چند نکته خنده دار ولی پر معنی....

 

چقدر خنده داره که يک ساعت عبادت به درگاه الهي دير و طاقت فرسا ميگذره

ولي 90 دقيقه بازي يک تيم فوتبال مثل باد مي گذره!


 

چقدر خنده داره که 100  هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسيار هنگفتيه

 اما وقتي که با همون مقدار پول به خريد مي ريم کم به چشم مياد!

 

چقدر خنده داره که يه ساعت عبادت در مسجد طولاني به نظر مياد

اما يه ساعت فيلم ديدن به سرعت ميگذره!

 

 

چقدر خنده داره که وقتي مي خوايم عبادت و دعا کنيم

هر چي فکر مي کنيم چيزي به فکرمون نمي ياد تا بگيم

اما وقتي که مي خوايم با دوستمون حرف بزنيم هيچ مشکلي نداريم!


 

 چقدر خنده داره که وقتي مسابقه ورزشي تيم محبوبمان به وقت اضافه مي کشه

لذت مي بريم و از هيجان تو پوست خودمون نمي گنجيم

 اما وقتي که مراسم دعا و خطابه و نيايش طولاني تر از حدش مي شه شکايت مي  کنيم

 و آزرده خاطر مي شيم!

 

 

 چقدر خنده داره که خوندن يه صفحه و يا بخش از قرآن سخته

اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترين کتاب رمان دنيا آسونه!

 

 


 چقدر خنده داره که سعي ميکنيم رديف جلو صندلي هاي

يک کنسرت يا مسابقه رو رزو کنيم

 اما به آخرين صفهاي نماز جماعت تمايل داريم!

 



 چقدر خنده داره که براي عبادت و کارهاي مذهبي هيچ وقت زمان کافي

 در برنامه روزمره خود پيدا نمي کنيم

 اما براي بقيه برنامه ها رو سعي مي کنيم تو آخرين لحظه هم که شده انجام بديم!


 

 چقدر خنده داره که شايعات روز نامه ها رو به راحتي باور مي کنيم

 اما سخنان خداوند در قرآن رو به سختي باور مي کنيم!

 



 چقدر خنده داره که همه مردم مي خوان بدون اينکه به چيزي اعتقاد پيدا کنند

 و يا کاري  در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!

 



چقدر خنده داره که وقتي جوکي رو از طريق پيام کوتاه و يا ايميل

به ديگران ارسال مي کنيد

 به سرعت آتشي که در جنگلي انداخته شود همه جا را فرا مي گيرد

 اما وقتي که سخن و پيام الهي  رو  مي شنويد

دو برابر در مورد گفتن و يا نگفتن اون فکر مي کنيد!


 

خنده داره . اينطور نيست؟!

داريد مي خنديد؟

یا

داريد فکر مي کنيد؟

 

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""


آخرین زنگ دنیا.....

 

آخر زنگ دنیا کی میخورد...؟
 
خدامیداند...
 
ولی...
 
آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد دیگر نه میشود تقلب کرد و نه میشود سر کسی کلاه گذاشت!
 
آن روز تازه میفهمیم دنیا باهمه بزرگی اش از جلسه امتحان هم کوچتر بود
 
 آن روز تازه میفهمیم زندگی عجب سوال سختی بود...
 
سوالی که بیش از یک بار نمیتوان به آن پاسخ داد...
 
خداکند آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد روی تخته سیاه قیامت اسم ما را جز خوبها بنویسند...
 
خدا کند حواسمان بوده باشد و زنگهای تفریح آنقدر در حیاط نمانده باشیم
 
 که حیات از یادمان رفته باشد!
 
و کاش بدانیم که دنیا چک نویسی بیش نیست...
 
                                                                                    OnlySaber

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 


20 روش اعجاب انگیز برای آزار مردم!!!

 

چند روش برای آزار دادن دیگران..!


۱. اگر سر دوستتان طاس است، مرتب از آرایشگرتان تعریف کنید.

 

 

2. صابون را کف وان حمام جا بگذارید.

 

 

3. کادوی عروسی دوستتون بهش تراول نیم میلیونی تقلبی هدیه بدید.

 

 

4. در هنگام خروج از توالت، دمپایی ها رو حتما خیس کنید.

 

 

5. همه شیرهای آبی که در طول روز می بینید تا حد امکان سفت کنید

 

(به کار بردن انبرقفلی).

 

 

6. وقتی میخواهید به توالت بروید، با صدای بلند اعلام کنید.

 

 

7. وقتی کسی در توالت و حمام است، با عجله به درب دستشویی حمله برده

 

و با سرعت ۱۰۰۰ بار در دقیقه دستگیره درب رو تکان دهید

 

 و پشت سر هم بگید این چرا باز نمی شه؟

 

 

8. پنج شنبه شب ها موقع خوبی برای تعریف داستانهای جن و پری است.

 

 

9. توی حموم عربده بکشید.

 

 

10. اگر کسی به حمام رفت. بلافاصله تمام شیرهای آب گرم و سرد  خانه را باز کنید.

 

 

11. در صف پمپ بنزین، بوق ممتد بزنید.

 

 

12. سر پیچها و جاهایی که سبقت ممنوع است،

 

 با سرعت بیست کیلومتر در ساعت حرکت کنید.

 

 

13. عکسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا کنین.

 

 

14. مرتب جلوی مهمونا از عمه پیرتون که موهاشو رنگ زده

 

 بپرسین چه رنگ مویی استفاده میکنه.

 

 

15. هنگام راه رفتن سعی کنید پشت کفش مردم رو با نوک کفشتون بزنید.

 

هر چه بیشتر کفش مردم رو از پا در بیارید، امتیاز بیشتری می گیرید.

 

 

16. وقتی به یک مغازه شیک شلوار فروشی رفتید،

 

برخلاف تاکیدهای فروشنده شلوار را آنقدر پایین بگیرید تا خاکی شود،

 

 بعد از آن هم بگویید که آن را نپسندیدید.

 

 

17. درست در مسیر معلم و یا استادتون نخ نامرئی بکشید.

 

 

18. روی دیوار سفید خانه همسایتان با حروف بزرگ بنویسید:

 

 لطفا اینجا چیزی ننویسید.

 

 

19. به کسی که دندون مصنوعی داره، بلال تعارف کنید.

 

 

20. عکسهای قبل از ازدواج خودتان را با حسرت نگاه کرده

 

 و با صدای بلند بگویید چه اشتباهی کردم، چی بودم و چی شدم.

                                                                                  

                                                                                      OnlySaber       

 

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 


دختر بارون.....

 

زیر بارون راه نرفتی تا بدونی من چی میگم

تو ندیدی اون نگاه رو تا بدونی از کی میگم

 

چشمای اون زیر بارون سرپناه امن من بود

سایه بون دنج پلک هاش جای خوب گم شدن بود

 

تنها شب مونده و بارون همه سهم من این بود

اگه اونو دیده بودی با من این شعرو میخوندی

 

رو به شب داد میکشیدی چرا نموندی..؟

حالا زیر چتر بارون بی تو خیس خیس خیسم

 

زیر رگبار گلایه دارم از تو مینویسم....


                                                                                                    

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 


شعری برای دل تنگیام.....

 

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست

آنچنان که تار و پود قلب من از هم گسست

 

می روم با زخمهایی مانده از یک سال سرد

آن همه برفی که آمد آشیانم را شکست

 

می روم اما نگویی بی وفا بود و نماند

از هجوم سایه ها دیگر نگاهم خسته است

 

راستی،یادت بماند از گناه چشم تو

تاول غربت به روی باغ احساسم نشست

 

طرح ویران کردنم اما عجیب و ساده بود

روی جلد خاطراتم دست طوفان نقش بست

 

 

 

 

دیشب شب قشنگی بود ....

 

تو بودی و من ... من بودم و تو

 

شب بود ... شب قشنگی بود ... روی تختمون نشسته بودم ... برقا رو خاموش کردی ...

 

پرده ها رو کنار کشیدی ... نور ماه افتاده بود روی تخت ... ستاره های نقره ای رو دیوارها برق میزدن ...

 

نسیم داره پرده هارو تکون میده میبینی؟ ... پرده ها دارن با هم میرقصن ...

 

اومدی و پیشم نشستی ... روی تخت...چشمات برق میزدن ... چشمای نازت برق میزدن ...

 

لبای سرخ و نازتو نگاه میکنم ... گلکم ... خوشگلیا ... میدونی آره میدونی ...

 

یواش یواش میرم پایین تر ... پایین تر ... میای پایین ... پایین تر ... پایین تر...

 

حالا هر دومون روبه روی همیم ... یکم سرده ... میام جلو ... جلو تر ... یکمی بیشتر...

 

داغی ... دیگه سرد نیست ... نه دیگه سرد نیست ... دستاتو دورم حلقه کردی...

 

محکم منو گرفتی تو آغوشت ...

 

میخوام بوست کنم ... بوست میکنم ... یکی ... دو تا ... سه تا... چهارتا..........هزارتا.

 

بوسم میکنی ... یکی ... دوتا ... سه تا ... چهار تا

 

محکم گرفتی منو ..توی آغوشت ... هی منو میبوسی ... میبوسی ... میبوسی ...

 

میبوسم ... میبوسم ... میبوسم ... بوس ... بوس ... بوس ... بوس ... بوس ...

 

سرمو میذارم روی سینه هات ... صدای قبلتو میشنوم ..میگه صا...بر... ، صا...بر...

 

نور ماه روی صورتمونه ... دیوونه کنندست ... دیوونه میشی...دیوونه میشم...

 

دیوونه شدیم...دوتا دیوونه...دیوونه های دوست داشتنی...

 

میبینی چطور ماه  نگاهمون میکنه...ماه داره حسودی میکنه...به ما...

 

میبینیش...داری میخندی...دستات دورم حلقه هستن...داری فشارم میدی...

 

داری میخندی و منو سفت تر میگیری...میخندیم...میخندیم...میخندیم...

 

صدام میکنی...

  

عزیزم...

 

داره صبح میشه...نزدیک صبحه...گلم یکمی خستم...

 

سرمو میذارم رو سینت...چه آرامشی داره...هنوز دستات دورمه

 

برام لالایی میخونی؟؟؟؟...

 

داری لالایی میخونی...

 

لالالالالالا...

 

دیگه نمی شنوم...چشمام اومدن روی همدیگه...نمیتونم بازشون کنم...

 

خستم...خسته ای...سرم رو سینه هاته...خوابم میبره...خوابت میبره...حالا خوابیم...

 

روی ابرهاییم...داریم میرقصیم...میرقصی...میخندی...دستامو میگیری و میچرخی

 

دستات تو دستامه...کاش هیچوقت دستاتو از توی دستام بر نداری...

 

نمیخوام دستاتو ول کنم...میچرخی...میخندی...میخندم...میخندیم...

 

میرقصی...میرقصی...با آواز ستاره ها...دارن میخندن...ستاره هارو میگم...

 

دارن میخندن...شادی ما رو میبینن و شاد میشن...اونا هم شادن...مثل ما...گلکم میبینی؟

 

مثل ما...میرقصیم...میرقصیم...مثل رقص پرده هامون...پرده های طلایی اتاق رو میگم

 

آه...

 

کاش میشد...ایکاش این اتفاقا بیفته...دارم میمیرم از دوریت

 

اما صبر میکنم...میدونم که درست میشه...حتما درست میشه

 

دوستت دارم گلکم...مواظب خودت باش...

 

خدای مهربونم مواظب عشق نازنینم باش...مواظبش باش...

 

خدای مهربونم لبخند رو همیشه رو لباش نگه دار...خدای من همیشه دلشو شاد نگه دار...

 

اگر دل اون ناراحت بشه دل منم میشکنه ها...

 

مواظب عشقم باش...!!!

 
 
 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 

بر سنگ قبر من بنويسـيد 

خسته بود

 اهــل زمين نبود

نـمازش شــكســته بود

 

بر سنگ قبر من بنويسيد

شيشه بود

 تـنها از اين نظر كه سـراپا شـكســته بود

 

 بر سنگ قبر من بنويســـــــيد

پاك بود

چشمان او كه دائما از اشك شسـته بود

 

 بر سنگ قبر من بنويســيد

 اين درخت عمری برای هر تبر و تيشه ای دســــته بود

 

بر سنگ قبر من بنويســــــيد

كل عمر پشت دری كه باز نمی شد نشسته بود

 

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

درویشی به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده می شود .

 

پس از اندک زمانی داد شیطان در می آید و رو به فرشتگان می کند ومی گوید :

 

جاسوس می فرستید به جهنم ؟

 

از روزی که این آدم به جهنم آمده ، مدام در جهنم در گفتگو و بحث است

 

و جهنمیان را هدایت می کند و عرصه را به من تنگ کرده است .

 

سخن درویش اینچنین بود :

 

 با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف به جهنم افتادی ،

 

شیطان تو را به بهشت باز گرداند.....

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

 

___ــــــــــــــ تنهام ـــــــ___$$$$___$$$$
__________________$$$$$$$_$$$$$$
_________$$$$$$$$$$$$$$$$$__$$$$
_____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$__$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
___$$$_$$_$$$$$$$$$$$$$$$$_$$$$$
__$$$$$_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
__$$$_$$_$$$$$$$$$$$$$$$$$_$$$
__$$$_$$_$$$$$$$$___________$$$$
_$$$$$_$$$$$$$$$$$___________$$$
_$$$_$$_$$$$$$$$$$
_$$$_$$_$$$$$$$$$$
_$$$_$$_$$$$$$$$$$$
$_$$$$$$__$$$$$$$$$
$_$$$$$$___$$$$$$$$
_$$$$$$$$$__$$$$$$$
$_$$$$$$$$___$$$$$$
$$_$$$$$$$$___$$$$$
$$$_$$$$$$$$__$$$$$$
_$$$_$$$$$$$$$_$$$$$
$$$$$ __$$$$$$$$_$$$$
$$$$$$$ __$$$$$$$$$__$
$_$_$$$$$__$$$$$$$$$_$$$$
$$$__$$$$$__$$_$$$$$$$_$$$$
$$$$$$_$$__$$$$$$$$$$$$$$$
_$$$$$$$__$$$$$$$$$$$$$$$$
__$$$$$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__$$$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$______________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$_____تنهام ________$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$_______________$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
__________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__$$$$$$$$$$$$$____$$$$$$$$$$
_$$$__$$_$$________$$$$$$$$$$$
_$$$_$$_____________$$$$$$$$$$
_$$_$$______________$$$$$$$$$$
_$$$$________________$$$$$$$$$$
_$$$$________________$$$$$$$$$$
__$$$_________________$$$$$$$$$
$_____________________$$$$$$$$$
$____________________$$$$$$$$$$
$______تنهام __________$$$$$$$$$$$
$____________________$$$$$$$$$__$$$$$
$___________________$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____________________$$$$$__$$$$$$$$

فکر تنهایی نباش ، تنهایی خودش تنهاست ، ....

تنها به فکر کسی باش که بی تو تنهاست

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 


 

 ابتدا به سوالات فکر کنید بعد جواب را ببینید...

 

۱. چگونه می توان یك زرافه را داخل یك یخچال قرار داد؟

 
 پاسخ درست این است:

 در یخچال را باز كنید، زرافه را در آن قرار دهید و سپس در یخچال را ببندید.

 
 (این سؤال به ما یاد می دهد كه نباید برای كارهای ساده دنبال راه حل های پیچیده بگردیم.)

 
۲. چگونه می توان یك فیل را داخل یك یخچال قرارداد؟


 در یخچال را باز كنید، فیل را در آن قرار دهید و سپس در یخچال را ببندید.

 این پاسخ اشتباه است، پاسخ درست این است:

 در یخچال را باز كنید زرافه را بیرون بیاورید، فیل را در یخچال بگذارید

 و سپس در یخچال را ببندید.

 ( این سؤال به ما یاد می دهد كه برای حل مسأله، به فعالیتهای قبلی نیز فكر كنیم.)

 
۳.  شیر، سلطان جنگل، تمام حیوانات را به یك گردهمایی فرا می خواند.

 تمام حیوانات به جز یكی از این حیوانات در این گردهمایی شركت می كنند.

 حیوانی كه غایب بوده، كدام است؟


 پاسخ درست این است: فیل.

 چون فیل داخل یخچال بوده و نمی توانسته در گردهمایی شركت كند.

 ( این سؤال به ما یاد می دهد كه در حل مسأله نباید فرضیات قبلی را فراموش كنیم.)

 بسیار خوب! اگر به 3 سؤال پاسخ درست نداده اید هنوز یك شانس دیگر دارید.

 
۴. شما باید از یك رودخانه عبور كنید. این رودخانه محل زندگی تمساح هاست.

 چگونه از آن عبور می كنید؟


 پاسخ درست این است با شنا از رودخانه عبور كنید

 چون تمام تمساح ها در گردهمایی حیوانات هستند و خطری شما را تهدید نمی كند.

 (این سؤال به ما یاد می دهد كه از اشتباهات گذشته پند بگیریم!!)

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

 

اولين سين خرد، سنجد

سنجد را بر اين باور بر سفره مينهند تا هر كس با خويشتن عهد كند

كه در آغاز سال هر كاري را سنجيده انجام دهد.

 

دومين سين سلامت ، سيب

داني كه چرا از ميوه ها سيب نكوست             نيمي رخ يار است، نيمي رخ دوست

دومين سيني كه بر سفره نهاده ميشود سيب است

كه آن را مادر يا بزرگ خانواده در كنار سنجد قرار ميدهند. نماد سلامتي است.

 

سومين سين ، خوش خلقي سبزه

سومين سين سفره هفت سين سبزه است كه پس از سنجد و سيب بر سفره نهاده ميشود.

 سبزي نشانه خوش اخلاقي و خرمي و شادابي است.

 سبزي با خود شادابي، زندگي سرشاري و نيكويي را به همراه ميآورد. 

من با خويش عهده ميكنم كه در اين سال شاد و خوش خلق و خوش اخلاق باشم.

 رنگ سبز ارتعاش افكار ما را موزون نگه ميدارد و به ما آرامش ميدهد.

 

چهارمين سين صبر و مقاومت ، سمنو

ز نير و  بود مرد را راستي           ز سستي كژي آيد و كاستي

سمنو عضو عدالت قدرت است. آدمي در كشاكش زندگي خود

 و مبارزه با طبيعت، ميبايست نيرومند و قوي باشد.

براي مقابله بر قهر طبيعت و مقابله با سختيها، قدرت الزام آورترين مؤلفه اي است

 كه ميتواند ما را در برابر ناملايمات نگه داري كند و اين نماد خدايي، هديه اي است

 به جامعه تا قدرت و صلابت خويش را فراموش نكند.

 

پنجمين سين ، سير قناعت و احترام به حقوق ديگران

   اين جهان دام است و دانه اش آرزو                               در گريز از دام ها، او اي آرزو

   اين جهان زندان و  ما زندانيان                                      حفره كن زندان و خود را وارهان

 سير نماد و نشانه مناعت طبع است. يعني بايسته است كه انسان همواره با قناعت

 بر جهان بنگرد كه انسان قانع از نفس كريحش ، برتر از انسان قانع به دارندگي ثروت است.

 

ششمين سين ، سركه است

 سركه نمايد پذيرش ناملايمات ، نماد رضا و تسليم است.

 بايد بر اين نكته واقف شويم و اين اصل مهم را دريابيم كه زندگي،

  پيوسته توام  با رنج و مشقت و زحمت است و هيچ انسان معتقد و با مسئوليتي نيست

 كه بدون دغدغه بتواند به زندگي ادامه دهد .

 خالق يكتا در سوره بلد آيه 4 ميفرمايد :  

ما انسان را براي استواري و استقامت، در سختي بيافريديم .

لذا خداوند زمين و آسمان، انسان را آسوده و بي غم نيافريد و سركه گوياي نكته اي است

 از تسليم در برابر رخدادهاي ناگوار زندگي .

 

آخرين سين ، سماق است

 سماق، نماد صبر و بردباري و تحمل ديگران است.

ضمناً گوياي يك اشاره دقيق است به صبر و بردباري و حوصله و مبارزه براي خواست و آرزوها

 زيرا صبر به انسان ميآموزد كه در گذر زندگي، خستگي را بايد خسته كند و كام را بيابد.

صبر و اميد و فداكاري و ايمان درست              چون به هم دست دهند سر سكندر شكنند

ننشين ترش تو از گردش ايام كه صبر              گر چه تلخ است وليكن، بر شير دارد

 

 

 

بازم خیانت !!!

جک در حال مرگ بود و همسرش کنار تخت او نشسته بود.
جک با صدایی ضعیف به همسرش گفت: عزیزم چیزی هست که باید قبل از مرگم پیش تو اعتراف کنم.
همسرش جواب داد: هیچ نیازی نیست.
مرد پافشاری کرد و گفت: حتما باید این کار را انجام بدهم تا در آرامش بمیرم.
مرد ادامه داد: من با خواهرت ، با بهترین دوستش ، با مادرت و با بهترین دوستت رابطه داشتم.
همسرش به آرامی در پاسخ گفت: میدانم عزیزم، حالا بخواب و بگذار که زهر کارش را انجام دهد!!!

مرد وارد کافه شد و …

مرد وارد کافه شد، به سمت بار رفت و یک آبجو سفارش داد.
گارسون گفت: حتماً قربان حساب شما میشود یک سنت.
مشتری با حالت متعجب پرسید: فقط یک سنت ؟ بعد به منو نگاه کرد و پرسید: قیمت یک آستیک آبدار و یک بطری شراب چقدر میشود؟
گارسون جواب داد: یک دولار.
مشتری پرسید: مالک کافه کجاست؟
گارسون جواب داد: طبقه بالا پیش همسر من.
مشتری پرسید: اون در طبقه بالا چه کاری با همسر تو انجام میده؟
گارسون جواب داد: همون کاری که من با کاسبی اون انجام میدم!!!

 

 

زن با معشوقش در بستر بود که همسرش وارد خانه شد …

زن با معشوقش در بستر بود که همسرش وارد خانه شد.
زن به معشوقش گفت: “بیا اینجا و کنار دیوار بایست.” بعد باعجله به بدن او روغن بچه مالید و روی آن پودر تالک پاشید، سپس گفت: از اینجا تکان نخور تا زمانی که به تو بگویم، تو باید وانمود کنی که یک مجسمه هستی.
وقتی همسر وارد اتاق شد پرسید: این چیست؟
زن پاسخ داد: اُوه این یک مجسمه است، خانم اسمیت یکی مثل این خریده بود، من از آن خوشم آمد و یکی برای خودمان خریدم.
بدون هیچ حرف اضافه ای هر دو به تخت خواب رفتند. حدود ساعت ۲صبح همسر از تخت بیرون آمد، به آشپزخانه رفت و با یک ساندویچ و یک قوطی آبجو به اطاق برگشت.
بعد رو به مجسمه گفت: بیا اینها را بگیر و بخور، خود من مجبور شدم ۲ روز تمام بیحرکت در خانه اسمیت بایستم در حالی که هیچ کس چیزی برای خوردن به من نداد !!!

 

 

این بار به تو خیانت نکردم !!!

 

یک زوج میانسال دو دختر زیبا داشتند، اما همیشه دوست داشتند تا یک پسر هم داشته باشند. آنها تصمیم گرفتند تا برای آخرین بار شانس خود را برای داشتن یک پسر امتحان کنند.

زن باردار شد و یک نوزاد پسر به دنیا آورد. پدر شادمان باعجله به بیمارستان رفت تا پسرش را ببیند.
پدر در بیمارستان زشت ترین نوزاد تمام عمرش را دید.
مرد به همسرش گفت: به هیچ صورتی امکان ندارد که این نوزاد زشت فرزند من باشد، هر کسی با یک نگاه به چهره زیبای دخترانم متوجه میشود که تو به من خیانت کردی.
زن لبخند زد و گفت: نه، این بار به تو خیانت نکردم.

 

 

 

به زن خود راست بگویید !!!

 

مرد متاهل با منشی خود رابطه داشت. یک روز باهم به خانه منشی رفتند و تمام بعد از ظهر باهم عشق بازی کردند، بعد خسته از خستگی به خواب رفتند.
ساعت هشت شب مرد از خواب بیدار شد، به سرعت مشغول پوشیدن لباس شد و در همین حال از معشوغه اش خواست تا کفشهایش را بیرون ببرد و روی چمنهای باغچه بمالد تا کثیف به نظر برسد.
بعد از پوشیدن کفشها به سرعت راهی خانه شد.
در خانه همسرش باعصبانیت فریاد زد: تا حالا کجا بودی؟
مرد پاسخ داد: من نمی توانم به تو دروغ بگویم، من با منشیم رابطه دارم و ما تمام بعد از ظهر را مشغول عشق بازی بودیم !!!
زن به کفشهای او نگاه کرد و گفت: دروغگوی پست فطرت من میدانم که تو تمام بعد از ظهر را مشغول بازی گلف بودی.

.

 

وای خدای من “باب” مرد!!!

مسئول مرده شورخانه شب را تا دیروقت مشغول آماده کردن جنازه آقای باب برای مرسم تدفین فردا بود. مرده شور خسته ناگهان چیز جالبی کشف کرد، یکی از اعضای بدن آخای باب خیلی بزرگ بود، واقعا بزرگ!
مرده شور باخود گفت: متاسفم آقای باب من نمیتوانم اجازه بدهم که تو یک همچین عضو بزرگ و تحسین برانگیزی را با خود به گور ببری، من باید این عضو را برای آیندگان محفاظت کنم.
مرده شور عضو را برید، در کیف خود قرار داد و با خود به خانه برد.
در خانه به همسر خود گفت: بیا تا یک چیز باور نکردنی به تو نشان بدهم.
زن بلافاصله پس از دیدن عضو عجیب با ناله گفت: وای خدای من “باب” مرد!!!

 

 

 

 

شبیه برگ پاییزی پس از تو قسمت بادم

خداحافظ،ولی هرگز نخواهی رفت از یادم

خداحافظ و این یعنی در اندوه تو می میرم

در این تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم

و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد

و برف ناامیدی بر سرم یکریز می بارد

چگونه بگزرم از عشق از دلبستگیهایم؟

چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم؟

خداحافظ بدون تو گمان کردی که می مانم؟

خداحافظ بدون من یقین دارم که می مانی!!

 
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

 
 
http://www.dpgr.gr/photo_critiques/images/Mike%20Sol_Storm%20Of%20Sadness%20.jpg
 
 
 
 
در غم با تو نبودن هیچگاه نگریستم که غرور با من بود...

در تنهایی سرد ، در بی کسی خاموش هیچگاه نگریستم که غرور با من بود...

اما از این جا رفتنت دنیایی را بر سرم خراب کرد...

دنیایی از برابر چشمانم رفت و دنیایی از غم و درد به سراغم آمد...

وقتی برای همیشه رفتی ،غرور رفت و اشک ماند..!

شادی رفت و غم ماند...وقتی رفتی چشمهایم بارانی شد...

بارانی که غرورم را برای همیشه پاک کرد...

ای صبح گیتی افروز !

ای باغ در باغ زیبایی!

و ای در نورافشانی چالاک چون ماه ، دوستت دارم..!

من به امیــد وصال تو زنده ام؛ و اگر آتش این عشق در دلم بمیرد من نیز خواهم مرد..!

و سـرشت من پرورده ی عشق به تو است و از تو میخواهم که هیچگاه سرنوشتم ،

دور از ایـــــــن عشــــــــــق و جـــــــــــــــدا از  ایــن عشـــــــــــق نباشـــــــــد..!

جانم فدای جمالت حتی اگرخون مرابنوشی حلالت باد و من غم عشق میخورم ؛

و حتـــــــی غــــــم عشـــــــق نیز در کامــــــم شیــــــــــرین خواهـــد بود...

 
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

 
 
 
 

دریا بالا آمد

آنقدر که

در قاب پنجره جای گرفت

نمی دانم

شاید هم پنجره پایین رفت

تا دریا را به من نشان بدهد

بالاخره از این اتفاق ها می افتد

وقتی که تو باشی.

حالا که نیستی

من به پرندگان حق می دهم

که نخوانند

همین طور به خورشید

که مضحک و منگ

مثل یک دلقک دیوانه از کوچه ها بگذرد...

 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

دریا

 

به دریا نگریستم

چه حس غریبی . . . ! ! !

