با یاد رفیق است که دنیا زیباست / با عشق رفیق است که دنیا برجاست / فردا که ز دنیا رفتم ، این رفیق است که گوید خاک رفیقم اینجاست .
 

آمدنت را یادم نیست ، بی صدا آمدی و بی آنکه بدانم بی اجازه ماندی !

در گلستان هیچ گل ندهد بوی تو را / کنم هر دم آرزو که ببینم روی تو را .
 

زندگی بافتن یک قالیست ، نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی ، نقشه را اوست که تعیین کرده ، تو در این بین فقط می بافی .
 

یه گلدون پر از گل مال تو ، تو هم مال من ، دیدی بازم سرت کلاه رفت ، تو یه گلدون داری اما من یه دنیا گل دارم !
 

خاطرمان باشد ، شاید سالها بعد در گذر جاده ها بی تفاوت از کنار هم بگذریم و بگوییم آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود !

هرزگاهی دریا هوس میکنه به ساحل سری بزنه ، براش مهم نیست ساحل دستشو میگیره یا نه ، مهم اثبات وفاداری دریاست .

منم شبی به خاطره ها تبدیل میشوم / خط میخورم و ز هستی تعطیل میشوم / مرا به خاطره ها نه ، به خاطر بسپار .

در بلور چشم من یاد تو بود / در سکوتم شوق فریاد تو بود .
 

آسمون هرچی که داره ، ماه و خورشید و ستاره / وقتی چشماتو ببینه پیش چشات کم نمیاره .

 

 

 

 


بهار آمد که من شیدا بگردم / چو ماهی بر لب دریا بگردم

پلنگ در کوه و اهو در بیابان / همه جفتند و من تنها بگردم !


کفشات رو در بیار ، جدی میگم کفشات رو در بیار !

چرا؟

آخه تو توی یک سرزمین مقدسی !

آره شک نکن تو توی قلب منی !

۸۹

در کاخ مجلل خبر از عشق مجو / که سعادت همه در کلبه درویشان است

آه مکش و اشک مریز ، غصه مخور ، شب در میان است ، خدا مهربان است . . .



چشم ماه تو عجب جلوه گه بیداد است / خدا به روی تو سر عشق کدام استاد است

خم ابروی تو را دیدم و رفتم به سجود / صید را زنده گرفتن هنر صیاد است . . .



ای بشر آخر پنداری که دنیا مال توست / ورنه پنداری که عجل دنبال توست

هرچه خوردی مال مور / هر چه بردی مال گور

هر چه مانده مال وارث / هر چه کردی مال توست . . .



نبردی از وفا یک ذره بویی / به هر ساعت شوی مایل به سویی

فقط یک نکته میگویم قبول کن / عزیزم واقعا بی چشم و رویی !!!



خانه دل جای بیگانه نیست ، زود بیا تو میخوام در رو ببندم !



ممکنه ما گلی رو دیر یاد کنیم ، اما محاله عطر خوشش رو از فضای دلمون پاک کنیم . . .


در دفتر زندگیت برای سفید ماندن صفحه ی غصه هات همیشه دعا می کنم  . . .

اس ام اس عاشقانه ، اس ام اس اردیبهشت ماه ۸۹


هوا داره سرد میشه ، مواظب باش کسی از سردی هوا به گرمی قلبت پناه نبره !



تنهایی آدمها یه دریا عمق داره ، ولی پر کردنش با یه لیوان محبت ممکنه . . .


انسانها به هر چی زیاد نگاه می کنند شبیه همان می شوند

و حتما تو شبهای زیادی به ماه نگاه کردی !



من به خط و خبری از تو قتاعت کردم / قاصدک کاش نگویی که خبر یادت نیست . . .



در این سرای بی کسی ، کسی به در نمی زند

به دشت پر ملال ما ، پرنده پر نمی زند .

 


وحشت از عشق که نه ، ترسم از فاصله هاست

وحشت از غصه که نه ، ترسم از خاتمه هاست

ترس بیهوده ندارم ، صحبت از خاطره هاست

صحبت از کشتن ناخواسته عاطفه هاست

کوله باری پر از هیچ ، که بر شانه ماست

گله از دست کسی نیست ، مقصر دل دیوانه ماست . . .

 

 

 

 یاد رفیق است که دنیا زیباست / با عشق رفیق است که دنیا برجاست / فردا که ز دنیا رفتم ، این رفیق است که گوید خاک رفیقم اینجاست .
 

آمدنت را یادم نیست ، بی صدا آمدی و بی آنکه بدانم بی اجازه ماندی !

 

در گلستان هیچ گلدهد بوی تو را / کنم هر دم آرزو که ببینم روی تو را .
 

زندگی بافتن یک قالیست ، نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی ، نقشه را اوست که تعیین کرده ، تو در این بین فقط می بافی .
 

یه گلدون پر از گل مال تو ، تو هم مال من ، دیدی بازم سرت کلاه رفت ، تو یه گلدون داری اما من یه دنیا گل دارم !
 

خاطرمان باشد ، شاید سالها بعد در گذر جاده ها بی تفاوت از کنار هم بگذریم و بگوییم آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود !
 

هرزگاهی دریا هوس میکنه به ساحل سری بزنه ، براش مهم نیست ساحل دستشو میگیره یا نه ، مهم اثبات وفاداری دریاست .
 

منم شبی به خاطره ها تبدیل میشوم / خط میخورم و ز هستی تعطیل میشوم / مرا به خاطره ها نه ، به خاطر بسپار .
 

در بلور چشم من یاد تو بود / در سکوتم شوق فریاد تو بود .
 

آسمون هرچی که داره ، ماه و خورشید و ستاره / وقتی چشماتو ببینه پیش چشات کم نمیاره .

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 
 
 
اس ام اس انگلیسی بوسه ، اس ام اس عاشقانه انگلیسی ، Kiss sms

Love is heat.
You are sweet.
When two Lips are meet. Love is complete.


Love is the name,kiss is the game forget the name lets play the game.



Dear customer! your kiss balance is getting low!! Please

get somebody and recharge ur balance now! u have

2 free kiss, and 3minutes hug will be expired on 1st jenuary 2007



If you are ever in doubt as to whether or not to kiss a pretty girl,

always give her the benefit of the doubt.

Kiss sms

“Where should one use perfume?”
a young woman asked.
“Wherever one wants to be kissed,”
I said.

sms

if i could bring back memories i would bring the first day i kissed you

i look you in the eyes and felt love.thanks god an angel came into my life!



read out this sms very carefully watch as u read it wide coz i’ve filled it

with staffed loads of kisses & hundreds loads of huggles inside…



proposing u was my desire having u is my jekpot loving u is my

attitude pleasing u is my duty missing u is my habit kising u is

my wish 2gether 4eva my filfilment .

Kiss sms

Life is nothing without LOVE, LUV is emotion & Kiss is practical,

don’t get emotional yar just b practical so STOP luving and START Kissing.


My love for you grows more with each passing day,
The thought of your gorgeous face takes my breath away:
Those brown eyes fill my soul with happiness,
Those luscious lips I love to kiss.

اس

U r sweeter than honey. purer than milk. softer than flower.

since i have u as my lover, come to me near,

i’ll kiss ur lips without fear. u’ll say,

having u is treasure & be wit me for ever.


A hug for you means I need you.

A kiss for you means I love you.

A call for you means I’m missing you.



TaLk 2 me wHen i’m boReD, kiSS me wHen i’m saD,

hug me wHen i cRy, caRe 4 me wHen i diE,

loVe me When i’m sTill Alive…
Whats life ? Life is love. Whats love ?

Love is kissing. Whats kissing ?

Come here and I show you!



love is heat
which is very sweet
love is incomplete
till 2 lips meet.

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 
 
اس ام اس جدید ، اس ام اس عاشقانه ، اس ام اس اردیبهشت

قلب تو با قلب من آکنده است / دوستی من و تو تا ابد پاینده است

نوشتم پیامی با شوق خنده / که باشی با خبر از حال بنده

نوشتم این پیام از دل برایت / جوابش را بده جانم فدایت . . .



عشق یعنی پاک ماندن بسیار / آب ماندن در مسیر انجماد

در حقیقت عشق یعنی سادگی / در کمال برتری ، افتادگی . . .

برای به تو رسیدن دنبال باد دویدم / آبی نبود تو راهم ، اما سراب میدیدم . . .

گر یمنی چو با منی پیش منی / گر پیش منی چو با منی در یمنی !

من با چنانم ای نگار یمنی / خود در عجبم ، که من توام یا تو منی!

غروب است و دلم از غم گرفته / دلم از دوریت ماتم گرفته

برای قلب من خورشیدی اما / مرا قلب تو دست کم گرفته . . .

فرقی نمیکنه من اول اومدم یا تو ، مهم اینه که کی تا آخرش میمونه . . .


در ره عشق که از سیل بلا نیست گذار / کرده ام خاطر خود را به تمنای تو خوش . . .

اس ام اس جدیددلت آینه ایثار عشق است / نگاهت معنی بیدار عشق است

تو در آبادب دل خانه داری / تو را دیدن همان دیدار عشق است . . .


میخوام که عاشقت بشم ، گل شقایقت بشم / دلم واست تنگ شده بود ، گفتم مزاحمت بشم !


اونی که عاشقش بودم از دست دادمش ، حالا اونی که منو داره دوستش دارم . . .

سر سبزترین بهار تقدیم تو باد / اواز خوش هزار نغمه تقدیم تو باد

پرسوزترین گدازه از عشق بگیر / یادت نرود اجازه از عشق بگیر . . .

چه سخت اس در جمع بودن /  ولی در گوشه ای تنها نشستن

به چشم دیگران چون کوه بودن / ولی در خود به آرامی شکستن . . .

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن / شرط اول قدم آن است که مجنون باشی . . .

تنهاییم را با تو قسمت میکنم ، سهم کمی نیست

گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست . . .


دوستت دارم نه در هوس / دوستت دارم نه در قفس

دوستت دارم تا آخرین نفس . . .

تقدیم به آن که دوری اش غمم ، خانه اش قلبم و فراموشی اش مرگم است . . .

اس ام اس جدید

 ، اس ام اس عاشقانه ، اس ام اس اردیبهشت

 
 
 
 

 

آفتاب بهار

اگه آسمون زمین شه...یا که ما بشیم ز بارون

اگه بنویسیم بهارو... یا بخونیم از زمستون

می شه با پرنده ها رفت...به هوای آسمونی

که بخونی واسه شبهاش ...نغمه های مهربونی

می شه با قاصدکها گفت...راز گلهای سپیدو

می شه رقصید با شقایق...می شه فهمید ناز بیدو

می شه با شاخه نباتی...مثل حافظ از خدا شد

یا که چون شیرین و فرهاد...از همه دنیا جدا شد

می شه در آینه خندید...می شه از سیاهی رد شد

می شه از روزنه ی دل...عاشق دنیای هم شد

می شه تندیس گناهو ...واسه ی همیشه سوزوند

می شه خوب بود می شه دوست داشت...مثل آفتاب بهار موند

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

در اوج...

دستانم را بگیر و مرا به بالا ببر...به آسانی پرواز را خواهم آموخت...چون شاپرکها...قاصدکها و نسیم...

و نیک در چشمانم بنگر...هراسی از طوفان ندارم...

مرا با بلندای سوزان آفتاب چه کار است؟...

من از تبار مفقود شدگانم...

سرّ پر سودای ستارگان به چه کارم می آید؟...بهشت را می خواهم چه کنم؟

کافیست بالهایم را در آسمانت بگشایم...

آن وقت لبریز خواهم شد...

مرا پای ماندن در زمین نیست...

به گمگشته ای می مانم که مقصد را می جوید...

من از قافله جا مانده ام... می دانی؟

 

 

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 
 

بوی خدا

ای روشن ترین خیال در لاجوردی خوابهای گمشده ی من...

برای باریدن باران تو را بهانه کرده ام...

شاید دوباره بیایی...

و در تاب گیسوانم عطر تنهایی نرگس های تو بپیچد...

و رد پای تو بر نی نی چشمان تر من بماند...

بیا...

کمی آنطرف تر دخترکی در آستانه ی درگاهت به انتظار ایستاده است...

نگاهت را که بگردانی...زلالی شرمش صورتت را می نوازد...

و لرزش سر انگشتان تبدارش را بر چین های پیراهنت احساس می کنی...

 

 

 

زنگ تفریح 5

NEVER LIE TO A WOMAN!

 A man called home to his wife and said, "Honey I have been asked to go fishing up in Canada with my boss & several of his Friends.

مردی باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت:"عزیزم ازمن خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادابرویم"

 

 We'll be gone for a week. This is a good opportunity for me to get that Promotion I'v been wanting, so could you please pack enough Clothes for a week and set out my rod and fishing box, 

ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود.این فرصت خوبی است تا ارتقائ شغلی که منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباس های کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن

 

 we're Leaving From the office & I will swing by the house to pick my things up" "Oh! Please pack my new blue silk pajamas."

ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت ، راستی اون لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار

 

The wife thinks this sounds a bit fishy but being the good wife she is, did exactly what her husband asked.

زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعی است اما بخاطر این که نشان دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد..

 

The following Weekend he came home a little tired but otherwise looking good.

هفته بعد مرد به خانه آمد ، یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب ومرتب بود.

The wife welcomed him home and asked if he caught many fish?

همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید که آیا او ماهی گرفته است یا نه؟

He said, "Yes! Lots of Salmon, some Bluegill, and a few Swordfish. But why didn't you pack my new blue silk pajamas like I asked you to Do?"

مرد گفت :"بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا،چند تایی ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم . اما چرا اون لباس راحتی هایی که گفته بودم برایم نگذاشتی؟"

You'll love the answer...

جواب زن خیلی جالب بود...

The wife replied, "I did. They're in your fishing box......"

زن جواب داد: لباس های راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم!

 

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

اول از روی ادب ای گل خوشبو سلام

دوم از روی محبت به تو دارم پیام

بی تو ای دوست گذر از

جهان زندان من است

تا تو هستی در برم زندان گلستان من است

First I want to tell hello from decorum

Second I have a

message for you from kindness

O friend without you this world is like prison for me

When you are with me this prison is my rosery

———————————-

برات مینویسم دوستت دارم آخه میدونی؟ آدما گاهی اوقات

خیلی زود حرفاشونو از یاد می برن ولی یه نوشته به این سادگیا پاک شدنی نیست.گرچه
پاره کردن یه کاغذ از شکستن یه قلبم ساده تر..ولی من مینویسم….من مینویسم دوستت
دارم

I write you: I live you, you know human forget his words but writing doesn’t be
clear easily. Though tearing a paper is easier than breaking a heart…but I
write…I write I LOVE YOU

———————————-

آسمون به ماه میگه: عشق یعنی چه؟

ماه میگه:یعنی بودن در آغوش تو

ماه میگه:تو بگو عشق یعنی چه؟

آسمون میگه:انتظار دیدین تو.

The sky tells the moon: what is meaning of love

Moon says: it means being in your bosom

Moon says: you tell me what is love?

The sky says: expectance of seeing you.

———————————-

عشق همچون نقاشیست با این تفاوت که نقاشی را می توان پاک کرد اما عشق را هرگز.

Love is just like paint, with this difference that you can clear the paint but
not love.

———————————-

بدون اراده متولد می شویم،با حیرت زندگی میکنیم و سپس با حسرت میمیریم،اما آنچه که
هرگز فروغش رنگ فنا نمی پذیرد دوستی های پاک و بی آلایش است.تقدیم به بهترین.

We born aimless live with consternation and die with regret but just thing that
will forget never is pure friendship.

———————————-

بهترین آهنگ زندگی من تپش قلب توست و قشنگترین روزم روز دیدار توست.

My best gong is your heart beats & my best day is the day of meeting.

———————————-

حدیث عشق من و تو،حدیث ابر بهاریست،تو از قبیله لبخند،من از قبیله اندوه.فضای فاصله
صد آه،فضای فاصله صد کوه،تو از سپیده و نوری،من از شقایق گلگون.

The word of our love is word of spring

cloud; you are from clan of smile I am from clan of grief, there is distance as
100 ah, 100 mount, you are from dawn & light, I am from ruddy copse.

———————————-

زندگی مجذور آیینه است،زندگی گل به توان ابدیت است،زندگی ضرب زمین در ضربان دل
ما،زندگی هندسه ساده و یکسان نفس هاست.

Life is square of mirror, flower to involution of eternity, life is multiply of
ground in our beats, and life is easy geometry of breath.

———————————-

شاد بودن هنر است،شاد کردن هنری والاتر،لیک هرگز نپسندیدم به خویش،که چون یکی شکلک
بی جان،شب و روز،بی خبر از همه،خندان باشم،بی غمی عیب بزرگیست که دور از ما باد.

Being happy is an art, making happy is premier art, but I don’t accept being
riant all the time unconscious of all, having no grief is a big taint, I wish it
be away of me.

———————————-

کاش تکه ابری میشد دلم و از باران مهربانی میبارید،تمام مهربانی هایم تقدیم تو باد

I wish my heart gets cloud & rains from

kindness, all my kindness are for you.

———————————-

در پارکینگ خاطراتم چشمانت را پارک کردم،بعدش هم دلت را پنچر کردم تا از دلم نروی.

In parking of my memories I parked your eyes & I made your heart puncture so you
can’t go.

———————————-

تا که پرسیدم ز منطق عشق

چیست؟

در جوابم اینچنین گفت و گریست:

لیلی و مجنون همه افسانه اند

عشق تفسیری ز زهرا و علیست.

