گفتی دوسم داری
میدونم دوسم داری...اما نمیدونم چرا انقدر اذیتم میکنی
خیلی از دستت نارحت شدم...خیلی گریه کردم....اما تو ارزششو دار امین من
!
الان این شعرو برات اس ام اس کردم اما جواب ندادی....مث اینکه گوشیت دستت نیس
:
تو همون بودی که من خوابشو دیدم
تو همونی که میخوام براش بمیرم
تو همون فرشته ای از جنس آدم
تو همون نشونه از خدای عالم.
تو یه قطره از خدایی

دوستت دارم عشقم
!یه دونه...ولی مردونه
.
.
.
دوباره این وبلاگ تعطیل شد!!
تا خودت اجازه بدی!
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
تو می آیی،
یقین دارم که می آیی
زمانی که مرا در بستر سردی میان خاک بگذارند
.
.
.
.
.
.
منتظرتم..........
منتظر.....

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
دلم طاقت نیاورد.....
بهت زنگ زدم...چند بار رد کردی...
بلاخره گوشیو برداشتی...:
تو: الو...
من: الو....
تو: سلام...
من:صدام میاد؟؟؟
تو: آره....
من: چه خوب....(آخه خطم مشکل داشت تازه درست شد... کار خدارو میبینی؟)
من: حالت خوبه؟
تو: به تو چه؟!!!!
من:یه چیز بگم؟...اگه دلت نمیخواد جوابمو بدی لطفا جوری حرف نزن که دلم بشکنه!!
تو: وروجک جونــــــــــــــــــــــــــــــــــم...
من: جــــــــان......؟....چی؟!!! تو چی گفتی؟....گفتی وروجک جونم؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!
تو: آره.....
من: جون دلم قربونت برم؟
تو: خیالم راحت شد!
من: از چی؟
تو: از اینکه دوباره کناره همیم....
من: تو دوس داری کنار هم باشیم؟
تو: آره...
من:دوسم داری؟
تو:تو چی فکر میکنی؟
من: خب داری...
تو:خب...دارم...
من: خب کامل بگو دیگه....
تو:خب دوست دارم!!!!
من: داشتم دق میکردم....تورو خدا دیگه اذیتم نکن...
تو: منم داشتم دیوونه می شدم!!!!
من: پس دیگه اذیتم نکن باشه؟....دیگه حرف جدایی نزن...باشه؟
تو:......
.
.
من: فعلا کاری نداری عزیزم؟ شب اس میدیم باشه؟
تو: نه عزیزم...باشه...
من:خیلی دوست دارم مراقب خودت باش
تو:چشم عزیزم...
من:چشمت بی بلا.....
من: بوسسسسسسسسسسس...
تو:مرسی...
من:کاری نداری؟
تو:نه..
من:خدافظ عزیز دلم
تو:خدافظ قربونت برم...
من: خدا نکنه......خدافظ....
.
.
.
خیلی میخوامت دیـــــــــــــــــوونه ی من...
دیگه شیطونی نکنیا!!!
.
.
.
.
دوستت دارم...
بوس بوس بوس
/
/
/
/
زندگی ادامه داره......
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
بهت زنگ زدم....حرف زدم....
.
گفتم دوست دارم
گفتم تا ۵۰ سال دیگه م بشه منتظرت میمونم.....گفتم عاشقتم
گفتم هیچکسو جز تو ندارم
گفتم اگه بری میمرم....
گفتی: همه چی تموم شد.....
گفتی: خدا حافظ اما یه خواهشی دارم
گفتم :چی؟
گفتی :خودت میدونی...
گفتم: دیگه بهت زنگ نزنم؟
گفتی: آره....و خداحافظ.....


چیزی نگفتم...فقط اشک میریختم....تو چه خونسرد بودی
تو گفتی خداحافظ اما من فقط بوست کردم....همین!
و صدای تلخی که به زور از ته گلوم اومد: خداحافظ....
.
.
اما منتظرتم............
زنگ نمیزنم تا اعصابت آروم شه و زنگ بزنی
امیدوارم زودتر دلت هوامو بکنه چون دارم میپوسم

دست من گیر که این دست همان است که من بارها در غم هجران تو بر سر زده ام
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
سلام....
سلام بهونه ی همیشگی واسه زنده موندن
بعد از مدتها امودم اینجا بنویسم...واسه تو....واسه خودم!
نمیدونم میای اینجا تا بخونیش یا نه...
اما مینویسم..مینویسم تا یه روزی بخونی...
نمیدونم از کجا بگم....
مث تو شروع میکنم...
مث اون وقتی که بعد از چند روز قهر وقتی آشتی کردیم واسم شعر نوشتی...