نگاه در نگاه من و دریا

دست در دست امواج می نهم

آه دستانم گر گرفتند

این دریاست که درکم نمی کند !

نه چشمان تو رنگ دریاست

نه سخاوت دریا را داری

ولی . . . ولی نمی دانم

چه حس غریبی ست

هر وقت دریا نگاهم می کند

سنگینی نگاه تو را دارد

و تو بازدر خاطر منی !

 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

 
 
و برای تو ماندن... به پای تو بودن... و به عشق تو سوختن !
 
و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن و برای تو گریستن ... !
 
ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگیست ... !

بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه تلخ و ناشکیباست ... !

چه زیباست بخاطر تو زیستن ...

ثانیه ها را با تو نفس کشیدن ... زندگی را برای تو خواستن ... !

چه زیباست عاشقانه ها را برای تو سرودن ... !

بدون تو چه محال و نا ممکن است زندگی... ! 

چه زیباست بیقراری برای لحظه ی آمدن و بوئیدنت ... !

برای با تو بودن و با تو ماندن ... برای با هم یکی شدن ... !

کاش به باور این همه صداقت و یکرنگی می رسیدی !

ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست ...!!!!

و ای کاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد ... !
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

 
 
 

           از چه بنویسم از که بنویسم ؟

نمی نویسم چون شاید کوچکترین علامت حضورم ،

کوچکترین علامت بودنم ، ازذهن تو پاک شود.

نمی نویسم شاید به نبودنم عادت کنی .

 نمی نویسم که مرگم را باور کنی ، 

 من نمی نویسم چون تو را خسته تر نکرده باشم ،

نمی نویسم چون زودتر فراموشم می کنی ، 

 نمی نویسم چون باخته ام نمی نویسم چون شکسته ام،

 نمی نویسم چون خسته ام، نمی نویسم چون مرده ام.

نمی نویسم چون ...

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت ،

 در تهاجم با زمان آتش زدم ، کشتم.

من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم، 

 یک کلام در جزوهایم هیچ ننوشتم، 

 من به عشق منتظر بودن

همه صبر و قرارم رفت

بهارم رفت ، عشقم مرد ، یارم رفت...

 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 

تو رفتی و غم جانسوز هجران ماند و من ماندم

دلم در سینه چون شمع شبستان ماند و من ماندم

بهارم با تو کوچید از دیار آشنایی ها

کنون دم سردی فصل زمستان ماند و من ماندم

تو در باغ امید من بهار آرزو بودی

خزان گشتی و در دل داغ درمان ماند و من ماندم

طبیب دردهای جانگدازم بودی و رفتی

دریغا در دلم امید درمان ماند و من ماندم

کجایی ای امید لحظه های شوم تنهایی

فراقت در دلم چون زخم پیکان ماند و من ماندم

تو دریای هستی لنگر کشتی من بودی

تو رفتی,کشتی و دریا و طوفان ماند و من ماندم

تو ای مهمان خوب سالهای عمر من

رفتی غمت یک عمر در این خانه مهمان ماند و من ماندم...

 
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 

 
 
 

 

خیلی نامردی غریبه،تو که هستیمو ربودی

تو که از اول قصه عاشق دلم نبودی

خیلی نامردی غریبه تموم قولات کلک بود

عشقاو علاقه ی تو همشون از رو هوس بود

خیلی نامردی غریبه رفتنت غرق غمم کرد

اما باز دل شکستم توی غم تو رو صدا کرد

خیلی نامردی غریبه دل سنگت بی وفا بود

تموم قولاو حرفات همشون باد هوا بود

تو اگه منو نخواستی،پس چرا گفتی که هستم

تو شکستمو میخواستی،آره من آخر شکستم

غریبه آشناییمون تو بگو،کجاش غلط بود؟

حق اون عشقی که داشتم تو بگو،یعنی شکست بود؟

دروغات واسم رو کرده تموم نامردیاتو

دیگه هرگز نمی بخشم،نه تو رو،نه اون نگاتو

تو از او نباید قبول میکردی عشقمو واسه همیشه

غریبه نامردی کردی وقتی گفتی که نمیشه

غریبه نامردی کردی ولی این یادت بمونه

تموم بی مرامی هات توی ذهن من میمونه 

 
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 

 
 
 

 دیدی به جای کوه غم ،تیشه ات قلب من نشانه گرفت

دیدی قایق عشقم ز دریای محبت کناره گرفت

کبوتر دلم هوای آشیانه گرفت

آسمان غم ابر ناله گرفت

دیدی ...عشقت حباب بود و در هوا شکست

دیدی دلم شکست

بی وفا!

بیهوده مکوش دلریزه های مرا جمع آوری کنی

مرا با دروغ های خود باز راضی کنی

که از چهره ام رفع دل آزاری کنی

با اعتمادم بازی کنی

دیدی دیوار صوتی هفت شهر عشق با ناله غم شکت

دیدی دلم شکست!

 
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 

 
 
 

کاش میدانستی که درون قلبم خانه ای داری تو که همیشه آنرا با شفق می شویم
و با آن میگویم که تویی مونس شبهای دلم
کاش میدانستی باغ غمگین دلم بی تو تنها شده است
و گل غم به دلم وا شده است
کاش میدانستی که درون قلبم با تپشهای عشق هم صدا هستی تو
.کاش میدانستی که وجود تو و گرمای صدایت به من خسته و آشفته حال زندگی می بخشد
کاش میدانستی.......
کاش می دانستی........

 
 
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 
 
 

توی یک کنج اتاق

 منم و یک قاب عکس

منم و دنیایی از خاطره ها توی این کنج اتاق

منم و یک فنجون خالی چای

منم و یک حبه قند گوشه ء فنجون فال

 منم و یک برگ خشکیده توی دفتر عشق

 منم ویک قطره اشک خشکیده روی فرش اتاق

 توی کنج این اتاق بی کسی

منم و یک دنیا از خاطره ها

منم و یک جای خالی تو اتاق

 منم و یک دل تنها و غریب

توی یک شهر پر از تنهایی

 دل من هرجا باشه بازم بی اون تنها شده

 دل من غصه نخور تو هم یه روز شاد میشی

 دل من غصه نخور

 
 
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 
 
 

تو را نمی بخشم

تو را نمی بخشم نه بخاطر اشکهایی که برایت می ریزم. نمی بخشم نه بخاطر روزها و شبهایی که از تنهایی لرزیدم و فرو افتادم. نمی بخشم ات نه بخاطر دلی که روزهاست از دلتنگی جان می دهد. نمی بخشم ات نه بخاطر اینکه رهایم کردی و رفتی.

نمی بخشم ات بخاطر همه ی آنچه را که با بی صاحب کردن دلم باعث شدی مثل سرب داغ فرو دهم.

نمی بخشم ات بخاطر اینکه کمی مانده به پایان آن سفر طولانی چنان رهایم کردی که هیچ هم سفری این چنین همراهش را در سیاهی و ظلمت ناکجا آباد رها نمی کرد.

نمی بخشم ات بخاطر اینکه ساده از من گذشتی از کسی که از تو هرگز ساده نگذشت.

نمی بخشم ات بخاطر اینکه ترس را اولین بار بعد از رفتنت به من فهماندی چه هولناک بود و هست!

نمی بخشم ات، تو شمه ای از بهشت بر من نمایاندی و کلید و بهشت را با خود بردی و مرا در برزخی رها کردی که در بلا تکلیفی اش حیرانم.

نمی بخشم ات بخاطر اینکه در ظلمت آن شب لعنتی خنده و امید و آرزوهایم را به جهنم فرستادی.

نمی بخشم ات بخاطر اینکه رفتنت سرمایی را درونم دمید که شعله ی فروزان هیچ آتشی قطره ای از یخ اش را ذوب نمی کند.

نمی بخشم ات، تو دوست داشتنم ،تمام احساسم را ساده و کوچک پنداشتی .صدای قلبم که ضجه می زد شنیدی، گریه سر دادی که صدای قلبم را که التماست می کرد نشنوی.

نمی بخشم ات بخاطر اینکه به شعورم در شناختن ات توهین کردی.

نمی بخشم ات چون مرا معتاد بودن ات کرده بودی.

امروز و حالا دلم از تمام حرفهای زیبا نمای، بد سیرت بهم می خورد. از این بدسگالی که برای عشقم رقم زدی بی زارم. از خودم از تو بیزارم. از صدای خودم، از صدای تو در گوشم بیزارم. از نگاهم یخ زده ام که به دنبال چشمان بی روحت دودو می زند. از دستانم که روزی فکر می کردم که دیگر هرگز فاصله انگشتانش خالی نخواهد ماند از دستان تو که دستانم را واحد کرده بود.

چه پاداش گران بهایی در ازای همه ی عمر عشقم پیشکش ام کردی، دست دلت درد نکند.

 
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 
 
 
 
براي ان عاشق بي دل مي نويسم كه حرمت اشكهايم را ندانست
براي ان مينويسم كه معناي انتظار را ندانست،
چه روزها و شبهايي كه به يادش سپري كردم
براي ان مينويسم كه روزي دلش مهربان بود
مي نويسم تا بداند دل شكستن هنر نيست
نه دگر نگاهم را برايش هديه ميكنم ، نه دگر دم از فاصله ها ميزنم
و نه با شعرهايم دلتنگي ها را فرياد مي زنم
مي نويسم شايد نامهرباني هايش را باور كند
 
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

از همون روزهای اول میدونستم نمیمونی

میدونستم نمیتونی عشق و تو چشام بخونی

از همون روزای اول دل تو با دیگری بود

کاش همیشه بات بمونه اون که عشق بهتری بود...

 
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 

 

امشب دلم گرفته است

مي خواهم از گرفته هاي دلم برايت بگويم

 از ابرهاي تيره اي که با نسيم خيانت به آسمان دلم آوردي

 مي خواهم گريه کنم اما نمي توانم ...

  مي خواهم تو را به ياد بياورم ...

 و با نگاه چشمان تو تا به صبح مژه بر هم نزنم

 اما افسوس ... گذشت دقايق چهره ات را از ياد من برده اند ! ...

 مي خواهم اولين ساعتي که نگاهم کردي رو

 به ياد بياورم ... اما افسوس ...

 آخرين نگاه تلخ و سرد تو نمي گذارد ! ...

 مي خواهم اولين دقايق با تو بودن را

 به ياد بياورم ... اما افسوس ...

 مي خواهم از گرفته هاي دلم برايت بگويم

 اما نه! دلم نمي آيد .....

 
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 

 
 
 
 
روزی آمد که دل بستم به تو،از سادگی خویش دل بستم به قلب بی وفای تو

روزها میگذشت و بیشتر عاشقت میشدم،  

یک لحظه صدایت را نمیشنیدم غرق در گریه میشدم

روزی تو را نمیدیدیم از این رو به آن رو میشدم!

گفتی آنچه که میخواهم باش ، از آنچه که میخواستی بهتر شدم

گفتی تنها برای من باش ، از همه گذشتم و تنها مال تو شدم

روزی آمد که من مال تو بودم و تو عاشق کسی دیگر

اینک تنها اشک است که از چشمان من میریزد

تنها شده ام ، باز هم مثل گذشته همدم غمها شده ام

راهی ندارم برای بازگشت ، به یاد دارم شبی دلم تنها به دنبال ذره ای محبت میگشت

نمیپرسم که چرا مرا تنها گذاشتی ، نمیپرسم که چرا قلبم را زیر پا گذاشتی

میدانستم تو نیز مثل همه ...

نمیبخشم تو را ...

دیگر مهم نیست بودنت ، احساس گناه میکنم در لحظه های بوسیدنت

نمیبخشم تو را ، این تو بودی که روزی گفتی با دنیا نیز عوض نمیکنم تو را

دنیا که سهل است ، تو حتی نفروختی به کسی دیگر مرا

مثل یک جنس کهنه ، دور انداختی مرا!

نمیدانستم برایت کهنه شده ام ، هنوز مدتی نگذشته که برایت تکراری شده ام

مهم نیست ، برای همیشه تو را از یاد میبرم ،قلبم هم نخواهد، خاطرت را خاک میکنم

تو نبودی لایق من ، تو نبودی عاشق من ، میمانم با همان تنهایی و  غم

تو را نمیبخشم ، و اینک روزی آمده که به خاطر تو حتی نمیریزد یک قطره اشکم!  

 
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 
 
 

کاش باور داشتی عشق مرا ، کاش درک میکردی احساس قلب مرا

کاش میدیدی اشکهای مرا ، که با هر نفس یک قطره اشک از چشمانم میریزد

با یاد تو داغ دلم تازه تر میشود

کاش میسوخت خاطره ها ، کاش از یادم میرفت گذشته ها

کاش هیچگاه به یادم نمی آمد لحظه هایی که در کنارت بودم

نبودنت را باور ندارم ، باور ندارم تو نیستی ، باور ندارم دیگر مال من نیستی

کاش باور داشتی عشق مرا ، کاش جا نمیگذاشتی در جاده های تنهایی قلب مرا

پشیمانم از اینکه به تو دل بستم ، سرزنش نمیکنم دلم را، دلم هنوز دیوانه ی توست

پشیمانم از اینکه عاشق شدم ، نفرین نمیکنم تو را ، دل دیوانه ام باز هم در پی توست

شاید دیگر نبینم تو را حتی در خواب، شاید دیگر نبینم چشمهایت را حتی یک بار!

گرچه لایقم نیستی ، گرچه بی وفایی و یک ذره هم عاشقم نیستی

اما هنوز هم در حسرت داشتن توام ، هنوز هم خیره به عکسهای توام....

کاش باور داشتم که دیگر هیچگاه تو را نخواهم داشت... 

 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

 
 

من را به غیر عشق به نامی صدا نکن

غم را دوباره وارد این ماجرا نکن

بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن

با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن

موهات را ببند دلم را تکان نده

در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن

من در کنار توست اگر چشم وا کنی

خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن

بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود

تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن

امشب برای ماندنمان استخاره کن

اما به آیه های بدش اعتنا نکن....

 
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 

 
 

كاش ميدانستي، بعد از آن دعوت زيبا
به ملاقات خودت
من چه حالي بودم
خبر دعوت ديدار، چو از راه رسيد
پلك دل باز پريد
من سراسيمه به دل بانگ زدم
آفرين قلب صبور، زود برخيز عزيز
خاطرم را گفتم: زودتر راه بيفت
هر چه باشد، بلد راه تويي
ما يك عمر بدين خانه نشستيم وتو
تنها رفتي
بغض در
 راه گلو گفت:
مرحمت كم نشود
گويا با من بنشسته دگر كاري نيست
جاي ماندن چون دگر نيست،
از اينجا بروم
مژده دادم به نگاهم، گفتم:
نذر ديدار قبول افتاده است
و تپش هاي دلم را گفتم:
اندكي آهسته، آبرويم نبري
عقل، شرمنده به آرامي گفت:
راه را گم نكنيم!!
خاطرم خنده به لب گفت: نترس
نگران هيچ مباش
سفر منزل دوست،
كار هر روز من است
چشم بر هم بگذار، دل تو را خواهد برد
...
وه چه روياي قشنگي ديدم
خواب، اي موهبت خالق پاك
خواب را دريابم
كه تو در خواب، مرا خواهي خواست
كه تو در خواب، مرا خواهي خواند
و تو در خواب، به من خواهي گفت:
تو به ديدارمن آ
آه، كاش ميدانستي
بعد از اين دعوت زيبا به ملاقات خودت
من چه حالي دارم
پلك دل باز پريد
خواب را دريابم
من به ميهماني ديدار تو مي انديشم.

 
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 
 

غریبه مواظبش باش که سپردمش یه دستت

خدا نخواست قسمت من شه حتی اون خنده تلخش

غریبه نزاری عشقم تو حسرت خنده بمونه

ساعت نشه دوازده شب بزاری تنها تو خونه

غریبه وقتی داری عشق منو بغل میگیری

نه نیست این نیست عشق من این نیست

نه این نیست این نیست حق من این نیست

غریبه فکر نکن ناراضیم یاکه حسودم

عشق اون مرحم من بود واسه قلب کبودم

غریبه آرزو داشتم بشینم واژه به واژه

نه اینکه کارت عروسیشو بزارم لب طاقچه

غریبه راستی میگم عشق منو چه جور می بوسی ...؟

نه نیست این نیست عشق من این نیست

نه نیست این نیست حق من این نیست ...

 

 

ابي حس تنهايي

دانلود تیزر آلبوم حس تنهایی

download

ابي خدا با ماست

خدا با ماست

دانلود آهنگ خدا با ماست

download

ترانه سرا : افشین مقدم

آهنگ و تنظیم : شوبرت آواکیان

ebi khoda ba mast

دانلود موزیک ویدئو با فرمت AVI و حجم 6MB4

download

دانلود موزیک ویدئو با فرمت WMV و حجم 44MB

download

دانلود موزیک ویدئو با فرمت 3GP و حجم 17MB

download


برنامه کنسرتهای نوروزی ابی

دانلود تیزر کنسرت ابی در اوبرهازن

download

دانلود تیزر کنسرت ابی در مالزی ( اول فروردین ۱۳۹۰ )

download

دانلود تیزر کنسرت ابی در دبی ( ۴ فروردین ۱۳۹۰ )

download

دانلود تیزر کنسرت ابی در استانبو ل ( ۵ فروردین ۱۳۹۰ )

download

 

وبلاگ ابی باز سه ساله شد

وبلاگ ابي باز در حال و هواي حس تنهايي سه ساله شد.

وبلاگ ابي باز

عکسهای آقا در هندوستان

كنسرت ابي در هندوستان

ابي در هند

concert ebi india

ebi live in concert

concert ebi hend

كنسرت آقاي صدا در هتدوستان

ebi live in india

concert ebi indian

كنسرت ابي هند

مهشيد برومند حامدي

ابي در هندوستان

ابي حامدي

ebi band

ابي حس تنهايي

آدرس جدید سایت رسمی ابی

www.ebihamedi.net

دانلود تیزر کنسرت ابی در اوبرهازن

download

حس تنهايي

عکسهای کنسرت آقا لاس وگاس 24 دسامبر 2010

concert ebi vegas 2010

concert ebi 24 dec 2010

كنسرت ابي لاس وگاس

ابي

ابراهيم حامدي

 

 

 

 
دل روشنی دارم ای عشق

صدایم کن از هر کجا می توانی

صدا کن مرا از صدف های سر شار باران

صدا کن مرا از گلوگاه سبز شکفتن

صدایم کن از خلوت خاطرات پرستو

بگو پشت پرواز مرغان عاشق چه رازیست ؟

بگو با کدامین نفس می توان با کبوتر سفر کرد؟

بگو با کدامین افق می توان تا شقایق خطر کرد ؟

                                 (از آلبوم مهربانی -محمدرضا عبدالملکیان)

 

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

تلنبار خاطرات خاک گرفته ام را

اگر می خواهی جستجو کنی

به حتم در میان پستو های بی حوصلگی ام می یابی

اما بی محابا در نزن که گرد دلم

تا ابد به سُرفه ات می اندازد

و عزای سیاه پوشش به گریه ات!

آرام که آمدی

اول از آینه تنهایی بپرس از کدام سو

آنگاه به نرمی قدم بردار

که ناگزیر تخته های زوار در رفته روحم

پای برهنه ات را خراش نیندازد

به گمانم جایی برای تکیه کردن نیست

تنها شانه های پوشالی مترسک خنده هایم

که آن هم استراحت گاه ناامنی است

آخر بارها هجوم سخت کلاغ های سیاه را دیده است

تصمیم با خودت ...

هنوز هم جستجوی خاطراتم را در سر می پرورانی؟

 

wedding-kiss

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

 
 

هر روز حرف می زنم با تو و برای تو  و گاهی که کلماتم کال و نارسند،  خاموش می مانم تا خودت بخوانی

عجبا!  سکوت که می کنم،واضح تر می شنوی ام ... این را از پاسخ کریمانه ای دریافته ام،  که به اراده ی تو در لحظه هایم جاری می شود.

 

 

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

دلم گرفته است

به ایوان می روم و انگشتانم را

برپوست کشیده شب می کشم

چراغ های رابطه تاریکند

چراغ های رابطه تاریکند

کسی مرا به آفتاب

معرفی نخواهد کرد

کسی مرا به میهمانی گنجشکها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسار

پرنده مردنی است

                                   (از آلبوم پری خوانی-فروغ فرخزاد)



 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

 
 
چه بی پروا دوستت دارم

و تو نیز پژواک صدایم را می شنوی!

و اندوه این فاصله را ...

فاصله دست هامان و نه قلب هامان

فاصله نگاه من ،نگاه تو

و هرآنچه در چشم هامان می زییَد!

قلبم را تنها مگذار

اگرچه دست هایم تنهایند

و نگاهم نیز...

قلبم را تنها مگذار

چرا که لحظه باور قلب تو نزدیک است

و قلب من نیز ...

تنها گویم دوستت دارم تا نهایت این عشق

و تو این را می دانی!

 

 

 

 

اشکهایم جاریست...........

تنها تر از یک برگ،با بار شادیهای مهجورم....

در آبهای سبز تابستان....آرام میرانم.....

تا سرزمین مرگ، تا ساحل غمهای پاییزی....

 

خدایا مرا بشنو.............................

 
 

 


من امیدم به خداست...

این همه غربت تلخ
این همه تنهایی
این همه غم ز کجاست؟؟
من امیدم به خداست...


این همه دلتنگی
این همه فاصله تا رویاها
این همه غم ز کجاست؟؟
من امیدم به خداست... 


من امیدم به همین ذره نور اینجاست
من امیدم به همین خلوت سرد
به همین یاد نگاه
به همین دغدغه ها
به همین رویاهاست
من امیدم به خداست...


 


خدایا چرا ناامید باشم...

خدایا چرا ناامید باشم ؟ چرا برگهای مرده را دور بریزم ؟ وقتی قایق های شکسته هم می


توانند آرام آرام مرا به سوی تو بیاورند . چرا ناامید باشم ؟ وقتی هنوز می توانم پنجره اتاقم


را باز کنم و صدای قدمهای رهگذران سربلند را بشنوم  .چرا نا امید باشم ؟ وقتی هنوز می


توانم صبح زود بیدار شوم و قبل ازاین که به زندگی سلام کنم به همه بگویم :  

 

  

"دوستت دارم  "

 
 
 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

امید آخرین چیزی است که می‌میرد

از گابریل گارسیا مارکز می‌پرسند: اگر بخواهی یک کتاب صد صفحه‌ای در مورد امید

بنویسی، چی می‌نویسی؟ می‌گوید ‌٩٩ صفحه را خالی می‌گذارم. صفحه‌ی آخر،

سطر آخر می‌نویسم: امید آخرین چیزی است که می‌میرد.

بیشتر آدم‌ها زمانی ناامید می‌شوند که چیزی به موفقیتشان نمانده است.

امید، دارویی است که شفا نمی‌دهد، ولی درد را قابل تحمل‌تر می‌کند.

مشکلات زندگی گاهی مثل تلی از خاک بر سر ما می‌ریزند و ما مثل همیشه دو

اتنخاب داریم. اول اینکه اجازه بدیم مشکلات ما رو زنده به گور کنند و دوم اینکه از

مشکلات سکویی بسازیم برای صعود.

پیش از سحر تاریک است، اما تاکنون نشده که آفتاب طلوع نکند. به سحر اعتماد

کنید.


اگه یه روز به یه در بزرگ که یه قفل بزرگ روش هست برخوردی ناامید نشو...چون

اگه قرار بود اون در باز نشه جایش یک دیوار می‌گذاشتند!

 
 


دلتنگ می شود...

 


گاهی دلم ازهرچه آدم است میگیرد...

گاهی دلم ازهرچه آدم است میگیرد...

گاهی دلم دوکلمه حرف مهربانانه میخواهد...

نه به شکل دوستت دارم ویا نه به شکل بی تو میمیرم...

ساده شاید ، مثل دلتنگ نباش...

فردا روز دیگری ست !



""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""


 

گاهی دلم می گیرد...

گاهي دلم مي گيرد
از آدم هايي كه در پس نگاه سردشان با لبخندي گرم فريبت مي دهند
دلم مي...
گيرد از خورشيدي كه گرم نمي كند
...و نوري كه تاريكي مي دهد
ازكلماتي كه چون شيريني افسانه ها فريبت مي دهند
دلم مي گيرد
از سردي چندش آور دستي كه دستت را مي فشارد
و نگاهي كه به توست و هيچ وقت تو را نمي بيند
از دوستي كه برايت هديه دوبال براي پريدن مي آورد
و بعد پرواز را با منفورترين كلمات دنيا معني مي كند دلم مي گيرد از چشم اميد داشتنم به اين همه هيچ
گاهي حتي از خودم هم دلم می گیرد.

(دکتر علی شریعتی)

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""


 

خدایا کفر نمی‌گویم...

خدایا کفر نمی‌گویم،

پریشانم،

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

خداوندا!

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی

‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌

و شب آهسته و خسته

تهی‌ دست و زبان بسته

به سوی ‌خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی

لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف‌تر

عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌

و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر روزی‌ بشر گردی‌

ز حال بندگانت با خبر گردی‌

پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.

خداوندا تو مسئولی.

خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…

کارو

با تشکر از دوستان عزیزی که شاعر واقعی این شعر را به من معرفی کردند . قبلا فکر می کردم این شعر مربوط به دکتر شریعتی است .

 
 


من....

من مي خواهم به كلاغ ها بفهمانم كه چقدر آوازشان زيباست و چقدر بيشتر از قناري هاي خانه ي مادر بزرگ دوستشان دارم.من مي خواهم در گلدان كوچكم بوته خاري بكارم و بودنش را ارج بنهم. من مي خواهم همراه شب پره ودر دل شمع بي رمق زندگي جان ببازم . من ميخواهم به چيزهايي بها بدهم كه كسي آنها را چون من كه ديده نشدم ، نمي بيند .

 
 


خدا جونم مرسی

من خوشحالم

الان دوستم بهم گفت که جواب همه آزمایشاش مثبت بوده

و این یعنی

اون خوب میشه

همون دوستم که سرطان خون داشت

خدا جونم مرسی

قربونت حکمتت و عظمتت برم من

خیلی دوستت دارم خدا جونم

مرسی


 

داستان بینهایت زیبای خلقت زن (( مادر ))

 

http://www.radsms.com/wp-content/uploads/2011/01/mother-RadsMs.com_.jpg

 

از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز می گذشت.

فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد : چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید؟

خداوند پاسخ داد : دستور کار او را دیده ای ؟

او باید کاملا” قابل شستشو باشد، اما پلاستیکی نباشد.

باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.

باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.

باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود.

بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند.

و شش جفت دست داشته باشد.

فرشته از شنیدن این همه مبهوت شد.

 

گفت : شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟

خداوند پاسخ داد : فقط دست ها نیستند. مادرها باید سه جفت چشم هم داشته باشند.

-این ترتیب، این می شود یک الگوی متعارف برای آنها.

خداوند سری تکان داد و فرمود : بله.

یک جفت برای وقتی که از بچه هایش می پرسد که چه کار می کنید

از پشت در بسته هم بتواند ببیندشان.

یک جفت باید پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!

و جفت سوم همین جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند،

بتواند بدون کلام به او بگوید او را می فهمد و دوستش دارد.

فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد.

این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید .

خداوند فرمود : نمی شود !!

چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است، تمام کنم.

از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند،

یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد.

فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.

اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی .

بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده ام.

تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد .

فرشته پرسید : فکر هم می تواند بکند ؟

خداوند پاسخ داد : نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد .

آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.

ای وای، مثل اینکه این نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در این یکی زیادی مواد مصرف کرده اید.

خداوند مخالفت کرد : آن که نشتی نیست، اشک است.

فرشته پرسید : اشک دیگر چیست ؟

خداوند گفت : اشک وسیله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا امیدی، تنهایی، سوگ و غرورش.

فرشته متاثر شد.

شما نابغه‌اید ای خداوند، شما فکر همه چیز را کرده اید، چون زن ها واقعا” حیرت انگیزند.

زن ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می کنند.

همواره بچه ها را به دندان می کشند.

سختی ها را بهتر تحمل می کنند.

بار زندگی را به دوش می کشند،

ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.

وقتی می خواهند جیغ بزنند، با لبخند می زنند.

وقتی می خواهند گریه کنند، آواز می خوانند.

