ای قوم به حج رفته کجایید کجایید ***  معبود همین جاست بیایید بیایید


 

 

جملات کوتاه و زیبا از دکتر علی شریعتی

 

دکتر علی شریعتی www.abbasd.blogfa.com

 

من رقص دختران هندي را بيشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روي عشق و علاقه مي رقصند ولي پدر و مادرم از روي عادت نماز مي خوانند .

 

 به سه چيز تکيه نکن ، غرور، دروغ و عشق. آدم با غرور مي تازد، با دروغ مي بازدو با عشق مي ميرد . 


 اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست او جانشين همه نداشتنهاست.

 

عاقلانه ازدواج کن تا عاشقانه زندگي کني.

 

اگر مثل گاو گنده باشي، ميدوشنت، اگر مثل خر قوي باشي، بارت مي كنند، اگر مثل اسب دونده باشي، سوارت مي شوند.... فقط از فهميدن تو مي ترسند.

 

آن روز که همه به دنبال چشم زيبا هستند، تو به دنبال نگاه زيبا باش. 

 

 

عید قربان

 

وبلاگ انسانم آرزوست www.abbasd.blogfa.com حضرت ابراهیم و قربانی حضرت اسماعیل

تحفه ی عيد قربان

 

شوق دیدار قرار از دل ِ بیمار زدست

هی به تن ، حال ِ دل ِ زار نبینی چه نشست

   گفتمش خیز به پا موسم ِ حج ، چون دگران

خانه را سیر تماشا ، دلِ معشوقه پرست

تن سبک سر ، من و این راه چه دشوار و دراز

کی بلد هیچ مناسک که به دستور شده ست

                                            دل شتابان ، ز چه دشوار مبادا به هراس

       پیچ و خم نیست ، چه هموار نه بالاش نه پست

اول ِ کار به نیّت ، که من اش خوب و روان

داند او حرف و سخن های من از روز الست

رختِ احرام چه خوب است تن آلوده چرا

     هر چه پیرایه رها ، خویشتن از بوده و هست

لب به لبیک عجب حال و هوا از سر لطف

وقت رقص آمده میدان به سماعست به مست

این مقامی که نمازش به تو فرموده بجا

    جای پا جای خلیل است که بت هاش شکست

هفت اگر سعی به هفتاد مبادا نرسی

نا امید از چه ، به امید کمر باید بست

وقت ِ قربانی و تقصیر ، من از سینه برون

         غرقه در خون ، تو به تیغ از سر پیمان نه گسست

بی نشان با دل خود خنده زنان گفت که هی !

دل اگر این ، ز تو صد بار دلم خسته و خست

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

دوبيتی‌ها


سحر در شاخسار بوستانی
چه خوش می‌گفت مرغ نغمه‌خوانی
برآور هرچه اندر سينه داری
سرودی، نغمه‌ای، آهی، فغانی


سحر می‌گفت بلبل باغبان را
در اين گِل جز نهال غم نگيرد
به پيری می‌رسد خار بيابان
ولی گُل چون جوان گردد بميرد


چه می‌پرسی ميان سينه دل چيست؟
خرد چون سوز پيدا کرد دل شد
دل از ذوق تپش دل بود ليکن
چو يک دم از تپش افتاد گِل شد


کنشت و مسجد و بت‌خانه و دير
جز اين مشت گلی پيدا نکردی!
ز بند غير نتوان جز به دل رَست
تو ای غافل! دلی پيدا نکردی

 

هم‌دم و بيگانه

ای چو جان اندر وجود عالمی
جان ما باشی و از ما می‌رمی

 
نغمه از عود تو در ساز حيات
موت در راه تو محسود حيات


باز، تسکين دل ناشاد شو
باز اندر سينه‌ها آباد شو


باز از ما خواه ننگ و نام را
پخته‌تر کن عاشقان خام را


از تهی‌دستان رخ زيبا مپوش
عشق سلمان و بلال ارزان فروش


کوه آتش‌خيز کن اين کاه را
ز آتش ما سوز غيرالله را


رشته‌ی وحدت چو قوم از دست داد
صد گره بر روی کار ما فتاد


ما پريشان در جهان چون اختريم
همدم و بيگانه از يک‌ديگريم


باز اين اوراق را شيرازه کن
باز آيين محبت تازه کن


باز ما را بر همان خدمت گمار
کار خود با عاشقان خود سپار


رهروان را منزل تسليم بخش
قوت ايمان ابراهيم بخش

 

 

و این شعرش زیبایست که همیشه مرا به این تفکر وا میدارد که اقبال در چه هوای بود که این شعر را سرود!

مريم و زهرا (س)

مريم از يک نسبت عيسی عزيز
از سه نسبت حضرت زهرا عزيز


نور چشم رحمة‌للعالمين
آن امام اولين و آخرين


آن که جان در پيکر گيتی دميد
روزگار تازه آيين آفريد


بانوی آن تاج‌دار هل اتی
مرتضی، مشکل‌گشا، شير خدا


پادشاه و کلبه‌ای ايوان او
يک حسام٤ و يک زره سامان او


مادر آن مرکز پرگار عشق
مادر آن کاروان-سالار عشق


آن يکی شمع شبستان حرم
حافظ جمعيت خيرالامم


تا نشيند آتش پيکار و کين
پشت پا زد بر سر تاج و نگين


وان دگر مولای ابرار جهان
قوت بازوی احرار جهان


در نوای زندگی، سوز از حسين
اهل حق، حرّيت‌آموز از حسين


مزرع تسليم را حاصل بتول
مادران را اسوه‌ی کامل بتول


بهر محتاجی دلش آن‌گونه سوخت
با يهودی چادر خود را فروخت


...آن ادب پرورده‌ی صبر و رضا
آسياگردان و لب قرآن‌سرا


اشک او برچيد جبريل از زمين
هم‌چو شبنم ريخت بر عرش برين ...


 

 

دانلود البوم (آخ) از محسن نامجو

 

www.abbasd.blogfa.com  دانلود البوم آخ از محسن نامجو

آلبوم جدید و بسیار زیبای محسن نامجو به نام اوی ( آخ )

در این آلبوم گلشیفته فراهانی به عنوان همخوان و نوازنده پیانو با نامجو همکاری دارد

به گفته خود محسن سایر نوازندگان کار موزیسین های ایتالیایی هستند

 

01 – Hammash

[ Download ]

02 – Shams [ Download ]
03 – Dela didi [ Download ]
04 – Qashqai [ Download ]
05 – Binazir [ Download ]
06 – Khan baji [ Download ]
07 – Cielito Lindo [ Download ]
08 – Gladiators [ Download ]

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

خسته نشدی؟

تا کی میخواهی اینجوری تو خودت فرو بروی

چت شده؟

من عاشق شده ام

دیگه چی؟

کم و کسری نداری، راحتی؟

سر پیری عاشق شده ای

آره عاشق یه دختر مثل فروغ

پشت هم سیگار میکشه

خوب تو هم بکش

آخه من ترک کردم

خوب برو خودت رو بکش

اگه از ترس حرف مردم نبود

تا حالا صد دفعه خودم رو دار زده بودم

به خاطر فروغ؟

نه به خاطر دروغ

دروغ چرا؟

....

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

از علی آموز اخلاص عمل

                  www.abbasd.blogfa.com امام علی (ع)

بزرگترین گناه ترس است.                 بزرگترین تفریح کاراست.     

بزرگترین بلاناامیدی است.                 بزرگترین شجاعت صبراست.

بزرگترین استادتجربه است.                بزرگترین اسرارمرگ است.

بزرگترین افتخارایمان است.                بزرگترین سودفرزندنیک است.

بزرگترین هدیه گذشت است.                بزرگترین سرمایه اعتمادبه نفس است.

                                                                          (امام علی)

 

 


 
 

به آن که دوست تر داشته به آن برسد

 

خبر به دورترین نقطه جهان برسد
نخواست او به من خسته ، بی گمان برسد
                    شکنجه بیشتر از این ؟ که پیش چشم خودت
                    کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد
چه می کنی ؟ اگر او راخواستی یه عمر
به راحتی کسی از راه ، ناگهان برسد، .......
                    رها کنی برود از دلت جدا باشد
                    به آن که دوست تر داشته به آن برسد
رها کنی برود و دو تا پرنده شوند
خبر به دورترین نقطه جهان برسد
                   گلایه ای نکنی ، بغض خویش را بخوری
                   که هق هق تو نکند به گوششان برسد
خدا کند ......نه نفرین نمی کنم
نکند به او که عاشق او بوده ام زیان برسد
                   خدا کند که فقط این عشق از سرم برود
                   خدا کند که فقط زود آن زمان برسد

 

 

 

 

 

دوستت دارم حتي اگر قرار باشد شبي بي چراغ، در حسرت يافتنت تمام پس كوچه ها را زير باران، قدم بزنم......تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

چشمهایت همه چیز من است ...

وبوته ی خیس چشمانت در نگاهم ریشه دواند و من افریده شدم . میان فاصله ی غمگین چشمانمان ...

و تو برای من عزیز ترین خواهی بود ؛

و خواهم نوشت از شب خاموش چشمانت و آواز حزن انگیز نگاهت را زیر لب زمزمه خواهم کرد .

و تو برای من عاشقانه ترین خواهی بود ؛

آیه ی تاریکی مردمکهایت را بدرقه ی راهم خواهم کرد و راه روشن چشمهایت را خواهم پیمود و در آنسوی پلکهای  مهربان اما مغرور تو  ادامه خواهم داد  تا بینهایتی  سرخ  و چشمهای مضطرب  من از نگاه  ثابت  تو

می گریزند .

و تو برای من مقدس ترین خواهی بود ؛

شبها ترسم را پناه می برم به نگاه امن تو و با تمام وجود در کنج تاریکی غلیظ چشمانت کز می کنم تنهاییم را . پی خواهم برد روزی دلیل روشن چشمان جادوئیت را برای همیشه . و پنجره ی باز چشمانت حقیقتی است که دلیل همه چیز می تواند باشد . تولد ، تکامل و غرور در چشمان توست . و نگاه بی تفاوت پر است از فکرها و حرفها و صداها و ... .

و تو برای من همیشه ترین خواهی بود ؛

که اگر روزی ناخواسته از حقیقت چشمانت دور بمانم یک شب تو را باز خواهم یافت ؛ با همین چشمان عاشق ؛در خیابانهای خیس پاییزی رنگارنگ .

یک لحظه مرا باور کن تا شکوفه دهد شاخه ی سیب و اشکم ستاره شود در افسانه ی شب چشمان تو .

و من آنطرف تر از مردمک هایت دنیایی ساخته ام از نگاه و از اشک . شاید سهم من از چشمانت ته مانده ی نگاهی خواهد بود که بارها در آینه تو را نگریسته و مرا گریسته است . و روزی که از چشمانت افتادم و فریاد زدی برو و خواستی نبودنم را من سخت تر از همیشه فرو ریختم ... .

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

 
 
 
من با این شعر خیلی خاطره دارم ، خاطره های تلخ و شیرین باتنها عشقم ، با زندگیم .

یه روز سرد پاییزی این شعر،شعری بودکه سعید برام نوشته بود .با خط نازش .بادست مهربونش

تقدیم به عشقم که وجودم از آن توست


بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

یادم اید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دلداده به آواز شباهنگ

یادم آید تو به من گفتی :

از این عشق حذر کن!

لحظه ای چند بر این آب نظر کن

آب آیینه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت باد گران است!

تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن

با تو گفتم حذر از عشق ندانم

سفر از پیش تو هرگز نتوانم

نتوانم

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی

من نه رمیدم نه گسستم

باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

"حذر از عشق؟" ندانم

نتوانم

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت....

اشک در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیم

نگسستم نرمیدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم

نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم....

بی تو اما

به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

 
 
 
تورو از خاطرم برده

تب تلخ فراموشی

دارم خو می کنم با این فراموشی وخاموشی

چرا چشم دلم کوره

عصای رفاتنم سسته

کدوم موج پریشونی تورو ازذهن من شسته

خدایا  فاصلت تامن خودت گفتی که کوتاهه

ازاینجا که من ایستادم چقدر تاآسمون راهه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من از تکرار بیزارم

از ایـن لبخـنـد پژمـرده

از ایـن احســــــاس یـأسی

کـه تـورو از خـاطـرم بـرده

بـه تـــاریــکی گــــرفـــتــارم

شـــــــبم گـــــم کـــرده مهـــــتابو

بگــــــیر از چشـــمای کــــورم

عـــــذاب کهــــنه خــــــوابــو

چـرا گــریه ام نمـی گیـــره

مگه قلـب من از سنـــگه

خدایا من کجا می رم

کجای جاده دلتنگه

 

این برای دوستای گلم که بهم سر میزنن

 

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""

 

بین من و عشقم خیلی فاصلست

آرزومه که پیشش باشم ، پیشم باشه ولی من..........

می دونم که اونم خیلی دوستم داره ، اینکه عاشقم باشه مطمئن نیستم ولی دوستم داره .

ای کاش می شد که برگردم پیشش .... برگردم به ۴ سال قبل ....


عزیز دلم ، قربون اون چشات و لبات بشه پریا ، قربون سین گفتنات ، می میرم برات . تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

هیچ وقت فراموشت نمی کنم . هیچوقت .

 

 """""""""""""""""""""""""""""""""

 
 
 
 

این برای اونایی که حسودیشون می شه به من و عشقم  

"""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

 
 
 
اون دو تا مست چشات داره خوابم می کنه

ذره ذره اون نگات داره آبم می کنه   

داره می میره دلم واسه مخمل نگات همه رنگی رو شناختم من بااون رنگ چشات

همه رنگی رو شناختم من بااون رنگ چشات

مثل یک رویای خوش پاگرفتی توشبام از یه دنیای دیگه قصه ها گفتی برام

هنوز از حرم تنت داره می سوزه تنم ازتو سبزه زار شده خاک خشک بدنم

دستای عاشق تو منو ازنو تازه ساخت دل ناباور من جزتو عشقی نشناخت

داره می میره دلم واسه مخمل نگات همه رنگی رو شناختم من بااون رنگ چشات

همه رنگی رو شناختم من بااون رنگ چشات  

  فاطمه خانم دوستت دارم 

 
"""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 
 

 
 

من پذیرفتم شکست خویش را

پندهای عقل دور اندیش را

من پذیرفتم که عشق افسانه است

 

این دل درد آشنا دیوانه است

می روم شاید فراموشت کنم

با فراموشی هم آغوشت کنم

 

می روم از رفتنم دل شاد باش

از عذاب دیدنم آزاد باش

گرچه تو تنها تر از من می روی

 

آرزو دارم تو هم عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی درد را

تلخی برخوردهای سرد را....

 

 

 

 

کاش پیش من بودی


کاش دستانت در دستانم بود

و لطافت هزار ابر سپید بهاری را

در دست داشتم

و در اوج خوش بختی پرواز می کردم

کاش می توانستم به چشمانت نگاه کنم

و با هر نگاه من

هزار هزار واژه ناگفته عشق را

به یک باره به سوی تو روان می کردم

و با هر نگاه تو

شادی در چشمان من می جوشید

کاش می توانستم صدای گرم تو را بشنوم

تا چون آبشاری از نغمه های روح انگیز

بر عمق جانم جاری گردد

و همه غم های فراق را بزداید

کاش پیش من بودی



من با گرمای عشق تو زنده ام

چه زیباست

که تو تنها نیاز من باشی

و چه عاشقانه است

که تو تنها آرزویم باشی

و چه رؤیایی است

این لحظه های ناب عاشقی

و من همه زیبایی عاشقانه و رؤیایی را با فقط تو حس می کنم

و اگر غروری در من هست غرور عشق به توست

 

از طرف دوست گلم پریا  

 
""""""""""""""  فاطـــــــــــــــــمه """"""""""""""""""

 
 
اون منم که عاشقونه شعر چشماتو مي گفتم....

هنوز هم خيس مي شه چشمام وقتي ياد تو مي افتم....

هنوز هم مي ياي تو خوابم تو شباي پر ستاره....

هنوز هم مي گم خدايا کاشکي برگرده دوباره       ( کاشکی برگرده دوباره ..........................)

 

""""""""""""""  فاطـــــــــــــــــمه """"""""""""""""""
 
 
 

در حیرتم    که چقدر سخته  زندگی بی تو

همیشه دوست دارم بهترین آرزوهام مال تو باشه

و

تنها حسرت وداغی که روی تنم هست

تنها حسرت و داغی که تاابد روی دلم باقی می مونه تو و   وجودته خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar-20.com

ای کاش این نفسام   آخرین نفسم باشه . زندگیم بی تو بی معناست سعید ؛ بی معنا .

نمی دونم الان کجایی  و بانامزدت هستی یا تنهایی یا....  تازه می فهمم وقتی من نبودم چه حس تنهایی تلخی داشتی  خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar-20.com

ازخدا می خوام که برگردی پیشم    که برگردیم پیش هم    که تا آخرین نفس پیشت بمونم     که برات بمیرم تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 
""""""""""""""  فاطـــــــــــــــــمه """"""""""""""""""
 


بعد از رفتن تو فقط من مانده ام و روزهايي كه بي تو تكرار مي شوند و من در خلوت شبهاي بي ستاره ام
از به تو انديشيدن عادتي ساخته ام دراز به درازاي آرزوهايي كه برايت داشتم و هنوز نمي دانم برق نگاه
كدامين ليلي ني ني چشمان تو را خيره كرد و تيشه ي عشق كدامين فرهاد ريشه ي عشقمان را خشكاند !
اما ميدانم كه چون مجنون تا ابد در بيابان چشمانت به انتظار تو خواهم ماند....


""""""""""""""  فاطـــــــــــــــــمه """"""""""""""""""
 
 

 

 

من پذیرفتم شکست خویش را

من پذیرفتم که عشق افسانه است


می دونم عادت کردی به اذیت کردنم ، می دونم عادت کردی به نبودنم ،  سعیدم یه روز پشیمون میشی که دیگه خیلی دیره . خیلی دیر

بهم گفتی خیلی وقته که دستامو نگرفتی و منو ندیدی ، ولی من تمام این چهارسال می دیدمت . همه جا احساست می کردم ، همه جا یاد تو بودم . 