I asked from logic: what is love?

It answered & cried:

Leili & Majnun all are myth

Love is a commentary from Zahra & Ali.

———————————-

ای کاش کودک بودم تا احساست کنم،

ای کاش باران بودم تا غبار را از دلت دور کنم،

ای کاش دو تار بودم تا ساز مورد علاقه ات را بنوازم،

اما افسوس که نه کودکم نه بارانم نه دو تارم؛اما هر جور هستم عاشقانه و صادقانه
هستم و دوستت دارم.

I wish I was a child to feel you

I wish I was a rain to clear the dust from your heart

I wish I was two chords to execute your favorite song

But alas that I am not child not rain not two chords, but anyway I am amorous &
truly & I love you.

———————————-

Love مخفف عبارات:

Lake of sorrow(دریاچه ی غم)،

Ocean of tears(اقیانوس اشک)،

Valley of death(دره مرگ)،

End of life(آخر زندگی)!

———————————-

اگر یارم مرا خواهد غمی نیست،

که درد عاشقی درد کمی نیست.

If my sweetheart wants me, there is no grief for me

Because love has big sore.

———————————-

ترسم آخر زغم عشق تو دیوانه شوم،

بیخود از خود شوم و راهی میخانه شوم،

آنقدر باده بنوشم که شوم مست و خراب،

نه دگر دوست شناسم نه دگر جام شراب.

I fear that at last I get mad from your love

I loose myself & go to the tavern

I imbibe wine that I get drunk

That I know no friend & no wine chalice

———————————-

هر از گاهی توقف ،فرصت خوبی است برای دیدن مسیر طی شده و نگریستن به راه پیش
رو،گاهی برای رسیدن باید ایستاد.

Sometimes stopping is good fortune to see the passed way & looking to the future
way, sometimes you should stop that you can arrive.

———————————-

با تو این ترانه ها را عشق است رخش سرخ بادپا را عشق است

عشق درگیر غروب را درد است باز هم طلوع ماه را عشق است

ای از خانه ز خم و گریه غربت بغض گشا را عشق است

ای از آب و هوای بی عشق بادبان ناخدا را عشق است

اهل بی مرز ترین دریا باش اهل همه جا را عشق است

از غزل باختگان می ترسم شعر های بی هوا را عشق است

ای قشنگ ترین سازها و آواز ها

روزهای بی عزا را عشق است

These songs are love with you/ganger is love with you

If nostalgic love is sunset/again moonrise is love

O from clime of sore & tears/solving nostalgic sob is love

O from loveless clime/ the sail of shipmaster is love

Be from boundless sea/for all from every where just asset is love

I fear from sonnet losers/the vacuum poem is love

O the most beautiful sing/ all griefless day is love

———————————-

تقدیم به او که پیشم نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد

دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به مهمانی گلهای باغ

می آورد

گیسوان بلندش را به باد می دهد دست های سپیدش را به آب می بخشد

شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند

To One that wasn’t with me, but fell of her being made me hopeful for living

I am heartsick of who that brought the sun of truth to the invention of flowers

She gives her long hair to the wind, she gift her white hands to the water

And sing beautiful poems just like birds

 

 

 


 

 دوست داشتن در مقابل استفاده كردن 

 


 
زمانيكه مردي در حال پوليش كردن اتوموبيل جديدش بود كودك 4 ساله اش  تكه سنگي را بداشت و  بر روي بدنه اتومبيل خطوطي را انداخت.

While a man was polishing his new car, his 4 yr old son picked up a stone and scratched lines on the side of the car.

 

مرد آنچنان عصباني شد كه دست پسرش را در دست گرفت و چند بار محكم پشت دست او زد بدون انكه به دليل خشم متوجه شده باشد كه با آچار پسرش را تنبيه نموده
In anger, the man took the child's hand and hit it many times not realizing he was using a wrench.
 
در بيمارستان به سبب شكستگي هاي فراوان چهار انشگت دست پسر قطع شد

At the hospital, the child lost all his fingers due to multiple fractures.
 
وقتي كه پسر چشمان اندوهناك پدرش را ديد از او پرسيد "پدر كي انگشتهاي من در خواهند آمد
" !
When the child saw his father with painful eyes he asked, 'Dad when will my fingers grow back?'
 
آن مرد آنقدر مغموم بود كه هچي نتوانست بگويد به سمت اتوبيل برگشت وچندين باربا لگدبه آن زد

The man was so hurt and speechless; he went back to his car and kicked it a lot of times.
 
حيران و سرگردان از عمل خويش روبروي اتومبيل نشسته بود و به خطوطي كه پسرش روي آن انداخته بود  نگاه مي كرد . او نوشته بود " دوستت دارم پدر
"
Devastated by his own actions, sitting in front of that car he looked at the scratches; the child had written 'LOVE YOU DAD'.
 
روز بعد آن مرد خودكشي كرد

The next day that man committed suicide. . .
 
خشم و عشق حد و مرزي ندارنددومي ( عشق) را انتخاب كنيد تا زندكي دوست داشتني داشته باشيد و اين را به ياد داشته باشيدكه

Anger and Love have no limits; choose the latter tohave a beautiful, lovely life & remember this:
 
اشياء براي استفاد شدن و انسانها براي دوست داشتن مي باشند

Things are to be used and people are to be loved.
 
در حاليك امروزه از انسانها استفاده مي شود و اشياء دوست داشته مي شوند
.
The problem in today's world is that people are used while things are loved.
 
همواره در ذهن داشته باشيد كه
:
Let's try always to keep this thought in mind:
 
اشياء براي استفاد شدن و انسانها براي دوست داشتن مي باشند

Things are to be used,People are to be loved.
 
مراقب افكارتان باشيد   كه تبديل به گفتارتان ميشوند

Watch your thoughts; they become words.
 
مراقب گفتارتان باشيد كه تبديل به رفتار تان مي شود

Watch your words; they become actions.
 
مراقب رفتار تان باشيدكه تبديل به عادت مي شود

Watch your actions; they become habits.
 
مراقب عادات خود باشيدشخصيت شما مي شود

Watch your habits; they become character;
 
مراقب شخصيت خود باشيدكه سرنوشت شما مي شود

Watch your character; it becomes your destiny.
 
خوشحالم كه  دوستي اين پيام را براي ياد آوري به من فرستاد

I'm glad a friend forwarded this to me as a reminder.
 
اميدوارم كه روز خوبي داشته و  هر مشكلي كه با آن روبرو هستيد

I hope you have a good day no matter what problems you may face.
 
آخرين روز آن باشد و تمام شود

It's the only day you'll have before it's over!

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

آرزوهايي که حرام شدند

جادوگري که روي درخت انجير زندگي ميکند
به لستر گفت: يه آرزو کن تا برآورده کنم
لستر هم با زرنگي آرزو کرد
دو تا آرزوي ديگر هم داشته باشد
بعد با هر کدام از اين سه آرزو
سه آرزوي ديگر آرزو کرد
آرزوهايش شد نه آرزو با سه آرزوي قبلي
بعد با هر کدام از اين دوازده آرزو
سه آرزوي ديگر خواست
که تعداد آرزوهايش رسيد به ۴۶ يا ۵۲ يا
...
به هر حال از هر آرزويش استفاده کرد
براي خواستن يه آرزوي ديگر
تا وقتي که تعداد آرزوهايش رسيد به...
۵ ميليارد و هفت ميليون و ۱۸ هزار و ۳۴ آرزو

بعد آرزو هايش را پهن کرد روي زمين و شروع کرد به کف زدن و رقصيدن
جست و خيز کردن و آواز خواندن
و آرزو کردن براي داشتن آرزوهاي بيشتر
بيشتر و بيشتر
در حالي که ديگران ميخنديدند و گريه ميکردند
عشق مي ورزيدند و محبت ميکردند
لستر وسط آرزوهايش نشست
آنها را روي هم ريخت تا شد مثل يک تپه طلا
و نشست به شمردنشان تا ......
پير شد
و بعد يک شب او را پيدا کردند در حالي که مرده بود
و آرزوهايش دور و برش تلنبار شده بودند
آرزوهايش را شمردند
حتي يکي از آنها هم گم نشده بود
همشان نو بودند و برق ميزدند
بفرمائيد چند تا برداريد
به ياد لستر هم باشيد
که در دنياي سيب ها و بوسه ها و کفش ها
همه آرزوهايش را با خواستن آرزوهاي بيشتر حرام کرد !!

 

««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««

دکتر شریعتی انسان ها را به چهار گروه زیر دسته بندی کرده است :

 

دسته اول
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند
عمده آدم‌ها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

دسته دوم
آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌شان یکی است.

 

دسته سوم
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند
آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

 

دسته چهارم
آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم هستند
شگفت‌انگیزترین آدم‌ها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.


--

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

 

http://www.baa7r.net/uploads/2f2fa9ca89.jpg

ما در ره عشق تو اسیران بلاییم
کس نیست چنین عاشق بیچاره که ماییم
بر ما نظری کن که در این شهر غریبیم
بر ما کرمی کن که در این شهر گداییم
وجدی نه که بر گرد خرابات برآییم
زهدی نه که در کنج مناجات نشینیم
نه اهل صلاحیم و نه مستان خرابیم
اینجا نه و آنجا نه چه قومیم و کجاییم
حلاج وشانیم که از دار نترسیم
مجنون صفتانیم که در عشق خداییم
ترسیدن ما چون که هم از بیم بلا بود
اکنون ز چه ترسیم که در عین بلاییم
ما را به تو سریست که کس محرم آن نیست
گر سر برود سر تو با کس نگشاییم
ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است
بردار ز رخ پرده که مشتاق لقاییم
دریاب دل شمس خدا مفخر تبریز
رحم آر که ما سوخته داغ خداییم

گلستان جای تو ای نازنیننم
مو در گلخن به خاکستر نشینم
چه در گلشن چه در گلخن چه صحرا
چو دیده واکرم جز ته نوینم

زعشقت آتشی در بوته دیرم
در آن آتش دل و جان سوته دیرم
سگت ار پا نهد بر چشمم ای‌دوست
بمژگان خاک پایش روته دیرم

هزاران غم بدل اندوته دیرم
هزار آتش بجان افروته دیرم
بیک آه سحر کز دل برآرم
هزاران مدعی را سوته دیرم

غم عالم همه کردی ببارم
مگر مو لوک مست سر قطارم
مهارم کردی و دادی به ناکس
فزودی هر زمان باری ببارم

به آهی گنبد خضرا بسوجم
فلک را جمله سر تا پا بسوجم
بسوجم ار نه کارم را بساجی
چه فرمائی بساجی یا بسوجم

بدل درد غمت باقی هنوزم
کسی واقف نبو از درد و سوزم
نبو یک بلبل سوته به گلشن
به سوز مو نبو کافر به روزم

فلک کی بشنود آه و فغانم
بهر گردش زند آتش بجانم
یک عمری بگذرانم با غم و درد
بکام دل نگردد آسمانم

بی‌ته گلشن چو زندان بچشمم
گلستان آذرستان بچشمم
بی‌ته آرام و عمر و زندگانی
همه خواب پریشان بچشمم

خوش آن ساعت که دیدار ته وینم
کمند عنبرین تار ته وینم
نوینه خرمی هرگز دل مو
مگر آن دم که رخسار ته وینم

مو که آشفته حالم چون ننالم
شکسته پر و بالم چون ننالم
همه گویند فلانی چند نالی
تو آیی در خیالم چون ننالم

 

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

 

 
 
http://i16.tinypic.com/4g4fh8h.jpg

با عرض سلام و احترام خدمت همه دوستان و اشنايان و دانشجويان و استاد هاي خوب من خصوصا پاريس کوچولوي عزيزم

به استحضار همه مي رسانم که من هنوز زنده ام! خصوصا ايلات متحده حميده و مجيده!


ایالات متحده من ! تو که با مو سر یاری نداری؟  چرا هر شب آیی به خوابوم؟ زلفونت بود تار ربابوم!

http://www.yoropa.lunarpages.com/saka/sketch/cry.PNG

اگر مستم من از عشق تو مستم که از عشق تو مستم! ناناز مهربون ! بیا بنشین که دل بردی ز دستم! ماه من ! که دل بردی ز دستم! عزیز من

محبوب من خوشگل من

تو که با مو سر یاری نداری؟  یاری نداری؟

مرا تنها نزاری!

چرا هر نیمه شو آیی به خوابوم ! بزاار  بخابوم که خاب تو بینم ! لب تو لب تو لب تو

دوای تو دوای توست کیا لب نوشش لب نوشش لب نوش

پرنده شوشتری ز گل نازک تری ندیده بودم  حالا دیدم حالا دیدم حالا دیدم!

ما در ره عشق تو اسیران بلاییم بلاییم
کس نیست چنین عاشق بیچاره که ماییم که ماندیم و ماییم
بر ما نظری کن که در این شهر غریبیم غریبیم
بر ما کرمی کن که در این شهر گداییم گدایی گداییم
وجدی نه که بر گرد خرابات برآییم نه نیاییم
زهدی نه که در کنج مناجات نشینیم نه نه دیوانه روی تو از روز عزاییم
نه اهل صلاحیم و نه مستان خرابیم خرابیم خرابیم رند الم سوزیم
اینجا نه و آنجا نه چه قومیم و کجاییم نه کجاییم
حلاج وشانیم که از دار نترسیم نه حلاج وشانیم که در دار دادار نداریم پناهی پناهی
مجنون صفتانیم که در عشق خداییم گر تیغم زنی رو برنگردانیم
ترسیدن ما چون که هم از بیم بلا بود بلاییم بلاییم
اکنون ز چه ترسیم که در عین بلاییم خدای م خدایم
ما را به تو سریست که کس محرم آن نیست بنازم چشم مستت را  نبینم  بنازم چشم ات چون مستم کردی مستور و منشین ماه من ای سرو بلند بالا !
گر سر برود سر تو با کس نگشاییم رویت را به ما بنما
ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است به جان عشقم چون نوشم دادهای زهرم منوشان ماه من ای سرو بلند بالا رویت به ما بنما
بردار ز رخ پرده که مشتاق لقاییم بنازم چشم مستت را نبینم من شکستت را های های دل تنگ من پیش دوست شده ننگ من  ره کجاست پای لنگ من های های پیش دوست ره کجاست پای لنگ من پای لنگ من
دریاب دل شمس خدا مفخر تبریز مشهد تهران لاس وگاس پاریس قونیه دمشق
رحم آر که ما سوخته داغ خداییم خداییم خداییم خدا ییم خداییم خداییم خداییم خداییم خداییم آه

مردم

 

 

 

 

 کارت  پستال های نوروزی  - www.parsianfun.com

 کارت<br />
پستال های نوروزی  - pixfa.net

 کارت پستال<br />
های نوروزی  - pixfa.net

 کارت پستال<br />
های نوروزی  - pixfa.net

 کارت پستال<br />
های نوروزی  - pixfa.net

 کارت پستال<br />
های نوروزی  - pixfa.net

 کارت پستال<br />
های نوروزی  - pixfa.net

 کارت پستال<br />
های نوروزی  - pixfa.net

 کارت پستال<br />
های نوروزی  - pixfa.net

 

کوچه

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

یادم آمد که شبی باهم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ی ماه فرو ریخته در آب

شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید تو به من گفتی

از این عشق حذر کن

لحظه ای چند بر این آب نظر کن

آب آیینه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت با دگران است

تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن

با تو گفتم

حذر از عشق ؟

ندانم

سفر از پیش تو ؟

هرگز نتوانم نتوانم

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی من نرمیدم نگسستم

باز گفتم که: تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم

سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم...

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت

اشک در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیدم

نگسستم

نرمیدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم

نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

فایل صوتی این شعرم با صدای خود فریدون مشیری از این لینک دانلود کنید

 

 عزیزم  :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::  دوستت دارم
 
 

در حضور باد

در حضور باد

کلماتم را

         در جوی سحر می شویم

لحظه هایم را

                در روشنی باران ها

تا برای تو شعری بسرایم روشن

تا که بی دغدغه،بی ابهام

سخنان را

در حضور باد

      -این سالک دشت و هامون-

با تو بی پرده بگویم

                       که تو را

دوست می دارم تا مرز جنون

 عزیزم  :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::  دوستت دارم
 
 

جوابیه ی فروغ به سیب


من به تو خندیدم،چون نمی دانستم

تو به چه دلهره از باغچه ی همسایه

سیب را دزدیدی

و نمی دانستی

باغبان باغچه ی همسایه

پدر پیر من است


من به تو خندیدم

تا که با خنده ی خود

پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم


بغض چشمان تو لیک

لرزه انداخت به دستان من و

سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک


دل من گفت برو

چون نمی خواست به خاطر بسپارد

گریه ی تلخ تو را

و من رفتم و هنوز

سالهاست که در ذهن من آرام،آرام

حیرت و بغض تو تکرار کنان

می دهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق این پندارم

                                   که چه می شد،اگر

                                                 باغچه ی کوچک ما سیب نداشت

 
 عزیزم  :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::  دوستت دارم
 

سیب


تو به من خندیدی

و نمی دانستی

من با چه دلهره از باغچه ی همسایه

سیب را دزدیدم


باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلوده به من کرد نگاه


سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز

سالهاست که در گوش من آرام،آرام

خش خش گام تو تکرار کنان

می دهد آزارم

و من اندیشه کنان

غرق این پندارم

که چرا

    خانه ی کوچک ما

                  سیب نداشت

 

 


 عزیزم  :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::  دوستت دارم
 

شاید...


