بودن

 

   

 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 

ديروز تاريخ است،فردا راز است، امروز يک هديه است

امروز فرصتي است براي نگريستن به ديروز وفرصتي است براي ساختن فردايي بهتر است

واقعا هم اينطوريه پس غصه ي ديروز رو نخوريم  و نگران فردا نباشم و 

 امروز كه بهترين هديه است را غنيمت شماريم ......

به امید فردایی بهتر

 
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 

         خد مت به چه معنی ؟

 

               خد مت ا نو ا ع و اقسا م د ارد .

   

               خو ب یا بد ، بجا یا نا بجا .

 

               با چشم د ا شت یا بد و ن چشم د ا شت .

 

              خد مت با مز د یا بد و ن مز د .

 

               با مز د خد متکا ر ، بی مز د افتخا ر ی .

 

              خد مت به خا طرر ضا ی خد ا مثل خد مت به

 

                پیا مبرا ن ، ائمه ، ا و لیاء خد ا ، پد ر و ما د ر .

 

              خد مت کنند ه تا ز ما نی خو شحا ل ا ست که ا ز ا و

 

         سوء استفا د ه نشو د .

 

         بیا یید جو ر ی رفتا ر کنیم که خد مت کنند ه

 

         از کا ر ش آ ز ر د ه و پشیما ن نشو د .

 

          هر چند ا و بر ای رضا ی خد ا می کند .

 

           خد مت کنند ه خسته نبا شی . اجر ت با (علی )

 

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
                           

خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
ببين هم گريه هام از عشق .چه زندوني برام ساختن


خداحافظ گل پونه .گل تنهاي بي خونه
لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه


يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند 
يكي با دست ناپاكش گلاي باغچمو سوزوند


تو اين شب هاي تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو


خداحافظ گل مريم .گل مظلوم پر دردم
نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم


نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم


نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني
تو كه بيدار بيداري بگو از شب چي مي دوني


تو اين روياي سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازيچه اي بودي . تو دست سرد اين مردم


خداحافظ گل پونه . كه باروني نمي توني
...طلسم بغضو برداره .از اين پاييز ديوونه خداحافظ .....!

 خداحافظ همين حالا، همين حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام


خداحافظ کمی غمگين، به ياد اون همه ترديد
به ياد آسمونی که منو از چشم تو ميديد


اگه گفتم خداحافظ نه اينکه رفتنت ساده اس
نه اينکه ميشه باور کرد دوباره آخر جاده اس


خداحافظ واسه اينکه نبندی دل به رؤيا ها
بدونی بی تو و با تو، همينه رسم اين دنيا


خداحافظ خداحافظ
همين حالا
خداحافظ

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
تقدیم به تو
 
 
 
 

 

 

در ره منزل لیلی که خطرهاست بسی

                                      شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

 مساحت رنج 

شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید


مگر مساحت رنج مرا حساب کنید


محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید


خطوط منحنی خنده را خراب کنید


طنین نام مرا موریانه خواهد خورد


مرا به نام دگر غیر از این خطاب کنید


دگر به منطق منسوخ مرگ می خندم


مگر به شیوه ی دیگر مرا مجاب کنید


در انجماد سکون ، پیش از آنکه سنگ شوم


مرا به هرم نفسهای عشق آب کنید


مگر سماجت پولادی سکوت مرا


درون کوره ی فریاد خود مذاب کنید


بلاغت غم من انتشار خواهد یافت


اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید

موفق باشید


 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 


                                                                   

      

خواب ناز بودم شبي.... ديديم كسي در ميزند.... در را گشودم روي او ...ديدم غم است در مي زند... اي

 دوستان بي وفا...از غم بياموزيد وفا..غم با آن همه بيگانگي..... هر شب به من سر مي زند .

طبق قانون بقاي شادي هيچ شادي از بين نميره؛ بلكه فقط از دلي به دلي ديگه جابه جا مي‌شه .

برای تمام دوستان گلم باران و احسان عزیز،مریم و مونا و مصطفی ،برای الهام و یاشار،برای lady bug

و تمام دوستانی که از قلم انداختم سال خوبی رو ارزو میکنم

موفق و پیروز باشید



""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
*~*~عشق~*~*

                                                             عشق

 بهت نمي گم دوست دارم ، ولي قسم مي خورم دوست دارم ،
بهت نمي گم که هر چي بخواي بهت مي دم ، چون همه چيزم تويي ،
نمي خوام خوابتو ببينم ، چون تو خيلي خوش تر از خوابي ،
اگه يه روزي چشمات پر از اشک شده دنبال يه شونه گشتي که گريه کني ، صدام کن
بهت قول نمي دم که ساکتت کنم منم پا به پات گريه مي کنم ،
اگه دنبال مجسمه سکوت مي گشي تا سرش داد بزني ، صدام کن قول ميدم ساکت بمونم
اگه دنبال خرابه مي گشتي تا نفرتتو توش خالکي کني ، صدام کن ، قلبم تنها
خرابه ي وجود توس        

چقدر بده حس کني عزيزترين کست داره بهت خيانت ميکنه اما نتوني چيزي بگي تا عشقو دوست داشتنتو نبرن زير سوال...


 

چقد دوست داشتم عشق منم مثل همه آدما بود


 

کاش هيچ وقت عاشق نميشدم تا يه همچين روزي رو نميديدم


 

عشق؟؟؟


 

چرا همه ميخوان عاشق بشن؟؟؟


 

يعني چيزي که من دارم عشقه ؟


 

پس چرا اين شکليه ؟


 

هميشه دوست داشتم عاشق بشم  اما نــــــــــــــــه ديگه اينو نميخوام


 

من ميخوام همه عاشقم بشن


 

خسته شدم


 

از اين زندگي نکبت بار پر از درد خسته شدم


 

منم آدمم چرا کسي اينو نميفهمه؟؟


 

شايد بگيد قشنگي عشق به درد و رنجشه


 

کاش يکيتون جاي من بود


 

درد و رنج عشق قابل تحمله اما واسه وقتي که تو رو بخوان نه اينکه........

تنهاييم عالمي داره..به خصوص وقتي که همه دور و  وترن اما باز تو تنهايي...


چقد جالبه که ما آدما از همه کساي که دور و برمونن چشم اميدمون فقط به چند نفر يا شايدم يه نفره...


چند نفر(يا نفري)که بودنشون واسه ما مثل داشتن همه دنياست و نبودنشون پايان زندگي و همه آرزوها...


با اين وضع واقعا تنهايي يعني چي؟؟ به چي میگن تنهايي و به کي ميگن تنها؟؟؟


ما که هيچ کدوم تنها نيستيم و هميشه اطرافمون شلوغه اما هميشه تو دلمون تنهايم...


تو درونمون دنبال کي و چي هستيم که با وجودو حضور خيلي ها باز احساس تنهايي ميکنيم؟؟


اين احساس گنگ و تنها بودن از کجا مياد؟



 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
*~*~~*~*

آرزو دارم شبي عاشق شوي .آرزو دارم بفهمي درد را .تلخي برخوردهاي سرد را .مي رسد روزي كه بي من سر كني .مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني ...

اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ می کند... بگذار پایان تو را غافلگیر کند درست مانند آغاز

دل آدم ها به اندازه ی حرفهاشون بزرگ نیست ... اما اگه حرفاشون از دل باشه می تونه بزرگترین آدم ها رو بسازه


هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسيد يادش باشه ريشش کجاست

باران را دوست دارم ، چون بی هیچ چشم داشتی به زمین می آید. این فاصله را  با تمام عشق طی می کند تا به ما اهالی خاک نوید تازگی و آبادانی بدهد

وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن ...به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد...نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد

چقدر حقيرند مردماني که نه جرأت دوست داشتن دارند، نه اراده‌ي دوست نداشتن ، نه لياقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن؛ با اين حال مدام شعر عاشقانه مي‌خوانند!

عشق التماس نگاه تو نیست عاشق که باشی پرواز فقط بهانه است نگاهت که عاشقانه باشد بی هیچ بال و پر زدنی آسمان در دستت گم میشود عاشق تر که میشوی نمیمانی گم میشوی دلت میخواهد قدم بزنی کنار یاد کسی که باد هم راه خانه اش را نمیداند…!

کویر

این جاذبه زیبای خلقت

چه زیباست.

 باورش آسان است.

کافی است . . .

 

دلم را آهني کردم مبادا عاشقت گردد

ندانستم تو اي ظالم دلي آهن ربا داري

مهم اين نيست که تو add ليست مسنجرم چند نفر add شدن. مهم اينه که تو قلبم فقط يک نفر add

شده باشه که با هم on بشيم، باهم آرشيو زندگي رو دوره کنيم و با هم off بشيم. امّا بايد يادمون

باشه پسورد دوستيمون رو جوري بسازيم که کسي نتونه هکمون کنه!!!

شعر عاشقانه کوتاه و خوب

         i love you

نگو بار گران بوديم و رفتيم

    نگو نامهربان بوديم و رفتيم


 

    آخه اينها دليل محکمي نيست


 

    بگو با ديگران بوديم و رفتيم


 

 شعر عاشقانه

برای همه ی دوستان گلم ارزوی سلامتی دارم .

موفق و سر بلند باشید خیلی ممنونم از نظر های خوبتون

 



 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
*~*~حقیقت ~*~*
 
 

کاش ...

کاش دلها آنقدر پاک و خالص بودند که دعا ها قبل از پایین آمدن دست ها مستجاب می شد ...

کاش آسمان حرف کویر را می فهمید و اشک خود را نثار گونه های خشک کویر می کرد ...

کاش واژه حقیقت آنقدر با لبها صمیمی بود که برای بیان کردن آن نیازی به شهامت نبود ...

 کاش مهتاب با کوچه های تاریک آشنا بود ...

 کاش بهار آنقدر مهربان بود که باغ را به دست خزان نمی سپرد ...

و ای کاش دوستی به قدری حرمت داشت که شکستنش به این زودی ها رخ نمیداد ... .

هرگز فراموش نمی کنم

سخنانی که از چشمان تو شنیدم    

می گویند چشمها هرگز

دروغ نمیگویند

اما من شیرین ترین دروغ ها را                                                

از چشمان تو شنیدم 

آن هنگام که می گفتند:                                                

            دوستت دارم.... 

 

 

 

 

 

 

برو ای زن برو ای لکه الوده به ننگ

          برو ای داغ سیه خورده به پیشانی تو

           برو از دیده ام ای دیو سیهکار پلید

           تا از خاطر ببرم ننگ هوسرانی تو

            مرمرین پیکر افسونگر جادویی تو

            گردن اویز چه کس بودو در اغوش که بود

             من ندانستم از اغاز که نیرنگ و فریب

              خفته در پرده چشمان بدین زیبای

               بیخبر بودم از این ننگ که با بیخبری

               میزدم بوسه بلبهای زنی هر جایی

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 
 
 
دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني..

 دوستت دارم چون تنها ترين مصراع شعر مني
 
دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني
 
دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني
 
دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني

دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني

 دوستت دارم چون به يک نگاه عشق مني




""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 
 
راه عشق

سرت و بذار رو شونم

می خوام لالایی بخونم

وای چه احساس قشنگی

من برای تو می خونم

خیره شو باز توی چشمام

دستت و بذار تو دستام

اینجا انگار خیلی سرده

گرمیه دستات و می خوام

خنده کن اول راهیم

من و تو رفیق راهیم

به تو عادت کردم انگار

من و تو بی سر پناهیم

تکیه کن به پای خستم

می بینی هنوز نشستم

باورم کن ای عزیزم

من همیشه با توهستم

تو همیشه یار من باش

توهمیشه مال من باش

تا بریزم زیر پاهات جونم و

تو یار من باش

می میرم اگه یه روزی

اشک چشمات و ببینم

حیفه مروارید چشمات

بریزن از ماه پلکات

وای چه این روزا قشنگه

روزگار پر آب و رنگه

اگه یک لحظه نباشی

دل من آخ تنگه تنگه

 

یه مدته خیلی دلم تنگه

برای همه ی کسایی که پیشم نیستن

دلم گرفته ، دلم می خواد با یکی حرف بزنم

چی می شد اگه جدایی نبود

فاصله نبود

حداقلش اینه که می دونم

 دیگه اینقد غمگین نبودم

 چون دیگه تنها نبودم

کاش می شد که منم به آرزوم برسم

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 
 
من این عکسو تو وبلاگ یکی از دوستان دیدم بهتره شما هم ببینین.

 

Photo Design Team

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 
 
 
             امشب واقعا بهت احتیاج دارم دلم خیلی گرفته

               مثل همیشه وقتی باید باشی نیستی

آرزو دارم:
آرزو دارم دستی در دستانم بود و مرا نوازش ميكرد و ای كاش آن دست ، دستان مهربان تو بود !

آرزوی آغوش گرمی را دارم كه مرا در آغوش خود بگيرد و در آغوشش با من با صدای
آهسته درد دل كند و ای كاش آن آغوش ، آغوش گرم تو بود!

آرزوی يك بوسه را دارم ، بوسه ای از سوی يك لب سرخ ، از سوی كسی كه زندگی
من است و با تمام وجود دوستش دارم ، كاش و ای كاش آن بوسه از سوی تو بود.

آرزوی پرواز را دارم ، پرواز از اين سرزمين بی محبت ، ميخواهم سفر كنم ، سفر به
سوی سرزمين خوشبختی ها و كاش همسفری بود و آن همسفر من تو بودی!

