دست خودم نیست

اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ، و تمام فکر و زندگی من تو شده ای
به خدا بدان که این دست خودم نیست!

اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست!

دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو می باشم.

دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ، دستانت را بگیرم ، بر
لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش خودم بگیرم!

به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم!

دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم تا در آسمان دلم طلوعی دوباره داشته باشی

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

حقیقت انسان به آن چه اظهار میکند نیست بلکه حقیقت او نهفته در آن چیزی است که از اظهار آن عاجز است بنابراین اگر خواستی او را بشناسی نه به گفته هایش بلکه به ناگفته هایش گوش فرا بسپار

..............................................

خیال می کردی قلب من تاب شکستن را نداره* منتظری بازم دلم پیش دلت کم بیاره * مرام من توی عاشقی یک دلی و صداقته * وقتی میگم نوکرتم این آخر رفاقته

..............................................

هر وقت بعد از 120 سال رفتی اون دنیا خواستی از روی پل صراط رد شی بهت گفتن یکی حلالت نکرده .... بدون اون منم که می خوام به این بهونه یه باره دیگه ببینمت

..............................................

رسم زمونه : تو چشم میذاری، من قایم میشم .........اما تو یکی دیگه رو پیدا میکنی

..............................................

عشق کلید شهر قلب است به شرط آن که قفل دلت هرز نباشد که با هر کلیدی باز شود

..............................................

از خـدا یـه گل خواسـتــم،اون بـه مـن یـه بـاغ داد من از خدا یه درخت خواستم،اون به من یه جنگل داد من از خـدا یـه دوسـت خواسـتم،اون به من تو رو داد اگه اینـو برام پـس بفرستی از بـهترین دوستـام هسـتی حالا اینو برای تمام لیستت بفرست تا ببینی چند نفر اینو برات میفرستن منتظرم ها لطفا این آف رو جدی

..............................................

عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشانــــدم و پارو زنان سوی تو فرستارم وقتی به ساحل نگاه تو رسیـــــــد تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد

..............................................

هرکی ارمنی بلده بخونه( هیراکرس متشون یسراف نزن روز یرایم راشف تدوخ هب یراد یلیخ منکیم ساسحا) هرکی هم ارمنی بلد نیست از آخر بخونه

..............................................

خبرنگار خارجی میاد تهران میره مسجد میبینه همه صف ایستادن واسه غذا میگه مگه اینجا نماز نمی خونن میگه نماز میخوای برو دانشگاه تهران میگه پس دانشجو ها کجان میگه اگه منظورت روشنفکراس برو زندان میگه مگه دزدارو نمیبرن زندان میگه زکی پس مملکت رو کی اداره کنه

..............................................

عشق چیست؟ حدیثی است که با نگاه آغاز می شود با لبخندی شیرین می شود با بوسه ای به اوج می رسد وبا اشکی پرازاندوه به پایان می رسد

..............................................

ای کاش خواننده بودم و از تو میخواندم ای کاش نویسنده بودم و ازتو مینوشتم ای کاش نقاش بودم و تو را نقاشی میکردم ای کاش راننده بودم و با تو همسفر جاده ها بودم ای کاش ستاره بودم و در تو جای داشتم ای کاش آهنگ بودم و تو شعرم بودی ای کاش من ساعت بودم و تو عقربه هایم بودی ای کاش در قلبت جا داشتم تامیدانستی که چقدر دوستت دارم

..............................................

دلمو دادم به تو،تا(ما)بشیم دلمو دادم به تو،تا دیگه تنها نباشم دلمو دادم به تو،چون تو چشات دریارودیدم دلمو دادم به تو،تاهمه وقت یارهمیشگیم باشی دلمو دادم به تو،چون میدونم تنهام نمی زاری

..............................................

من از خدا خواستم، نغمه های عشق مرا به گوشت برساند تا لبخند مرا هرگز فراموش نکنی و ببینی که سایه ام به دنبالت است تا هرگز نپنداری تنهایی. ولی اکنون تو رفته ای ، من هم خواهم رفت فرق رفتن تو با من این است که من شاهد رفتن تو هستم

..............................................

عشق====>سرکاریه ... محبت====>تظاهره ... مهربونی====>مسخرست ... وفا====>مرده ... عهدوپیمون====>دلخوشیه ... عاطفه====>تموم شده ... مهر====> مدرسه باز میشه

..............................................

وقتی دلت گرفت بشین به اندازه تمام دلتنگیات گریه کن . برای اینکه کسی اشکاتو نبینه ماهی کوچیکی شو و به ته دریا برو . دیگه نه کسی صداتو می شنوه نه کسی اشکاتو می بینه . حالا فهمیدی چرا اب دریا شووره؟

..............................................

به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت نگاه کند.به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشدودستی را بپذیرکه باز شدن را بهتر از مشت بلد باشد

..............................................

توپت افتاد خونه همسایه واونم توپتو پاره کرد اصلا ناراحت نشو چون تو یه دوست خوب داری که حاضره قلبشو بذار زیر پات تا باهاش بازی کنی

..............................................

میدونستی ما دو تا خیلی به هم می آیم‌ ؟ . چون من گلم تو منگلی . با هم میشیم گلمنگلی

..............................................

سعی کن دریابی که مسافری آسمانی هستی و فقط برای لحظه ای کوتاه در این جا به سر می بری، و سپس روانه ی دنیایی دلفریب و بی نظیر می شوی. فکرت را به این زندگی کوتاه و این زمین کوچک محدود نکن. عظمت روحی را که درون توست، به یاد داشته باش.

..............................................

مرا اینگونه باور کن... کمی تنها ، کمی بی کس ، کمی از یادها رفته... خدا هم ترک ما کرده ، خدا دیگر کجا رفته...؟! نمی دانم مرا ایا گناهی هست..؟ که شاید هم به جرم آن ، غریبی و جدایی هست..؟؟؟ مرا اینگونه باور کن

..............................................

برای عشق تمنا کن ولی خار نشو. برای عشق قبول کن ولی غرورتت را از دست نده . برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو. برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه. برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن . برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر . برای عشق وصال کن ولی فرار نکن . برای عشق زندگی کن ولی عاشقونه زندگی کن . برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش . برای عشق خودت باش ولی خوب باش

..............................................

دوست داشتن کسی که سزاوار دوستی نیست ، اسراف در محبت است . اگر میخواهی همیشه آرام باشی ، دلگیریهایت را روی ماسه و شادیهای خود را بر روی سنگ مرمر بنویس . اگر کسی را دوست داری که او تو را دوست ندارد ، سعی نکن از او متنفر شوی، بلکه سعی کن او را فراموش کنی

..............................................

ماه نمی دونست چه جوری بتابه از روی دست تو دید و بلد شد خورشید که دید نوری ازش نمی خوای رفت بالای قله و با تو بد شد دریا که دید موج موهات از اون نیست غرشی کرد و ته دل حسود شد آسمون از غم که تو رو زمینی تا همیشه رنگ چشاش کبود شد گل که دونست خزون واسه تو هیچه رنگش پرید و تو یه لحظه پژمرد درختی که تو از پیشش رد شدی انقده برگاش رو زمین ریخت که مرد

..............................................

هرگاه دفتر محبت را ورق زدی و هرگاه زیر پایت خش خش برگها را احساس کردی هرگاه در میان ستارگان آسمان تک ستاره ای خاموش دیدی برای یکبار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان بلکه از ته قلب خود بگو: یادت بخیر

..............................................

آنکس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان می کردم میگوید: دوستت دارم

..............................................

امروز فهمیدم که زندگی خراب است آروز سراب است امروز فهمیدم که گل ها هم می توانند سنگدل باشند وشمع ها هم می توانند بال و پر پروانه ها را در خود بسوزانند اره همه میتونند اینطوری باشن

..............................................

خدا میدونه که من :فقط تو رو دوست دارم, خدا میدونه که تو تنها عشق منی!خدا میدونه که فقط تو رو می پرستم !خدا میدونه که من این آف رو تا حالا واسه چند نفر فرستادم

..............................................

اگر می بینی کسی به روی تو لبخند نمی زند علت را در لبان فرو بسته خودت جستجو کن

..............................................

اگر می دانستی دل ترک خورده ی من با یاد چشمان بارانی ات شکسته تر می شود هیچ گاه به من پشت نمی کردی

..............................................

خواستم برای از دست دادنت اشک بریزم تمام اشکهایم رابرای به دست آوردنت ریخته بودم

..............................................

زندگی زیباست حتی اگر کور باشی ? خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی مسحور کننده است حتی اگر فلج باشی? اما بی ارزش است اگرثانیه ای عاشق نباشی...

..............................................

عشق مرگ نیست زندگی است. سخت نیست عین سادگی است. عشق عاشقانه های باد وگندم است . اولین پناهگاه کودکی آخرین پناهگاه آدم است.