در بگشایید

شمع بیارید

عود بسوزید

پرده به یک سو زنید از رخ مهتاب...

شاید

این از غبار راه رسیده

آن سفری همنشین گمشده باشد.


 عزیزم  :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::  دوستت دارم
 
 

آزادی


من از این ترس دریدم همه آزادی خویش

وز دلم شعله برامد،همه جانم سوزاند

که دلم شکوه کند مرگ به از زندان است

شکوه و آتش دل روح مرا از تن راند


این شعر دیشب یه دفه توم منفجر شد.امیدوارم خوشتون بیاد.

 
 عزیزم  :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::  دوستت دارم
 

لحظه ی دیدار


لحظه ی دیدار نزدیک است.

باز من دیوانه ام،مستم.

باز می لرزد دلم دستم.

باز گویی در جهان دیگری هستم.


های نخراشی به غفلت گونه ام را،تیغ!

های نپریشی صفای زلفکم را،دست!

و آبرویم را نریزی دل!

-ای نخورده مست-

لحظه ی دیدار نزدیک است.


(م.امید)

 
 
 
 عزیزم  :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::  دوستت دارم

کوچ بنفشه ها


در روزهای آخر اسفند،

کوچ بنفشه های مهاجر،

زیباست.

 

در نیمروز روشن اسفند،

وقتی بنفشه ها را،از سایه های سرد،

در اطلس شمیم بهاران،

با خاک و ریشه،

     _میهن سیّارشان_

در جعبه های کوچک چوبی،

در گوشۀ خیابان،می آورند:

 

جوی هزار زمزمه در من،

می جوشد:

    ای کاش ...

    ای کاش آدمی وطنش را

    مثل بنفشه ها

 

(در جعبه های خاک)

یک روز می توانست،

همراه خویشتن ببرد هر کجا که خواست

در روشنای باران،در آفتاب پاک

 

 
 
 عزیزم  :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::  دوستت دارم

وهم سبز

تمام روز را در آئينه گريه ميکردم 

بهار پنجره ام را 

به وهم سبز درختان سپرده بود 

تنم به پيلهء تنهائيم نميگنجيد 

و بوي تاج کاغذيم 

فضاي آن قلمرو بي آفتاب را 

آلوده کرده بود 

نميتوانستم ، ديگر نميتوانستم 

صداي کوچه ، صداي پرنده ها 

صداي گمشدن توپهاي ماهوتي 

و هايهوي گريزان کودکان 

و رقص بادکنک ها 

که چون حبابهاي کف صابون 

در انتهاي ساقه اي از نخ صعود ميکردند 

و باد ، باد که گوئي 

در عمق گودترين لحظه هاي تيرهء همخوابگي نفس ميزد 

حصار قلعهء خاموش اعتماد مرا 

فشار ميدادند 

و از شکافهاي کهنه ، دلم را بنام ميخواندند 



تمام روز نگاه من 

به چشمهاي زندگيم خيره گشته بود 

به آن دو چشم مضطرب ترسان 

که از نگاه ثابت من ميگريختند 

و چون دروغگويان 

به انزواي بي خطر پناه ميآورند 



کدام قله کدام اوج ؟ 

مگر تمامي اين راههاي پيچاپيچ 

در آن دهان سرد مکنده 

به نقطهء تلاقي و پايان نميرسند ؟ 

به من چه داديد ، اي واژه هاي ساده فريب 

و اي رياضت اندامها و خواهش ها ؟ 

اگر گلي به گيسوي خود ميزدم 

از اين تقلب ، از اين تاج کاغذين 

که بر فراز سرم بو گرفته است ، فريبنده تر نبود ؟ 



چگونه روح بيابان مرا گرفت 

و سحر ماه ز ايمان گله دورم کرد ! 

چگونه ناتمامي قلبم بزرگ شد 

و هيچ نيمه اي اين نيمه را تمام نکرد ! 

چگونه ايستادم و ديدم 

زمين به زير دو پايم ز تکيه گاه تهي ميشود 

و گرمي تن جفتم 

به انتظار پوچ تنم ره نميبرد ! 



کدام قله کدام اوج ؟ 

مرا پناه دهيد اي چراغ هاي مشوش 

اي خانه هاي روشن شکاک 

که جامه هاي شسته در آغوش دودهاي معطر 

بر بامهاي آفتابيتان تاب ميخورند 



مرا پناه دهيد اي زنان سادهء کامل 

که از وراي پوست ، سر انگشت هاي نازکتان 

مسير جنبش کيف آور جنيني را 

دنبال ميکند 

و در شکاف گريبانتان هميشه هوا 

به بوي شير تازه ميآميزد 



کدام قله کدام اوج ؟ 

مرا پناه دهيد اي اجاقهاي پر آتش - اي نعل هاي 

خوشبختي - 

و اي سرود ظرفهاي مسين در سياهکاري مطبخ 

و اي ترنم دلگير چرخ خياطي 

و اي جدال روز و شب فرشها و جاروها 

مرا پناه دهيد اي تمام عشق هاي حريصي 

که ميل دردناک بقا بستر تصرفتان را 

به آب جادو 

و قطره هاي خون تازه ميآرايد 



تمام روز تمام روز 

رها شده ، رها شده ، چون لاشه اي بر آب 

به سوي سهمناک ترين صخره پيش ميرفتم 

به سوي ژرف ترين غارهاي دريائي 

و گوشتخوارترين ماهيان 

و مهره هاي نازک پشتم 

از حس مرگ تير کشيدند 



نمي توانستم ديگر نمي توانستم 

صداي پايم از انکار راه بر ميخاست 

و يأسم از صبوري روحم وسيعتر شده بود 

و آن بهار ، و آن وهم سبز رنگ 

که بر دريچه گذر داشت ، با دلم ميگفت 

" نگاه کن 

تو هيچگاه پيش نرفتي 

تو فرو رفتي .

 

 

 

پسر بودن یعنی چه؟

 

پسر بودن يعني برو چند تا نون بخر 


پسر بودن يعني هي شماره دادن و هي منتظر زنگ بودن

پسر بودن يعني بد و بيراه گفتن به دخترايي که تحويلشون نمي گيرن 

پسر بودن يعني كادو خريدن برای جی اف  

پسر بودن يعني تا کی مفت خوري مي كني 

پسر بودن يعني پس كي دفتر چه اماده به خدمت ميگيري 

پسر بودن يعني به زور سيكل داشتن 

پسر بودن يعني بابا پس كي ميري برام خاستگاري 

پسر بودن يعني مثل خر حمالي كردن 

پسر بودن يعني جوراباتو در بيار حالم به هم خورد

پسربودن يعني چرا كار نميكني ... جون بكن ديگه 

پسر بودن يعني ببخشين ماشين و خونه هم دارين كه... 


پسر بودن یعنی همه مواقع مرد خونه هستی ،حتی موقع دزد اومدن


پسربودن یعنی عمراً عزیز دل بابا باشی


پسر بودن یعنی در اول جوونی سربازی در انتظارته


پسربودن یعنی هرروز یک شکست عشقی خوردن


پسر بودن یعنی همه میرن مسافرت و تو باید بمونی و خونه رو بپایی


و اما پسر بودن یعنی هزار بدبختی دیگه...
 

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

عکس هایی دیدنی از شهرستان دزفول

 

 

بافت قدیم آجری دزفول را گذرهای سرپوشیده ای به نام ساباط به هم متصل می کند که سال ها هویت معماری بومی این منطقه را در خود دارند . ساباط زرنگار دزفول در نزدیکی خانه شهید عراقی و پله های مقدمیان در بافت قدیم دزفول و در نزدیکی پل دوم دزفول واقع شده است.

 

 

کوه سگریون در شمال شهرستان دزفول و در منطقه شهیون واقع شده است . فاصله این منطقه از طریق جاده حدود 60 کیلومتر و از طریق هوایی حدود 40 کیلومتر می باشد. در زمستان قله این منطقه برفگیر بوده و در اواخر زمستان و بهار آب و هوایی مطبوع دارد . این منطقه با داشتن درختان بلوط تفرجگاه زیبایی برای گردشگران می باشد. که در سایه آنها ارام گیرند همچنین گروه های کوهنوردی نیز از این منطقه استقبال زیادی می کنند.این عکس به صورت پانورما و متشکل از چهار عکس می باشد.

 

 

میدان شیخ انصاری دزفول با فواره های زیبا و نخل های زینتی منظره ای زیبا در شب خلق می کند. این عکس با سرعت های شاتر مختلف گرفته شده است.

 

 

 

میدان شیخ انصاری دزفول با نماد زیبایی در وسط آن و آبنماهایی در اطراف آن زینت داده شده و مردم در شب برای استراحت و تفریح از فضای زیبا و فرحبخش آن استفاده می برند.

 

 

 

آرامگاه سید سلطانعلی سیاهپوش معروف به رودبند در کنار پل سوم شهر دزفول در کنار آثاری چون بابا یوسف ، حاجی شیخ و منبع آب قدیم که هر کدام از آثار ثبتی دزفول هستند واقع شده است و خود اثر نیز در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این بقعه یکی از زیارتگاه های شهرستان دزفول می باشد.

 

 

نمایی زیبای در شب از ساحل رود دز شهر دزفول که با چنین منظره ی دل انگیزی گردشگران زیادی را به میهمانی خود فرا می خواند.

 

 

 

 

پل قدیم دزفول شکوه تاریخ ایران که بعد از شکست امپراطور روم در زمان شاپور اول ساسانی بر روی رود همیشه جاری و زلال دز در شهر دزفول ساخته شده است. ساخت این پل به سال 263 میلادی می رسد و بیش از 1740 سال قدمت دارد . این پل به شماره 84 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

 

 

شهرستان دزفول با داشتن جاذبه های طبیعی بسیار و هوای دلپذیر هر صاحب ذوقی و اهل دلی را با گرمی به آغوش خود می پذیرد. در میان این مناطق منطقه شهیون دزفول با داشتن دریاچه ، آبشارها و کوه ها و چمن زارهای سرسبز بسیار دیدنی است.

 

 

باغ های معطر پرتقال دزفول در ایام عید و حتی در ماه های دیگر سال یکی از تفریحگاه هایی است که برای مردم دزفول و میهمانان نوروزی خاطرات خوشی را با سرسبزی و عطر خود می آفریند. پرتقال دزفول یکی از مرکباتی این شهرستان است که در کشور به خاطر عطر و طعمش مطرح است.

 

 

بقعه عارف شیخ ابراهیم معروف به پیر بانگ گو در منطقه شهیون در 40 کیلومتری شمال شهرستان دزفول و بعد از روستای حسن آقا در دامنه کوه سگریون واقع شده است. این منطقه مکانی زیبا و مناسبی برای کوهپیمایی است و گردشگران زیادی برای استفاده از طبیعت زیبای منطقه می آیند.

 

 

بقعه علی مالک دزفول بارگاه ملکوتی ابراهیم و عقیل از فرزندان امام علی علیه السلام در نزدیکی پل قدیم و در محله ای به همین نام قرار داد و زیارتگاه عاشقان اهلبیت علیه السلام است.

ساحل زیبای رود دز - در کنار پارک زیبای رعنا دزفول و پل جدید با فضای آرامش بخش خود هر خسته دلی را فرصت برای حس آرامش فراهم می کند

 

 

بقعه بابا یوسف آرامگاه یکی از شعرای شهرستان دزفول است که با نمایی آجری و زیبا زینت داده شده و در فهرست آثار ملی به شماره 8374 به ثبت رسیده است . این بقعه در نزدیکی پل سوم شهر دزفول واقع شده است.

 

 

نمای بالای سد دز در منطقه شهیون و قلعه شاداب دزفول دریاچه شهیون این منطقه در پشت سد یکی از زیباترین دریاچه های ایران را تشکیل می دهد و یکی از جاذبه های گردشگری دزفول به شمار می رود.

 

 

 

خانه تاریخی سوزنگر دزفول - یکی از جاذبه های گردشگری شهر دزفول می باشد . این خانه با هویت معماری دزفول ، زینت بخش بافت قدیم شهر دزفول است. آجر کاری اختصاصی دزفول ( خوون چینی در این خانه به وفور به کار گرفته شده که نشان دهنده ذوق سرشار معماران دزفولی بوده است.

 

 

 

 

 

 

 

امشب دلم برایت می نویسد

می دانم نامه ام را حتی اگر در آخرین روز حیات زمین به دستت برسد می خوانی

بیا به کوچه هایی که امشب میزبان قدمهای من و تو خواهند بود سلام کنیم

بیا به یاد چشمهایی که در روزگار غم و غصه با ما گریسته اند گل سرخی در باغچه روحمان بکاریم.

شاید کسی را که با او خندیده ای فراموش کنی

اما هرگز

کسی را که با او گریسته ای را از یاد نخواهی برد .

و من از هنگام تولد کائنات تا کنون سر به شانه های تو گریسته ام

پس چگونه می توانم لحظه ای تورا فراموش کنم ؟

چگونه می توانم با ابرهای بهاری در سرودن تو همراه نشوم .

اگر به من بگویند :

فقط یکبار می توانم تورا از پشت شیشه های مه آلود ببینم

و برایت دست تکان بدهم

واگر به من بگویند :

فرصتی نیست و فقط یک جمله می توانم به تو بگویم

و پس از آن به ابدیت می رسیم

رو به رویت می ایستم و می گویم :

 در قیامت هم نام تورا بر لب خواهم داشت

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد


"""""""""""""""""""""""""""""""

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت در تهاجم با زمان آتش زدم

کشتم...

من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم۰ یک کلام " در جزوه هایم هیچ نوشتم "

من در مقصد" مقصودهای" پوچ افتادم

تمام خوبها رفتند وتنها در یادم خوبی ماند

من منتظر عشق بودم ولی همه صبرو قرارم رفت

بهارم رفت / عشقم مرد / یادم رفت

من اکنون گرفتار سنگینی سکوتی هستم

که گوییا

قبل از هر فریادی لازم است

به من بنگر

و غمهایت را در وسعت من رها کن

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

 زندگی غمکده ای بیش نبود

 سهم ما جز غم و تشویش نبود

 به کدام خاطره اش خوش باشیم

 که کدام خاطره اش نیش نبود

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری سوم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری سوم www.pichak.net كليك كنيد

 
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

زندگی با صدا شروع می شه . بی صدا تموم می شه

عشق با ترس شروع می شه . با شک تموم می شه

دوستی هر جایی می تونه شروع شه اما هیچ جا تموم نمی شه ...

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

 
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

 
 
 
در آخرین سلام ...

در آخرین دیدار...

و وداع در آن غروب سرد...

من در انتظار آمدنت بودم...

از دور می آمدی مثل همیشه سنگین و با غرور ...

تو آمدی اما برای آخرین دیدار...

برای آخرین وداع...

آمدی و یک شاخه گل یخ به دستم دادی...

از سردی یخ لرزیدم...

و آرام گل یخ را بوئیدم و بوسیدم و آن را به سینه ات آویختم و گفتم :

...تقدیم به قلبی که نداشتی...

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری سوم www.pichak.net كليك كنيد

 
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

 
 
ای کاش پرنده ام را داشتم حتی در قفس ...

لااقل بود و می دیدمش...

قفس را از طلا می ساختم و چلچله ای برایش می آویختم...

و تماشایش می کردم ...

ای کاش او بود و من نبودم ...

ای کاش پرنده ام را داشتم حتی در قفس...

به تو می گویم دوستت دارم ...

نه به اندازه ی امروز نه به اندازه ی فردا...

بلکه دوستت دارم تا همیشه ...

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

 
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

 
 
 
خواستم خودمو گول بزنم

همه ی خاطراتم رو انداختم یه گوشه و گفتم

فراموش...

ولی یهو یه چیزی ته قلبم خندید و گفت یادته...

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

ای بابا...
 

عجب روزگاری شده وقتی کسی رو با تمام وجود دوست داری می ره و تنهات می زاره

کسی رو که دوست نداری می چسبه بهت و ولت نمی کنه

بعضی وقتا دلم می خواد برم یه جای دور

یه جایی برم که فقط من باشم و خدا

انقدر داد بزنم تا شاید خدا صدامو بشنوه و جوابمو بده

من هنوزم برام جای سواله

بین این همه آدم تو دنیا یعنی کسی نیست که دنبال عشق واقعی باشه

کسی که واقعاْ دنبال عشق باشه نه هوس...

دنیا ی بدی شده

هیچ کس آدمای تنهارو دوست نداره...

وقتی یکی رو هم که پیدا می کنی و بهش اعتماد می کنی و عشق و احساست و خرجش می کنی

به خودش مغرور میشه و فکر می کنه واقعاْ خبریه و اون خیلی آدم خاصیه

بعدش هی ناز می کنه و می زاره می ره ....

ای بابا عجب روزگاری شده ...

 
 
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

می خوام در مورد قانون عشق بگم

در مورد بی رحمی روزگار

در مورد رفتن و ندیدن

موندن و تنها شدن ...

قانون عشق یعنی اینکه تنها بمونی واسه همیشه

تنهات بزارن تا واسه همیشه تو حسرت عشق بمونی...

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

سلام به همه ی اونایی که عاشقن
 
 

تا حالا شده یه چیزی رو سینتون سنگینی کنه / یه چیزی شبیه به یه بغض کهنه

یه حسی که تو رو با تمام وجود آزار بده

یه جور تنهایی آزار دهنده

کاری از دستت برنیاد از زندگی خسته بشی

بخوای داد بزنی ولی نتونی

بخوای گریه کنی ولی اشکاتم ازت فراری باشن

می دونی اینا همه علائم چیه ؟

یه جور دلتنگی واسه اونی که دوست داری پیشت باشه ولی نیست

چقدر سخته تنهایی

تنها کاری که تو این لحظه های دلتنگی می تونی بکنی اینه که . . .