 
""""""""""""""  فاطـــــــــــــــــمه """"""""""""""""""
 

 

هرگز نخواستم که تورو با کسی قسمت بکنم 
                          یا از تو حتی با خودم یه لحظه صحبت بکنم
                                             هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم
                                                                       بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم

انقدر ظریفی که با یک نگاه هرزه می شکنی
                                                            اما تو خلوت خودم تنها فقط ماله منی
                 هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم
                                     بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم

ترسم اینه که رو تنت جای نگاهم بمونه
                                     یا روی تیشه ی چشات غبار آهم بمونه
                                                          تو پاک و ساده مثل خواب حتی با بوسه می شکنی

شکل همه آرزوهام تجسم خواب منی
                                      حتی با این که هیچ کس مثل من عاشق تو نیست
                                                                              پیش تو آینه چشام حقیرِ لایق تو نیست


  هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم             بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم

 
 
""""""""""""""  فاطـــــــــــــــــمه """"""""""""""""""
 

 
 
 
میشه هیچی رو ندید و فقط نگاه کرد

روزای مقدس و خوب و فدا کرد

اما عشق فریاد یک درد عمیقه

دوای عشق و نمیشه بی صدا کرد

غربت صدای گریه ام    درد بی تو بودنه

بی صدا شکستنم   صدای شعرای منه

مثل خوشبختی تو دوری از من اما همیشه

طعم گریه های تو تلخی حرفای منه

من مصیبت با رفتنت شناختم

به جای ترانه ها مرثیه ساختم

قصه هام غم نامه ای برای تو شد

هرکلام من فقط صدای تو شد

از منم به من تو نزدیک تری اما همیشه

سردی دوری تو از تنم دور نمیشه

درد این فاصله ها منو به فریاد میکشه

توی خرمن سکوتم شعله های آتیشه

سیاوش قمیشی

 
 
""""""""""""""  فاطـــــــــــــــــمه """"""""""""""""""
 

 
 
 
با تو حکایتی دگر

این دل ما به سر کند

شب سیاه قصه را

هوای تو سحر کند

باور ما نمی شود

در سر ما نمی رود

از گذر سینه ی ما

یار دگر گذر کند

شکوه بسی شنیده ام

ازدل درد کشیده ام

کور شوم جز تو اگر

زمزمه ای دگر کند

چاره ی کار ما توئی

یاور و یار ما توئی

توبه نمی کند اثر

مرگ مگر اثر کند

مجرم آزاده منم

تن به جزا داده منم

قاضی درگاه توئی

حکم سحرگاه توئی

مقصد ومقصودم توئی

عشقم و معبودم توئی

از تو حذر نمی کند

سایه مگر سفر کند

 

 

 

 

فال روز 17 آذر ماه 88!

 

متولدین فروردین:

 تمركز شما امروز كم است، سعي كنيد آرام حركت كنيد و عجله نكنيد اجازه دهيد همه چيز به آرامي حل شود. وقت داريد.

 

متولدین اردیبهشت:

 امروز می توانید با خلاقیت خود پول به دست آورید.بهتر است به ندای درونتان گوش کنید و از عقل سلیم خود استفاده کنید. امشب به مکانی بروید که تاکنون نرفته اید و البته با افراد جدیدی بروید که تمام این خلاقیت شما را بر می انگیزانند.

 

متولدین خرداد:

 زمان خوبي است تا بر ديگران تاثير بگذاريد. اگر ديگران در حمايت از شما كم ترين معطلي كردند سعي كنيد ديگران با آنها تعهد نكنيد. نصيحت يكي از دوستان يا همكاران بسيار ارزش است اما تنها اگر تصميم بگيريد تا عقايدتان را كنار بگذاريد و مسائل را از ديد آن ها ببينيد.

 

متولدین تیر:

 از استراحت کردن لذت می برید و این تعطیلات به نظر می رسد خسته کننده ترین تعطیلات بوده است، اما فرصتی ندارید رئیس تان میخواهد که همه کارها انجام شود و شاید حتی در طول زمان ناهار نیز کار کنید.

 

متولدین مرداد:

 امروز ستاره ها به شما نورافشاني كرده وباعث مي شوند كه شما از فرصت هايتان استفاده كرده و دوباره راجع به هر مطلبي فكر كنيد. حالا كه به آخر سال نزديك مي شويم، احساس مي كنيد بايد مجدداً نگاهي به سال 2004 انداخته و راجع به اتفاقاتي كه افتاده فكر كنيد. ممكن است تصميم بگيريد كه اشتباهات گذشته را تكرار نكرده و موفقيت هايتان را مجددا به مرحله عمل در آوريد.

 

متولدین شهریور:

 اگر می خواهید فعالیت تان را در این ماه به خوبی پیش برود باید آن ها را با برنامه ریزی انجام دهید.سعی کنید همه چیز را کنترل کنید و به شانس تنها اتکا نکنید.می توانید قرارهایتان را مرتب کنید.

 

متولدین مهر:

 اکنون اگر بتوانید در پشت صحنه و یا در محل کار مخصوص به خود کار کنید،بهترین کار خود را  ارائه خواهید داد.اگر باید کار پروژه بزرگی را تا قبل از فرا رسیدن تعطیلات به اتمام برسانید،بهتر است حالا شروع کنید تا بتوانید کارهای اصلی و پایه ای را به انجام برسانید.وقت خود را صرف این کار کنید و آن را بیهوده تلف نکنید.چرا که کاری که شما اکنون انجام  می دهید مشخص می کند که ادامه کار موفقیت است یا شکست.

 

متولدین آبان:

 لازم است که افکارتان را پیش خود تان نگه دارید و به کسی نگویید.اکنون زمان مناسبی برای مخالفت و مشاجره نیست.زندگی جالب و غیرقابل پیش بینی است.بنابراین با احساسات بد آن را خراب نکنید.

 

متولدین آذر:

 سياره ها در يك روحيه بسيار شادي هستند. و شما امروز مي توانيد خيلي محبوب شويد در حالي كه روحيه خوب شما نيز به اطراف پخش مي شود. كارهاي زيادي هست كه شما به آنها بپردازيد وشما بهيچ وجه نخواهيد گذاشت كه آنها بدون رسيدگي باقي بمانند. حتي اگر احساس وقت گذراندن با خيلي ها را نداريد، شما هر چه از دستتان بر مي آيد انجام خواهيد داد تا همه چيز روي غلطك باشد.

 

متولدین دی:

 هيج دليلي براي اين موضوع وجود ندارد كه چرا بعضي روزها از بعضي ديگر بهتر هستند. اگر كسي طبيعت نيكوي شما را زير سوال ببرد، واقعاً ناراحت مي شويد. خودتان را با ايجاد تغييرات خوشحال كنيد.

 

متولدین بهمن:

 ستارگان سلولهای خاکستری شما را بر می انگیزد و شما از انجام کارهای متفاوت بیشتر از تمرکز کردن روی یک کار خاص لذت خواهید برد.اگر مذاکره یا بحثی در پیش دارید حتماً‌ موفق می شوید زیرا شما اخیراً در کارها تبحر بیشتری یافته اید و اعتماد به نفس بیشتری دارید تا عقایدتان را به راحتی بیان کنید.

 

متولدین اسفند:

 شما می توانید در سکوت یک خلق و خوی متفکر و اندیشمند متنوع  باشید ترجیح می دهید بدانند در فکرتان چیست در دسته بندی سوالات ناهنجار ماهر هستید و حالا به همه مهارتهایان احیتاج خواهید داشت.

 

 

 

عکس هایی زیبا از طبیعت

Tehroon-Online.Com

Tehroon-Online.Com

Tehroon-Online.Com
 

 

ميهماني رنگ ها در طبيعت

 


































 

 

همسفر تنها نرو بذار تا با هم بریم

سرنوشتمون یکی ست هردومون مسافریم




 

متن زیر منتخبی است از کتاب

چهل نامه کوتاه به همسرم

 

نوشته زنده یاد نادرابراهيمي

توصیه می کنم که حتما تا انتها بخونین

هم سفر

 

در این راه طولانی - که ما بی خبریم

و چون باد می گذرد

بگذار خرده اختلاف هایمان با هم باقی بماند

خواهش می کنم ! مخواه که یکی شویم ، مطلقا یکی

مخواه که هر چه تو دوست داری ، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم

و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد

مخواه که هر دو یک آواز را بپسندیم

یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را 

و یک شیوه نگاه کردن را

مخواه که انتخابمان یکی باشد، سلیقه مان یکی و رویاهامان یکی 

هم سفر بودن و هم هدف بودن ، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست

و شبیه شدن دال بر کمال نیست بل دلیل توقف است

عزیز من 

دو نفر که عاشق اند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است؛

واجب نیست که هر دو صدای کبک، درخت نارون ، حجاب برفی قله ی علم

کوه ، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند

اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت که یا عاشق زائد است یا معشوق

یکی کافیست 

عشق، از خودخواهی ها و خود پرستی ها گذشتن است اما، این سخن به

معنای تبدیل شدن به دیگری نیست

من از عشق زمینی حرف می زنم که ارزش آن در "حضور" است

نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری 

عزیز من

اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست ، بگذار یکی نباشد

بگذار درعین وحدت مستقل باشیم

بخواه که در عین یکی بودن ، یکی نباشیم

بخواه که همدیگر را کامل کنیم نه ناپدید

بگذار صبورانه و مهرمندانه درباب هر چیز که مورد اختلاف ماست بحث کنیم

اما نخواهیم که بحث ، ما را به نقطه ی مطلقا واحدی برساند

بحث، باید ما را به ادراک متقابل برساند نه فنای متقابل

اینجا سخن از رابطه ی عارف با خدای عارف در میان نیست

سخن از ذره ذره ی وافعیت ها و حقیقت های عینی و جاری زندگیست

بیا بحث کنیم

بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم

بیا کلنجار برویم

اما سرانجام نخواهیم که غلبه کنیم

بیا حتی اختلافهای اساسی و اصولی زندگی مان را ،در بسیاری زمینه ها، تا

آنجا که حس می کنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می بخشد

نه پژمردگی و افسردگی و مرگ ،.......... حفظ کنیم

من و تو حق داریم در برابر هم قد علم کنیم

و حق داریم بسیاری ازنظرات وعقاید هم را نپذیریم بی آنکه قصد تحقیرهم

را داشته

باشیم

 

عزیز من ! بیا متفاوت باشیم

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

شاید آنگاه که سهراب نوشت:
 
 

                                       "تا شقایق هست زندگی باید کرد"

خبری از دل پر درد گل یاس نداشت

باید اینگونه نوشت:

                                    هر گلی هم باشد

                                                            چه شقایق

                                                                            چه گل پیچک و یاس

                                                                                                      زندگی اجباریست...

 

 



اس ام اس مثله فاتحه میمونه

واسه هرکی میفرستیش روحش شاد میشه


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _


بعضي وقت ها اينقدر حواست به خودته و در آرزوهاي خودت غرقي که يادت ميره يه نفر منتظرته تا . . . . . . . . از دستشويي بياي بيرون !


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _


شبها به خاطر تو از خواب پا ميشم و همه جارو دنبالت مي گردم ، به در و ديوار ميخورم تا به تو برسم... . . . . . . . . . . . . اي دستشويي....


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _


چی کار کردی که این همه طرفدار پیدا کردی؟ هر جای شهرکه میرم می بینم مردم تابلوهایی دستشون گرفتن که اسم تو روش نوشته شده: گوسفند زنده!!!

_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _


يه بغل گل رز با يه دنيا احساس با يه سبد ستاره، ميدم بهت، ببر سر چهارراه بفروش سودش نصف نصف!


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _


اگه ده تا گل گرفتی دستت و رفتی جلوی اینه 11 تا گل قشنگ دیدی اصلا تعجب نکن این نشون میده هم کوری هم خنگی و هم دچار توهم شدی


هميشه ميگفتن پيدا کردن يه دوست خوب خيلي سخته اما من باورم نميشد تا اينکه تو رو ديدم که براي پيدا کردن من چه قدر زحمت کشيدي ...


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _


ببينم، اگه يه روز از خواب بيدار بشي و ببيني: اون كه دوستش داري گذاشته رفته . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . اونوقت، صبحانه چي ميخوري؟


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _


خيلي وقته ميخوام يه چيزي بهت بگم ولي تاحالا روم نشده گفتنش برام خيلي سخته د...دو...دوس....دوسه ليتر بنزين داري به من بدي؟

 

 

     


زغال قلیونتم ، بکش خاکستر شيم.

زغال قلیونتم رفیق! میسوزم تا بسازمت!!!

_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _


سوزن رفاقت در تیوپ قلبم فرو رفت و گفت: فییییییییییس

تازه فهمیدم پنچرتم رفیق!

_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _


پدال دنده موتورتیم با پا بزن تو سرمونو خلاصمون كن!


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _


پوست موز زیر پاتم ، حال میکنم اگه افتخار بدی پاتو بذاری روم.


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _


به لوتی میگم : آب بده دریا میده ، میگم گل بده گلستان میده ، میگم معرفت و دوستی بده همش شماره تو رو میده !!


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _



آب دماغتیم…آنتی هیستامین بخور ، فنا شیم


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _



باد معدتیم فشار بیار هوا شیم


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _



قرمزی چشاتم نفازلین بریز فنا شيم


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _



پی پیتیم سیفونو بزن فناشیم


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _


بند کفشتیم گره بزن خفه شیم


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _



کش شلوارتم رفیق ولم کن تا آبروتو ببرم


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _



سیگارتیم بکش تا دود شیم


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _



زنگ در خونتم هر کس تو رو بخواد باید منو بزنه


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _


چروک لباستیم اتو بزنی هلاک شدیم!


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _


تریپ مرام : کلنگتم عمله !!


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _


سلامی به گرمی آش رشته که با پیازداغ روش نوشته :

“مرامت منو کشته“

_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _



میگن نارنگی چون پوستش زود کنده میشه ,

پیش مرگ همه ی میوه هاست !.

.

.

.

نارنگیتیم هلو !
 

_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _



حشیش

تریاک

هروئین

شیشه

کراک



.

.

همه اینا رو میشه ترک کرد ولی تو رو نمیشه ترک کرد

معتادتیم رفیق!!!

_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _



این اس ام اس رو میزنم به سلامتی همه خوبا

که سخت مشغول شطرنج زندگی اند

و نمیدونن ما مات رفاقتشون هستیم


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _


دیروز روز جهانی آوارگان بود، توقع داشتم یه تشکر خشک و خالی از ما میکردی که یه عمریه آوارتیم !!!


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  



دل به تو دادم که ناز کنی نگفتم که جیگرکی باز کنی
 
 


اگر می خوای بدونی چند تا دوستت دارم انگشتت رو بزار روی نبضت بشمر !


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


در بیکران دور / بر روی سنگ گور  / با دست سرنوشت / با جوهر سرشت / دستی نوشته بود /آرامگاه عشق


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


 A B C D E F G H J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z

دنبال "I" نگرد، چون فدای "U" شده!


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


یک قطعه قلب 3 در 4 و یک فیش محبت با یک کپی از دوستی بیار، تا شش دانگ قلبمو به نامت کنم!


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


در روز بارانی ، چتر نشانه فداکاری است ......

پس چتری باش برای آنکه دوستش داری ، در روزهای بارانی اش


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


دیروز به جرم بالا رفتن از قلبت دستگیر شدم !

بیا بهشون بگو ساکن قلبم دزد نیست !

_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


عشق تنها سهم مرغ عشق نیست ، میتوان عاشق شد و گنجشک وار زیست . . .


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


گفتی که دگر در تو چنان حوصله ای نیست / گفتم که مرا دوست نداری گله ای نیست

رفتی و خدا پشت و پناهت ، به سلامت / بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست . . .

_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


خستگی ها برایم بی معنا میشود آنگاه که احساس میکنم تو همیشه در کنار من هستی

_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 



مادر را به خاطر مهر مادریش دوست دارم

شمع را به خاطر از خود گذشتگی اش

گل را به خاطر زیبایی اش

و تو را بدون آن که بدانم چرا ، به اندازه تمام دنیا دوست دارم . . .

_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


از دیده به جاش اشک خون می آید / دل خون شده ، از دیده برون می آید

دل خون شد از این غصه که از قصه عشق / می دید که آهنگ جنون می آید . . .

_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


گفتی دوستم داری به اندازه قطرات بارانی که بر روی صورتت میریزد

و من هم دوستت دارم بدون توجه به چتری که روی سرت گرفتی . . .

_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود ، هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی

نداشتم و هنگامی تشنه آتش شدم ، که در برابرم دریا بود و دربا و دریا . . .


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


تو این دنیا تو این عالم / میون این همه آدم

ببین من دل به کی دادم / به اون کس که نمیخوادم

دلم شیشه دلش سنگه / واسه سنگه دلم تنگه

 

 

 


در روز بارانی ، چتر نشانه فداکاری است ......

پس چتری باش برای آنکه دوستش داری ، در روزهای بارانی اش 


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


اگر باران بودم انقدر مي باريدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم اگر اشک بودم مثل باران بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه اي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميکردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برايت مينواختم ولي افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


خودکارم را از ابر پر می کنم و برایت از باران می نویسم


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


گفتی دوستم داری به اندازه قطرات بارانی که بر روی صورتت میریزد

و من هم دوستت دارم بدون توجه به چتری که روی سرت گرفتی . . .


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


سکوتم را به باران هديه کردم/ تمام زندگي را گريه کردم/ نبودي در فراق شانه هايت/به هر خاکي رسيدم تکيه کردم


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


اندكي عاشقانه تر زير اين باران بمان
ابر را بوسيده ام تا بوسه بارانت كند . . .


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


گاهي مثل باران بايد باريد ، زندگي بخشيد، ‌طراوت داد
.
.
.
.

و رفت ............


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


نگاهم ياد باران كرده امشب
مرا سر درگريبان كرده امشب

غم وفرياد من ازاين و آن نيست

دلم ياد رفيقان كرده امشب.


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


مانند باران باش و ببار و نپرس پیاله های خالی از آن کیست !


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


یک ساعت که آفتاب بتابد ، خاطره آن همه شب های بارانی از یاد میرود

این است حکایت آدم ها ، فراموشی . . .