..............................................

رنگ قرمزرا دوست دارم چون رنگ خون من است...... خون را دوست دارم چون در قلب من است .......قلبم را دوست دارم چون نام زیبای تو درون آن است

..............................................

زندگی کوتاهتر ازآن است که به خصومت بگذرد و قلب ها گرامی تر از آنند که بشکنند آنچه از روزگار به دست می آید با خنده نمی ماند و آنچه از دست برود باگریه جبران نمی شود فردا خورشید طلوع خواهد کرد حتی اگر ما نباشیم

..............................................

هیچ کس از راز دلم آگاه نیست.هیچ کس ازآه دلم به جزقلب تو خبرندارد.من درمسیرقلب توام.چون مسافری و مقصدم افق دورچشمان توست

..............................................

بیچاره همه ی چیزایی که دلشون چیزای بزرگ می خوای................مثل دل من که تورو می خواد

..............................................

به جرم اینکه خیلی ساده بودم به زندان دلت افتاده بودم.اگر چه حکم چشمات ابدی بود.برای مرگ هم اماده بود

..............................................

دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟ ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ... منم یکی هستم

..............................................

چقدر لباس سیاه به تو می آید اگرمی دانستم زودتر می مردم

..............................................

به قندی دلخوشم لبهای شیرینت کجاست؟ غصه خوردن تا مرا از اشتها انداخته حکم از تو من ببازم یا تو می خواهی ببر عشق تاس قسمت ما را کجا انداخته؟

..............................................

شکست عهد من وگفت هر چه بود گذشت به گریه گفتمش آری وچه زود گذشت بهار بود و تو بودی وعشق بود و امید، بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت

..............................................

سلام من از اداره هواشناسی مزاحمتون میشم ، اینجا یه نفر دلش هواتونو کرده چه کار کنه

..............................................

تو که در هر جائی ! کجا پیدایت کنم ؟! در قلب کدام با سخاوت دور دست ؟! در دستان کدام گدای عاشق ؟! در چشمان کدام منتظر بی پناه ؟! در دهان کدام شاعر گنگ پریشان ؟! و در جای پای کدام رهگذر غریب

..............................................

شهادت جان سوز، جان گداز، جان کاه، جان اف کندی، جان فورد، جان تراولتا، جان علی، جان نثار ، جان من، جان هرکی دوست داری سرکاری

..............................................

زیر سیگاری با اینکه می دونه سیگار همیشه دلشو می سوزو نه بازم اونو تو دلش جا می ده زیر سیگاریتیم رفیق

..............................................

می گویم شاید بین ما هیچ نبوود جز اوهام .....هیچ را زیر هیچ نوشتیم و کم کردیم.............جز هیچ نشد حاصلمان..... رها

..............................................

کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه ی فردا نبود کاش بودی تا برای قلب من زندگی این گونه بی معنا نبود کاش بودی تا لبان سرد من بی خبر از موج و از دریا نبود

..............................................

مردها مثل « نوزاد » هستند در اولین نگاه شیرین و با مزه هستند اما خیلی زود از تمیز کردن و مراقبت از آنها خسته می شوید

..............................................

دوست دارم یه سنگ بردارم و روی اون بنویسم: دلم برات تنگ شده و اونو محکم بکوبم توی سرت تا بفهمی که فراموش کردن من چقدر سخت و دردناکه

..............................................

زندگی سخت نیست ما سختش میکنیم عشق قشنگ نیست ما قشنگش میکنیم دل ما تنگ نیست ما تنگش میکنیم دل هیچکس سنگ نیست ما سنگش میکنیم

..............................................

ندیدم بهاری / محبت ز یاری / دلم غرق خون شد / عجب روزگاری

..............................................

زندگی اجبار است .... مرگ انتظار است..... عشق یک بار است ..... جدایی دشوار هست ..... یاد تو تکرار هست

..............................................

به کسی عشق بورز که لایق عشق باشه نه تشنه عشق...زیرا کسی که تشنه عشق است روزی سیراب میشود

..............................................

بدون گریه خاطره روشن نمیشه شهری بود به نام عشق در آن کوهی وجود داشت بنام دوستی از آن کوهرودی جاری میشد بنام محبت این رود به مردابی میریخت بنام جدایی پس نفرین عالم بر این جدایی که غرورمرا درک نمیکند

..............................................

زندگی قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه برای تو باشه... دلتنگی قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم... اما تو هر کار بکنی قشنگ نمیشی پس بیخود زور نزن

..............................................

هیچ زمان دل به کسی نبند ...... چون این دنیا این قدر کوچک است که دو تا دل کنار هم جا نمیشه ..... ولی اگر دل بستی ... هیچ وقت ازش جدا نشو چون این دنیا این قدر بزرگه ... که دیگه پیداش نمیکنی

..............................................

خدایا هرکه را دوست داری به او بیاموز که عشق از زندگی کردن برتر است و هرآنکه را دوست تر می داری بیاموز که دوست داشتن از عشق نیز والاتر است...

..............................................

زمان! به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست.... بوسیدن قول ماندن نیست..... و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست

..............................................

ای همه وجود من . ای کسی که پا گذاشتی رو قلب من . ای کسی که درو بستی به روی من. درو باز کن دستم مونده لای در

..............................................

مهم این نیست که تو اَد لیست مسنجرمون چند نفر اَد شدن. مهم اینه که تو قلبمون فقط 1 نفر اد شده باشه که با هم آن بشیم، باهم آرشیو زندگی رو دوره کنیم و با هم آف بشیم. امّا باید یادمون باشه پسورد دوستیمون رو جوری بسازیم که کسی نتونه هکمون کنه

..............................................

شاید یه کسی شب ها برای اینکه خواب تورو ببینه به خدا التماس می کنه شاید یه کسی به محض دیدن تو دستش یخ می زنه و تپش قلبش مرتب بیشتر میشه مطمئن باش یه کسی شب ها به خاطر تو توی دریای اشک می خوابه ولی تو اون رو نمی شناسی

..............................................

بگذار که در حسرت دیدار بمیرم... در حسرت دیدار تو بگذار بمیرم... دشوار بود مردن و روی تو ندیدن... بگذار بدلخواه تو دشوار بمیرم... بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ... در وحشت و انوده شب تار بمیرم... بگذار که چون شمع کنم پیکر خود آب.... دربستر اشک افتم و ناچار بمیرم... میمیرم از این درد که جان دگرم نیست... تا از غم عشق تو دگر بار بمیرم... تا بوده ام ای دوست وفادار تو هستم... بگذار بدانگونه وفادار بمیرم

..............................................

ای دوست دلت همیشه زندان من است آتشکده عشق تو از آن من است آن روز که لحظه وداع من و توست آن شوم ترین لحظه پایان من است

..............................................

 

الهى فندق بشى سنجاب بشم گازت بگیرم”اگه گریه کنى ماچت کنم لوپتوبگیرم!

 

ما همیشه صداهای بلند را میشنویم،بر رنکها را میبینیم،سخت هارا میخواهیم،غافل از اینکه خوبها آسان می آیند،بی رنک می مانندو بی صدا میروند.

یک کاسه شراب باشد.من باشم وتو/توازلب کاسه بنوشی ومن ازلب تو

مشکلات به سبکی هوا، عشق به عمق اقیانوس، دوستی به محکمی الماس، موفقیت به درخشانی طلا … این ها آرزوهای من برای توست.

گرم ترین احساسات را نصیب کسی کن که در سردترین لحظه ها به یادتوست

 

گاهی اوقات گذشتن از معشوق بخاطر عشق
 نهایت عاشق شدن است.

آن دلبر عیسی نفس از من نکند یاد، بگذار به حسرت، من بیمار بمیرم
دامن نتوان چید ز خار ره عشقش، بگذار در این وادی پرخار بمیرم…

 

وفاى دوست ز دل کندن، حرام است. حلال آن است که من در بند یارم.

با تو از خاطره ها سرشارم. با تو تا آخر شب بیدارم . عشق من دست تو یعنی خورشید. گرمی دست تو را کم دارم…

 

مشکلات به سبکی هوا، عشق به عمق اقیانوس، دوستی به محکمی الماس، موفقیت به درخشانی طلا … این ها آرزوهای من برای توست

بوی غربت می دهم اما غریبه نیستم گرچه میدانم که عمری درغریبی زیستم روبه روی آینه شب تاسحرغم میخورم تا بفهمم عاقبت درجستوی کیستم؟

 

همیشه به کم نورترین ستاره دل ببند ،که پرنورترینش به همه چشمک میزنه.

مانند شقایق زندگی کن کوتاه ولی زیبا،مانند پرستو پرواز کن طولانی ولی هدفمند،مانند پروانه بمیر دردناک ولی عاشق

 

باران باش تارنج جداشدن ازآسمان راباسبز کردن زندگی جبران کنی.