 

 

 

 

ای خدا

ای خدا آه ای خدا از توی آسمونا

گوش بده به قلب من که میخوام حرف بزنم

واسه یک روزم شده سکوتم را بشکنم

ای خدا خودت بگو واسه چی ساختی منو

توی این زندون غم چرا انداختی منو!!!!!!!!

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا هرجا که میرم در به روم وا نمیشه؟!

چرا هرجا دلیه میشکنه مثل شیشه؟!

ای خدا حرفی بزن اگه گوش ت با منه

این چیه که قلبمو داره آتیش میزنه؟!!!

ای خدا خودت بگو واسه چی ساختی منو

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

باور نکردی!!!


گفتم ای خوبم به فریادم برس افتاده ام از پا ولی باور نکردی!

گفتم از نا مهربان بودن پشیمان میشوی فردا ولی باور نکردی!

گفتم از نا باوری مُردم بیا و باورم کن

کم کن آزارم که میمانی تک و تنها ولی باور نکردی!

اشک من را دیدی و خندیدی و خونسرد رفتی!

سوختن ها را تماشا کردی و پرپر زدن ها را ولی باور نکردی!

من به تو خوبی نمودم تو بدی کردی به من!

گفتم ای غافل ندارد ارزشی دنیا ولی باور نکردی!

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

!.!.!.!.!.!.!.!

آسمانا از چه رو اینگونه نا کامم نمودی!

هر کجا سنگه بلایی بود تو بر فرقم نمودی!

هر کجا زهر بلایی بود تو بر کامم نمودی!

روزگاری از پنجه ی من شیر و پلنگ عاجز بود

حلقه ی چشم تو نازم که چنین رامم نمودی!

بس فریب و حیله دیدم در مرام یارها!

بعد از این خلوت کنم با خاطرات پاره ها

طبال بزن بزن که نابود شدم!

در تار غروب زندگی پود شدم!

عمرم رفته خفته در کوره ی مرگ!

آتش زده استخوان بی دود شدم!

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

انتظار


خسته ام از تو 

خسته ام از تو 

خسته ام از انتظارت

دیگه تا بی نهایت

برو دوست ندارم

نمیمیرم برایت

دیگه سیرم از وفا

دیگه دنبالم نیا

دله تو سنگه

از وفا بویی نبرده

آخه مثل من

تیره تو به سنگ نخورده!!

 

یک تعداد عکس قشنگو با حالم در ادامه گذاشتم خیلی هات و باحاله حتما ببینید.روی لینکهای زیر(شماره های)یا ادامه ی مطلب کلیک کنید!!

1/2/3/4/5/6/7/8/9/10/11/12/13

 +ادامه ی مطلب


ادامه مطلب

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

میتونی!نه نمیتونی!!!!!!

 

 


تو میتونی منو از پا درآری

تو میتونی که اشکم در بیاری

فقط تویی که میتونی عزیزم

منو عمری توی کما بذاری

تو میتونی که روحم رو بپاشی

تو میتونی دوسم نداشته باشی

آره تویی که میتونی عزیزم

بری لحظه ای یاد ما نباشی

ولی خوب میدونی نمیتونی بگیری از دلم هواتو

ولی خوب میدونی نمیتونی بگیری از من خاطراتو

تو میتونی نبینی خستگیمو

تو میتونی نفهمی بچگیمو

تو میتونی که نادیده بگیری

تمام لحظه های زندگیمو

بی وفایی تو خون توست میدونم

میتونی بگذری اینم میدونم

میدونم میتونی بشکنی ساده

دل و حرمت هر چی هست میدونم

ولی.................................

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

 

آن گل سرخی که دادی در سکوت خانه پژمرد!

               آخر ای محبوب زیبا              بعد از آن دیر آشنایی

              آمدی خواندی برایم              قصه ی تلخ جدایی

              مانده ام سر در گریبان           بی تو در شبهای غمگین 

              بی تو باشد همدم من           یاد دوران های دیرین

              آن گل سرخی که دادی           در سکوت خانه پژمرد

              آتش عشق و محبت               در خزان سینه ام سوخت

              اکنون نشسته در نگاهم          تیره های بلور چشمم

              یک دم نمیرود از یادم               تصویر پر غرور چشمت

              آن گل سرخی که دادی            در سکوت خانه پژمرد!!

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

 

 

سیاه بخت

منو میبینی به من میگن سیه بخت!

به من نخندید آدمای خوشبخت!

منم یه روزی روزگاری داشتم!

جوون بودم عشق به یاری داشتم!

این زمونه پیرم کرد!

از زندگی سیرم کرد!

نساخت یه روزی با من!

بسته به زنجیرم کرد!

آی زمونه چقر تو نامردی!

چه ظلم بی حدی به من کردی!

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

تنها!!

بگذار که در حسرت دیدار بمیرم در حسرت دیدار تو بگذار بمیرم

دشوار بود مردن روی تو ندیدن بگذار به دلخواه تو دشوار بمیرم

بگذار که چون شمع کنم پیکر خود آب در بستر اشک افتم و ناچار بمیرم

میمرم از این عشق که جان دگرم نیست تا ار غم عشق تو دگر بار بمیرم

تا بوده ام ای دوست وفادار تو هستم بگذار بدان گونه وفادار بمیرم

او هم بار سفر بست        تنها ماندی دل من

        بی او در دام غمها           بر جای ماندی دل من  

ای دل امشب                              

                                 آزارم کن 

با بی تابی                               

                                          بیمارم کن !!    

  

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

 

گریه نمیکنم!!نرو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نذار که عشقه منو تو    اینجا به آخر برسه

بری تو و مرگ من از      رفتنه تو سر برسه     

....

دود اگر بالا نشیند کسر شاءن شعله نیست

جای چشم ابرو نگیرد گر چه او بالاتر است

 

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

??!!؟؟

دل خراب من دگر خرابتر نمی شود

که خنجر غمت از این خرابتر نمیزند

 

                            

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

خاطرات

بعد از چند وقت یه شعری چیزی خودم گفتم خدا کنه خوشتون بیاد

...

یاد اون روزا بخیر

که کنار باغچمون

بازی میکردیم من وتو

یاد اون روزایی که

گریه میکردم واسه تو

یاد اون روزی بخیر

که میگفتی

تو مال من ،من مال تو

یاد اون روزی بخیر

که پشت درخت خونمون

بوسه میدادیم من و تو

میگفتی عشق منی ناز منی

پس همیشه پیشم بمون

چی شد اون همه قول و قرار

تا که شدم عاشق تو

پا تو گذاشتی به فرار

حالا منم و این همه درد و رنج و غم

اینجا باشم اونجا باشم

عشقت نمیره از دلم

دشنه زدی به قلبمو

شکوندی تو بال وپرم

یاد حرفات که می افتم

چشام اشک بارون میشه

کاشکی دیگه عاشق نشم

که بخوام جدا بشم تنها بشم

...

نظر یادتون نره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

؟!؟

من  ان   موجم   که   ارامش  ندارم

با    اسانی   سر   سازش    ندارم

همیشه   در   گریز   و    در    گذارم

نمی مانم   به    یک    جا  بی قرارم

سفر   یعنی  من  و   گستاخی  من

همیشه   رفتن  و   هرگز      نماندن

هزاران      ساحل و    نادیده      دیدن

به  پرسش های بی   پاسخ  رسیدن

من از قبیله ی عشق از نسل انتظارم

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

مرگ

الهی در شبه فقرم بسوزان

ولی محتاجان نامردان مگردان

عطا کن دست بخشش همتم را

خجل از روی محتاجان مگردان

الهی کیفرم را می پذیرم

که از تو ذات خود را پس بگیرم

کمک کن تا که با نا حق نسازم

برای عشق و آزادی بمیرم

marg

در دو روز عمر کوته سخت جانی کرده ام

با همه نا مهربانان مهربانی کرده ام

همدلی هم آشیانی هم زبانی کرده ام

...

میروم دلمردگی ها را ز سر بیرون کنم

گر فلک با من نسازد چرخ را وارون کنم

بر کلام نا هماهنگ جدایی خط کشم

در سرود آفرینش نغمه ای موزون کنم

...

بس ملامت ها کزین نامردمان بشنیده ام

من نه هرگز شکوه ای از روزگاران کرده ام

نه از شکایت از دو رنگی های یاران کرده ام

نظر یادتون نره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

~?؟~

گر تو هم نام نگارت نبری نیک تر است

همچو پروانه بسوزی و ننالی هنر است

ماتم از آه من آنشب ز چه میخانه نسوخت

بوسه می زد به لبم بهر چه پیمانه نسوخت

اگر اندک خبری داشت دل گمراهم

جمله میکرد ز اسرار نهان آگاهم

آفرین بر نفس بلبل شیرازی باد

بنده ی عشقم و از نفس پرستی آزاد

داده ام دل به نگاری که خدا میداند

نه مهر نه محبت نه صفا میداند

داده ام دل به کسی بالهوس و شهر آشوب

در خم طره ی او مهر و وفا کرده غروب

ای خدا به کسی یار به اغیار مکن

دل کافر به این درد گرفتار مکن

آخرین تیر جگر سوز به خون می کشد

آخرین عشق به صحرای جنون میکشد

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

( ّ)

هميشه ضربه ای کاري

ز خويش و اشنا خوردم

چشيدم زهر تنهايي

هميشه پشت پا خوردم

 دله ما انقدره پارست

بودنش مرگ دوبارست

آسمونه سينه ي ما

خيلي وقته بي ستاره است

هميني که باقي مونده

واسه دلخوشي تو بشکن

تيکه تيکه هامو بردن

آخرينشم تو بکن

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

عجب حال خوشیه وقتی که مستی 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

خودکشی


این پست درباره خودکشیه ،فکر کنم جالب باشه -وقتی عکسارو دیدید

نظرتونو درباره خودکشی بنویسید.

khoon

khodkoshi

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

 

با تو

با تو آسان میشود از سیاهی ها گریخت

...

با تو ،باتو اگه باشم

وحشت از مردن ندارم

لحظه هام پر میشه از تو

وقت غم خوردن ندارم

 

 



دیگه تنها نیستم...

 

 

    آری آغاز دوست داشتن است

   گرچه پایان راه ناپیداست

   من دگر به پایان نیندیشم

    که همین دوست داشتن زیباست



 

اینم هدیه روز ولنتاین

 

یک نصیحت:مراقب خودت باش

یک خواهش:هیچوقت غمگین نباش

یک حقیقت:دلم برات تنگ شده

یک آرزو:فراموشم نکن

 یک دروغ: دوست ندارم!



دلتنگی...

 

آرام درکنار پنجره نشسته ام

ودل داده ام به صدای باران

 که اشکهایم را زمزمه می کند.

داستان دلتنگی بلند است

و فرصتی نمانده برای گفت

شاید وقتی دیگر بگویم از تنگی قفس!

 

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

حياتينيز،

اود كيمي ايستي

سو كيمي آيدين

يئل كيمي آزاد،

و تورپاق كيمي بركتلي اولسون.

سون چرشنبه نيز موبارك!


هميشه سويونوز سرين

اوتونوز ايستي

گونوز آيدين

سؤزونوز كسگين

كوره ينيز مؤحكم اولسون

نئچه بئله چرشنبه لره چيخاسينيز

چرشنبه نيز قوتلو اولسون


باکى چى نين سؤزى ، سوْوى ، کاغيذى

اينکلرين بولاماسى ، آغوزى

چرشنبه نين گيردکانى ، مويزى

قيزلار دييه ر : آتيل ماتيل چرشنبه

آينا تکين بختيم آچيل چرشنبه



يومورتانى گؤيچک ، گوللى بوْيارديق

چاققيشديريب ، سينانلارين سوْيارديق

اوْيناماقدان بيرجه مگر دوْيارديق ؟

على منه ياشيل آشيق وئرردى

ایرضا منه نوروزگوْلى درردى

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

تورکجه اس ام اس

بیرگویرچین تکی دنسیزلمیشم

بولبولم یایدا چمن سیز لمیشم

ئوز دیاریمدا وطن سیز لمیشم

هیچ بیلیرسن نئجه سن سیز لمیشم


***

غریب بیر گئجه ده سندن اوزاقدا

کولک لرحسرتلی نفس کیمیدیر

سن سیز تنها قالمیش سیزلایان قلبیم

داریخیر هر طرف قفس کیمیدیر


***

بیلسیدیم کی ایشیده جاقسان سوزومو قزیل گولون یاپراقینا یازاردیم

ئوره گین له ئوره گیمین سوزونو دوداغیملا دوداغینا یازاردیم


***

گولمک نه دیدیلر؟

جان لا یاشاماق دیدیم

یاشاماق نه دیدیلر؟

جانلا ئولمک دیدیم

ئولمک نه دیدیلر؟

جاندان آیریلماق دیدیم

جان کیم؟ دیدیلر؟

اس ام اسی اخویان دیدیم


***

سئوگی داغلارداکی گوللره بنزر!اونو قوپارتماق ده ئیر بویوتمک لازیم دیر


***

گل دونیانی بولوشدورک .دنیز منیم دالقا سنین .گونش منیم ایشیق سنین .هامّیسی سنین سنده منیم


***

ساری گیب گونش اولارسان .ماوی گیب سما اولارسان .قارا گیب ماتم اولارسان .کیم بیلیر بلکه بیر گون آغ گیب ده منیم اولارسان

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

نوبهارست در آن کوش که خوشدل باشی

                                                که بسی گل بدمد باز تو در گل باشی

  من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش

                                          که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

  چنگ در پرده همی میدهدت پند ولی

                                                وعظت آنگاه کند سود که قابل باشی

  در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است

                                              حیف باشد که ز کار همه غافل باشی

  نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف

                                           گر شب وروز درین قصه مشکل باشی

  گر چه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوست

                                               رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی

  حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد

                                                  صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی

 نوبهارست در آن کوش که خوشدل باشی

                                               که بسی گل بدمد باز تو در گل باشی

  من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش

                                          که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

  چنگ در پرده همی میدهدت پند ولی

                                               وعظت آنگاه کند سود که قابل باشی

  در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است

                                             حیف باشد که ز کار همه غافل باشی

  نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف

                                          گر شب وروز درین قصه مشکل باشی

  گر چه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوست

                                             رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی

  حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد

                                              صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی.

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

قاصدك
قاصدك ! هان ، چه خبر آوردي ؟
از كجا وز كه خبر آوردي ؟
خوش خبر باشي ، اما ،‌اما
گرد بام و در من
بي ثمر مي گردي
انتظار خبري نيست مرا
نه ز ياري نه ز ديار و دياري باري
برو آنجا كه بود چشمي و گوشي با كس
برو آنجا كه تو را منتظرند
قاصدك
در دل من همه كورند و كرند
دست بردار ازين در وطن خويش غريب
قاصد تجربه هاي همه تلخ
با دلم مي گويد
كه دروغي تو ، دروغ
كه فريبي تو. ، فريب
قاصدك یک هان ، ولي ... آخر ... اي واي
راستي آيا رفتي با باد ؟
با توام ، آي! كجا رفتي ؟ آي
راستي آيا جايي خبري هست هنوز ؟
مانده خاكستر گرمي ، جايي ؟
در اجاقي طمع شعله نمي بندم خردك شرري هست هنوز ؟
قاصدك
ابرهاي همه عالم شب و روز
در دلم مي گريند

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

هر روز دلم در غم تو زارتر است

وز من دل بیرحم تو بیزارتر است

بگذاشتیم غم تو نگذاشت مرا

حقا که غمت از تو وفا دار تر است

...

یک چشم من از روز جدایی بگریست

چشم دگرم گفت چرا گریه ز چیست

چون روز وصال شد فرازش کردم

گفتم نگریستی نباید نگریست

...

آنکس که تورا ببیند و خندان نشود

وز حیرت تو گشاده دندان نشود

چندانکه بود هزار چندان نشود

جز کاهگل و کلوخ زندان نشود

 

 

میان تاریکی

ميان تاريكي
ترا صدا كردم
سكوت بود و نسيم
كه پرده را مي برد
در آسمان ملول
ستاره اي مي سوخت
ستاره اي مي رفت
ستاره اي مي مرد
ترا صدا كردم
ترا صدا كردم
تمام هستي من
چو يك پياله ي شير
ميان دستم بود
نگاه آبي ماه
به شيشه ها مي خورد
ترانه اي غمناك
چو دود بر مي خاست
ز شهر زنجره ها
چون دود مي لغزيد
به روي پنجره ها
تمام شب آنجا
ميان سينه من
كسي ز نوميدي
نفس نفس مي زد
كسي به پا مي خاست
كسي ترا مي خواست
دو دست سرد او را
دوباره پس مي زد
تمام شب آنجا
ز شاخه هاي سياه
غمي فرو مي ريخت
كسي ز خود مي ماند
كسي ترا مي خواند
هوا چو آواري
به روي او مي ريخت
درخت كوچك من
به باد عاشق بود
به باد بي سامان
كجاست خانه باد ؟
كجاست خانه باد ؟

 

 

 

آواز خوش هَزار تقدیم تو باد
سرسبزترین بهار تقدیم تو باد
گویند که لحظه ایست روییدن عشق
آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد

تقديم به تويي كه مرا مي خواني....