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


بگذار نگاهت را لمس کنم

عاشق حرير مخملي نگاهتم

باران نگاهت از ابر تنم ميريزد

ماه يادگار نيم رخ توست


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


در مهربانی همچون باران باش که در ترنمش "علف هرز" و "گل سرخ" یکیست..


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


شبی غمگین ، شبی بارانی و سرد مرا در غربت فردا رها کرد ، دلم در حسرت دیدار او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد ، به من می گفت تنهایی غریب است ببین با غربتش با من چه ها کرد ، تمام هستی ام بود و ندانست که در قلبم چه آشوبی به پا کرد ، او هرگز شکستم را نفهمید اگرچه تا ته دنیا صدا کرد .


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


هم رازکویرم تب باران دارم. درسینه دلی شکسته پنهان دارم .
برگوشه سنگ قبرمن بنویسید. من هرچه که دارم ازرفیقان دارم


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


شبی از‎ ‎پشت یک تنهایی نمناک و بارانی، تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم، تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


تا نباشد این جدایی ها، کس نداند قدر یاران را، کویر خشک می داند، بهای قطره باران را..


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


ازميان كسانى كه براى دعاى باران به تپه ها مى روند تنها كسانى كه چتر با خود مى برند به كارشان ايمان دارند.


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


دلم همچو آسمان،پر از ابرهاي بارانيست،
اي کاش دلم امشب بگريد، شايد که بغض عشق در چشمانم بشکند....


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


خدا روز بدون رنج، بدون خنده، بدون اندوه، وآفتاب بدون باران وعده نداده است


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


بی تو من از نسل بارانم ، چون ابر بهارانم گریانم
بی تو من با چشم گریان ، سیل غم برد آشیانم . . .


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


دوبیتی های من غم میشمارند / رباعی های من نم میشمارند
غزل هایم برای دیدن تو / قطره های باران را میشمارند . . .


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


بی تو هر شب عاشقی بارانی ام / لاله پژمرده و زندانی ام
بی تو در کنج همه دلواپسی / بی تو من آغاز یک ویرانی ام . . .


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند


_  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _  _ 


سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني / شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کني/آه باران من سراپاي وجودم آتش است / پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني

 

 

تمام حاصل عمرم همین است

 

 که مولایم امیر المومنین است

 

 

عید سعید غدیر خم بر همه شیعیان مبارکباد

 

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

من این عید بزرگ و سعید رو به شما  و به دوست عزیز و خوب و مهربونم

 

{{{  فاطـــــــمه جون  }}}

 

تبریک گفته و از خدا وند متعال  سلامتی و سرافرازیشونو  خواستارم

 

ممنون             

 

   سیــــــــــــــــــامک

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

غدیر، تنها نه به عنوان «روزى تاریخى‏» ، بلكه به عنوان یك‏«عید اسلامى‏» مطرح است. عید بودن آن نیز، مراسم و سنتهاى خاصى‏را مى‏طلبد و نه تنها باید آن را عید دانست، بلكه باید آن را عید گرفت و به شادمانى پرداخت و به عنوان تعظیم شعائر دینى، آن‏را بزرگ داشت و برشكوه آن افزود، تا ارزشهاى نهفته در این روزعظیم، همواره زنده بماند و سیره معصومین(علیهم السلام)احیاگردد.

مسابقه «غدیر» و «عیدگرفتن‏» این روز مقدس، به زمان ‏پیامبراكرم(ص)مى‏رسد. در دوران ائمه دیگر نیز این سنت دینى‏ادامه داشته و امینان وحى الهى، همچون امام صادق(ع)و امام‏رضا(ع)آن را آشكار ساخته و یادش را گرامى و زنده نگه مى‏داشتند. پیش از آنان نیز، امیرالمومنین(ع)احیاگر این عید بود.

رمز عید بودن «غدیر» نیز، كمال دین و اتمام نعمت در سایه‏تداوم خط رسالت در شكل و قالب امامت‏ بود. به فرمان پیامبر خدا(ص)مسلمانان مامور شدند «ولایت‏» را به‏صاحب ولایت تبریك گویند و با آن حضرت بیعت كنند. رسول خدا نیزبراین نعمت الهى شادمانى كرد و فرمود: «الحمدلله الذى فضلناعلى جمیع العالمین.»

آیه قرآن كه به صراحت، این روز را روز اكمال دین و خشنودى‏پروردگار از این واقعه و این تعیین وصى دانسته، رمزدیگرى ازعید بودن غدیرخم است. فرخندگى این روز و عظمت این مراسم و عیدبودن غدیر، در آن روز و لحظه برهمگان روشن بود. این نكته راحتى «طارق بن شهاب‏» مسیحى كه در مجلس عمربن خطاب حضور داشت،فهمیده بود كه گفت: اگر این آیه(الیوم اكملت لكم‏دینكم...)(مائده / 3) در میان ما نازل شده بود، روز نزول آیه‏را عید مى‏گرفتیم. هیچ یك از حاضران نیز حرف او را رد نكردند. خود عمر نیز سخنى گفت كه به نوعى پذیرش حرف او بود.

عید گرفتن غدیر

غدیر، تنها نه به عنوان «روزى تاریخى‏» ، بلكه به عنوان یك‏«عید اسلامى‏» مطرح است. عید بودن آن نیز، مراسم و سنتهاى خاصى‏را مى‏طلبد و نه تنها باید آن را عید دانست، بلكه باید آن را عید گرفت و به شادمانى پرداخت و به عنوان تعظیم شعائر دینى، آن‏را بزرگ داشت و برشكوه آن افزود، تا ارزشهاى نهفته در این روزعظیم، همواره زنده بماند و سیره معصومین(علیهم السلام)احیاگردد.

همه این ویژگیها براى این روز بزرگ، موقعیتى والا و ارزشمندپدید آورد، آنچنان كه رسول خدا(ص)و ائمه هدى و مومنانى كه پیروآنان بودند، از موقعیت این روز شادمان بودند. مقصود ما از«عیدگرفتن‏» این روز نیز همین است. خود حضرت رسول نیز به این‏نكته اشاره و تصریح فرموده است، از جمله در روایتى كه ‏مى‏فرماید: «روز غدیرخم، برترین اعیاد امت من است، روزى است كه خداى‏متعال مرا فرمان داد تا برادرم على‏بن ابى‏طالب را به عنوان‏پرچمى هدایتگر براى امتم تعیین كنم كه پس از من به وسیله اوراهنمایى شوند، و آن، روزى است كه خداوند در آن روز، دین راكامل ساخت و نعمت را بر امتم به كمال و تمام رساند و اسلام رابه عنوان دین، برایشان پسندید.»

كلام دیگر پیامبر(ص)كه فرموده بود: «به من تهنیت‏بگویید، به‏من تهنیت‏بگویید.» نیز نشان دهنده همین عید بودن روز غدیر دركلام حضرت رسول است.

خود امیرالمومنین(ع)در ادامه خط پیامبر، این روز را عید گرفت‏و در سالى كه روز جمعه با روز غدیر مصادف شده بود، در ضمن خطبه‏ عید فرمود: «خداوند متعال براى شما مومنان، امروز دو عید بزرگ وشكوهمند را مقارن قرار داده است كه كمال هركدام به دیگرى است،تا نیكى واحسان خویش را در باره شما كامل سازد و شما را به راه‏رشد برساند و شما را دنباله‏رو كسانى قرار دهد كه بانور هدایتش‏روشنایى گرفته‏اند و شما را به راه نیكوى خویش ببرد و به نحوكامل از شما پذیرایى كند. پس جمعه را محل گردهمایى شما قرارداده و به آن فراخوانده است، تا گذشته را پاك سازد و آلودگیهاى‏جمعه تا جمعه را بشوید، نیز براى یادآورى مومنان و بیان خشیت‏تقوا پیشگان مقرر ساخته است و پاداشى چند برابر پاداشهاى‏مطیعان در روزهاى دیگر قرار داده و كمال این عید، فرمانبردارى‏از امرالهى و پرهیز از نهى او و گردن نهادن به طاعت اوست. پس‏توحید خدا، جز با اعتراف به نبوت پیامبر(ص)پذیرفته نیست و دین،جز با قبول ولایت‏به امر الهى قبول نمى‏شود و اسباب طاعت‏خدا جزبا چنگ زدن به دستگیره‏هاى خدا و اهل‏ولایت، سامان نمى‏پذیرد.

خداوند در روز غدیر، برپیامبرش چیزى نازل كرد كه بیانگراراده‏اش در باره خالصان و برگزیدگان است و او را فرمان داد كه‏پیام را ابلاغ كند و از بیماردلان و منافقان هراس نداشته باشد وحفاظت او را عهده دار باشد... .

(تا آنجا كه فرمود:)رحمت‏ خدا برشماباد! پس از پایان این‏تجمع، به خانه‏ها برگردید و به خانواده خود، وسعت و گشایش دهیدو به برادران خود نیكى كنید و خداوند را بر نعمتى كه ارزانى‏تان‏كرده، سپاس گویید. باهم باشید، تا خداوند هم متحدتان سازد، به‏یكدیگر نیكى كنید، تا خداوند هم الفت‏شما را پایدار كند، ازنعمت الهى به یكدیگر هدیه دهید، آن گونه كه خداوند برشما منت‏نهاده و پاداش آن را در این روز، چندین برابر عیدهاى گذشته وآینده قرار داده است. نیكى دراین روز، ثروت را مى‏افزاید و عمررا طولانى مى‏كند. ابراز عاطفه و محبت‏به هم در این روز، موجب‏رحمت و لطف خدا مى‏شود. تا مى‏توانید، در این روز از وجودتان خرج‏خانواده و برادرانتان كنید و در برخوردها و ملاقاتها ابرازشادمانى و سرور كنید... »

آیین عید غدیر و ائمه

ائمه اهل‏بیت(علیهم السلام)، این روز را شناخته و شناسانده وآن را عید نامیدند و همه مسلمانان را به عیدگرفتن آن دستوردادند و فضیلت آن روز و ثواب نیكوكارى در آن را بیان كردند.

فرات بن احنف مى‏گوید: به امام صادق(ع)عرض كردم: جانم فدایت!

آیا مسلمانان عیدى برتر از عید فطر و قربان و جمعه و روز عرفه‏دارند؟ فرمود: آرى! با فضیلت‏ترین، بزرگترین و شریفترین روز عیدنزد خداوند، روزى است كه خدا دین را در آن كامل ساخت وبرپیامبرش محمد(ص)این آیه را نازل فرمود: (الیوم اكملت لكم‏دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا)گفتم: آن‏كدام روز بود؟ فرمود: هرگاه یكى از پیامبران بنى‏اسرائیل‏مى‏خواست جانشین خود را تعیین كند و انجام مى‏داد، آن روز را عیدقرار مى‏دادند. آن روز، روزى است كه پیامبر اكرم(ص)على(ع)را به‏عنوان هادى امت نصب كرد و این آیه نازل شد و دین كامل گشت ونعمت‏خدا بر مومنان، تمام‏شد. گفتم: آن روز، كدام روز از سال‏است؟ فرمود: روزها جلو و عقب مى‏افتد، گاهى شنبه است، گاهى یك‏شنبه، گاهى دوشنبه، تا... آخر هفته. گفتم: در آن روز، چه كارى‏سزاوار است كه انجام دهیم؟ فرمود: آن روز، روز عبادت و نماز وشكر و حمد خداوند و شادمانى است، به خاطر منتى كه خدا بر شمانهاد و ولایت ما را قرار داد. دوست دارم كه آن روز را روزه ‏بگیرید.

حسن بن راشد از امام صادق(ع)روایت مى‏كند كه: به آن حضرت عرض‏كردم: جانم فدایت! آیا مسلمانان را جز عید فطر و قربان، عیدى‏است؟ فرمود: آرى اى حسن! بزرگتر و شریف‏تر از آن دو. پرسیدم: چه‏ روزى است؟ فرمود: روزى كه امیرالمومنین(ع)به عنوان نشانه ‏راهنما براى مردم منصوب شد. گفتم: فداى شما! در آن روز چه كارى‏سزاوار است كه انجام دهیم؟ فرمود: روزه مى‏گیرى و برپیامبر ودودمانش درود مى‏فرستى و از آنان كه در حقشان ستم كردند، به‏درگاه خدا تبرى مى‏جویى. همانا پیامبران الهى به اوصیاء خویش‏دستور مى‏دادند روزى را كه جانشین تعیین شده، «عید» بگیرند. پرسیدم: پاداش كسى كه آن روز را روزه بگیرد چیست؟ فرمود: برابربا روزه شصت ماه است.

عبدالرحمان بن سالم نیز از پدرش روایت كرده كه: از حضرت‏صادق(ع)پرسیدم: آیا مسلمانان غیر از جمعه، قربان و فطر، عیدى‏دارند؟ فرمود: آرى، عیدى محترم‏تر. گفتم: چه روز؟ فرمود: روزى‏كه حضرت رسول(ص)، امیرالمومنین(ع)را به امامت منصوب كرد وفرمود: «من كنت مولاه فهذا على مولاه‏» . عرض كردم: آن روز، چه‏روزى است؟ فرمود: به روزش چه كاردارى؟ سال در گردش است، ولى آن‏روز، هیجدهم ذى‏حجه است. پرسیدم: در آن روز شایسته است چه كارى‏انجام شود؟ فرمود: در آن روز، با روزه و عبادت و یادكردن محمدو آل محمد، خداوند را یاد مى‏كنید. همانا پیامبراكرم(ص) توصیه‏فرمود كه مردم این روز را عیدبگیرند. پیامبران همه چنین‏مى‏كردند و به جانشینان خود وصیت مى‏كردند كه روز تعیین جانشین‏را عید بگیرند.

امام صادق(ع)نیز روزه غدیرخم را برابر با صد حج و عمره مقبول‏نزد خداوند مى‏دانست و آن را «عید بزرگ خدا» مى‏شمرد.

در «خصال‏» صدوق از مفضل بن عمر روایت‏شده كه: به حضرت‏صادق(ع)عرض كردم: مسلمانان چند عید دارند؟ فرمود: چهارعید. گفتم: عید فطر و قربان و جمعه را مى‏دانم. فرمود: برتر از آنهاروز هیجدهم ذى‏حجه است. روزى كه پیامبرخدا(ص)، (دست)حضرت‏امیر(ع)را بلند كرد و او را حجت‏بر مردم قرار داد. پرسیدم: دراین روز، چه باید بكنیم؟ فرمود: با آنكه هرلحظه باید خدا راشكر كرد، ولى دراین روز، به شكرانه نعمت الهى باید روزه گرفت. انبیاى دیگر نیز این گونه به اوصیاى خود سفارش مى‏كردند كه روزمعرفى وصى را روزه بدارند و عید بگیرند.

در حدیث دیگرى در «مصباح‏» شیخ طوسى‏» امام صادق(ع)آن روزرا روزى عظیم و مورد احترام معرفى كرده است كه خداوند حرمت آن‏را برمومنان گرامى داشته و دینشان را كامل ساخته و نعمت رابرآنان تمام نموده است و در این روز، با آنان عهد و میثاق خویش‏را تجدید كرده است. امام، غدیرخم را روز عید و شادمانى و سرورو روز روزه شكرانه دانسته كه روزه‏اش معادل شصت ماه از ماههاى‏حرام(محرم، رجب، ذى قعده و ذى حجه)است.

در حدیثى دیگر است كه، حضرت صادق(ع)در حضور جمعى از هواداران‏و شیعیانش فرمود: آیا روزى را كه خداوند، با آن روز، اسلام رااستوار ساخت و فروغ دین را آشكار كرد و آن را براى ما و دوستان‏و شیعیانمان عید قرار داد، مى‏شناسید؟ گفتند: خدا و رسول وفرزند پیامبر داناتر است، آیا روز فطر است؟ فرمود: نه. گفتند: روز قربان است؟ فرمود: نه، هرچند این دو روز، بسیار مهم وبزرگند، اما روز «فروغ دین‏» از اینها برتر است، یعنى روزهیجدهم ذى حجه... . فیاض بن محمدبن عمر طوسى در سال 259(درحالى كه خودش 90 سال داشت.)گفته است كه حضرت رضا(ع) را در روزغدیر ملاقات كردم، درحالى كه در محضر او جمعى از یاران خاص وى‏بودند و امام(ع)آنان را براى افطار نگاه داشته بود و به‏خانه‏هاى آنان نیز طعام و خلعت و هدایا، حتى كفش و انگشترفرستاده بود و وضع آنان و اطرافیان خود را دگرگون ساخته بود وپیوسته فضیلت و سابقه این روز بزرگ را یاد مى‏فرمود.

محمدبن علاء همدانى و یحیى بن‏جریح بغدادى مى‏گویند: ما به قصد دیدار احمدبن اسحاق قمى (از اصحاب امام عسكرى«ع‏») درشهر قم به درخانه‏اش رفته، در زدیم. دختركى آمد. از او درباره احمدبن اسحاق پرسیدیم. گفت: او مشغول عید خودش است، امروزعید است. گفتیم: سبحان الله! عید شیعیان چهارتاست: عیدقربان،فطر، غدیر و جمعه. این نیز نشان دهنده سیره عملى بزرگان شیعه، نسبت‏به این روزفرخنده است.

امید است كه جامعه شیعى، با اهتمام ورزیدن به عید ولایت ورهبرى، رشد خودشان را نشان دهند و با تكریم این حبل المتین‏استوار شیعه، دین خویش را نسبت‏به بنیادهاى اعتقادى ادا كنند.

غدیر، تنها نه به عنوان «روزى تاریخى‏» ، بلكه به عنوان یك‏«عید اسلامى‏» مطرح است. عید بودن آن نیز، مراسم و سنتهاى خاصى‏را مى‏طلبد و نه تنها باید آن را عید دانست، بلكه باید آن را عید گرفت و به شادمانى پرداخت و به عنوان تعظیم شعائر دینى، آن‏را بزرگ داشت و برشكوه آن افزود، تا ارزشهاى نهفته در این روزعظیم، همواره زنده بماند و سیره معصومین(علیهم السلام)احیاگردد.