فردا و دیروز با هم دست به یکی کردند؛دیروز باخاطراتش مرا فریب داد و فردا با وعده هایش مرا خواب کرد؛وقتی چشم گشودم امروز هم گذشته بود!!

 

زندگى رانفسى ارزش غم خوردن نیست ودلم بس تنگ است”بى خیالى سپر هر درد است ،بازهم مى خندیم
آنقدر می خندیم که غم از رو برود.

آواى باد انگار، آواى خشکسالیست.
دنیابه این بزرگى یک کوزه، سفالیست!
بایدکه عشق ورزید، بایدکه مهربان بود. زیرا که زنده ماندن، هرلحظه احتمالیست!

کدامین شاخه گل را به خاطر مرامت، تقدیمت کنم که وجودت عطر تمامی گلهاست

در اوج یقین اگرچه تردیدی هست / در هر قفسی کلید امیدی هست
چشمک زدن ستاره در شب یعنی / توی چمدان ماه ، خورشیدی هست . . .


:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

 
 
یک بوسه ز لب های تو در خواب گرفتم ، گویی که گل از چشمه مهتاب گرفتم ، هرگز نتوانی که ز من دور بمانی ، چون عکس تو را در دل خود قاب گرفتم .

کبوترهای قلبم را به سویت میپرانم که شاید از تو آئین محبت را بیاموزند .

تقدیم به آنکخ دوری اش غمم ، خانه اش قلبم و فراموشی اش مرگم است .

عشق حقیقی مثل روح است ، افراد زیادی درباره آن صحبت می کنند ولی تعداد کمی آن را دیده اند .


انسان عزیزاشو فراموش نمیکنه بلکه به دیدنشون عادت میکنه ، تقدیم به کسی که عادت به ندیدنش مثل فراموش کردنش غیر ممکنه .

باید آگهی فوتمو ببینی تا باورت بشه میمیرم برات .

ی تو دنیا رنگی ندارد ، خنده با من انسی ندارد ، بی تو هر قد شعری سرودم ، واژه واژه معنا ندارد ، بی تو یعنی یک آه خاموش ، سهم عشقم سعدی ندارد ، بی تو یعنی یک روز بی تاب ، از فراقت پایان ندارد ، بی تو طیف تاریخ عمرم ، یک خیال و رویا ندارد ، ابرهای قلب شکستم ، جز بیابان دریا ندارد ، کاش می شد بودی کنارم ، گرچه آهم سودی ندارد ، بوسه می دادی نغمه ام را ، چون که شعرم نائی ندارد .

تو که پاتوق شب هایت کافی خیال من است ، تا به حال خیال مرا در برهوت دیده ای ؟

تواناترین مترجم کسی است که سکوت دیگران را ترجمه کند ، شاید سکوتی تلخ گویای دوست داشتنی شیرین باشد .

ای کاش پنجره صدامان بکند ، بی پایه ترین شرم رهامان بکند ، می ترسم از اینکه هر دو عاشق باشیم ، آنوقت سکوتمان جدامان بکند .

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

تورا در قلب شعرم میگذارم ، به نام عشق آن را می نگارم ، تمام حرف من در شعر این بود ، تورا تا بی نهایت دوست دارم .

کاش بودم تک درختی در میان قلب تو ، تا وجودم میوه می داد از محبت های تو .

میان بندگانت هرچه دیدم هوس ها جانشین عاشقی بود ، به دستان دروغین محبت گلی دیدم شبیه رازقی بود .

به امید چتر فردایت خیس بارانم ، از طلوع عشق تا غروب سرنوشت دوستت دارم .

در سکوت دادگاه سرنوشت ، عشق بر ما حکم سنگینی نوشت ، گفته شد دل داده ها از هم جدا ، وای بر این حکم و این قانون زشت .

اگه یه رنگ باشی باهات هستم ، نمک پرورده ی دستات هستم ، اگه پا روی حرمت ها نذاری ، همیشه خاک پایت هستم .

زندگی شراب تلخیست که همه محکوم به نوشیدن آن هستیم ، پس می نوشیم به یاد کسانی که دوستشان داریم و نمی دانند و کسانی که دوستمان دارند و نمی دانیم .

تو به نقش قهوه اعتقاد داری ، به پیش بینی ، به بازی های بزرگ و من فقط به چشمهایت .

بی تو تموم لحظه های اسیر غصه و غمه ، یه روز میام به دیدنت هرچی ببینمت کمه ، نمی رسه به گوش تو صدای فریاد دلم ، یه روز می فهمی دردمو که زیر خاکم و گلم .

یه شب خوب تو آسمون ، یه ستاره بود چشمک زنون ، خندید و گفت کنارتم تا آخرش تا پای جون ، ستاره ی قشنگی بود ، آرومو ناز و مهربون ، ستاره شد عشق من و منم شدم عاشق اون ، اما زیاد طول نکشید عشق من و ستاره جون ، ابر اومد ستارمو دزدید و برد نامهربون ، حالا شبا به یاد اون زول میزنم به آسمون ، دلم می خواد داد بزنم آخه این بود قول و قرارمون ؟


 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

چترم باز باشه یا بسته فرقی نمیکنه ، بی تو آسمان دلم همیشه بارانی است .

قلب من تو دستاته ، خواهش میکنم دستتو مشت کن که به غیر از تو کسی اونو نبینه .

در گورستان صلیبی می گذارم تا همه بدانند در آنجا مرده ای هست ، پس تو هم به قلب صلیبی بیاویز تا همه بدانند گورستان من قلب توست .

در خالصانه ترین گوشه قلبم ، آنجا که خبر از تاریکی است یاد تو می درخشد .


خوبی چه بدی داشت که تکرار نکردی ، مهر مرا بردی و ز من یاد نکردی ، روزگار میگذرد این چنین شاد نباش ، آخر تو جوابش بدهی این همه ظلم که بر من کردی .

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم ماندنی نه حاشیه ای از یاد رفتنی .

من درد تورا ز دست آسان ندهم ، دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم ، ای دوست به یادگار دردی دارم ، کان درد به صد هزار درمان ندهم .

اگر قلبم آسمان باشد ، نخستین ستاره درخشانی که انتخاب میکنم تو هستی .

کندوی عشق و مستی بی تو عسل ندارد ، بی تو کتاب عشقم ضرب المثل ندارد .

چشمانت را برای زندگی ، پاهایت را برای همراهی و دلت را برای عاشقی میخواهم .


""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

به خود راست بگو ، آنگاه توان دروغ گفتن به هیچ کس را نخواهی داشت . (شکسپیر)

به همه عشق بورز ، به تعداد کمی اعتماد کن و به هیچ کس بدی نکن . (شکسپیر)

آسمان می بارد گل میمیرد ، تو نه گل باش نه آسمان ، زمین باش تا آسمان برای تو بگرید و گل برای تو بمیرد .

عشق همیشگی است این ما هستیم که ناپایداریم ، عشق متعهد است مردم عهد شکن ، عشق همیشه قابل اعتماد است اما مردم نیستند . (لئوبوسکالیا)


سینه چشمی به کار عشق استاد ، به من درس محبت یاد می داد ، مرا از یاد برد آخر ، ولی من بجز او عالمی را بردم از یاد .

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته است .

آن کس که می گفت دوستم دارد ، عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد ، رهگذری بود که روی برگ های خشک پاییزی راه می رفت ، صدای خش خش برگ ها همان آوازی بود که من گمان می کردم میگوید : دوستت دارم .

هیچ وقت گریه نکن چون هیچ کس لیاقتش رو نداره ! اون کسی هم که داره طاقتش رو نداره.

دلم احساس غم دارد ، در این انبوه ویرانی ، کمی تا قسمتی ابری ، و شاید باز بارانی .

کاش می شد گریه را تهدید کرد ، مدت لبخند را تمدید کرد ، کاش می شد در میان لحظه ها ، لحظه ی دیدار را نزدیک کرد .