 

عزیزم                  نازم                     ؟؟؟؟؟؟

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

به نوجوانان مسائل جنسی را آموزش دهید .

وقتی با همکاران مان در رابطه با آموزش مسائل جنسی صحبت می کنیم همکاران نظرات گوناگونی را عنوان می کنند که گاهی این نظرات صد درصد با هم تضاد دارند . ورود ماهواره و موبایل به حریم خانواده ها و حتی به حریم فردی کودکان و نوجوانان میل به استقلال خود محوری و دور شدن هر چه بیشتر نوجوانان از والدین نیاز به کسب تجربیات جدید ….  همه و همه نشاندهنده تغییر در الگوهای شناخته شده است و کودکان را هر چه بیشتر در خطر سوء استفاده قرار می دهد .

در رابـطـه بـا روابـط جنـسـی نـوجـوانــان، با مـشـکـلات زیـادی رو بـه رو مـی شویم. زیرا روابط جنسی مـوضـوع بسیار حساسی است که عقاید و اظهارنظرهـای بسیاری در آن زمینه وجود دارد.

انـتـخاب کـردن بـدون آگـاهـی از عـواقـب آن، اصـلاً انـتـخاب شـمـرده نمی شوند. بـرای انـتــخاب کردن، فرد باید نظرات مختلف را دانسته و درک کند و با وجود تلاشـهای وسیعی کـه در زمیـنـه آگـاهی دادن به نوجوانان در رابطه با مسائل جنسی شده است،

هنوز بسیاری از نوجوانان به طرز ناراحت کننده ای از حقیقت بیماریهایی که از طریق روابط جنسی منتقل میشوند (STD) در جهان امروز بی خبرند. از این رو پرداختن به این مسئله بسیار مهم است.

تاثیرات هم سن و سالان

طریقه زندگی و رفتار های دوستان، اثر زیادی بر روی نوجوانان دارد. مقاله ای در مجله روانشناسی قید می کند که یکی از بزرگترین عوامل و تاثیرات بر رفتار نوجوانان، رفتار دوستانش است. نوجوانی که دوستانش روابط جنسی برقرار می کنند، بسیار بیشتر به این مسئله علاقه نشان می دهند. معمولاً نوجوانان عقیده دارند که با این کار در جمع احترام بیشتری کسب خواهند کرد و بیشتر تاثیر خواهند گذاشت.

پسران نوجوان ممکن است باور داشته باشند که اگر روابط جنسی برقرار کنند از طرف دیگران بیشتر “مرد” جلوه خواهند کرد. ترس از اینکه در بین جمع دوستانشان مورد تمسخر قرار گیرند، ممکن است در تصمیم گیری هایشان تاثیر زیادی داشته باشد. نوجوانان کم سن و سال نیز با تاثیر گرفتن از رفتار های نوجوانان بزرگتر دوست دارند رفتارهای آنها را تقلید کنند.

به علت داشتن تجربه کم در زندگی، نوجوانان در این زمینه جذب گروه های مختلفی می شوند. با توجه به این نیروی موثر، مقاله ای در مجله فارغ التحصیلان پزشکی برای بالا بردن سطح سلامت انتخاب های افراد در روابط جنسی، توصیه می کند که پدران و مادران دوستان فرزندانشان را تحت نظر داشته باشند و از دوستی صمیمی فرزندانشان با افرادی که مشکلات اخلاقی دارند به شدت جلوگیری نمایند.

تاثیرات رسانه های گروهی

تعجبی ندارد اگر بگوییم که نوجوانانی که در تلویزیون برنامه های اینچنینی زیاد تماشا می کنند، بیشتر معتقداند که روابط جنسی قبل از ازدواج با افراد مختلف بدون رعایت کردن مسائل جلوگیری از حاملگی و بیماری ها، بی زیان و حتی گاهی مطلوب است. با این یافته متوجه می شویم که اکثر نوجوانان قادر به تشخیص دادن و فرق گذاشتن بین روابط جنسی بدون عواقب در تلویزیون و روابط جنسی خودشان نیستند.

نوجوانان به طرز بی رحمانه ای با بمبارانی از برنامه ها، تبلیغات و تفریحات و حتی انواعی از موسیقی جنسی در تلویزیون مواجه می شوند. والدین باید از این مسئله آگاهی یابند و نوجوانانشان را برای برخورد با این مسئله آماده کنند. آن ها باید بیابند که چه چیز باید در عوض این مسئله جزء مسائل آموزشی فرزندانشان قرار گیرد. گاهی مقدار وسیعی از اطلاعات متناقض به نوجوانان ارائه می شود. ضروری است که والدین به نوجوانانشان کمک کنند تا بتوانند مهارت های فکری را در خود تقویت کنند تا قادر گردند اطلاعاتی را که می بینند یا می شنوند تحلیل کنند و خود را از انتخاباتی که سلامتیشان را به خطر می اندازد حفظ کنند.

راهنمایی والدین، عواملی که از برقراری روابط جنسی زود هنگام جلوگیری میکند…

والدین می توانند بر رفتار های جنسی نوجوانان خود تاثیر آشکاری بگذارند. بهترین راه برای کاهش فعالیت های جنسی پرخطر این است که والدین را تشویق کنیم تا کاملاً در آموزش های جنسی فرزندانشان سهیم باشند. در حالیکه بعضی ممکن است مانند یک تماشاچی در زندگی فرزندانشان باشند، والدین باید مسئولیت آموختن طریقه صحیح زندگی را به فرزندانشان بپذیرند. باید گفتگو های پی در پی در مورد روابط جنسی  با فرزندانشان داشته باشند. از طریق آموزش و کنترل دقیق روابط اجتماعی و سایر روابط آن ها، باید فرزندانشان را از تاثیرات و سوء استفاده های جنسی دور کنند. به علاوه پدر و مادر ها باید در رابطه با ارتباط های صحیح و مطلوب، نوجوانانشان را یاری دهند.

نوجوانانی که ارتباطی صمیمی با والدینشان دارند به رفتار ها و نصیحت های آن ها پاسخ مثبت می دهند. با وجود دلیل های بسیاری که باعث می شود والدین با این موضوع راحت نباشند، کاملاً ضروری است که ارتباط های بین فرزندان و والدین قبل از دوران نوجوانی با بحث هایی در مورد روابط سالم و اهداف زندگی آغاز شود. و بعد ها این گفتگو ها به همه ابعاد روابط جنسی توسعه یابد. روابط آزاد توانایی والدین را برای کنترل اطلاعاتی که نوجوانان در رسانه ها یا مجامع آموزشی و اجتماعی به دست می آورند ساده تر می کند. به یاد داشته باشید که هر مشکلی که بین فرزندان و والدین ایجاد می شود موقتی است. اما تجربیات و آگاهی هایی که بینشان رد و بدل می شود پر دوام است.

 بعضی عوامل که از برقراری روابط جنسی زود هنگام جلوگیری می کنند عبارتند از: 

  بحث در رابطه با مسائل جنسی بین والدین و فرزندان.
  کنترل والدین بر ارتباطات فرزندان.   تعدیل در روابط والدین با فرزندان.
  روابط خوب بین پدر و مادر.
  وجود انگیزه های خوب در محیط آموزشی.
  شرکت در مجامع مذهبی.
  اعتماد به نفس بالا.
   کنترل والدین بر رسانه های گروهی.
   دوستان صمیمی که از داشتن چنین روابطی سر باز زنند و روابط جنسی  نداشته باشند.
   پیام ها و یادآوری های آموزگاران برای هر چه بیشتر به تعویق انداختن این روابط.
 با صحبت کردن با نوجوانان در مورد ابعاد مختلف روابط، بحث کردن در مورد عواقب و نتایج روابط جنسی زود هنگام و آموزش نوجوانان به اینکه در مورد آنچه که می شنوند یا می بینند به دقت فکر کنند، والدین می توانند برای برخورد با مشکلات به نوجوانانشان قدرت دهند.

انتخاب هایی که توسط نوجوانان در رابطه با رفتار های جنسی صورت می گیرد، تاثیر زیادی بر باقی زندگی آنها می گذارد. پدر و مادرها باید نوجوانان را به پرسیدن سوالاتی از این قبیل از خودشان تشویق کنند.

  آیا انتخاب هایی که می کنم سبب می شود که زندگی سـالــمـــی در آینده داشته باشم؟
  آیا انتخاب های من سبب می شود که فردی باشم که می خواهم؟
  آیا طریقه زندگی فعلیم، من را از رسیدن به اهداف و آرزو هـــایــــم باز خواهد داشت؟

 

 

از این لحظه برای دل خودم می نویسم با کسی هم کاری ندارم

اگه دوستان منت گذاشتن اومدن و نظر دادن 

منم میام وتو وب اون ها نظر می دم

فقطـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خدا رفیق آدم هست تا آخرین نفس

یا حسین

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

آیا می دانید؟

بدن انسان می تونه تا 45 واحد درد رو تحمل کنه.

اما زمان تولد، یک زن تا 57 واحد درد رو احساس می کنه

این معادل شکسته شدن همزمان 20 استخوانه!

مادرتون رو دوست داشته باشید...

زیباترین فرد روی زمین..

بهترین منتقد ما...

و قویترین حامی ما...

"مادر"

 

 
 
 

در تو خلاصه میشوم ، با تو زلال می شوم
از پر پیراهن تو ، پر پر و بال می شوم
در شب یلدایی تو ، صاحب روز می شوم
صاحب تحویل شب اول سال می شوم
در قفس ابری شب ، ماه اسیر بوده ام
با تو رهاتر از همه ، ماه هلال می شوم
با تو زلال می شوم ، پر پر و بال می شوم
شعر محال می شوم ، بر این روال می شوم
تا ملکوت جذبه ات ، شبانه راه می روم
چون که نظر کرده ی نور لایزال می شوم
برای از تو من شدن ، مرا مجال بس نبود
پس از تو در هوای تو ، خود مجال می شوم
خاصیت سروده ها ، تمام خواستن نبود
برای از تو دم زدن ، شعر محال می شوم
جز غزل شیشه ای ام ، شعر مرا سنگ بدان
چون پس از این شاعر تو ، بر این روال می شوم

 

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

خوش آمد گل وزان خوش تر نباشد

که در دستت به جز ساغر نباشد

زمان خوشدلی دریاب و دریاب

که دایم در صدف گوهر نباشد

غنیمت دان و می خور در گلستان

که گل تا هفته ی دیگر نباشد

ایا پر لعل کرده جام زرین!

ببخشا بر کسی کش زر نباشد

بیا ای شیخ و از خمخانه ی ما

شرابی خور که در کوثر نباشد

بشوی اوراق اگر همدرس مایی

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

بار دیگر رسدم جامه سبزی ز بهار
رنگ رخساره نبینی و ندانی ز نهان
چه کنم جز که بگویم سخن عشق عیان

نامه در دست نسیم است لب پنجره آی
منتظر باش که هر آن برسد نامه‌رسان!

باز سرمست و غزلخوان شود آن باد سحر
چون که شد بر سر آن سفره گیسو مهمان

باغ را باد خبر کرد از آن مهمانی
عن‌قریب است که در رقص درآید بستان!

کرده‌ام آنچه که در مذهب ابراهیمی‌ست
برده‌ام عقل به قربانگه عشقش قربان

صبح عید است و نهان از نظر خفته‌دلان
بوسه‌ها بر رخ هر برگ نشاند باران

بار دیگر رسدم جامه سبزی ز بهار
برکنم، برکنم این رخت که پوشانده خزان

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

 

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

سر ها در گريبان است

کسی سر بر نيارد کرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را .

نگه جز پيش پا را ديده نتواند ؛

کهره تاريک و لغزان است .

وگر دست محبت سوی کسی ياری:

به اکراه آورد دست از بغت بيرون ؛

که سرما سخت سوزان است .

نفس کز گرمگاه سينه می آيد برون ؛ ابری شود تاريک ؛

چو ديوار ايستد در پيش چشمانت .

نفس کاين است ؛ پس ديگر چه داری چشم ـ

ز چشم ِ دوستان دور يا نزديک .

سلامت را نخواهند پاسخ گفت ./

 
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 


I dreamed I had an interview with God
در رويا ديدم که با خدا حرف ميزنم

So you would like to interview me? God asked
او از من پرسيد :آيا مايلي از من چيزي بپرسي؟

If you have the time? I said.
گفتم ....اگر وقت داشته باشيد

God smiled. ?My time is eternity.
لبخندي زد و گفت: زمان براي من تا بي نهايت ادامه دارد

What questions do you have in mind for me
چه پرسشي در ذهن تو براي من هست؟

What surprises you most about humankind
پرسيدم: چه چيزي در رفتار انسان ها هست که شما را شگفت زده مي کند

God answered
پاسخ داد:

That they get bored with childhood
آدم ها از بچه بودن خسته مي شوند

they rush to grow up, and then
عجله دارند بزرگ شوند و سپس

long to be children again
آرزو دارند دوباره به دوران کودکي باز گردند

That they lose their health to make money
سلامتي خود را در راه کسب ثروت از دست مي دهند


and then lose their money to restore their health.
و سپس ثروت خود را در راه کسب سلامتي دوباره از صرف مي کنند

That by thinking anxiously about the future
چنان با هيجان به آينده فکر مي کنند

they forget the present
که از حال غافل مي شوند

such that they live in neither the present nor the future
به طوري که نه در حال زندگي مي کنند نه در آينده




we were silent for a while
ما براي لحظاتي سکوت کرديم

And then I asked
سپس من پرسيدم

As a parent, what are some of lifes lessons you want your children to learn
مانند يک پدر کدام درس زندگي را مايل هستي که فرزندانت بياموزند؟

To learn they cannot make anyone love them
پاسخ داد:ياد بگيرند که نميتوانند ديگران را مجبور کنند که دوستشان داشته باشند


All they can do
ولي مي توانند

is let themselves be loved
طوري رفتار کنند که مورد عشق و علاقه ديگران باشند

To learn that it is not good to compare themselves to others
ياد بگيرند که خود را با ديگران مقايسه نکنند

To learn to forgive by practicing forgiveness
ياد بگيرند ...ديگران را ببخشند با عادت کردن به بخشندگي

To learn that it only takes a few seconds to open profound wounds in those they love
ياد بگيرند تنها چند ثانيه طول مي کشد تا زخمي در قلب کسي که دوستش داريد ايجاد کنيد


and it can take many years to heal them
ولي سال ها طول مي کشد تا آن جراحت را التيام بخشيد

To learn that a rich person
ياد بگيرند يک انسان ثروتمند کسي نيست که دارايي زيادي دارد

is not one who has the most,but is one who needs the least
بلکه کسي هست که کمترين نيازوخواسته را دارد

To learn that there are people who love them dearly
ياد بگيرند کساني هستند که آن ها را از صميم قلب دوست دارند

 


but simply have not yet learned how to express or show their feelings
ولي نميدانند چگونه احساس خود را بروز دهند

To learn that two people can
ياد بگيرند وبدانند ..دونفر مي توانند به يک چيز نگاه کنند

look at the same thing and see it differently
ولي برداشت آن ها متفاوت باشد

To learn that it is not enough that they
ياد بگيرند کافي نيست که تنها ديگران را ببخشند

forgive one another, but they must also forgive themselves
بلکه انسان ها بايد قادر به بخشش و عفو خود نيز باشند

 

 
 

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

داد درویشــــــی از سر تمــــهــیــــد


سر قلیــــان خویش را به مــــریـــــد


گفت کز دوزخ ای نـــــکـــو کـــــــردار


قـــــدری آتــــش به روی آن بگــــذار


بگــــرفت و بـــبـــــرد و بـــــــــاز آورد


عقـــــــــد گوهـــــــــر ز درج راز آورد


گــــــــفت در دوزخ هــرچـه گـــردیدم


درکـــات جحیـــــــــــم را دیــــــــــدم


آتـــش و هیــــــزم و ذغــــال نبــــــود


اخگـری بهــــــر اشتــعـــــال نبــــــود


هیــــچ کس آتشــــــی نمی افروخت


ز آتش خویش هر کسی می سوخت

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

نه سیمه که ی سه ردی پاییزی                         چ بی ره حمی چ دل به ردی

سوری گول و سه وزی گولزاران                          ئه به ی تو رو به ره نگ زه ردی

                                       ئیتر نا پرسی به م کاره

                                        هه زاران دل برینداره

 به نه غمه شاد و مه ستانه ی                           هه زاران سوبح و شه و بولبول

سه فا ی هینا وه بو گولشه ن                            له ده وری ئاریزی سونبول ( سور گول )

                                     ئه تو پاییز گولت ژاکاند   

                                 به جه ورت بولبولت توراند

مه چوره ( مه شوره ) سا لا په ره ی سوری               گولاله ی گه ش ، تو هه وری ره ش

مه که دیوانه بولبول ئه تو                                     به یه کجاری له ژین بی به ش

                                     ده پاییز به سیه ئازارت

                                    خودایا کوانی به هارت ؟

 

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 


 

عشق

http://marshal-modern.ir/Archive/12021.aspx

سوگ

http://marshal-modern.ir/Archive/12022.aspx

معصومیت

http://marshal-modern.ir/Archive/12023.aspx

جدایی

http://marshal-modern.ir/Archive/12024.aspx

شفقت

http://marshal-modern.ir/Archive/12025.aspx

دوستی

http://marshal-modern.ir/Archive/12026.aspx

شکیبایی 

http://marshal-modern.ir/Archive/12027.aspx


غربت 

http://marshal-modern.ir/Archive/12028.aspx


نجات

 

http://marshal-modern.ir/Archive/12029.aspx


بهترین دوستها 

http://marshal-modern.ir/Archive/12030.aspx

خدایی 

http://marshal-modern.ir/Archive/12031.aspx


 

 

حرفای قشنگ...