مسابقه «غدیر» و «عیدگرفتن‏» این روز مقدس، به زمان ‏پیامبراكرم(ص)مى‏رسد. در دوران ائمه دیگر نیز این سنت دینى‏ادامه داشته و امینان وحى الهى، همچون امام صادق(ع)و امام‏رضا(ع)آن را آشكار ساخته و یادش را گرامى و زنده نگه مى‏داشتند. پیش از آنان نیز، امیرالمومنین(ع)احیاگر این عید بود.

رمز عید بودن «غدیر» نیز، كمال دین و اتمام نعمت در سایه‏تداوم خط رسالت در شكل و قالب امامت‏ بود. به فرمان پیامبر خدا(ص)مسلمانان مامور شدند «ولایت‏» را به‏صاحب ولایت تبریك گویند و با آن حضرت بیعت كنند. رسول خدا نیزبراین نعمت الهى شادمانى كرد و فرمود: «الحمدلله الذى فضلناعلى جمیع العالمین.»

آیه قرآن كه به صراحت، این روز را روز اكمال دین و خشنودى‏پروردگار از این واقعه و این تعیین وصى دانسته، رمزدیگرى ازعید بودن غدیرخم است. فرخندگى این روز و عظمت این مراسم و عیدبودن غدیر، در آن روز و لحظه برهمگان روشن بود. این نكته راحتى «طارق بن شهاب‏» مسیحى كه در مجلس عمربن خطاب حضور داشت،فهمیده بود كه گفت: اگر این آیه(الیوم اكملت لكم‏دینكم...)(مائده / 3) در میان ما نازل شده بود، روز نزول آیه‏را عید مى‏گرفتیم. هیچ یك از حاضران نیز حرف او را رد نكردند. خود عمر نیز سخنى گفت كه به نوعى پذیرش حرف او بود.

عید گرفتن غدیر

غدیر، تنها نه به عنوان «روزى تاریخى‏» ، بلكه به عنوان یك‏«عید اسلامى‏» مطرح است. عید بودن آن نیز، مراسم و سنتهاى خاصى‏را مى‏طلبد و نه تنها باید آن را عید دانست، بلكه باید آن را عید گرفت و به شادمانى پرداخت و به عنوان تعظیم شعائر دینى، آن‏را بزرگ داشت و برشكوه آن افزود، تا ارزشهاى نهفته در این روزعظیم، همواره زنده بماند و سیره معصومین(علیهم السلام)احیاگردد.

همه این ویژگیها براى این روز بزرگ، موقعیتى والا و ارزشمندپدید آورد، آنچنان كه رسول خدا(ص)و ائمه هدى و مومنانى كه پیروآنان بودند، از موقعیت این روز شادمان بودند. مقصود ما از«عیدگرفتن‏» این روز نیز همین است. خود حضرت رسول نیز به این‏نكته اشاره و تصریح فرموده است، از جمله در روایتى كه ‏مى‏فرماید: «روز غدیرخم، برترین اعیاد امت من است، روزى است كه خداى‏متعال مرا فرمان داد تا برادرم على‏بن ابى‏طالب را به عنوان‏پرچمى هدایتگر براى امتم تعیین كنم كه پس از من به وسیله اوراهنمایى شوند، و آن، روزى است كه خداوند در آن روز، دین راكامل ساخت و نعمت را بر امتم به كمال و تمام رساند و اسلام رابه عنوان دین، برایشان پسندید.»

كلام دیگر پیامبر(ص)كه فرموده بود: «به من تهنیت‏بگویید، به‏من تهنیت‏بگویید.» نیز نشان دهنده همین عید بودن روز غدیر دركلام حضرت رسول است.

خود امیرالمومنین(ع)در ادامه خط پیامبر، این روز را عید گرفت‏و در سالى كه روز جمعه با روز غدیر مصادف شده بود، در ضمن خطبه‏ عید فرمود: «خداوند متعال براى شما مومنان، امروز دو عید بزرگ وشكوهمند را مقارن قرار داده است كه كمال هركدام به دیگرى است،تا نیكى واحسان خویش را در باره شما كامل سازد و شما را به راه‏رشد برساند و شما را دنباله‏رو كسانى قرار دهد كه بانور هدایتش‏روشنایى گرفته‏اند و شما را به راه نیكوى خویش ببرد و به نحوكامل از شما پذیرایى كند. پس جمعه را محل گردهمایى شما قرارداده و به آن فراخوانده است، تا گذشته را پاك سازد و آلودگیهاى‏جمعه تا جمعه را بشوید، نیز براى یادآورى مومنان و بیان خشیت‏تقوا پیشگان مقرر ساخته است و پاداشى چند برابر پاداشهاى‏مطیعان در روزهاى دیگر قرار داده و كمال این عید، فرمانبردارى‏از امرالهى و پرهیز از نهى او و گردن نهادن به طاعت اوست. پس‏توحید خدا، جز با اعتراف به نبوت پیامبر(ص)پذیرفته نیست و دین،جز با قبول ولایت‏به امر الهى قبول نمى‏شود و اسباب طاعت‏خدا جزبا چنگ زدن به دستگیره‏هاى خدا و اهل‏ولایت، سامان نمى‏پذیرد.

خداوند در روز غدیر، برپیامبرش چیزى نازل كرد كه بیانگراراده‏اش در باره خالصان و برگزیدگان است و او را فرمان داد كه‏پیام را ابلاغ كند و از بیماردلان و منافقان هراس نداشته باشد وحفاظت او را عهده دار باشد... .

(تا آنجا كه فرمود:)رحمت‏ خدا برشماباد! پس از پایان این‏تجمع، به خانه‏ها برگردید و به خانواده خود، وسعت و گشایش دهیدو به برادران خود نیكى كنید و خداوند را بر نعمتى كه ارزانى‏تان‏كرده، سپاس گویید. باهم باشید، تا خداوند هم متحدتان سازد، به‏یكدیگر نیكى كنید، تا خداوند هم الفت‏شما را پایدار كند، ازنعمت الهى به یكدیگر هدیه دهید، آن گونه كه خداوند برشما منت‏نهاده و پاداش آن را در این روز، چندین برابر عیدهاى گذشته وآینده قرار داده است. نیكى دراین روز، ثروت را مى‏افزاید و عمررا طولانى مى‏كند. ابراز عاطفه و محبت‏به هم در این روز، موجب‏رحمت و لطف خدا مى‏شود. تا مى‏توانید، در این روز از وجودتان خرج‏خانواده و برادرانتان كنید و در برخوردها و ملاقاتها ابرازشادمانى و سرور كنید... »

آیین عید غدیر و ائمه

ائمه اهل‏بیت(علیهم السلام)، این روز را شناخته و شناسانده وآن را عید نامیدند و همه مسلمانان را به عیدگرفتن آن دستوردادند و فضیلت آن روز و ثواب نیكوكارى در آن را بیان كردند.

فرات بن احنف مى‏گوید: به امام صادق(ع)عرض كردم: جانم فدایت!

آیا مسلمانان عیدى برتر از عید فطر و قربان و جمعه و روز عرفه‏دارند؟ فرمود: آرى! با فضیلت‏ترین، بزرگترین و شریفترین روز عیدنزد خداوند، روزى است كه خدا دین را در آن كامل ساخت وبرپیامبرش محمد(ص)این آیه را نازل فرمود: (الیوم اكملت لكم‏دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا)گفتم: آن‏كدام روز بود؟ فرمود: هرگاه یكى از پیامبران بنى‏اسرائیل‏مى‏خواست جانشین خود را تعیین كند و انجام مى‏داد، آن روز را عیدقرار مى‏دادند. آن روز، روزى است كه پیامبر اكرم(ص)على(ع)را به‏عنوان هادى امت نصب كرد و این آیه نازل شد و دین كامل گشت ونعمت‏خدا بر مومنان، تمام‏شد. گفتم: آن روز، كدام روز از سال‏است؟ فرمود: روزها جلو و عقب مى‏افتد، گاهى شنبه است، گاهى یك‏شنبه، گاهى دوشنبه، تا... آخر هفته. گفتم: در آن روز، چه كارى‏سزاوار است كه انجام دهیم؟ فرمود: آن روز، روز عبادت و نماز وشكر و حمد خداوند و شادمانى است، به خاطر منتى كه خدا بر شمانهاد و ولایت ما را قرار داد. دوست دارم كه آن روز را روزه ‏بگیرید.

حسن بن راشد از امام صادق(ع)روایت مى‏كند كه: به آن حضرت عرض‏كردم: جانم فدایت! آیا مسلمانان را جز عید فطر و قربان، عیدى‏است؟ فرمود: آرى اى حسن! بزرگتر و شریف‏تر از آن دو. پرسیدم: چه‏ روزى است؟ فرمود: روزى كه امیرالمومنین(ع)به عنوان نشانه ‏راهنما براى مردم منصوب شد. گفتم: فداى شما! در آن روز چه كارى‏سزاوار است كه انجام دهیم؟ فرمود: روزه مى‏گیرى و برپیامبر ودودمانش درود مى‏فرستى و از آنان كه در حقشان ستم كردند، به‏درگاه خدا تبرى مى‏جویى. همانا پیامبران الهى به اوصیاء خویش‏دستور مى‏دادند روزى را كه جانشین تعیین شده، «عید» بگیرند. پرسیدم: پاداش كسى كه آن روز را روزه بگیرد چیست؟ فرمود: برابربا روزه شصت ماه است.

عبدالرحمان بن سالم نیز از پدرش روایت كرده كه: از حضرت‏صادق(ع)پرسیدم: آیا مسلمانان غیر از جمعه، قربان و فطر، عیدى‏دارند؟ فرمود: آرى، عیدى محترم‏تر. گفتم: چه روز؟ فرمود: روزى‏كه حضرت رسول(ص)، امیرالمومنین(ع)را به امامت منصوب كرد وفرمود: «من كنت مولاه فهذا على مولاه‏» . عرض كردم: آن روز، چه‏روزى است؟ فرمود: به روزش چه كاردارى؟ سال در گردش است، ولى آن‏روز، هیجدهم ذى‏حجه است. پرسیدم: در آن روز شایسته است چه كارى‏انجام شود؟ فرمود: در آن روز، با روزه و عبادت و یادكردن محمدو آل محمد، خداوند را یاد مى‏كنید. همانا پیامبراكرم(ص) توصیه‏فرمود كه مردم این روز را عیدبگیرند. پیامبران همه چنین‏مى‏كردند و به جانشینان خود وصیت مى‏كردند كه روز تعیین جانشین‏را عید بگیرند.

امام صادق(ع)نیز روزه غدیرخم را برابر با صد حج و عمره مقبول‏نزد خداوند مى‏دانست و آن را «عید بزرگ خدا» مى‏شمرد.

در «خصال‏» صدوق از مفضل بن عمر روایت‏شده كه: به حضرت‏صادق(ع)عرض كردم: مسلمانان چند عید دارند؟ فرمود: چهارعید. گفتم: عید فطر و قربان و جمعه را مى‏دانم. فرمود: برتر از آنهاروز هیجدهم ذى‏حجه است. روزى كه پیامبرخدا(ص)، (دست)حضرت‏امیر(ع)را بلند كرد و او را حجت‏بر مردم قرار داد. پرسیدم: دراین روز، چه باید بكنیم؟ فرمود: با آنكه هرلحظه باید خدا راشكر كرد، ولى دراین روز، به شكرانه نعمت الهى باید روزه گرفت. انبیاى دیگر نیز این گونه به اوصیاى خود سفارش مى‏كردند كه روزمعرفى وصى را روزه بدارند و عید بگیرند.

در حدیث دیگرى در «مصباح‏» شیخ طوسى‏» امام صادق(ع)آن روزرا روزى عظیم و مورد احترام معرفى كرده است كه خداوند حرمت آن‏را برمومنان گرامى داشته و دینشان را كامل ساخته و نعمت رابرآنان تمام نموده است و در این روز، با آنان عهد و میثاق خویش‏را تجدید كرده است. امام، غدیرخم را روز عید و شادمانى و سرورو روز روزه شكرانه دانسته كه روزه‏اش معادل شصت ماه از ماههاى‏حرام(محرم، رجب، ذى قعده و ذى حجه)است.

در حدیثى دیگر است كه، حضرت صادق(ع)در حضور جمعى از هواداران‏و شیعیانش فرمود: آیا روزى را كه خداوند، با آن روز، اسلام رااستوار ساخت و فروغ دین را آشكار كرد و آن را براى ما و دوستان‏و شیعیانمان عید قرار داد، مى‏شناسید؟ گفتند: خدا و رسول وفرزند پیامبر داناتر است، آیا روز فطر است؟ فرمود: نه. گفتند: روز قربان است؟ فرمود: نه، هرچند این دو روز، بسیار مهم وبزرگند، اما روز «فروغ دین‏» از اینها برتر است، یعنى روزهیجدهم ذى حجه... . فیاض بن محمدبن عمر طوسى در سال 259(درحالى كه خودش 90 سال داشت.)گفته است كه حضرت رضا(ع) را در روزغدیر ملاقات كردم، درحالى كه در محضر او جمعى از یاران خاص وى‏بودند و امام(ع)آنان را براى افطار نگاه داشته بود و به‏خانه‏هاى آنان نیز طعام و خلعت و هدایا، حتى كفش و انگشترفرستاده بود و وضع آنان و اطرافیان خود را دگرگون ساخته بود وپیوسته فضیلت و سابقه این روز بزرگ را یاد مى‏فرمود.

محمدبن علاء همدانى و یحیى بن‏جریح بغدادى مى‏گویند: ما به قصد دیدار احمدبن اسحاق قمى (از اصحاب امام عسكرى«ع‏») درشهر قم به درخانه‏اش رفته، در زدیم. دختركى آمد. از او درباره احمدبن اسحاق پرسیدیم. گفت: او مشغول عید خودش است، امروزعید است. گفتیم: سبحان الله! عید شیعیان چهارتاست: عیدقربان،فطر، غدیر و جمعه. این نیز نشان دهنده سیره عملى بزرگان شیعه، نسبت‏به این روزفرخنده است.

امید است كه جامعه شیعى، با اهتمام ورزیدن به عید ولایت ورهبرى، رشد خودشان را نشان دهند و با تكریم این حبل المتین‏استوار شیعه، دین خویش را نسبت‏به بنیادهاى اعتقادى ادا كنند.

غدیر، تنها نه به عنوان «روزى تاریخى‏» ، بلكه به عنوان یك‏«عید اسلامى‏» مطرح است. عید بودن آن نیز، مراسم و سنتهاى خاصى‏را مى‏طلبد و نه تنها باید آن را عید دانست، بلكه باید آن را عید گرفت و به شادمانى پرداخت و به عنوان تعظیم شعائر دینى، آن‏را بزرگ داشت و برشكوه آن افزود، تا ارزشهاى نهفته در این روزعظیم، همواره زنده بماند و سیره معصومین(علیهم السلام)احیاگردد.

مسابقه «غدیر» و «عیدگرفتن‏» این روز مقدس، به زمان ‏پیامبراكرم(ص)مى‏رسد. در دوران ائمه دیگر نیز این سنت دینى‏ادامه داشته و امینان وحى الهى، همچون امام صادق(ع)و امام‏رضا(ع)آن را آشكار ساخته و یادش را گرامى و زنده نگه مى‏داشتند. پیش از آنان نیز، امیرالمومنین(ع)احیاگر این عید بود.

رمز عید بودن «غدیر» نیز، كمال دین و اتمام نعمت در سایه‏تداوم خط رسالت در شكل و قالب امامت‏ بود. به فرمان پیامبر خدا(ص)مسلمانان مامور شدند «ولایت‏» را به‏صاحب ولایت تبریك گویند و با آن حضرت بیعت كنند. رسول خدا نیزبراین نعمت الهى شادمانى كرد و فرمود: «الحمدلله الذى فضلناعلى جمیع العالمین.»

آیه قرآن كه به صراحت، این روز را روز اكمال دین و خشنودى‏پروردگار از این واقعه و این تعیین وصى دانسته، رمزدیگرى ازعید بودن غدیرخم است. فرخندگى این روز و عظمت این مراسم و عیدبودن غدیر، در آن روز و لحظه برهمگان روشن بود. این نكته راحتى «طارق بن شهاب‏» مسیحى كه در مجلس عمربن خطاب حضور داشت،فهمیده بود كه گفت: اگر این آیه(الیوم اكملت لكم‏دینكم...)(مائده / 3) در میان ما نازل شده بود، روز نزول آیه‏را عید مى‏گرفتیم. هیچ یك از حاضران نیز حرف او را رد نكردند. خود عمر نیز سخنى گفت كه به نوعى پذیرش حرف او بود.

عید گرفتن غدیر

غدیر، تنها نه به عنوان «روزى تاریخى‏» ، بلكه به عنوان یك‏«عید اسلامى‏» مطرح است. عید بودن آن نیز، مراسم و سنتهاى خاصى‏را مى‏طلبد و نه تنها باید آن را عید دانست، بلكه باید آن را عید گرفت و به شادمانى پرداخت و به عنوان تعظیم شعائر دینى، آن‏را بزرگ داشت و برشكوه آن افزود، تا ارزشهاى نهفته در این روزعظیم، همواره زنده بماند و سیره معصومین(علیهم السلام)احیاگردد.

همه این ویژگیها براى این روز بزرگ، موقعیتى والا و ارزشمندپدید آورد، آنچنان كه رسول خدا(ص)و ائمه هدى و مومنانى كه پیروآنان بودند، از موقعیت این روز شادمان بودند. مقصود ما از«عیدگرفتن‏» این روز نیز همین است. خود حضرت رسول نیز به این‏نكته اشاره و تصریح فرموده است، از جمله در روایتى كه ‏مى‏فرماید: «روز غدیرخم، برترین اعیاد امت من است، روزى است كه خداى‏متعال مرا فرمان داد تا برادرم على‏بن ابى‏طالب را به عنوان‏پرچمى هدایتگر براى امتم تعیین كنم كه پس از من به وسیله اوراهنمایى شوند، و آن، روزى است كه خداوند در آن روز، دین راكامل ساخت و نعمت را بر امتم به كمال و تمام رساند و اسلام رابه عنوان دین، برایشان پسندید.»

كلام دیگر پیامبر(ص)كه فرموده بود: «به من تهنیت‏بگویید، به‏من تهنیت‏بگویید.» نیز نشان دهنده همین عید بودن روز غدیر دركلام حضرت رسول است.