 

 

 

 


 

 

کریستال حشیش تریاک هروئین شیشه سیگار . . . . . . 
همه ی اینا رو میشه ترک کرد ولی تو رو نمیشه ترک کرد

   


اگر عاشقت نبودم آرزو می کردم که عاشقم باشی . 
عاشقی درد بزرگیست،.طاقت سختی کشیدنت را ندارم

 

  

ابر بارنده به دریا می گفت: گرنبارم تو کجا دریایی؟! 
در دلش خنده زنان دریا گفت: ابر بارنده تو خود هم از مایی

 

  


در برابرکسی که معنای پرواز را نمیفهمد 
هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد  

 


هر وقت می خواستی ببینی چند تا دوستت دارم 
انگشتتو بذار رو نبضت می بینی دوست داشتنم تمومی نداره

  

 


برای خریدن عشق هر کس هرچه داشت اورد دیوانه هیچ نداشت 
و گریست (گمان کردند چون هیچ ندارد می گرید) اما هیچکس ندانست 
که قیمت عشق اشک است و قیمت اشک عشق 

 


دل را به یادت حواله میکنم ، شاید روزی لبخندت را قسمتم کردی   

 


دل، عشق پُر از رنگ و ریا دوست نداشت / یک لحظه تو را ز من جدا دوست نداشت
ای آینه دار ِ خلوتم، باور کن / اندازه ی من، کسی تو را دوست نداشت  

 

 

 

من آن گلبرگ مغرورم نمیمیرم ز بی آبی / 
ولی بی دوست میمیرم در این مرداب تنهایی  

 


خوشبخت ترین پسر کسی هست که اولین عشق یه دختر باشه 
و خوشبخترین دختر کسی هست که آخرین عشق یه پسر باشه 

 


به شانه ام می زنی که غم هایم را بتکانی ؟ به چه دل خوش کردی ؟ 
به تکاندن برف از شانه ی آدم برفی

 

  

زندگی مثل مردابه ، شاید زیبا نباشه اما میشه توش 
نیلوفری مثل تو رو پیدا کرد . . .
  


کهنه فروش داد میزنه چراغ شکسته میخریم….. کفشای پاره میخریم …. 
اسباب کهنه میخریم ….. بی اختیار دادزدم : کهنه فروش قلب شکسته میخری  

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

گفت : عاشقی مرد ، بیا به یادش لحظه ای سکوت کنیم . 
گفتم : اگر بخواهیم برای عاشقان سکوت کنیم ، باید عمری را ساکت باشیم  


تنها بنائی که اگربلرزه محکمترمیشه، دله

 


عزیزم با اجازه روغن ماشینتو عوض کردم به جاش خون جیگرمو ریختم, 
تا هروقت استارت میزنی به عشقت بسوزم

   

دیشب فرشته‌ای به خوابم اومد گفت: گل یا پوچ؟ 
گفتم: گل. دستشو باز کرد و تو رو بهم داد

 


غرورت رو به خاطر اونیکه دوستش داری بشکن 
ولی اونی رو که دوستش داری به خاطر غرورت نشکن  

 


هستم ولى نیستم هر لحظه کنارت! نیستم ولى هستم هر لحظه به یادت

 


اگه دیدی ازقلبت دودبلند میشه نترس اون منم که معتادمحبتت شدم !   


لبخند تو را، چند صباحیست ندیدم
یکبار دگر خانه ات آباد،  بگو  ” سیب ” 

 


اتل متل هندونه / لبات در قندونه!
آهای عزیز دردونه / دوستت دارم، مفهومه!؟   


هیچ بارانی ردپای تو را از کوچه ی قلبم نخواهد شست  
حتی سیلاب فراموشی ها

 


عشق رو نمیشه با یه شاخه گل مقایسه کرد
ولی میشه عشق رو با یه شاخه گل اثبات کرد

 


استاد کائنات که این کارخانه ساخت
مقصود عشق بود ، جهان را بهانه ساخت   


ما غم زده ی شهر خرابیم گر مئ نخوریم خانه خرابیم 
ما ز کس و کسی کینه نداریم یک شهر پر از دشمن و یک دوست مثل تو داریم  

 

گرچه سکوت بلندترین فریاد عالم است 
ولی گوشم دیگر طاقت فریادهای تو را ندارد عزیز دلم کمی با من حرف بزن 

  

در صفحه شطرنج زندگی همه ی مهره های من مات مهربانی تو شدند 
و من قلبم را به تو باختم   

 

 

هرگز برای عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. 
گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس 
به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند

   

هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببیننت و حسودیشون بشه که...... 
ماهشون مال منه 

  

ردپایم بی صداست / عشق من بی انتهاست / 
ردپای اشکهایم را بگیر / تا بدانی خانه ی عاشق کجاست 

 


آهای ناز نمک دار / منم عاشق تب دار / 
ببین دل تو دلم نیست / واسه لحظه ی دیدار !

 


تو بشو ساحل قلبم / من میشم ماهی مرده / 
تا بگن به عشق ساحل / لب دریا جون سپرده .

 


در کنج دلم عشق کسی لانه ندارد / کس جای در این منزل ویرانه ندارد / 
دل را به کف هرکه بدادم پس آورد / کس طاب نگهداری دیوانه ندارد .

 

 


ما که از آوار و ترکش همه رو به جون خریدیم / تو بگو همسنگر من ، 
ما تقاص چی رو میدیم ؟

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

من به پایان می رسم از کوچ تو

با من از اغاز این مردن نگو

کاش میشد در تو گم شد این همه

کاش میشد تا همیشه با تو بود ...

کاش میشد کاش های زندگی

گم شوند پشت نقاب بندگی

کاش میشد کاش ها مهمان شوند

در میان غصه ها پنهان شوند ...

دارم دلی شکسته و موجی ز اشک و خون

با قایق شکسته به دریا نشسته ام

ای اسمان مخند به بخت سیاه من

خالم که روی چهره ی زیبا نشسته ام ...

تماشایی ترین تصویر دنیا میشوی گاهی

دلم می پاشد از هم بس که زیبا می شوی گاهی

حضور گاه گاهت بازی خورشید با ابر است

که پنهان میشوی گاهی و پیدا میشوی گاهی

به ما تا می رسی کج می کنی یکباره راهت را

ز نا چاریست  گر هم صحبت ما میشوی گاهی...

 
 
 
 

تصویر تو
 
 
ترا یکدم اگر تنها ببینم
تمام لذت دنیا ببینم
 
چه خواهد شد ترا ای آفت جان
به کام این دل شیدا ببینم
 
از آن، می با لب من آشنا شد
که تصویر تو در مینا ببینم
 
مراد من تویی از هر چه خواهم
اگر زشت و، اگر زیبا ببینم
 
چه با من کرد خواهد چشم مستت
نگاهم کن عزیزم، تا ببینم
 
چه هنگامی میان جمع خوبان
ترا با قامت رعنا ببینم؟
 
فنای من اگر شرط وصالست
همین حالا، همین حالا، ببینم
 
مرا تا نیمه جانی هست در تن
نمی دانم ترا آیا ببینم؟
 
 
 
 

فلسفه گناه و دوست داشتن

 
 
دوست داشتن خیلی شبیه احتیاج داشتن است

يک جور احتياج داشتن مفرط

 و گاهی هم دوست داشتن راهی برای فراموش کردن است

 چند روزیست غریبه ای در زندگیم پیدا شده ... حس میکنم دوستش دارم ...

 و خودش هم باور کرده که  خیلی دوستش دارم !

 نمی دانم ... شاید برای به خاکسپاری خاطرات گذشته  !

 يکبار ...  نیمه شب ... از او پرسيدم :

 -  چرا منو دوست داری ؟
 
 و حس کردم بعد از اين سئوال روی گونه سمت چپ او و
 
 روی احساسات من چال کوچکی افتاد  و این شروع تازه ای بود برای یک هم آغوشی ،
 
 بوسه های عاشقانه در تاریکی ،

 شنیدن نفسهای هوسناک ،

 و لذت بردن از یک گناه .
 
 همیشه معتقدم گناه بايد لذت داشته باشد

 گناهی که لذت ندارد ؛‌ حماقت است

 آدم ها گناه می کنند و گناه می کنند و گناه می کنند
 
 و هيچ لذتی در پس گناهان بيشمارشان نيست

 يا آدم ها خيلی احمق شده اند

 و يا من در تعريف گناه اشتباه می کنم

 من همه چيز را می دانم و هيچ چيز را نمی فهمم

 و اين عميقا تاسف بار است .

خیلی بد است
گاهی آدم دلش میخواهد از خودش فرار کند

از خودش و گذشته اش و آينده ای که نمی خواهد داشته باشد

 به هر طرف که می دود ؛‌ باز هم جز خودش ؛ کسی نيست

 به کسی دل می بندد تا خودش را فراموش کند

 به کسی ديگر که مثل خود او از خودش فرار کرده است و
 
 از دیگران هم همینطور
 
 مدتی می گذرد

 اندکی آرام می گيرد و کمی فراموش می کند

 اما دوباره عصيان می کند و خودش می شود

 همانی می شود که روزی از او فرار کرده بود

 همانی می شود که نمی خواست باشد

 دل می کند و همه چيز را به هم می ريزد و در پی يافتن
 
 سعادت
چیزی که گمشده همیشگی اوست

به تنهائی میگریزد و باز
 
 خودش را می بيند و نااميدانه به ديوار بلند آرزوهای
 
 سرکوب شده اش چنگ می زند
 
 باز هراسان و دربدر از خويش می گريزد تا شايد

 باز در خم کوچه ای ؛

 کسی مثل خودش را بيابد و او را در آغوش بکشد

 تا چند روزی باز فراموش کند و مشغول باشد

 مدام واژه های عاشقانه تکرار می شود و مدام لبهای
 
 ترک خورده  ((‌ دوستت دارم ))‌ را تکرار می کنند
 و شاید در لحظه ای کوتاه
 
 آدم بدون اينکه خودش بفهمد

 در بالای پرتگاهی که راه برگشتنش سخت است

 رها شود

 آری ...  اين جا نمی شود به کسی نزديک شد ،

 آدم ها از دور دوست داشتنی ترند ...
 