وقتی خوشحالند گریه می کنند.

و وقتی عصبانی اند می خندند.

برای آنچه باور دارند می جنگند.

در مقابل بی عدالتی می ایستند.

وقتی مطمئن اند راه حل دیگری وجود دارد، نه نمی پذیرند.

بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هایشان کفش نو داشته باشند.

برای همراهی یک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.

بدون قید و شرط دوست می دارند.

وقتی بچه هایشان به موفقیتی دست پیدا می کنند گریه می کنند

و و قتی دوستانشان پاداش می گیرند، می خندند.

در مرگ یک دوست، دل شان می شکند.

در از دست دادن یکی از اعضای خانواده اندوهگین می شوند،

با اینحال وقتی می بینند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.

آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند که نشانتان بدهند چه قدر برایشان مهم هستید.

قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد

زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند می دانند که بغل کردن

و بوسیدن می تواند هر دل شکسته ای را التیام بخشد

کار زن ها بیش از بچه به دنیا آوردن است،

آنها شادی و امید به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو می بخشند

زن ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند

خداوند گفت : این مخلوق عظیم فقط یک عیب دارد

فرشته پرسید : چه عیبی ؟

خداوند گفت : قدر خودش را نمی داند . . .

 


 لغت نامه مهندسین در مقابل کارفرمایان (طنز)

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


1.
این بستگى دارد به ...
یعنى: جواب سوال شما را نمى دانم!

2. این موضوع پس از روزها تحقیق و بررسى فهمیده شد.
یعنى: این موضوع را بطور تصادفى فهمیدم!


3.
نحوه عمل دستگاه بسیار جالب است.
یعنى: دستگاه کار مى کند و این براى ما تعجب انگیز است!


4.
کاملا انجام شده!
یعنى: راجع به ۱۰ درصد کار تنها برنامه ریزى شده !


5.
ما تصحیحاتى روى سیستم انجام دادیم تا آن را ارتقا دهیم.
یعنى: تمام طراحى ما اشتباه بوده و ما از اول شروع کرده ایم!


6.
پروژه بدلیل بعضى مشکلات دیده نشده، کمى از برنامه ریزى عقب است.
یعنى: تاکنون روى پروژه دیگرى کار مى کردیم!


7.
ما پیشگویى مى کنیl ...
یعنى: ۹۰ درصد احتمال خطا مى رود!


8.
این موضوع در مدارک علمى تعریف نشده است.
یعنى: تاکنون کسى از اعضا تیم پروژه به این موضوع فکر نکرده است!


9.
پروژه طورى طراحى شده که کاملا سیستم بدون نقص کار مى کند.
یعنى: هرگونه مشکلات بعدى ناشى از عملکرد غلط اپراتورهاست!


10.
تمام انتخاب اولیه به کنار گذاشته شد.
یعنى: تنها فردى که این موضوع را مى فهمید از تیم خارج شده است!


11.
کل کوشش ما براى اینست که مشترى راضى شود.
یعنى: ما آنقدر از زمان بندى عقبیم که هر چه که به مشترى بدهیم راضى مى شود!


12.
تحویل پروژه براى فصل آخر سال آینده پیش بینى شده است.
یعنى: تا آن زمان ما مى توانیم مقصر تاخیر در اجراى پروژه را کسى از میان تیم کارفرما پیدا کنیم!


13.
روى چند انتخاب بطور همزمان در حال کار هستیم.
یعنى: هنوز تصمیم نگرفته ایم چه کنیم!


14.
تا چند دقیقه دیگر به این موضوع مى رسیم.
یعنى: فراموشش کنید، الان به اندازه کافى مشکل داریم!


15.
حالا ما آماده ایم صحبتهاى شما را بشنویم.
یعنى: شما هر چه مى خواهید صحبت کنید که البته تاثیرى در کارى که ما انجام خواهیم داد ندارد!


16.
بعلت اهمیت تئورى و عملى این موضوع!
یعنى: بعلت علاقه من به این موضوع!


17.
سه نمونه جهت مطالعه شما انتخاب شده و آورده شده اند.
یعنى: طبیعتا بقیه نمونه ها واجد مشخصاتى که شما باید بعد از مطالعه به آن برسید، نبوده اند!

18.
بقیه نتایج در گزارش بعدى ارائه مى شود.
یعنى: بقیه نتایج را تا فشار نیاورید نخواهیم داد!


19.
ثابت شده که …
یعنى: من فکر مى کنم که ...!


20.
این صحبت شما تا اندازه اى صحیح است.
یعنى: از نظر من صحبت شما مطلقا غلط است!


21.
در این مورد طبق استاندارد عمل خواهیم کرد.
یعنى: از جزئیات کار اصلا اطلاع ندارید!

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

 

 

 

گزارش كامل مراسم خاکسپاری مرحوم ناصر حجازی


پیکر مرحوم ناصر حجازی، پیشکسوت باشگاه استقلال و فوتبال ایران صبح چهارشنبه (چهارم خرداد 90) با حضور جمع انبوهی از طرفداران، دوستداران و خانواده و بستگانش ابتدا به ورزشگاه آزادی تهران منتقل شد و در شرایطی که بیش از 20 هزار نفر برای حضور در مراسم تشییع پیکر او حضور داشتند، آخرین دور افتخار را در ورزشگاه زد و روی دوش یاران و دوستدارانش درون دروازه قرار گرفت و برای آخرین بار در بدرقه پرشور مردم ورزشگاه آزادی را ترک کرد.

حضور چشمگیر دوستداران ناصر حجازی در ورزشگاه آزادی بیش از تصور عمومی بود. در این مراسم گرو‌ه‌های مختلف مردمی، زن و مرد، نوجوان و کهن‌سال شرکت داشتند همچنین گروه بزرگی از چهره‌های مطرح ورزشی به ویژه فوتبال همینطور جمعی از هنرمندان برای وداع با پیکر دومین دروازه‌بان قرن آسیا خود را به ورزشگاه آزادی رسانده بودند.

پیکر مرحوم ناصر حجازی پس از دور افتخار زدن در پیست ورزشگاه بر روی دوش یاران و دوستانش به دروازه جنوبی ورزشگاه منتقل شد و درون دروازه قرار گرفت تا مرد پرافتخار دروازه تیم ملی فوتبال ایران و باشگاه استقلال برای آخرین بار درون چارچوب قرار بگیرد. دروازه‌بانی که سالها برای تیم ملی و استقلال درون دروازه قرار گرفته بود در حالی پیکرش برای آخرین بار درون چارچوب فلزی قرار گرفت که بیش از 20 هزار دوستدارش اشک ریختند و به تشویق او پرداختند.

پیش از ظهر چهارشنبه پیکر ناصر حجازی به قطعه نام آوران بهشت زهرا(س) رسید. مراسم خاکسپاری ناصر حجازی در شرایطی برگزار شد که ازدحام جمعیت کار را برای تدفین بسیار سخت و مشکل کرده بود و ماموران پرتعداد نیروی انتظامی هم با وجود تلاش بسیاری که انجام دادند نتوانستند نظم را بر این مراسم حاکم کنند.

با وجود کشیدن حصار کنار قبر مرحوم ناصر حجازی برای جلوگیری از ازدحام جمعیت و انجام صحیح مراسم خاکسپاری، هجوم جمعیت باعث فرو ریختن حصارها شد و خانواده مرحوم حجازی مجبور شدند به سرعت این مراسم را برگزار کنند و در حالی که باز هم ازدحام جمعیت میزان محبوبیت این اسطوره فوتبال ایران را نشان می داد، سرانجام پیکرش در قطعه 255 ردیف 57 شماره 12 قطعه نام‌آوران و هنرمندان به خاک سپرده شد تا مرد دوست داشتنی فوتبال ایران در سرای ابدی اش آرام بگیرد.



 لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب كنید

مراسم تشییع پیکر ناصر حجازی در استادیوم آزادی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net



آتیلا حجازی، فرزند مرحوم ناصر حجازی در جمع دوستداران پدرش

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org


حضور انبوه مردم در مراسم تشییع پیکر ناصر حجازی در استادیوم آزادی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتـی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



همسر و نوه ناصر حجازی در مراسم تشییع پیکر اسطوره در استادیوم آزادی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


کارلوس کی‌روش، سرمربی تیم ملی فوتبال ایران در مراسم تشییع پیکر مرحوم ناصر حجازی

گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.net


ایرج نوذری، بازیگر سینما و تلویزیون در مراسم تشییع پیکر مرحوم ناصر حجازی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



عادل فردوسی‌پور در مراسم تشییع پیکر مرحوم ناصر حجازی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


خانواده مرحوم ناصر حجازی در مراسم تشییع پیكر ناصر حجازی در استادیوم آزادی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



آتوسا حجازی دختر مرحوم ناصر حجازی در مراسم تشییع پیكر ناصر حجازی در استادیوم آزادی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


علی فتح الله زاده و آتیلا حجازی در مراسم تشییع پیکر ناصر حجازی در استادیوم آزادی

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


پرویز مظلومی، سرمربی تیم فوتبال استقلال تهران در مراسم تشییع پیکر مرحوم ناصر حجازی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران در مراسم تشییع پیکر مرحوم ناصر حجازی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


احمدرضا عابدزاده و رحمان رضایی در مراسم تشییع پیکر مرحوم ناصر حجازی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

حضور انبوه هواداران مرحوم ناصر حجازی در مراسم خاکسپاری اسطوره در بهشت زهرا

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


در ادامه حاشیه‌های مراسم تشییع جنازه و خاکسپاری مرحوم ناصر حجازی را می‌خوانید:


- از همان دقایق ابتدایی صبح چهارشنبه هواداران مرحوم ناصر حجازی در ورزشگاه آزادی مستقر شدند و صوت قرآن در استادیوم طنین‌انداز شد. بنر بزرگی از حجازی در ورزشگاه نصب شده بود.

- عکس‌های ناصر حجازی میان هواداران عزادار توزیع شد. عده‌ای از هواداران با شعار "حجازی کاپلو"، "حجازی مردمی"، "رو قلب ما نوشته ناصر سلطان عشقه"، عشق و محبت خود را به مرحوم ناصر حجازی نشان دادند و برخی دیگر نیز با شعار "عزا عزاست امروز ناصر خان حجازی، پیش خداست امروز"، "ناصرخان بلند شو، اس اسی بی‌قراره" به عزاداری پرداختند.

- محلی در مقابل جایگاه به بانوان اختصاص داده شده بود تا آنها نیز بتوانند در این مراسم حضور یابند.

- با وجودی که از قبل اعلام شده بود که مردم می‌توانند از طریق درهای 2 و 12 وارد ورزشگاه آزادی شوند؛ اما باز عده زیادی مقابل در اصلی ورزشگاه تجمع کردند.

- بیش از 400 خبرنگار نوشتاری و تصویری در ورزشگاه آزادی برای پوشش مراسم خاکسپاری ناصر حجازی حضور پیدا کرده بودند، اما جایگاه پشت دروازه را برای مستقر شدن آنها در نظر گرفتند که این امر با توجه به اینکه مردم و خانواده حجازی در ضلع شمالی ورزشگاه حضور داشتند اصلا برای پوشش اخبار مناسب نبود و همین موضوع اعتراض خبرنگاران و عکاسان را در پی داشت که سرانجام با مساعدت نبی دبیر فدراسیون، حسینی روابط عمومی فدراسیون فوتبال و اصغر حاجیلو خبرنگاران و عکاسان توانستند در داخل زمین حضور پیدا کنند.

- علی فتح الله زاده که شور و حال مردم را در تشویق ناصر حجازی می‌دید با در دست گرفتن میکروفن برای هواداران مشغول سخنرانی شد و گفت: امروز برای ناصر حجازی هیچ چیز کم نگذارید و با صدای بلند نام او را فریاد بزنید. او را طوری صدا بزنید که بشنود. او امروز در ورزشگاه آزادی حاضر است. فکر کنید که حجازی روی تک تک این صندلی‌ها نشسته است و برای حجازی صلوات و فاتحه بفرستید.

- وقتی در آمبولانس حامل پیکر ناصر حجازی باز شد حدود 200 عکاس برای عکس گرفتن مقابل در آمبولانس حضور پیدا کردند.

- آتیلا حجازی وقتی وارد ورزشگاه آزادی شد برای تشکر از حضور هواداران در مراسم خاکسپاری پدرش به سمت آنها رفت. او به سمت هواداران رفت. هواداران حاضر نیز با مشاهده او با شعار "آتیلای با غیرت تسلیت تسلیت" به وی درگذشت پدرش را تسلیت گفتند.

- نکته جالب در مراسم امروز این بود که در ورزشگاه آزادی همه سیاه پوش بودند و در بین آنها می‌توان طرفداران پرسپولیس را هم دید.

- در ورزشگاه آزادی بنر‌هایی از شهرستان‌های مختلف با نام و یاد حجازی نصب شده بود که بر روی برخی از آنها نوشته بود "حجازی هرگز نمی‌میرد" و یا "اسطوره همیشه زنده می‌ماند".

- اسکوربورد ورزشگاه آزادی صحنه‌های حضور ناصر حجازی در بیمارستان را پخش می‌کرد.

- مراسم تشییع جنازه مرحوم ناصر حجازی از ساعت 9 در ورزشگاه آزادی آغاز شد. در ابتدا علی دایی به سمت آتیلا حجازی رفت و او را در آغوش گرفت و دقایقی گریه کرد. دایی سپس به سمت پیکر حجازی رفت و بر تابوت وی بوسه زد.

- پیشکسوتان استقلال، پرسپولیس و تیم ملی هر یک با اتوبوس جداگانه‌ای به ورزشگاه آزادی آمدند اما به علت ازدحام پشت درب غربی این ورزشگاه نتوانستند به موقع خود را برای تشییع پیکر ناصر حجازی به ورزشگاه برسانند.

- بازیکنان استقلال از جمله وحید طالب‌لو و مهدی امیر‌آبادی به شدت گریه می کردند. کادرفنی استقلال نیز در حال تشییع پیکر حجازی بودند. یورگن گده که این همه محبوبیت را تا به حال ندیده بود با تعجب این مراسم را دنبال می کرد.

- علی دایی،‌ کریم باقری، بهرام افشارزاده، مهدی رحمتی، نامجو مطلق، حمید رمضانی، مراغه چیان، کربکندی، محمد نوازی، فرامرز ظلی، همایون بهزادی، جلالی، طالبی، غلامحسین مظلومی، عبدالرحمن شاه حسینی، کنگانی، حسن روشن، علی امیری، محمد نبی، منصور پورحیدری، بیژن طاهری، محمود یاوری و محمد پنجعلی از جمله افراد حاضر در ورزشگاه بودند. همچنین علیرضا منصوریان، مهدی تاج، بهروز رهبری فرد، دکتر سیار، کاظم محمودی، حسین فرکی، ابراهیم آشتیانی، حجت الاسلام علیپور، محمد خرمگاه، منصور رشیدی، مارکار آقاجانیان، نیما نکیسا، امیرحسین پیروانی، علی خسروی، صادق و رمزیار هم در ورزشگاه حضور داشتند.

- اعضای تیم فوتبال امید همگی در ورزشگاه آزادی حضور داشتند.

- در بین جمعیت، تنی چند از هنرمندان از جمله ایرج نوذری، پرستو صالحی و آناهیتا همتی در ورزشگاه آزادی حضور داشتند.

- یکی از فواره هایی که چمن را آب می دهد خراب شده بود و همین موضوع باعث خیس شدن مردم شد.

- در هنگام تشییع پیکیر ناصر خان شعار "خداحافظ ناصر خان حجازی" و "حجازی بلند شو، ایرانی بی قراره" سر داده می‌شد.

- همسر ناصر حجازی قبل از شروع مراسم به طور ناخودآگاه روی نیمکت مربیگری نشست و هواداران در همین زمان شعار "حاجی یادت باشه، آتیلا باید باشه" را سر دادند و به همسر حجازی تسلیت گفتند.

- هواداران استقلال در نوشته ای یاد حجازی را گرامی داشتند.

- خبرنگاران به سمت علی کریمی رفتند تا با وی در مورد حضورش در تشییع پیکر حجازی مصاحبه کنند، اما او با لحنی عصبانی خطاب به آنها گفت:‌ الان زمان مصاحبه نیست!

- پس از اتمام مراسم در ورزشگاه آزادی مردم مقابل در غربی ورزشگاه تجمع کردند و مشغول عزاداری شدند. آنها عکس حجازی را در دستان خود داشتند و به عزاداری مشغول شدند. همچنین آمبولانس حامل پیکر ناصر حجازی در بین هواداران و آتیلا حجازی نیز با آنها مشغول عزاداری بود.

- جمعیت زیادی بیش از 20 هزار نفر در بهشت زهرا حاضر شدند تا در مراسم به خاک سپردن پیکر ناصر حجازی شرکت کنند. مردم از ورزشگاه آزادی با اتوبوس‌هایی به سمت بهشت زهرا رفتند. هواداران در این مسیر در داخل اتوبوس‌ها مشغول به عزاداری بودند. بی نظمی و هرج و مرج نیز به چشم می خورد.

- مردم شعار "اسطوره مردمی همینه همینه" را سر دادند. تشویق های ناصر حجازی بی امان ادامه داشت و قطع نمی شد.

- به افتخار ناصر حجازی مردم حاضر در بهشت زهرا دست زدند. یکی در بین جمعیت از مردم خواست تا حجازی تشویق شود و هواداران نیز به تشویق پرداختند.

- آتیلا حجازی بار دیگر در بهشت زهرا برای مردم به صحبت پرداخت و گفت: "از همه تشکر می کنم. فقط نظم را رعایت کنید و به تشویق های خود ادامه دهید. یک روز این زحمت را جبران می کنم" بعد از صحبت های آتیلا مردم به شدت با شعارهای خود ناصر حجازی را تشویق کردند.

- هواداران به اصغر حاجیلو یار همیشگی حجازی تسلیت گفتند.

- خیلی از مردم که در ورزشگاه آزادی حضور نداشتند زودتر خود را به بهشت زهرا رسانده بودند تا در مراسم خاکسپاری حجازی حاضر باشند.

- هنگامی که قرار بود ساعت 11:15 ناصر حجازی در قبر قرار داده شود، ازدحام جمعیت بسیار زیاد بود و بی‌نظمی‌های در بین مردم دیده می‌شد. همه افراد تلاش می‌کردند به قبر حجازی برسند و این امر باعث شد خانواده حجازی برای رسیدن به قبر با مشکل مواجه شوند.

- سرانجام پیکر حجازی پس از برپایی نماز میت، در قطعه 255 ردیف 57 شماره 12 قطعه نام‌آوران و هنرمندان به خاک سپرده شد و بدین ترتیب ناصرخان در سرای ابدی آرام گرفت.


مرحوم ناصر حجازی روز ۲۸ آذر ۱۳۲۸ چشم به جهان گشود و پس از سپری کردن دوران ورزشی درخشان
در روز ۲ خرداد ۱۳۹۰ پس از نزدیک به دو سال تحمل بیماری سرطان ریه در سن 62 سالگی دیده از جهان فرو بست.

 

روحش شاد و یادش گرامی باد

 

PostSmile!

هرگز تو را محكوم يا سرزنش نخواهم كرد و از آنچه كه تو ميگوئـي شرمنـده نيستم . مي دانم كه تو فرزند دردانة خداوند هستي و او با تشعشع ، نور عشق و عظمت خود تو را محافظت مي كند .

اي قلب ! PostSmile!

 به تو ايمان كامل دارم و هوادار تو هستم . در دعاهايم هميشه از خداوند برايت تقاضاي نعمت و دريافت كمك و حمايت مورد نيازت را دارم .

به تو ايمان كامل دارم و مي دانم كه عشقت را با آن كس كه به آن نيازمند ست و استحقاق آن را دارد ، تقسيم مي كني . راه من راه توست و با هم بسوي « روح مقدس » گام بر ميداريم .

اي قلب !   PostSmile!

از تو مي خواهم به من اعتماد كني ، بدان كه دوستت دارم و مي كوشم همة آزادي را كه براي ادامة تپش شادمانه ات در سينه طلب مي كني به تو بدهم . همة سعي ام را خواهم كرد كه هرگز از حضور من در اطرافت احساس عدم آسايش نداشته باشي .

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

آیا میدانستید که جمیعت جهان تا ۵۰ سال آینده از مرز ۹ میلیارد نفر خواهد گذشت ؟

آیا میدانستید که
ارتفاع برج ایفل در سرما و گرما بر اثر انقباض و انبساط ۱۶ ساتنی متر تغییر میکند ؟

آیا میدانستید که
بیشترین روزنامه در چین به چاپ میرسد، روزانه ۱۰۰ میلیون یا ۱۰ ٪ روزنامه جهان ؟

آیا میدانستید که
1300 كره زمین در سیاره مشتری جای می گیرد ؟

آیا میدانستید که
ملت آمریکا بطور میانگین روزانه ۷۳۰۰۰ متر مربع پیتزا می‌خورند ؟

آیا میدانستید که
در تهران روزانه ۲۷ نفر به خاطر آلودگی هوا جان خود را از دست می دهند ؟

آیا میدانستید که
تعداد چینی‌های که انگلیسی بلدند، از آمریکایی‌های که انگلیسی بلدند، بیشتر است ؟

آیا میدانستید که
وزن کوه یخی متوسط الحجم ۲۰ میلیون تن است ؟

آیا میدانستید که
سریعترین قطار دنیا ۵۸۱ کیلومتر سرعت دارد که این نوع قطارها در ژاپن وجود دارند ؟

آیا میدانستید که
قدیمترین بنا در شمال توکیو است که ۵۰ هزار سال قدمت دارد ؟

آیا میدانستید که
کشور تایوان از نظر موقعیت جغرافیائی در خطرناکترین نقطعه جهان قرار دارد ؟

آیا میدانستید که
سالانه ۸۶ میلیون نفر به جمعیت جهان اضافه می شود ؟

آیا میدانستید که
رود دجله به خلیج فارس میریزد ؟

آیا میدانستید که
خلیج فارس ۵۰۰ هزار سال قدمت دارد ؟

آیا میدانستید که
مساحت خیلج فارس ۲۴۰ هزار کیلومتر مربع میباشد ؟

آیا میدانستید که
متوسط عمر زنان ژاپنی ۸۴ سال است؛ در حالیکه متوسط عمر زنان بوتسوانایی (کشوری در جنوب آفریقا) بیشتر از ۳۹ سال نیست ؟

آیا میدانستید که
در روسیه سالانه بیش از ۱۲ هزار زن در نتیجه خشونت های خانوادگی جان خود را از دست می دهند ؟

آیا میدانستید که
نیمی از شهروندان ۱۵ ساله انگلیسی تجربه مصرف مواد مخدر را کسب کرده و یک چهارم جمعیت ۱۵ ساله این کشور نیز سیگار مصرف می کند ؟

آیا میدانستید که
یک سوم کسانی که دچار چاقی مفرط هستند در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند ؟

آیا میدانستید که
در بین کشورهای توسعه یافته بیشترین آمار در مقوله بارداری زودهنگام به آمریکا و انگلستان اختصاص دارد ؟

آیا میدانستید که
آمار زنان گمشده چینی به ۴۴ میلیون نفر می رسد ؟

آیا میدانستید که
تعداد زنان آرایشگر برزیلی از تعداد سربازان این کشور بیشتر است ؟

آیا میدانستید که
۸۱ درصد اعدام های صورت گرفته در سال ۲۰۰۲ در سه کشور جهان به وقوع پیوسته ؟

آیا میدانستید که
اطلاعاتی که سوپرمارکت های انگلیسی درباره مشتری های خود جمع آوری می کنند، بیشتر از اطلاعاتی است که حکومت این کشور درباره شهروندانش دارد ؟

آیا میدانستید که حدود 10% از اعضای گروه
پرشین استار را ایرانیان مقیم خارج از کشور تشکیل میدهند ؟


آیا میدانستید که در اتحادیه اروپا روزانه هر راس گاو به میزان ۵/۲ دلار مورد حمایت مالی قرار می گیرد، اما ۷۵ درصد جمعیت قاره آفریقا با پولی بسیار کمتر از این رقم به زندگی روزانه خود ادامه می دهند ؟

آیا میدانستید که
در بیش از ۷۰ کشور جهان روابط همجنسگرایان ممنوع اعلام شده و در نه کشور دیگر نیز برای این کار مجازات مرگ را در نظر گرفته اند ؟

آیا میدانستید که
یک پنجم جمعیت دنیا با درآمد روزانه کمتر از یک دلار به حیات خود ادامه می دهند ؟

آیا میدانستید که
۱۳ میلیون و دویست هزار آمریکایی در طول یک سال مورد جراحی زیبایی قرار گرفته اند ؟

آیا میدانستید که
در اثر انفجار مین های زمینی، هر ساعت یک انسان جان خود را از دست می دهد و یک نفر دیگر نیز دچار معلولیت می شود ؟

آیا میدانستید که
در هندوستان ۴۴ میلیون کودک به عنوان کارگر مورد استفاده قرار می گیرند ؟

آیا میدانستید که
در کشوهای صنعتی روزانه ۶تا۷ کیلوگرم مواد افزودنی وارد بدن انسان ها می شود ؟

آیا میدانستید که
پردرآمدترین ورزشکار جهان، "تایگر وودز" گلف باز، در طول سال ۷۸میلیون دلار و به عبارت دیگر در هر ثانیه ۱۴۸ دلار درآمد کسب می کند ؟

آیا میدانستید که
در آمریکا هفت میلیون زن و یک میلیون مرد نظم غذایی خود را از دست داده اند ؟

آیا میدانستید که
در واشینگتن برای فعال نگه داشتن نمایندگان، ۶۷ هزار نفر و به ازای هر نماینده کنگره ۱۲۵ نفر مشغول فعالیت هستند ؟

آیا میدانستید که
تصادف وسایل نقلیه موتوری در جهان، در هر دقیقه باعث مرگ دو نفر می شود ؟

آیا میدانستید که
از سال ۱۹۷۷ به این سو در کلینیک های کورتاژ آمریکا ۸۰ هزار مورد اعمال خشونت و تجاوز به زنان گزارش شده است ؟

آیا میدانستید که
در کنیا یک سوم درآمد هر خانواده صرف رشوه دادن می شود ؟

آیا میدانستید که
رقم معاملات غیرقانونی مواد مخدر در جهان به ۴۰۰ میلیارد دلار می رسد ؟

آیا میدانستید که
یک سوم آمریکایی ها سفر موجودات فضایی به زمین را باور می کنند ؟

آیا میدانستید که
در بیش از ۱۵۰ کشور جهان اعمال شکنجه صورت می گیرد ؟

آیا میدانستید که
هر روز یک هفتم جمعیت جهان یعنی ۸۰۰ میلیون نفر گرسنه می مانند ؟

آیا میدانستید که
احتمال زندانی شدن مردان سیاه پوست آمریکایی ۳۳ درصد می باشد ؟

آیا میدانستید که
یک سوم جهان در شرایط جنگی به سر می برد ؟

آیا میدانستید که
احتمال دارد ذخایر نفتی جهان در سال ۲۰۴۰ به پایان برسد ؟

آیا میدانستید که
۸۲ درصد سیگاری های جهان در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند ؟

آیا میدانستید که
۷۰ درصد مردم جهان غیر از زبان رایج در کشورشان هیچ زبان دیگری را نشنیده اند ؟

آیا میدانستید که
یک چهارم درگیری های مسلحانه برای دست یابی به منابع طبیعی صورت می گیرد ؟

آیا میدانستید که
در قاره آفریقا ۳۰ میلیون نفر به ایدز مبتلا شده اند ؟

آیا میدانستید که
هر سال ده زبان به جمع زبان های مرده دنیا می پیوندد ؟

آیا میدانستید که
تعداد افرادی که در اثر خودکشی جان خود را از دست می دهند، بیشتر از تعداد کسانی است که ضمن درگیری ها کشته می شوند ؟

آیا میدانستید که
در آمریکا هر هفته به طور متوسط ۸۸ دانش آموز به شکل مسلح وارد کلاس درس می شوند ؟

آیا میدانستید که
در جهان حداقل ۳۰۰ هزار نفر زندانی عقیدتی وجود دارد ؟

آیا میدانستید که
هر سال دو میلیون دختر جوان و زن ختنه می شوند ؟

آیا میدانستید که
در نبردهای مسلحانه سراسر جهان ۳۰۰ هزار سرباز کودک در حال جنگیدن هستند ؟