خود امیرالمومنین(ع)در ادامه خط پیامبر، این روز را عید گرفت‏و در سالى كه روز جمعه با روز غدیر مصادف شده بود، در ضمن خطبه‏ عید فرمود: «خداوند متعال براى شما مومنان، امروز دو عید بزرگ وشكوهمند را مقارن قرار داده است كه كمال هركدام به دیگرى است،تا نیكى واحسان خویش را در باره شما كامل سازد و شما را به راه‏رشد برساند و شما را دنباله‏رو كسانى قرار دهد كه بانور هدایتش‏روشنایى گرفته‏اند و شما را به راه نیكوى خویش ببرد و به نحوكامل از شما پذیرایى كند. پس جمعه را محل گردهمایى شما قرارداده و به آن فراخوانده است، تا گذشته را پاك سازد و آلودگیهاى‏جمعه تا جمعه را بشوید، نیز براى یادآورى مومنان و بیان خشیت‏تقوا پیشگان مقرر ساخته است و پاداشى چند برابر پاداشهاى‏مطیعان در روزهاى دیگر قرار داده و كمال این عید، فرمانبردارى‏از امرالهى و پرهیز از نهى او و گردن نهادن به طاعت اوست. پس‏توحید خدا، جز با اعتراف به نبوت پیامبر(ص)پذیرفته نیست و دین،جز با قبول ولایت‏به امر الهى قبول نمى‏شود و اسباب طاعت‏خدا جزبا چنگ زدن به دستگیره‏هاى خدا و اهل‏ولایت، سامان نمى‏پذیرد.

خداوند در روز غدیر، برپیامبرش چیزى نازل كرد كه بیانگراراده‏اش در باره خالصان و برگزیدگان است و او را فرمان داد كه‏پیام را ابلاغ كند و از بیماردلان و منافقان هراس نداشته باشد وحفاظت او را عهده دار باشد... .

(تا آنجا كه فرمود:)رحمت‏ خدا برشماباد! پس از پایان این‏تجمع، به خانه‏ها برگردید و به خانواده خود، وسعت و گشایش دهیدو به برادران خود نیكى كنید و خداوند را بر نعمتى كه ارزانى‏تان‏كرده، سپاس گویید. باهم باشید، تا خداوند هم متحدتان سازد، به‏یكدیگر نیكى كنید، تا خداوند هم الفت‏شما را پایدار كند، ازنعمت الهى به یكدیگر هدیه دهید، آن گونه كه خداوند برشما منت‏نهاده و پاداش آن را در این روز، چندین برابر عیدهاى گذشته وآینده قرار داده است. نیكى دراین روز، ثروت را مى‏افزاید و عمررا طولانى مى‏كند. ابراز عاطفه و محبت‏به هم در این روز، موجب‏رحمت و لطف خدا مى‏شود. تا مى‏توانید، در این روز از وجودتان خرج‏خانواده و برادرانتان كنید و در برخوردها و ملاقاتها ابرازشادمانى و سرور كنید... »

آیین عید غدیر و ائمه

ائمه اهل‏بیت(علیهم السلام)، این روز را شناخته و شناسانده وآن را عید نامیدند و همه مسلمانان را به عیدگرفتن آن دستوردادند و فضیلت آن روز و ثواب نیكوكارى در آن را بیان كردند.

فرات بن احنف مى‏گوید: به امام صادق(ع)عرض كردم: جانم فدایت!

آیا مسلمانان عیدى برتر از عید فطر و قربان و جمعه و روز عرفه‏دارند؟ فرمود: آرى! با فضیلت‏ترین، بزرگترین و شریفترین روز عیدنزد خداوند، روزى است كه خدا دین را در آن كامل ساخت وبرپیامبرش محمد(ص)این آیه را نازل فرمود: (الیوم اكملت لكم‏دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا)گفتم: آن‏كدام روز بود؟ فرمود: هرگاه یكى از پیامبران بنى‏اسرائیل‏مى‏خواست جانشین خود را تعیین كند و انجام مى‏داد، آن روز را عیدقرار مى‏دادند. آن روز، روزى است كه پیامبر اكرم(ص)على(ع)را به‏عنوان هادى امت نصب كرد و این آیه نازل شد و دین كامل گشت ونعمت‏خدا بر مومنان، تمام‏شد. گفتم: آن روز، كدام روز از سال‏است؟ فرمود: روزها جلو و عقب مى‏افتد، گاهى شنبه است، گاهى یك‏شنبه، گاهى دوشنبه، تا... آخر هفته. گفتم: در آن روز، چه كارى‏سزاوار است كه انجام دهیم؟ فرمود: آن روز، روز عبادت و نماز وشكر و حمد خداوند و شادمانى است، به خاطر منتى كه خدا بر شمانهاد و ولایت ما را قرار داد. دوست دارم كه آن روز را روزه ‏بگیرید.

حسن بن راشد از امام صادق(ع)روایت مى‏كند كه: به آن حضرت عرض‏كردم: جانم فدایت! آیا مسلمانان را جز عید فطر و قربان، عیدى‏است؟ فرمود: آرى اى حسن! بزرگتر و شریف‏تر از آن دو. پرسیدم: چه‏ روزى است؟ فرمود: روزى كه امیرالمومنین(ع)به عنوان نشانه ‏راهنما براى مردم منصوب شد. گفتم: فداى شما! در آن روز چه كارى‏سزاوار است كه انجام دهیم؟ فرمود: روزه مى‏گیرى و برپیامبر ودودمانش درود مى‏فرستى و از آنان كه در حقشان ستم كردند، به‏درگاه خدا تبرى مى‏جویى. همانا پیامبران الهى به اوصیاء خویش‏دستور مى‏دادند روزى را كه جانشین تعیین شده، «عید» بگیرند. پرسیدم: پاداش كسى كه آن روز را روزه بگیرد چیست؟ فرمود: برابربا روزه شصت ماه است.

عبدالرحمان بن سالم نیز از پدرش روایت كرده كه: از حضرت‏صادق(ع)پرسیدم: آیا مسلمانان غیر از جمعه، قربان و فطر، عیدى‏دارند؟ فرمود: آرى، عیدى محترم‏تر. گفتم: چه روز؟ فرمود: روزى‏كه حضرت رسول(ص)، امیرالمومنین(ع)را به امامت منصوب كرد وفرمود: «من كنت مولاه فهذا على مولاه‏» . عرض كردم: آن روز، چه‏روزى است؟ فرمود: به روزش چه كاردارى؟ سال در گردش است، ولى آن‏روز، هیجدهم ذى‏حجه است. پرسیدم: در آن روز شایسته است چه كارى‏انجام شود؟ فرمود: در آن روز، با روزه و عبادت و یادكردن محمدو آل محمد، خداوند را یاد مى‏كنید. همانا پیامبراكرم(ص) توصیه‏فرمود كه مردم این روز را عیدبگیرند. پیامبران همه چنین‏مى‏كردند و به جانشینان خود وصیت مى‏كردند كه روز تعیین جانشین‏را عید بگیرند.

امام صادق(ع)نیز روزه غدیرخم را برابر با صد حج و عمره مقبول‏نزد خداوند مى‏دانست و آن را «عید بزرگ خدا» مى‏شمرد.

در «خصال‏» صدوق از مفضل بن عمر روایت‏شده كه: به حضرت‏صادق(ع)عرض كردم: مسلمانان چند عید دارند؟ فرمود: چهارعید. گفتم: عید فطر و قربان و جمعه را مى‏دانم. فرمود: برتر از آنهاروز هیجدهم ذى‏حجه است. روزى كه پیامبرخدا(ص)، (دست)حضرت‏امیر(ع)را بلند كرد و او را حجت‏بر مردم قرار داد. پرسیدم: دراین روز، چه باید بكنیم؟ فرمود: با آنكه هرلحظه باید خدا راشكر كرد، ولى دراین روز، به شكرانه نعمت الهى باید روزه گرفت. انبیاى دیگر نیز این گونه به اوصیاى خود سفارش مى‏كردند كه روزمعرفى وصى را روزه بدارند و عید بگیرند.

در حدیث دیگرى در «مصباح‏» شیخ طوسى‏» امام صادق(ع)آن روزرا روزى عظیم و مورد احترام معرفى كرده است كه خداوند حرمت آن‏را برمومنان گرامى داشته و دینشان را كامل ساخته و نعمت رابرآنان تمام نموده است و در این روز، با آنان عهد و میثاق خویش‏را تجدید كرده است. امام، غدیرخم را روز عید و شادمانى و سرورو روز روزه شكرانه دانسته كه روزه‏اش معادل شصت ماه از ماههاى‏حرام(محرم، رجب، ذى قعده و ذى حجه)است.

در حدیثى دیگر است كه، حضرت صادق(ع)در حضور جمعى از هواداران‏و شیعیانش فرمود: آیا روزى را كه خداوند، با آن روز، اسلام رااستوار ساخت و فروغ دین را آشكار كرد و آن را براى ما و دوستان‏و شیعیانمان عید قرار داد، مى‏شناسید؟ گفتند: خدا و رسول وفرزند پیامبر داناتر است، آیا روز فطر است؟ فرمود: نه. گفتند: روز قربان است؟ فرمود: نه، هرچند این دو روز، بسیار مهم وبزرگند، اما روز «فروغ دین‏» از اینها برتر است، یعنى روزهیجدهم ذى حجه... . فیاض بن محمدبن عمر طوسى در سال 259(درحالى كه خودش 90 سال داشت.)گفته است كه حضرت رضا(ع) را در روزغدیر ملاقات كردم، درحالى كه در محضر او جمعى از یاران خاص وى‏بودند و امام(ع)آنان را براى افطار نگاه داشته بود و به‏خانه‏هاى آنان نیز طعام و خلعت و هدایا، حتى كفش و انگشترفرستاده بود و وضع آنان و اطرافیان خود را دگرگون ساخته بود وپیوسته فضیلت و سابقه این روز بزرگ را یاد مى‏فرمود.

محمدبن علاء همدانى و یحیى بن‏جریح بغدادى مى‏گویند: ما به قصد دیدار احمدبن اسحاق قمى (از اصحاب امام عسكرى«ع‏») درشهر قم به درخانه‏اش رفته، در زدیم. دختركى آمد. از او درباره احمدبن اسحاق پرسیدیم. گفت: او مشغول عید خودش است، امروزعید است. گفتیم: سبحان الله! عید شیعیان چهارتاست: عیدقربان،فطر، غدیر و جمعه. این نیز نشان دهنده سیره عملى بزرگان شیعه، نسبت‏به این روزفرخنده است.

امید است كه جامعه شیعى، با اهتمام ورزیدن به عید ولایت ورهبرى، رشد خودشان را نشان دهند و با تكریم این حبل المتین‏استوار شیعه، دین خویش را نسبت‏به بنیادهاى اعتقادى ادا كنند.

غدیر، تنها نه به عنوان «روزى تاریخى‏» ، بلكه به عنوان یك‏«عید اسلامى‏» مطرح است. عید بودن آن نیز، مراسم و سنتهاى خاصى‏را مى‏طلبد و نه تنها باید آن را عید دانست، بلكه باید آن را عید گرفت و به شادمانى پرداخت و به عنوان تعظیم شعائر دینى، آن‏را بزرگ داشت و برشكوه آن افزود، تا ارزشهاى نهفته در این روزعظیم، همواره زنده بماند و سیره معصومین(علیهم السلام)احیاگردد.

مسابقه «غدیر» و «عیدگرفتن‏» این روز مقدس، به زمان ‏پیامبراكرم(ص)مى‏رسد. در دوران ائمه دیگر نیز این سنت دینى‏ادامه داشته و امینان وحى الهى، همچون امام صادق(ع)و امام‏رضا(ع)آن را آشكار ساخته و یادش را گرامى و زنده نگه مى‏داشتند. پیش از آنان نیز، امیرالمومنین(ع)احیاگر این عید بود.

رمز عید بودن «غدیر» نیز، كمال دین و اتمام نعمت در سایه‏تداوم خط رسالت در شكل و قالب امامت‏ بود. به فرمان پیامبر خدا(ص)مسلمانان مامور شدند «ولایت‏» را به‏صاحب ولایت تبریك گویند و با آن حضرت بیعت كنند. رسول خدا نیزبراین نعمت الهى شادمانى كرد و فرمود: «الحمدلله الذى فضلناعلى جمیع العالمین.»

آیه قرآن كه به صراحت، این روز را روز اكمال دین و خشنودى‏پروردگار از این واقعه و این تعیین وصى دانسته، رمزدیگرى ازعید بودن غدیرخم است. فرخندگى این روز و عظمت این مراسم و عیدبودن غدیر، در آن روز و لحظه برهمگان روشن بود. این نكته راحتى «طارق بن شهاب‏» مسیحى كه در مجلس عمربن خطاب حضور داشت،فهمیده بود كه گفت: اگر این آیه(الیوم اكملت لكم‏دینكم...)(مائده / 3) در میان ما نازل شده بود، روز نزول آیه‏را عید مى‏گرفتیم. هیچ یك از حاضران نیز حرف او را رد نكردند. خود عمر نیز سخنى گفت كه به نوعى پذیرش حرف او بود.

عید گرفتن غدیر

غدیر، تنها نه به عنوان «روزى تاریخى‏» ، بلكه به عنوان یك‏«عید اسلامى‏» مطرح است. عید بودن آن نیز، مراسم و سنتهاى خاصى‏را مى‏طلبد و نه تنها باید آن را عید دانست، بلكه باید آن را عید گرفت و به شادمانى پرداخت و به عنوان تعظیم شعائر دینى، آن‏را بزرگ داشت و برشكوه آن افزود، تا ارزشهاى نهفته در این روزعظیم، همواره زنده بماند و سیره معصومین(علیهم السلام)احیاگردد.

همه این ویژگیها براى این روز بزرگ، موقعیتى والا و ارزشمندپدید آورد، آنچنان كه رسول خدا(ص)و ائمه هدى و مومنانى كه پیروآنان بودند، از موقعیت این روز شادمان بودند. مقصود ما از«عیدگرفتن‏» این روز نیز همین است. خود حضرت رسول نیز به این‏نكته اشاره و تصریح فرموده است، از جمله در روایتى كه ‏مى‏فرماید: «روز غدیرخم، برترین اعیاد امت من است، روزى است كه خداى‏متعال مرا فرمان داد تا برادرم على‏بن ابى‏طالب را به عنوان‏پرچمى هدایتگر براى امتم تعیین كنم كه پس از من به وسیله اوراهنمایى شوند، و آن، روزى است كه خداوند در آن روز، دین راكامل ساخت و نعمت را بر امتم به كمال و تمام رساند و اسلام رابه عنوان دین، برایشان پسندید.»

كلام دیگر پیامبر(ص)كه فرموده بود: «به من تهنیت‏بگویید، به‏من تهنیت‏بگویید.» نیز نشان دهنده همین عید بودن روز غدیر دركلام حضرت رسول است.

خود امیرالمومنین(ع)در ادامه خط پیامبر، این روز را عید گرفت‏و در سالى كه روز جمعه با روز غدیر مصادف شده بود، در ضمن خطبه‏ عید فرمود: «خداوند متعال براى شما مومنان، امروز دو عید بزرگ وشكوهمند را مقارن قرار داده است كه كمال هركدام به دیگرى است،تا نیكى واحسان خویش را در باره شما كامل سازد و شما را به راه‏رشد برساند و شما را دنباله‏رو كسانى قرار دهد كه بانور هدایتش‏روشنایى گرفته‏اند و شما را به راه نیكوى خویش ببرد و به نحوكامل از شما پذیرایى كند. پس جمعه را محل گردهمایى شما قرارداده و به آن فراخوانده است، تا گذشته را پاك سازد و آلودگیهاى‏جمعه تا جمعه را بشوید، نیز براى یادآورى مومنان و بیان خشیت‏تقوا پیشگان مقرر ساخته است و پاداشى چند برابر پاداشهاى‏مطیعان در روزهاى دیگر قرار داده و كمال این عید، فرمانبردارى‏از امرالهى و پرهیز از نهى او و گردن نهادن به طاعت اوست. پس‏توحید خدا، جز با اعتراف به نبوت پیامبر(ص)پذیرفته نیست و دین،جز با قبول ولایت‏به امر الهى قبول نمى‏شود و اسباب طاعت‏خدا جزبا چنگ زدن به دستگیره‏هاى خدا و اهل‏ولایت، سامان نمى‏پذیرد.

خداوند در روز غدیر، برپیامبرش چیزى نازل كرد كه بیانگراراده‏اش در باره خالصان و برگزیدگان است و او را فرمان داد كه‏پیام را ابلاغ كند و از بیماردلان و منافقان هراس نداشته باشد وحفاظت او را عهده دار باشد... .

(تا آنجا كه فرمود:)رحمت‏ خدا برشماباد! پس از پایان این‏تجمع، به خانه‏ها برگردید و به خانواده خود، وسعت و گشایش دهیدو به برادران خود نیكى كنید و خداوند را بر نعمتى كه ارزانى‏تان‏كرده، سپاس گویید. باهم باشید، تا خداوند هم متحدتان سازد، به‏یكدیگر نیكى كنید، تا خداوند هم الفت‏شما را پایدار كند، ازنعمت الهى به یكدیگر هدیه دهید، آن گونه كه خداوند برشما منت‏نهاده و پاداش آن را در این روز، چندین برابر عیدهاى گذشته وآینده قرار داده است. نیكى دراین روز، ثروت را مى‏افزاید و عمررا طولانى مى‏كند. ابراز عاطفه و محبت‏به هم در این روز، موجب‏رحمت و لطف خدا مى‏شود. تا مى‏توانید، در این روز از وجودتان خرج‏خانواده و برادرانتان كنید و در برخوردها و ملاقاتها ابرازشادمانى و سرور كنید... »

آیین عید غدیر و ائمه

ائمه اهل‏بیت(علیهم السلام)، این روز را شناخته و شناسانده وآن را عید نامیدند و همه مسلمانان را به عیدگرفتن آن دستوردادند و فضیلت آن روز و ثواب نیكوكارى در آن را بیان كردند.

فرات بن احنف مى‏گوید: به امام صادق(ع)عرض كردم: جانم فدایت!