آروزی شنيدن صدای نفسهايت را دارم ، كاش فاصله ای نبود و كاش ما در كنار هم
بوديم تا صدای نفسهای گرمت را احساس كنم ، كاش مرزی نبود بين ما و ای كاش اگر
 هم مرزی بود آن مرز تو بودی!

آرزو دارم دست درون موهايت كنم و برايت در يك شب عاشقانه آواز لالايی را بخوانم ،
كاش همبستری بود و آن همبستر من تو بودی!

آرزو دارم حتی از دوردست ها نيز چهره ات را ببينم ، اما !

ای يار بعد از سفر كردنت همه چيز برايم يك رويا شده است و ديدنت برايم يك آرزوی
بزرگ !

آرزو دارم دوباره بيايی و تمام آرزوهايم را زنده كنی عزيزم!

آرزو دارم دستانت را در دست بگيرم ، و تو را در آغوش خود بگيرم و بر لبانت بوسه
بزنم و بگويم كه خيلی دوستت دارم عزيزم ، و ای كاش ای آرزوی من آن آرزوهای من
      همه تو بودی تا ديگر نه آرزويی داشتم و نه ديگر رويايی را در سر داشتم

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 
 

 

بیا بنشینیم و به آسمان نگاه کنیم که درس های

 

زیادی پیش رویمان است. ابرها را ببین که چگونه

 

بی هدف پرسه می زنند. بیا از آسمان یاد بگیریم

 

و به هیچ فکری نچسبیم و بی خیال و رها بگذاریم

 

فکرها در آسمان ذهنمان جابجا شوند و حتی گاهی

 

دور دور شوند.این طور قلب مان مثل آسمان صاف

 

می شود.

 

بیا به غروب که روز جایش را به شب می دهد خیره

 

شویم ودرهیچ مشکلی نمانیم.نگو قلبت زخمی شده.

 

عیبی ندارد,دوباره خوب می شود.قبلاً هم اتفاق افتاده.

 

یکی می رودودیگری می آید.یکی می رود و دیگری متولد

 

می شود. این نفس تغییر است.عشق را بارها پیدا می کنی.

 

شده شبی به روز نرسد؟

 

اگر غمگینی,مثل باران ببار.گریه برای دل های مکدر مرهم

 

خوبی است.اما همیشه که آسمان ابری نمی ماند. اشک ها

 

هم بالاخره تمام می شوند.بگذار آفتاب امید دوباره آسمان

 

دلت را روشن کند.فکر کردن به برف در تابستان دلت را خنک

 

می کند! برف ها دانه دانه از آسمان پایین می آیندو بر روی

 

بلندترین کوههای عالم می نشینند تا رودها همواره پر آب

 

باقی بمانند و زندگی ادامه پیدا کند.تو به لحظه های زندگی

 

چه هدیه می دهی؟

 

ما آدم ها مثل ستاره های آسمان هر کدام به اندازه ی وسعمان

 

می درخشیم.یکی هم مثل ماه می شود! هیچ کس جای کسی

 

را تنگ نکرده و جا برای تابیدن همه وجود دارد.بیا به هم نگاه کنیم

 

و با هم بدرخشیم.آسمان با همه ی ستاره هایش زیباست و دنیا

 

با همه ی آدم هایش.

 

     در ضمن سال نو بر تمام دوستان مبارک

 

 

         قربان شما       سیامک

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 
 
                                                  

            

                                                

         من برای عشق ورزیدن کمی دیر آمدم

      

            من پر از دردم, غریبم , سخت دلگیر آمدم

 

            کاش باران می شدی یک لحظه بر این شوره زار

 

            کاش من هرگز نبودم از نگاهت شرمسار

 

            خوب می دانی اسیرم در خم گیسوی عشق

 

            زندگی را می دهم تنها به تار موی عشق

 

            زندگی یعنی ملامت, زندگی یعنی عذاب

 

            عشق دیگر هیچ یعنی سوال بی جواب

 

            خوب می دانی که من افتاده از این درگهم

 

            خوب می دانی که از راز نگاهت آگاهم

 

            هیچ کس قلب مرا اینگونه طوفانی نکرد

 

            زندگانی را با همه دلبستگی فانی نکرد

قق

 

 

 

احساس انزجار، تنفر...
از همه ی حس هایی که دارم و نمی خوام...
حس هایی که اذیتم می کنند.
گاهی وقتا گلوم رو میگیرن، گاهی وقتا سرم رو...
گاهی وقتا هم هزار تا کرم دیگه می ریزند
چه فرقی می کنه؟ حس بد، حس بده...
حس خفگی ناشی از حرف نزدن یا حس سر درد به خاطر ندونستن
حس تنهایی بر خلاف تنها نبودن
من مریضم!
شایدم دارم به خودم تلقین می کنم که مریضم!
شرط می بندم هیچ کدومتون معنی این اراجیفی رو که من اینجا به رشته ی تحریر در میارم نمی فهمید
من خسته ام!
از داشتن احساسات بد خسته ام
از این محیط اتاقم خسته ام
از خودمم دارم خسته میشم
دیشب به خاطر گفتن این حرفا از دست دو تا از دوستام_سجاد و محمد صادق_ کتک خوردم
از این وبلاگم خیلی خسته ام
خودشم نمی دونه چه غلطی میخواد بکنه
یه روز سیاسی مینویسه، یه روز جفنگ...
خودمو میگم...
نتونستم خودمو بزنم به کوچه ی علی چپ
به کوچه ی علی راست هم
من بیمارم!
در مورد تک تک شما شخصیت پردازی می کنم
اون جوری که خودم دلم میخواد
شخصیت هایی باب طبع خودم
به خاطر اینه که همه تون رو دوست دارم
من آدم ضعیفی هستم
احساس می کنم کامنت های تمجید آمیزتون الکی هست
از کامنت های انتقادی تون متنفرم
از این که نمیتونم با نوشته هام حرف بزنم بدم میاد
راما می گفت من خیلی ساده ام
سادگی من عمدی نیست، از روی ناآگاهیه
از ندونستن ها متنفرم، خیلی نمیدونم!
روزی دو بار از زیر پل عابر پیاده  رد میشم
میدونم فقط احمق ها این کارو می کنن
نمی گم احمقم
اول برای اینکه شما که نشستید بگم بسوزید
دوم برای اینکه احمق بودن آرزومه
از تحقیر بدم میاد
تو زندگیم هیچ کس رو اذیت نکردم
نه تو دبستان
چرا...
تو راهنمایی
اذیت می کردم
چون قدرت داشتم
اونایی که بقیه رو اذیت می کردن رو اذیت می کردم
اسمشون رو رد می کردم دفتر مدرسه
دسته جمعی دهنشونو سرویس می کردن
آدم فروشی
هنوزم از کارم خجالت می کشم
ولی به جز گروه مذکور، کسی رو اذیت نکردم
بیشتر از بقیه خودم خودم رو تحقیر می کنم
دودوک ساز قشنگیه
حالمم از همه ی اونایی که این روزا غمگین می نویسند به هم میخوره.
من نویدم، همین!
تمام اون چیزی که می بینید، و تمام اون چیزی که نمی بینید...
خوب بسه دیگه
 دستم درد گرفت
ثبت مطلب و بازسازی وبلاگ
شما هم خوش باشید
همین!

 

 

 
 
 
باغ


باغ تقویم ایام است؛
نقشه راه فصول ِدر راه.
گذر گرم جبهه جنوب
خبر از ضیافت بهار دارد-
از خواندن پرندگان،
انفجار رنگ و رایحه گل. 
بهار پشت پای زمستان
آش رشته تهیه میکند؛
خود را برای میهمانی آماده.
 
سرما با توری سرخ سرشاخه ها و جقه ها؛
لبه های برگ لاله و سنبل را میپوشاند.
ولی نرگس، راز زرد غنچه را پنهان نتواند کرد.
کاج با شولای یشمی پار ناظر تعجیل بهار امسال.
بهار اوج موج زوج زلزله رنگ است.
آرایش بهاری آبستنی تابستانی در پی دارد.
طوفان پاییزی از سر گذراند
بخواب زمستانی رود.
 
باغ با خاطره بهار خود را میآراید.
گاه با التهاب به گذشته میگرید.
یا برای آبیاری تخم، میبارد.
باد بر بام کاهگلی، گلبرگهای سفید گلابی و
           گلبهی هلو پراکند
- در زیر زرد داس ماه.
 
برای من فقط افسوس ایام گذشته است؛
با طرحهای مبهم آینده کوتاه.
*
عروق درختان ملتهب، الوان را انتظار می کشند.
نسوج سرشاخه ها متورم شده از صمغ سرخ
در انتظار رنگین کمان آلاچیق است
تا خود را بیان کند.
مخاط ناودانها ترشحات بهار دارد.
نبض باغ تند میزند.
رویش رنگ برنگ می شود.
هذیان درخت از نوک سرخه سر،
تب ارغوان با کهیر همراه است.
باغ مریض است.
ساکنان باغ بدور رفته اند.
آسمان آن سمی است.
نهر آن فاضلاب شده.
تنها خورشید است سالم، ولی دور.
سار و سسک از سرما میلرزند.
هیولای سبز سرو آفتاب را دزدیده. 
 
برای من آینده از غبطه گذشته در حال است.
خطور سطور آن روزها و شبها
با خاطرات و مخاطرات
با اندوه ها که چون ابر بهاری آماده فوران اند. 
030706
 
 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""



توت

بر سطح خاكی جنوبی شهر
توت فرتوت- گنبد سبز درخت تنها
هر بهار غبار ايام از خود پاک کند
با جوانه های حنايی و قوی با شاخه های حرير پر برگ پهن
شيره در شاخه بالا برد.
چون شهر آذين به چراغهای انگشتونه ای شود.
آغاز تير دلخستگان شهرستان
از شاخه های برکت آن توت رشگ سفيد
به دهان خشگ سرخ خود گذارند.
کام شيرين قوت جان بياد کودکی
از بازوان سخاوت آن آويز با ياد مادر ميوه بکام گذارند.
گاهی مسافری چادر بزیرت پهن کرده؛
از تنه تو بالا رفته؛ شاخه ها را تکاند-
رگبار توت بر چادر.
در خانه بر چینه دیوار ترا خشگ کرده
برای آجیل شیرین شب یلدا.
در زير آن
توتهای رسيده خاکی و نيمه خشگ برای مور و پرندگان.
اين برج خضرايی با شکیبایی کرم ابريشم
در تارهای قالی ابدی می شود.
درخت کارخانه توليد رنگ، رايحه، آواز، رقص است؛ 
             سایه بان، کامخور حیات.
برآن بيتوته ايليلاتی سار، گنجشگ، شانه بسر، فاخته، زاغی
پس از سيل توتهای سرين شيرين شور و ماهور ميخوانند.
 
 

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

بهانه بهارانه



کامیلیا شکوفه ها بر خاک افکند-
چون بوسه های سرخ عشق.

از این ایوان دلگشا
بام باغ غرق شکوفه است.
باغ راز داغ حیاترا در میان گذارد:
جوانه های درختان زرد، سرخ، حنایی
سپس سبز می شوند.
در انتها زرد، سرخ، خرمایی
سپس در خاک، سیاه.
 
گل نگین  نور است-
بلور باران و شهد زمین.
از هیچ آمده، بهیچ رسد.

شکوفه شاخه می پوشاند در این بهار
سایه می گسترد بر سبزه-
لایه گل بین آبی آسمان و سبز زمین.

در پی باران لطیف، طبیعت کفش بلور بپا کرده.
هجوم حجم رنگ گل بر اورنگ باغ-
یاس زرد زیر داس ماه
بر این گستره بهاری
حریر سفید برف پیرار سبز است کنون
زیر الاچیق لاجوردی سپهر
ذهن زیبای زمین پر از خاطرات گل و گیاه
پر از طرحهای بوته و باه
فشار آورد به لخت شاخه ها
برای انفجار رنگ و رایحه در راه.

تقابل تنهایی من، تویی.
شکوفه های بوسه- چون کامیلیای سرخ.
عشق چیست؟
انعکاس ضربان یکی در کنار جفت.
آیا عشق زوال می پذیرد؛
با گذر ایام محو می شود؟
 
 

يادمان باشد زنگ تفريح دنيا هميشگي نيست ، زنگ بعد حساب داريم ...

 بی اجازت دفتر  ۳۶۵ برگ جدیدتو دادم به خدا تا بهترین تقدیر رو برات نقاشی کن

ه نوروز ۸۸ مبارک

دمت گرم بابا.خیلی با حالی

اولین گوسفندی هستی که دلت طاقت اورد و سبزه ها رو تا سیزده نخوردی

//||\\ //||\\ //||\\ //||\\ //||\\ //||\\ //||\\

مرد: قسم مي‌خوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم!

تركه تي‌شرت تايتانيك مي‌پوشه، مي‌ره دريا غرق مي‌شه!