آیا میدانستید که
ارزش مالی بازار فروش فیلم های پورنوگرافی در آمریکا ده میلیارد دلار برآورد می شود ؟

آیا میدانستید که
در دنیا ۲۷ میلیون برده وجود دارد ؟

آیا میدانستید که
هر انگلیسی روزانه بطور متوسط ۳۰۰ بار در محوطه تحت پوشش دوربین های مدار بسته قرار میگیرد؟

آیا میدانستید که
۱۲۰ هزار زن و دختر جوان هر سال به خریدارانی در اروپای غربی فروخته می شوند ؟

آیا میدانستید که
هر عدد میوه کیوی که بوسیله هواپیما از زلاند نو به انگلستان حمل می شود، پنج برابر وزن خود گاز گلخانه ای به جو زمین اضافه می کند ؟

آیا میدانستید که
احتمال بروز مشکلات روانی در فرزندان خانواده های فقیر، سه برابر بیشتر از احتمال بروز همین مشکلات در کودکان خانواده های مرفه می باشد ؟

آیا میدانستید که
در مصر باستان افراد روحانی تمام موهای بدن حتی ابروها و مژه‌های خود را می‌کندند ؟

آیا میدانستید که
کوتاه‌ترین جنگ در سال ۱۸۹۶ بین زانزیبار و انگلستان در گرفت که ۳۸ دقیقه طول کشید ؟

آیا میدانستید که
70 درصد نفت استخراجی خاورمیانه از کانال سوئز می گذرد ؟

آیا میدانستید که
کشور بلغارستان از نصف استان کرمان هم کوچکتر است ؟

آیا میدانستید که
نام پایتخت قرقیزستان بیشکک است و مساحت آن از استان کرمان هم کمتر است ؟

آیا میدانستید که
اندونزی چهارمین کشور پرجمعیت دنیا بعد از چین و هند و آمریکا می باشد ؟

آیا میدانستید که
تا قرن پنجم میلادی متوسط عمر مردم اروپا از سی سال فراتر نمی‌رفت ؟

آیا میدانستید که
در شیلی منطقه ی صحرایی وجود دارد که هزاران سال است در آن باران نباریده است ؟

آیا میدانستید که
طول عمر مردم سوئد و ژاپن از دیگر ملل جهان بیشتر است ؟

آیا میدانستید که
زمین از حیث بزرگی پنجمین و از حیث فاصله با خورشید، سومین سیاره منظومه شمسی است ؟

آیا میدانستید که
60 درصد از ماهواره های جهان نظامی و 40 درصد بقیه غیر نظامی است ؟

آیا میدانستید که
در ۷۵% از خانواده های آمریکایی زنان مسئول رسیدگی به امور مالی منزل هستند ؟

آیا میدانستید که
بزرگترین سوسمارهای جهان رودخانه سرباز در سیستان و بلوچستان ایران است ؟

آیا میدانستید که
اردنی ها چاقترین مردمان دنیا هستند، ۷۵٪ از خانم ها و ۶۰ ٪ آقایون اردنی چاق هستند ؟

آیا میدانستید که
30 برابر جمعیتی که امروزه بر روی کره زمین است در زیر خاک مدفون اند ؟

آیا میدانستید که
در زمانی که کورش بزرگ بر جهان حکومت میکرد به نوعی قدرت جهان در دست ایران بود ؟

آیا میدانستید که
چین بیشتر از هر کشوری همسایه دارد، چین با ۱۳ کشور هم مرز است ؟

آیا میدانستید که
مساحت سطح کره زمین ۵۱۵ میلیون کیلومتر مربع است ؟

آیا میدانستید که
اگر ۳ قاره آسیا و آمریکا و آفریقا را به هم وصل کنیم ایران در مرکز جهان است ؟

آیا میدانستید که در بین ۹۱ کشور توسعه یافته جهان، ایران در فرار مغزها رتبه نخست را دارد ؟

 

به ستارگان آسمان نگاه كن كه شب را شكسته اند

و تو خود شكستي تا كه ما را ستاره آسمانت كني  

مادر:       اگر آسمان هرگز آبي نشود                               اگر خورشيد از درخشيدن باز ايستد   

              اگر ستارگان زيبائي خود را پنهان نمايند              اگر زمين از رويانيدن سر باز زند

              اينها همه را چه باك ،                                       چرا كه هميشه عشق تو را با خود دارم .   

تو به جويبار آرامي مي ماني كه جريان عشق و زندگي را ارزاني مي دارد

تو از اشكهاي خود رنگين كمان مي ساختي تا كه درد خود از ما پنهان داري  

اين را آموختم كه لبخند تو هميشه در كنار در به من سلام مي گويد .

و كلمات لبريز از مهربانيت جاي نگراني برايم نمي گذارند .

هر بار كه دچار لغزش شدم ، تو ياري ام  كردي  و مي كني تا بر روي پاهايم بايستم .

و هر زمان كه من و تو به اتفاق ، در كنار هم مي خنديديم ، حس كردم كامل هستم

و آنگاه كه تو در آسماني ،هر روز از پس ابرهاي تيره ، عشق تو به من نورمي افشاند

 حال كه تورا دارم انديشيدن به اين نكته كه روزي ترك مان خواهي كرد ، ممكن نيست .

 بتو عشق مي ورزم مادر

 

  • جواب سلام را با عليک سلام بده ،
  • جواب تشکر را با تواضع،
  • جواب کينه را با گذشت،
  • جواب بي مهري را با محبت،
  • جواب ترس را با جرأت،
  • جواب دروغ را با راستي،
  • جواب دشمني را با دوستي،
  • جواب زشتي را به زيبايي،
  • جواب توهم را به روشني،
  • جواب خشم را به صبوري،
  • جواب سرد را به گرمي،
  • جواب نامردي را با مردانگي،
  • جواب همدلي را با رازداري،
  • جواب پشتکار را با تشويق،
  • جواب اعتماد را بي ريا،
  • جواب بي تفاوت را با التفات،
  • جواب يکرنگي را با اطمينان،
  • جواب مسئوليت را با وجدان،
  • جواب حسادت را با اغماض،
  • جواب خواهش را بي غرور،
  • جواب دورنگي را با خلوص،
  • جواب بي ادب را با سکوت،
  • جواب نگاه مهربان را با لبخند،
  • جواب لبخند را با خنده،
  • جواب دلمرده را با اميد،
  • جواب منتظر را با نويد،
  • جواب گناه را با بخشش،
  • هيچ وقت هيچ چيز و هيچ کس را بي جواب نگذار، مطمئن باش هر جوابي بدهي ،يک روزي ، يک جوري ، يک جايي به تو باز مي گردد

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

من باور دارم ...

که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست ندارند نيست.

و دعوا نکردن دو نفر با هم نيز به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست دارند نمى‌باشد.

 من باور دارم ...

که هر چقدر دوستمان خوب و صميمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما بايد بدين خاطر او را ببخشيم.

 من باور دارم ...

که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترين فاصله‌ها. عشق واقعى نيز همين طور است.

 من باور دارم ...

که ما مى‌توانيم در يک لحظه کارى کنيم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.

 من باور دارم ...

که زمان زيادى طول مى‌کشد تا من همان آدم بشوم که مى‌خواهم.

 من باور دارم ...

که هميشه بايد کسانى که صميمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زيبا و دوستانه ترک گويم زيرا ممکن است آخرين بارى باشد که آن‌ها را مى‌بينم.

 من باور دارم ...

که ما مسئول کارهايى هستيم که انجام مى‌دهيم، صرفنظر از اين که چه احساسى داشته باشيم.

 من باور دارم ...

که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد.

 من باور دارم ...

که قهرمان کسى است که کارى که بايد انجام گيرد را در زمانى که بايد انجام گيرد، انجام مى‌دهد، صرفنظر از پيامدهاى آن.

من باور دارم ...

که گاهى کسانى که انتظار داريم در مواقع پريشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مى‌آيند و ما را نجات مى‌دهند.

من باور دارم ...

که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا اين به من اين حق را نمى‌دهد که ظالم و بيرحم باشم.

 من باور دارم ...

که بلوغ بيشتر به انواع تجربياتى که داشته‌ايم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ايم بستگى دارد تا به اين که چند بار جشن تولد گرفته‌ايم.

 من باور دارم ...

که هميشه کافى نيست که توسط ديگران بخشيده شويم، گاهى بايد ياد بگيريم که خودمان هم خودمان را ببخشيم.

 من باور دارم ...

که صرفنظر از اين که چقدر دلمان شکسته باشد دنيا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ايستاد.

من باور دارم ...

که زمينه‌ها و شرايط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثيرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.

 من باور دارم ...

که نبايد خيلى براى کشف يک راز کند و کاو کنم، زيرا ممکن است براى هميشه زندگى مرا تغيير دهد.

 من باور دارم ...

که دو نفر ممکن است دقيقاً به يک چيز نگاه کنند و دو چيز کاملاً متفاوت را ببينند.

 من باور دارم ...

که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسيم تغيير يابد.

 من باور دارم ...

که گواهى‌نامه‌ها و تقديرنامه‌هايى که بر روى ديوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.

 من باور دارم ...

که کسانى که بيشتر از همه دوستشان دارم خيلى زود از دستم گرفته خواهند شد.

 من باور دارم ...

«شادترين مردم لزوماً کسى که بهترين چيزها را داردنيست

بلکه کسى است که از چيزهايى که دارد بهترين استفاده را مى‌کند.»

 

بنام یگانه هستی بخش بی همتا

خدایا: من گمشده دریای متلاطم روزگارم و تو بزرگواری! پس ای خدا ! هیچ میدانی که بزرگوار آن است که گمشده ای را به مقصود برساند؟ تا ابد محتاج یاری تو، رحمت تو، عشق تو، گذشت تو، عفو تو، مهربانی تو ! و در یک کلام . . . محتاج توام.

عزیز من!

از من پرسیده بودی که آیا دوستم داری؟ بهت گفتم که دوستت دارم ، ولی از من برای این دوست داشتن اندازه خواستی و من با تمام وجودم بهت میگم که " دوستت دارم از دم صبح ازل تا آخر شام ابد. "

PostSmile!

عزیزم امروز صبح از من سوال کردی که اصلا دلم برات تنگ میشه یا نه؟

تو که میدونی سهم من از دوری تو چیزی جز دلتنگی به اندازه دریاها، نگاهی تاریک همچون شب های بدون مهتاب و لحظه هایی که ثانیه به ثانیه میگذرد نیست، پس ای زیبای من بشنو صدای دلتنگی مرا.

PostSmile!

معبودم!

سکوتم را از صدای تنهاییم بدان . . . نمی خوانم و نمی گویم چون درونم هیچ بوده و تو آمدی برایم قصه هایی از عشق سراییدی و به من قصه باران آموختی، میدانی قصه باران قصه شستن غمهاست و درون انسانها پر از غم و تنهایی است و نگاهم به باران تو افتاد و ناگهان تمام تنهاییم را فراموش کردم و به تو و داشتن تو میبالم.

            این عشقی که به من بخشیدی برای همیشه زنده خواهد ماند، تو همیشه آنجا هستی، هنگامیکه فرو افتم، ضعف مرا می ستانی و به من نیرو و قدرت می بخشی و برای همیشه دوستت خواهم داشت و در کنارت می مانم. همچو فانوسی در تاریکترین شبها بالهایی خواهم بود، که در طول پرواز یاری ات خواهم کرد و در طوفان سرکش زندگی با تو خواهم ماند.

PostSmile!

زیبای من!

            چشمانت را برای زندگی می خواهم، اسمت را برای دلخوشی می خوانم، دلت را برای عاشقی می خواهم، صدایت را برای شادابی می شنوم، دستت را برای نوازش و پایت را برای همراهی می خواهم، عطرت را برای مستی می بویم، خیالت را برای پرواز می خواهم و خودت را نیز برای پرستش.

 

عزیز من به خاطر بسپار که:

لازمه خوشبختی جذب کردن چیزهای تازه نیست، بلکه حذف کردن افکار کهنه است، افکاری که به هیچ دردی نمی خورند.

زندگی هنر نقاشی کردن است بدون استفاده از پاک کن، سعی کن همیشه طوری زندگی کنی که وقتی به گذشته بر می گردی نیازی به پاک کن نداشته باشی.

و در نهایت ازدواج دانشکده ای است که : انضباط، قناعت، بردباری، خویشتن داری و بسیاری فضیلت های دیگر را به انسان می آموزد، فضیلت هایی که در تجرد، نیازی به آنها نبوده است.

PostSmile!

عزیز من!

اگر خیال داری دوستم بداری همینک دوستم بدار، اکنون که زنده ام. . . صبر نکن تا بمیرم. . . بدان که آنوقت هرگز صدایت به گوشم نخواهد رسید و مجبور می شوی حرفهای ناگفته قلب ساده ات را در فراسوی یک مشت خاکستر سرد پنهان کنی، پس اگر ذره ای عشق من در دلت ماوا دارد، اگر دوستم داری بگذار زنده بمانم . (البته یقین دارم که دوستم داری دلبرم)

همسفرم!

آهنگ صدايت با به دنيا آمدنت، زيبا ترين ترانه زندگيم، نفس هايت تنها بهانه نفس کشيدنم و وجودت تنها دليل زنده بودنم است
پس با من بمان تا زنده بمانم ... پیشاپیش تولدت مبارک.

PostSmile!

دوستت دارم عزیزم از دم صبح ازل تا آخر شام ابد

 
 

 

 

هر کی بود غریبه بود،از دلم خبر نداشت که تو رو از دلم ربود

هر کی بود،هر چی که داشت،قد من عاشق نبود

واسه چشمای سیاهت به خدا لایق نبود

گول نگاشو خوردمو،دلم رو بستم به چشماش

دیوونه بودم،مثل شمع ی عمری آب شدم به پاش

بعده ی عمره آزگار عشق منو گذاشت کنار

رفت پی عشق دیگه،منو سپرد به روزگار

از اولش هیچکی نبود،هیچکی به دادم نرسید

قصه من به سر رسید،دلم به عشقش نرسید...

 
 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

خلوتم رانشکن


شایداین خلوت من کوچ کند


به صدای نفس شهنامه


به طلوع آخرین افسانه


و غروبی که درآن


نقش دیوانگی یک عاشق


برسردیواری پیداشد


خلوتم رانشکن


خلوتم بس دوراست


ز هوای دل معشوق سهند


خلوتم راه درازی ست میان من وتو


خلوتم مروارید است به دست صیاد


خلوتم تیر کمانی ست به دست سحر


خلوتم ره رسیدن به خداست


خلوتم رانشکن....

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

 

 

                                          

                                             همیشه بارانی ترین نگاهم را

 

                                                 

                                                    برای توکنارگذاشتم

 

                                           

                                                 وآبی ترین لحظه هایم را

 

                                     

                                         باخیال حضور توبه دست باد سپردم    

 

                                         

                                                 همین فردا که بیدارشوم ،

 

                               

                                   وقت نگاهت زمان ترانه دلتنگی آسمان   

 

                                            

                                                     جشن می گیرم 

 

                                    

                                          شاید آشنایی هاراترجمه کنم 

 


                            

                                  شاید آشنایی هاراتجربه کنم

 


""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

 

King OF Black 

 

شاید  نشود  به گذشته  باز گشت 

  

و  یک  آغاز  زیبا  ساخت

  

ولی  می شود هم  اکنون  آغاز  کرد  

  

و  یک  پایان  زیبا  ساخت 

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

 عشق و دوست داشتن

درسکوت دادگاه سرنوشت

 

عشق برما حکم سنگینی نوشت

 

گفته شد دل داده ها از هم جدا

 

وای بر این حکم و این قانون زشت

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

 

رفتی  اما  بدون  یکی  همیشه  یادته

 

یکی  تموم  زندگیش  دیدن  روی  ماهته

 

رفتی  اما  بدون  یکی  میمیره  برات

 

یکی  گلای  باغچه  رو  از  شاخه  میچینه  برات

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

deborah.mihanblog.com

 

هنوز  دلخوشی  ذهن  خسته ام  این  است

 

که  در  خیال  خودم  بیخیال  من  نشدی...

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

 0804262025491white.jpg

 

ستاره بخت کسی شوم نیست

 

این ما هستیم

 

که آسمان را بد تعبیر میکنیم

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

 

 

 

روزهای  دور  از  تورا  هرگز  نخواهم  شمرد

 

تا  همیشه  بگویم  که  همین  دیروز  بود...

 

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

 www.pix2pix.org

 

 بیاید  کمتر 

            خطوط  قلبمان

                       رااشغال  کنیم

                                  شاید   خدا

                                        پشت خط  باشد

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد

وسعت تنهائیم را حس نکرد

در میان خنده های تلخ من

گریه پنهانیم را حس نکرد

در هجوم لحظه های بی کسی

درد بی کس ماندنم را حس نکرد

آنکه با آغاز من مایوس بود

لحظه پایانیم را حس نکرد

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""  


 

 

دلتنگی  حس  نبودن  کسی  است

                        

که تمام وجودت یکباره تمنای  بودنش را مکیده       

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

 
 
 
 
 
 
زندگی  صحنه رنگین ریاست
 
 
همه مشتاق به آن مینگریم
 
 
عاقبت از پس تقدیر چو باد
 
 
 
روزی از لاشه آن میگذریم
 
 
زندگی خاطره ای بیش نبود
 
 
بهر ما جز غم و تشویش نبود
 
 
به کدامین خاطره اش خوش باشم
 
 
که کدامین خاطره اش نیش نبود
 
 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

 

اگر باران بودم آنقدر می باريدم تا دشتها و


رودهای تشنه را سيراب كنم


اگرگل بودم شاخه ای از گل تقديم وجودت می كردم


اگر اشك بودم به پايت میگريستم

 

و اگر محبت بودم آهنگ دوست داشتن را


برايت می خواندم


ولی افسوس كه نه بارانم و نه گل و نه


اشك و نه محبت


ولی هر چه هستم


با تمام وجود دوستت دارم

 
 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

 

 
 
 


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتـی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


عاشقانه

به تو عادت کرده بودم
اي به من نزديک تر از من
اي حضورم از تو تازه
اي نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم
مثل گلبرگي به شبنم
مثل عاشقي به غربت
مثل مجروحي به مرهم
لحظه در لحظه عذابه
لحظه هاي من بي تو
تجربه کردن مرگه
زندگي کردن بي تو
من که در گريزم از من
به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گريه شب
به تو حجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره
از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو
با تو قسمت کرده بودم
خونه لبريز سکوته
خونه از خاطره خالي
من پر از ميل زوالم
عشق من تو در چه حالي

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

مینویسم از عشق

مینویسم از تو

مینویسم از ماه

تو و عشق

تو و ماه

چه شود منظره دفتر من

وای باران

باران

دفترم محشر شد

شور عشق

نور ماه



عطر تو با باران...

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

حالا دیگر حضورت را در غیابت نیز احساس میکنم

عشق واقعا حضور است

جایی که عشق هست

زمان و مکان محو می شوند

و جایی که عشق نیست

حتی آنچه که به لحاظ زمانی و مکانی نزدیک است

تو را به شدت دور نگه میدارد

غیبت عشق است که جدایی می آورد

و تنها نزدیکی دنیا عشق است

کسانی که به عشقی تمام عیار دست می یابند

همه چیز را در درون خود کشف میکنند

آنگاه همه عالم در درونشان خواهد بود ، نه در بیرونشان

و ماه و خورشید در آسمان درون آنها چرخ خواهند زد

در کمال عشق نفس ناپدید می شود...

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

حالا دیگر حضورت را در غیابت نیز احساس میکنم

عشق واقعا حضور است

جایی که عشق هست

زمان و مکان محو می شوند

و جایی که عشق نیست

حتی آنچه که به لحاظ زمانی و مکانی نزدیک است

تو را به شدت دور نگه میدارد

غیبت عشق است که جدایی می آورد

و تنها نزدیکی دنیا عشق است

کسانی که به عشقی تمام عیار دست می یابند

همه چیز را در درون خود کشف میکنند

آنگاه همه عالم در درونشان خواهد بود ، نه در بیرونشان

و ماه و خورشید در آسمان درون آنها چرخ خواهند زد

در کمال عشق نفس ناپدید می شود...

 

""""""""""""""""""""""""""""""""



دیرگاهیست در این تاریکی

قلب من فرسودست

شعله ای کو که در این ظلمت شب

دل افسون زده ام شاد کند

به امیدی واهی

به امیدی مبهم

به سکوتی غمناک

به شبی بی مهتاب

به فرارم از عشق

به قرارم در غم

دیرگاهیست در این تاریکی

من به قانون زمین محکومم

و ندانم که چرا این قانون

حرفی از پرپرشدن لاله وحشی نزده

من ندانم که چرا میخندم

که چرا میگریم

من که میدانم سر انجامم را

در شبی بی مهتاب

با دلی پر غصه

کوله باری سرشار

از تهی زیستنم را میبندم

مقصدم معلوم است

جاده ی تنهاییست

نه صدایی نه نوایی نه پناهی که بدان دل بندم

جز خدایی که در این نزدیکیست.....

زود هم خواهم رفت

طاقت ماندن نیست

هیچ کس هست که گوید بازآ

تو به این غربت تلخ؟؟؟

تکیه گاهم باشد سرپناهی محکم دستهایی پر مهر

چشم هایی پر راز..........

آری میدانم...

نیست که نیست...

من ندانم که چرا محکومم

من فقط میدانم که به قانون زمین محکومم
 
 
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 
روزگار غریبی است نازنین ...
و عشق را
کنار تیرک راه بند
تازیانه می زنند
...عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد ...

در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را
به سوخت بار سرود و شعر
فروزان می دارند
به اندیشیدن خطر مکن

... روزگار غریبی است نازنین ...
آنکه بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد ...
آنکه قصابان اند بر گذرگاهها مستقر
با کنده و ساتوری خون آلود

 
...روزگار غریبی است نازنین
...
و تبسم را لبها جراحی می کنند
و ترانه را بر دهان
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد ...
کباب قناری
بر آتش سوسن و یاس
...روزگار غریبی است نازنین ...
ابلیس پیروزمست
سور عزای ما را بر سفره نشسته است
خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد ...

·                    

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید:
چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟
چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟
اما افسوس که هیچ کس نبود ...چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید:
چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟
چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟
اما افسوس که هیچ کس نبود ...
همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ...
آری با تو هستم ...!
با تویی که از کنارم گذشتی...
و حتی یک بار هم نپرسیدی،
چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!!

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

اينک کنار خاطرات خودم من نشسته ام
بايد کتاب زندگي ام را ورق زنم....
قبل از حساب و کتابي که مي رسد
بايد خودم به حساب خودم رسم
با باوري که عبث به دنيا نيامدم....
در جنگ نور و سياهي به روزگار
من در کجاي جهان ايستاده ام؟

تفريق کائنات به هنگام رفتنم
از وضع کائنات به هنگام بودنم
اري جواب هر چه که شد
وزن بودنم
اما کنون نتيجه من در زمين خاک
مرغان بي گناه کم شده از ساحت زمين
اتمسفري که به شش ها کشيده ام
اب زلال که آلوده کرده ام
زخم نهاده به دل صـد هزار بار
عهد شکسته به تـــــعدادبي شمار
ديگر حساب توبه من از دست داده ام
اين است نقش من؟؟؟


در خاطرات خودم غوطه مي خورم
در جست و جو برگ سپيدي که روي آن
بنوشته دست کسي را گرفته ام
اما دريغ نيـــــــست
نوري به راه کسي؟؟
نه نبوده ام
لبخند بر لبان عزيزي نشانده ام؟؟
مي خوانم اين کتاب زندگي ام را دوباره من
شايد در آن ميانه بيابم دقايقي
تا در کنار رفيقي به رسم عشق
فرياد درد سکوتي شنيده ام
ايا ز چهره تبدار يک يتيم اشکي زدوده ام؟؟
دست غريب کسي را گرفته ام؟؟؟
بر سفره ام به مهر مانده به راهي نشانده ام؟؟
در ياد ياکريم
يک سفره را به ساحت ايوان تکانده ام؟؟
يک پرده بر گناه کسي من کشيده ام؟؟
يک نان شبانه به مسکيني خورانده ام ؟؟
فرق ميان بودن و نابودنم کجاست؟؟
يک مرغ بيشتر اتمسفري رها آبي زلال تر
مي کوم اين کتاب پر غلط عمر خويش را
تکليف روز حسابم چه مي شود؟؟
من مشق هاي عاشقي ام را نوشته ام؟
يک ذکر بي ريا ز قلبم گذشته است؟
اين شانه را براي بغض کسي قرض داده ام؟
از انچه را که خدا روزي ام نمود
يک لقمه خلق خدا را خورانده ام؟
نوشانده ام زلال محبت کسي؟دريغ
سطري ز عشق و عبادت که هيچ هيچ


آري خليفه خدا به زمين بوده ام ولي....
کالاي جنس خدا عرضه کرده ام؟
مهري محبتي سر سوزن عنايتي؟
عشقي عدالتي دل مردم رفاقتي؟
رد کرده ام امانت پاک خداي را؟
يک جرعه عشق در ره او؟
واي مـــــــــن که نيست
بنشسته بر کرامت اين خوان ايزدي
بشکسته صد هزار نمکدان خالقم
مي شويم اين نوشته ورق هاي عمر را
با اشک گرم خويش
اينک کتاب از نيمه گذشته است و من هنوز
در ارزوي برگ سپيدي به جست و جو
بر فصل هاي رفته خود مي کنم نظر


در بخش قرب الهي در اين کتاب
سطري نوشته نيست
در ان دو برگ خاکستري ز عمر
زان خرده کار خير هم که به قصد ريا شده ست
در ذيل ان نوشته خدايم به خط سرخ
پاداش ان به خلايق حواله شد
بران بايد و ناکرده هاي خويش
تصميم هاي به فردا سپرده ام
تاريخ ها همه ديروز و لحظه اند
تاريخ صفحه فردا نديده ام
آري در اين کتاب عمر فردا نيامده ست
شرمنده عمر ورق مي زنم چه سود...