 

 

 

 

 

انواع ویتامین های عشق

 

 



گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

 


ویتامین B1 مخصوص خانمها !
اين نوع ویتامین را خانمهاي محترم مصرف کنند : به همسرتان توجه کنید

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

به پاهای عضلانی، به سینۀ فراخ و مردانه اش، به لبخند زیبایش، به شانه های پهنش، به دستان بزرگ و مردانه اش، به چشمان خوش حالتش، به صدای پرطنین اش و به طور کلی به هر ویژگی و صفتی که از او مرد می سازد، توجه کنید. اغلب مردان دوست دارند که از مردانگی آنها تعریف و تمجید شود و آنها تشنه ي تعریف و تمجید شما هستند. وقتی مردی تحسین شود، مایل است به سرعت به آن پاسخ دهد. به او بگویید که چه همسر با قدرت و خوبی دارید و از اینکه شوهر شماست چقدر خوشحالید و چقدر خوش اقبالید. به شوهرتان بگویید او را در همین گونه که هست، دوست دارید و دیگر اینکه او را در دنیا با هیچ مرد دیگری حاضر نیستید عوض کنید.

ویتامین A1 مخصوص آقایان !
اين نوع ویتامین را آقایان محترم مصرف کنند : همسرتان را با زنان دیگر مقایسه نکنید

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

هیچ موقع خانمتان را با زني دیگر، بویژه مادرتان، زن سابقتان یا نامزد قبلی تان مقایسه نکنید. هرگز دربارۀ سایر روابطی که قبلا احتمالا داشته اید، مشتاقانه و با حسرت حرف نزنید. با این اعمال شما عدم امنیت را در جایی که نباید باشد، ایجاد می کنید. مردی که می خواهد گذشته را دوباره زنده کند، به سوی دردسر می رود.

به خاطر داشته باشید همسرتان می خواهد در زندگی شما مقدم ترین فرد باشد. وقتی شما الگویی را مثال می زنید مانند مادرتان، همسر قبلی تان، دخترخاله تان، آنطور احساس کردن برای او خیلی سخت است. او باور می کند که باید دقیقا عین آن الگو عمل كرده، و از آن پیروی کند. هر زنی دوست دارد بابت توانائیهای خودش مورد تحسین قرار گیرد. به او اجازه دهید همان زن شایسته ای باشد که هست. بدانید که اگر به هر کس آزادی بدهید که خودش باشد او بهترین فرد می گردد.

ویتامین B2 مخصوص خانمها !
اين نوع ویتامین را خانمهاي محترم مصرف کنند : شوهرتان را بابت کارهایی که انجام می دهد تحسین کنید

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

به طور مثال اگر او اتومبیل را تعمیر می کند به او بگویید چقدر خوش اقبالید که همسری را دارید که از استعداد و تواناییهای مکانیکی تا این حد بالا برخوردار است. اگر او با بچه ها بازی می کند، به او بگویید بچه ها چقدر خوشبختند که پدری چون تو دارند. اگر او اهل ورزش است به او بگویید چقدر عالی است که مردی با هیکل متناسب دارید و به ورزش کردن اهمیت می دهد. اگر او شما را در رفاه گذاشته است به او بگویید در رؤیاهایتان هم نمی گنجید شیوۀ زندگی را که او برایتان فراهم آورده است داشته باشید.

ویتامین A2 مخصوص آقایان !
اين نوع ویتامین را آقایان محترم مصرف کنند : عشق خود را نسبت به همسرتان اثبات کنید

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

زنها از شما مردها می خواهند، عشق خودتان را به گونه ای محسوس و مملوس نشان دهید. در واقع، عشق را هر روز و از راههای کوتاه باید بر زبان آورد و نشان داد. خرید هدیه های کوچک و تقدیم آن به شکلی خوشایند می تواند جالب و زیبا باشد. مثلا شما می توانید یک بسته شکلات بزرگ بخرید و به آن یادداشتی ضمیمه کنید، بدین مضمون: "تقدیم به همسر بی نظیرم که همیشه به من خوبی و عشق می دهد."هدیه هایی که خانمها دوست دارند شوهرانشان به آنها تقدیم کنند بدین قرارند: گل، کارت پستالهای زیبا همراه با دست خط خودتان، عطر، جواهرات، مجسمه های زیبا، کیف، لباس، بسته های شکلات (کاکائو های تخته ای)، تلفن موبایل، ساعت مچی و اگر خیلی پولدارید ماشین های مدل بالا!.... اگر امکان پیچیدن هدیه نيز وجود دارد، حتما آن را با کادوهای رنگی زیبا بسته بندی کنید.

خانمها دوست دارند خودشان بسته بندی ها را باز کنند. گرفتن هدیه، به زنها احساس با ارزش بودن می دهد و عدم دریافت هدیه، این پیام را برای زن تداعی می کند که شما برای او هیچ ارزشی قائل نیستید و به او توجهي ندارید و در یک کلام، دوستش ندارید. در مشاوره های خصوصی مان زمانی که با مراجعان صحبت می کنیم و می گوییم که این تکنیکها را به کار برید، خانمها می گویند که خیلی دوست داریم دقیقاً شوهرمان این کارها را برایمان انجام دهد ولی شوهرمان می گوید این مسخره بازیها و این بچه بازیها دیگر چیست؟ پس این لباسهایی که پوشیده اید چه کسی برایت خریده است؟ یا خرج خانه را چه کسی می کند؟ آقایان، قبول داریم که به طور غیرمستقیم برای خانمتان خرج می کنید ولی وقتی که او خودش اشاره کند که به چه چیزهایی نیاز دارم و با هم بروید بخرید این روش او را دچار هیجان نمی کند. شما زمانی می توانید او را غافلگیر کنید که خودتان بدون اطلاع او، برایش هدیه های مختلف بخرید و در مواقعی که انتظارش را ندارد به او تقدیم کنید. بعضی از مراجعان مرد نیز می گفتند که این روشها مربوط به دوست پسرها و دوست دخترهاست و زندگی زناشویی فرصتی برای اجرای این تکنیکها و مسخره بازیها نمی گذارد! ولی ما به شما آقایان می گوییم که این کتاب را دقیقاً برای شماها که فکر می کنید زندگی چیز دیگری است نوشته ایم، زیرا اگر این روشها را به کار نبرید یا مرتباً باید ناله ها و شکوه های همسرتان را بشنوید و یا اینکه خودتان تاوان هزاران مسئله ای را که بعداً برایتان پیش می آید را بپردازید!

ویتامین B3 مخصوص خانمها !
اين نوع ویتامین را خانمهاي محترم مصرف کنند : حمامی گرم و نرم برایش آماده کنید

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

حمام را تمیز و آماده کنید. حوله ي تمیز، صابون خوشبو و شامپوهای عالی تهیه کنید، سپس وان حمام را پر از آب گرم و حباب صابون کنید. از او تقاضا کنید که استحمامی دلچسب انجام دهد. هنگام استحمام از او با نوشیدنیهای خوش طعم و موردعلاقه اش پذیرایی کنید.

ویتامین A3 مخصوص آقایان !
اين نوع ویتامین را آقایان محترم مصرف کنند : زنان نیاز به صحبت کردن دارند

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

شوهری که یاد می گیرد هر روز وقت صرف کند و با زن خود حرف بزند و به صحبتهای او گوش دهد، قلب او را برای همیشه تسخیر می کند. از دیدگاه ما: "اگر خانمها و آقایان روزی٢٠ دقیقه با هم صحبت کنند، درِ طلاق را برای همیشه به روی خودشان می بندند. مردی که نیاز زن را برای صحبت کردن نادیده می گیرد، همسری مهربان و عیبجو پیدا خواهد کرد.

وقتی او به شما غُر می زند و لحظه ای آرامتان نمی گذارد آنچه در واقع او می گوید این است: اگر نمی توانم با گفتگویی خوب بر تو اثر بگذارم، با مذاکرۀ نامطبوع اثر خواهم گذاشت چون حتی بگو و مگوها بهتر است پوچی و خلأیی است که وقتی با تو هستم احساس می کنم. آنچه او هر بار می گویند این است: لطفاً به حرف من گوش بده. می خواهم آنچه را برای من اتفاق افتاده و دربارۀ آن نگرانم، با تو در میان بگذارم." در واقع پند یا نصیحت یا راه حلی نمی خواهم، فقط می خواهم حرفم را بشنوی و آنچه را می گویم درک کنی و به احساس من اهمیت دهی."