الو سلام منزل خداست؟ این منم مزاحمی که آشناست هزار دفعه این شماره را دلم  «

گرفته است ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است به ما که می رسد، حساب بنده هایتان جداست؟

همین روزا میان دست گیرت می کنن دست بند به دست میان می برنت جزئیات جنایت 

هنوز مشخص نیست اما .....اثر انگشتت روی قلب شکـ..ستم مونده

اگه تو کوچه پس کوچ های دلم گم شدی.دنباله کـ..سی نگرد که آدرس بهت بده چون غیر 

از تو کـ..سیی اونجا نیست

چشمهای تو مثل دریاست... اجازه میدی جورابامو توش بشورم؟

رده بندی آدمها در ایرن «

2 - قشنگ ترین آدم دنیا :دکتر محمود احمدی نژاد 3 - پیرترین آدم دنیا : علی دایی 4

- جواد ترین آدم دنیا :بنیامین 5 - با استعداد ترین بازیگر سینمای دنیا : محمدرضا

گلزار 6 - بد بخت ترین آدم دنیا : دوست پسر 7 - ورزشکار ترین آدم دنیا (البته در

رشته چتر بازی ): دوست دختر 8 - باحال ترین آدم دنیا : من 9 - ضایع ترین آدم دنیا :

شک نکن که خودتی

خصوصیت  دخترها

 1. خوشگل تر از خودشون نمیتونن ببینن. 2. هر روزی که باهاشون اشنا شی 3 روز بعد به طور اتفاقی

تولدشونه. 3. دوست ندارن دم ویترینای مغازه ها وایسن که دوست پسرشون  از چیزی خوشش بیاد

مجبور شن پولاشونو خرج کنن. 4. روز تولد دوست پسرشون یا مسافرتن یا  با دوستاشون می خوان برن

 درس بخونند. 5. هر وقت دیر میکنن به جون مامانشون تو ترافیک بودن. 6. اگه راجع به  دانشگاه ازشون

 بپرسی تب 40 درجه میکنن. 7. همشون دوست پسر ندارن چون یا مرده یا بهشون خیانت کرده

روز قیامت خدا به مردا میگه: اونایی که زن ذلیل بودن سمت چپ بقیه سمت راست. «

همه میرن سمت چپ فقط یکی نمیره. خدا بهش میگه چرا تو نرفتی اونور؟ میگه: خانومم گفته اینجا وایسا

 

..................سال نو مبارک ................

 

اخرین پیام ماهواره امید   :  نامردا منو فرستادین هوا شب عیدی خودتون رفتین دنبال عشق و حال    من مامانم و می خوام 

ادعا نمی کنم، همواره به یاد کسانی هستم که دوستشان دارم ولی می توانم ادعا کنم
که لحظاتی که به یادشان نیستم نیزدوستشان دارم

میدونی صفای ما پا برهنه ها چیه؟ این که ریگی به کفشمون نیست .

تصور كن اگر قرار بود هر كس به اندازه ی دانش خود حرف بزند چه سكوتی بر دنیا حاكم میشد ... ..... ناپلئون

پفک 100 تومان ، شیر 200 تومان ، بستنی 300 تومان ، نوشابه 400 تومان ، ...... اون وقت زورت میاد یه اس ام اس 14 تومانی بفرستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به اشتياق اولين دانه برف، به تحمل آخرين برگ پاييز، به گرماي تن خورشيد و به زيبايي آسمان شب قسم مي خورم كه سر كاري

يه خره عكس خودشوتواب مي بينه ميگه چقدرشبيه اوني ام كه داره اين متن رو ميخونه

نمی دانم تا کدامین طلوع زنده خواهم ماند و در کدامین غروب خواهم رفت... اما دوست دارم تا اخرین لحظه بودنم تو را سر کار بگذارم

یارو آخر عمری بچه هاش رو جمع میکنه به هر کدوم یه تیکه چوب میده میگه بشکونین. می شکونن به هرکی 5 تا دسته بیل میده میگه بشکونین. می شکونن. به هر کی 10 تا دسته بیل میده میگه بشکونین میشکونن. به هر کی یه بسته دسته بیل میده میگه بشکونین می شکونن. میگه حیف که خرین؛ وگرنه نصیحتتون میکرد

اگه از کنار یه گنجشک رد شدی نپرید فکر نکن دوستت داره!تو رو ادم حساب نکرده

 

سلام تولد خاتم رسل  پیامبر اعظم مبارک  .


 

دختر ها در سنین مختلف

سن 14 سالگي : تا پارسال هر کي بهشون مي گفت چطوري؟ ميگفتن خوبم مرسي ... حالا ميگن مرسي خوبم

سن 15 سالگي : هر کي بهشون بگه سلام ... ميگن عليک سلام  نقاشيشون بهتر ميشه » بتونه کاري و رنگ امیزی 
سن 16 سالگي : يعني يه عاشق واقعيند ... فردا صبح هم ميخوان خودکشي کنن ... شوخي هم ندارن

سن 17 سالگي : نشستن و اشک مي ريزن ... بهشون بي وفايي شده  کوران حوادث
سن 18 سالگي : ديگه اصلا عشق بي عشق ... توي خيابون جلوي پاشون رو هم نگاه نمي کنن
سن 19 سالگي : از بي توجهي يه نفر رنج مي برن ... فکر مي کنن اون يه آدم به تمام معناست
سن 20 سالگي : نه , نه ... اون منو نمي خواست آخرش منو يه کور و کچلي مي گيره ... مي دونم
سن 21 سالگي : فقط سن 27-28 سالگي قصد ازدواج دارن ، فقط
سن 22 سالگي : خوش تيپ باشه ، پولدار باشه ، تحصيلکرده باشه ، قد بلند باشه ، خوش لباس باشه ... آخ که چی نباشه
سن 23 سالگي : همهء خواستگارا رو رد مي کنن
سن 24 سالگي : زياد مهم نيست که چه ريختييه يا چقدر پول داره ، فقط شجاع باشه ، ما رو به اون چيزي که نرسیدیم برسونه

سن 25 سالگي : اااااااه ، پس چرا ديگه هيچکي نمي ياد... هر کن ميخواد باشه ، باشه
سن 26 سالگي : يه نفر مي ياد ، همين خوبه ، بله 
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پات مي شکست و خواستگاري من نميومدي

 
میدونید اولین نفری که از واژه  اوسگل استفاده کرد کی بود ؟؟
 

داستانش اینه: آورده اند که روزی آدم و حوا در خانه خود نشسته بودن که ناگهان صدایی از در برخاست و بلا فاصله حوا گفت: کیه ؟؟؟؟؟

در همین حین آدم رو به او کرد و گفت: آخه اوسگل به غیر از من و تو کی توو این دنیا هست؟؟
 
       پس نتیجه میگیریم که مشکل دخترها ریشه تاریخی داره و یک مشکل نو نیست.
 

مطلب زير در مورد سير تاريخيه مهريه ونتايج اونه

عصر شکار: 20 کیلو گوشت دایناسور، 40 کیلو گوشت اژدها.
نتیجه: دایناسورها منقرض شدند


عصر کشاورزی: 24 دست تبر سنگی، 24 دست تیغه و داس جنگی.
نتیجه: افزایش قتل به دلیل دم دست بودن داس برای خانوم ها

عصر فلز: 70 ورقه مسی، 50 تا خنجر مفرغی و سرگرز آهنی.
نتیجه: افزایش شکستگی سر مردان به دلیل تماس با گرز آهنی

عصر بخار: 30 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس خانوم
نتیجه: کمبود آب و جیره بندی شدن آب

عصر صنعت: 1 میلیون پول، 14 سکه طلا، یک اتومبیل و هرچی که با ص شروع میشد
نتیجه: بنا به درخواست آقایان تولید ژیان آغاز شد

عصر کامپیوتر: هم وزن عروس خانم سکه طلا!!!
نتیجه: هرچی عروس خانوم مانکن تر باشد بهتر است

نتیجه گیری کلی: بابا بگو نمیخوایم زن بهت بدیم دیگه... این کارها یعنی چی

                          نظر یادت نره موش موشک ...

 


يادت باشه من اولين کسي هستم که عيد رو از ??روز پيش بهت تبريک گفتم
بهار،نـيم بهار،ربـع بـهار، بهار را قسمت کردند؛بازارشان سکه شد! دوست عزيز سبز ترين و هميشگي ترين بهار ها را برايت آرزو مندم
نزديک عيده، توي خونه تکونيه دلت، مارو بيرون نکني!!!
ز کوي يار مي آ يد نسيم باد نوروزي از اين باد ار مدد خواهي چراغ دل برافروزي . نوروز مبارک
مي‌دونم اگه بگم سال نو مبارک حالت از شنيدن اين جمله کليشه اي بهم مي خوره.
پس سال نو مبارک!

باتبريک سال نو
عاقبت زمستان رفت و رو سياهيش براي ما موند
..
...
....
....
حاجي فيرو

اين اس ام اس رو ... روز ديگه بخون.
.........
.........
گفتم ... روز ديگه!
.........
.........
عيد نوروز مبارک. يادت باشه من اولين کسي بودم که بهت تبريک گفتم!

 ساقيا آمدن عيد مبارک بادت
وان مواعيد که دادي مرواد از يادت
سال نو و نوروز باستاني مبارک

سايه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستي بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
اين است هفت سين آريايي
نوروز مبار

يک شاخه رز سفيد تقديم تو باد
رقصيدن شاخ بيد تقديم تو باد
تنها دل ساده ايست دارايي ما
آن هم شب عيد تقديم تو باد

ثل ماهي زنده
مثل سبزه زيبا
مثل سمنو شيرين
مثل سنبل خوشبو
مثل سيب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشيد
سال نو مبارک

با آرزوي
12 ماه شادي،
52 هفته پيروزي،
365 روز سلامتي،
8760 ساعت عشق،
525600 دقيقه برکت،
3153000 ثانيه دوستي.
سال نو مبارک باد

سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نيكو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام
********سال نو مبارك*******

بهار بهترين بهانه براي آغاز، وآغاز بهترين بهانه براي زيستن است
آغاز بهار بر شما مبارک
><(((>
><(((>
><(((>
من اولين کسي بودم که براي تو ماهي عيد فرستادم.
سال نو مبارک

چند روز ديگه بهار مياد و همه‌چيز رو تازه مي‌كنه، سال رو، ماه رو،
روزها رو، هوا رو، طبيعت رو، ولي فقط يك چيز كهنه ميشه كه به
همه اون تاز‌گي مي‌ارزه، «دوستيمون»

اين بار مي خواهم هفت سين عيد را با ياد تو بچينم
سبزه را با ياد روي سبزه ات
سمنو به ياد شيريني لبخندت
سايه دانه به رنگ چشم هايت
سرکه با ياد ترشي مهربانيت
سيب با ياد ترديه گونه هايت
سکه با ياد درخشش قلبت
سير با ياد تندي کلامت
با همه خوبي ها و بدي هايت  ... دوستت دارم

سلامت
سعادت
سيادت
سُرور
سَروري
سبزي
و سَرزندگي
هفت سين سفره ي زندگيتان باد

امروز دو نفر از من ادرس و شماره تو رو گرفتن..منهم بهشون دادم..يکي خوشبختي..يکي موفقيت
تو سال جديد هر روز ميان سراغ


فرخنده باد بر همگان مقدم بهار
نوروز , جاودانه ترين جشن روزگار
سلام، ببخشيد اين موقع شب بيدارت كردم.
خواستم يادآوري كنم: سال نو شده.
. كم‌كم بايد از خواب زمستوني بيدار بشي

افسوس مي خورم ....چرا؟چرا با رفتن تو..............بهار مي ايد ؟...امدي در سرماي زمستان... به سردي زمستان بودي..... به غم انگيزي  شبهاي تنهايي.....  به خشکي برف  ...مي روي..... بهار مي ايد ...به نظر معامله خوبي  است....اميد ان دارم بهار گلي بر چهره ات بنشاند ...چه اميد مبهمي...گردش روزگار خطا ندارد ....زمستان هيچ گاه بهار را نمي بيند... 

بهتربن راههای راه رفتن روی اعصاب دیگران  :

۱-  به کسی که دندان مصنوعی داردبلال تعارف کنيد

۲- وقتی از آسانسور پياده می شين دکمه تمام طبقات را بزنيد و محل را ترک کنيد
۳- وقتی با بچه ها بازی فکری می کنين سعی کنين از اونا ببرين
۴- ايده های ديگران را به اسم خودتون تمام کنين
۵- بوتيک چی را وادار کنين ششصد مدل لباس رو نشونتون بده بعد بگيد هيچکدوم رو نمی خوايد و سريع خارج بشيد
۶- اگه سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنيد
۷- وقتی کسی لباس تازه می خره بهش بگين خيلی گرون خريده و سرش کلاه رفته
۸- وقتی دوستتون رو بعد از يه مدت طولانی ديديد بهش بگين چقدر پير شده
۹- وقتی در يک جمع کسی يک جوکی گفت حتما بهش بگيد خيلی قديمی بود
۱۰- بادکنک بچه ها رو بترکانبد
۱۱- مرتب اشتباهات لغوی و گرامری ديگران هنگام صحبت را گوشزد کنيد و بخنديد
۱۲- وقتی دوستتون موهای سرش رو کوتاه کرد بهش بگيد موی بلند بيشتر بهش ميومد
۱۳- هر جايی که می تونين آدامس جويده ی خود را جا بذاريد
۱۴- عکسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا کنيد
۱۵- توی ظرف آجيل فقط پسته ها و فندقهای دهن بسته بذاريد
۱۶- توی مهمونی ها مرتب از بچه چهار ساله تان بخواهيد هر چه شعر بلده بخونه
۱۷- توی جای کارت دستگاه های عابر بانک چوب کبريت فرو کنيد
۱۸- توی روزهای بارونی با ماشينتون به سرعت از وسط آبهای جمع شده بگذريد
۱۹- ورقهای جزوه ی ۳۰۰ صفحه ای دوستتون رو که می خواستيد زيراکس کنيد قاطی پاطی بذاريد و بهش برگردونيد
۲۰- با يه پيتزا فروشی تماس بگيرين و آدرس ۳ تا خونه اون ورترو بهش بديد