اي واي از اين ضخامت بد کرده هاي خويش
من صفحه صفحه سياهي ورق زدم
در سطر سطر رفته خدا را نديده ام
من واژه واژه منيت رقم زدم
تکليف نانوشته چه بسيار مانده است
سر مشق هاي او که فراموش کرده ام
آن جا نوشته ببخشم ولي نشد
با حق و صبر جمله بسازم ولي نشد
با قهر و کينه چه بسيار جمله ها
اري قسم به جان زمان گريز پاي
خسران کتاب عمر مرا پر نموده است
روزي رسد که ندا مي دهد بخوان
آري بخوان کتاب خودت را حضور ما
وانگه خودت به خودت نمره اي بده
اي واي اگر به دست چپ اين جزوه را دهند
من شرم مي کنم که بخوانم کتاب خويش
با صفحه هاي پر از غفلت خدا
با دست و پاي و زبانم حضور او
بر مشق زندگي ام صفر مي دهم


اينک بهار شاد و دل انگيز عمر ماست
روزي خزان خسته هم از راه مي رسد
من قبل ان که برگه اين امتحان عمر
از دست من گرفته که تا نمره ام دهند
آري نوشته هاي غلط خويش را
با مهر آن مربي و پروردگار خويش
با صد هزار فرصت جبران اشتباه
در آن دمي که از اين عمر مانده است
تا رخصتي به جاست
با خواندن کتاب هدايت که پيش روست
در پاي درس اسوه رسولي که آمده ست
سر مشق بر گرفته ز پاکان روزگار
اصلاح مي کنم
وآنگه تمامي اوراق مانده را
طرحي ز جلوه آن نور مي کشم
در انتهاي ورق هاي اين کتاب در ابتداي راه
خرسند برگه خود را به او دهم
با نفس مطمئن بشتابم حضور او
راضي از او براي فرصت زيباي زندگي
راضي ز من ازآن چه نوشتم براي او
آري مرور کتابم تمام شد
پاييز از کنار پنجره دامن کشيد و رفت
من جوجه هاي خود را شمرده ام

 

 

 

 

   دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر می شود

   تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید. پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند

   چيزي که زن دارد و مرد را تسخير مي کند ، مهرباني اوست ، نه سيماي زيبايش

   بيهوده متاز که مقصد خاک است

   هر چه قفس تنگ تر باشد، آزادی شیرین تر خواهد بود

   هرگاه در اوج قدرت بودی به حباب فکر کن

   از زندگي لذت ببر چون آخر جاده زندگي يه تابلو هست كه روش نوشته دور زدن ممنوع 

   زندگي مثل بازي حکمه!! مهم نيست که دست خوبي نداري مهم اينه که يار خوبي داشته باشي؛ اينطوري ‏شايد حتي بتوني بازي باخته رو ببري

   زندگي صحنه ي يکتاي هنرمندي ماست، هر کسي نغمه ي خود خواند و از صحنه رود، صحنه پيوسته به جاست، خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد

   آسمان می بارد, گل می میرد, تو نه آسمان باش نه گل, زمین باش تا آسمان بر تو ببارد و گل در تو بروید

   بارون نباش كه با التماس خودت رو به شيشه بكوبي ... ابر باش كه همه منت باريدن تو رو بكشن

   در صفحه شطرنج زندگی همه ی مهره های من مات مهربانی تو شدند و من قلبم را به تو باختم

   محبت مثل يک سکه ميمونه که اگه بيفته تو قلک قلب ديگه نميشه درش اورد اگرم بخواي درش بياري بايد اونو بشکنی

   خدايا من اگر بد کنم تورا بنده ديگر بسيار است تو اگر با من مدارا نکني مرا خدايي ديگر کجاست؟؟؟؟

زمانی كه كنار رودخانه بودم نگاهم به قله ی كوه بود به قله ی كوه كه رسیدم سراپا محو تماشای رود شدم

   دوست داشتن کسي که لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است

   زن مانند شیشۀ ظزیف و شکستنی است . هرگز توانایی مقاومت او را نیازمایید . زیرا ممکن است شیشه ناگهان بشکند

   گاهی فرق انسان و سگ در آنست که اگر به سگی غذا بدهی هرگز تو را گاز نخواهد گرفت

   انسانهاي بي هدف مجبورند تمام عمر براي انسانهاي هدفمند کار کنند

   يادها رفتند و ما هم ميرويم از يادها. کي بماند برگ کاهي در ميان بادها

   عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود، عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود، شرط می بندم زمانی که نه زود است و نه دیر، مهربانی حاکم کل مناطق می شود

   هر که منظور خود از غیر خدا می طلبد ، او گدایی است که حاجت ز گدا می طلبد

   سریع ترین راه دریافت عشق بخشیدن آن به دیگران است

   سعی کن مثل خورشید زیاد نور ندی چون همه از نورت استفاده می کنن ولی اصلا نگات نمی کنن؛ سعی کن مثل ستاره کم نور بدی تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن

   اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به يکديگر نامحدود مي شود

   گل اگر خشک شود ساقه اش مي ماند دوست اگر جدا شود خاطره اش مي ماند

   آدما مثل كتابن از روي بعضي ها بايد مشق نوشت ... از روي بعضي ها بايد جريمه نوشت ... بعضي ها رو بايد چندبار خوند تا معنيشونو بفهميم ... و بعضي ها رو بايد نخونده دور انداخت

   عده ي زيادي هستند كه منتظر خوشبختي هستند. اما غافل از اينكه قانون طبيعت برعكسه اينه. اين ”خوشبختيه“ كه منتظر ماست. زيرا ما خالق او هستيم

   یادمان باشد خطوط قلبمان را زیاد اشغال نکنیم شاید خدا پشت خط باشد

   ارزش تو به اندازه آن چيزي است که به آن دل مي بندي پس مواظب باش که به کمتر از بي نهايت ، دلبند نشوی

 

خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد

   از همه چيز گذشتن و به همه چيز رسيدن مهم نيست . مهم از چه گذشتن و به چه رسيدن است

   گاه آنكه ما را به حقيقت مي رساند ,خود از آن عاريست....زيرا تنها حقيقت است كه رهايي مي بخشد

   مهم اين نيست كه قشنگ باشي ، قشنگ اينه كه مهم باشي! حتي براي يك نفر

   هرگز برای خوشبختی امروز و فردا نکن

   خطا کردن یک کار انسانی است امّا تکرار آن یک کار حیوانیست

   دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن آموخته است

   وقتی زندگی بخواهد كسی را فاسد كند آنجه را كه او آرزویش را دارد در اختیارش قرار می دهد

   ابر بارنده به دریا می گفت: گرنبارم تو کجا دریایی؟! در دلش خنده زنان دریا گفت: ابر بارنده تو خود هم از مایی

   در برابرکسی که معنای پرواز را نمیفهمد هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد

   مرد بزرگ، كسي است كه در سينۀ‌خود ، قلبي كودكانه داشته باشد

   تنها بنائی که اگربلرزه در بیاید محکمترمیشود، دل انسان است

   تنها موقعی حرف بزن كه ارزش سخنت بیش از سكوت كردن باشد

   عشق واقعا ضروریست به شرط آنكه عاری از خفت و خاری باشد

   هيچوقت شخصيت خودت رو براي کسي تشريح نکن. چون کسي که تو رو دوست داشته باشه بهش نيازي نداره، و کسي که ازت بدش بياد باور نمي کنه

   هیچ انسانی دوست ندارد بمیرد، اما همه آنها دوست دارند به " بهشت " بروند... اما ای انسانها... برای رفتن به " بهشت " ... اول باید مرد

 

 

 

 
 
چرا؟

چرا به جای اینکه خود مسئله رو پاک کنیم کلا صورت مسئله رو از بین می بریم؟؟؟!

چرا جنبه ایستادن در برابر حرف راست رو نداریم؟

چرا وقتی می بینیم یکی حرفش یکم با مزاق ما جور نیست می خواهیم کلا از عرصه گیتی حذفش کنیم!

چرا اگر حق با ماست عرضه بحث کردن منطقی رو در رابطه با اون موضوع رو نداریم؟

چرا به جای حرف منطقی همش یاد گرفتیم مغلطه بازی کنیم؟

چرا به جای پذیرفتن ضعفهامون همش دنبال بهانه های جور وارجوریم

چرا به جای پیشرفت خودمون همش دنبال تخریب دیگرانیم؟!!

و چرا؟چرا؟چرا....

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

از نظر من وجود انسان یه امر عاشقانه است زیاد تو جلد قانون موندن برای من خوشایند نیس...

میدونید چرا همه آدما خاطرات کودکی شون رو خیلی دوس دارن؟

برای اینکه کودک واقعیت رو نمی بینه.سختی رو زمان رو نمی فهمه...توی دنیایی غرقه که همه چی خیالیه...دست نیافتنیه اما قشنگه!

مثل عشق که دست نیافتنیه و خیلی قشنگه!!!

حالا یه خاطره قشنگ از دوران ۷-۸سالگی ام براتون تعریف میکنم...دوس دارم دوستایی که تا اینجا خوندن بقیه رو هم بخونن...!!!

تو اون دوران عروسک خیلی قشنگی داشتم همیشه با نخ و سوزن براش لباس میدوختم.زیاد خوشگل نبودنا...اما من فیض میبردم!!!!

تو همسایگی مون دوستی داشتم که هر از گاهی برای بازی کردن می امد خونمون و بیشتر بخاطر عروسکم دوس داشت بیاد...

دوستم یه خواهر عقب مونده جسمی داشت که یه چند وجب از عروسکم بزرگ بود اما از نظر جسمی ازمن  بزرگتر بود.

دوستم وقتی می امد خونمون خواهرش رو هم می اورد.

خواهرش میشد بچه من

و عروسک من میشد بچه دوستم!!!!!!!!!!!!

خواهر دوستم همه چی رو میفهمید...من بغلش میکردم-زیر چادر کوچیکم میگرفتمش-روپاهام میخوابوندمش-لا لایی میگفتم براش...

اون بزرگتر از من بود همه چی رو میفهمید اما جیک نمیزد...فقط ریز میخندید!

دوستم هم مثل من با عروسکم بازی میکرد اما عروسکم مصنوعی میخندید هیچی نمیفهمید...

نمیتونست راه بره...اما...

خواهر دوستم تو خاله بازی ها باهام راه میرفت

حتی اون پاهای کوچیک و کم طاقتش رو هم پای خودم میدوندم.اعتراضی نداشت و همچنان می فهمید و می خندید!

۵-۶سال بعد منو دوستم بزرگتر شدیم .دیگه خاله بازی نداشتیم.مشق هامون زیاد شده بود

فقط گاهی تو کوچه قایم باشک بازی میکردیم

و خواهر دوستم همونطور کوچیک مونده بود و ما رو از لای در نگاه میکرد و

با اندوه می فهمید و میخندید

اما دیگه دوستی نداشت!!!!!!!!!!!!!!

 

وقتی چادر گل گلی ام قد چادر مامانم شده بود

وقتی میرفتم خونه دوستم تا ریاضی حل کنیم خواهر دوستم می امد و رو پاهام می نشست

و به ما نگاه میکرد. ما غرق قانون معادله بودیم

و اون از ریاضی هیچی نمی فهمید اما لبخند می زد!!!!

یه روز که بعد از ظهر قشنگی داشتم

و برای چشام خط چشم میکشیدم و فکر میکردم بزرگ شدم

خواهر دوستم بزرگتر شد

و

برای همیشه رفت...!

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

روی سطرهای دفترم

گاه دراز می کشم

گاه

غم می خورم!

برادرم

با مقداری پسته لب باز

                      برای شعرهایم

                         حاشیه می کشد!!!

دوباره شاعر

        می شوم

با پسته ها

 قهقهه می زنم...

این زمستان

آدم برفی ها نیامدند!!!

آنها

دیگر بزرگ شدند...!

 

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

شب را روی تنم

میکشم

ستاره ها سر میخورند!!!

و

مردی که زیر گوشم زمزمه

میکند

دوستت دارم!


(۲)

هوا سرد است

کلاه میگذارم

            سرم!

شعر میگوم

باد

آنها

را

میبرد!!!

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

نه دل در دست محبوبي گرفتار، نه سردرکوچه باغي برسردار
 از اين بيهوده گرديدن چه حاصل ؟؟ پياده مي شوم، دنيا نگهدار

   بی تو بودن کار من نیست، تا دلت نرفته برگرد

   توي اردو گاه قلبتء منم يه اسير جنگيء تو منو شکنجه ميديءتوي اين قلعه ي سنگی

   اي كه از درد دلم با خبري / قرص دل درد مرا كي مي خري؟

    ماه به من گفت،اگر دوستت به تو پیامی نمی دهد چرا ترکش نمی کنی؟ به ماه نگاهی کردم و گفتم آیا آسمان تو را ترک می کند زمانی که نمی درخشی؟

   در یک آشنایی دوستانه ما با هم دست دادیم !! تو فقط دست دادی.. و من.. همه چیز از دست دادم

   موقعي که داري واسه بدست آوردن کسي ميدوي آروم بدو چون شايد يکي هم داره واسه بدست آوردن تو ميدوه

   صوير چشمان تو را در رويا ها كشيدم، باغ گلي از جنس مريم ها كشيدم، تو گم شدي در جاده هاي ساكت و دور، من هم به دنبال نفس هايت دويدم

   باز در کلبه ی عشق،  عکس تو مرا ابری کرد.عکس تو خنده به لب داشت ولی اشک ، چشم مرا جاری کرد

   در اخرين لحظه ديدار به چشمانت نگاه كردم و گفتم بدان آسمان قلبم با تو يا بي تو بهاريست

   هر چه قفس تنگ تر باشد، آزادی شیرین تر خواهد بود

    مثل شقايق زندگى كن:كوتاه اما زيبا،مثل پرستو كوچ كن:فصلى اما هدفمند،مثل پروانه بمير:دردناك اما...عاشق

   بهترينم اگر دل سپردن به تو يک خطاست به تکرار باران خطا ميکنم

   زندگي مثل بازي حکمه!! مهم نيست که دست خوبي نداري مهم اينه که يار خوبي داشته باشي؛ اينطوري ‏شايد حتي بتوني بازي باخته رو ببري

   می نويسم (( د ي د ار )) تو اگر بي من و دلتنگ مني ... يك به يك فاصله ها را بردار

   ما غم زده ي شهر خرابيم گر مئ نخوريم خانه خرابيم ما ز کس و کسي کينه نداريم يک شهر پر از دشمن و يک دوست مثل تو داريم

   گرچه سكوت بلندترين فرياد عالم است ولي گوشم ديگر طاقت فريادهاي تو را ندارد عزیز دلم كمي با من حرف بزن

   در صفحه شطرنج زندگی همه ی مهره های من مات مهربانی تو شدند و من قلبم را به تو باختم

   هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند

   هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببيننت و حسوديشون بشه که...... ماهشون مال منه

   محبت مثل يک سکه ميمونه که اگه بيفته تو قلک قلب ديگه نميشه درش اورد اگرم بخواي درش بياري بايد اونو بشکنی

 

 

طلــــــب عشــــــق 
يــــــادمــــــان باشد از امروزخــــــطايي نكنــــــيم
 گــــــر كه درخويــــــش شــــــكستيم صــــــدايي نكنيــــــم
 پــــــر پروانــــــه شكســــــتن هنــــــر انســــــان نيــــــست
 گــــــر شكستـيــــــم زغفــــــلت مــــــــــــن و مــــــايي نكنيــــــم
يــــــادمــــــان باشــــــد اگــــــر شــــــا خــــــه گلــــــي را چيــــــديم
 وقت پــــــرپــــــر شدنش ســــــازو نوايــــــي نكنيــــــم
يــــــادمــــــان باشد اگــــــر خــــــاطــــــرمــــــان تنهــــــا مــــــانــــــد طلــــــب عشــــــق، زهــــــر بــــــي ســــــرو پــــــايي نكنيــــــم
 
 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 


یادمان باشد در این بهر دورنگی و ریا

دگر حتی طلب آب ز دریا نکنیم

یادمان باشد اگر از پس هر شب روزیست

دگر آنروز پی قلب سیاهی نرویم

یادمان باشد دگر لیلی و مجنونی نیست

به چه قیمت دلمان بهر کسی چاک کنیم؟؟

یادمان باشد اگر این دلمان بی کس شد

طلب مهر زهر چشم خماری نکنیم

یادمان باشد از امروز جفایی نکنیم

گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم

خود بسازیم به هر درد که از دوست رسد

بهر بهبود ولی فکر دوایی نکنیم

جای پرداخت به خود بر دگران اندیشیم

شکوه از غیر خطا هست،خطایی نکنیم

و به هنگام عبادت سر سجاده عشق

جز برای دل محبوب دعایی نکنیم

یاور خویش بدانیم خدا یاران را

جز به یاران خدا دوست وفایی نکنیم

گله هرگز نبود شیوه دلسوختگان

با غم خویش بسازیم و شفایی نکنیم

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم

وقت پر پر شدنش ساز و نوایی نکنیم

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست

گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم

دوستداری نبود بندگی غیر خدا

بی سبب بندگی غیر خدایی نکنیم

مهربانی صفت بارز عشاق خداست

یادمان باشد از اینکار ابایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد

طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

ای سرآغاز کتاب زندگی

 ای تمام عشق ای معنای دین

 ای خدای دیگری روی زمین

 تو خداوندی ولی در آینه

 و خدا یعنی علی در آینه

 ای خدا من خاک این آیینه ام

 من گریبان چاک این آیینه ام

از سر من کم مکن این سایه را

 وا مگردان از من این سرمایه را

 من فقیرم سفره بازت کجاست

 تشنه هستم جام اعجازت کجاست

 باز بر بال و پرم دستی بکش

 من یتیمم بر سرکم دستی بکش

 بر من آواره این در را مبند

 الهای این کبوتر را مبند

 آب دریا را اگر نتوان کشید

 هم به قدر تشنگی باید چشید

 ای علی ای آفتاب بی دریغ

 ای خداوند گل و لبخند و تیغ

 آب و آتش را کسی همسر نکرد

عقل را با عشق همبستر نکرد

 مهر و قهر و کینه اما در تو جمع

کوه و دشت و ابر و دریا در تو جمع

 رمزی از چشمان خود با ما بگو

 حرفی از آن آبی دریا بگو

 چاه را چشم صداقت باز بود

 چاه آری چاه اهل راز بود

 ما ندانستیم رمز چاه را

 باز هم گم کرده ایم این راه را

 باز هم باید تو را در چاه جست

 باز هم در آب باید ماه جست

 گر چه از خورشید پیدا تر تویی

 باز هم از خویش تنها تر تویی

 چیست از نام تو پر آوازه تر

 ما چه داریم از کلامت تازه تر

 ای محبت دکمه پیراهنت

 بوی الفت می وزد از دامنت

 ذوق من با یاد تو گل می کند

 شعر من میل تکامل می کند

 من از اول با تو عادت داشتم

 و تو را جز خود نمی پنداشتم

 من تو را آنگاه در خود یافتم

 که به نام تو تولد یافتم

 کودکی با نام تو آغاز شد

 با تو بال زندگانی باز شد

 نام تو در شیر مادر موج زد

 در وجود من سراسر موج زد

 مادرم با نام تو مانوس بود

 آری او هم اهل اقیانوس بود

 راه بردن چون از او می خواستم

 یا علی می گفت و بر می خواستم

 یا علی می گفتم و پا می شدم

 غنچه می خندیدم و وا می شدم

 خنده می زد زندگی بر بال من

 عشق می آمد به استقبال من

 خستگی از جان من پر می گرفت

 بال من بوی کبوتر می گرفت

 چون نجات از چشم بد می خواستم

 یا علی از تو مدد می خواستم

 در فضای چشمت ایمان خانه داشت

 عشف در آن گوشه مهمان خانه داشت

 روزهای تشنگی ای نور ناب

سایه می انداختی بر آفتاب

  ای علی جان فصل سرخ انتقام

حیف باشد ذوالفغارت در نیام

 این خوارج این خوارج باز هم......

 ملت از عشق خارج باز هم.......

 تیغ باید تا خداوندان زر

 دست بردارند از این شور و شر

 نیست حرفی غیر از این با اهل رد

 با زبان تیغ باید حرف زد

 حیف باشد باز هم اینگونه حیف

 باز باشد سفره ابن حنیف

اشک زیر اهل ایمان تا به کی

 سفره های خالی از نان تا به کی

 این فقط فصل است بی پایان که نیست

 راستی این درد بی درمان که نیست

 عاقبت آن عشق طغیان می کند

ظلم را از پایه ویران می کند

 باز نجوا کن شبی را با کمیل

 تا ببارد آسمان از دیده سیل

 شور بر پا کن مرا در من شکن

 این من بی مایه را گردن شکن

  آرزو دارم دلم را خون کنی

  مرا این بار دیگرگون کنی

 چشمهایم میل بارش کرده اند

 امشب از من شعله خواهش کرده اند

 با نگاهت شعله ای در من بزن

 آتشی در قلب این خرمن بزن

 هر که دردی در درونش خفته است

 دائما آرامشش آشفته است

 هر که با سختی تفاهم کرده است

 شعر خود را وقف مردم کرده است

 عشق یعنی شب نخفتن با علی

 در دل شب راز گفتن با علی

 عشق یعنی با علی تنها شدن

 قطره ای بودن ولی دریا شدن

 عشق یعنی راست بودن با علی

 عشق یعنی ، عشق یعنی یا علی

 

 

راد اس ام اس دات کام

اس ام اس خنده دار و سرکاری جدید - www.radsms.com

گلچین روزگار عجب خوش سلیقه است !

میچیند آن گلی که به عالم نمونه است!

هیئت محبان بن‌لادن !!!

.

.

.

یک عدد نان سنگک، از دوره‌ی دویست تومانی، در فریزر مانده،

کاملاسالم، بدون کپک، به بالاترین پیشنهاد فروخته می‌شود.

قیمت پایه ۳۰۰ تومان !

.

.

.

اگر یه روز از خواب بیدار بشی و ببینی تموم زندگیت یه فیلم بوده

اسم فیلمت رو چی میذاری !؟

.

.

.

شب عروسی غضنفر بهش میگن بابات مُرد

میگه : حالا این مسخره بازیای بابامو ببینا !

.

.

.

معلم: ۱۰ تا سیب داریم من ۹ تاشو میخورم، چند تا سیب میمونه؟

بچه: همون یکی رو هم وردار بخور بدبخت سیب نخورده !

.

.

.

به زمانی رسیدیم که دیگر بنی آدم ابزار یکدیگرند . . . !

.

.

.

امسال سال عجیبیه :

۲ رقم آخر سال تولدت رو ، با سن خودت جمع کن ، میشه ۹۰ !

این جریان عجیب هر ۸۲۳ سال یک بار اتفاق میافته !

.

.

.

به غضنفر میگن خدا رو میشناسی ؟

میگه وقتی رفت و آمد نباشه از کجا بشناسم !؟

.

.

.

غضنفر ماشینش منحرف میشه تو خاکی

میگه : یا حضرت عباس ماشینمو دادم دست تو

حضرت عباس میگه : غلط کردی ! چرا تو آسفالت ندادی !؟

.

.

.

آیا می‎‏دانید که دلفین‏ها آن قدر باهوشند که در طی چند هفته

می‏توانند انسان‏ها را طوری تربیت کنند تا روی لبه استخر بایستند

و برای آن‏ها ماهی پرت کنند!؟

.

.

.

شاباش چیست ؟

حرکتی است محترمانه برای وحشی کردن شخص در حال رقص !!!

.

.

.

یه خانمی لکنت زبون داشته

می ره مغازه پلاستیک فروشی می گه آقا ببخشید

دددددددددددبه دارید؟

فروشنده میگه داشتیم، ولی همشو سوراخ کردی!

.

.

.

یه سوال دارم

این عربها “چ” ندارن، چه طوری عطسه می‌کنن!؟

.

.

.

قبض آب غضنفر زیاد میاد

به بچه هاش میگه ، فردا که رفتم پرینت آب رو گرفتم

معلوم میشه کی هی میره دستشویی !!

 

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

جملات بسیار زیبا و پر مفهوم ( جبران خلیل جبران )

http://radsms.com

ای که در رنج و عذابی ! تو آنگاه رستگاری که با ذات و هویت خویش یکی شوی

آموختن تنها سرمایه ای است که ستمکاران نمی توانند به یغما ببرند

مردم ! هشدار ! که زیبایی زندگانی ست ، آن زمان که پرده گشاید و چهره برنماید .

رابطه قلبی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد

هشدار ! تنها به عزم نیاز اگر به معبد درون شوید ، هرگز هیچ نیابید

اگر بکوشی و در پی نصیبی حتی برای خود باشی بدان که صالحی

معرفت زمانی تکامل می یابد که کار و کوشش با آن همراه باشد

بجاست دوستی بخواهی که به روزهایت تلاش و به شبهایت آرامش بخشد

شادمانی اسطوره ایست که در جستجویش هستیم

آرامش گهواره ای ست بر دامن خاک و سنگ پله هایی به جانب افلاک

از ابرانسان است که انسان های برتر دلگرمی و شجاعت می گیرند

عشق هنگامی که شما را می پرورد شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کند

به رویاها ایمان بیاورید که دروازه های ابدیت اند

انسان فـرزانه با مشعـل دانش و حکمت، پیش رفته و راه بشریت را روشن می سازد

ایمان از کردار جدا نیست و عمل از پندار

زجر کشیده ! تو آنگاه به کمال رسیده ای که بیداری در خطاب و سخن گفتنت جلوه کند

چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به دعا برداری

رنجدیده ! اگر بکوشی تا چیزی از مال خویش را به مردم بذل کنی بی تردید رستگاری

اگر گام در معبدی نهادی تا اوج فروتنی و هراس خود را اظهار کنی ، برای همیشه برتری کسی نسبت به کس دیگر نخواهی یافت . برای تو کافی است که گام در معبدی نهی ، بی آنکه کسی تو را ببیند

هنگامی که در سکوت شب گوش فرا دهی خواهی شنید که کوهها و دریاها و جنگلها با خود کم بینی و هراس خاصی نیایش می کنند

چون عاشقی آمد، سزاوار نباشد این گفتار که : خدا در قلب من است ، شایسته تر آن که گفته آید : من در قلب خداوندم.

اندوه و نشاط همواره دوشادوش هم سفر کنند و در آن هنگام که یکی بر سفره ی شما نشسته است ، دیگری در رختخوابتان آرمیده باشد.شما پیوسته چون ترازویید بی تکلیف در میانه اندوه و نشاط

بسیاری از دین ها به شیشه پنجره می مانند.راستی را از پس آنها می بینیم، اما خود، ما را از راستی جدا می کنند

حاشا که آواز آزادی از پس میله و زنجیر به گوش تواند رسید و از گلوگاه مرغان اسیر

چه ناچیز است زندگی کسی که با دست هایش چهره خویش را از جهان جدا ساخته و چیزی نمی بیند، جز خطوط باریک انگشتانش را

نیازهای انسان در حال دگرگونی است و تنها چیزی که دگرگون نمی شود عشق به اوست ؟ زیرا عشق او باید پاسخگوی نیازهایش باشد

اگر کار و کوشش با محبت توام نباشد پوچ و بی ثمر است ، زیرا اگر شما با محبت به تلاش برخیزید ، می توانید  ارواح خویش را با یکدیگر گره بزنید و آنگاه همه شما با خدای بزرگ پیوند خورده اید

ذات آدمی اقیانوسی است خارج از محدوده وزن و سنجش . ذات خود را شکوفا می سازد مانند گلی با گلبرگهای  غیر قابل شمارش

در پهنه ی پندار و خلسه ی خیال ، فراتر از پیروزیهای خود بر نشوید ، و فروتر از شکستهای خود نروید

پیشوایان ، دانه های نبات و گیاهان ناشناخته و شگفت انگیزی هستند که به هنگام باروری و کمال قلبشان به باد هدیه می شود تا بر روی زمین پراکنده شوند

تاسف ، ابرسیاهی است که آسمان ذهن آدمی را تیره می سازد در حالی که تاثیر جرائم را محو نمی کند

نفرین بر او که با بدکار به اندرز خواهی آمده همدستی کند. زیرا همرایی با بدکار مایه رسوایی، و گوش دادن به دروغ خیانت است

به روزگار شیرین رفاقت سفره ی خنده بگسترید و نان شادمانی قسمت کنید . به شبنم این بهانه های کوچک است که در دل ، سپیده می دمد و جان تازه می شود

این کودکان فرزندان شما نی اند ، آنان پسران و دختران اشتیاق حیاتند و هم از برای او .از شما گذر کنند و به دنیا سفر کنند ، لیکن از شما نیایند . همراهی تان کنند ، اما از شما نباشند

از یک خود کامه، یک بدکار، یک گستاخ، یا کسی که سرفرازی درونی اش را رها کرده، چشم نیک رای نداشته باش

دهش (بخشش )، آنگاه که از ثروت است و از مکنت ، هر چه بسیار ، باز اندک باشد ، که واقعیت بخشش ، ایثار از خویشتن است

پند آموز است ماجرای مردی که زمین را می کاوید تا ریشه های بی ثمر را از اعماق زمین بیرون کشد ، اما ناگاه گنجی بزرگ یافت ؟!