آیا مسلمانان عیدى برتر از عید فطر و قربان و جمعه و روز عرفه‏دارند؟ فرمود: آرى! با فضیلت‏ترین، بزرگترین و شریفترین روز عیدنزد خداوند، روزى است كه خدا دین را در آن كامل ساخت وبرپیامبرش محمد(ص)این آیه را نازل فرمود: (الیوم اكملت لكم‏دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا)گفتم: آن‏كدام روز بود؟ فرمود: هرگاه یكى از پیامبران بنى‏اسرائیل‏مى‏خواست جانشین خود را تعیین كند و انجام مى‏داد، آن روز را عیدقرار مى‏دادند. آن روز، روزى است كه پیامبر اكرم(ص)على(ع)را به‏عنوان هادى امت نصب كرد و این آیه نازل شد و دین كامل گشت ونعمت‏خدا بر مومنان، تمام‏شد. گفتم: آن روز، كدام روز از سال‏است؟ فرمود: روزها جلو و عقب مى‏افتد، گاهى شنبه است، گاهى یك‏شنبه، گاهى دوشنبه، تا... آخر هفته. گفتم: در آن روز، چه كارى‏سزاوار است كه انجام دهیم؟ فرمود: آن روز، روز عبادت و نماز وشكر و حمد خداوند و شادمانى است، به خاطر منتى كه خدا بر شمانهاد و ولایت ما را قرار داد. دوست دارم كه آن روز را روزه ‏بگیرید.

حسن بن راشد از امام صادق(ع)روایت مى‏كند كه: به آن حضرت عرض‏كردم: جانم فدایت! آیا مسلمانان را جز عید فطر و قربان، عیدى‏است؟ فرمود: آرى اى حسن! بزرگتر و شریف‏تر از آن دو. پرسیدم: چه‏ روزى است؟ فرمود: روزى كه امیرالمومنین(ع)به عنوان نشانه ‏راهنما براى مردم منصوب شد. گفتم: فداى شما! در آن روز چه كارى‏سزاوار است كه انجام دهیم؟ فرمود: روزه مى‏گیرى و برپیامبر ودودمانش درود مى‏فرستى و از آنان كه در حقشان ستم كردند، به‏درگاه خدا تبرى مى‏جویى. همانا پیامبران الهى به اوصیاء خویش‏دستور مى‏دادند روزى را كه جانشین تعیین شده، «عید» بگیرند. پرسیدم: پاداش كسى كه آن روز را روزه بگیرد چیست؟ فرمود: برابربا روزه شصت ماه است.

عبدالرحمان بن سالم نیز از پدرش روایت كرده كه: از حضرت‏صادق(ع)پرسیدم: آیا مسلمانان غیر از جمعه، قربان و فطر، عیدى‏دارند؟ فرمود: آرى، عیدى محترم‏تر. گفتم: چه روز؟ فرمود: روزى‏كه حضرت رسول(ص)، امیرالمومنین(ع)را به امامت منصوب كرد وفرمود: «من كنت مولاه فهذا على مولاه‏» . عرض كردم: آن روز، چه‏روزى است؟ فرمود: به روزش چه كاردارى؟ سال در گردش است، ولى آن‏روز، هیجدهم ذى‏حجه است. پرسیدم: در آن روز شایسته است چه كارى‏انجام شود؟ فرمود: در آن روز، با روزه و عبادت و یادكردن محمدو آل محمد، خداوند را یاد مى‏كنید. همانا پیامبراكرم(ص) توصیه‏فرمود كه مردم این روز را عیدبگیرند. پیامبران همه چنین‏مى‏كردند و به جانشینان خود وصیت مى‏كردند كه روز تعیین جانشین‏را عید بگیرند.

امام صادق(ع)نیز روزه غدیرخم را برابر با صد حج و عمره مقبول‏نزد خداوند مى‏دانست و آن را «عید بزرگ خدا» مى‏شمرد.

در «خصال‏» صدوق از مفضل بن عمر روایت‏شده كه: به حضرت‏صادق(ع)عرض كردم: مسلمانان چند عید دارند؟ فرمود: چهارعید. گفتم: عید فطر و قربان و جمعه را مى‏دانم. فرمود: برتر از آنهاروز هیجدهم ذى‏حجه است. روزى كه پیامبرخدا(ص)، (دست)حضرت‏امیر(ع)را بلند كرد و او را حجت‏بر مردم قرار داد. پرسیدم: دراین روز، چه باید بكنیم؟ فرمود: با آنكه هرلحظه باید خدا راشكر كرد، ولى دراین روز، به شكرانه نعمت الهى باید روزه گرفت. انبیاى دیگر نیز این گونه به اوصیاى خود سفارش مى‏كردند كه روزمعرفى وصى را روزه بدارند و عید بگیرند.

در حدیث دیگرى در «مصباح‏» شیخ طوسى‏» امام صادق(ع)آن روزرا روزى عظیم و مورد احترام معرفى كرده است كه خداوند حرمت آن‏را برمومنان گرامى داشته و دینشان را كامل ساخته و نعمت رابرآنان تمام نموده است و در این روز، با آنان عهد و میثاق خویش‏را تجدید كرده است. امام، غدیرخم را روز عید و شادمانى و سرورو روز روزه شكرانه دانسته كه روزه‏اش معادل شصت ماه از ماههاى‏حرام(محرم، رجب، ذى قعده و ذى حجه)است.

در حدیثى دیگر است كه، حضرت صادق(ع)در حضور جمعى از هواداران‏و شیعیانش فرمود: آیا روزى را كه خداوند، با آن روز، اسلام رااستوار ساخت و فروغ دین را آشكار كرد و آن را براى ما و دوستان‏و شیعیانمان عید قرار داد، مى‏شناسید؟ گفتند: خدا و رسول وفرزند پیامبر داناتر است، آیا روز فطر است؟ فرمود: نه. گفتند: روز قربان است؟ فرمود: نه، هرچند این دو روز، بسیار مهم وبزرگند، اما روز «فروغ دین‏» از اینها برتر است، یعنى روزهیجدهم ذى حجه... . فیاض بن محمدبن عمر طوسى در سال 259(درحالى كه خودش 90 سال داشت.)گفته است كه حضرت رضا(ع) را در روزغدیر ملاقات كردم، درحالى كه در محضر او جمعى از یاران خاص وى‏بودند و امام(ع)آنان را براى افطار نگاه داشته بود و به‏خانه‏هاى آنان نیز طعام و خلعت و هدایا، حتى كفش و انگشترفرستاده بود و وضع آنان و اطرافیان خود را دگرگون ساخته بود وپیوسته فضیلت و سابقه این روز بزرگ را یاد مى‏فرمود.

محمدبن علاء همدانى و یحیى بن‏جریح  او درباره احمدبن اسحاق پرسیدیم. گفت: او مشغول عید خودش است، امروزعید است. بغدادى مى‏گویند: ما به قصد دیدار احمدبن اسحاق قمى (از اصحاب امام عسكرى«ع‏») درشهر قم به درخانه‏اش رفته، در زدیم. دختركى آمد. ازگفتیم: سبحان الله! عید شیعیان چهارتاست: عیدقربان،فطر، غدیر و جمعه. این نیز نشان دهنده سیره عملى بزرگان شیعه، نسبت‏به این روزفرخنده است.

امید است كه جامعه شیعى، با اهتمام ورزیدن به عید ولایت ورهبرى، رشد خودشان را نشان دهند و با تكریم این حبل المتین‏استوار شیعه، دین خویش را نسبت‏به بنیادهاى اعتقادى ادا كنند

 

 

علی در عرش ب

الا بی نظیر است

علی بر عالم و آدم امیر است

به عشق نام مولایم نوشتم

چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟

 

    
عید غدیر  خم بر همگی مبارک

 

من تمام قصه هام قصه ي توست اگر غمگين شدم از غصه توست  ،

يك دفعه مثل آهو شدي تو صحرا رميدي  ،

بس كه چشم تو قشنگ بود گله گرگ رو نديدي ،

دل نبود توي دلم تو رو گرگ ها نبينند،‌اونا با دندون تيز به كمينت نشينند،

‌الهي من فداي تو چيكار كنم براي تو ،‌اگرتواين بيابونا خاري بره به پاي تو ،

 يه دفه مثل پرنده قفس عشق رو شكستي ،

‌پر زدي تو آسمون ها رفتي اون دورهانشستي ،

دل نبود توي دلم گم نشي تو كوچه باغ ها،

غروبا كه تاريكه نريزند سرت كلاغ ها نخوره سنگي به

بالت پرت نشه فكر و خيالت ...

 

                                    آزاده

 

خدایا

 

 

 

خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند

 

حیف که من زاده امروزم

 

خدایا جهنمت فرداست

 

پس چرا امروز میسوزم!!!!

 

آزاده


يک شبي مجنون نمازش را شکست
بي  وضو  در کوچه ي  ليلا  نشست
                   سجده اي زد بر لب درگاه او
                   پر  ز  ليلا  شد  دل  پر  آه او
                                        گفت يا رب از چه خوارم کرده اي
                                         بر صليب  عشق  دارم  کرده اي
جام  ليلا  را  به  دستم داده اي
واندر اين بازي شکستم داده اي
             نشتر عشقش به جانم مي زني
             دردم   از  ليلاست  آنم  مي زني
                                      خسته ام زين عشق ، دل خونم مکن
                                      من   که   مجنونم   تو   مجنونم  مکن
                 مرد   اين   بازيچه    ديگر  نيستم
                 اين تو و ليلاي تو . . . من نيستم
                                               گفت: اي ديوانه ليلايت منم
                                                    در  رگ  پيدا  و  پنهانت منم
              سال ها با جور ليلا ساختي
              من  کنارت بودم و نشناختي
                                      عشق  ليلا  در  دلت انداختم
                                      صد قمار عشق يک جا باختم
                                            کردمت   آواره ي   صحرا  ،  نشد
                                             گفتم عاقل مي شوي ، اما نشد
                    سوختم در حسرت يک يا رب ات
                    غير   ليلا   بر    نيامد    از    لبت
روز  و  شب  او  را صدا کردي ولي
ديدم امشب با مني ،گفتم: بلي
                                         مطمئن  بودم به من سر ميزني
                                         بر   حريم   خانه ام   در   ميزني
                       حال ، اين ليلا که  خوارت کرده بود
                       درس عشقش بي قرارت کرده بود
مرد  راهش باش تا شاهت کنم
صد چو ليلا کشته در راهت کنم

 

 

 

                                                               برای  ...

غريبونه شکستم من اينجا تک و تنها

دل خسته ترينم در اين گوشه دنيا

اي بي خبر از عشق نداري خبر از من

روزي تو مي آيي نمانده اثر از من
 
 
 
            برای  ...

 

 

 

به تو عادت کرده بودم
اي به من نزديک تر از من
اي حضورم از تو تازه
اي نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم
مثل گلبرگي به شبنم
مثل عاشقي به غربت
مثل مجروحي به مرهم
لحظه در لحظه عذابه
لحظه هاي من بي تو
تجربه کردن مرگه
زندگي کردن بي تو
من که در گريزم از من
به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گريه شب
به تو حجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره
از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو
با تو قسمت کرده بودم
خونه لبريز سکوته
خونه از خاطره خالي
من پر از ميل زوالم
عشق من تو در چه حالي

 
 
 
                                                                                       برای  ...

 

خیلی خسته هستم

 

چشمهایت را ورق بزن

        شاید در گوشه ای مرا به یادگار کشیده باشی!

 

                                   برای  ...

 

  

 

 

بیاین تو این شبا دعا کنیم.

دعا کنیم:

۱- آقا امام زمان زودتر ظهور کنه

۲-سلامتی همه خانواده ها

۳-خوشبختی تموم جونا

۴-شفا تمام مریضا

۵-بخشش همه گناهان

.....

این.... یعنی اون چیزایی که شخصیه و 

به کسی ربطی نداره.

                         برای  .

 

..

 

عشق

 

آنگاه که عشق می ورزید،نگویید :خدا در قلب من است . بلکه بگویید :من در قلب خدا هستم . هرگز گمان نکنید که می توانید بر راه های عشق مسلط شوید ،زیرا اگر عشق شما را سزاوار نعمت خو دید بر همه ی روش های  شما راه می یابد تا بر شما چیره گردد.عشق خواسته ای ندارد جز تکمیل خود  . اکا اگر عاشق شدید ناگریز دارای تمایلات خاصی  می شوید که باید آنها را به مسیر های زیر هدایت کنید :

ذوب شدن ،همچون جویباری که نغمه اش را برای شب میخواند

آشنا شدن با دردی که در مهربانی بسیار موجود است

مجروح شدن قلبت به خاطر عشق حقیقی و خون دادن در کمال رضایت

بیدار شدن در سحرگاهان بادلی آماده ی پرواز به سوی محبوب و سپاسگزاری به خاطر یک روز دیگر عشق ورزی ،آسودن در نیمروز و فرو شدن  در حالت خلسه س عشق

بازگشتن به خانه در شامگاهان با سپاسگزاری و آن گاه به خواب رفتن در حالی که در دل برای آنان که دوستشان دارید دعا می کنید و اوای ستایش بر لب دارید

جبران خلیل جبران

 

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""


شب از پنجره بهم زل زده

              بمون ماه من  ،پناهم بده

پناهم بده که بارون بیاد

             که پَرپَر میشم تو دستای باد

نترس از من ُ غروب نگاه

           یه کبریت بکش رو تاریکی ها

                                    رو تاریکی ها ............

بهم شک نکن اگر چه گمم

               پناهم بده گل گندمم

توی این لحظه که ماتیم بهم

                من از تلخی تو ناراحتم

بگو چی شده که همراهمی

             تو هم مثل من کمی مبهمی؟

پناهم بده اگه بی کَسم

                پناهم بده که ناباورم

                            مگه میشه ازت بگذرم ؟

                                                          بگذرم

                                                                    ازت بگذرم

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

نمیدونم الان باید چی بگم از چی حرف بزنم ؟

نمیدونم چرا قدرت  نوشتن ندارم ؟

نمیدونم چرا بعضی وقتا از زندی از این همه فکر و خیال خسته میشم ؟

نمیدونم .......

ولی منتظر باشین میخوام با یه عالمه نوشته ی جدید بیام به زودی ..........

                         اسم تو رو نوشتم روی بخار شیشه

                 نوشتم این زمستون بی تو بهار نمیشه

         خالی جات هنوزم روی نیمکت توی ایوون

     وقتی میشستی با من لحظه ها زیر بارون

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 


من نباشم کی تو رویا موهاتو ناز میکنه

کی با بال های شکسته با تو پروزا می کنه ؟

راست بگو من که نباشم اخم های پیشونیتو کی میاد با حوصله دونه دونه باز بکنه ؟

 

 

 

 

فروردین

 


فال روز متولدین فروردین: اكنون بايد تصميم بگيريد كه در آينده مي خواهيد چه كار كنيد. پيش از آن كه تغييري ايجاد كنيد خوب فكر كنيد. ...


اردیبهشت

 


فال روز متولدین اردیبهشت: شانس بسیار خوبی دارید . می توانید ریسک کنید البته به شرط این که خطا نکنید.همه چیز به خودتان بستگی دارد. ...


خرداد

 


فال روز متولدین خرداد: امروز نبايد انتظار داشته باشيد، در روابط احساسي پيشرفت كنيد. مشكل مي توانيد اهدافتان را باي همسرتان بيان كنيد. انتظار مشاجره و بحث را در منزل داشته باشيد و نمي توانيد با همسرتان رابطه خوبي برقرار كنيد. ...


تیر

 


فال روز متولدین تیر: اگر با برادریا خواهرتان اختلاف نظر کوچکی دارید اجازه ندهید به بحث کشیده شود. هر کسی نظر خودش را دارد اما برای آشتی و مصالحه همیشه زمان هست. اگر بیرون می روید خیلی مراقب باشید. همه با عجله از این سو به آن سو می روند و احتمال تصادف زیاد است. ...


مرداد

 


فال روز متولدین مرداد: امروز فضايي بسيار شلوغ در خانه حاكم است. ممكن است آن قدر شلوغ باشد كه نتوانيد آرامش پيدا كنيد. خصوصاً اگر منجر به صحنه زد و خورد و لغات زشت شود،‌ اهميت ندهيد، چرا كه همه چيز به همان سرعتي كه آغاز شد خاتمه مي يابد. اگر مي خواهيد راجع به برنامه هاي خودتان با اهل خانه مشورت كنيد،‌ مايل خواهيد بود تا حرف خود را به آنها تحميل كنيد. ...


شهریور

 


فال روز متولدین شهریور: دیگران شما را تحسین می کنند.انرژی تان را با بیرون رفتن مصرف کنید و اگر نه به انرژی منفی تبدیل می شود. ...


مهر

 


فال روز متولدین مهر: اگر می خواهید بهترین بهره را از امروز ببرید آن کاری را بکنید که از انجام دادن آن لذت می برید.شخص مورد علاقه تان امروز بسیار سرزنده و شاداب است و ممکن است راجع به مسائل مالی برخی تغییرات را بوجود آورد.زمانی که دست از داد و فریاد بکشید،مطمئن باشید که یکدیگر را خواهید بوسید و آشتی خواهید کرد چون هیچ یک از شما نمی خواهد که یک محافظ را تحمل کند و هنوز هر دو برای عذرخواهی کردن کمی شک و تردید دارید.خوب بالاخره یکی از شما دو نفر باید این کار را بکند و ممکن است آن شخص شما باشید. ...


آبان

 


فال روز متولدین آبان: اگر در انتظار یافتن همسر مناسب هستید اکنون می توانید به نتیجه خوبی برسید.اما اگر همسر مناسبی پیدا نکردید ناراحت نباشید و برای این کار اصراری نداشته باشید. ...


آذر

 


فال روز متولدین آذر: بعنوان يك آذري شما معتقديد كه زندگي يك سفر است و مشكلاتي بين راه فقط قسمتي از اين تجربه است. بااينقدر مستقل بودن شما اغلب احساس مي كنيد كه به تنهايي با مشكلات زندگي مي جنگيد. بهرحال، اگربعنوان يك تيم كار كنيد، همانطوري كه امروز شما بايد چنين كنيد، شما شروع به درك اين مطلب مي كنيد كه چقدر حمايت برايتان وجود دارد كه شما از آن استفاده كنيد البته اگر تقاضايش را بنمائيد. ...