ویتامین B5 مخصوص خانمها !
اين نوع ویتامین را خانمهاي محترم مصرف کنند : همسرتان را بابت آنچه می گويد تمجید کنید

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

به طور مثال اگر او شوخ طبع است به او بگویید: شوخ طبعی او را دوست دارید و این حالت او باعث احساس نشاط شما می گردد. اگر او اهل ریسک و خطر کردن است به او بگویید: شجاعت او را که پای هر چه بدان اعتقاد دارد می ایستد، خیلی دوست دارید. اگر او کم حرف است به او بگویید: چه شنوندۀ خوبی است و چه نفوذ آرام کننده ای بر شما دارد. اگر او پرحرف است به او بگویید که روح بخش و گرم کننده مجالس و مهمانی هاست و چقدر دوست دارید که به سخنانش گوش دهید. اگر او راستگو و درستکار است به او بگویید: چه خصیصه های زیبایی داری و شما این صفات را خیلی دوست دارید. اگر باوفاست به او بگویید: چقدر عالی است که می توان به او اعتماد کرد. به طور کلی همه چیز و هر چیزی بایستی به شیوۀ مثبت مورد توجه قرار گیرد و با تمجید تفسیر شود. هرگز شوهرتان را با مردان دیگر فامیلتان مقایسه نکنید و مثلاً نگویید که علی آقا در خانه به همسرش کمک می کند و یا برای زنش خیلی هدیه می خرد و خیلی بهتر از تو همسرداری می کند. با انتقاد کردن و مقایسه ي او با دیگران از میزان صمیمیت و نفوذ خود بر همسرتان می کاهید. به یاد داشته باشید که هیچ کس از انتقاد خوشش نمی آید حتی شما!

ویتامین A5 مخصوص آقایان !
اين نوع ویتامین را آقایان محترم مصرف کنند : شام بخرید و به خانه بیاورید

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

یکی از روشهایی که می توانید خانمتان را غافلگیر کنید این است که بعضی از روزها پس از آنکه به محل کارتان رفتید به همسرتان تلفن بزنید و پس از خوش و بش کردن با وی، بگوئید: عزیزم نگران تهیه شام نباش، زیرا من موقع برگشت شام می خرم و به خانه می آورم.

ویتامین B6 مخصوص خانمها !
اين نوع ویتامین را خانمهاي محترم مصرف کنند : با کاغذهای پشت چسب دار حرف خود را بزنید

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

این نوع کاغذهای کوچک پشت چسب دار را می توانید از فروشگاههای بزرگ یا مغازه های لوازم تحریری خریداری کنید. سپس یادداشتهای خود را در جاهایی که اصلاً احتمالش را نمی دهد بچسبانید، به طوری که وقتی صبح آمادۀ رفتن به محل کارش می شود ببینید. به طور مثال این نوشته ها را می توانید بر روی کیف دستی او، بر روی داشبرد اتومبیلش و یا روی درب یخچال و فریزر بچسبانید و در همه ي آنها بنویسید که به نظرتان او چقدر عالی و قدرتمند و دوست داشتنی است و چقدر از اینکه همسر او هستید احساس خوشحالی و شادمانی دارید و در نهايت چقدر او را دوستش داريد.
 

 

 

 

 

نرفت از یاد من عشق  سفر عاشقترم کرد

       هنوز پیش مرگتم من بمیرم تا نمیری

                     باشم با خاطره هام اینو از من نگیر ی

   دلم از ابر وبارون بجز اسم تو نشنید

                    تو مهتاب شبونه فقط چشمام تو را دید

 

 

 

 

زار دستا تو دستام ، بيا جلو بشنو تو حرفام من تنهام ، تو رو ديدم و شدم ديوونه ، قلب من قدر تو رو ميدونه

                                                                               

قلب مو بردي با خودت ، روياهام حلقه زدن به دورت به شوقت ، بردم از يادم شب تاريك رو ، با مهتابي ميشم مال تو

                                                                               

هر وقت دلتنگ ميشم ميام پشت قلبت و هي در مي زنم پس هر وقت قلبت مي زنه بدون دلم برات تنگ شده

                                                                               

ميرسد روزي كه بي من روزها را سركني/ مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني/ مي رسد روزي كه تنها در كنار عكس من/ نامه هاي كهنه ام را مو به مو از بر كني

 

 

 

 

 

زير باران کلمات مي ايستم و ناگهان چتر رنگارنگم را مي بندم.حرفهاي تو مرا ابي

مي کند.قد مي کشم و اسمانها را پشت سر مي گذارم.نفسهاي خدا را دانه دانه ميشمارم .

با ستاره اي که هزار سال عاشق بوده به زمين برميگردم.دريا را با اسمان مي اويزم و

کمي در باغچه مي ريزم تا گلها همه رنگ و بوي تو را بگيرند.

چه خوب است با تو حرف زدن و سطر هاي نانوشته ي زندگي را خواندن.چه خوب است با تو به ابرها سفر کردن و مرطوب شدن.دلم مي خواهد انقدر شاداب بمانم که روي انگشتانم گل سرخ برويد.دلم مي خواهد وقتي از پرواز مي گويم هيچ پرنده اي زخمي نباشد و روزي که شعر صبح را در دفتر مشق کودکان مي نويسيم چشمها بيدار باشند.

چه خوب است از تو گفتن و با تو عاشق شدن و از پيچ و خم جاده ها گذشتن.دلم مي خواهد روي برگ درختان يادگاري بنويسم و به همه بگويم :

 

 

 

 

 

(دوستت دارم)

 

چه خوب است خاطرات ديرين را بادستهاي تو ورق زدن و در ميان کوير فراموشي گل گفتن و گل شنيدن.دلم مي خواهد نفسهاي تو را دانه دانه بشمارمو با هر نفست بگويم :

 

(عاشقانه دوستت دارم)

 

 

 

 

 

 

 

 

ساحل تنها

 

 

 

 

                                                     بهترين ترانه رو من از چشمهاي تو ميسازم

                            تو قمار زندگيمون تو نباشي من ميبازم

                     اگه باشي در كنارم با تو من مالك دنيام

          بي خيال غر بت و غم بي خيال نور فردام

                        دوست دارم دوست دارم توي دنيام تو رو دارم

                       مثل آسمون كه تنها اميدش چند تا ستارس

                     ديدن برق نگا هت واسه من عمر دو باره است

              هر سر انگشت تو يعني قصه خوب نوازش

            هر نگاه عاشق توغزل آبي خواهش

       جاده هاي مهربوني مي گذره از تو نگاهت

    روشن شبهاي تارم با خيال روي ماهت

                                                          

 

عاشق سادگیم

 

 

گل رز، توی باغچه

شده تنها وبی غنچه

زده آفت همه جونش

پر مرگ همه خونش

زیر لب می گه به مهتاب

توبدان ای همه آزاد

توی مرداب وجودم

دمی آسوده نبودم

به تو وناز نگاهت

رزکی معشوقه بودم

ای تو مهتاب صبورم

توبذاربارون عشقت

بباره روتن گلبرگ

آه که اون بارون زیبا

به نوازش ،به یه سازش

رز ناز وزنده می کرد

 

 

 
 

 

همیشه درقلب منی

 

 

 

به خارزار جهان ،گل به دامنم ،باعشق

صفای روی تو ،تقدیم می کنم .باعشق

درین سیاهی وسردی بسان آتشگاه

همیشه گرمم همواره روشنم باعشق

همین نه جان به ره دوست می فشانم شاد ،

به جان دوست ،که غمخوار دشمنم ،باعشق 

به دست بسته ام ای مهربان ،نگاه مکن

که بیستون رااز پا در افکنم ،باعشق

دوای دردبشر یک کلام باشد وبس

که من برای توفریاد می زنم :باعشق

 

 دل من دیر زمانی است که می پندارد

(دوستی )نیز گلی است:

مثل نیلوفر وناز ،

ساقه ترد ظریفی دارد .

بی گمان سنگدل است آنکه روا می دارد

جان این ساقه نازک را

(دانسته بیازارد)

 ای دل ،به کمال عشق آراستمت

وز هرچه به غیر عشق پیراستمت

یک عمر اگر سوختمت وکاستمت

امروز چنان شدی که می خواستمت

 

تنها دلیل من که خداهست و،این جهان

زیباست

وین حیات عزیزوگرانبهاست

لبخند چشم توست !

هرچند باتبسم شیرینیت ،

آن چنان از خویش می روم ،که نمی بینمش درست !