مگر نه چیزی که امروز در تسلط توست ناچار روزی از دست تو خواهد رفت ؟ پس ، اکنون از ثروت خویش ببخش و بگذار فصل عطا یکی از فصلهای درخشان زندگی تو باشد

چشمه ساری که خود را در اعماق درون شما پنهان ساخته است ، روزی قد خواهد کشید و فوران خواهد کرد و با ترنم و نغمه راه دریا را درپیش خواهد گرفت

شعوری که در پهنه درون کسی فرود آمد ،  هرگز دوبال خود را به دیگری عاریه نمی دهد

هنگام نیایش به روح خود امکان اوج می دهی تا در همان لحظه با تمام ارواحی که نیایش می کنند یکی شود ، ارواحی که جز از طریق دعا هرگز به جمعشان نخواهی پیوست

عبادت ، گستردن جان است بر کرانه ی هستی و آمیزش انسان است با اکسیر حیات

هر ضعیف و ناچیزی که در میان شما عذاب دیده و نابود گشته است ، نیرومندترین و ایستاده ترین چیزی است که در هستی شماست

راز نیکی تو در اشتیاقی است که با ذات نیرومند و سرکش تو گره خورده و این اشتیاق در همه شما یکسان نیست

آن که گرفتار رنج و عذاب شده اما با ذاتش و هویتش همنواست همانند کشتی است که سکانش درهم شکسته و در اطراف جزایر و دریاها سرگردان است و از هر طرف محاط در خطرها ، ای بسا که غرق نشود و به قعر دریا فرو نرود

حیات درختان در بخشش میوه است . آنها می بخشند تا زنده بمانند ، زیرا اگر باری ندهند خود را به تباهی و نابودی کشانده اند

به فرزند عشق خود توانید داد، اما اندیشه تان را هرگز ، که وی را افکاری دیگر به سر است ، تفکراتی از آن خویشتن

شما دل به یار خود بسپارید ، ولی نه برای نگهداری آن ، زیرا فقط گرمی زندگی است که می تواند دلها را حفظ کند

اگر سزاوار است آن است که دوست با جزر زندگی ات آشنا شود ، بگذار تا با مد آن نیز آشنا گردد ، زیرا چه امیدی است به دوستی که می خواهی در کنارش باشی ، تنها برای ساعات و یا قلمرو مشخصی ؟

درختان شعرهایی هستند که زمین بر آسمان می نویسد و ما آنها را بریده و از آنها کاغذ می سازیم تا نادانی و تهی مغزی خویش را در آنها به نگارش درآوریم

گروهی از مردمند که اندکی از ثروت کلان خویش را می بخشند و آرزویی جز شهرت ندارند . این خودخواهی و این شهرت پرستی که به طور ناخودآگاه گرفتارش هستند بخشش آنان را ضایع می سازد

و مردم هرگز نمی دانند پیشوا جز ذات عظیم آنها که به سوی آسمان سیر می کند ، شکاری ندارد

هیچ کس نمی تواند چیزی را به شما بیاموزد جز آنچه که در افق دید و خرد شما وجود داشته و شما از آن غافل بوده اید

قلب شما در سکوت و آرامش ، به اسرار روزها و شبها شناخت می یابد ولی گوشهایتان در حسرت و آرزویند که آوای چنین شناختی را که بر قلبهایتان فرود می آید ، بشنوند

گنجی که در اعماق نامحدود شما حبس شده است ، در لحظه ای که خود نمی دانید ، کشف خواهد شد

کسی که بخشش می کند زمانی به نشاط واقعی دست می یابد که پس از جستجوی فراوان نیازمندی را پیدا کند که عطای وی را بپذیرد .تلاش برای یافتن چنین شخصی ، از ایپار لذت بخش تر است

به پزشک خود ایمان داشته باشید و به گفته هایش ، که جز دارویی شفا بخش نیست ، اعتماد کنید و جرعه تلخ او را با طمانینه و خاطری جمع سرکشید

به هنگام باز ایستادن تنفس ،نفس از تکرار پی در پی آزاد  می شود و تلاش برای آزادی از زندانی مخوف و اوج گرفتن در فضایی گسترده و پر از آثار حیات به سوی پروردگار ادامه می یابد ، تا بی پرده به وصال برسد

شاید بتوانید دست و پای مرا به غل و زنجیر کشید و یا مرا به زندانی تاریک بیافکنید ولی افکار مرا که آزاد است نمی توانید به اسارت در آورید

آنگاه مردم را درست می ببینی که در بلندیهای سر به آسمان کشیده حضور داشته باشی و نیز در منزلگاههای دور

جهت الهی شما ، دریایی است پهناور و بی ساحل . ذات الهی شما از ازل پاکیزه بوده است و تا ابد نیز خالص و پاک خواهد ماند

همه آنچه در خلقت است ، در درون شماست و هر آنچه درون شماست ، در خلقت است

گروهی دریای زیبای حقیقت را به درون خود نهان دارند و زلال آنرا در پیاله کوچک کلام نمی کنند . به گرمای مهربان سینه ی آنان باشد که جان به سکوتی موزون ماوی گزیند

اگر از دوست خود جدا شدی ، مبادا که بر جدایی اش افسرده و غمین گردی ، زیرا آنچه از وجود او در تو دوستی و مهر برانگیخته است ، ای بسا که در غیابش روشن تر و آشکارتر از دوران حضورش باشد

چه حقیر است و کوچک ، زندگی آنکه دستانش را میان دیده و دنیا قرار داده و هیچ نمی بیند جز خطوط باریک دستانش. در خانه نادانی ، آینه ای نیست که روح خود را در آن به تماشا بنشیند

با سالخوردگان و افراد با تجربه مشورت کنید که چشمهایشان ، چهره ی سالها را  دیده و گوشهایشان ، نوای زندگی را شنیده است

کامل ترین پاداش برای انسان ، بخششی است که بتواند امیال هستی اش را تغییر دهد و خواستهای دو لب خشکیده از عطش او را دگرگون سازد و تمام زندگی اش را به چشمه های همیشه جوشان و ابدی تبدیل کند

شکنجه ها عشق به شما روا می دارد تا به رازی که در دلهایتان نهفته است پی برید و بدین وسیله جزئی از قبل حیات باشید

انسانیت روح خداوند است در زمین.در اعماق روح، شوقی است که انسان را از دیده به نادیده ، و به سوی فلسفه و ملکوت سوق می دهد

شما در بسیاری از رنجها بر سر دو راهی قرار گرفته اید ، و این رنجها جرعه هایی هستند بسیار تلخ و زهرآگین که پزشکی حکیم و چیره دست بیماریهایی را که در درونتان ریشه دوانیده اند ، با آنها علاج می کند

طبیعت با آغوشی باز و دستانی گرم ، از ما استقبال کرده و می خواهد که از زیبایی اش لذت بریم.چرا انسان باید آنچه در طبیعت ساخته شده است را از بین برد ؟

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

اس ام اس به زبان کردی ، پیامک کردی

http://RadsMs.com

sms falsafi

شةوقی أوویی تؤیة رووناکی دپی سةوداسةرم

بؤ تریفةی ماهی أووت ضةن بص‌سةروسامانة شةو

معنی :

شوق دیدار روی تو روشنی‌بخش دل سودایی من‌است

بی‌ فروغ ماه رویت، جلوه و جلایی ندارد شب

.

.

.

هه رچه ند که نات بینم

به ڵام ده نگی خه نده ت

ئه بزوێنێ

دڵی سڕم

معنی:

هیچ می دانی

هر چند که ناپیدایی

اما دل شکسته ام می گوید

می آید صدایی

.

.

.

گیانا که م  زو  وه ره  نازدارم  زو  وه ره  به س  جاری  بت بینم

گیانم  بو  خوت  به ره

معنی :

جانان من زود بیا نازنینم زود بیا تا برای یک بار هم که شده ببینمت

جانم را بگیر و برای خود ببر

ادامه در لینک زیر


.

.

.

باخی بةهةشتم ، روخساری تؤیة ضاوم تامــةزرؤی دیداری تؤیة

یـادی ثیرؤزت هـةر لـة دپـمایة تا أؤذی دوایـی کـؤتایی نایة

معنی :

باغ بهشت من ، رخسار توست دیدگانم مشتاق دیدار توست

یاد متبرک تو مونس دل من است وتا روز بازپسین همراه اوست

.

.

.

یاران تةطبیرص ، زامـم کـاری‌یة دةردی ئةمجـارةم ئةوینداری‌یة

کؤترة باریکة نصضیری بـاز بص هةرطیزناتوانص بفأص،دةرباز بص

معنی:

یاران چاره‌ای! زخم من کاریست چراکه درد م این‌بار،درد عشق است

کبوتری‌که به چنگ شاهین افتاده‌است نه مجال پروازش هست نه راه گریزی

.

.

.

بـص تؤ هـةناوم باخی بـص‌ئاوة طوپـی ئـاواتم سیس و ذاکـاوة

ضاوم لـة أصذنةی بةزةیی تؤیة بةسیةتی خةزان وادةی ضرؤیة

معنی :

بی یادت دلم باغ تشنه‌ای خواهد‌شد بی یادت گل امیدم خواهد پژمرد

چشم امیدم به باران رحمت توست پس پاییز مرا بهار پرشکوفه‌ گردان

.

.

.

ضؤن نةطرییم من بة کوپ، شصواوة لصم أؤذ و شةوم

بؤ تةوافی أؤذی رووت شصواوة و سةرطةردانة شةو

معنی :

چگونه نگریم منی که روز و شبم را بازنمی‌شناسم

بهر طواف خورشید روی توست که شب سرگردان است

.

.

.

خةرمةنی ذینم بة بادا ضوو بة دةس هیجرانی تؤ

من دةسووتصم و شةمیش بؤ حاپی من طریانة شةو

معنی :

خرمن هستی‌ام را هجران تو به دست باد سپرد

من می‌سوزم و شمع نیز بر حالم می‌گرید شب

 

 

 

مهمان....

 

منم من مهمان هرشبت ..... لولی وش مغموم....

عشقت شبیه حادثه ای بد تمام شد

در یک غروب تلخ و مردد تمام شد

شب بوسه های عاشقی ام صبح روز بعد

باران که روی صورت من زد تمام شد

با آن که خط فاصله هامان زیاد بود

عشق تو با شکنجه ممتد تمام شد

صد بار گفته بود دلت دوست دارمت

دیدی چه زود ... یک ... دو ... نود ... صد ... تمام شد

این ماجرا بدون وداع و بدون حرف

وقتی کسی به جای من آمد تمام شد....

مساله: مهمان ناخوانده خوب است یا بد!!!؟... جوابهای خود را به صندوق پستی دبلیو ...یه دونه یو ....دو دونه یو  بفرستید .... هزینه ارسال به عهده شرکت طراح سوال می باشد....

به قید قرعه به یک بی قید بی قرعه جوایز ارزشمندی تعلق خواهد گرفت ....

خط بالا جسارت به هیچ یک از خواننده های محترم ...اعم از مرد و زن ...کوچیک و بزرگ ... زنبیل و بر دار و بیار....آیا پیاز برای سرما خوردگی خوب است یا در این پرده های سفید راز دیگری هم نهفته ...به ز طبیبان مدعی.... باشد که از خزانه غیبش دوا کنند...

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

آیا میدانید “شب بخیر” در آخر بعضی اسمس ها

مساوی با “خفه شو دیگه ” است!؟

.

.

.

یک دستگاه الاغ مدل بالا

تیپ قاطر

سم اسپرت

ارتفاع تا زانو

دارای کارت یونجه

مصرف صدی یه مشت علف !

گردن هیدرولیک

دزدگیر مجیک جفتک

پالان چرمی

بوق عرعر بلبلی

طوسی متالیک

فروشی محصول ۲۰۱۱ شرکت غضنفر  !

.

.

.

حیف نون صبح از خواب بیدار می شه میره نون سنگک بگیره

می بینه شده ۶۰۰ تومن.

می گه:‌ اوه اوه! از اصحاب کهف هم بیشتر خوابیدم!

.

.

.

این خرٍ درونمه که دوست داره !

وگرنه میدونی که خودم ازت متنفرم !

.

.

.

پیامک حیف نون به نامزدش:

با تو هرگز، بی تو اصلا، باهم عمرا !

.

.

.

قدیما برق ها رو روشن میذاشتیم میرفتیم مسافرت،

دزده فک کنه یکی خونه هست، الان هرجوری حساب میکنیم

برق ها رو خاموش کنیم و دزد بزنه به صرفه تره !

.

.

.

ازدواج یعنی از دست دادن توجه تعداد کثیری از افراد

و بدست آوردن بی توجهی یک فرد !

.

.

.

خدایا به خوبان عزت داده ای به بدان ثروت

نکند ما به تماشای جهان آمده ایم!!؟

.

.

.

فقط کاشف الکل رازی نبود !

مصرف کنندگان الکل هم راضی اند

.

.

.

اگر داری زنی زشت و دغل باز / تو نیکی میکن و در دجله انداز

بکن خود را خلاص از دست آن زن / که ایزد در خیابانت دهد باز !

.

.

.

اینایی که همه چیزو رو دسکتاپ سیو می‌کنن

همونایی هستن که از راه می‌رسن شلوارشونو پرت می‌کنن گوشه‌ی اتاق !

.

.

.

بدنبال ناکامی طرح چاپ عکس قلب و روده و قلوه

بر روی پاکت سیگار در ایجاد بی میلی نسبت به

مصرف سیگار

شرکت دخانیات طرح نوشتن “فحش…خواهر – مادر”

را در آینده نزدیک عملی خواهد کرد

.

.

.

سالهای متمادیه برام سواله

واقعاً… ، توکه با عشوه گری، از همه دل میبری ، منو شیدا میکنی ، چرا

نمی رقصی ؟؟؟؟

مشکلت دقیقاً چیه ؟!؟!؟!

.

.

.

اونی که رفت اگه برگرده از دوست داشتن نیست واسه اینه که بهترشو پیدا نکرده

.

.

.

می دونی چرا با ازدواج دین آدم کامل میشه؟

چون تا قبل ازدواج فکر میکنه دنیا بهشته …!!؟

اما بعدش به جهنم اعتقاد پیدا میکنه!!!؟؟؟؟

.

.

.

تفسیر “یک دقیقه”، از زبان کسی که پشت در توالت منتظر ایستاده

با کسی که داخل توالت است, نشان می دهد که زمان یک تعریف واحد ندارد !

.

.

.

غضنفر یه دوقولو میبینه بعد میزنه زیر خنده

میگن چرا میخندی..؟

میگه تابلوئه فوتوشاپه !

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

اس ام اس های خنده دار جدید دی ماه ۸۹

 

اس ام اس های جدید خنده دار - www.RadsMs.com


پرواز شماره ۱۴۴ تهران مشهد سالم به زمین نشست !

مسئولین در حال برسی علت این حادثه هستند !

.

.

.

مرد یعنی یک جهان بیچارگی !

مرد یعنی یک بلای خانگی !

مرد یعنی آسمانی بی فروغ !

مرد یعنی هرچه میگوید دروغ !

مرد یعنی شوره زاری بی علف !

مرد یعنی عمر زن با او تلف !

.

.

.

دوستت دارم قد یه بشکه بنزین

خاطرخواتم قد یه پمپ بنزین

روز تولد تو بهترینم، هدیه بهت میدم یه کارت بنزین!

.

.

.

غضنفر از کلاس راهنمایی رانندگی میاد

بهش میگن بابات فوت کرد ، میگه : مار زدش ؟

میگن آره

میگه : از پشت زدش ؟

میگن آره

میگه مار مقصره !

.

.

.

بعد از ۳ برابر شدن قیمت نان و آب  اعلام شد :

نظافت هیچ ربطی به ایمان ندارد!

رمضان به ۶ ماه افزایش یافت !

مهمان دشمن خداست !

.

.

.

جدیدترین تابلوی راهنمایی و رانندگی !

جاده غضنفر دارد ! خطر پرتاب سنگ !

.

.

.

فروش ویژه بلیط یکطرفه به مقصد بارگاه الهی !

“هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران”

.

.

.

اگر تبعیدت کردن باهاتم ، اگر شکنجت کردن باهاتم

اگر اعدامت کردن باهاتم

ولی اگر بنزین خواستن ، من با اونام ! گفته باشم !

.

.

.

چو هرگز نیابی نشانی ز شوی / ز گهواره تا گور دانش بجوی

ستاد تشویق دختران به درس خواندن !

.

.

.

بچه پر رو کیست؟

موجودیست نیمه محترم که بعد از گ وز ی دن و ضایع شدن در جمع مهمانی

محل حادثه را ترک نکرده و دوباره سر صحبت را باز میکند !

.

.

.

دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟

ماه یکیه … خورشید یکیه … زمین یکیه … خدا یکیه … مادر یکیه … پدر یکیه

منم یکی هستم !

.

.

.

می گن مردهای مجرد کمتر از مردهای متاهل عمر می کنند

اما مردهای متاهل بسیار بیشتر از مردهای مجرد آرزوی مرگ میکنن!

.

.

.

از سرسبزترین نقطه ی قلبم… یونجه نثارت می کنم !

.

.

.

اگه می دونستی دستای سرد من چقدر به گرمی دستات نیازمنده

اینقدر دست تو دماغت نمی کردی !

 

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

اس ام اس خنده دار و سرکاری جدید - www.radsms.com

وقتی کاملا از زندگیت نا امیدی از مامانت می پرسی

مامان چرا منو دنیا اوردی ؟

بعد از کلی منو من کردن میگه :

عزیزم اگه راستشو بخوای تو فقط قرار بود یه بوس باشی !

.

.

.

کارت عروسی غضنفر :

شروع مراسم از ساعت ۶ تا هر وقت که دعوا شد !

.

.

.

به غضنفر میگن چرا دهنت پر قیره؟

میگه : هیچى ، بابام دهنمو آسفالت کرد !

.

.

.

ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﻟﻜﻞ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺑﭙﺮﻩ

ﺧﺎﻃﺮﻩ ، ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﺳﺖ ، ﻣﯽ ﻣﻮﻧﻪ ﻭ ﺩﻫﻨﺘﻮ ﺳﺮﻭﻳﺲ ﻣﯽ ﻛﻨﻪ !

.

.

.

نصیحت غضنفر به فرزندش : تا وقتی زور داری از عقلت استفاده نکن !

.

.

.

در مسابقات” انجام حرکات خرکی ” در شهر غضنفر

خود “خر” درمرحله مقدماتی حذف شد !

.

.

.

سوال امتحان غضنفر :اسب سفید رستم چه رنگی بود و مال کی بود؟

جواب غضنفر :مشکی بود و مال زورو بود !

.

.

.

وقتی مضرات سیگار رو توی یه مجله خوندم

انقدر ترسیدم که قسم خوردم دیگه مجله نخونم !

.

.

.

قرعه کشی بانک دیروز: هزاران دستگاه خودرو سواری

قرعه کشی بانک امروز: هزاران لیتر بنزین

قرعه کشی بانک فردا: هزاران نان سنگک !

.

.

.

فارسی را پاس بداریم

زین پس به جای واژه غریب موبایل بگوییم:آلت تماسولی!

.

.

.

یه عمر رفتیم سینما آخر نفهمیدیم دسته های صندلیش ماله خودمونه یا بغل دستیم !

.

.

.

خسیسه واسه زنش کارت شارژ میخره میگه:

بزن ستاره ۱۴۰…ستاره بزنه تو کمرت..

مربع…از خون سگ حرومتر باشه.. حالا اوکی کن..!

 

 

 

در فراق رمضان

 

باز هم آن مونس دل زین غمستان میرود
گرچه خوش آمد ولی همراه حرمان میرود
باز هم زین غمسرا رحل اقامت برگرفت
جلوه ای بنمود خوش اما شتابان میرود
شام ما از جلوه اش چندی بسان روز بود
ای دریغا کان فروغ یار جانان میرود
کلبة تاریک ما شد روشن از شمع رخش
پس چه زود از بزم یاران آن فروزان میرود
یار در شبها و دل را محرم اسرار بود
اینک آن سنگ صبور قلب نالان میرود
همدم دل در سحرها راحت جان را چه شد
مر که شد آزرده کز این کوی و سامان میرود
همچنان روح آمد و بر مردگان بخشید جان
شد چه کوته زندگی کز جسم ما جان میرود
چند روزی در برش دل فارغ از هرقید بود .
قید غم برپای دل بنموده اینسان میرود..
درد ما را بهر درمان نسخه آورد از طبیب
از چه رو دارالشفاء را بسته پنهان میرود
درد جانسوز بشر را بود درمان از چه رو
قفل بنمود دست باب بذل و احسان میرود.
بار دیگر دل قرین رنج و محنت شد چو او
زین بهارستان فیض و فضل و عرفان میرود.
این کویراز مقدمش همچون گلستان شد ولی
بار دیگر شد زمستان چون بهاران میرود
عهد بربستی چو با او کن وفا حکاک چون
این دو روز عمر چون صید گریزان میرود

 

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

 

 

 
 
 
شقایقشقایق درد من یکی دو تا نیست

آخه درد من از بیگانه ها نیست



کسی خشکیده خون من رو دستاش

که حتی یک نفس از من جدا نیست


 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

 
 
 
کسی به زخم دل آسمان نمک زده است

به عشق بین تو و شهر ، مهر شک زده است

دوباره کوله شب روی دوش مهتاب است

دل درخت برای بهار لک زده است

کدام گریه شکسته ست شاخه دل را

کدام چشم به کنج دلم سرک زده است

نشسته شاخه گل زیر حجم پائیزی

و کوزه های سفالی دل ترک زده است

دل کویری ما مانده است منتظرت

دل درخت برای بهار لک زده است

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

 
 
 
شعر من قصه بی دردی نیست

شعر من درد دل است

شعر من جلوه آمال من است

شعر من اشک دل است

شعر من جلوه گه شادی نیست

شرح خونین دل است

جوشش عشق و وفاست

شعرم احرام ،  زخون دل من

بسته در حج نیاز

شعر من شوق رضاست

شعر من عشق به کانون صفاست

زنده از عشق خداست

 

 
 
 
دردمند قصه توام ،

ساده و صمیمی و صبور ،

می برم تو را به بالهای عشق ،

می دهم تو را ز کوچه های گل ، عبور

می نشانمت به شانه های شوق ،

می رسانمت به کوی آرزو ،

تا بسازمت دوباره ، سبز سبز ،

می کشم به پای تو هزار نهر ،

 چشمه چشمه ، جو به جو ،

تا ترانه ات ، سمن کشد به رقص ،

تا ترنمت ، چمن کشد به شوق ،

غرق آب دیده می کنم تو را ،

غرق در جوانه می کنم تو را ،

غرق در ترانه می کنم تو را ،

مژده می دهم تو را به ابرها ،

مژده می دهم تو را که قطره قطره آبها ،

مژده می دهم تو را که این زلال  رود عشق ،

بوسه بر لبان تشنه ات زنند ،

                                 

 

صبحدم،

مرغ چمن با گل نوخواسته گفت:

ناز کم کن، که در این باغ

بسی چون تو شکفت.

گل بخندید که از راست نرنجیم

ولی

هیچ عاشق

سخن سخت به معشوقه نگفت.....

 

 

 

سلام بر منتظران عزیز

"حیدر به نام فاطمه حساس بود

خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود

ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه

گردنت را می شکست انجا اگر عباس بود"

ولادت ام ابیها صدیقه کبری حضرت زهرا(س)بر همگی شما مبارک باد

 

 

 
 
 

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم

چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم

فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم

همچو منصور خریدار سر دار شدم

غم دلدار فکنده است به جانم، شررى

که به جان آمدم و شهره بازار شدم

درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز

که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم

جامه زهد و ریا کَندم و بر تن کردم

خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم

واعظ شهر که از پند خود آزارم داد

 

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

 

21ـ دانش حقيقى


العلـم علمنـا و لاشـىء عليكـم مـن كفـر مـن كفــر.(21)


دانـش , دانـش مـاست , از كفـر كـافـر,گزنـدى بـر شمـا نيست.

 

22ـ اتفاق و وفاى به عهد


لو ان اشياعنا و فقهم الله لطاعته علـى اجتماع من القلوب فى

الوفاء بالعهد عليهم لما تـاخـر عنهم اليمـن بلقائنا و لتعجلت لهم

السعاده بمشاهـدتنا.(22)


اگرشيعيان ماـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خويش موفق

 بداردـ در وفاى به عهد و پيمان الهى اتحاد اتفاق مى داشتند و

عهد و پيمان را محترم مـى شمردند, سعادت ديـدار مـا به تـاخـيـر

 نمـى افتـاد و زودتـر به سعادت ديـدار ما نـائـل مى شدند.

 

23ـ پيروان نادان


قـد آذانا جهلاء الشيعه و حمقائهـم , و من دينه جناح البعوضه

ارجح منه.(23)


حضـرت مهدى(عج) به محمـد بـن علـى بـن هلال كـرخـى

فـرمـوده انـــد: نادانان و كـم خـردان شيعه و كسانـى كه بال پشه

 از دينـدارى آنان محكمتـر است مارا آزردند

 

24ـ بيزارى از غاليان


انا برىء الى الله والـى رسـوله ممـن يقول انا نعلم الغيب

ونشاركه فى ملكه اويحلنـا محلا سـوى المحل الذى رضيه الله

لنـا.(24)


من از افرادى كه مى گويند: ما اهل بيت ( مستقلا از پيـش خود

وبدون دريافت از جانت خداوند ) غيب مى دانيم و در سلطنت و

آفرينـش موجـودات با خدا شريكيـم, يا ما را از مقامى كه خداوند

براى ما پسنديده بالاتر مى برند, نزد خدا و رسـولـش , بيزارى

مى جويم.

 

25ـ سجده شكر


سجده الشكر من الزم السنن و اوجها.(25)


سجده شكر واجبترين مستحبات است.

 

26ـ فضيلت تعقيبات نماز


ان فضل الدعاء و التسبيح بعدالفرائض على الدعاء بعقيب النوافل

كفضل الفرائض على النوافل.(26)


فضيلت دعا و تسبيح بعد از نمازهاى واجب در مقايسه بـادعا و

تسبيح پــس از نمازهاى مستحبى ,مانند فضيلت واجبات بر

مستحبات است.

27ـ سجده مخصوص خداست .


فاما السجود على اقبر فلايجوز.(27)


سجده بر قبر جايزنيست.

 

28ـ راه اندازى كار مردم


ارخص نفسك و اجعل مجلسك فـى الـدهليز واقض حـوائج النـاس.

 (28)
خودت ر (بـراى خـدمت) در اختيار مـردم بگذار, ومحل نشستن

خويش را در ورودى خـانه قـرار بـده , و حـوائج مـردم را بــرآور.

 

29ـ امنيت بخش زمين


انـى امـان لاهل الارض كمـا ان النجـوم امـان لاهل السماء.(29)


وجود من براى اهل زمين, سبب امان و آسايش است, همچنان

كه ستارگان سبب امان آسمان اند.

 

30ـ رجوع به راويان حديث


و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الى رواه حديثنا فانهم حجتى

عليكم و انا حجه الله عليهم.(30)


در پيشامـدهاى مهم اجتماعى به راويان حديث ما مراجعه كنيد,

زيرا كه آنان حجت مـن بـر شمـا هستنـد و مـن هـم حجت خـدا

بـر آنـان هستم.

 

31ـ مطاع, نه مطيع كسى


انه لم يكن احد من آبائى الا وقد وقعت فى عنقه بيعه لطاغيه

زمانه و انى اخرج حيـن اخـرج و لا بيعه لاحـد مـن الطـواغيت فـى

 عنقـى.(31)


هر يك از پدارنم بيعت يكى از طاغوتهاى زمان به گردنشان بود,

ولى من در حالى قيـام خـواهـم كـرد كه بيعت هيچ طـاغوتـى به

 گـردنـم نبـاشـد.

 

32ـ آفتاب پشت ابر


و امـا وجه الانتفـاع بـى فـى غيبتـى فكـالانتفـاع بـالشمس اذا

غيبها عن الابصار السحاب.(32)


كيفيت بهره ورى از من در دوران غيبت, مانندكيفيت بهره ورى از

 آفتاب است هنگامى كه ابر آن را از چشمها پنهان سازد.

 

33ـ سبقت اراده خدا بر همه چيز


ولكـن اقـدار الله عزوجل لاتغالب و ارادته لاترد , و تـوفيقه لايسبق.

(33)
به راستـى كه مقـدرات خـداونـد متعال, مغلـوب نشـــود واراده

الهى مـردود نگـردد و چيزى بـر تـوفيق او پيشـى نگيـرد.

 

34ـ علت اصلى غيبت امام(ع)


واما عله مـا وقع مـن الغيبه فـان الله عزوجل قال: (( يا ايها الذين

آمنوا لاتسئلوا عن اشياء ان تبدلكم تسئكم .(34)


امـا علت و فلسفه آنچه از دوران غيبت اتفـاق افتاده ( كه درك آن

براى شمـا سنگين است) آن است كه خـداونـد در قـرآن فـرموده:

(( اى مـومنان از چيـزهايـى نپـرسيـد كه اگـر آشكـارتـان شـود,

بـدتـان آيـد.))(35)

 

35ـ آگاهيهاى امام(ع)


انـا يحيط علمنـا بـانبـائكـم , و لايعزب عنـا شـىء مـن اخبـاركـم.(

36)


علـم ودانـش مابه خبرهاى شما احاطه دارد وچيزى از اخبار شما

 بر ما پـوشيده نمى ماند.