دی

 


فال روز متولدین دی: شخصي تاثير فوق العاده اي بر شما مي گذارد و غريزه به شما مي گويد كه خودتان را به دست شرايط بسپاريد. مدت هاي زيادي بود كه چنين احساسي نداشته ايد و هيچ زماني از الان بهتر نيست. پيش از آن كه كاملاً از خود بي خود شويد خودتان را كنترل كنيد....


بهمن

 


فال روز متولدین بهمن: صحبتی خصوصی با یک دوست مشکلات بینتان را از بین می برد.اگر چه ممکن است مسائلی شما را ناراحت کند اما این مسائل با نگاهی جدی به آنها از بین می روند. این زمانی است که انتقاد را می پذیرید.چون هر دوی شما منطقی هستید و از افراط دوری می کنید. ...


اسفند


فال روز متولدین اسفند: هنگامی که خسته هستید می توانید بددهن باشید.خیلی با شتاب یاد می گیرید و بی حوصله می شوید. به تقدم های اصلی رسیدگی کنید و جزئیات را ترک کنید تا هنگامی که وقت بیشتری داشته باشید و به یاد بیاورید که طرح هایتان شامل شریک زندگی تان باشد. یا این که می توانید روزها درگیری داشته باشید.

 

 

 

 

عید غدیر خم بر همه مسلمین و بر دوست عزیز و نازم  

     فاطـــــــــــــــمه خانم 

 مبارک عرض  میکنم و از خداوند متعال  سلامتی  و سربلندی را خواستارم

 

ممنون همه شما

 

سیــــــــــــــــــــــــــــــامک    ¤¤¤¤¤¤¤¤¤    فاطــــــــــــــــمه

 

Clipdoni.com   عید غدیر خم


 

چشم های تو که حقیقت دارند....!

 

تمام این روز ها هم که دروغ باشند،چشم های من که حقیقت دارند.

هزار بار  چشم میگذارم و قایم میشوم ......

هر بار از میان این دخترکان این حوالی پیدایت میکنم .می گویی

"این بار من گرگم ....." و چشم میگذاری ......

من باورم نمی شود که گرگ باشی . قایم نمی شوم ،تنها کنج دیواری

 پنهان میگیرم .......

کمی دنبالم میگردی و از خودم سر می میروم که پیدایم کنی . می آیم که

 خودم را نشان دهم مبادا جستجو خسته ات کند بانو.......

اما ششصد و سی ِ پسر کد خدا از راه میرسد و ........

سواره میروی !

من باورم نمی شود که تو گرگ باشد تو گرگ باشی ........

حقیقت ندارد .اما میروی و تمام جاده میرود ....... تمام جاده هم که حقیقت

 نداشته باشد،تمام این روز ها هم که دروغ باشد ....... چشم های تو که

حقیقت دارند.

xfdy0jsxj1vpq4p1zoky.jpg

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

حس تازه

azndd1bns405b5mgfi3s.jpg

یه کاری کن دلم دوباره از تو زیرو رو شه

دوباره با تو یه حس تازه روبه رو شه

یه کاری کن که خونمون بهونه ت رو بگیره

سر یه شب نبودنت یه زندگی بمیره

منو ببر به خاطرات خوب نیمه کارم

منو ببر که عاشق یه فرصت دوباره ام

بذار کسی که میدونی برات مُرده همیشه

دوباره با تو عاشق یه لحظه زندگی شه

بسه ،خسته ام

               اگه میبینی چشامو بستم

                         اگه دارم تو رو می پرستم 

                                        میخوام ببینی پای تو هستم

برای زندگی کنار تو بهونه میخوام

اگه هنوزم عاشقی بدون نشونه میخوام

بذار شونه ی تو تکیه گاه من شه

بذار دوباه این خونه غرق این یکی شدن شه

بسه ،خسته ام

           اگه میبینی چشامو بستم

                          اگه دارم تو رو می پرستم 

                                 میخوام ببینی پای تو هستم 

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

تو کنارمی

بهش نگاه کردم  چقدر گرم بود خنده هاش .... !با هیجان داشت برام

حرف میزد منم بهش نگاه می کردم متوجه نگا هام شد. خندید و گفت :

 خسته شدی  ؟نه ....؟

گفتم نه ... مگه میشه  تو حرف بزنی من خسته بشم ؟ دستم رو گرفت و

 گفت بیا بریم کناررود خانه  روی تخته سنگ  نشسته بودیم و داشتم بهش

 نگاه میکردم و دستش توی دستام بود . اون مثل همیشه  میخواست اینقدر

 حرف بزنه تا منو بخندونه یه دفعه دیدم صورتم خیس شد گفتم چی کار

 میکنی ؟ گفت خیلی دوستت دارم ...... خیلیییییییییییییییی

خندیدم و به طرفش آب ریختمو گفتم : منم دوستت دارم

خیس خیس شده بودیم  داشت می لرزید بغلش کردم و گفتم سردت شد ؟

آروم سرش رو روی شونه هام گذاشت و چشم هاشو بست و گفت الان دیگه نه .....

با هم اومدیم توی چادر کتم رو انداختم رو شونه هاش ،سرش رو روی

 پاهام گذاشت و چشم هاشو بست من همینجور بهش نگاه میکردم .

از وقتی اومده بود همه چیز بوی تازه ای گرفته بود حتی شیطنت هام،

 توی وجودم احساس عجیبی داشتم ،دلم میخواست شیطنت کنم .دلم میخواست

 مثل بچه ها پر انرژی باشم  .باهاش همه  جا رو بگردم ،در کنارش بخندم

  چه آرامش داشت چشماش .  چه گرمایی داشت وجودش آروم  چشماشو

 بوسیدم ، چشماشو باز کرد . بهش نگاه کردمو گفتم عزیزم بهتره لباست

 رو عوض کنی دلم نمیخواد سرما بخوری

بهم نگاه کردو گفت از اینجا چقدر خوشگلتری

سرم رو به صورتش نزدیک کردم چشمامو گرد کردم و گفتم  اینطوری

 چی ...؟ خندیدو گفت : وای الان که ماه شدی

دستش رو برد  توی موهام و بهم ریختشون  و گفت :تو

 عزیز دل منی 

موهامو مرتب کردمو گفتم تو تمام زندگی منی در کنارت

هیچی تلخ نیست .

صدای خنده هاش توی گوشم بود صدای بارون که میخورد

به شیشه  میومد

 چشمامو باز کردم  هنوز شب تموم نشده بود لبخندی زدم 

دوباره چشمامو

 بستم تا شاید دوباره خواب

ببینم کنارشم  ............

2k1f7r6lvn8wm5uwpkzn.jpg

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

تو

آوار چشم تو

هر روز آواره ترم میکند

از تو

تا همین کنار می روم

همه جا پاییز می شود ......

tbo7ksr78dgc8k60ts9o.jpg

پا تا به سر، دلشوره ام و سراسیمگی و دلواپسی ........

اما ....

ته دلم یک اشتیاق موهوم ناشناخته هم غنج می رود .آتش به جان ،

همه جا را سرک می کشم .

دو مشت خاک از بلندترین قله ها بر می دارم برای بلندای شانه هایت

طالع شدن ِ آفتاب را بر قنوت دستهایم آرام می گشایم تا سپیده دم 

 پیشانیت را رج بزند

و پری واره ای که به آن همه چشم ،آشفتگی و وسواسم را نگاه

می کند ،قدری از گسیوی هزار و یک شبش را در بافه ای از نور

 می پیچد و میدهدم تا ابریشم ترین گیسو از آن تو باشد ......

آخر او هم میداند که من همه ی خنده هایم را نذر کرده ام تا تو همان

 باشی که باید باشی .

تمام خواب من .....

تمام مساحت شب ،همین چهار قدم است که از تو دور می شوم

دور می شوم و دلم هُری میریزد ......

سراسیمه از خواب میپرم .....

گنگ و مبهم و گیجم  انگار آرزو هایم درد می کند .....!

قلبم انگار در سینه جا نمیشود .....

نفس هایم به شماره افتاده اند

یادم می آید که تمام خنده هایم را نذر کرده ام ......

نذر کرده ام تا تو همان باشی که باید باشی .......

آرام میگیرم  و بر میگردم به فردایی  که قرار است چشم های تو

  در آن متولد شود .

t8rrc9ko61m5g5hrnhm6.jpg

       

تولدت مبارک خوش اومدی سپيده

اگر چه از راه دور هیچ فایده نداره

برای سال بعدم از حالا بی امونم

هر چی تولد داری میخوام پیشت بمونم

میان و تبریک میگن تموم سیاره ها

امروز چراغونیه تو همه ی قصه ها

دریا به احترامت امروزو طوفانی نیست

مسافرا زود میان جاده ها طولانی نیست

خدا تو این روز خوب تورو به ما هدیه داد

همه مثل هم بودن یه فرشته فرستاد

اولین روز اومدی تابیدی جای خورشید

خدا گناهامونو به خاطر تو بخشید

 یه سبد عشق اوردی از آسمونای دور

چه اسمی روت گذاشتن پر از شکوه و غرور

روز تولد تو کسی شکار نمیره

هیچ ماهیگیری حتی یه ماهی نمیگیره

 همه قراره امروز مثل تو مهربون شن

باغا میخوان گل بدن برگا میخوان جوون شن

بادکنکای رنگی شمع و گل و فشفشه

الهی زنده باشی تا آخرو همیشه

 می شینم و می شمرم بازم ستاره ها رو

به جون این تولد قسم میدم خدا رو

که سال دیگم امروز نشسته باشی پیشم

تولدت مبارک دوستت دارم عزيزم

 تولدت پر از گل پر از شمع های روشن

کاش که تو این روز پاک یه کم باشی یاد من

 

دیوارهای تلاش

                           از دیوارش بالا رفتم

                                                                                                       سرم از سقف جهان بیرون          

                 شاید تو ندانی اما

                            چشمان تو جاییست که در آن وسعت دنیا جاریست

                          چشمانت را همان طور

                                                            امید آفرین

                                                          نگه دار...

 
 
 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

گيج مي رود سرم

باز هم خواب ديوار هاي تا ستاره بلند

خانه هاي بي سقف

و دست هايمان كه نرسيد به هم

كنارم كه نيستي

ماه نقطه ي تلاقي نگاه من است با تو

مي دانم....

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 
 

آری باشی و زندگی کنی...که دوست

داشتن از عشق برتر است.و من هرگز خود

راتا سطح بلندترین قله عشق های بلند

پایین نخواهم آورد.

پس دوستت دارم که دوست داشتن پناه

جستن است و از جنس این عالم نیست

و یک ایمان و روح مطلق و یک ابدیت بی

مرز است...

 

پس دوستت دارم

 

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 
 

دارم امید عاطفتی از جناب دوست  

 کردم جنایتی و امیدم به عفو اوست

دانم که بگذرد ز سر جرم من که او

گرچه پریوش است ولیکن فرشته خوست

چندان گریستیم که هر کس که بر گذشت

در اشک ما چو دید روان گفت کاین چه جوست

هیچ است آن دهان و نبینم از او نشان

موی است آن میان و ندانم که آن چه موست

دارم عجب ز نقش خیالش که چون نرفت

از دیده ام که دم به دمش کار شست و شوست

بی گفت و گوی زلف تو دل را همی کشد

با زلف دلکش تو که را روی گفت و گوست

عمریست تا ززلف تو بویی شنیده ام

زان بوی درمشام دل من هنوزبوست

حافظ بداست حال پریشان توولی

بربوی زلف یارپریشانیت نکوست

nemidunam hafez chi khund az fekram ke in fal vasam umad,vali faghat midunam vaghti raftam soraghesh ke kheili......

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

براي خواستن ها ديدن ها بودن ها

براي تمام لحظه هاي دوستت دارم ها

براي سلام ها خواندن ها خنديدن ها

براي تمام تمام عاشق بودن ها

به اندازه ي دوري اين لحظه ها و دل ها و دست ها.....

                                                                دلتنگم...!

 

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

نگاه کن که غم درون دیده ام

چگونه قطره

            قطره آب می شود

چگونه سایه ی سیاه سرکشم

اسیر دست آفتاب می شود

نگاه کن

تمام هستی ام خراب می شود

شراره ای مرا به کام می کشد

مرا به اوج می برد

مرا به دام می کشد

نگاه کن

تمام آسمان من

پر از شهاب می شود


تو آمدی ز دورها و دورها

ز سرزمین عطر ها و نورها

نشانده ای مرا کنون به زورقی

ز عاج ها ز ابرها بلورها


مرا ببر امید دلنواز من

ببر به شهر شعرهاو شورها

به راه پرستاره می کشانیم

فراتر از ستاره می نشانیم

نگاه کن

من از ستاره سوختم

لبالب از ستارگان تب شدم

چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل

ستاره چین برکه های شب شدم

چه دور بود پیش از این زمین ما

به این کبود غرفه های آسمان

کنون به گوش من دوباره می رسد

صدای تو صدای بال برفی فرشته ها

نگاه کن

که ما کجا رسیده ایم

به کهکشان به بیکران به جاودان

کنون که آمدیم تا به اوج ها

مرا بشوی با شراب موج ها

مرا بپیچ در حریر بوسه ات

مرا بخواه در شبان دیر پا

مرا دگر رها مکن

مرا از این ستاره ها جدا مکن

نگاه کن که موم شب به راه ما

چگونه قطره

           قطره

              آب می شود

صراحی سیاه دیدگان تو

به لای لای گرم تو

لبالب از شراب خواب می شود

به روی گاهواره های شعر من

نگاه کن

تو می دمی و آفتاب می شود....

                                                                                                      فروغ فرخزاد


""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری

دانی که رسیدن هنر گام زمان است

 

ino neveshtam ta in dafe dige ba khundane inja un dele mehrabunet aziat nashe fadat besham ke hameye vojudami

vali golam inja khuneye to va mane,male 2tamune,age nayayo tush nanevisi delesh migireha

 
 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

 

تو اگر بسته ای بار سفر از دل من

تو اگر نیستی دیگر

پس چرا از همه جا

از همه جا

 من

 صدای ِ تپش ِ قلب ِ تو را

 می شنوم ...

 


 دیدگاه  عشق  

عشق
معنای شعر است
الهام رؤیا هاست
هیجان رقص است
موسیقی آوازهاست
عشق
شور و شوق روح است
احساس قلب است
عشق
شعر رؤیاهاست
رقص آوازهاست
و
روح قلب هاست

دوستان مهربونم خیلی سخته کسی معنیشو درک کنه

 
 
:::::    سیامک  ::::::::::   فاطــــــــــــــــــمه   :::::::::



 

سلام دوستان مهربونه من:

شما ميدونين داستان من چيه و من چقدر اونو دوست داشتم,ولي اون منو بازي داد
قصه ما تموم شده بود اما برگشت وبه من گفت: من ايدز داشتم وخواستم ازمن جداشي
من هم انگار دنيا رو سرم خراب شد, خيلي دلم واسش سوخت با اين حال چون دوستش داشتم
نميخواستم رفيق نيم راه باشم, کارم شده بود دعا کردن وشب وروز گريه کردن,انگار داشتم خفه ميشدم
بهش گفتم اگه من ترکت کنم پس عشق چه معني داره؟
با اينکه تو مريضي من تا اخرين لحظه تنهات نميذارم
من گريه هر روز و هر شبمو داشتم,خيلي سخت بود باورش
تا اينکه به من گفت: دروغ گفتم من مريض نيستم,
اره قصدش اين بود ازش جدا باشم اما در عين حال تو قلبم جا داشته باشه
من ديگه تحمل نداشتم, فقط بهش گفتم ازت متنفرم وديگه وارد زندگي من نشو
بد جور با احساساتم بازي شد, منو بگو که با اينکه زياد زنده نميموند ميخواستم تا اخرين لحظه پيشش باشم
اما ديگه نميدونستم دارم بازي ميخورم
همينه که ميگم ميبيني؟ ادم ساده اي هستم
ديگه تو وبم داستان خودمو نميذارم چون واقعا از عشق بدم مياد,به طرز وحشتناکي متنفرم
خواهش ميکنم شما هم ديگه حرفاي کليشه اي نزنين ونگين لياقت تورو نداشتو ازاين جور حرفا
 
 
 
:::::    سیامک  ::::::::::   فاطــــــــــــــــــمه   :::::::::
 
 



 

به آسمان مينگرم تا شايد رد پايت را برفراز ابر ها بيابم..
به آسمان مينگرم چون سفره اي است براي ستارها و من در آن به جست و جوي فرشته ام مي پردازم..
آري فرشته ي من..تو فرشته ي زميني بودي كه آمدي ولحظاتم را با نام زيبايت به قشنگترين دقايق زندگي ام تبديل ساختي و رفتي
حال من مانده ام و حسرت لحظات با تو بودن
وجب وجبه زمين را به دنبالت زير پا نهادم
اما ردي از تو نيافتم ..
باخود گفتم با آسمان خيره شوم....و سرتاسر پهنه ي آسمان را جست وجو كنم
شايد بيابمت...! شايد از ...زميني بودنت خسته شدي و به آسمان قدم نهاده اي
فرشته ي من...
اما ...
غافل از اين  كه در كوله بارت قلب دیگری را حمل ميكني..