می دونی بهترین دوست تو کیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟کسی که اولین اشک تو را ببینه دومیش را پاک کنه سومیش را تبدیل به خنده کند
گویند اسكندرقبل از مرگ وصیّت كرد هنگام دفن كردن من دست راست مرا بیرون ازخاك بگذارید ،پرسیدند چرا،گفت میخواهم تمام دنیا بدانند كه اسكندر با آن همه شكوه و جلال دست خالی از دنیا رفت

زندگي مثل يه پل قديميه! به اين فکر نکن که اگه تنها ازش بگذري ديرتر خراب ميشه به اين فکر کن که اگه افتادي يکي باشه که دستتو بگيره
هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشکن: اعتماد ، قول ، رابطه و قلب زيرا وقتی اين ها می شکنند صدا ندارند ! ولی درد بسياری دارند
مگر نمي داني بزرگترين دشمن آدمي فهم او ست ؟ تا مي تواني خَر باش تا خوش باشي

                                                                                                   افلاطون

ميدوني آدما بين الف تا ي قرار دارند. بعضي ها مثل " ب " برات ميميرند، مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عا شقت ميشوند، مثل " م " منتظر مي مونند تا يه روز مثل " ي " يارت بشن.
زندگی همچون بادکنی است در دستان کودکی، که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتنش را از بین می برد
بي وفا ديگه دوستم نداري . . . خيلي خب ، قلادتو باز مي كنم بري
ويكتور هوگو مي گه هرگز به كسي كه دوستش داري نگو دوستت دارم ... ويكتور هوگو غلط كرده دوست دارم دوست دارم دوست دارم

نظامي ترين جمله عاشقانه: توي اردو گاه قلبتء منم يه اسير جنگيء تو منو شکنجه ميديءتوي اين قلعه ي سنگي
آدمی ساخته ی افکار خویش است فردا همان خواهی شد که امروز بدان فکر می کنی
ماه به من گفت،اگر دوستت به تو پیامی نمی دهد چرا ترکش نمی کنی؟ به ماه نگاهی کردم و گفتم آیا آسمان تو را ترک می کند زمانی که نمی درخشی؟
تركه از آسمون خراش ميفته پايين مردم دورش جمع ميشن ميگن چي شده تركه ميگه :هيچي بابا پوزه

آسانسورمونو زدم
يه بار يه خيارو خيارشور باهم ميرفتند يه نفر از خياره ميپرسه اين كيه باها ت ميگه خواهرمه ترشيده
تيکه ي جديد پسرا به دخترا: اين روزا همه از من شماره مي خوان، شما چطور؟
به ترکه میگن خوابیده آب نخور که عقلت کم میشه ...! ترکه میگه عقل چیه؟ میگن: هیچی ، آبتو بخور.

بي وفا ديگه دوستم نداري . . . خيلي خب ، قلادتو باز مي كنم بري


2۱ توصيه براي لذت بردن:


۱) به تماشاي غروب آفتاب بنشينيد.

۲) بيشتر بخنديد.

۳) كمتر گله كنيد.

۴) با تلفن كردن به يك دوست قديمي او را غافلگير كنيد.

۵) دعا كنيد.

۶) در داخل آسانسور با آدمها صحبت كنيد.

۷)لذت عطسه كردن را حس كنيد.

۸) زير دوش آواز بخوانيد.

۹) كفشهايتان را عوضي پايتان كنيد و به خودتان بخنديد.

۱۰) به دنياي بالاي سرتان خيره شويد.

۱۱) از درخت بالا برويد.

۱۲) به ديگران بگوييد كه خوشگل شده اند.

۱۳) يك آدم برفي با ماسه بسازيد.

۱۴) زير باران راه برويد.

۱۵) برقصيد، حتي در تختخواب.

۱۶) كنار رودخانه يا دريا بنشينيد و در سكوت به صداي آب گوش كنيد.

۱۷) جلوي آينه شكلك درآوريد.

۱۸) كمتر حرف بزنيد و بيشتر بگوئيد.

۱۹) از تناقضات لذت ببريد.

۲۰) در صورت امكان پا برهنه راه برويد.

۲۱) وارد وبلاگ توتو ۲۰۵۰  که میشی حتما نظر بده ....

 

ا   ا    ا    ا     باز نظر یادت رفت بلا    ......

 


زندگي كن و لبخند بزن! به خاطر آنهايي كه با لبخندت زندگي ميكنند.         
عشق قصه اي نيست كه با"يكي بود، يكي نبود" شروع بشه، كلاغي بود كه هرگز به خونش نرسيد.     

امواج زندگي را با آغوش باز پذيرا باش، حتي اگر گاهي تو را به قعر دريا ببرند.آن ماهي

 كه هميشه بر سطح آب ميبيني مرده است!... 
 

گل اگر خشك شود ساقه ي آن ميماند          دوست اگر دور شود خاطره اش ميماند

هرگز نميتوانيم كسي را كه به او لبخند نزده ايم از ته دل دوست داشته باشيم.      

زندگي آب رواني است روان ميگذرد          آنچه تقدير من و توست همان ميگذرد   

طعنه بر خواري من اي گل بيخار مزن       من به پاي تو نشستم كه چنين خوار شدم 
مي خواستم براي از دست دادنت گريه كنم، اما ديدم همه ي اشكامو واسه بدست آوردنت ريخته بودم.    
           

مدونيم كه چرا شما عجايب الخلقه ها(دخترا) اينقدر توي خيابوووناااااااااااااااااااااا ول ول ميگردين؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از اين كار شماها مي شه چند تا برداشت كرد   :

۱- دچار اضافه وزن يا افزايش شديد كلسترول خون شدين و دكتر به شما ها روزي ۲۶ ساعت پياده روي رو توصه كرده...

۲- توي اداره ي شهرداري استخدام شدين و ماموريت دارين كه خيابوووووناي شهر رو متر كنيد...
۳- طي يك دعواي لفظي و فيزيكي شديد با برادر گرامي تون (البته كتكشو شما ها خوردين، نوش جونتون...ما كه
 
بخيل نيستيم...)و بوسيله ي اون از خونه  به سمت خارج از خونه پرتاب شديد...

۴- يه پايان نامه در دست دارين كه موضوعش تعداد دخترهایی هستن كه در صدم ثانيه از خيابوووووونا رد مي
 
شن...

۵- مي خواين قدرت ديدتون رو قوي كنيد...تا تو کلاس دانشگاه از پسرا کم نیارین ( مثلا )
۶- دلتون لك زده واسه ديدن يكي از همنوعان خودتون.....شایدم پسرای زرنگ ...
7- دنبال یه عاشق دلباخته با یه اسب سفید میگردین .....

 
خصوصيات پسرا از 14 تا 26 سالگي:


۱۴ سالگي: تازه توي اين سن هر رو از بر تشخيص مي دن...!
 

۱۵ سالگي: ياد مي گيرن كه تو خيابون به مردم نگاه كنن...!( از قيافه ي خودشون بدشون مياد)
۱۶ سالگي: تو اين سن اصولا راه نمي رن، تكنو مي زنن...حرفم نمي زنن، داد مي زنن...با راكت تنيس هم گيتار مي زنن...!

۱۷ سالگي: يكمي مثلا آدم مي شن...! فقط شعراشونو بلند بلند مي خونن.
۱۸ سالگي: هر كي رو مي بينن تا پس فردا عاشقش مي شن...!آخ...آخ...آهنگاي داريوش مثه چسب دوقلو بهشون مي چسبه.
۱۹ سالگي: دوست دارن همه چيزو در آن واحد داشته باشند...!تيز مي شن...ابي گوش مي دن.
۲۰ سالگي: از همشون رو دست مي خورن...! ستار گوش مي دن كه نفهمن چي شده!
۲۱ سالگي: زندگي رو چيزي غير از اين بچه بازيها مي بينن...!
۲۲ سالگي: نه! مي فهمن كه زندگي همش عشقه! دنبال يه دختر مي گردن...!
۲۳ سالگي:يكي رو پيدا مي كنن، اما مرموز مي شن...!
۲۴ سالگي: نه! اون با يه نفر ديگه هم دوسته...!اون منو نمي خواد!
۲۵ سالگي: عشق سيخي چند؟؟؟ طرف بايد باباش پولدار باشه...!حالا خوشگلم باشه بد نيست!(هر كي ندونه

 فکر میکنه خودشون خيلي تحفن)!!!
۲۶ سالگي: اين يكي ديگه همونيه كه همه ي عمر مي خواستم...!افتخار مي دين غلامتون بشم

 

آخرین تماشایت را پلک نخواهم زد مبادا تصویرت در چشمانم آواره شود .

در پلکهای چشمت خانه کردم پلک نزن خانه خرابم کردی.

دوری پایان دوستی نیست لطیف ترین غم دنیاست .

 

 

ر کس در زمانه فراوانی هفت پیامک به ما ارسال کند در زمان قحطی چهارده

پیامک به او ارسال میشود . امضا یوزارسیف.

 

 

آیا میدانید 84% درآمد معبد آمون صرف خرید واجبی برای سر کائنان معبد میشود.

 

 

شب اول قبر از ترکه می پرسند : من ربک ؟ میگه اجازه بدین از فرصت اعتماد استفاده کنم .

 

اولین پیام ماهواره امید : زمین گرد است .

 

َُُُُِّدر پی پرتاب ماهواره امید و دستیابی ایران به تکنولوژی فضایی نام کهکشان راه

شیری به بزرگراه شیخ فضل ا... نوری تغییر کرد.

 

 

با ورود امید به فضا به دستور رئیس جمهور سیاره های زهره و ناهید ملزم به رعایت حجاب در مقابل امید شدند .

 

 

آخرین پیام ماهواره ایرانی برای مهندسین ایرانی : شاشیدم به مدرکتون من تو فضا گم شدم

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 
امضا شناسی


کساني که به طرف عقربهاي ساعت امضاء مي‌كنند انسان‌هاي منطقي هستند

كساني كه بر عكس عقربه‌هاي ساعت امضاء مي‌كنند دير منطق را قبول مي‌كنند و بيشتر غير منطقي هستند

كساني كه از خطوط عمودي استفاده مي‌كنند لجاجت و پافشاري در امور دارند

كساني كه از خطوط افقي استفاده مي‌كنند انسان‌هاي منظّم هستند

كساني ك با فشار امضاء مي‌كنند در كودكي سختي كشيده‌اند

كساني كه پيچيده امضاء مي‌كنند شكّاك هستند

كساني كه در امضاي خود اسم و فاميل مي‌نويسند خودشان را در فاميل برتر مي‌دانند

كساني كه در امضاي خود فاميل مي‌نويسند داراي منزلت هستند

كساني كه اسمشان را مي‌نويسند و روي اسمشان خط مي‌زنند شخصيت خود را نشناخته‌اند

كساني كه به حالت دايره و بيضي امضاء مي‌كنند ، كساني هستند كه مي‌خواهند به قله برسند
اثبات  برهم زدن دوستي توسط دخترخانمها

دوتا چشم با هم باز میشن با هم بسته میشن
با هم میخندن- با هم گریه میکنن
 
با هم میچرخن ! دوستی یعنی این!!!!.
 جالب اینجاست  ر
تا حالا دقت کردی این ۲چشم زمانی که یه دختر جلوشون ظاهر
 
میشه یکیشون بسته میشه یکیشون باز میمونه(چشمک)  .

 نتيجه گيري اخلاقي : دختر حتي بهترين و محکم ترين روابط
 دوستي رو به هم

اگه از کنار یه گنجشک رد شدی نپرید فکر نکن دوستت داره!تو رو ادم حساب نکرده 

بچه به معلمش: خانوم معلم من از شما خیلی خوشم می یاد . معلم: اخه من از بچه خوشم نمی یاد. بچه می گه: خوب جلوگیری می کنیم !!!
 
یارو آخر عمری بچه هاش رو جمع میکنه به هر کدوم یه تیکه چوب میده میگه بشکونین. می شکونن به هرکی 5 تا دسته بیل میده میگه بشکونین. می شکونن. به هر کی 10 تا دسته بیل میده میگه بشکونین میشکونن. به هر کی یه بسته دسته بیل میده میگه بشکونین می شکونن. میگه حیف که خرین؛ وگرنه نصیحتتون میکردم

میگن خدا بهترین نعمتش را به بهترین بنده اش میده . ولی من که بهترین بنده اش نیستم پس چرا تو را بهم داده؟؟؟

قانون سيصدم نیوتن: عشق در پسر ها هرگز از بین نمی رود بلکه از دختری به دختر دیگر انتقال می یابد
می دونی شباهت تو با گل چيه ؟
هر دو تون عشقين با اين تفاوت که گل عشق زنبور عسله ولی تو عشق مگس

امشب میخوام طی یه عملیات شهادت طلبانه

فدات بشم

 به اشتياق اولين دانه برف، به تحمل آخرين برگ پاييز، به گرماي تن خورشيد و به زيبايي آسمان شب قسم مي خورم كه سر كاري
روح های بزرگ دردهای بزرگ دارند.
تلاش کنیم ندیدها را ببینیم! دیدن آنچه که همه می بینند هنر نیست

سقف آرزوهايت را تا جائي بالا ببر كه بتواني چراغي به آن نصب كني
شكسپیر میگه كسی رو كه دوست داری هر چندوقت یكبار بهش یادآوری كن تا فراموش نكنه قلبی براش می تپه
دیگه صدقه نمیدم!

میگن بلا رو دور میکنه!

منم طاقت دوری تو را ندارم بلا!