 

36ـ دعاى فروان


اكثـر و الـدعا بتعجيل الفـرج فـان ذلك فـرجكـم.(37)


براى تعجيل فرج زياد دعا كنيد, زيرا همين دعا كردن, فرج و

گشايش شماست.

 

37ـ سوال نامطلوب


فاغلقوا ابواب السوال عما لايعنيكم .(38)


درهـاى سـوال راازآنچه كه مطلـوب شمـا نيست ببنـديــد.

 

38ـ آخرين اوصيا


انـا خـاتـم الاوصيـاء و بـى يـدفع الله البلاء عن اهلـى و شيعتى .

 (39)


مـن آخـريـن نفـر از اوصيا هستـم, خـداوند به وسيله من بلا را از

 خانواده و شيعيانم بر طرف مى گرداند.

 

39ـ حجت خدا در زمين


ان الارض لاتخلـوا مـن حجه امـا ظاهـرا و مـا مغمـورا.(40)


زميـن خـالـى از حجت خـدا نيست, يـا آشكـار است و يا نهان.

 

40ـ علمدار هدايت در هر زمان


كلما غاب علم بـدا علـم, و اذا افل نجم طلع نجـم.(41)


هرگاه علم و نشانه اى پنهان شـود, علم ديگرى آشكار گـــردد, و

هــر زمان كه ستاره اى افول كند , ستاره اى ديگر طلوع نمايد.

 

 

 

از خواب بيدارم كن و بگو

 

بيدارم کن و

بگو که هنوز دنيا پر از قشنگيه .

بگو که همه اين سياهی ها دروغه و وقتی صبح بشه بازهم پرنده کوچولو با ترنم محبتش گلها روازخواب بيدار می کنه .

بگو هنوز هم خورشيد می آد و با دستهای پر از نورش شب سياه رو می بره .

بگو که هنوز روی گلبرگهای ظريف شقايق ، يه جايی برای شبنم ها هست .

بگو که هنوز ميشه توی چشمهای يه غريبه خيره شد و از عشق گفت .

بگو که ميشه يه گوشه دنيا يه جايی برای اشکهای دلتنگی پيدا کرد .

بگو که اینهمه دروغ و کينه فقط مال قصه هاست و وقتی به آخرش برسی همه چيز دوباره عوض ميشه .همه سياهی ها دوباره سفيد ميشه .

بگو که هنوز شاهزاده شهر پریون بااسب سفيدش می آد وعاشق دختر فقيرميشه واونو با خودش به شهررويا می بره .

بگو که آدمهای بد فقط مال تو قصه هان ، بگو که هنوز همه همديگه رو دوست دارن و هنوز دستی پيدا ميشه که دستهای محتاج به نوازشت رو توی دستاش بگيره .

کاش زودتر يکی بياد و از اين کابوس بيدارم کنه .

بيدارم کنه و

بگه تمام اين پليدی ها فقط يه خواب بوده .

بگه که هنوز دنيا ، يعنی يه جای قشنگ و امن برای دوست داشتن و دوست داشته شدن .

 

 شكست خوردن در زندگي

 چرا من احساس مي كنم كه شكست خورده ام؟

 

فقط آناني كه مي خواهند كسي باشند و به جايي برسند، مي بايد ازاندوه شكست، رنج ببرند. ولي انساني كه هرگز نمي خواهد كسي باشد و هرگز مايل نيست به جايي برود
نمي تواند از شكست خوردن رنج ببرد. او هميشه موفق است، درست مثل من!

از همان ابتداي كودكي، والدينم، كساني كه مرا مي شناختند، همسايه ها، آموزگاران و همگي مي گفتند، "تو كاملاً موجودي بي فايده خواهي شد' به هيچ دردي نخواهي خورد."

من به آنان مي گفتم، "اگر تقدير من چنين است، كاملاً خوشحال هستم. چرا بايد بكوشم تا كس ديگري باشم؟   كاملاً به درد نخور؟ عالي است! موجودي بي فايده؟ من هيچ اشكالي در اين نمي بينم!"

و آنان مي گفتند، "آيا تو هرگز مي تواني منطقي صحبت كني؟"

مي گفتم،"منطق من اين است: هر اتفاقي بيفتد، من موفق خواهم بود. زيرا من معيار تعيين نكرده ام كه بايد چنين شود، و تنها در اينصورت است كه موفق خواهم بود.

درست عكس آن صادق است: من موفق هستم. هرچه پيش آيد اهميتي ندارد' توفيق من قطعي است."

يكي از استادهاي من خيلي مرا دوست داشت و چنان نگران من بود كه مي گفت، "تو
مي تواني با دست چپت دانشگاه را سردست بلند كني' ولي رفتارت چنان است كه اگر با درجه ي سوم هم قبول شوي، يك معجزه است__ زيرا من هرگز نديده ام كه تو يك كتاب درسي بخواني." او عادت داشت به خوابگاه بيايد و بازرسي كند.

او هرگز يك كتاب درسي در اتاق من پيدا نمي كرد. من هرگز يكي از آن كتاب ها را نخريدم.

او مي گفت ،" وقتي استادها درس مي دهند تو در خواب هستي. و استادها مزاحم خواب تو نمي شوند زيرا وقتي كه بيدار هستي با آنان بحث مي كني. بهتر اين است كه خواب باشي تا اينكه اخلال كني!"

او خيلي نگران من بود: شايد به سالن امتحانات بروم و شايد هم نروم. درست پيش از امتحانات فوق ليسانسم، يك روز عصر به ديدارم آمد و گفت: "يك قول به من بده."

گفتم، " مي توانم قولي بدهم. ولي دروغ مي گويم. پس فايده اي ندارد."


ادامــه مــطــلــب

 
 
 

مجال بیداری است

 

بیا و چشم بپوش

 

از غروب پشت سرت ...

حالا که آمده ای

 

حافظ درست گفته

یوسف گمگشته ی من..

حالا که آمده ای

من هم همین را می گویم

 

میان من و تو فاصله ای نیست



 

میان من و تو

 

تنها پرنده ای ست که دو آشیانه دارد ..

 

 

حالا که آمده ای

از من می پرسی

این عصا و این عینک چیست؟!

من از سالهای بی باران با تو چیزی نمی گویم!

نشستم دارم پست های سالهای پیش رو می خونم. باورم نمیشه چه روزایی رو گذروندم تا به اینجا رسیدم..  چه تقدیر عجیبی دارن آدما .. چقدر بزرگ شدم تو این سال ها ..

 
 
 

مردها



 

یک زن - من مردها را دوست دارم زیرا ....
گروه اینترنتی قلب من | galbeman yahoo group
 
 
    من مرد ها رو دوست دارم. برای اين که در کل ساختار های فکری ساده تری از ما دارند. درکشون به مراتب از درک زن ها ساده تره... هر چی که ما پيچيده ايم مرد ها ساده اند. اونا موجودات قوی ای هستند که ما رو حمايت می کنند.
وقتی با يه مرد به يه کافه ميری هيچ لذتی بالا تر از اين نيست که درو برات باز می کنه و مثل يک جنتلمن صندلی رو برات می کشه و تو می شينی.
 مابقي ادامه مطلب

ادامــه مــطــلــب

 
 

 

 

hamtaraneh.com

مردمان می پرسند

 

زندگی زیبا چیست ؟

 

دست تو را می گیرم

 

و به خود نزدیک می کنم

 

سرم را آرام

 

بر شانه ات تکیه می دهم

 

و در چشمشان

 

لبخند می زنم

 
 

زيباي آنروز

آنروز چه زيبا بود احساس عجيبي بود  تو در كنار من و من هم در كنار تو هستم . چه زيبا بود وقتي  با هم دردل كرديم آنقدر در خود بوديم كه انگار همديگر را در اغوش گرفته ايم .

آه چه روزهاي داشتيم كاش زمان كمي به عقب بر مي گشت و ما دوباره با هم بوديم بدون هيچ دغدغه اي

عزيزم دوستت دارم  

 
 
 

دلم ميخواست

دلم ميخواست كنارم باشي ولي........

دلم ميخواست در آغوشت بگيرم ولي..........

دلم ميخواست  سرم رو روي شونه هات بزارم و آرامش بگيريم ولي.....

هر روز ،هر روز به اميد رسيدن به تو اي مهربانم

به ياد ترانه قديمي گوگوش

كمكم كن    كمكم كن نزار اينجا بمونم  كمكم كن ........

 
 
 

عشق من عشق من

pix2pix.org - کاغذ دیواری عاشقانه (11)

بي تو تنهاي تنهام اي عزيز......

 

 

 

 

 

 

عکس های دیدنی از رویایی ترین پیکان ایران

 

 

 

 

عکس های جدید از محمد رضا گلزار

 

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

عکس های محمد رضا گلزار (3)  - Wwww.TakPix.Com

 

همراز را گم كرده ام .....



سینه ی پر شورم و آواز را گم کرده ام
بال و پر دارم، ولی پرواز را گم کرده ام

توشه ی پایان من در خانه ی آغاز ماند،
چل کلید خانه ی آغاز را گم کرده ام

های و هویی دارم و در غربتم با این خروش،
سازم،اما زخمه ی دمساز را گم کرده ام

در نمازم، راز دارم با خدای چاره ساز
راز را گم کرده ام، همراز را گم کرده ام

همنوا با خویش بودم در گذار زندگی،
هم نوا و هم نواپرداز را گم کرده ام

چشم در راهم نگاهم بیکران را آرزوست
حاصل اما ؛ چشم و چشم انداز را گم کرده ام

کودک شیطان عشقم،درس ومشقم عشق وعشق
راه مکتب خانه ی شیراز را گم کرده ام
 

 

 

زیباترین جلوه های دیدنی از طبیعت


 لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب كنید





























































 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لیلای واقعی

 

 

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه لیلی نشست

عشقه آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام سستش کرده بود

گفت:یا رب از چه خوارم کرده ای؟

خسته ام زین عشق ُ دلخون ام نکن

من که مجنون ام تو مجنون ام نکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو

من نیستم.

گفت:ای دیوانه لیلایت منم

در رگ و پنهان و پیدایت منم

سالها با جور لیلی ساختی

من کنارت بودم و نشناختی

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

و آن زمان که خدا تو را آفرید به فکر نا امیدی دل من بود 


                                        که با دیدن تو توان زندگی پیدا کرد    


 دوباره رنگ گرفت


 دوباره نفس کشید                               


 دوباره خندید                                                               


 و امروز به یاد آن لحظه دوباره گریه خواهد کرد... 

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

شاید غزلی بگویم...
شاید غزلی بگویم دراین کوچه های تنگ دنیا
شاید از درددلی بگویم با خدای این دو دنیا
شاید روزگاری من هم سکوت خدا را بشنوم
شاید روزگاری من هم به آن آیین بگروم
شاید امشب شاید امروزو شایدم فردا نمی دانم
اما غزلی می گویم ...
غزلی می گویم که در آن وسعت ثانیه ها پیداست
غزلی می گویم که در آن ارزش انسانها به وفاست
که در آن هیچ کس تنها نیست همه چیز زیباست
در شعرم باران را به تصویر می کشم باد را به مهمانی می خوانم و خدا را
پادشاه قصرم می سازم
خاطره ها را در گوشه ای از تصویر می کشم
شاید آبی باشند نمی دانم ولی اکنون شعر من خیس شدست از باران خاطرات
.....و بوی کاه گل می آید از کلماتم بوی ده و روستا و خدا


::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

 

دوســـــت دآشتَـــــم  سَر ِ خـــــآکِـــــت بیـــــآم،وَلـــــی نَـــــشُد...

دَرد نَکــ ـ ــش مُطمَئِـــــنَم خِـــــدآ کِنـــــار ِتـ ــ ــِ

تُو ـــمِثـــلـــِ....

تو مثل چشم دریا عاشقی و پاک و بارانی

و من یک تکه از دریا ولی نمناک و طوفانی

به یاد چشم های تو تفال می زنم امشب

ببینم می روی آخر از این جا یا که می مانی

تو را جان همانی که جدایت کرد از چشمم

همین امشب بیا در کلبه ی سردم به مهمانی

عجب روز قشنگی بود روز آشناییمان

چه شد حالا که از آن انتخاب خود پشیمانی؟!

همه بردند از خاطر مرا،من ماندم و چشمت

تو هم رفتی و یادت رفت نام من به آسانی

چه زود از یاد بردی آن قرار روز اول را

همان که قول دادی این پریشان را نرنجانی

اگر چه رفته ای و بار دیگر بر نمی گردی

ولی دیوانه ات هستم،خودت هم خوب می دانی

تمام شمع دانی ها برایت اشک می ریزند

دلت آمد دل گل های باغم را بلرزانی؟!

و عادت درد سنگینی ست وقتی اوج می گیرد

به من عادت نکردی،طعم حرفم را نمی دانی

تماشا می کنم این قصه را زیبای من اما

خدا را خوش نمی آمد که این دل را بسوزانی...*



 


دُختَــــــــرَکِــــــــ پــــــــیآنــــــــیســــــــت

پُشته دَرای بَسته

دُخترکی نشسته

انگار یه بی معرفت

دل اونو شکسته

اون با لبای بسته

دستای خیلی خسته

با چشمای خیس و تر

منتظرت نشسته

منتظر یه دوستِ

تا پُر کنه دستاشو

منتظره یه گوشه

تا بشنوه حرفاشو

دلش بزرگه اما

دلتنگ شده دخترک

دلش شکسته اما

عاشق شده بی خبر*

چه سرنوشته تلخی

این دخترک اسیره

تو این قفس اون داره

یَواش یَواش میمیره

یه بُغضیِ تو صداش

که گَلوش و می گیره

مثل هوایی که

می خواد بارون بگیره

دخترک این قصه ،

عادَت داره به غُصه

دخترک تنهایی

که سرنوشتش تلخه

یه ساز داره که صداش

برای اون بهشته

بدون اون میمیره

اِنگار شده فرشته

دخترک این قصه

تنهاترینِ،اما

می دونه که پیانوش

منتظرشه هر جا

دختر تنهای ما

فرشته بود تو قصه

دخترک تنهایی

که جاش توی بهشته

*ــــــــ*ــــــــ*ــــــــ*ــــــــ*ــــــــ*ــــــــ*ـــــــــ*ــــــــ*ــــــــ*ــــــــ*ــــــــ*ــــــــ*ــــــــ*

 

 

 

 

عترت آمد از آیینه ام
کیست در غار حرای سینه ام
رگ رگم پیغام احمد می دهد
سینه ام بوی محمد می دهد
میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع) تهنیت باد

صادق که اساس دین ازاو شد معمور
بودند ملایک پی امرش مامور
میلاد ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و نبی اکرم نور هدایت مبارک باد

میلاد نبی اکرم بهانه خلقت و قرآن ناطق، امام صادق(ع)بر شما تبریک وتهنیت باد

ای ششم پیشوای اهل ولا
خلق را رهبری به دین هدی
پای تا سر خدا نمایی تو
هم ز سر تا بپای صدق و صفا
ولادت امام جعفر صادق علیه السلام و نبی اکرم (ص) مبارک

هفده ربیع الاول، سالروز طلوع خورشید پرفروغ آسمان علم الهى و برگیرنده نقاب از چهره حقایق، امام جعفر صادق علیه السلام بر همه مسلمانان عالم مبارک باد!


دلم به یاد تو امشب لبالب از شور است
تو کیستی که حریمت چو کعبه مشهور است؟
میلاد نبی اکرم(ص) مبارک

ماه فرو ماند از جمال محمد
سرو نباشد به اعتدال محمد
قدر فلک را کمال و منزلتى نیست
در نظر قدر با کمال محمد
میلاد نور مبارک

حق چو دید آن نور مطلق در حضور
آفرید از نور او صد بحر نور
آفرینش را جز او مقصود نیست
پاک دامن تر زاو موجود نیست
میلاد نبی اکرم (ص) و امام صادق(ع)گرامی باد

ای چراغ دانشت گیتی فروز
تا قیامت پیشتاز علم روز
آفرینش را کتاب ناطقی
اهل بینش را امامِ صادقی
ولادت امام جعفر صادق علیه السلام مبارک

از مکه فروغ ایزدی پیدا شد
سر چشمه فیض سرمدی پیدا شد
در هفدهم ربیع از دخت وهب
نو دسته گل محمدی پیدا شد

به آمنه بنت وهب، خدا عطا کرده پسر
پسر چه گویم که به خلق، خدا عطا کرده پدر
میلاد پیامبر رحمت، تاج آفرینش بر شما خجسته باد.

ز آسمان دل من خورشید و مه برآمد
شب میلاد احمد(ص) با پور حیدر آمد
همه شادی نمایید که میلاد نبی شد
جلوه ی نور صادق ز بعدش منجلی شد

دلا میلاد ختم المرسلین است
فروغ آسمانی در زمین است
محمد (ص) مهر ظلمتْ سوز آمد
شب یلدای ما را روز آمد

بهار بی خزان، روی محمد
بهشت جاودان، کوی محمد
معطر ساخت گلزار جهان را
شمیم تار گیسوی محمد

میلاد جامع علم و عمل و عبادت ، پرچم دار شاهراه ولایت علوى، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام گرامى باد!

صدای بال و پر جبرئیل می آید
شب است و ماه به آغوش ایل می آید
لب کویر پس از این ترک نخواهد خورد
که ساقی از طرف سلسبیل می آید
لباس خاطره را از حریر عشق بدوز
حلیمه! نزد تو فردی اصیل می آید
نگاه آمنه از این به بعد می خندد
چرا که معجزه ای بی بدیل می آید
میلاد پیامبر رحمت، تاج آفرینش بر شما خجسته باد

 

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

فال حافظ زدم آن رند غزل خوان هم گفت ، زندگی بی تو محال است ، تو باید باشی . . .



از فراق تو مرا هر نفسی صد آه است ، از تو غافل نیستم ای دوست خدا آگاه است . . .



گوهر دل را نزن بر سنگ هر ناقابلی ، صبر کن پیدا شود گوهر شانس قابلی . . .



شب شکست ، پیمان شکست ، عهدی شکست ، قلبی شکست
از شکست هر شکستی بر دلم آهی نشست . . .



اگه به تو زل نمیزنم ، رازی است که با نگاه فاش میشود . . .



ای کاش زندگی مثل فوتبال بود ، که خوشی را پاس ، جدائی را شوت ، بی وفائی را فول ، غم را آفساید و محبت را گل می کردیم . . . !



گاه سکوت یک دوست معجزه میکنه ، و تو می آموزی که همیشه ، بودن در فریاد نیست .



در اوج دل نشاندمت ، در رهگذار زندگی زمانه گر خزان شود ، توئی بهار زندگی . . .



دیرگاهیست که تنها شده ام / قصه غربت صحرا شده ام
وسعت درد فقط سهم من است / باز هم قسمت غم ها شده ام
دگر آئینه ز من با خبر است / که اسیر شب یلدا شده ام
من که بی تاب شقایق بودم / همدم سردی یخ ها شده ام
کاش چشمان مرا خاک کنید / تا نبینم که چه تنها شده ام . . .



زندگی پرتو عصر است که در بزم وجود ، به نسیم مژه بر هم زدنی خاموش است . . .



بمون بگو چکار کنم ، دنیا پر از درد و غمه / تموم زندگیم توئی ، تو هم که اخمات تو همه !



همه دنبالت میگردن ، فکر میکنن گم شدی ، بگم تو قلب منی خیالشون راحت بشه !؟



چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند ، تماشای تو زیباست اگر بگذارند
به من عاشق مسکین به حقارت منگر ، دل ما وسعت دریاست اگر بگذارند . . .



بلند ترین شاخه درخت ، یک واژه را می فهمد ، و آن هم تنهائیست . . .



فریاد من از داغ توست ، اینگونه خاموشم نکن ،
حالا که یادت میکنم ، دیگر فراموشم نکن . . .



در سرای گل فروشان گرچه گل بسیار است ، چون تو گل پیدا نمودن مشکل و دشوار است



هیچ کس تنهائیم را حس نکرد ، برکه طوفانیم را حس نکرد ،

او که سامان غزل هایم از اوست ، بی سر و سامانیم را حس نکرد . . .



ای اشک ، گرم و آرام ببار بر گونه بیمار من ، ای غم ، تو هم لذت ببر از این همه آزار من

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

 

گلی گم کرده ام در باغ هستی خودتو لوس نکن اون گل تو نیستی


ببخشید مزاحم شدم مهرتون تو دلم جا مونده بود، گفتم دنبالش نگردی


ببخشید اشتباهی اس ام اس دادم !
خواستم واسه گل فروش بفرستم، به خود گل فرستادم !!!


می دونید سریعترین راه به چنگ آوردن
قلب یک مرد چیه ؟
پاره کردن سینه اش با یک کارد آشپزخانه!


ترس پسرها از ازدواج دل بستن به یه دختر نیست دل بریدن از بقییه دخترهاست!


 


تعریف مادر زن: مادر زن اسلحه ای است انفرادی که با عیال حمل می شود و با مهمات دروغ همسایگان مسلح شده و با زخمی کردن داماد بیچاره خنک می شود. این اسلحه بدون عقب نشینی بوده و شرایط جوی به هیچ وجه در او اثر ندارد مادر زن گاهی تک تیر و گاهی رگبار شلیک می کند طول مادر زن بدون سر نیزه 2 متر می باشد. تعداد تیر در هر ثانیه یک میلیون فحش و ناسزا بوده و برد موثر آن انتقال داماد به بیمارستان و برد نهایی آن انتقال داماد به بهشت زهرا!!


تو برای من یه فرشته بودی اما هیچ وقت منو دوست نداشتی و همیشه با رقیب های من پرواز کردی .خدا را شکر تازه فهمیدم تو عزرائیلی


از اونجا که شتر در خواب بیند پنبه دانه، گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه، وظیفه خود دونستم بیدارت کنم آخه داشتی بالشو می خوردی


می خوام اتوبوس بسازم .... اتوشو دارم اما بوس ندارم .. یه بوس میدی ؟ لازم دارم


دونی فرق تو با موهات چیه؟ موهاتو میشه اصلاح کرد ولی تو را عمراً !


به غضنفر می گن از چه لبی خوشت میاد؟ میگه از
لب جوب


مردی میره پیش کیشیش تا اعتراف کنه میگه: من در زمان جنگ جهانی دوم به یک مرد در خانه خود پناه دادم
کشیش می گه: خوب این که گناه نیست !
مرد می گه: ولی من بهش گفتم به خاطر هر هفته که خونه من بمونه باید ۵ دلار بپردازه!
کشیش می گه: درسته تو کارت خوب نبوده ولی تو کارت رو با نیت خوبی انجام دادی!
مرد می گه: اوه متشکرم فقط یه سوال دیگه ....
کشیش: بگو فرزندم
مرد می گه: آیا باید بهش بگم جنگ تموم شده!!!!


معلم: رضا اگه تو ۱۰ تا شکلات داشته باشی ۲ تاشو بدی به فاطمه ۳ تاشو بدی به زهرا ۴ تاشو بدی به مینا اونوقت چی خواهی داشت؟؟؟
رضا : اجازه! ۳ تا دوست دختر جدید


زوج جوانی کنار ساحل نشسته بودند. آقاهه می پرسه: عزیزم من اولین عشق تو هستم؟ خانمه می گه: بله، البته که هستی... من نمی دونم چرا شما مردا همه تون همین سوال تکراری رو می پرسید!


می دونی تفاوت شهرداری با صدا و سیما چیه؟ اولی آشغال رو جمع می کنه
دومی آشغال پخش می کنه


وقتی یه سیب گاز می زنی و توش یه کرم درسته می بینی ناراحت نباش ـ چون ممکن بود سیب رو گاز بزنی و توش یه کرم نصفه ببینی
 ̎شکسپیر̎


خروسه پول نداشته
ازدواج کنه میره گالینابلانکا می‌خره


دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین؟ ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ... منم یکی هستم


حاصل ازدواجهای زیر رو می دونین چی میشه؟
اگه یه مرغ با یه دلفین ازدواج کنه =====> بچشون مرفین میشه
اگه یه جغد با یه فوک ازدواج کنه =====>بچشون جوک میشه
اگه یه قو بایه قناری ازدواج کنه =====>بچشون قوری میشه
اگه یه پروانه با یه شبتاب عروسی کنه =====> بچشون پرتاب میشه


غضنفر میره ثبت احوال میگه یه شناسنامه واسه بچه ام میخوام!
میگن اسمش چیه؟
میگه "شورلت"
میگن اینکه اسم ماشینه یه اسم بزار که به نام پدر و مادر بیاد.
میگه خب به اسم ما میاد دیگه من "بیوک" آقا هستم. همسرم هم "خاور" خانوم!


زن خوب مثل دایناسور می مونه که نسلش منقرض شده ولی مرد خوب مثل سیمرغ می مونه که از اول یه افسانه بوده!


یارو ماهواره می خره زنش میگه پولشو از کجا آوردی؟ یارو میگه تلویزیونو فروختم!


به غضنفر میگن با صداقت جمله بساز؟
میگه: صدا ... قطع شد!


روی بیلبورد زده سیو همان سیب است غضنفر میگه دروغ میگه من خوردم صابون بود.


یک نفر در و پنجره ساز بوده، میره خواستگاری، ازش می پرسن: چکاره‌ای؟
میگه: ویندوز نصب می‌کنم!

 

 پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون

با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون

هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها

هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا . . .

ღ♥ღ

 ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان / ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان

ای نام زیبایت همیشه اعتبارم / خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم . . . 

ღ♥ღ

پدرم : منی که پدر شده ام می دانم چه رنجهایی برای من کشیدی. من می دانم که با چه

 سختی هایی نیازهای من را بر طرف کردی ، پدرم قسم به تمام روزهای سرد و گرم که

برایم زحمت کشیدی دوستت دارم و خیالت برایم تکیه گاه است ، روزت مبارک  . . .

ღ♥ღ

علی پا به این دنیا گذاشت و قلب عاشقان را محسور کرد و همگان را با انسانی آشنا کرد

 که پدر تمامی آفریدگان پروردگارش لقب گرفت روز پدر مبارک  . . .

ღ♥ღ

بقیه در ادامه مطلب

 


 

 روز پدر رو به بابای خوب دست و دلبازم تبریک میگم

 (هم اکنون نیازمند یاری سبز شما می باشیم!)

ღ♥ღ 

 اگه یه مرد تو این دوره زمونه باشه اونم تویی روزت مبارک  . . .

ღ♥ღ

 روز مرد رو به مرد راستینی که مقام زیبای مردانگی رو درک کرده تبریک میگم 

روزت مبارک . . .

ღ♥ღ

تبریک به کسی که نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سکوت، مهربانی

 و... بسیار سخت است ... پدرم روزت مبارک . . .

ღ♥ღ

 ولادت مولی الموحدین امیرالمومنین حیدر کرار شیر خدا مولود کعبه و فرا رسیدن روز پدر را

خدمت شما  تبریک و تهنیت عرض میکنم . . . 

ღ♥ღ

مکه پر شور و شعف ، کعبه می گیرد شرف

قبله را قبله نما ، آمده میر نجف

ღ♥ღ

میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب،

 مبارک باد . . .

ღ♥ღ

 ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مؤمنان، علی علیه السلام، مبارک باد . . .

ღ♥ღ

 ای تو کعبه را نگین، یا امیر المؤمنین

ای تو خلقت را پدر، وی خلائق را امین

کن نظر از روی لطف، به تمام پدران

روز سیزده رجب، ای امیر مؤمنان

ღ♥ღ

 ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان ، ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان

ای نام زیبایت همیشه اعتبارم، خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم . . .

ღ♥ღ

بابا دوستت دارم بابت تمام زحماتی که کشیدی دستانت را می بوسم و ممنونتم .

 روزت مبارک . . .

ღ♥ღ

 پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک .

 از صمیم قلب دوستت دارم . . .

ღ♥ღ

 نمک بر زخم من شیرین تر از خواب سحر گردد ،

 جگرها خون شود تا یک پسر مثل پدر گردد . . .

ღ♥ღ

باور کن ماه هاست زیباترین جملات را برای امروز کنارمی گذارم،

 اما امشب همه جملات را فراموش کرده ام، همینطور بی وزن و بی هوا آمدم بگویم .

 پدرم روزت مبارک . . .