 

قاب عکستو زدم بجای ساعت دیواری ،از اون به بعد تو شدی تمام لحظه هام...

 

دلتنگی همیشه از ندیدن نیست،لحظه های دیدار با همه زیبایی گاه پر از دلتنگی ست که مبادا دیدار شیرین امروز خاطره تلخ فردا باشد...


 

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

یادت نره

بزرگترين افسوس آدم اين است:

"مي خواهد اما نمي تواند، و به ياد مي آورد روزي را که مي توانست اما نخواست."



بزرگترین لذت در زندگی ، انجام کاریست ، که دیگران میگویند" نمیتوانی انجام بدهی " . . .

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

این شعر هم تقدیم به بعضی ها که خیلی بی معرفتن خودشون هم میدونن:

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفاییدوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادمای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانهآن نه خالست و زنخدان و سر زلف پریشانپرده بردار که بیگانه خود این روی نبیندحلقه بر در نتوانم زدن از دست رقیبانعشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامتروز صحرا و سماعست و لب جوی و تماشاگفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویمشمع را باید از این خانه به دربردن و کشتنسعدی آن نیست که هرگز ز کمندت بگریزدخلق گویند برو دل به هوای دگری ده عهد نابستن از آن به که ببندی و نپاییباید اول به تو گفتن که چنین خوب چراییما کجاییم در این بحر تفکر تو کجاییکه دل اهل نظر برد که سریست خداییتو بزرگی و در آیینه کوچک ننماییاین توانم که بیایم به محلت به گداییهمه سهلست تحمل نکنم بار جداییدر همه شهر دلی نیست که دیگر برباییچه بگویم که غم از دل برود چون تو بیاییتا به همسایه نگوید که تو در خانه ماییکه بدانست که دربند تو خوشتر که رهایینکنم خاصه در ایام اتابک دو هوایی

 

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

 
 

امســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــال هـــــفت سین را هفت ســــــــــــــــــــــــنگ چیده ام

خداوندا ...
در آغاز طلوع سالی که می آید کمک کن تا رها سازم ز خود :
من کوله بار یک هزار و سیصد و افسوس
هزار و سیصد و اندوه
.
خدایا مهربانم کن
تو چشمان مرا با نور خود بگشا
بفهمان زندگی زیباست
تو نیکی پیشه ام فرما
خداوندا برای مردمان خوب این وادی . عطا فرما,. هزار امید
هزار و سیصد آگاهی
هزار و سیصد و هشتاد پیروزی
هزار و سیصد و هشتاد و نه لبخند زیبا را !

امسال هم  دوباره میگویم مثل هر سال

که:

***
يا مقلب القلوب والابصار
يا مدبر الليل والنهار
يا محول الحول والاحوال
حول حالنا الي احسن الحال

خدايا...
من با ارزش ترين
نديده ي زندگي ام را
در كف دستانم مي گذارم
و از تو مي خواهم
تن اين بنده ي حقير را
بپذيري و مرا به بي نهايت بودنت برساني
خدايا
من به آنچه كه در كف دستانم هست دلبند نيستم
من به تو دلتنگم
ز تو مي نالم
و مي بارم
من به تو محتاجم
..............................

پی نوشت:هفت سین من کامل است ، فقط دستهای تو را کم دارد خدا جونم

پی نوشت:اميدوارم درخت آرزوهاتون به شکوفه بشينه و عطر آمين نفس فرشته ها به برق نگاه تک تک آرزوهاتون گير کنه و به اونچه که براش بي خوابي مي کشيد برسيد .

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

از چه بنويسم ؟

انبوه واژه ها در برابر ديدگانم رژه مي روند . انبوه کلمات ، دسته هاي جمله ،جمله هاي ديگران ، حرف هاي من و اين ترديد نفرين شده ، اين ترديد مردد ، اين ترديد مزاحم که نمي گذارد دست هايم را در تل کلمات فرو ببرم و واژه هاي دلخواهم را از ميانشان پيدا کنم ، کنار هم بگذارم و بنويسم .

بنويسم ؟

از چه بنويسم ؟ نوشتني ها را نوشته ام کلمات ديگر توان و تحمل باقي حرف ها را ندارند .

نه ، نه ، تقصير ترديد نيست . تقصير اين درون آشفته ي من است . مشکل وجود سياه نفرين شده ي بد سرشت من است .

ديده هر قدر هم که زيبا ببيند ، ذهن هر قدر که اميد تلقين کند . اما اين دل است که تا نخواهد رام شود ، رام نمي شود و اگر هم بخواهد ، هرگز نمي خواهد .

خسته شده ام از اين نمايش پوچ و خالي دروغين ، از اين همه نقاب . از رنگ ها خسته شده ام ، از آدم ها ، از خنده هاي چرکين و دروغين لب هاي چروکيده خسته شده ام .

سرم درد مي کند . بغض راه نفسم را گرفته است .

و چاره اش ...

چيزي که هزار بار در حسرتش ساعت ها گريسته ام : شانه هاي مهرباني که تکيه گاه پيشاني پر چين و چروکم باشد ، دست هايي که در انبوه گريه هايم غرق باشد ، لب هايي که چروک نباشد ، ...

 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 

من هنوز کهنه ام....

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

دیشب بود

رها از هر چه بود گام می زدم

یادم می آید بهار را تنفس کردم

باد را

مرطوب را

درخت را

اما اکنون

انگار از خاطرم تمام هر آنچه تنفس کرده بودم رها شده

و بال در بال بی خبری از حضورم پرکشیده

نمی دانم این دایره ی تو در تو چیست که سالهاست مرا رها نمی کند

سال می آید

می رود

کهنه می شود

و باز نو می شود

اما من هنوز کهنه ام

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

پی نوشت:از خودم متنفرم.....

 

کاش امشب اخرین شب زندگی ام باشه....

اگر نبود از فردا  فرد دیگری خواهم شد

به خودم شک ندارم

 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 

این همه عجله برای چیست ؟

این همه عجله برای چیست ؟عجله برای چه

      شما هرگز با این روش کاری از پیش نمی برید .

      برای رسیدن به چه چیز رقابت می کنید ؟

     هر فعالیتی که درگیرش می شوید تنها یک هدف دارد .

     بــرای ایــن اســـت که لحظه ای به شمـــــا شـــــــــــــادی بدهد .

     سبکبــــــار باشید .

    بیشتـــــــر بـخـنــــــــــــــــــدیــــــــــــــــــــــــــــــــــد .

   بیشتــــــــــــــــر سپاسگـــــــزار باشیــــــــد.

  همـــــــــــــــــــــــــــــه چیــــــــــــــــــــــــــــــــز خــــــــــــــــــــــــــــــوب اســـــــــت.

                                                                      آبراهام هیکس

 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

انگار با من از همه کس آشناتری

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

 

در امتداد نگاه تو
لحظه های انتظار شکسته می شود
و بغض تنهایی من
مغلوب وجود تو می شود

انگار با من از همه کس آشناتری


وقتی اضطراب دو چشم سیاهم

ناخن هایت را می جود !

لازم نیست ماه بالای بامت باشم

یا دکمه پیراهنت !

من ترا لحظه به لحظه از حفظ می نویسم

و سر انگشتان کبودم را

در یک ترانه آشنا به دیارت پر می دهم

( انگار با من از همه کس آشناتری از هر صدای خوب برایم صداتری

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

جون به جون مردا کنی همین هستن!!!!

میدونید چرا آقایون دارای وجدان پاکی هستند؟
 



چون هیچ گاه از این وجدان استفاده نمیکنند
 



میگن به یک مرد با مغز نصفه میگن باهوش 



جالب اینجاست فقط یک مرد میتونه یک ماشین 5 میلیون تومانی بخرد و 8 میلیون تومان سیستم بهش نصب کنه 



اما آیا میدونید تفاوتهای مردان و زنان در موقعیت های مختلف چیه ؟

در سالگرد ازدواج :
 

زن : عزیزم امیدوارم همیشه عاشق بمونیم و شمع زندگیمون روشن باشه 

مرد : عزیزم کیک رو بیار بخوریم ، شام چی داریم؟ الو الو الو ... 

در روز زن : 

زن : عزیزم مهم نیست چه هدیه ای برام خریدی مهم اینه که پیش تو باشم 

مرد : خوشحالم با تو هستم ، شام چی داریم ؟ الو الو الو ... 

روز مرد : 

زن : عزیزم این هدیه برای تو و با تمام عشق نثار تو میکنم ، ببخش اگه که 

مرد : شام چی داریم ؟ الو الو الو ...
 

بعد از 60 سال زندگی سر پیری : 

زن : عزیزم یادته ؟ بدون که بعد از این همه مدت هنوز عاشقتم و بدون تو مرگ رو بیشتر دوست دارم 

مرد : عجب کیکی بودا ، شام چی داریم ؟ الو الو الو ... 

2 ثانیه قبل از مرگ : 

زن : عزیزم ، منو تنها نذار ، عاشقتم ، خیلی دوست دارم
 

مرد: گشنمه
 

وصیت نامه مرد و زن : 

زن : مرا ببخشید و کاش میتوانستم دوباره باشم تا از همه بخوام منو ببخشند 

مرد : شام قرمه سبزی بدید
 



 

 

حقیقت تلخه؟!!

حقیقت اینه.....

حقیقت اینه که کره زمین هر چقدر روبه گرما میره آدماش روبه سردی و یخی!

حقیقت اینه اگه دلت بگیره کسی رو نداری باهاش درد و دل کنی

حقیقت اینه خیلی ها دوست دارن با هم باشن تا به چیزی برسن (منافع شخصی)

حقیقت اینه که می ترسیم از قرار گرفتن روبه هم!

حقیقت اینه که به حق خودمون راضی نیستیم!

حقیقت اینه که زود قضاوت می کنیم!

حقیقت اینه که خوب به هم از پشت خنجر میزنیم ! (دست بزنمون خوبه)

حقیقت اینه که دوستی امانتیست نزد من و شما که به رسم خیانت در امانت خوب پایبندیم!

حقیقت اینه که پیش ما ظاهرمهم تر از درون ماست!

حقیقت اینه که واسه بالا رفتنمون خوب دیگری رو به زیر می گشیم!

حقیقت اینه که خیلی خودخواهیم ، نه؟!

حقیقت اینه که اگه یه گوشه جون بدی هم کسی دستتو نمیگیره . چرا؟.......

حقیقت های تلخ تر و شیرین تری هم وجود داره که شاید نشه گفت ......

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<< >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

دلک مونده و روندم شده بازیچه هردست         دیگه باورش نمیشه که هنوزم هست و زندست

تو نموندی مونده یادت که برام موند یادگاری      دارم از نفس می افتم از دلم خبر نداری

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

 

عشق

مرا،کز عشق به ناید شعاری                        مبادا تازیم جز عشق کاری

فلک جز عشق محرابی ندارد                        جهان بی خاک عشق آبی ندارد

غلام عشق شو,کاندیشه این است                همه صاحبدلان را پیشه این است

جهان عشق است و دیگر زرق سازی            همه بازی است،الا عشقبازی

اگر بی عشق بودی جان عالم                       که بودی زنده در دوران عالم؟

کسی کز عشق خالی شد فسرده است       گرش صدجان بود بی عشق مرده است

اگر خود عشق هیچ افسون نداند                   نه از سودای خویشت وارهاند؟

زسوز عشق بهتر در جهان چیست؟                که بی او گل نخندید،ابر نگریست

اگر عشق اوفتد در سینه ی سنگ                 به معشوقی زند در گوهری چنگ

 

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

دو تا عکس از خودم  و فاطمه تقدیم به شما!!


 

اکنون که می نویسم از تمام شب های تنهایی ام تنها ترم

از تمام دلتنگی ها دلتنگ ترم

هم چون روز روشن بر من هویداست که در مسیر زندگی ات روانه خواهی شد

و شاید هیچ گاه من در خاطرت نمانم

و من بی شک هر جا که باشم نشانی از تو دارم

که با تو بودن را برایم زنده می کند

تو می روی ومن با لبخند بدرقه ات می کنم

من می مانم و کوله باری ازاحساس تنهایی

می مانم

باز هم مثل همیشه

اما می دانم

در تنهایی هم

با من هستی

 
 
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

 
ای عشق من چه زيباست به خاطر تو زيستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن.
آنروز که مهمان قلبم شدی ، خوب به ياد دارم ، روزي كه با خود گُفتم كسي را يافته ام كه ديگر از دست نخواهم داد.
روزي كه اميد ها و آرزوهاي فراواني از خاطرم مي گذشت...
و آنروز كه چشمانم با چشمان تو ديدار كرد ، دانستم ، دير زمانيست كه مي شناسمت...
روزي كه تورا ديدم با خود گفتم كه يگانه ي خويش را يافتي پس ديوانه وار عاشقش باش ، عزيز بدارش و تا سرحد مرگ دوستش داشته باش ..... يادم هست آن هنگام كه عاشقت شدم باخود پيمان بستم كه ديگر در نگاه هيچ كسي كه تمناي مهر و توجه دارد ، نگاهي نكنم ، پيمان بستم كه تنها نگاه عاشقم را وقف چشمان زيبا و سيماي دلرُباي تو كنم تا فردا روزي پشيمان نباشم ... پشيمان نباشم كه چرا آنگونه كه لايقش بودي دوستت نداشتم ، پشيمان نباشم كه چرا عشقم را ابراز نكردم ، عمل نكردم به آنچه مي گويم تا اثباتي باشد بر حرفهاي عاشقانه ام ...
واينك نيز ، همچنان ، بر عهد خود وفادارم و پيماني دوباره مي بندم كه خورشيد نگاهم بر هيچ افق ديگري جز وجود تو طلوع نكند و بر هيچ كس جز تونتابد ... عشقم را در سينه پنهان و قلبم را از هركس مخفي خواهم كرد تا دور از چشمانت كسي آندو را از من نگيرد . و اينك بر بُلنداي قله ي عشق و صداقت نام تورا فرياد مي كنم ،
اميدوارانه نامت را مي خوانم و اميدوارم كه مرور زمان ذره اي از عشقت در من نكاهد و گذر ثانيه ها ،افزاينده ي مهر و محبتم به تو باشد . مي خواستم زيباترين كلام را به ياري بگيرم ، تا صميمانه ترين عشق ها را تقديمت كنم ، ذهنم ياري نكرد . پنداشتم كه ساده نوشتن چون ساده زيستن زيباست ،
پس ساده و بي تكلف مي گويم : دوستت دارم
 
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

 
 
 
هیچ وقت دل به کسی نبند چون:

این دنیا اینقدر کوچیکه که توش

دوتادل کنار هم جا نمی شن

ولی اگه دل بستی هیچ وقت ازش

جدا نشو.چون:

این دنیا اینقدر بزرگ که هیچ وقت پیداش نمی کنی.

""""::::"""":::::""""::::"""":::::""""::::""""":::::

 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

 

هر روز درفکر تو هستم

گرچه آن قدر که می خواهم

به تو نامه نمی نویسم

یا زنگ نمی زنم

هر روز

درفکر تو هستم

گاه در فکر

خاطره ای که با تو داشته ام

وگاه در رویاهایم

برای تو

آنچه برایم رخ داده را تعریف می کنم

مهم نیست

به چه فکر می کنم

هر روز برایت نامه می نویسم

یا به تو زنگ می زنم

ودلم برایت تنگ می شود

 

                    http://mohammad20.persiangig.com/liliputboy/picture/Sevior&sevmior.jpg 

 

                                   بهترین من دوست دارم

 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

 
 
 
وقتی بارون نگاهت رو به نگاهم ریختی؛‌دلم زنده شد.

وقتی با دلت قدم به دلم گذاشتی؛ زلزله‌ی شدیدی رو توی دلم حس کردم .

 وقتی اومدی؛ تموم تنهاییهام رو با خودت بردی.

از همون اول می دونستم اومدی که توی قلبم بمونی..... برای همیشه

 پس ای نازنین !

‌ای تنها مونس !

ای عشق :

                           بمون تا بتونم بمونم .

بی نهایت دوست دارم.