لبخندچشم تو در چشم من ،وجود خدا راآواز می دهد

در جسم من ،تمامی روح حیات راپرواز می دهد

جان مرا،که دوریت از من گرفته است

شیرین وخوش ،دوباره به من باز می دهد .

 

 

 ای عشق پناهگاه پنداشتمت

ای چاه نهفته راه پنداشتمت

ای چشم سیاه آه ای چشم سیاه

آتش بودی نگاه پنداشتمت

 

 ای عشق ،غم تو سوخت بسیارمرا

آویخت مسیح وار بر دار مرا

چندان که دلت خواست بیازار مرا!

مگذارمرازدست ،مگذارمرا!

 

 ای عشق شکسته ایم مشکن مارا

اینگونه به خاک ره میفکن مارا

مادرتو به چشم دوستی می بینیم

ای دوست مبین به چشم دشمن مارا

 

 

  ای عشق در آتش توفریاد خوش است

هر کس که در آتش تو افتاد خوش است

بیداد خوش است از تو ،وز هستی ما

خاکستر کی سپرده برباد خوش است ! 

 

 

 

 

 

 

عشق ،برای من فقط یک معنی می ده و اونم عشق ،به "خداست"

همه انسانها رادوست داشته ودارم ولی برا ی من عشقی وجود نداره "

خیلی ها عاشقم بودند ولی هیچ کدوم ازاونها رابه عنوان یک عشق برای

خودم ندیدم این حرفه دلم بود .

همه انسانها برای من دوست داشتنی هستند از هیچ کس بدم نمی یاد

عاشق کسی نیستم چون عشق واقعی من خداست "فقط او "

فقط خدا می تونه منو آروم کنه وبه من امید بده  

 

 

                                          بادگيسوي مرا خواهد ربود

درهجوم خلوت يك روزسر

بي توميميرم ميان اشكها

درغم بيهودگي از سوز درد

بي تو بغضي سرد روحم را گرفت

خنده هايم در حرير درد مرد

قلب ويران مرا دست غمت

در شبي خاكستري تا مرگ برد

يادگار روزهاي شاد من

لحظه اي اغوش بر يادم گشا

بي صدا دوراز نگاه غصه ها

باز بر خيل خيال من بین

 

 

 

 

عاشق تو

 

 

 
 

 

چنین بامهربانی خواندنت چیست ؟

بدین نامهربانی راندنت چیست ؟

بپرس ازاین دل دیوانه من

که ای بیچاره عاشق ،ماندنت چیست ؟

 

لب خشکم ببین چشم ترم را

 بیا از باده پرکن ساغرم را

 دلم درتنگنای این قفس مرد

 رسید آن دم که بگشایی پرم را

به امید نگاهت ایستادن

به روی شانه هایت سرنهادن

مراخوش تراز این ها آرزویی ست :

دهان کوچکت رابوسه دادن

 

کسی مانند من تنها نماند

به راه زندگانی وا نماند

خدارا،درقفای کاروانها

غریبی در بیابان جا نماند

 

 

درون سینه آهی سر دارم

رخی پژمرده ،رنگی زرد دارم

ندانم ،عاشقم،مستم ،چه هستم ؟

همی دانم دلی پر درد دارم

 

آخرای دوست ،نخواهی پرسید

 که دل ازدوری رویت چه کشید ؟

 سوخت در آتش وخاکستر شد

 وعده های تو به دادش نرسید

 داغ ماتم شدوبرسینه نشست

 اشک حسرت شد وبر خاک چکید

 آن همه عهد فراموشت شد ؟

 چشم من روشن ،روی توسپید

 جان به لب آمده در ظلمت غم

 کی به دادم رسی ای صبح امید ؟

 آخر این عشق مرا خواهد کشت

 عاقبت داغ مرا خواهی دید

 دل پر درد عشقم مشکن

 که خدا برتو نخواهد بخشید

 

سیه چشمی به کارعشق استاد

به م درس محبت یاد می داد

مراازیاد برد ،آخر ولی من

بجز او ، عالمی رابردم ازیاد

 


 
 

 

+|

این توهستی

 

تو دیار بی کسی

تودیاری که نیست کسی یار کسی

این تو هستی که واسم میشی همه کسم

همه ی امیدم وهمه ی نورچشام

این تو هستی که واسم شعر لبات حرف چشات

نگارش تو قصه هات همش به یادم می مونه

این تو هستی که واسم هر لحظمو می سازی

و ثانیه ای از دلم بیرون نمی ری مهربون

این تو هستی که خدا تورابه من رسونده

این تو هستی که واسم از همه کس عزیزتری

این تو هستی مهربون


 

 

دوستت دارم

 

 

آرزویی است مرادردل

که روان سوزد وجان کاهد

هردم آن مردهوسران را

باغم واشک وفغان خواهد

بخدادردل وجانم نیست

هیچ جز حسرت دیدارش                          

سوختم ازغم وکی باشد

 غم من مایه آزارش  

 

می روم خسته وافسرده وزار                                              

 می برم ،تاکه درآن نقطه دور

سوی منزلگه ویرانه خویش                                             

شستشویش دهم از رنگ گناه

به خدا می برم از شهر شما                                                 

 شستشویش دهم ازلکه عشق

دل شوریده ودیوانه خویش                                              

 زین همه خواهش بیجاوتباه

 

می برم تازتودورش سازم                                               

  ناله می لرزد ،می رقصد اشک

زتو ، ای جلوه امید محال                                                  

 آه ،بگذار که بگریزم من

می برم زنده بگورش سازم                                               

 ازتو ،ای چشمه جوشان گناه

تاازاین پس نکند یاد وصال                                   

شاید آن به که بپرهیزم من

 

بخدا غنچه شادی بودم                                               

عاقبت بند سفر پایم بست

دست عشق آمدواز شاخم چید                                     

 میروم ،خنده به لب ،خونین دل

شعله آه شدم ،صد افسوس                                        

  میروم ازدل من دست بردار

که لبم باز برآن لب نرسید                   

 ای امید عبث بی حاصل

  

نمی توانم از عشقم برایت بگویم

این است داستان من

آوازی عاشقانه خواهم خواند

تنها برای تو خواهم خواند

گرچه هزاران فرسنگ دوری

امااین احساس نیرومند است

نزد من بیا

مرا چشم انتظار مگذار

شبی دیگر بی تو اینجا باشم دیوانه خواهم شد

دیگری نیست

هیچ کس دیگری نیست

هیچ عشق دیگری نمی تواند جای تو را بگیرد

یا با زیبایی تو برابری کند

همچنان خواهم خواند تا روزی که ترا با آواز عاشقانه ام

افسون کنم

این لحظه کجایی عشق من ؟

من ترا اینجا می خواهم تا در آغوشم بگیری

قلب مرا که می تپد و به نرمی زمزمه می کند دریاب

می خواهم که ترا در آغوش بگیرم

ترا نزد خود می خواهم

نزد من بیا

مرا چشم انتظار مگذار

 

        شعر مورد علاقه من

تمام هستیم درتو نهان است                 بدان عشق من وتو جاودان است

اگردردتو دردبی پناهیست                  برایت دردلم یک آشیان است  

 

 چشم انتظار توام ،ای زیبای من

     پس بیا تاتورادربربگیرم

   که تنها تو می توانی قلبم را

  ازنور عشق ومحبت پرکنی

 

 توی چشات صداقتت موج می زنه

توی دلم عشق قشنگ بچگی موج می زنه

بوی بهانه داره باز نگاه من

بدون اسمت میشکنه بهانه ام

 کاش می شد زندگی رونقاشی کرد

اون طوری که آدما  می خوان باشه

اون طوری که من وتو یا هممون

دوست داریم دنیا وفاداری باشه

 

شبی نیست که یادم به یادت نرسه

شبی نیست که غم به چهره ام نرسد

توشبام اگه تونباشی ونگاه تو

کلام تو،حرفی واسه گفتن ندارم

چه کنم ماه سپیدم ،چه کنم ز رویت ای داد

بی شب وشب چه کنم

که شوم چوسنگ چون یخ

اگر از تو من نخونم اگر ازتو ننویسم

دنیارو،روآب می بینم

خودموبی تاب می بینم

مرگ تدریجی عشق و

جلوی چشمام می بینم

 

سمی من

 

دوستت دارم همیشه        عشق منی همیشه

 

 

 

 

نامه اول

 

سادگی را
من از نهانِ يک ستاره آموختم
پيش از طلوعِ شکوفه بود شايد
با يادِ يک بعداز ظهرِ قديمی
آن قدر ترانه خواندم
تا تمامِ کبوترانِ جهان
شاعر شدند.