منو بگو دل به کی بستم

 

:::::    سیامک  ::::::::::   فاطــــــــــــــــــمه   :::::::::

 




 

سلام به دوستای مهربونم
دو روز پیش  بهم زنگید,خیلی گریه میکرد,
خیلی پریشون بود,نمیتونست خوب حرف بزنه,انگار زبونش بند اومده بود
اره خودش بود,همونی که قصشو گفتم
میگفت منو ببخش,من اشتباه کردم,حلالم کن
من هم خیلی ناراحت شدم,اما نگذاشتم اذیت بشه وبخشیدمش
من هم اشکام در اومده بود
بهش گفتم دوست دارم با اینکه خیلی اذیتم کردی
واسش ارزوی خوشبختی کردم,اما همش به یادش هستم
به هرحال همه چی تموم شد
میخوام زندگیمو عوض کنم وبه اهدافم فکر کنم,
میخوام خودمو از پیله ای که خودم درست کردم ازاد کنم
به ایندم امید دارم وبا تلاش به اون چیزی که حقمه برسم
ولی قسم خوردم اشکامو واسه هرکسی هدر ندم
خوب چی کار کنم به درک که تنهام,خیلی سخته ولی همه چیرو تو خودم نگه میدارم,با خودم عهد کردم به سختی قلبمو به کسی بدم
امید دارم روزهای خوشبختی من هم فرا برسه
دوستای خوبم,نظر یادتون نره
 
:::::    سیامک  ::::::::::   فاطــــــــــــــــــمه   :::::::::
 
 
 
 



 

:::::    سیامک  ::::::::::   فاطــــــــــــــــــمه   :::::::::
 
 



 

به ياده ارزويي که داشتم
منتظرم تابياد
کاش ميشد دوباره ببينمش
کي ميدونه من توخلوت خودم چقدراشک ريختم؟
موقع اذان که ميشه همش اشک ميزيزم
ميگم خدايا يعني ميشه يه باره ديگه نگاهشوببينم؟
خيلي چيزا ديگه تودلم بود ولي خب گفتنش سخته

 

:::::    سیامک  ::::::::::   فاطــــــــــــــــــمه   :::::::::
 
 

 

به اونا كه هرشب وروز سرراه ما نشستن    

                  درعشق و آرزو رو به روي من و تو بستن  

به ماها مي گن جوونيد قدرعشق ونمي دونيد 

                             مثال پنبه و آتيش نبايد با هم بمونن  

بهشون بگو بدونن فكرشون همه سياهه 

                       كشتن مرغاي عاشق به خدا خيلي گناه  

بهشون بگو مي دونيم اگه ما خيلي جوونيم  

           قدر عشق و خوب مي دونيم بزارن با هم بمونيم  

ما پرندگان عشقيم عهد زندگي رو بستيم 

           دلا مون پر از محبت پاي هم ديگه نشستيم

 

::::::::::   سیامک    :::::::::::::::::::   فاطمــــــــــــــــــه   :::::::

 

خدای من خدای مهربان من تو از دلم آگاهی و تو میدانی که چه

....

باز هم شکرت که این نفس کشیدن را

بهم ارزانی کردی. و می خواهم امید شیرین فردا را برایم تداعی کنی

 تا از این دنیا و زندگی خسته نشوم

 و با تمام توان به راهو هدفم ادامه دهم .

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

 

سرتو بذار رو شونمو

آروم بخواب گل بهار

من پيشتم تا خود صبح

چشماتو روي هم بذار

اينقده بيدار مي مونم

تا وقتي خوابت ببره

وقتي مي خوابي رويا هم

ناز نگاتو مي خره...

كابوسو زندون مي كنم

خواب بد مي سوزونم

مثه يه گنجشك كوچيك

آروم بخواب مهربونم

دستت تو دستاي منه

عزيز خوب نازنين

چشماتو روي هم بذار

رو شاه پر ابرا بشين....

تا صبح برات شعرو غزل

لالايي عشق مي خونم

چشماتو روي هم بذار

من اينجا بيدار مي مونم

حافظ خواب تو مي شيم

من و خداي خوب دل

چشماتو فردا مي بينم

خوب بخوابي

 

 

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

poram az in barun

poramo sangine sangin az hajme khatere haii ke barun baram miare

engar barun har dafe miado harchi deltangio ke ghayem kardam tu delam miare birun,khoda be aghebate in barunaye poshte hamesh rahm kone....

***واي باران باران....

شيشه ي پنجره را باران شست،

از دل من اما...

چه كسي نقش تو را خواهد شست؟!

 

 

 

 

دوست داشتن از عشق برتر است...

دوست داشت از عشق برتر است. عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی. اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال. عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سرزند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تاهرجا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می یابد. عشق در غالب دل ها، در شکل ها و رنگهای تقریبا مشابهی، متجلی می شود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است، اما دوست داشتن در هر روحی جاوه ای خاص خویش دارد و از روح رنگ می گیرد و چون روح ها، برخلاف غریزه ها، هرکدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعم و عطری ویژه خویش دارد، می توان گفت که به شماره هر روحی، دوست داشتنی هست.

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصلها و عبور سالها بر آن اثر می گذارد، اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند و بر آشیانه بلندش روز و روزگار را دستی نیست. عشق در هر رنگی و سطحی، با زیبایی محسوس، در نهان یا آشکار، رابطه دارد. چنانکه شوپنهاور می گوید: "شما بیست سال بر سن معشوقتان بیفزایید، آنگاه تاثیر مستقیم آن را برروی احساستان مطالعه کنید!" اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذب زیبایی های روح که زیبایی های محسوس را به گونه ای دیگر می بیند. عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است اما دوست داشتن آرام و استوار و پروقار و سرشار از نجابت.

عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است. اگر دوری به طول انجامد ضعیف می شود، اگر تماس دوام یابد به ابتذال می کشد و تنها با بیم و امید و تزلزل و اضطراب و دیدار و پرهیز زنده و نیرومند می ماند. اما دوست داشتن با این حالات ناآشنا است. دنیایش دنیای دیگری است. عشق جوششی یکجانبه است. به معشوق نمی اندیشد که کیست. یک خود جوشش ذاتی است و ازاین رو همیشه اشتباه می کند و در انتخاب بسختی می لغزد و یا همواره یکجانبه می ماند و گاه، میان دو بیگانه ناهمانند، عشقی جرقه می زند و چون در تاریکی است و یکدیگر را نمی بینند، پس از انفجار این صاعقه است که در پرتو روشنایی آن، چهره یکدیگر را می توانند دید و در اینجا است که گاه، پس از جرقه زدن عشق، عاشق و معشوق که در چهره هم می نگرند، احساس می کنند که هم را نمی شناسند و بیگانگی و ناآشنایی پس از عشق - که درد کوچکی نیست - فراوان است. اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می بندد و در زیر نور سبز می شود و رشد می کند و از این رو است که همواره پس از آشنایی پدید می آید و در حقیقت، در آغاز، دو روح خط آشنایی را در سیما و نگاه یکدیگر می خوانند و پس از آشنا شدن است که خودمانی می شوند.

قسمت دوم

زيباتر از پيش...با دکتر و انديشه هايش

عشق جنون است و جنون چیزی جر خرابی و پریشانی فهمیدن و اندیشیدن نیست. اما دوست داشتن در اوج معراجش، از سر حد عقل فراتر می رود و فهمیدن و اندیشیدن را نیز از زمین می کند و با خود به قله بلند اشراق می برد.

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد.

عشق تنها یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی انتها و مطلق.

عشق در دریا غرق شده است و دوست داشتن در دریا شناکردن.

عشق بینایی را می گیرد و دوست داشتن می دهد.

عشق خشن است و شدید و در عین حال پایدار و سرشار از اطمینان.

عشق همواره با شک آلوده است و دوست داشتن سراپا یقین است و شک ناپذیر. از عشق هرچه بیشتر بنوشیم، سیراب تر می شویم و از دوست داشتن هرچه بیشتر، تشنه تر. عشق هرچه دیرتر می پاید کهنه تر می شود و دوست داشتن نوتر.

عشق نیرویی است در عاشق که او را به سوی معشوق می کشاند و دوست داشتن جاذبه ای است در دوست که دوست را به دوست می برد. عشق تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست.

عشق رو به جانب خود دارد، خودخواه است و خودپا و حسود، و معشوق را برای خویش می پرستد و می ستاید اما دوست داشتن رو به جانب دوست دارد، دوست خواه است و دوست پا و خود ر ا برای دوست می خواهد و او را برای او دوست می دارد و خود در میانه نیست.

آری...که دوست داشتن از عشق برتر است و من هرگز، خود را تا سطح بلندترین قله عشق های بلند، پایین نخواهم آورد.

قسمت سوم

دوست داشتن برتر از عشق

… آتشهايي که مي پزند، آتشهايي که مي سازند ؛آتشهاي سرد، خنک کننده ،خوب، پاک، روشن،نامرئي، . .. نيرو آن آتش عشق در خدا !! چه کسي به اين پي برده است ؟ آتش عشق در روح خدا ، آتشي که همه هستي تجلي آن است ،آتش گرم نيست ،داغ نيست .چرا؟ نيازمندي در آن نيست ،تلاطم در آن نيست، نا استواري ، شک، تزلزل ،

 ترديد ،نوسان ، وسواس،اظطراب ... نگراني ،در آن نيست، اما آتش است ،آتشين تر از همه آتشها .آتشي که پرتو يک زبانه اش آفرينش است، سايه اش آسمان است،جلوه اش کائنات است،گرده خاکستر نازک و اندکش کهکشانها است... چه مي گوييم ؟!!!

اين آتش عشق در خدا !يعني چه؟آتش عشق که اين جوري نيست ..... پس اين آتش دوست داشتن است. آري.         

آتش دوست داشتن است،عجب ! ؟ منهم مثل همه عارف ها و شاعرها حرف ميزدم.آتش عشق !؟ آنهم در خدا !؟

نه ، آتش دوست داشتن است که داغ نيست ، سرد نيست، حرارت ندارد؛ چرا؟ که نيازمندي ندارد؛ که غرض ندارد؛ که رسيدن ندارد،که يافتن ندارد،که گم کردن ندارد ، که به دست آوردن ندارد ،که بکار آمدن و بدرد خوردن ندارد...

 

 

 

"""""""""""""  سیامک   """""""""""""""  فاطــــــــــــــــمه

 

 
 
وقتی خواستم زندگی کنم،راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم،گفتند خرافات است. وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است .وقتی خواستم گریستن،گفتند دروغ است ،وقتی خواستم خندیدن ،گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید ،میخواهم پیاده شوم(دکتر علی شریعتی)
خدایا به هر که دوست میداری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است وبه هر که دوست تر میداری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر...
دنیا را بد ساخته اند .کسی را که دوست داری تو را دوست نمی دارد. کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمی داری اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و آیین هرگز بهم نمی رسند و این رنج است .زندگی یعنی این...
چه غم انگیز است گداختن از غم نبودن کسی که تا بود از غم نبودن تو می گداخت...
 خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز ،چگونه مردن را خود خواهم آموخت...

 

"""""""""""""  سیامک   """""""""""""""  فاطــــــــــــــــمه

 

عشق از دید شریعتی
 
 
عشق یک جوشش کور است
و پیوندی از سر نابینایی،

دوست داشتن پیوندی خودآگاه
واز روی بصیرت روشن و زلال.
عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و
هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است،
دوست داشتن از روح طلوع می کند و
تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج میگیرد.


عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست،
و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر میگذارد
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند.


عشق طوفانی ومتلاطم است،
دوست داشتن آرام و استوار و پروقار وسرشاراز نجابت.


عشق جنون است
و جنون چیزی جز خرابی
و پریشانی "فهمیدن و اندیشیدن "نیست،
دوست داشتن ،دراوج،از سر حد عقل فراتر میرود
و فهمیدن و اندیشیدن رااززمین میکند
و باخود به قله ی بلند اشراق میبرد.


عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند،
دوست داشتن زیبایی های دلخواه را
در دوست می بیند و می یابد.


عشق یک فریب بزرگ و قوی است ،
دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی،
بی انتها و مطلق.


عشق در دریا غرق شدن است،
دوست داشتن در دریا شنا کردن.


عشق بینایی را میگیرد،
دوست داشتن بینایی میدهد.


عشق خشن است و شدید و ناپایدار،
دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار.


عشق همواره با شک آلوده است،
دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر.


ازعشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر میشویم،
از دوست داشتن هرچه بیشتر ،تشنه تر.


عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق میکشاند،
دوست داشتن جاذبه ای در دوست ،
که دوست را به دوست می برد.


عشق تملک معشوق است،
دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست.


عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند،
دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد
ومیخواهد که همه ی دل ها آنچه را او از دوست
در خود دارد ،داشته باشند.


در عشق رقیب منفور است،
در دوست داشتن است که:
“هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند”
که حسد شاخصه ی عشق است
عشق معشوق را طعمه ی خویش میبیند
و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید
و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و
معشوق نیز منفور میگردد


دوست داشتن ایمان است و
ایمان یک روح مطلق است
یک ابدیت بی مرز است
از جنس این عالم نیست.”



 

خودت گفتی بام من میمونی

با من بمان و هیچگاه از کنارم نرو...



تو باشی من نفس میگیرم ، تو باشی من جانی تازه میگیرم...



با من باش ، تا آخرین نفس ، تا لحظه ای که جان دارم عزیزم...



ای تمام هستی ام تو تمام زندگی منی ، با من بمان و زندگی را از من نگیر!



مگر به جز تو چه کسی در این دنیا دارم ؟



تو تنها کسی هستی که دیوانه وار دوستش دارم ، تو تنها کسی هستی که همدم شب



و روزم و رفیق لحظه های زندگی ام است ...



ای همدم شب و روزم با رفتنت شبهایم را بی مهتاب و روزهایم را مثل شبهایم نکن !



ای رفیق لحظه های زندگی ام ، این لحظه های زیبای با تو بودن را از من نگیر !



همه دلخوشی ام تویی ، بهترین لحظه زندگی ام آن لحظه است که در کنار تو هستم و



در آن چشمهای زیبایت نگاه میکنم و آرام با صدای آهسته میگویم که دوستت دارم



عزیزم...


بمان که با ماندنت در کنارم یک دنیا خوشبختی را به من هدیه میدهی !



ای زیباترین زیبایی ها ، ای مظهر خوبی ها ، ای تو لایق بهترین ها با منی که بدجور



دیوانه آن قلب مهربانت هستم بمان و با رفتنت زندگی را به کامم تلخ نکن !



با رفتنت من نیز از این دنیا خواهم رفت ، گفته بودم که این دنیا را بدون تو نمیخواهم!



از تمام دار این دنیا تنها تو را دارم و تنها تو را میخواهم !



تویی که قلبم را از عشق و محبت خودت جان دادی ، و به منی که خسته از تنهایی ها



بودم نفس دادی!


با من بمان ، تا آخرش ! آخرش همان لحظه ای است که می فهمی تنها تو را



میخواستم!



آخرش همان روزیست که خواهی فهمید چقدر تو را دوست داشته ام !



آخرش همان لحظه ای است که خواهی فهمید از عشقت مرده ام....



آری از عشقت مرده ام....


پس تا لحظه ای که از عشق تو نمرده ام با من بمان عزیزم..

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

   من

شيريني ديدار بعداز فراق تو را انتظار ميكشم  دوري از تو برايم سخت بود و

 

 ملال اور اما شيريني  خنده هايت  تحمل فاصله ها را برايم اسانتر ميكرد 

   

حالا ديگرنزديك به توام  وجود نازنينت را حس ميكنم  خاطرات تلخ تنهايي و

 

 روزهاي  تكراري و بي كسي ام را دراين شهر از ياد برده ام   

 

   اينجا هوايش بوي تو رادارد  هر سو كه مينگرم توراميبينم كه لبخند به لب

 

 ايستاده اي و با چشمانت مرا فراميخواني همان چشماني كه شب وروز

 

هجرانشان رادر اشك نگاهم بر قلبم ميريختم 

 

چه شبها كه روياي دستان پرمهرت  خواب از چشمانم مي روبود و در دل

 

ظلمت شب تو را فرياد ميزدم

 

اري نازنينم   قلبم را به توباخته ام  قلبي كه زخم خورده  دشنه داغ بي وفايي

 

است  و ابراز علاقه تو مرحمي است  بر دردهاي ان.

 

حلقه عشقت بوسه گاه  لبهاي داغ من است         چه ساده عاشقت شدم .

 

صبورانه ميگذرانم اين چندروز را تا دوباره  جان بگيرم از ديدار تو.....

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

هنوز دوست دارم

میخام به که خودش

   میدونه کیه بگم با همه

  نامهربونیهات بازم میگم

         دوست دارم

       

     از عشق:

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

       یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید

چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"*دوست دارم

تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان كنی... پس چطور دوستم داری؟

چطور میتونی بگی عاشقمی؟


من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم


ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی


باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،

صدات گرم و خواستنیه،

همیشه بهم اهمیت میدی،

دوست داشتنی هستی،

با ملاحظه هستی،

بخاطر لبخندت،

دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت

پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون


عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم
اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم


اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

عشق دلیل میخواد؟

نه!معلومه كه نه!!

پس من هنوز هم عاشقتم

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

من باختم

                                             من باختم

                             دیگه از جونم چی میخوای

                                          بیا بازی تموم کن

                          نه دیگه به فکر من باش

                                                          نه دیگه عمرو حروم کن

                             خیلی راحت بگو اره

                                              بازی بردی باختم

                                                        من ساده تو خیالم

                                     چه بتی رو از تو ساختم

                                                     برو طاقتم تمومه

                                                           نذار دلبسته تر بشه

                                       اولین و اخرین عشق

                                                 نمیخوام درد سرت شه

                                                     به خودت گفتی مهم نیست

                                                     دیگه دلبسته پیره

                                      اونجوری که ساده اومد

                                                           خودشم میزاره میره

                                     عشق واسه تو یه بازیه

                                                    بازی بی حرمت و پست

                                      سر سلامت خوب من

                           گذشتم از هر چی که هست

                                               میپارمت دست خدا

                                                      خودش میده جوابتو

                                     دنیا با هر چی هستو نیست

                                                                به نام ما به کام

                                                                      تو خیالم توی رویا

                                                تو دارامت عزیزم

                                                     باشی ونباشی با من

                                                             تویی عمرم همه چیزم

                                   تو چه باشی چه نباشی

                                           سهم من از تو دریغه

                                                   حرفامو کسی میفهمه

                                           که اسیره نارفیقه

                                                    کاری از من بر نمیاد

                                                                   کوه دردم ولی خاموش

                                              خبری از من نمیگیری
                                                                   شایدم شدم فراموش

                                                  میدونم منو نمیخای

                                                              تو رقیبام من شدم رو

                                 همین چند روزم که بودم

                                                               یا کلک بود یا ترحم

                                            چندمین بیچاراتم من

                                                                  اولینم شایدم صد

                                              اخه خوب اینتو میدونم

                                                        عشق من دل تو رو زد