بیا مثل دوتا کبوتر پر بکشیم بریم روی بلندترین درخت لونه کنیم
بعد تو تخم بذار
من میرم گوجه می خرم املت بخوریم

نظرت و عشق است .....


 


از خداوند پرسیدند که چه کار بندگان اورا بیشتر میرنجاند؟فرمود:هنگامی که بنده ام بامن صحبت میکند من طوری به حرفهایش گوش میدهمگویی جز او بنده دیگری ندارم

 ولی بنده ام بامن طوری سخن میگوید گویی من خدای همه ی بندگانم هستم جز او...

مثل ساحل آرام باش تا دیگران مثل دریا بی قرارت باشند.
ميدوني قشنگي زندگي به چيه ؟؟ اينه که تو بي خبر باشي يکي به خاطر تو با خدا راز و نياز

 مي کنه
امروز روز اختراع كبريته ، روزت مبارك آتيش پاره
آقايون وقتي ميخوان کاري رو انجام بدن : اول خوب فکر ميکنند.بعد به حرف دلشون گوش ميکنن ، 
 بعد به خدا توکل ميکنن و ...در آخر کاري رو انجام ميدن که زنشون ميگه !!
 
به غضنفر مي گن بچه كجائي ؟ ميگه : بچه تهرون . . . مي گن : كجاي تهرون . . . مي گه : كيلومتر 700

، جاده تهران - اردبيل

اگر خداوند يک آرزوي انسان را برآورده ميکرد من بيگمان دوباره ديدن تو را آرزو ميکردم

 و تو نيز هرگز نديدن من را . . . آنگاه نميدانم براستي خداوند کداميک را ميپذيرفت . . . ؟

جغرافیای خانومها :


خانوم ها در سن هیجده تا بیست و یک سالگی مانند آفریقا یا استرالیا هستند: نیمه کشف شده , وحشی , با زیبایی های افسون کننده ی طبیعی.
در سن 21 تا سی سالگی مثل آمریکا یا ژاپن هستند: کاملا کشف شده , بسیار توسعه یافته , آماده برای معامله با پول نقد یا اتومبیل!
در سن 30 تا سی و پنج سالگی مثل هند یا اسپانیا هستند: بسیار داغ , آسوده خاطر و آرام , آگاه به زیبایی های خود.
در سن 35 تا چهل سالگی مثل فرانسه یا آرژانتین هستند: بدین معنا که اگر چه ممکن است در جریان جنگ نیمه ویران شده باشند اما هنوز جاده های بسیاری برای تماشا دارند!
در سن 40 تا پنجاه سالگی مثل یوگسلاوی یا عراق هستند: جنگ را باخته اند هنوز گرفتار اشتباهات پیشین اند وبه بازسازی کامل نیاز دارند.
در سن 50 تا شصت سالگی مثل روسیه یا کانادا هستند: بسیار پهناور , آرام و مرز ها بدون مرزبان اما سرمای زیاد , خلایق را از آنان میرماند.
در سن 60 تا هفتاد سالگی مثل انگلستان یا مغولستان اند: با یک گذشته ی درخشان و بدون آینده!
بعد از ۷۰ سالگی شبیه آلبانی یا افغانستان اند: همگان میدانند که در کجایند اما هیچکس به سراغشان نمیرود

 

مزيتهای زن بودن:::

۱_هیچ وقت مجبور نیستی به تعداد موهای سرت بری خواستگاری.کافیه فقط یه "بله" کوچولو بگی اونم با هزار منت و ناز و کرشمه. 


2_به سادگی اب خوردن می تونی چند تا پسر رو تو کوچه به جون هم بندازی.(روشش رو خود خانما بهتر می دونن.پس نیازی به نوشتن نیست)

3_لازم نیست صبح به صبح صورتتو اصلاح کنی.ماهی یه بارم کافیه.

4_هیچ وقت از بوی گند زیربقل خودت عق نمی زنی.

5_مجبور نیستی وقت دستشویی رفتن زیر اواز بزنی که اهالی خونه، بقیه صداهای نافرم رو نشنون.

6_هیچ موجود دیگه ای مثل تو تا این حد ریزبین و بادقت نیست که در یک نگاه، مارک کفش زری خانم یا مدل موهای عقدس خانم رو بفهمه.

7_خوب می تونی نقش بازی کنی.

8_انقدر زود همه چی رو می گیری که شش سال زودتر از اقایون به تکلیف می رسی. 

9_بزرگترین پوئن:خیالت از بابت سربازی راحته!.صد سال سیاهم که دانشگاه قبول نشی ککتم نمی گزه.

10_تو اماکن عمومی با خیال راحت می تونی جیغ و داد راه بندازی چون به هر حال کی وجودشو داره که رو یه دختر صداشو و احیانا خدایی نکرده دستشو بلند کنه؟!!.

11_در تاریخ جهان به زیرکی معروفی.

12_می تونی هزار بار هم فیلم رومئو و ژولیت رو ببینی و باز گریه کنی.

13_و مهم تر اینکه هیچ وقت از گریه کردنت خجالت نمی کشی.

14_یه چیز باحال:هم دامن می پوشی و هم شلوار!. 

..............................

اینم برای دل خوشی خانوما  .....  هه هه هه هه

 

 

    نظرت و عشق است ...                            

                                                               

 

مرگ من روزي فرا خواهد رسيد

در بهاري روشن از امواج نور

در زمستاني غبار آلود و دور

يا خزاني خالي از فرياد و شور

 

بعد ها نام مرا باران و باد

نرم ميشويند بر رخسار سنگ

گور من گمنام ميماند براه

فارغ از افسانه هاي نام وننگ

                                                                                

 

صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ‌، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد.

آه، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته...

 


 خوش به حال آسمون که هروقت دلش بگیره بی بهونه می باره

به کسی توجه نمیکنه و آروم می باره

از کسی خجالت نمی کشه؛ می باره و می باره...

اونقدر که آبی آبی شه

کاش می شد که مثل آسمون بود

کاش می شد مثل آسمون اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی

بعدش هم انگار نه اینکه بارشی بوده

نه اینکه غمی  بوده... همه چیز فراموشت بشه

کاش می شد...

            سیامک                       سمیه                     

                                          

 

امشب گريه ميكنم .گريه ميكنم برای تو براي خودم براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن ولی نتونستن. برا ي تمام اون چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت بيشه به وسعت دل عاشق.

براي تو... براي تو.... و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم وهنوز شكست نخوردم.


 

تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم.


 

عشق بی پایان

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . .پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشيم جائی از بدنت آسیب ديدگي يا شکستگی نداشته باشه "
پیرمرد غمگین شد، گفت خيلي عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست .
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند :
او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد كافي دير شده نمی خواهم تاخير من بيشتر شود !
يكي از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند .
پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد !
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است !


 

فقط برای تو..................


چه زیباست بخاطر تو زیستن و برای تو ماندن به پای تو مردن و به عشق تو سوختن...

و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن، برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن...

ایکاش میدانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگیست، بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه تلخ و ناشکیباست.

ایکاش میدانستی مرز خواستن کجاست، و ایکاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد...

دوست دارم تا آخرین باقی مانده جانم تو را عاشق کنم.

زندگی من در زلالی چشمان تو خلاصه شده زندگی من در نفس های بازدم تو جاری شده زندگی من در همین از تو نوشتن ها وسعت یافته، نفس کشیدن من تنها با یادآوری زنده بودن تو امکان پذیر است.

همینکه گاه نگاه چشمان پر از عشق یا سردی تو را میبینم برایم کافیست و قانع کننده است که زندگی زیباست.

اگر روزی از دیار من سفر کنی با چشمانی نابینا شده از گریستن از نبودنت جای قدمهایت را بر روی سنگفرش خیابان گل باران میکنم.


 

 معشوقِ مغروق

 

 

نفرین بر تو

زمین و نفرتی فراگیر که زندگی ام را به چالش کشید

 

دریا....ظلمتی مذموم که هراسی از تنهایی بر وجود من به ودیعه گذاشت

من چه کردم که اینچنین تاوان ظلم تو را میدهم

یا مگر عشقم چگونه بود  که اینگونه به اعماق بردی اش ظالم!!

نفرین بر آبی بیکرانت

نفرین بر غروب بی دغدغه ات که عشقم را به کام تو کشاند

و من ماندم

پشت پنجره ی چشمانی که محبوس میکرد دلم را در سپیدی دلش و سیاهی غمش

پشت شانه های تکیده ای که مجالی برای دستی نبود تا بر دوشش بنوازد

پشت لبانی آتشین...نه از رنگ...از ننگ

از ننگی که بر دامنم نهادی

و حالا معشوق مغروقم را چگونه بخوانم زیر نگاه سنگین تهمت

تهمت قتلی که تو بر پیشانی ام زدی

نفرین بر تو دریا

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

سال بیست و یکم

 

شعر سال بیست و یکم به مناسبت شروع بیست و یکمین سال عمرم

 

عمرم به سال یکم با بیست رفته است                  مثل دوچرخه سواری در پیست رفته است

از بس که تند میرود از دست من شباب                       انگار که نبوده و هی نیست رفته است

هر هفت سال بچگیم را که بشمری                    کلا به پرس اینکه ((این چیست)) رفته است

باز آن سوال قدیمی این همه عمو؟                          آخر عموی واقعیم کیست رفته است

از بس که خاله و دایی و عمه هست و نیست       شاید که نام عزیزی از لیست رفته است!

آن کاسه ی سفید بلوری که خرد شد                  با جیغ مادرم که((قدیمیست)) رفته است

پول لواش و سنگک و خشخاش و بربری               افتاده توی جوب و طبیعیست رفته است!

ادامه دارد؟؟؟؟

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

قانون عشق

 

 

                     خداحافظ باید تقدیرو!! فهمید                      

             آره قصد من از رفتن همینه              

که تکرار مصیبت باشه بر تو

قضا!! اینه که جسمم رو زمینه

خداحافظ دیگه پایان راهه

آره حق با تو بود عشق اشتباهه

این از بخت بدم بوده که هرگز

نتونستم بمونم روم سیاهه

خداحافظ خدا پشت و پناهت

دعای خیر من همراه راهت

نمیدونم میدونی یا نه انگار

که آسون میگذرم من از گناهت

هنوزم ظلم تو یادم نرفته

که برق چشمامو آسون فروختی

نگاهت رو گرفتی از دل من

تو چشماتو به یه غریبه دوختی

حالا فریاد و آه و اشک و حسرت

تموم حرف لبهاته همیشه

غبار آه غنماک حقیقت

پناه آورده بازم روی شیشه

ولی ایندفعه بار آخرینه

که من میرم توهم تنها میمونی

میخوام حالا که میرم بی تو باشم

خودت قانون عشقو خوب میدونی

زبونم میگه رفتن بی تو اما

دلم میخواد تو هم پیشم بمونی

میدونم خسته ای اما یه خواهش

بمون تا وقتی این شعر رو میخونی

 ---------------------------------------------------------------

خودم میدونم بد بووود!!

نوشته شده توسط مرداب(مرتضی حیدری) در تاریخ شنبه یکم فروردین 1388 با موضوع ترانه 2 نظر

قفل سکوت

در حالی که سکوت زمزمه ی بی صدایی سر داده بود....

شکستم

تا شاید صدای بی صدای من قفل سکوتم را در هم کوبد..
زندگی اندیشه ی گشایش ابدی لحظه هاست
تا کلید نشوی قفل سکوتت تا ابد باقیست...
دریاب مرا...

مردابی ام...    

دریایی ام کن         

                            
تو شاه کلید قلب منی

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

 

محکمه ی عشق

 

به حکم محکمه ی عاشقان وفا کردم

به عهد خورده قسم ترک هر خطا کردم

به لعل خوش سخن سرخ بوسه ات هیهات

نزول کردم و بر عهد خود جفا کردم

تو اعتدال بهاری نسیم هر نفست

میان هر نفست تا منا صفا کردم

صریح و ساده بگویم بدون کثرت و کم

به عشق روی تو بر هر لبی قفا کردم

طلب ز حاجت خود با تو می شود مشروع

ز درد عشق تو تقبیح هر شفا کردم

تمام میشود اکنون غزل به بوسه ی تو

به عذر قافیه یت را پس از کفا کردم

 

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

(۱)

فاصله معنی عاشق شدنه

قصه ی سرخ شقایق شدنه

شرط موندن تو حریر قلب تو

پیش چشمای تو لایق شدنه

......................

(۲)

حالا که نیستی و دوری از دلم

طعم بوسه هات میشن شعر و غزل

تو خودت فرشته ی بخت منی

که خدا رسونده از روز ازل

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

قلم در دست من معناست

 

غمی با ماست....دل دریاست

درون سینه ام دنیایی از دنیای نفرت هاست

دلم در مسلخ غم هاست

و هم در سایه ی دردی پر از ژرفای بی پرواست

سلام و نازش و خواهش نیاز هر دم لب هاست

قلم در دست من معناست

خدا اینجاست بی همتاست

خدا در قلب آدم هاست

ولی بی یاور و تنهاست

سکوت شب پر از معناست

شب در حسرت فرداست

نژاد تو از آدم نیست از حواست

ویا از مریم ترساست!یوحناست!

قلم در دست من یادآور مفهوم عبرت هاست

گناه لیلی و مجنون گناه ترک عادت هاست

گناه عشق ورزیدن به رویای حقیقت هاست

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

بمان

 

 

امید رفتن در با تو بودن خنثی است(خنثاست)

بمان و بتاب و بخوان!