.
.
میخوام واست قصه بگم...غصه ی پر غصه بگم....
از دوسال پیش میگم...
دوســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــال...وقت کمی نیست...نه؟؟؟
اما واسه من شیرین ترین قسمت از عمر بیهوده م بود
درسته یه جاهاییش تلخی داشت...غم داشت...غصه داشت...
اما واسه من از عسل هم شیرین تر بود
مثل طعم خوب عشق تو...شیرین ِ شیرین!
یادته؟
وقتی واسه اولین بار اومدی تو زندگیم چقد بهت فحش دادم؟
یادته گلم؟
چقدر از دستت عصبانی بودم....مثل الان!
الانم همونقدر ازت عصبانیم....
نه...عصبانی نه! شاید دلخورم...شایدم...
نمیدونم اسمش چیه اما هرچیزی هست چیز بدیه....
باور نکردنیه....رفتنتو میگم....باورم نمیشه....
چند وقته همه ش بی بهونه یهو میگی میخوای همدیگرو فراموش کنیم...
اما من که کار بدی نکردم.....
اگه کار بدی ازم سر زده بگو...به خدا ناراحت نمیشم....
.
ببخشید..داشتم میگفتم...:
وقتی اومدی اولش فقط بهت فحش دادم...باهات حرف زدم ..اما فقط میگفتم دیگه بهم زنگ نزن....من اونی نیستم که تو فکر میکنی!
اما تو واسم شعر میخوندی....از سهراب برام میگفتی....
با خودم میگفتم: "اینو باش...من تو چی میگم و این چی میگه!"
تو برام شعر سهراب رو میخوندی:
""" بس که دیوار دلم کوتاه است، هرکه از کوچه ی تنهایی ما میگذرد....برای هوسی هم که شده سرکی میکشد و میگذرد! "
.
یه اعتراف: همون موقع باهات خوب نبودم و بهت بد وبیراه میگفتم اما: دیوونه ی حرفات شده بودم!!!!
اینو تا حالا بهت نگفتم..اما مثل اینکه یکم دیر گفتم..نه؟؟؟؟؟
.
.
من خواستمت...با همه ی بد اخلاقیام....با همه ی ضایع کردنات....من میخواستمت......میخوامت!
انقدر خوشم میومد وقتی برام شعر میخوندی...
من به خاطر تو عاشق آهنگهای داریوش شدم!
یادته؟
هر شب برام از داریوش میخوندی....
چه روزگار قشنگی بود...
.
.
میخوام واست از روزای به خصوص تو آشناییمون بگم... :
26 دی 86 : روزی که واسه اولین بار صدای نازتو شنیدم....
11 اسفند 86 : شبی که بهت گفتم میخوامت....همون شب که من مریض بودم و تو میخواستی بری خونه ی خاله ت...از خوشحالی سرتو میزدی به در و دیوار....یادته؟
20 مرداد 87 : شبی که واسه اولین بار (از پشت گوشی) بوسم کردی...دوتا بود...یادته؟ تازه از گزگان برگشته بودین...زورکی بوسم کردی...بهت نگفتم اما ذوق مرگ شدم...انقده کیف کردم اونطوری بوسم کردی....صداش هنوز تو گوشمه...
27 مهر 87: روزی که احسان عکس و فیلمتو برام آورد...همونی که تو پارک انداخته بودی و آهنگه داریوشو خونده بودی...یادته کدوم شعر بود؟ ...عاقبت ظلم تورو یه روز تلافی میکنم.........یادته گلم؟
11 آذر 87 : روزی که تو دانشگاه ثبت نام کردی....کلی ذوق کردم....
21 دی 87 : روزی که واسه اولین بار عکسمو بهت دادم....یادته چه جوری اذیتم کردی و سر به سرم گذاشتی؟
13 بهمن 87 : شبی که گفتی یادم بمونه که اون موقعها واسه بغل کردنت گریه میکنم....یادته؟...حالا میگم راست میگفتی....اگه اون موقعهایی وجود داشته باشه حتما واسه بغل کردنت گریه میکنم...
8 فروردین 88 : واسه اولین بار صورت ماهتو دیدم.....رفتیم سینما...فیلم اخراجیها2!
21 اردیبهشت 88 : واسه اولین بار تلفنی با مامانت حرف زدم....چقدر استرس داشتم...یادته گل من؟
18 خرداد 88 : ساعت 9صبح....گفتی : بی آنکه بیاندیشم دوستت دارم!....یادته چقدر از این جمله ذوق کردم؟
14 تیر 88: واسه دومین بار روی ماهتو دیدم....قبل خدمتت بود اومدی پیشم...اون روز واسه اولین بار بوسم کردی...یادته قلبت چطور میزد؟...رفتیم سینما....-فیلم امشب شب مهتابه!