سادگی را
من از خوابِ يک پرنده
در سايه‌ی پرنده‌يی ديگر آموختم.
باد بوی خاصِ زيارت می‌داد
و من گذشته‌ی پيش از تولدِ خويش را می‌ديدم.
ملايکی شگفت
مرا به آسمان می‌بُردند،
يک سلولِ سبز
در حلقه‌ی تقديرش می‌گريست،
و از آنجا
آدمی ... تنهايیِ عظيم را تجربه کرد.


دشوار است ... ری‌را
هر چه بيشتر به رهايی بينديشی
گهواره‌ی جهان
کوچک‌تر از آن می‌شود که نمی‌دانم چه ...!


راهِ گريزی نيست
تنها دلواپسِ غَريزه‌ی لبخندم،
سادگی را
من از همين غَرايزِ عادی آموخته‌ام.

 

 
 

دوستی

 

 

دوستی را چه خوب میدانی!!!...

به خاطر ادراک زلال تو از نور...

به خاطر ترسیم پاک رابطه ... در ذهن من ...

از مریم عذرا مطهری ...

تو گنج بودی ... در انتظار ...

در زیر خروارها زمان ...

و من با کندن ریشه های هرز برای حراست احساس خویشتن ...

ترا باز یافتم...

 

خدای من زیباست

 ديوارهای خالی اتاقم را
از تصويرهای خيالی او پر مي كنم
خدای من زيباست...
خدای من رنگين كمان خوشبختی ست
كه پشت
هر گريه
انعكاسش را
روی سقف اتاق می بينم
من هيچ
با زبان كهنه صدايش نكرده ام
و نه
لاي بقچه پيچ سجاده
رهايش...
او در نهايت اشتياق به من عاشق شد و
من در نهايت حيرت
حالا...
گاه گاهی كه به هم خيره می شويم
تشخيص خدا و بنده
چه سخت است!!!

 
 
 
 
 
 
 
 

 

 

آبی گرفته بود و در جاده ای روشن و تاریک راه می رفت.

 

 

مرد جلو رفت و از فرشته پرسید:" این مشعل و سطل آب را کجا می بری؟"

 

فرشته جواب داد:" می خواهم با این مشعل بهشت را آتش بزنم و با این سطل آب، آتش های جهنم را خاموش کنم. آنوقت ببینم چه کسی واقعاً خدا رادوست دارد!"

 

 

 

هرگز فرصت رابرای شاد كردن دیگران از دست ندهید،
چرا كه خود شما از این كار سود می برید!
حتی اگر هیچ كس نداند شما چه می كنید!


جهان پیرامون شما خوشنود تر خواهد شد.
و همه چیز برای شما بسیار آسان تر می شود.


در این جهانیم و لحظه اكنون را می زییم
اگر كار خوبی هست كه می توانیم انجام دهیم،
یا شادی ای هست كه می توانیم به دیگران ببخشیم.

 

 

فهمیده‌ام که آدم ها به آن اندازه خوش بخت می شوند که اراده کرده باشند .

 

 

 

 

 

دلم کرده ست هوای یارم امشب                که گویی در برم,او باشد امشب

       کشم دست بر آن زلف سیاهش                بدوزم چشم در آن چشم سیاهش

       فارغ از دنیا و غم گردم,من امشب               که با یارم,راز و نیازی دارم امشب

       تحمل کردست این دل,تا به امشب             غم فراق یار و ,وصل است امشب!!

       آه,ای خدا!نرسد امشب به پایان,نرسد         گر خوابم امشب,نرسد این خواب به پایان,نرسد

       من نخواهم این دو چشمم,گر او نباشد        این دل چه به کارست,گر او نباشد امشب!

       نامش مرا مستم کند,از عالمم دورم کند       او تواند با خیالش,غم را فراموشم کند

 

                                       گر خوابم امشب,رویایم اوست

                                       فردا دوباره دلداره من اوست!!!!

.

 

 

 

 

زندگی پر از سواله می دونم
رسیدن به تو خیاله می دونم


تو میگی یه روزی مال من میشی
اما موندت محاله می دونم


تو میگی شبا دعامون می کنی
چشمه چات زلاله می دونم


توی آسمون سرنوشت ما
ماه کاملمهلاله می دونم


تو میگی پرنده شیم بریم هوا
غصه ما دو تا باله می دونم


چشم من پر از غم نبودنت
دل تو پر از ملاله می دونم


طاقتم دیگه داره تموم میشه
صبر تو رو به زواله می دونم


آره می ری و نمی پرسی که این
 دل عاشق در چه حاله می دونم
 

 

 
********************************
 
پرنده گفت : چه بويی چه آفتابی
آه بهار آمده است

و من به جستجوی جفت خويش خواهم رفت
پرنده از لب ايوان پريد
مثل پيامی پريد و رفت

پرنده‌ی کوچک
پرنده فکر نمی‌کرد
پرنده روزنامه نمی‌خواند
پرنده قرض نداشت
پرنده آدمها را نمی‌شناخت
پرنده روی هوا
و بر فراز چراغ‌های خطر
در ارتفاع بی‌خبری می‌پريد
و لحظه‌های آبی را
ديوانه‌وار تجربه می‌کرد

پرنده آه فقط يک پرنده بود

 

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

 

 

 

 يك دامن گل

چون درخت فروردین، پر شکوفه شد جانم؛
دامنی ز گل دارم، بر چه کس بیفشانم؟
ای نسیم جان پرور، امشب از برم بگذر؛
ورنه این چنین پرگل تا سحر نمی مانم.
لاله وار خورشیدی در دلم شکوفا شد؛
صد بهار گرمی‌زا  سر زد از زمستانم.
دانه امید، آخر، شد نهال بارآور:
صد جوانه پیدا شد از تلاش پنهانم.
پرنیان مهتابم در خموشی شبها؛
همچو کوه پابرجا، سر بنه به دامانم.
بوی یاسمن دارد خوابگاه آغوشم؛
 رنگ نسترن دارد شانه های عریانم.
شعر همچو عودم را آتش دلم سوزد:
موج عطر ازان رقصد در دل شبستانم.
کس، به بزم میخواران، حال من نمی‌داند،
زان که با دل پرخون، چون پیاله خندانم.
در کتاب دل، سیمین، حرف عشق می‌جویم؛
روی گونه می لرزد سایه‌های مژگانم...


 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

 

 

 

 در انتظار

 

عشق يعني مستي وديوانگی

                                         عشق يعني با جهان بيگانگي

     عشق يعني شب نخفتن تا سحر

                                        عشق يعني سجده ها با چشم تر

    عشق يعني سر به دار آويختن  

                                       عشق يعني اشك حسرت ريختن

   عشق يعني در جهان رسوا شدن

                                       عشق يعني مست وبي پروا شدن

   عشق يعني سوختن با ساختن

                                     عشق يعني زندگي را باختن

                               

   عشق يعني انتظار و انتظار

                                   عشق يعني هر چه بيني عكس يار

   عشق يعني ديده بر در دوختن

                                    عشق يعني در فراقش سوختن

   عشق يعني شعله بر خرمن زدن

                                   عشق يعني رسم دل بر هم زدن

   عشق يعني لحظه هاي التهاب

                                  عشق يعني لحظه هاي ناب ناب

   عشق يعني با پرستوپر زدن

                                  عشق يعني آب بر آذر زدن

                              

   عشق يعني سوز ني؛ آه شبان

                                 عشق يعني رنگين كمان

   عشق يعني شاعري دل سوخته

                                 عشق يعني آتشي افروخته

   عشق يعني با گلي گفتن سخن

                                عشق يعني خون لاله بر چمن

   عشق يعني ديده بر در دوختن

                                عشق يعني در فراقش سوختن

   عشق يعني يك تيمم، يك نماز

                                عشق يعني عالمي راز ونياز

                                

   عشق يعني چون محمد پا به راه

                               عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

   عشق يعني بيستون كندن به دست

                               عشق يعني زاهد اما بٌت پرست

   عشق يعني همچو من شيدا شدن

                              عشق يعني قطره ودريا شدن

   عشق يعني يك شقايق غرق خون

                              عشق يعني درد ومحنت در درون

   عشق يعني يك تبلور يك سرود

                             عشق يعني يك سلام ويك درود

                    

                 عشق

 

          آمدنی بود نه آموختنی

                

در اخرين لحظه ديدار به


چشمانت نگاه كردم و


گفتم بدان اسمان قلبم


با تو يا بي تو بهاريست


همان لبخندي كه توان را


از من مي ربود بر لبانت


زينت بست.


و به ارامي از من  فاصله


گرفتي بي هيچ كلامي.


من خاموش به تو نگاه می كردم


و در دل با خود مي گفتم

 

اي كاش اين قامت


نحيف لحظه اي فقط لحظه اي  مي انديشيد كه


اسمان بهاري يعني ابر


باران رعد وبرق و طوفان


ناگهاني


و اين جمله ،جمله اي


بود بدتر از هر خواهش


براي ماندن و تمنايي