 

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

کاش میشد

 

کاش با پروانه های باغ عشق

میشد از پس کوچه ها پرواز کرد

کاش میشد در قنوتی بی ریا

ناله ی امن یجیب آواز کرد

کاش میشد همچو نایی در نی ای

کهنه زخم عاشقی را ساز کرد

یا شبیه نوری از یک روزنه

چهره ی محبوب خود را ناز کرد

کاش دل فرمان نمیداد عشق را

باید از اعماق جان ابراز کرد

کاش میشد با تمام شعر ها

در میان قلب ها اعجاز کرد

کاش با خورشید صبح از پنجره

چشم ها را میشد از نو باز کرد

کاش میشد حرف های کهنه را

در میان سینه همچون راز کرد

کاش میشد ابتدای شعر را

با حضور نام تو آغاز کرد

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

گفتم نرو

 

به تو گفتم نرو تنها می مونم

ولی رفتی تو اما مهربونم

به تو گفتم نرو تنهایی سخته

جدایی قصه ی تقدیر و بخته

به تو گفتم بری پروانه میره

دل شب بوی باغچمون میگیره

به تو گفتم بمون اما نموندی

برام از عاشقی شعری نخوندی

به تو گفتم گلم خوبم عزیزی

نبینم وقت رفتن اشک بریزی

جدایی سهم ما بوده از اول

نمونده راه برگشت و گریزی

حالا رفتی دلم آروم نداره

یکم میخنده اما هی میباره

دعای اخرش تنها همینه

یه روزی روی ماهت رو ببینه

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

دو بیت بدون شرح

 

به دنبال چه میگردی؟

تو این شب راهه دل گیره

یه روزی خستگی هاشو

دل از دست تو میگیره

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

کبوتر چاهی

 

کبوترم تو بمان ...

من هنوز خسته دلم

برای خواندن نامت زبان نمانده ولی

به تار موی سیاهت هنوز بسته دلم

کبوترم تو بخوانم.. زبان گفتن نیست

بهار رفته و حال از بهار گفتن چیست؟

غروب در تپش کوچه ها ورق خوردی

ولی هنوز ندانسته و نمیدانی

گل همیشه بهارم ..<< کبوتر من کیست!!!!!>>

تو آشنای منی ای کبوتر چاهی

کنار خستگی ام تو همیشه همراهی

مپر !

 مپر دلم به تو عادت گرفته .خو کرده

در آسمان نگاهم تو بدر یک ماهی!

بیاو باز کنارم نشین و کاری کن

کبوترم تو دلم را بیا و یاری کن

خود همیشه بهارت که در منی را باز

طلسم تن برهان(berahan) و در عشق جاری کن 

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

و من هنوز ته مانده هایم تمام نشده

حیاتم کو؟

پرنده نوشته هایم را دوست دارم!

 

 

 

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

عین شین قاف(حسین)

از ازل تا روز آخر ((شین)) عشق

در عطش میسوزد همچون ((سین)) یار

((عین)) عاشق در قمار زندگی

عین عاشوراست بی تاب و قرار

لحظه ها یک لحظه ثابت نیستند

مثل ((قاف)) عشق صامت نیستند

((عین)) و ((شین)) و ((قاف)) پیش ((یای)) یار

ذکر میگویند و ساکت نیستند

((نون)) نام یار ((نون)) نام عشق

((نون)) دلدارم حسین ابن علی

یک نفس با عشق هم پیمانه شو

تا تو هم پیدا شوی و منجلی

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

تقدیر

 

ترتیب شعر شاید

ترتیب آشنائیست

ورنه میان دل تا

هر واژه ای جدائیست

از واژه ی کبوتر

تا آشیان امید

یک واژه راه مانده

آن هم طلوع خورشید

از دوردست رویا

تا خاطرات امروز

راهش کمی دراز است

راهی به عمق دیروز

تا مرز دل نمانده

جز حیله ای و ترفند

این واژه ها زیادند

مانند عشق و لبخند

عشقی میان مجنون

یاری به سان لیلا

از عشق های کهنه

تا عشوه های حالا

این واژه یک نشانه

این لفظ آتشین است

پایان عشق مرگ است

تقدیر ما همین است

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

قرارمون

 

قرار نبود یه روزی

دلم برات تنگ بشه

قرار نبود دل تو

یه روزی از سنگ بشه

قرار نبود اینجوری

پا رو دلم بذاری

قرار نبود یه دنیا

غصه برام بیاری

قرار نبود آسمون

رو دردامون بباره

قرار نبود دل من

پیش تو کم بیاره

قرار نبود بسوزم

قرار نبود ببازی

قرار گذاشته بودی

هر جوری هست بسازی

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

آیت

 

از گل لاله بگو
که در این دشت بزرگ
داغ عشقش همه جا پخش شده
و ندای سره ای در باران
که به ما می گوید
همه از عشق بگو و طلب یار بکن
که در این عالم خاک
همه ی احشام هم
به خدا می نگرند
به خدایی که در این دشت و جهان
همه جا هست و گذر خواهد کرد
بوی گل بوی بهار
همه از لطف خدائیست که در نزدیکیست
باز باران همه جا را تر کرد
بوی او می آید
نفسی سخت بکش
نفسی سخت بکش

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

باغ سیب

 

تک درخت باغ سیبم............اما با خودم غریبم

واسه اینه که دل من............دوباره داده فریبم

زیر زخمه های بارون............زخمیه برگای خستم

اما با تموم دردم.................دل به دستای تو بستم

بی صدا ابرای تیره...............روی شونه هام میباره

باد بی عاطفه و سرد...........رنگ پاییز رو میاره

باز دوباره تک و تنها.............کنج این باغ کویرم

تنها یک زاغک کوچک..........آرزوشه من نمیرم

تا روی شاخه ی پیرم..........خونه ی شادی بسازه

وقتی از اون دورا برگشت.........خستگی هاشو ببازه

تا بشینه روی شاخم...........بال خستش رو ببنده

به تموم دردای من.............از ته دلش بخنده

تنها شادیه دل من............خنده ی همین یه زاغه

گرچه بی چیزو حقیره........واسه من خدای باغه

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

نگاه

 

هرچی که از نگاش بگم

باز واژه ها کم میارن

چشمای پر صداقتش

با خودشون غم میارن

وقتی نگاهش میکنم

دلم میلرزه میمیره

بهونه ی وجودشو

وقتی نباشه میگیره

بازم دلم تنگه براش

با این که تازه دیدمش

یه لحظه از نگاهشو

به هیچ کسی نمیدمش

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

مرید عشق

 

 

مريد درگه عشقم ز صبح تا به غروب

در امتداد زمين از شمال تا به جنوب

به قلب خسته ام اي آشناي قوم غريب

ز لوح عشق طرحي بنگار يا که بکوب

حجاز کعبه ي عشق است و کعبه ي من تو

به دار لطف تو من تا هميشه ام مصلوب

در اين ميان که همه در پي زر و سيم اند

دل من هيچ نخواهد به جز تويي مطلوب

بيا نگار دلم باش و کينه را در من

به ضربت خم ابروي خود بکن سرکوب

به پيش پاي عزيزت گليم اندازم

که جنس از تو نباشد بري تر و مرغوب

طلا و نقره و مالم به راهزن دادم

ولي به دست تو گشتست دين من مسلوب

دلم هواي تو دارد در اين سياهي ها

منم به تير نگاهت دريده و مضروب

بهار با تو به پاييز زرد مي نازد

و رعد پيش تو خوار است و اندکي مرعوب

مرا به حال خودم اين چنين رها مگذار

که ديدگان من از هجر توست چون يعقوب

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

کبوتر

 

 

((و این نهایت احساس یک کبوتر بود))

همان که از همه ی راز ها مگو تر بود

همان پریدن پر جنب و جوش پر معنا

به آفتاب و به دریا که آرزو تر بود

کنار پنجره رو به خرابه ای متروک

هوای ساحل و شاید بهار در سر بود

ولی چگونه به دریا به آرزو برود

در آن قفس که از فراخی بالش هزار کمتر بود

نمیشد از گذر لحظه ها عبور کند

چرا که لحظه و ساعت ز او فراتر بود

تمام لحظه ی پرواز و یک بغل رویا

به جرم دم نزدن از فرار پرپر بود

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

تفنگ

 

 

به جرم کشتن و قتل و جنایت

باید بسپارنت دست عدالت

یه کم سرده هوای توی زندون

دعا کردم که آسون تر بدی جون

تفنگ سر پری اسمت قشنگه

ولی پشت سرت نفرین و ننگه

چرا کردی لبای شادو گریون؟

چرا از کرده هات نیستی پشیمون؟

چرا حتی برای آخرین بار

نمیگی بیگناهم دست نگه دار؟

ایشاا.. ضامنت در ره یه روزی

توی آتیش کردارت بسوزی

یا از لوله به پایینت فلج شه

خشابت خط بیفته یا که کج شه

ایشاا.. آخر کارت بمیری

بمیری جون هیشکی رو نگیری

تو هم دست خودت هرگز نبوده

که رو ماشت همیشه دست بوده

میدونم با خودت میگی که ای کاش

با قنداقت میکوبیدی روی پاش

یا تیرت رو خطا در کرده بودی

یه کم اینور یا اونور کرده بودی

ولی جرم تو سنگینه یه خورده

با آتیشت یکی جون داده مرده

باید واسه ادای درس عبرت

سر دارت کنن با ننگ و نفرت

دیگه کارت تمومه نازنینم

میخوام لحظه ی مرگت رو ببینم

واسه صلح جهانی هم که باشه

یه روز آهن پاره میشی و لاشه

به امید زمونی که زمونه

بدون اسلحه راحت بمونه!!

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 اینم دو بیت با تخلص خودم

 

 

تو از ورای آسمان من از دیار هبوط

چگونه میروی از من به سوی مرگ و سکوت

تو از دمیدن عشقی به زخم سرد سراب

من از حقیقت پوچ و تباهی مرداب

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

 توی من شمای شما!!

 

و تیک تیک ساعتم صدای قلب تو بود

ولی تو را نشناختم

که بود یا که چه بود

چرایی دل من از تو می نوشت چرا

همیشه یاد دلت در کنار پنجره بود

که روزهای مبادا تو را نشان بدهم

به آسمان سخاوت

به نور تا خورشید

تو را نشان بدهم یا صدا صدا بزنم

و سخت تر که توانم شما بخوانمتان

تویی که در دل عشقم نشانده ای امید

همین قدر که دلم را به تو گره کردم

همین قدر که شما را به تو بخوانمتان

همیشه دوری و از من کنار پنجره ای

غزاله ی دل من ای همیشه تا خورشید

همین بس است شما را به تو بدانمتان


 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 لهیب عشق

 

لهیب آتش عشقت گداخت جان و دلم

تو از حریم خدایی من از زمین و گلم

هنوز در ته چشمان عاشقت ای یار

شبیه پیکر بیدی خمیده و خجلم

طواف دور تو کردم منا به یاد تو بود

مرا به حال خودم واگذار یا بهلم

که تا صفای قدومت ترانه ای سازم

و یا به پیش تو بازم تمام آب وگلم

نوید میدهد هر شب دلم که می آیی

ولی بدون تو امشب خموده و کسلم

 

 

 

 

 

نوروز و فصل سبزرابرایتان موفقیت آرزو  میکنم

 

شاعر ترانه میخواند در "بهار " نوروز

خورشید عشق می افشاند کنار نوروز

آهوی مست و عاشق در دشت میخرامد

دنیای سبز بیند گردد شکار نوروز

ماهی دوباره میپردازد به جستجویش

دریا خروش دارد در انتظار نوروز

هرجا دکان گل- حتا باد میخرد گل

چه بیرو بار دارد جوراست کارنوروز

دنیا جدید شد ، از نوروز باستانی

هرجا درخت را بینی بی قرار نوروز

برروزگار سرما نوروزگشت پیروز

ایدل بهار ،آمد زیبا نگار نوروز

 

 
 
 
::::::::::::::::::::::::::::::
 
 
 

مادرای تمام  زنده گی فدای تو

درجهان کسی نیافتم به جای تو

مادرای فرشتهء بهشت زنده گی

آرمیده خشم و قهر درفضای تو

آفتاب را اگر  نهم   به دست تو

هیچ خدمتی نکرده ام  برای تو

مثل فصل های عشق سبز میشوم

تا رسد به گوش های من صدای تو

مادرای شروع شعر های هستی ام

من ادامه داده ام به حرف های تو

 
 
::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

پنهان شوم به خویش که پیدا اگر شوی

ماهی شوم زشوق که دریا اگر شوی

با چشم های باز بخوابم به یاد تو

هستم بدین امید که رویا اگرشوی

درخاک میروم سپس آلاله میشوم

درموسم "بهارم "صحرا اگر شوی

دیوانه میشوم به خدا دشت میروم

درفصل سبز عشق تو لیلا اگرشوی

درشهر عاشقان چه به شهرت رسیده ام

یابی مرا زهرکه توجویا اگر شوی

 
 
::::::::::::::::::::::::::::::
 
 
 

بسیار دوستدارم زیبای زشت خود را

درچشمهای او دیدم سرنوشت خود را

دربین ما ندارد ارزش متاع دنیا

قسمت کنیم با هم حتا بهشت خود را

اینسان که عشق مارا دیدی تو سبزو آبی

ماآب مهربانی دادیم کشت خود را

آرام میشود دل در آسمان چشمش

یادر فضای چشمش یابم سرشت خودرا

بی اوست زند ه گانی مانند یک خرابه

بادست او نهادم هرخشت ،خشت خودرا

 
 
::::::::::::::::::::::::::::::
 
 
 

 

کافیست

 

برای بی قراری دلم

 

آرامش چشمانت

 
 
::::::::::::::::::::::::::::::
 
 
سلام دوستان ارزشمند !