23 تیر 88 : واسه اولین بار رفتی پادگان....وای چقدر اون روز گریه کردم.!
21 شهریور 88 : سوین دیدارمون.....بازم رفتیم سینما...فیلم خروس جنگی....(واست نارنگی رو خریدم)
30 شهریور 88 : روزی که خدمت اصلیت شروع شد...دیوان عالی کشور!
13 مهر 88 : یه شب که انگار دلت گرفته بود گفتی اون شب یادم باشه....گفتی بعدا بهم میگی چی بود...اما هیچ وقت نگفتی...
30 مهر 88 : گفتی هرکاری واسم میکنی...چقدر ذوق کردم...یادته؟
13 آبان 88: چهارمین دیدارمون...کنار دریا....یادته عسلم؟
3 دی 88 : چهارمین دیدار...بازم کنار دریا.........اینو که باید خوب یادت باشه گلم......
امروز...: اس دادی و گفتی میخوای همه چی تموم شه.....گفتی ازم پشیمونی...گفتی پشیمونت کردم...
من؟ من که چیزی نخواستم....آخه من که کاری نکردم......
بهت گفتم دیگه برات ارزش ندارم....همینطوره...درسته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ازم خواستی فراموشت کنم...به جد مارم..به جون ماردم قسمم دادی.....
چیو فراموش کنم امین؟
تورو؟ زندگیمو؟ نفسمو؟ عشقمو؟
تو از من چی خواستی امین.....چی خواستی؟
از کسی بگذرم که نمیتونم بدون شنیدن صداش نفس بکشم؟
از کی بگذرم؟ از کسی که تنها کسمه؟
یادته امین؟ یادته دیروز بهت گفتم تو تنها کسی هستی که تو زندگیم دارم.....گفتم اگه باهام بد باشی دیگه چیزی برام نمیمونه....یادته؟
تو که اینارو میدونی چرا داری میری؟
الهی من فدای تو...چیکار کنم برای تو؟...اگه تو این بیابونا خاری بره به پای تو....
تو بدون من چیکار میکنی امین؟
به کی میگی خانومی؟
لبای کی رو بوس میکنی؟
باورم نمیشه.....باورم نمیشه که باید صداتو نشنوم.....
باورم نمیشه که رو آرزوهامون رو عشقمون پا گذاشتی....
نه.....این تو نیستی....امین من خیلی باوفاست....تو امین من نیستی....
.
.
میخوام باهات حرف بزنم اما چی بگم گلم....
کلی حرف تو دلمه اما انگهر هیچی واسه گفتن ندارم......
میدونم دوسم داری..به خدا میدونم....
ما تا حالا خیلی قهر کردیم و حرف جدایی زدی ...
همه ش دعا میکنم اعصابت خورد بوده باشه و همینطوری یه چیزی گفته باشی....
من با همه ی اذیت کردنات موندم......نرفتم....چون عاشق بودم...هستم!!!!
قلبم داره از جاش کنده میشه.....دارم میلرزم.....تمام تنم میلرزه.....
الهی من فدات بشم....قربونت برم من...بعد من کی صبح بیدارت کنه؟ کی شبا بوست کنه؟ کی واست لالایی بخونه؟
کی بهت بگه آقای من؟ از شنیدن صدای کی خوشحال میشی؟
الهی درد و بلات بخوره تو سرم.....امین جونم نرو....
تورو خدا نرو....به خدا من هیشکیو ندارم...اگه تو بری من میمیرم
به خدا میمیرم...
دارم کور میشم از گریه....
مگه نگفتی اگه نمره هام خوب شه واسم جایزه میخری؟
من بهت دروغ نگفتم....سر قولهایی که بهت داده بودم هستم....
اما تو بی بهونه رفتی.....نه هنوز نرفتی....داری میری.....
نرو....تورو خدا نرو...
جون من نرو........................
میمرم اگه نباشی
میمیرم......
به خاطر تمام لحظه های قشنگمون برگرد
قول میدم دیگه دختر بدی نباشم...قول میدم غر نزنم
لوس نشم....
قول میدم داد نزنم....
قول قول قول.....
تورو خدا برگرد......................................................
نمیتونم امین..همه ش ۱ ساعت نشده اما دارم دق میکنم......
جون من برگرد......
عاشق همیشگی تو..............
من تمنا کردم که تو با من باشی. ....
...تو به من گفتی هرگز هرگز....
پاسخی سخت و درشت....
و مرا غصه ی این هرگز کشت!!!