|
|
|
منم بی پول و حیران
منم بی کس و تنها منم مهاجر غم دیده منم خاکستر غبار دردها بوس میزنم خاک را خاک خلقت انسان را به یگانگی او قسم از پولاد نیم منم از دیار مظلومان باران غم شده چشم من جویبار از سیل آه چشم من غم نداری را چه سازم ساز بی نوایی نوازم تو ای دنیا سنگ کوچکم نه خودم باشم |
|
::::::::::::::::::::::::::::: سمیه :::::::::::::::::::::::::::::::: |
|
تو چه آسان بگذشتی تو چه رمزی وچه رازی
تو خود خواب وخیالی تو طبیبی تو حبیبی تو خود جانم و جانی تو فرازی تو نشیبی تو همه عالم وهُویی تو خود خالق مایی من نیازم به تو و آن دل شوریده و مستت به خدایم زِ تو گفتم که منم دربدر کوی غریبان که شدم دربدر از خانه و یاران تو شکستی همه ی بود و نبودم تو ندیدی وگذشتی که ز حرمان چه کشیدم تو چه آسان بگذشتی! تو چه آسان بشکستی ! |
|
تو باراني من باران پرستم تودريايي من امواج تو هستم اگرروزي بپرسي باز گويم: تو من هستي و من نقش تو هستم
عشق کليد شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کليدي باز شود |
|
::::::::::::::::::::::::::::: سمیه :::::::::::::::::::::::::::::::: |
|
::::::::::::::::::::::::::::: سمیه :::::::::::::::::::::::::::::::: |
|
اگه میخوای بری،برو،از تو دوباره میگذرم نگاه به گریه هام نکن،من از تو بی وفا ترم تو اشتباه عمرمنی که دیگه تکرار نمیشی ایندفعه دیگه برنگرد،تو واسه ما یار نمی شی نه غم میخوام نه خاطره فقط بذار تنها باشم تو این غریبی نمیخوام مجنون قصه ها بشم از توی قصه هام برو،دیگه تو فکر من نباش تموم کن این قائله رو،نمک رو زخم من نپاش همیشه بی گناه توئی،همیشه تقصیر منه نگاه بیوفای تو همیشه طعنه میزنه بازم دارم میبخشمت این اشتباه آخره گذشتم از گناه تو شاید خداهم بگذره
|
|
|
|
می بینی خراب و داغونت شدم ، سوختم خوشی تو رو به تنهایی خود فروختم اگه ارزون تو رو دادم به یه دنیایی که خود نیستم چونکه من زاده ی دردم و با درد و غم غریب نیستم
تقدیم به عزیز من **سمیـــــــــــــــــــــــــــــــه**
|