فرارسیدن عید روزه گشایان را خجسته و روزهای شاد میخواهم !

عید چشم ها

اوکه از پنجره طلوع میکرد

خورشید درحال غروب بود

من زنده گیی نوام را

بازهم ازبامداد شروع کردم

هنگامیکه درچشمهایش

سپیده عشق میدمید

نمازشامم قضا میشد

مگرنمازعید چشمهایش را

نمیشد قضایی خواند

مادرم گفت:

بیاافطارکن

گفتمش :

عید کردم

 
 
 
::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

 

 

انگشتانش را که مینواخت

برزانویش

دلم میرقصید

فضاراگرفته بود

نغمهء مستی فرا

عشق رامیشوراند

 

 آرام آرام

ترک میکرد پیرامونش را

شاید به دنیای راگها میرفت

باران برپشت شیشه پنجره بس

پای می افشاند

تن تن تتن تن..

تن تن تتن تن..

انگشتانش را بر زانویش مینواخت

شاید باران را همنوایی میکرد

تن تن تتن تن..

تن تن تتن تن..

 

 
 
::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

 

ساحل گرفته آتش دریا کجاگریزد

ماهی دچاروحشت آیاکجا گریزد

کابوس جنگ آمد درشهرهای ذهنم

ازکوچه های عشقم رویا کجا گریزد

چندانکه گرگ آمد ، ازکوه جای آهو

بیچاره مانده حیران ، صحرا کجا گریزد

جنگ اتم سراید ، اکنون ترانهء خویش

اندیشه دارداما – دنیا کجا گریزد

دنیا کجا گریزد ازدست  مرد ما نش

امروز گر رها شد فردا کجا گریزد

دنیا به تنگ آمد – ازجنگ و جنگجویان

    فرضاً  اگر گریزد- اما کجا گریزد             
 
 
::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

 

دوتا جادوگر

                                                                    

چشم هایت دوتا جادوگراند

ازدلم کبوتر ساختند

اکنون دلم درآسمان عشقت

پروازمیکند

وتومثل کبوترباز ها

برسربامتان سوت میزنی

توری ازغروردردستت

برای تاراندن دلم

من از دریچهء خانه مان

های !

کبوتربازی بس است

دلم خسته شد

بیا به حوضچه ما نگاه کن

تاماهی ها برقصند ...

 
 
 
 
::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

خورشید من !

خیلی یادت میکنم

امشب از پنجره

به آیینهء ماه نگاه کن

میتوانم ببینم بازتابت را

بگذار انترنت مختل باشد

وقتیکه عشق همه چیز است

دیگر نخواهم محتاج ماهواره بود

خورشید من!

 انگارکه تو

 

فی کلُ شیاً

دیگر ترا نیست احتیاجم

 

 

 

 

 
 

 

به من فرصت بده تا پا بگیرم........توو قلب عاشق تو جا بگیرم

واسه عشق تو جشن با شکوهی......توو قصر روشن فردا بگیرم

تو ای غمگین تر از رویای بارون

هم آشیونه ی آوای بارون

به من فرصت بده پنجره باشم........به روی پوست نرم آب دریا

شبیه ساحلی باشم که انگار.....نمی بینیش بجز توو خواب دریا

تو ای غمگین تر از رویای بارون

هم آشیونه ی آوای بارون

به من فرصت بده تا از خود من.......یه من باشه بدون خشم و آزار

اگه رفتم تو اسم رفتنم رو......تولد یه شعر تازه بگذار

به من فرصت بده تا ذره ذره.......به تنهایی دل من خو بگیره

اسیر مرگ تدریجی نباشه..........کنار تو، در آغوشت بمیره

تو ای غمگین تر از رویای بارون

هم آشیونه ی آوای بارون

 
 
 

 
 

با صدای شکیلا

 

Image and video hosting by TinyPic

برای شنیدن غوغای ستارگان موزیک وبلاگ را میتوانید کات کنید!

 
 
 

 
 
 

لب مهتاب و ببوس تا تن مهتابی عشق....سایبونی باشه از عطر شکوفه های پیر

من و از نگاه بی رنگ ستاره های دور.....با تبسم شب نقره ای سفر بگیر

از زیارت ترانه های غم دل میکنم.....به قدم های تو عاشقونه بوسه میزنم

میگریزم از غرور واهی  ِ آیینه ها......هتا با قیمت بی حرمت پر شکستنم

مرهم حرفهای ناگفتهء سرزمینمی....به هزاران زن سرزمین تو درود من

زیر خاک تشنه هتا اگه خاموش بمونم....تا ابد تا بی نهایت روشنه وجود من

توو مسیر راه تو حریر سبزی میکشم....متن زندگیم حدیث آبیه اومدنه

جاریه یاد تو در بودن و در نبودنم.....دفترم پُر از ترانه های با تو بودنه

از زیارت ترانه های غم دل میکنم.....به قدم های تو عاشقونه بوسه میزنم

میگریزم از غرور واهی  ِ آیینه ها......هتا با قیمت بی حرمت پر شکستنم

 
 

 

چشم من با صدای داریوش

اجرای جدید

 
 

 
 
 
 
۸ ماه مارس روز جهانی « زن » بر همهء زنان مبارز ایرانی مبارک باد!!!!!!!!!

 

ترانه سرا : داریوش حاجبی

 

مادر برام قصه بگو..........امشب که خاموشه چراغ

امشب که بارون میزنه.....رو تن یاس توی باغ

عروسکی برام بخر....بذار کنار تخت من !

ببین که عکس بچگی م.....افتاده گوشه ی اتاق

مادر برام قصه بگو.......از روز آفریدنم

بگو که من عزیزم و........دختر خوب تو منم

محدوده ی نگاه تو........یعنی بهشت محض من

مادر برام قصه بگو.....از رور آزادی «زن»

یک اسم برجسته و خوب.........رو کاغذ کبودمی

تو راز بودن من و.........تندیسی از وجودمی

یادم نیآر، یادم نیآر......عذاب هر شکستن و !

وقتی که دربدر شدم .........غمهای کهنه من و !

نگو که بی خیال بشم......گذشته رفته زیر خاک

به جُرم بودنم نگیر.........امید فردا بودن و !محدوده ی نگاه تو........یعنی بهشت محض من

مادر برام قصه بگو.....از رور آزادی «زن»

زُل میزنم به گوشه ای.........راه فرار من کجاس؟

میون قطره های اشک.......مردن من بی انتهاس

 

 

 

                  ترانه سرا: داریوش حاجبی

سلام من به باورها...........ی شاعرانهء حافظ

به آغاز شکفتن ها............ی من نگو خداحافظ 

به خونه دلخوشم با تو........به رود پاک زاینده

که با تو هستم اینجا من........یه کوه سخت و پاینده

برای روشنی نور  ِ............طنین انداز یک شمعم

من اون خودسوزی عشقم.......که سوختن رو نمی فهمم

سلام من به باورها..........ی شاعرانهء حافظ

به آغاز شکفتن ها..........ی من نگو خداحافظ 

به قلب من قدم بگذار.....جهان کوچک، سحر نزدیک

تو هم روشن شو یک لحظه........توو این بن بست ترین تاریک

کنار نیمکتی نمناک.........نگاهم بی نفس مونده

ولی در من زوالی نیس........توو این دنیای وامونده

 

 
 
 
                                                               ترانه سرا: داریوش حاجبی
 
 

نور کجا، صور کجا، دولت منصور کجا ؟

ماه تویی، راه تویی، ساحل محصور کجا ؟

کاهک در باد منم، زاده ی طوفان تویی

قدرت فریاد منم، وصله ی ناجور کجا ؟

قسمت ما این بود............شربتی زهر آلود

مردمی در تنگنا........غربتی نامحدود

بی محابا گفتم........زنده بودن با تو !

همصدا با مردم.........غم زدودن با تو !

در سرایی فانی........جان نثارت باشم

لحظه ی پایانی......در کنارت باشم

نور کجا، صور کجا، دولت منصور کجا ؟

ماه تویی، راه تویی، ساحل محصور کجا ؟

کاهک در باد منم، زاده ی طوفان تویی

قدرت فریاد منم، وصله ی ناجور کجا ؟

 
 

 
 
                                                           
 
    ترانه سرا: داریوش حاجبی
 
 

ای طلوع بی غروبم.........ای تو آشفته تر از من

خواب من بدون رویا........چشم ناخفته تر از من

معجزه با گل بوسه.......عطر بارونه، عزیزم

باورم کن اگه باور.......واست آسونه، عزیزم !

چی بگم وقتی که چشمام.........از نوای گریه خیسه

وقتی هیچکس نمیتونه........غم عشق و بنویسه

تو بنفشه های عشق و........دونه دونه گریه کردی

همشون به این امیدن......که یه روز تو برمیگردی

میشه یک روز وقتی بارون........میزنه، با تو درخشید !

اسم تو تازه نوشت و.........میشه زندگی رو فهمید

سایه وار، درگذر اما......مثل باد از جنس سوزن

قصه ای با عطر دریا.......واسه پیدا کردن من

معجزه با گل بوسه.......عطر بارونه، عزیزم

باورم کن اگه باور.......واست آسونه، عزیزم !

 

 
 

 
 

                                  ترانه سرا و آهنگساز: داریوش حاجبی

چه ایرانی که در آن مردم آزرده میبینم         

 

که در باغ گلستانش گل پژمرده میبینم ؟

در این خاکی که زرتشت عالم عشق و بما بخشید 

چرا در قلب تو سیمای ماتم خورده میبینم ؟

نه دلشادم نه آزادم.........ببین غمگین غمگینم

وطن را از تو می خواهم...........وطن را در تو میبینم

چه منزلگاه تاریکی......چه راه سخت و باریکی             

به آینده نگر با من........که فردا می شود روشن !

اگه همواره میسوزم.........اگه محکوم به زندانم

همیشه عابد عشق  ِ .......بلند آواز ایرانم  !!

چه ایرانی که در آن مردم آزرده میبینم          

که در باغ گلستانش گل پژمرده میبینم ؟

در این خاکی که زرتشت عالم عشق و بما بخشید 

چرا در قلب تو سیمای ماتم خورده میبینم؟

 

 

 
 

Shahrokh, Fekre Rahat

شاهرخ ـ ترانه فکر راحت

موزیک وبلاگ را میتوانید کات کنید!

 

 

 

نوشتن بهانه می خواهد عزیز ِ من

قلم را برداشتن ،

گوشه دنجی نشستن ،

بغض کردن

و یک دل ِ سیر واژه کنار ِ هم ردیف کردن ،

بهانه می خواهد عزیز ِِ من .

 

 

 

انگار هرچه که می دوم

کم نمیشود فاصله من تا خواب های تو ،

فاصله تو تا حرف های من ...

میبینی ،

این من مدام تو می شود و این تو مدام من / نه ... نمی شود ....

 

 

 

 و

من

در این شب های پر از کابوس ِ نبودن ِ تو ،

در این روزهای سرد ِ ، پر اندوه  ِ ، پر هراس ،

در این لحظه هایی که دستهایم به جایی نمیرسند برای داشتن ِ تو  ،

بی بهانه مانده ام ....

 

 

 

 

من

بی بهانه مانده ام

                        عزیز ِ من .

 

 

  

بی بهانه

مانده ام ...

 

 

::::::::::::::::::::::::::::::::

ساده است نوازش سگی ولگرد

           شاهد آن بودن که

           چه گونه زیر غلطکی می رود

           و گفتن که " سگ من نبود " .

           ساده است ستایش گلی

           چیدنش

           و از یاد بردن که گلدان را آب باید داد .

            ساده است بهره جویی از انسانی

            دوست داشتنش بی احساس عشقی

            او را به خود وانهادن و گفتن

            که دیگر نمی شناسمش .

            ساده است لغزش های خود را شناختن

            با دیگران زیستن به حساب ایشان

            و گفتن که من اینچنینم .

            ساده است که چگونه می زییم

            باری

           زیستن سخت ساده است

           و پیچیده نیز هم .

::::::::::::::::::::::::::::::::

 

دلتنگی های آدمی را باد به ترانه ای می خواند

رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده میگیرد

و هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماند

سکوت سرشار ازسخنان نا گفته است

از حرکات نا کرده

اعتراف به عشقهای نهان

و شگفتی های بر زبان نیامده

در این سکوت حقیقت ما نهفته است

حقیقت تو و من!



برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم که چراغها و نشانه ها را در ظلماتمان ببیند

گوشی که صدا ها و شناسه ها را در بیهوشی مان بشنود

برای تو و خویش

روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد

و زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد

و بگذارد که از آن چیزها که در بندمان کشیده است سخن بگوئیم





گاهی آنکه ما را به حقیقتی می رساند خود از آن عاریست

زیرا تنها حقیقت است که رهائی می یخشد



از بخت یاری ماست شاید که آنچه می خواهیم یا به دست نمی آید ، یا از دست می گریزد

.

.

.

پنجه در افکنده ایم با دستهایمان به جای رها شدن

سنگین- سنگین بر دوش می کشیم بار دیگران را

به حای همراهی کردنشان

عشق ما نیازمند رهائی ست نه تصاحب

در را ه خویش ایثار باید نه انجام وظیفه

.

.

.