 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

 
 
 
هرجا بودی یادت نره یه عاشقی به یادته
دو چشم منتظر به در همیشه چشم به راهته
هرجا بودی یادت نره یه بیت جا مونده داری
یه هنجره پر از غزل تو غیبتت تو ساکته
تو ای عزیز هرجا بودی طنین این صدا بودی
برای زنده بودنم نفس بودی هوا بودی
قدم قدم تو جاده ها دلیل رفتنم شدی
تو خود تنم شدی حتی اگه جدا بودی
هرجا بودی یادت نره یه عاشقی به یادته
دو چشم منتظر به در همیشه چشم به راهته
فقط خیال ناز توست که این سکوت رو میشکنه
دست نجیب تو فقط تار دلم رو میزنه
هرجا بودی یادت نره دلم اسیر خواستنه
وقتی نباشی کاره من روز و شب رو شمردنه

 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

 
 
 
رودها در جاری شدن
و علف ها در سبز شدن معنی پیدا می کنند
کوه ها با قله ها
و دریاها با موجها زندگی پیدا می کنند
وانسان ها
همه ي انسان ها
با عشق، فقط با عشق
پس بار خدایا بر من رحم کن
بر من که می دانم ناتوانم رحم کن
باشد که خانه ای نداشته باشم
باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم
اما نباشد، هرگز نباشد
که در قلبم عشق نباشد، هرگز نباشد
 
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

 
 

لبخند که می زنی

پر می شوم از بهانه های خواستنت

پر می شوم از طنین خوش صدای نفسهایت

و زمزمه های درگوشی

لبخند که می زنی

بی آنکه بفهمم چگونه

پرواز می کنم

تا افق های طلایی رنگ دستانت

و گرمای وجود نازنینت

مرا به تمام آرزوهای قشنگم می رساند

لبخند که میزنی

ترانه های با هم بودن را

از بر می خوانم  و

با آهنگ قدمهایت می رقصم

و سرمست از عشقی که

از چشمان مهربانت جاریست

به تمام خوبی ها سلام می کنم

لبخند که میزنی

خالی میشوم از همه دلتنگی هایم

و شیشه های غبار آلود پنجره اتاقم

دور دستها را به روشنی آفتاب

 پیش چشمانم می گستراند

پس ای آشنای چشمان و دستانم

لبخند بزن

پرم کن از هوس آبتنی

 در دریای چشمان بی کرانت

و غرق شدن در وسعت آغوش ساده ات

لبخند بزن و

بیقراری ها را به خانه چشمانم دعوت کن

و هر چه کلام عاشقانه است

از لابلای نوشته های پر بهانه ام بدزد

این روزها دنبال بهانه ام برای بیشتر عاشق شدن

پس لبخند بزن به تمام دلخوشی های ساده ای که

تمام لحظات پرالتهاب مرا مال خود کرده

و روزهای مرا می سازد

این بار برای من بخند

که زندگی با لبخند تو

روی خوش به من نشان می دهد

 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 
 

 
 

خدايا تنها تو ميداني که در دل کوچک آسمانت چه ميگذرد.تنها تو هر شب به درددلهاي ناتمامم گوش سپرده اي.تنها تو در دل تاريک شب ستاره هاي اشکم را ديده اي که سوسو ميزنند.مهربان من!چقدر دلم برايت تنگ شده است.براي آغوش پرمهرت که هميشه هست و من گاهي فراموشش ميکنم.خدايا تنها تو ميداني که چقدر دوستش دارم،چقدر برايش دلتنگم.دعايم را برايش اجابت کن.خدايا او خوشبخت و شاد باشد،من ديگر از تو هيچ نميخواهم
هيچ نميخواهم جز اينکه براي هميشه در آغوش تو آرام بگيرم خوشبختي اورا نظاره کنم.

 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

 
 

يك نفر ..... يك جايي..... تمام روياهاش لبخند توست

  زماني كه به تو فكر مي‌كنه احساس مي‌كنه كه زندگي واقعا با ارزشه

 پس هرگاه احساس تنهايي كردي اين حقيقت رو به خاطر داشته باش

که يك نفر ..... يك جايي..... در حال فكر كردن به توست

 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

 
 
 

دلتنگت هستم...

و این خط غریب...

و این چشمان خسته...

و این دست های مهربان...

عجیب بیقراری میکنند...

عجیب دلتنگت هستم و میدانم که اگر لبخند بر لبهای تو بدرخشد...

قدم هایم پرواز می آموزند...

و دلتنگ تر میشوم...

از این انتظار فرسوده کننده

                                   که

                                                           گریزی ندارد...!

تنها مانده ام و غریبانه

خاطرات مکررمان را دوره می کنم...

و به یاد می آورم که

شیرینی بودنت را نباید فراموش کنم...

از تو چه پنهان خوب من:

من جز تــــــــــــــــــــــــــــــــــــو همه چیز را فراموش كردم...

د...ل....ت....ن.....گ....ت....م....ع....ز....ی....ز....م

ف.....ا.....ط.....م.....ه.....ج.....ا.....ن

 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

 
 
 

تحمل کردن زيباست اگر قرار باشد روزي به تو برسم

انتظار آسان است اگر قرار باشد دوباره تو را ببينم

زندگي شيرين است اگر قرار باشد مزه ي دستان تو را بچشم

مشکلات حل مي شود اگر قرار باشد روزي به پاي تو بميرم

اشک ها همه به لبخند تبديل مي شود اگر قرار باشد تو را يک بار ببوسم

و لبخند ها دوباره به اشک فقط اگر ببينم خيال رفتن داري

اما بدان دوستت دارم از پشت اين همه فاصله از پشت اين همه حرف...بدان عزیزم

 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

 
 
من وتو یعنی عشق

بیا در میان عاشقان بهترین باشیم ، ما می توانیم عاشقترین باشیم... 

 من و تو یعنی عشق ، عشق یعنی ما ، ما یعنی یک دنیا خوشبختی!

 تو یعنی بهترین ، زیباترین ، عاشقترین ، لایق ترین....

 تو یعنی برای من ، برای قلبم ، تا ابد و برای همیشه...

 تو یعنی اسیر ، یک اسیر در این قلب بی طاقت...

 من و تو با هم یعنی یک قصه بی پایان...

 من برای تو ، تو برای من ، ما برای هم ، چقدر قشنگ است این عشق من و تو....

 تو گل من ، من باغبان تو ، تو دریای من ، من ساحل تو ....

 تو طلوع من ، من وجود تو ، تو نفس من ، من هوای تو....

 تو باران من ، من سرپناه تو ، تو مهتاب من ، من آسمان تو...

 تو اسیری در قلبم ، خیلی عزیزی برایم ، باور کنی ، باور نکنی برایت میمیرم!

 بیا در میان عاشقان دیوانه ترین باشیم ، ما می توانیم برترین باشیم....

 تو دنیای من ، من دیوانه تو ، تو بمان تا بگویم همه زندگی ام فدای تو....

 من و تو در میان عاشقان عاشقترینم ، من و تو از عشق بالاترینیم....

 عشق بدون تو عشق نیست ، این زندگی بدون تو زیبا نیست....

 با تو شادم ، بی تو پریشانم ، با من بمان تا همیشه لبخند عشق بر روی لبانم باشد...

زیباترین لحظه زندگی ام با تو ، قشنگترین خاطره هایم در کنار تو ، زندگی ام ، عشقو, نفسم فقط تو!

 اینهمه احساس عاشقانه تقدیم به تو ، این قلب کوچک و بی طاقتم فدای تو ، یک دنیا 

 عشق و محبت برای تو ، یک کلام پرمحبت دوستت دارم عزیزم از طرف عشق تو..
 
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 

 
 

نمیدانی با دلم چه کردی ، تو مرا عاشق خودت کردی ...

نمیدانی در دلم چه غوغایی است ، دلم لحظه به لحظه با تو است....

شب ها را به عشق تو میخوابم تا سحر با یادت بیدار شوم ...

اگر یاد تو نبود ، حال من از تنهایی گرفته بود ،

اگر تو نبودی ، دلم به چه کسی خوش بود!

دلم به تو خوش است ، که تو هستی و دلم در پی تو است ....

این روزها کار من بی تابیست ،

دلم به رنگ آسمانیست که در گذشته همیشه ابری بود ،

اینک دلم به رنگ آبی آسمانیست!

اگر تو نبودی ، بیخیال این زندگی میشدم ، با عشق بیگانه میشدم ،

با تنهایی هم آشیانه میشدم ، هر شب با اشکهایم همنشین میشدم ...

اگر تو نبودی دلم به چه کسی خوش بود ،  

حالا تو هستی و تنها دلم به بودنت خوش است!

هیچکس نمیتواند جای تو را در قلبم بگیرد،  

گرچه دلهای بیگانه در پی دل من هستند ،

اما هیچکس نمیتواند جز تو ، قلب مرا در اختیار بگیرد...

با من باش ، مرا دوست داشته باش ، من بازیچه نیستم ،  

قلب من مال تو است ، دلم درگیر دل تو است ،

نامت برای همیشه در قلبم حک شده است!

تو با من چه کردی ، دلم را با حضورت گرم گرم کردی ،

نامت را همراه با عشق در دفتر دلم تا ابد ثبت کردی... 

 

 

 

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

 
 

دلم برات تنگ شده ...

 اما من میتونم این دوری رو تحمل كنم ...

به فاصله ها فكر نمیكنم ... میدونی چرا ؟ ؟ آخه جای

 نگاهت رو نگاهم مونده ... هنوز عطر دستات رو از دستام میتونم

 استشمام كنم ... رد احساست روی دلم جا مونده ... حالا چطور بگم تنهام ؟ ؟

 چطور بگم تو نیستی ؟ ؟ چطور بگم با من نیستی ؟ ؟ آره! خودت میدونی همیشه با منی ...

 میدونی كه تو ، توی لحظه لحظه های من جاری هستی ... آخه توی قلب منی ...برای همینه

 كه همیشه بامنی ... برای همینه كه حتی یه لحظه هم ازم دور نیستی ...برای همینه

كه میتونم دوریت رو تحمل كنم ... صدای مهربونت رو میشنوم ...و آخر همهء اینها ...

به یه چیز میرسم ... به عشق و به تو ... اونوقت دلتنگیم بر طرف میشه ...

 اونوقت تو رو نزدیكتر از همیشه حس میكنم ... اونوقت دیگه تنها

نیستم . حالا من این تنهایی رو خیلی خیلی دوسش دارم..

به این تنهایی دل بستم...حالا میدونم كه این تنهایی

خالی نیست ... پر از یاد عشقه .. پر از اشكهای

 گرم عاشقونه  ... اما با این

 همه من ... من ...

 

دلم برات تنگ شده

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 
 

 
 

آسمون دلم گرفته، تو ببار منم می بارم

روزگار تا کی جدایی؟ من دیگه طاقت ندارم

 

همیشه دلخوش اینم، تو میای دوری می میره

خوب می دونی وقتی نیستی گرد غم رو دل می شینه

 

زمونه آه دل من نذا پاگیر تو باشه

خط بزن خاطره ها رو دلم از غصه رها شه

 

بسه این همه جدایی، کم بیار تا کم بیارم

اگه اون پیشم بمونه، هستیمو به پاش می ذارم

 

هر چی می کشم از جداییه،‌ دلگیرم از زمونه

قصه ی قلب خسته مو،‌فقط خدا می دونه

 

دنیای من بدون تو،‌ جهنم و سیاهه

آرزوهای رنگیمم بدون تو تباهه

 

هر چی می کشم از جداییه

هر چی می کشم از جداییه

 

آسمون خستگیامو از رو شونه هام تو بردار

یه بارم تو مرهمی باش واسه دردم واسه غم هام

 

آسمون اشکای چشمام مث بارون بهاره

می دونم همین جدایی روز مرگمو میاره

 

آسمون غصه و غم هاش تو دل من خونه کرده

به خدا همین نبودش دلمو دیوونه کرده

 

روزای سخت نبودش هر نفس میده عذابم

یه بارم واسه یه لحظه نمیای حتی تو خوابم

 

هر چی می کشم از جداییه،‌ دلگیرم از زمونه

قصه ی قلب خسته مو،‌فقط خدا می دونه

 

دنیای من بدون تو،‌ جهنم و سیاهه

آرزوهای رنگیمم بدون تو تباهه

 

هر چی می کشم از جداییه

هر چی می کشم از جداییه

هر چی می کشم از جداییه

هر چی می کشم از جداییه

 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 

 
 

زندگی را عشق زيبا می کند

بندگی را عشق معنا می کند

 

عشق محزون می کند قلب تورا

عشق هادی می شود عقل تورا

 

عشق باشد هستيت گلگون تر است

عشق باشد روح تو رنگين تر است

 

عشق ليلی را چو مجنون می کند

عشق هستی را دگرگون می کند

 

عشق تو هست تو را معنا کند

عشق تو در جان تو غوغا کند

 

عشق من تنهاترين عشق خداست

عشق من مهجور از دنيای ماست

 

عشق من غصه مخور دل بد مکن

گر چه بی معناست غمگينم مکن

 

عشق من روح مرا درياب تو

عشق من عمر مرا برتاب تو

 

دل رها شد ديده بی سو می رود

ذهن من بی جان شد و جان می رود

 

بی تو اما ضامن دشت آهوان

آهويی تنهای تنها می رود

 

گر رها سازی مرا فانی شوم

مثل من با من کنی گم می شوم

 

زندگی نبض نگاه خسته ای است

بندگی زيباترين دلبستگی است

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 
 

    اگه تو مال من بودي دنيا يه رنگ ديگه داشت

             ميشد با هر نگاه تو، تو آسمون ستاره داشت

             اگه تو مال من بودي،انقدر غريب نميشدم

             من چي ميخواستم از خدا ديگه اگه پيشت بودم

              اگه تو مال من بودي چشام به چشمات پل ميداشت

              تنگ بلور آرزو مثل حالا ترك نداشت

              اگه تو مال من بودي جهنمم بهشت ميشد

               قصه ي عشق ما دو تا عبرت سرنوشت ميشد

               اگه تو مال من بودي برگا تو پاييز نمي ريخت

              شمعي كه پروانه داره اشك غم انگيز نمي ريخت

               اگه تو مال من بودي ميذاشتمت روی چشام

               بارون ميخواستي مي باريد ابر سپيد گريه هام

              اگه تو مال من بودي دنيا يه رنگ ديگه داشت

              ميشد با هر نگاه تو، تو آسمون ستاره داشت

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 
 

 
 

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم
دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت
بنشینم سر رو شانه هایت بگذارم....از عشق تو.....از داشتن
تو...اشک شوق ریزم منتظر لحظه ی زیبا که تو را در آغوش
بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام
وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم اری من تو را دوست دارم
و عاشقانه تو را می ستایم .

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

 
 

آمدم تا عاشقانه در کنار تو بمانم ، تا برای تو بمیرم ، مهربان من !

آمدم ای نازنینم تا به جبران گذشته ، سر ز پایت بر نگیرم ، همزبان من !

آمدم تا آن که باشم تکیه گاه خستگی هات ، ای گل نیلوفر من !

تا سحرگاهان بپیچد عطر گرم بازوانت در حریم بستر من ، مهربان من !

بر دو چشم من نگا کن ، تو منو از من جدا کن ، با محبت آشنا کن

ترک آن افسانه ها کن ، مهربانی را صدا کن ، این تو و من را رها کن ، نازنینم

تو منو از نو بنا کن ! 

  

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

 
 
 
يادم باشه که هيچکس رو اميدوار نکنم بعد يکدفعه رهاش کنم چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره . يادم باشه که قلبم رو هميشه لطيف نگه دارم تا کسي که به من تکيه کرده سرش درد نگيره . يادم باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذارم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادم باشه اگه کسي دوستم داشت بهش نگم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيرم....شايد سالها بعد در گذر جاده ها بي تفاوت از کنار هم بگذريم وبگوييم اين غريبه چقدر شبيه خاطراتم بود...

 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

 
 
 
با هر زبان

هر لحظه تکرار می کنم

"دوستت دارم "را

خواه بدانی خواه نه...

خواه بخواهی خواه نه...

بی یادت نخواهم زیست

هرگز...

 

 

 

نام كسي كه يادش در بهار من ، نامش در انديشه من ، عشقش در قلب من ، كلامش در دفتر من ، ديدارش آرزوي من است

be name kasi ke yadash dar bahare man, namash dar andishe man , eshghash dar ghalbe man , kalamash dar daftare man
va didarash arezooye man ast...

زندگي حكمت اوست...زندگي دفتري از خاطره هاست...چند برگي را تو ورق خواهي زد...ما بقي را قسمت
...

zendegi hekmate oost
zendegi dafrati az khatere hast ...
chand bargi ra to varagh khahi zad ...
mabaghii ra ghesmat ...
وقتي تنهاييم دنبال يك
دوست مي گرديم، وقتي پيداش كرديم دنبال عيب هاش مي گرديم
وقتي از دستش داديم دنبال خاطره هاش مي گرديم...و باز تنهاييم ...

vaghti tanhaeen donbale yek dost migardim
vaghti peidash kardim donbale eybash migardim
vaghti az dastesh dadim donbale khatere hash
va baz tanhaeem...
هميشه
گورستاني در قلبت براي خاكسپاري خطاي دوستانت بساز

hamishe goorestani dar ghalbat baraye khak separie khatayr doostanat besaz
براي داشتن چيزي كه تا به حال نداشتي
كسي باش كه تا به حال نبودي




baraye dashtane chizi ke ta be hal nadashti bayad kasi bashi ke ta be hal naboodi
هرگاه شادم ياد تو غمگينيم مي كند. هرگاه غمگينيم ياد تو شادم مي كند
پس هر دو را دوست دارم چون حكايت از تو مي كند
...

hargah shadam yade to ghamginam mikonad, hargah ghamginam yade to shadam mikonad
pas har 2 ra dost daram chon az to hekayat mikonad

غم هايت را بر روي شن بنويس تا باد آن را با خود ببرد
شاديهايت را بر روي سنگ بنويس تا براي هميشه باقي بماند
...

ham hayat ra bar rooye shen benevis ta bad anha ra ba khod bebarad
shadi hayat ra bar rooye sang benevis ta baraye hamishe baghi bemad

داشتم اشك هايم را روي نامه اي عاشقانه با قطره چكان جعل مي كردم ، خاطرم آمد شايد دلتنگ خنده هايم باشي
ببخش اگر اين روز ها عشق با گريستن اثبات مي شود
...

dashtam ashk hayam ra rooye namei ba ghatre chekan jal mikardam
khateram amad shayad deltange khande hayam bashi
bebakhsh agar in rooz ha eshgh ba gristan esbat mishavad

عشق درد سري است كه بايد براي فراموش كردن ان عشق تازه اي را پيدا كرد




eshgh darde sari ast ke bayad baraye faramoosh kardane an eshghe tazei ra peida kard

چشم هايت وقتي دروغ مي گويي زيبا تر مي شوند
اگر مي خواهي زيبا ترين باشي هميشه به من بگو دوستت دارم
....


chesh hayat vaghti dorogh migooi ziba tar mishavand
agar mikhahi ziba tarin bashi hamishe be man begoo dostat daram

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

چند روزی که در یکی از اتاق های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در

تخت روبروی من مناقشه ی بی پایانی را ادامه می دادند. زن می خواست از

بیمارستان مرخص شود و شوهرش می خواست او همان جا بماند.