ღ♥ღ

 پدر عزیزم

از تو آموختم چگونه سبکبال زندگی کنم تا هجرتم نیز سبکبال باشد

این بالهای پرواز قناعت و امید و عشق را تو به من بخشیدی

ღ♥ღ

بابا جون ، میدونم خیلی عذابت میدم ولی جوونیه و هزار جور شیطنت ،

 شما به بزرگیه خودت ببخش و بدون که از تموم وجودم دوستت دارم . . .

ღ♥ღ

پدر جان ، نگاه مهربان و صدای دلنشینت همیشه مرحم دل من در این غربت است ،

 بدان که برای من بهترینی . روز پدر مبارک باد . . .

ღ♥ღ

پدرم راه تمام زندگیست ، پدرم دلخوشی همیشگیست . روزت مبارک باباجون

ღ♥ღ

دلم شده غرق سرور و شعف

کعبه شده بهر علی یک صدف

مرغ دلم رها شده به سوی

ایوان باصفای شاه نجف

ღ♥ღ

نیستم بیگانه، هستم آشنایت یا علی

از ازل دل داده بر مهر و ولایت یا علی

تا جمال خویش را در کعبه حق ظاهر کند

پرده گیرد از جمال دلربایت یا علی

ღ♥ღ

حضرت علی (ع) فرمود: کسی که زبانش را حفظ کند، خداوند عیب او را می پوشاند . . .

ღ♥ღ

میلاد مرتضی اسدالله حیدر است

جشن ولادت علی(ع) آن میر صفدر است

زوجی برای فاطمه حق آفریده است

این زادروز همسر زهرای اطهر است

با کوردل بگو، که بجز شیر حق علی (ع)

جای ولادتش حرم خاص داور است؟.

ღ♥ღ

حضرت علی (ع) فرمود: قناعت انسان را بی نیاز می کند.

ღ♥ღ

حضرت علی (ع) فرمود: کار نیک را با منت باطل مکن .

ღ♥ღ

حضرت علی (ع) فرمود: موج های بلا را ، پیش از آنکه بلا سر رسد، با دعا از خود رفع کنید.

ღ♥ღ

آن شیر دلاور که زبهر طمع نفس / در خوان جهان پنجه نیالود، علی بود

شاهی که وصی بود و ولی بود، علی بود / سلطان سخا و کرم و جود، علی بود . . .

ღ♥ღ

تمام لذت عمرم همین است

که مولایم امیرالمومنین است . . .

ღ♥ღ

حضرت علی (ع) فرمود:

 اسلام معنایش تسلیم در برابر دستورات الهی و عمل به آنها می باشد . . .

ღ♥ღ

 ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود / خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود

حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین / حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود

هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین / بال های خویش را دست توسل کرده بود

ღ♥ღ

 دل هر چه نظر به وسعت عالم تافت / جز نور تو در عرصه ی آفاق نیافت

هنگام نهادن قدم بر سر خاک / دیوار حرم به احترام تو شکافت . . .

ღ♥ღ

زان سبب ماه رجب ماه خداست / که اندر آن میلاد شاه لافتی ست

شد رخش از کعبه ظاهر، عقل گفت: / چون که صد آمد نود هم پیش ماست

ღ♥ღ

 حجت حق، از حریم حق، به امر حق عیان شد

روشن از نور رخش، ارض و سما، کون و مکان شد

خانه زاد حق ولادت یافت اندر خانه ی حق

حق به مرکز جا گرفت، باطل گریزان از میان شد . . .

ღ♥ღ

زد عشق تو خیمه در دل ما / حل شد زتو جمله مشکل ما

با مهر علی و آل بسرشت /از روز ازل خدا دل ما

ღ♥ღ

چه کسی میداند در پس این چهره مهربان خستگیت را

  پدرم دوستت دارم . . .

ღ♥ღ

ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مؤمنان، علی علیه السلام، مبارک باد.

ღ♥ღ

ذکر من، تسبیح من، ورد زبان من علی است

جان من، جانان من، روح و روان من علی است

تا علی (ع) دارم ندارم کار با غیر علی

شکر لله حاصل عمر گران من علی است . . .

ღ♥ღ

 هر کس که شود داخل حصن حیدر / ایمن بود از عذاب روز محشر

جز مهر علی و آل چیزی نبود / سرمایه ی طوبا و بهشت و کوثر

ღ♥ღ

 ای تو کعبه را نگین/ یا امیر المؤمنین / ای تو خلقت را پدر/ وی خلائق را امین

کن نظر ز روی لطف/ به تمام پدران / روز سیزده رجب/ ای امیر مؤمنان  . . .

ღ♥ღ

 تقدیم به پدر حقیقیمان، امام زمان-ارواحُنا فِداه:

ای سفر کرده ی موعود بیا / که دلم در پی تو دربه در است

جان ناقابل این چشم به راه / برگ سبزی به تو، روز پدر است


 
 
 
 
 
 
من آن شب گریه میکردم درون خویشتن آری

سرشک درد می افشاندم و خاموش بودم من

چه دشوار است اینسان گریه کردن،سوختن،بی همزبان بودن

چه دشوار است سوز دل درون سینه بنهفتن!

من آن شب گریه میکردم درون خویشتن آری

صدای های های گریه ام در سینه می پیچید

میان هاله ی اشکم سراپای تو می رقصید

و تو با خنده هایت بزم را رونق فزا بودی

میان چلچراغ دیدگان مست تو آن شب

هزاران شعر می خواندم،هزاران شعر و اشک و حسرت و ماتم

و من هم شادمان بودم؟

گلو از عقده های درد می نالید و من خاموش

به ظاهر شادمان بودم!

من آن شب در درون خویشتن،در غم نهان بودم

من آن شب را اسیر گریه های بی امان بودم

من آن شب گریه میکردم درون خویشتن آری

من آن شب گریه میکردم!

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

روی آن شیشه ی تب دار تو را ها کردم ، اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم ، شیشه بدجور دلش ابری و بارانی شد ، شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم ، با سر انگشت کشیدم به دلش عکس زیبای تو را ، عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم .

 
امروز دیدمت خسته بودی ، اگه اشتباه نکنم دل شکسته بودی ، دوستم نداری می دونم ، حتما به دیگری دل بسته بودی !
 
اگر زیستن را دوست داشتم ، هرگز به هنگام به دنیا آمدن نمی گریستم !
 
ای دوست ، معرفت چیز گرانی است که به هرکس ندهندش !
 
خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز !

چه کسی می داند که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی ؟ چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی ؟ پیله ات را بگشا تو به اندازه ی یک پروانه زیبایی .

 
عشق میوه تمام فصل هاست و دست همه کس به شاخسارش می رسد .
 
عشق مانند بیماری مسری است که هرچه بیشتر از آن بهراسی زودتر به آن مبتلا می شوی .
 
عشق برای روح عادی یک پیروزی و برای روح بلند یک فداکاریست .
 
عشق هنگامی که شما را می پرورد ، شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کند . (جبران خلیل جبران)

فقط با سایه ی خودم خوب می توانم حرف بزنم ، اوست که مرا وادار به حرف زدن می کند ، فقط او می تواند مرا بشناسد ، او حتما می فهمد !

 
هرکس به میزانی که تنهایی نیاز دارد عظمت دارد و بی نیاز تر است .
 
ازدواج مثل بازار رفتن است ، تا پول و احتیاج و اراده نداری به بازار نرو !
 
زندگی را اشکی بیش نمی دانم ، پس بگذار با اشک چشمانم بنویسم دوستت دارم !
 

زندگی را تو بساز ، نه بدان ساز که سازند و پذیری بی حرف ، زندگی یعنی جنگ ، تو بجنگ ، زندگی یعنی عشق ، تو بدان عشق بورز .

بودنت به جور نبودنت یه جور ، در این دنیای جور واجور دوستت دارم ناجور !
 
برای رسیدن باید رفت ، در بن بست هم راه آسمان باز است ، پرواز را بیاموز !
 
آنکه با زندگی می سازد ، می بازد ، با زندگی نساز ، زندگی را بساز . (زرتشت)
 
به سلامتی درخت ، نه به خاطر میوش ، به خاطر سایش ، به سلامتی دیوار ، نه به خاطر بلندیش ، واسه اینکه هیچ وقت پشت آدم رو خالی نمی کنه ، به سلامتی دریا ، نه به خاطر بزرگیش ، واسه یک رنگیش ، به سلامتی سایه که هیچ وقت آدم رو تنها نمی ذاره .
 
من و این داغ در تکرار مانده ، من و این عشق بیدار مانده ، مپرس از من چرا دلتنگ هستم ، دلم بین در و دیوار مانده .

روی آن شیشه ی تب دار تو را ها کردم ، اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم ، شیشه بدجور دلش ابری و بارانی شد ، شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم ، با سر انگشت کشیدم به دلش عکس زیبای تو را ، عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم .
 
امروز دیدمت خسته بودی ، اگه اشتباه نکنم دل شکسته بودی ، دوستم نداری می دونم ، حتما به دیگری دل بسته بودی !
 
اگر زیستن را دوست داشتم ، هرگز به هنگام به دنیا آمدن نمی گریستم !
 
ای دوست ، معرفت چیز گرانی است که به هرکس ندهندش !
 
خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز !
 
در زندگی اختیار بادها دست ما نیست ، ولی اختیار بادبانها دست ماست .
 
برو بشین رو پشت بوم ، روتو بکن به آسمون ، در جهت وزش باد ، یه بوس فرستادم برات .
 
پرسیدند بهشت را خواهی یا دوست ؟ گفتم : جهنم است بهشت بی دوست !
 
یک روست وفادار ، تجسم حقیقی از جنس آسمانی هاست ، که اگر پیدا کردی قدرش را بدان .
 
ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم ، او به ظاهر گشت عاشق ، ما به معنا سوختیم .
 
بعضی اشخاص چنان به خود مغرورند که اگر عاشق بشوند به خود بیشتر عشق می ورزند تا به معشوق .
 
عشق آن چیزی است که بیشتر از هر چیزی داشتنش را دوست داریم و بیشتر از هر چیزی دادنش را دوست داریم و هیچ کس در نمی یابد که عشق همان چیزی است که همواره داده می شود و پذیرفته نمی شود .
 
زیر باران با یاد تو میروم ، به دنبال جای پای تو ، تو را می پرستم من شبانه ، برای لحظه های شادمانه ، برای با تو بودن صادقانه ، می آیم من به پیشت عاشقانه ، به تو دل بستم من شاعرانه ، اما افسوس از درک زمانه ، چه زیباست راز زمانه ، اگر زندگی باشد یک ترانه .
 
هرگز امید را از کسی سلب نکن ، شاید این تنها چیزی باشد که دارد .
 
عشق غیر از تاولی پر درد نیست ، هرکس این تاول ندارد مرد نیست ، آمدم تا عشق را معنا کنم ، بلکه جای خویش را پیدا کنم ، آمدم دیدم که جای لاف نیست ، عشق غیر از عین و شین و قاف نیست .
 
آنکه مرا خوب درک می کند ، یک روز زادگاه مرا ترک می کند .
 
رفاقت به معنی حضور در کنار فردی دیگر نیست ، بلکه به معنی حضور در درون اوست .
 
عشق مرزهای زمان را فتح می کند ، عشق هیچ مرگی نمی شناسد ، عشق بر مرگ غلبه می کند .
 
وقتی قرار شد من بیقرار تو باشم ، ناگهان تو تنها قرار زندگی ام شدی .
 
یه بار دیگه بگو آره ، نگو سخته چه دشواره ، به پای قلب سرد تو ، شدم مجنون و آواره .

 
 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

مگه چی کارت کرده بودم...من که فقط عاشقت بودم...غیر از اینه...مگه ازت چی می خواستم...فقط یه کم توجه...باور کن با توجه کمت هم دلم گرم می شد...ولی تو اینم ازم دریغ کردی...می دونستی که نفسم به توجهت بسته س...می دونستی اگه نباشی نیستم...ولی رفتی...بدون توجه...آخه منم آدمم...من اینم که بهت گفتم...گفتم...گفتم مهم نیست فقط با من باشی...ولی با من هم باش...بزار کنارت نفس بکشم...بزار بفهمم زندگی چیه؟...نگفتم...گفتم...شایدم یادت نیست... می دونی چرا؟...چون هیچ وقت منو ندیدی...وقتی اسممو می گفتی...برام کافی بود...کافی بود تا فک کنم تمام دنیا رو دارم...

 عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

ولی الان چی...الان نه...من دیگه اون ادم قبلی نیستم...دیگه قبلم شده یه تیکه سنگ...دیگه برام مهم نیست قراره چی پیش بیاد...الان فقط یه چیز مهم تو زندگیم هست...اونم آینده س...البته آینده بدون تو... بدون فکر و یاد تو...دیگه مرد کسی که با نفسات می مرد و زنده می شد...برام سخت بود اولش...ولی الان بهش عادت کردم...عادت کردم به تنهایی...تنهای همیشه واسم مرگ آور بود...اما الان مونسم شده...فقط خودت ببین چیکار کردی با دلم...حتی شب و روزم عوض کردی...

                  

                دیگرم گرمی نمی بخشی

                                         عشق ای خورشید یخ بسته

                سینه ام مجرای نومیدی است

                                         خسته ام از عشق هم خسته

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

دستانم گرمی دستانت را می خواهد پس دستانم را به تو میدهم

 

قلبم تپش قلبت را می خواهد پس قلبم را به تو میدهم

 

چشمانم نگاه زیبایت را می خواهد پس نگاهم از آن توست

 

عشقم تمامی لحظات تو را می خواهند وبرای با تو بودن دلتنگی میکنند

 

دل من همانند آسمان ابری از دوری تو ابری است

 

درخشش چشمانم همانند خورشید درخشان انتظار چشمانت را می کشند

 

پس بدان اگر پروانه سوختن شمع را فراموش کند من هرگزفراموشت نخواهم کرد.

 

عاشـــــــقـــــــــانـــــــه دوســــــتت خواهــــــــــم داشـــــــــــت.
 
 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

بعد از مرگم مرا در دورترین غروب خاطراتت هم نخواهی دید...

منی را که هر نفس با یادت اندیشیدم

 و هر لحظه بی آنکه تو بدانی

 برایت آرزوی بهترین ها را کردم...

بعد از مرگم نامم را در ذهنت تداعی نخواهی کرد..

.نامی که برایت بیگانه بود اما در کنارت بود...

.بی آنکه خود خواهان آن باشی...

بعد از مرگم چشمانم را روی کاغذ نخواهی کشید...

چشمانی که همواره به خاطر غم ها و شادی هایت بارانی بود و می درخشید

 هنگام دیدن چشمانت....

بعد از مرگم گرمای دستانم را  حس نخواهی کرد..

.دستانی که روز وشب رو به آسمان برای لبخندت دعا می کردند...

بعد از مرگم صدایم را نخواهی شنید....

صدایی که گرچه از غم پر بود اما شنیده می شد

 تا بگوید

:"دوستت دارم"

بعد از مرگم خوابم را نخواهی دید....

خوابی که شاید دیدنش برای من آرزویم بود

و امید چشم بر هم گذاشتنم....

بعد از مرگم رد پایم را پیدا نخواهی کرد...

رد پایی که همواره سکوت شب را می شکست

تا مطمئن شود تو در آرامش خواهی بود....

بعد از مرگم باغچه ی گل های رزم را نخواهی دید...

.باغچه ی گل رزی که هر روز مزین کننده ی گلدان اتاقت بود...

بعد از مرگم نامه های ناتمامم را نخواهی خواند...

.نامه هایی که سراسر شوق از تو نوشتن بود...

بعد از مرگم تو حتی قبرم را نخواهی شناخت...

.تویی که حتی روی قبرم از تو نوشتم...

.نوشتم:"دوستت دارم"

و

 نوشتم:"تو نیز دوستم بدار"

بعد از مرگم تو در بی خبری خواهی بود....

روزی به خاک بر می گردم

 سال هاست مرده ام و فراموش شده ام...

روزی که ره گذری غریبه

 گردنبندی روی زمین پیدا خواهد کرد که نام تو روی آن حک شده است...

ناگزیر گردنبند را خاک خواهد کرد...

قبر را روی آن قرار خواهد داد...

روی تپه ای که دور از شهر است

 و تو حتی در خیالت هم آن تپه را تصور نخواهی کرد...

آن روز هوا بارانی ست و من می ترسم

 که مبادا تو در جایی باشی که خیس شوی و چتری در دستانت نباشد...

.من که به باران و خیس شدن از آن عادت کرده ام... .

به راستی بعد از مرگم فراموش خواهم شد...

بعد از مرگم  چه کسی

فانوس به دست بر سر قبرم برایم فاتحه می خواند؟


بعد از مرگم چه کسی

با اشک چشمانش غبار بر قبرم را می شوید؟

بعد از مرگم چه کسی

گیتار به دست آوازه رفتنم را می خواند؟

بعد از مرگم چه کسی

برای نبودنم بی تاب و نا آرام میشود؟

بعد از مرگم چه کسی

به یاده سوختن دلم لحظه ای یاد می کند مرا؟

بعد از مرگم چه کسی … ؟!

 

 

 

 

عکس های جدید و زیبا از شقایق دهقان

 

در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه show picture را بزنید
 

بيوگرافي‌:

شقایق دهقان همسر او مهراب قاسم خانی نویسنده و طراح صحنه کارهای نود شبی تلویزیون می‌باشد که در جریان سریال پاورچین با هم آشنا شدند. عمده فعالیت وی در سریالهای نود شبی مهران مدیری می‌باشد.

شقایق دهقان بعد از تولد در لان گسین آلمان سه ماه بعد هم‌زمان با اتمام تحصیلات پدرش به همراه خانواده به ایران بازگشت. مدت ۶ سال به دلیل کار پدرش در یکی از شهرهای شمال ایران ساکن شدند و سپس به تهران آمدند.

وی کارهای هنری را در سن ۱۷ سالگی آغاز کرد؛ زمانی که برای گذراندن اوقات فراغت در یکی از کلاس‌های عروسک گردانی فرهنگسرای امیر کبیر ثبت نام کرده بود (تابستان ۱۳۷۴). دو سال بعد, هم‌زمان با امتحانات نهایی سال چهارم دبیرستان از طرف معلمی که در آن کلاس با او آشنا شده بود به یک گروه تئاتر عروسکی که برای جشنواره عروسکی آماده می‌شدند معرفی شد و آغاز به کار کرد. سپس از طریق یکی از همکارهایش به گلچهره سجادیه معرفی شد و با همکاری با گروه او اجرای یک نمایش جدی را تجربه کرد. در همین زمان کار نوشتن برای برنامه کودک را هم انجام می‌داد.

پس از آن به پیشنهاد یکی از کارگردان‌های گروه کودک تلویزیون در سریال او بازی کرد و بدین ترتیب کارش را در تلویزیون با فعالیت در گروه کودک آغاز کرد و به قول خودش "عضو جدایی ناپذیر خانواده تلویزیونی ها شد. در این بین در دو کار سینمایی هم بازی کرد: زیر نور ماه و نقش کوتاهی در فیلم سیندرلا.

در پاییز سال ۱۳۸۱ پیشنهاد بازی در مجموعه طنز پاورچین را پذیرفت و در پی آشنایی با مهراب قاسم خانی نویسنده و طراح صحنه این مجموعه زندگی مشترک خود را با او با آغاز کرد. حاصل این ازدواج این دو یک دختر به نام نیروانا و یک پسر به نام نویان است.

 

 

عکس های شقایق دهقان و همسرش محراب قاسم خانی

 

 

 

بيوگرافي‌ كامل ‌شقايق دهقان از زبان خودش:


 

من در روز چهارم اسفند ماه سال 1357 درست سه ماه قبل از اينکه برای اولين بار سوار هوا پيما بشم, در يکی از شهر های کوچک دانشجوی آلمان به اسم لان گسين به دنيا آمدم و بعد از سه ماه در لوايل سال 1358 که مصادف شد با اتمام تحصيلات پدرم, وقوع انقلاب, آغاز دلتنگی های مادرم و هفت ساله شده خواهر بزرگم ما به کشور بازگشتيم و به دليل کار پدرم به مدت 6 سال در شمال کشور ساکن شديم و من , خواهر بزرگترم و خواهر و برادر کوچکترم که در همان شهر های شمال کشور به دنیا آمدند و به خوانواده ما پيوستند دوران کودکيمان را تا قبل از مدرسه رفتن من در فضايی خوش و آرام گذرانديم و بعد از 6 سال, خانواده 6 نفری ما به تهران آمد و در تهران ساکن شد و من به مدرسه رفتم .

سالهای بين اول ابتدايی تا گرفتن ديپلم ساده ترين, سطحی ترين و بی دغدغه ترين سالهای زندگی من بود . بدون هيچ اوج و فرودی. مثل يک شاگرد خوب, مودب و سر به زير و هيجان انگيز ترين قسمت سالهای تحصيلی من شرکت در برنامه های ورزشی و فرهنگی بين مدارس بود!

تا اينکه در تابستان سال 1374 زمانی که هفده سالم بود برای گذراندن اوقات فراغت در يکی از کلاسهای عروسک گردانی فرهنگسرای امير کبير ثبت نام کردم و با فضای تازه ای آشنا شدم که خيلی لذت بخش تر از فضای يکنواخت , تکراری و بی هيجانی بود که تا آن زمان داشتم .فضايی که آدم را وادار به فکر کردن و ايجاد خلاقيت می کرد و دو سال بعد, همزمان با امتحانات نهايی سال چهارم دبيرستان از طرف معلمی که در آن کلاس با هم آشنا شده بوديم به يک گروه تئاتر عروسکی که برای جشنواره عروسکی آماده می شدند معرفی شدم و آغاز به کار کردم .

صحنه, اجرا و تماشاچی بی نظير بود . کار کردن با عروسکهای نمايشی رو دوست داشتم . بنابراين به ديپلم رياضی که گرفته بودم هيچ اهميتی ندادم و تصميم گرفتم با تمام تلاشم به اين رشته ادامه بدم . اما آن اجرا . اولين و آخرين تجربه تئاتر عروسکی من شد .

از طريق يکی از همان همکارهای گروه تئاتر عروسکی به خانم گلچهره سجاديه که مشغول تشکيل يک گروه تئاتر بود و اجرای نمايش بود معرفی شدم و همکاريم با آن گروه شروع کردم .

فضايی جدی تر , سنگين تر , پيچيده تر و عجيب , خيلی عجيب . سه ماه تمرين و دوماه اجرا .

پنچ ماه کار کردن با يک گروه حرفه ای تئاتر با عث شد تا پيش خودم قسم بخورم که تا آخر عمرم به کار تئاتر ادامه می دهم و همزمان و بازهم طريق يکی از همکاران همان تئاتر عروسکی به يکی از تهيه کننده های گروه کودک تلويزيون معرفی شدم و کار نوشتن من آن برنامه را هم شروع کردم و پيش خودم فکر کردم خب می توانم هر دو کار را با هم انجام بدهم . بازی در تئاتر و نوشتن برای تلويزيون . اما بازی در سريالهای تلويزيونی , هرگز !

طولی نکشيد که يکی از همان کارگردانهای گروه کودک تلويزيون , اجرای من را در آن نمايش ديد و به من پيشنهاد بازی در سريالش را داد و من بعد از دو هفته ترديد پذيرفتم !

کارم را در تلويزيون با فعاليت در گروه کودک آغاز کردم و شدم عضو جدايی نا پذير خانواده تلويزيونی ها . در اين بين در دو کار سينمايی هم بازی کردم زير نور ماه و نقش کوتاهی در فيلم سيندرلا و بعد بلافاصله به آغوش تلويزيون بازگشتم .

زندگی در کنار خانواده ای که بسيار زياد دوستشان داشتم و شغلی که با اشتياق و علاقه دنبال می کردم به بهترين نحو می گذشت .

تا اينکه در پائيز سال 1381 اتفاق عجيبی افتاد . بستن يک قرار داد جديد و بازی در سريال طنز هر شبی به اسم "پاورچين" و آشنا شدن با .....

از قبل می شناختمش, دو سه سالی بود . اولين آشنائيمان در يک برنامه ترکيبی بود به اسم گلخونه برای شبکه جام جم . سه سال قبل از پاورچين و بعد از آن چند کار نصفه و نيمه که هيچکدام به مرحله توليد و پخش نرسيد .

اما اين بار فرق می کرد .

مهراب قاسم خانی . همکار خوب و خوش اخلاق و صميمی من . ديگر فقط يک همکار نبود . خيلی عجيب بود يه حس عجيب ... يه حسی مثل تفاهم و همفکری و اشتراک .

الان هم که چند ماه از زندگی مشترک من با آن همکار خوب و خوش اخلاق و صميمی می گذرد . بار ها شده که خاطراتمان را با هم مرور کرديم و هر دوی ما حداقل از طرف خودم می گويم . خدا را شکر می کنم که همه خوشبختيهای دنيا را يک جا به من هديه کرده است

چه روزها که یک به یک غروب شد، نیامدی * چه بغضها که در گلو رسوب شد، نیامدی
خلیل آتشین سخن، تبر بدوش بت شکن * خدای ما دوباره سنگ و چوب شد، نیامدی
برای ما که دلشکسته و خسته ایم نه * ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام * دوباره صبح، ظهر، غروب شد، نیامدی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتـی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



 

گنبدهای آبی جزیره سنتورینی در یونان

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


 

کلیسای جامع سنت باسیل در مسکو

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

مجسمه آزادی در نیویورک

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


 

ماچو پیچو در پرو

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

 

تاج محل در آگرا در هندوستان

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

 

برج ایفل در پاریس

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


 

اهرام بزرگ و مجسمه ابوالهول در مصر

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

دیوار چین در کشور چین

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

صخره وسیع و تک سنگی آیرز در قلمرو شمالی استرالیا

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

آسیاب های بادی در هلند

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 
 

مسجد و موزه ابا صوفیه در ترکیه

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 
 

نماهای باستانی در آتن

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

 
 

کوه فوجی در ژاپن

 
گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org
 

 


بنای بزرگ سنگی و باستانی استون‌هنج در جنوب انگلستان

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 
 

ساعت بیگ بن در لندن

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

 

قلعه زیبای Neuschwanstein در بایرن آلمان

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

 

دهانه کوه بهشت در نیوزیلند

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 
 

برجستگی دریاچه در اسکاتلند

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 
 

مجسمه های مرموز جزیره ایستر در مثلث پلینزی کشور شیلی

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
 


 

مجسمه عیسی مسیح در ریودوژانیرو برزیل

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 
 

کاخ سفید واشنگتن در آمریکا

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

 

 

برج کج پیزا در ایتالیا

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 
 

قبه الصخره در بیت‌المقدس

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 
 

آبشار نیاگارا در مرز انتاریو کانادا و نیویورک آمریکا

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 
 

هتل های آنگکور وات در کامبوج ویتنام

 
گروه اینترنتـی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

 

برج العرب در دبی

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

 

 

قلعه سبوس در رومانی

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
 


 

کوه اورست در مرز تبت و نپال

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

 

مکه مکرمه در عربستان سعودی

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 
 

دروازه براندنبورگ در برلین آلمان

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

 

کلیسای سنت پیترز واتیکان در رم ایتالیا

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
 


 

دهکده مونت سنت میشل در فرانسه

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 
 

یادبود ملی کوه راشمور در داکوتای جنوبی آمریکا

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
 


 

آبشار ویکتوریا بین زامبیا و زیمبابوه

 
گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.net

 
 

پارک ملی گراند کانیون در ایالت آریزونای آمریکا

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

 

Mismi Nevado در پرو (منبع از رودخانه آمازون)

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

 

آشویتس در لهستان

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 
 

مجسمه بودای بزرگ در کاماکورا توکیو در ژاپن

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

 

نپتون و کاخ ورسای در فرانسه

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 
 

دماغه امید خوب در آفریقای جنوبی

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
 


 

چشمه Trevi در رم ایتالیا

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 
 

شهر پترا در اردن

 
گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

 

 

مجموعه مسکونی Sagrada Familia در بارسلونا اسپانیا

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

 
 

شفق شمالی در نروژ

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

 

هرم چیچن ایتزا در مکزیک

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 
 

مجسمه های اینوک شوک در کانادا

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 
 

غار دوران پارینه سنگی Lascaux در فرانسه

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 
 

کوه جدول در آفریقای جنوبی

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org