جویای راه خویش باش از اینسان که منم

در تکاپوی انسان شدن

در میان راه دیدار می کنیم حقیقت را، آزادی را ، خود را

در میان راه میبالد و به بار می نشیند

دوستی ای که توانمان میدهد تا برای دیگران مامنی باشیم و یاوری

این است راه ما

تو و من!

( شعر از مارگوت بیکل با ترجمه احمد شاملو )

::::::::::::::::::::::::::::::::

 
در روزهای تنهایی ته می کشم
+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت19:27توسط محمدامین | 4 نظر
خنک آن قماربازي که بباخت هر چه بودش
بنمايد  هيچش  الا هوس  قمار  ديگر

حضرت مولوی
 
 
نفس نکش  
بخند
بگو سلام

::::::::::::::::::::::::::::::::

باور کن

من

 

نه دیگر نردبان خوبی هستم برای " او "

که اوج بگیرد لحظه هایش

در فرو رفتن مدام من

زیر قدم های این زندگی لجوج

 

نه عاشق خوبی خواهم بود برای " تو "

که مست عاشقانه های دلم شوی

وقتی که سکوت آمیخته با هراست

دانه های شک می پاشد

بر ریشه های باور من

 

و دریغ

که نه دیگر دل را با  او قرار است

و نه اکنون دل را از تو گریز

.

.

.

 

چه کنم ؟ هان؟ چه کنم ؟

 

::::::::::::::::::::::::::::::::

 
گفتی :
تنها خطای این روزهایی که گذشت ومی گذرد شاید ،
گاه خوردن شرابی ست که سرخوشم کند در لحظه های بودنم

سکوت کردم


گفتی :
میهمانی امشب را اگر تاب نمی آوری رفتنم را ، نمی روم

سکوت کردم


گفتی :
تاب نمی آورم چشم های ابریت را که میل باریدن دارند

سکوت کردم


گفتی :
حال من خوب است اگر حال تو خوب باشد گلم

سکوت کردم

 

گفتی : ...

گفتی : ...

گفتی : ...

.

.

.

من سکوت کردم

.

.

.

نگو که نمی دانستی

سکوت یعنی:
تنهاخطایت را نکرده ام هیچ گاه

سکوت یعنی :
تاب نمی آورد دلم رفتنت را

سکوت یعنی :
بارانی می شود هوای دلم امشب

سکوت یعنی :
حال من خوب ... نیست.


سکوت یعنی :
...


.

.

.

 

حالا
شب است
تو رفته ای
و من مانده ام و چشم هایی که میل باریدن دارند

حالا
تو میرقصی شادیت را با سرخوشی
در جمع دخترکانی
که پریشانی زلف هایشان را به رخ می کشند

و دل می رقصاند مرا
پیرامون دقایقی که آشفتگی ام را به تمسخر نشسته اند

حالا
حال من خوب نیست و حال تو خوبتر از همیشه من است (شاید !)

حالا
در گذر این دقیقه های لعنتی
همین دقایقی که می دانند
چه بی صبرانه تمام شدنشان را به تمنا نشسته ام

آنقدر آگاهانه دلم زار می زند
که هیچ چیز
نه
هیچ چیز نمی تواند سرخوشش کند.

 

حال من خوب است اما تو باور نکن

::::::::::::::::::::::::::::::::

 

تنهایی که هجوم می آورد و در نمی بندی ،
حال و روزت می شود حکایت ِ این روزهای دل ِ بی قرار ِ من .
میبینی ،
عاقبت ِ کسی که به زمستان روی خوش نشان بدهد ،
بهتر از این نمی شود ،
می شود ؟؟؟!!!
 

حالا هم ،
که در پس ِ این خستگی های مدام  ،
کنار این همه تنهایی ،
جایی برای دست هایم خالی کرده ام،
که بنشینند و یک دل ِ سیر دوستش دارم را بنویسند ،
پاییز دارد از راه می رسد
و زمستان دل خوش کرده است ،
که خزان جانشین مناسبی است برای لحظه های ِ من ِ بی او ...
و نمی بیند ،
دست هایم را که بالا می روند ،
و قنوت وار تمنا می کنند باران را
برای خشکسالی این روزهای  ِ دلم ...
 
من خوب می دانم ،
یکی از همین روزهای ِ در راه
باران می آید و دل بی هیچ چتری
هوایی رفتن می شود
در امتداد کوچه هایی که آغوش باز کرده اند قدم هایش را ...

 

امروز را آسوده بخواب دلم

 

::::::::::::::::::::::::::::::::

 

ته نشین صدایت را دوست دارم

همچون ته نشین قهوه ای شیرین

که طعنه به چشمانت می زند

 

 

 

 

دوستی را باید اول بیمه کرد

دوستی یعنی صداقت داشتن -  خستگی از دوش هم برداشتن

من نمی گویم کسی بی درد نیست - هر کسی دردی ندارد مرد نیست

لیک می گویم که فصل سوختن  -  آب را هم می توان آموختن

خنده را چون می توان ترمیم کرد  -  غصه را هم می توان تقسیم کرد

گر خطر می بارد از این فصل درد  -  دوستی را باید اول بیمه کرد

. . .



""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""


کاش می شد  باز برگردیم آه

عشق را با خود  نیاوردیم آه

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

داستان معدن

راستی دوستان 

شما هم شنیدین که یه روزی


یارو میره معدن .    .       .

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

نان را از هر طرف که بخوانی نان است

بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد

سارا به سین سفرمان ایمان ندارد

بعد از همان تصمیم کبری ابرها هم

یا سیل می بارد و یا باران ندارد

بابا انارو سیب و نان را می نویسد

اما برای خوردنش دندان ندارد

بنویس کی آن مرد در باران می آید

این انتظار خیسمان پایان ندارد

بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد

سارا به سین سفرمان ایمان ندارد

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

؟؟؟


من از انگشتری زرد خوشم می آید

من از این دختر نامرد خوشم می آید

نه که بر صورت ماهش دلکم را بستم

نه که از بازی با نرد خوشم می آید

چقدر اسم قشنگش به دلم می چسبد

چقدر از دل بی درد خوشم می آید

نکند توشه ببندد به خدا می میرم

همه از بودن آن فرد خوشم می آید

به طلوع غزلی از تو دعاها کردم

من از آن کودک خونسرد خوشم می آید

من از انگشتری زرد خوشم می آید

من از این دختر نامرد خوشم می آید               

من از سمیه خوشم میا ید 

          

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 


حکیمانه

...

تو به سیمای شخص می نگری

ما  در  آثار صنع  حیرانیم

تنگ چشمان نظر به میوه کنند

ما تماشاکنان بستانیم

هرچه گفتیم جز حکایت دوست

در همه عمر از آن پشیمانیم

ترک جان عزیز بتوان گفت

ترک یار عزیز نتوانیم

سعدیا بی وجود صحبت یار

همه عالم به هیچ نستانیم

 
 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""


تقدیم به او که می داند - دوستی یعنی صداقت داشتن

 

ایل پرشوکت من

دشت چه شد ؟

کوه کجاست ؟

جنگل و بیشه انبوه کجاست ؟

مانده بر دل خاطراتم زانچه گویند  تراست

ای تمام خاطراتم در تو جاری

وی صداقت در تو لبریز

ای صفا جوشیده در نام بلندت

افتخار مردمان پابرهنه

یادگار عزت دیروز ایران

بانگ مردانت نمی آید به گوش

شیهه ی اسبان چه شد ؟

در غروب خاطرات دلنشینم

هی هی چوپان چه شد ؟

آن سکوت چادر غم دیده ات

دگر اکنون مدفن مرگ کدامین باور است ؟

ایل پرشوکت من

دشت چه شد ؟

کوه کجاست ؟

جنگل و بیشه انبوه کجاست ؟                   

 


""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

دلم دست تو بود

کجاش جا گذاشتی!

که حالا نه تو دلبری و نه من دلی دارم . . .

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

نواحی مرطوب سبزند

و سبزی چشمان تو

به علت رطوبت زیاد گریه هاست . . .


 


""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

برای زیستن دو قلب لازم است                      

- قلبی که دوست بدارد  قلبی که دوستش بدارند

- قلبی که هدیه کند قلبی که بپذیرد

- قلبی که بگوید قلبی که جواب بگوید 

- قلبی برای من قلبی برای انسانی که من می خواهم

 تا انسان بودن را همیشه در کنار خود حس کنم

 

 

 

 

عكس های متحرك از پریان ، پری كوچولوی ناز، java20.mihanblog.com

عكس های متحرك از پریان ، پری كوچولوی ناز، java20.mihanblog.com

عكس های متحرك از پریان ، پری كوچولوی ناز، java20.mihanblog.com

عكس های متحرك از پریان ، پری كوچولوی ناز، 3dgirl.blogfa.com

پیشی و هاپوی ناز----عکس از یک پیشی ناز و یک هاپوی ناز مامانی

 

 

مرا نه سر نه سامان آفریدند               پریشانم پریشان آفریدند

پریشان خاطران رفتند در خاک             مرا از خاک آنان آفریدند

 

"  بابا طاهر عریان"

 
 
 
 

 

داشتن دوستای خوب همیشه بزرگترین شانس زندگی من بوده.

هرچند که حرف نمی زنم. هرچند که درد و دل نمی کنم امابودنتون همیشه برام حیاتیه.

جودی عزیزم . مهسای دلنازک من و دوستی که هنوز بهش اعتمادندارم

دوستتون دارم و همیشه به یادتون هستم.

امروز شما شادی کوچک خانه من بودید.

دلم به اندازه بعدازظهرهای جمعه گرفته.

یه خورده سردمه. از اون وقتاییه که حرکت آروم گلبولهای قرمزم رو حس میکنم و فکرمیکنم اگر چندتا دونه بیشتر بودن الان اینقدر سردم نبود.

گاهی وقتا برای درد و دل به دوستام فکر می کنم. از اول شروع می کنم و با خودم فکر می کنم کدومشون ممکنه بفهمن که من چی می گم. و همیشه جواب منفیه. همیشه به هیچ کس می رسم. البته اشکال از منه نه از اونا. من نمی تونم حرف بزنم. همیشه همینجوری بودم. همیشه این بغضای کوچولو رو جمع می کردم و باهاشون تیله بازی می کردم. همیشه همینقدر سخت بودم . همیشه از ضعیف شدن بدم میومد. آدمای ضعیف رو دوست ندارم. همیشه سعی کردم قوی باشم اما یه وقتایی کم میارم. یه وقتایی ....

یه وقتایی دنبال ساعتها تنهایی می گردم . یه وقتایی دنبال یه قبر خالی می گردم و دنبال آرامشی که مرگ و فراموشی به آدم می ده.

یه وقتایی دنبال خودم می گردم و حتی تو آینه هم پیداش نمی کنم. یه وقتایی دنبال دلم می گردم. جای خالیش همیشه هست و این خیلی بده.

 از اون روزاییه که حتی شادی کوچکی هم ندارم.

 

 
 
 

گفتم صنما!  لاله رخا!   دلدارا!           در خواب نمای چهره باری یارا

گفتا که روی به خواب بی ما، وانگه     خواهی که دگر به خواب بینی ما را؟

                                            ******

در کعبه اگر دل سوی غیر است تو را     طاعت همه فسق و کعبه دیر است تو را

ور دل به خدا و ساکن میکده­ای            می نوش که عاقبت به خیر است تو را

 

 “ابوسعید ابوالخیر”

 

 

 

 
 
 
 
 

در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می دانند ، و گاهی اوقات پدران هم

در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده ای ندارد ، حتی اگر با مهارت انجام شود

در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد ، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته ، محروم می كند

در 30 سالگی پی بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن

در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چیزی است كه خود آن را می سازد

در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم ؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می دهیم دوست داشته باشیم

در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می دهند

در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بدترین دشمن وی است

در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب

در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید

در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز ، باید بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را كه میل دارد نیز بخورد

در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارتهای خوب نیست ؛ بلكه خوب بازی كردن با كارتهای بد است

در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می كند نارس است ، به رشد و كمال خود ادامه می دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است ، دچار آفت می شود

در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است

در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست

 

 

:::::::::::::::::::  سمیه :::::::::::::::::::::::::::: سیامک:::::::::::::::

 

هوس هندونه کردم!!!!!

 

 

 

 

سلام دوستان من خوبید ؟

من سال ۱۳۸۸ رو بر همه شما دوستانم تبریک میگم و سال خوبی رو براتون آرزو میکنم و امید وارم که سالی باشه همراه با شادمانیُُ ُُُُ.. سربلندی.. و سلامتی انشالله

 

 

 

عيد آمد و ما خانه خود را نتكانديم
گردي نسترديم و غباري نفشانديم


ديديم كه در كسوت بخت آمده نوروز
از بيدلي او را ز در خانه برانديم


هر جا گذري غلغله شادي و شورست
ما آتش اندوه به آبي ننشانديم


آفاق پر از پيك و پيام است، ولي ما
پيكي ندوانديم و پيامي نرسانديم


احباب كهن را نه يكي نامه بداديم
و اصحاب جوان را نه يكي بوسه ستانديم


من دانم و غمگين دلت، اي خسته كبوتر
سالي سپري گشت و تو را ما نپرانديم


صد قافله رفتند و به مقصود رسيدند
ما اين خرك لنگ ز جويي نجهانديم


ماننده‎ي افسون‎زدگان، ره به حقيقت
بستيم، و جز افسانه‎ي بيهوده نخوانديم


از نُه خم گردون بگذشتند حريفان
مسكين من و دل در خم اين زاويه مانديم