از حرف های پرستارها متوجه شدم که زن یک تومور دارد و حالش بسیار وخیم است.در بین مناقشه این دو نفر کم کم با وضیعت زندگی آنها آشنا شدم.

یک خانواده روستائی ساده بودند با دو بچه. دختری که سال گذشته وارد دانشگاه شده و یک پسر که در دبیرستان درس می خواند و تمام ثروتشان یک

مزرعه کوچک، شش گوسفند و یک گاو است. در راهروی بیمارستان یک تلفن همگانی بود و هر شب مرد از این تلفن به خانه شان زنگ می زد.

صدای مرد خیلی بلند بود و با آن که در اتاق بیماران بسته بود، اما صدایش به وضوح شنیده می شد. موضوع همیشگی مکالمه تلفنی مرد با پسرش هیچ

فرقی نمی کرد :گاو و گوسفند ها را برای چرا بردید؟ وقتی بیرون می روید، یادتان نرود در خانه را ببندید. درس ها چطور است؟ نگران ما نباشید. حال

مادر دارد بهتر می شود. بزودی برمی گردیم…


چند روز بعد پزشک ها اتاق عمل را برای انجام عمل جراحی زن آماده کردند. زن

پیش از آنکه وارد اتاق عمل شود ناگهان دست مرد را گرفت و درحالی که گریه می

کرد گفت: « اگر برنگشتم، مواظب خودت و بچه ها باش.» مرد با لحنی مطمئن و

دلداری دهنده حرفش را قطع کرد و گفت: «این قدر پرچانگی نکن.» اما من ا

حساس کردم که چهره اش کمی درهم رفت. بعد از گذشت ده ساعت که

زیرسیگاری جلوی مرد پر از ته سیگار شده بود، پرستاران، زن بی حس و حرکت را به اتاق رساندند. عمل جراحی با موفقیت انجام شده بود. مرد از خوشحالی سر از

پا نمی شناخت و وقتی همه چیز روبراه شد، بیرون رفت و شب دیروقت به

بیمارستان برگشت. مرد آن شب مثل شب های گذشته به خانه زنگ نزد. فقط در

کنار تخت همسرش نشست و غرق تماشای او شد که هنوز بی هوش بود. صبح

روز بعد زن به هوش آمد. با آن که هنوز نمی توانست حرف بزند، اما وضعیتش خوب

بود. از اولین روزی که ماسک اکسیژنش را برداشتند، دوباره جر و بحث زن و شوهر

شروع شد. زن می خواست از بیمارستان مرخص بشود و مرد می خواست او

همان جا بماند. همه چیز مثل گذشته ادامه پیدا کرد. هر شب، مرد به خانه زنگ

می زد. همان صدای بلند و همان حرف هایی که تکرار می شد. روزی در راهرو قدم

می زدم. وقتی از کنار مرد می گذشتم داشت می گفت: گاو و گوسفندها

چطورند؟ یادتان نرود به آنها برسید. حال مادر به زودی خوب می شود و ما برمی گردیم.


یک بار اتفاقی نگاهم به او افتاد و ناگهان با تعجب دیدم که اصلا کارتی در داخل تلفن همگانی نیست. مرد درحالی که اشاره می کرد ساکت بمانم،

حرفش را ادامه داد تا این که مکالمه تمام شد. بعد آهسته به من گفت: خواهش می کنم به همسرم چیزی نگو. گاو و گوسفندها را قبلا برای هزینه عمل

جراحیش فروخته ام. برای این که نگران آینده مان نشود، وانمود می کنم که دارم با تلفن حرف می زنم.

در آن لحظه متوجه شدم که این تلفن برای خانه نبود، بلکه برای همسرش بود که بیمار روی تخت خوابیده بود. از رفتار این زن و شوهر و عشق

مخصوصی که بین شان بود، تکان خوردم. عشقی حقیقی که نیازی به بازی های رمانتیک و گل سرخ و سوگند خوردن و ابراز تعهد و شمع روشن

کردن و کادو پیچی و از اینجور جفنگ بازیها نداشت، اما قلب دو نفر را گرم می کرد.

 

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::     دوستت دارم  

 

----رازهاي موفقيت----

درس نخوانيد. هيچکس از درس خواندن به جايي نرسيده به جز علي دايي.

از کودکي معاملات زمين و مسکن را جدي بگيريد، همه که قرار نيست از دزدي به جايي برسند.

يک پدر پولدار براي خود دست و پا کنيد. از همان روز اول در بيمارستان با تطميع پرستار و يک جابجا کردن ساده ي دستبندهايتان يک عمر آسوده باشيد.

اگر پدرِ پولدار نشد لااقل يک زن يا شوهر مايه دار براي خود دست و پا کنيد. يادتان باشد فيلم هاي هندي و آبگوشتي را براي شما ساخته اند و هنوز که هنوز است فلاسفه بر سر مفهوم عشق و زيبايي با هم دست به يقه اند اما بر سر مفهوم پول کسي شک ندارد.

گنده گويي کنيد. به هرکس مي رسيد بگوييد شرکت زده ايد و فلان پروژه را در دست انجام داريد. يادتان باشد يک گنده گو موثر و بجا از يک رزومه پر و پيمان مفيدتر است.

حتا اگر خال زشتي هم روي صورتتان داريد با محمد رضا شريفي نيا طرح دوستي بريزيد. هر ماه ، پنج فيلم از شما اکران مي شود و يک شبه از علافِ محله قازقُل آباد تبديل به سوپراستار دست نيافتني مي شويد.

شما فقط ششصد ميليون تومان تا موفقيت فاصله داريد. آن را تهيه کنيد بعد فيلم بسازيد. اگر هيچ تلاشي نکنيد حتما پرفروش ترين خواهد شد. راستي ، فکرش را نکنيد کارتِ کارگرداني هم با کارت سوخت مي آيد دم منزلتان.

اگر حتي توي بيابان هاي جاده ي قم يا در اعماق کوير نمک يک تکه زمين داريد ديگر لازم نيست کاري بکنيد ، ثروت و موفقيت در چنگال شماست.

توليدي خنزر پنزر بزنيد. مثلا زير کفش بسازيد نه خود کفش. کفش را چيني ها مي سازند.

در مسابقات فوتبال سالني جام رمضان شرکت کنيد و هرچيز و هرکس را که ديديد دريبل بزنيد. توجه داشته باشيد که براي کار تيمي به کسي پول نمي دهند.براي مطالعه بيشتر در اين خصوص فيلمهاي علي کريمي را ببينيد.

در خيابان استاد نجات اللهي، مغازه ي فروش کارت تبريک هاي ژيگولي وعروسک پشمالو بزنيد. از فروش قبل از روز ‌وَلِنتاين به نان و نوايي مي رسيد.

جعل سند کنيد و آرم طرح ترافيک دولتي بگيريد و دانه اي پانصد تومان آزاد بفروشيد. وقتي هم گند قضيه درآمد راست راست براي خودتان در اداره راه برويد و به چشم همکارانتان زُل بزنيد، آنقدر زل بزنيد که آنها به خودشان شک کرده و در پايان وقت اداري خود را به اولين پاسگاه کلانتري معرفي نمايند.

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::  دوستت دارم 

 

شب که می رسد به خودم وعده می دهم

                                          که فردا صبح حتما به تو خواهم گفت


صبح که فرا می رسد و نمی توانم بگویم


رسیدن شب را بهانه می کنم


و باز شب می رسد و صبحی دیگر


و من هیچ وقت نمی توانم حقیقت را به تو بگویم


بگذار میان شب و روز باقی بماند که


چه قدر


دوستت دارم...

 

 

 



خدا جون خدا جون میشه امشب تو منو بغل بگیری؟ بگی اروم توی گوشم دیگه وقتشه

بمیری! خدا جون میگن تو خوبی مٍثل مادرا میمونی!! اگه راست میگن ! ببینم عشق من

کجاست میدونی؟ خدا جون میشه یه کاری بکنی به خاطر من؟ اخه سخته زنده بودن من می

خوام که زود بمیرم..... من که تقصیری نداشتم پس چرا گذاشته رفته؟ خدا جون تو تنها

هستی میدونی تنهایی سخته!!! واسه اون فرقی نداره زنده بودن یا مردن من اون میخواد

که من نباشم !باشه اشکالی نداره!!! خدا جون میخوام بمیرم تا بشم همیشه راحت ولی

عمر اون زیاد شه حتی واسه یک ساعت خدا جون میشه امشب تو منو بغل بگیری؟؟ بگی

آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری! ای تو که ماندگاری......



دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزیزم

چقدر سخته

بنام او..

چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقتو ازت دزدیده و جایش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زل بزنی به جای اینکه لبریز کینه و نفرت چی حس کنی که هنوز هم دوستش داری !


چقدر سخته دلت  بخواد سرتو  باز  به  دیواری  تکیه  بدی که یه بار زیر آوار غرور عشق همه وجودت له شده!


چقدر سخته  تو خیالت  ساعتها باهاش  حرف بزنی  اما  وقتی دیدیش  هیچی جز  سلام نتونی بهش بگی!


چقدر سخته  وقتی  پشتت  بهشه  دونه های  اشک  گونه  هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوز هم دوستش داری !

چقدر سخته  که  گل  آرزوهاتو  تو  باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودتو بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک !


..........................................................


بدترین شکل دلتنگی آن است که در کنار کسی که پیششی ، بدانی که هرگز به او نخواهی رسید


کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرش      ولی  آهسته  میگویم  الهی بی اثر باشد

------------

 

دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزیزم

 

حرف دل



  از چه بنویسم از که بنویسم ؟

نمی نویسم چون شاید کوچکترین علامت حضورم ،

کوچکترین علامت بودنم ، ازذهن تو پاک شود.

نمی نویسم شاید به نبودنم عادت کنی .

 نمی نویسم که مرگم را باور کنی ، 

 من نمی نویسم چون تو را خسته تر نکرده باشم ،

نمی نویسم چون زودتر فراموشم می کنی ، 

 نمی نویسم چون باخته ام نمی نویسم چون شکسته ام،

 نمی نویسم چون خسته ام، نمی نویسم چون مرده ام.

نمی نویسم چون ...

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت ،

 در تهاجم با زمان آتش زدم ، کشتم.

من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم، 

 یک کلام در جزوهایم هیچ ننوشتم، 

 من به عشق منتظر بودن

همه صبر و قرارم رفت

بهارم رفت ، عشقم مرد ، یارم رفت...


 

دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزیزم

 

مواظبش باش


خداوندا

صدایم در گلو شکسته است

و اشک در چشمان کم سویم خشکیده

لبهایم دیگر توان باز و بسته شدن ندارند

و قلبم...

خداوندا!

صدای آبی رود را می شنوم

ولی نمی توانم صحبت کنم

صدای گریه های کودکی را می شنوم

ولی نمی توانم بگریم

 

آه خدای من

چه به روز من آمد؟

مگر او که بود؟

جز رهگذری ساده که از ذهن خسته ی من می گذشت

چرا دل به او دادم؟

در حالی که او....

چرا او را دوست دارم در حالی که او در فکر دیگری است؟

چرا خدای من؟چرا؟

خداوندا

من از او گله ای ندارم


ولی از ته دل این را می گویم

مواظبش باش

 

دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزیزم

 

...

يک روز عشقت را دزديدم و براي اينکه جاي مطمئني داشته باشد آن را در قلبم پنهان کردم .غافل

از اينکه روزي براي پس گرفتن آن قلبم را خواهي شکست......

کدامیک از ما بدجنس تریم؟....... من؟ ...که آرزوی کشیدن موهایت یکدم رهایم نمی کند؟

 یا تو؟........ که همیشه هوس کندن گوش هایم آزارت می دهد؟ بدجنس!!

کدامیک بچه تریم؟ ........من؟ ......که کودکانه بهانه چشمهایت را می گیرم؟

 یا تو؟............ که بچه گانه شعرم را خط خطی می کنی؟

 کدامیک عاشق تریم؟...... من؟.....که ذره ذره وجودم چون شمع در حسرت نگاهت آب می شود؟

 یا تو؟.......... که شعله نگاهت هردم شعله ور نگشته خاکسترم می شود .

موقع خواستی از کسی جدا شوی؛............ یادت نرود؛................ بهترین راه این است که

به او بگویی:.............. برای همیشه خدانگهدار............. شاید طرف مقابلت ناراحت شود   و

قلبش بشکند ولی بهتر از این است که منتظر بماند .

 

دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزیزم

 

بايد فراموشت کنم  اما چطوری؟؟؟

 



بايد فراموشت کنم ، چندي است تمرين مي کنم

من مي توانـم ، مي شود ، آرام تلقين مي کنم

با عکس هاي ديگري ، تا صبح صحبت مي کنم

با آن اتاق خويش را ، بيهوده تزيين مي کنم

سخت است اما مي شود ، در نقش يک عاقل روم

شب نه دعايت مي کنم ، نه صبح نفرين مي کنم

حالم نه اصلا خوب نيست ، تا بعد بهتر مي شود

فکري براي اين دل ِ ، تنهاي غمگين مي کنم

من مي پذيرم رفته اي و بر نمي گردي همين

خود را براي درک اين ، صد بار تحسين مي کنم

از جنب و جوش افتاده ام ، ديگر نمي گويم به خود

وقتي عروسي مي کند ، آن مي کنم ، اين مي کنم

خوابم نمي آيد ولي ، از ترس بيداري به زور

با لطف قرص ِ قدّ ِ نُقل ، يک خواب رنگين مي کنم

اين درد ِ زرد ِ بي کسي ، بر شانه جا خوش کرده است

از روي عادت دوستي ، با بار سنگين مي کنم

هر چه دعا کردم نشد ، شايد کسي آمين نگفت

حالا تقاضاي دلي ، سرشار از آمين مي کنم

نه اسب ، نه باران ، نه مرد ، تنهايم و اين دائمي است

اسب حقيقت را خودم ، با اين نشان زين مي کنم

يا مي بَرم ، يا باز هم ، نقش شکستي تلخ را

در خاطرات سُرخ خود ، با رنج آذين مي کنم

حالا نه تو مال مني ، نه خواستي سهمت شوم

اين مشکل من بود و هست ، در عشق گلچين مي کنم


کم کم ز يادم مي روي ، اين روزگار و رسم اوست

اين جمله را با تلخي اش ، صد بار تضمين مي کنم

 

دوستــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزیزم

برو با یارت عزیزم ..

برو با یارت عزیزم ..

                       رها کن این دل منو

                الهی صد ساله بشه عشق قشنگت عزیزم

      اما..

            یه قول بهم بده ..

                             یارتو تنها نذاری

                                        که مثل من اسیر بشه ..

                                                                آواره از خونه بشه

                                                                         من هم یه قول بهت میدم..

                                                                                     یه روز..

                                          یه روز فراموشت کنم؟؟؟؟؟؟

 

دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزیزم

 

گریه نمی کنم

گریه نمی کنم

گریه نمـــــــی کنم ، نه اینکه سنــــگم

گریه غـــــــــــرورمو بـــــهم می زنــــــه

مرد برای هضــــــــم دلتنـــگی هــــاش

گریه نمــــــــــی کنه ، قــــــدم می زنه

....

گریه نمی کـــــــنم ، نه اینکــه خــــوبم

نه اینکه دردی نیست ، نه اینکـه شادم

یه اتفاق نصــــــــــفه نیمـــــــــه ام که

یهـــــو میـــــــــــــون زندگی افـــــتادم

....

یه ماجــــــــــرای تلخ نا گـــــــــــــــزیرم

یه کهـــــــکشونم ، ولی بی ســــــتاره

یه قهــوه که هر چی شـــکر بریــــــزی

بازم هــــمون تلـــخی  نـــــــاب رو داره

....

اگه یکــــــــی باشه ، مـــــنــو بفهـمـه

براش غــــــرورمو بهــــــم مــی زنــــم

گریه که سهله ، زیر چتــر شـــونــــش

تا آخــــــــر دنیـــا قـــــــــدم مـــی زنم

دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزیزم

 

تو را نمي بخشم

http://www.kargah.com/farzad/07.jpg


تو را نمي بخشم

نمي بخشمت

بخاطر تمام خنده هايي که از صورتم گرفتي

بخاطر تمام غمهايي که بر صورتم نشاندي

بخاطر دلي که برايم شکستي

بخاطر احساسي که برايم پرپر کردي

بخاطر زخمي که بر وجودم نشاندي

بخاطر نمکي که بر زخمم گذاردي


 و مي بخشمت

بخاطر عشقي که بر قلبم حک کردي


دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزیزم

 

تنهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــایی

http://nightstar-storm.persiangig.com/tanham.jpg


يه روز بهم گفت: «مي‌خوام باهات دوست باشم؛آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام». بهش لبخند زدم


و گفتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلي تنهام». يه روز ديگه بهم گفت: «مي‌خوام تا ابد

باهات بمونم؛ آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من

هم خيلي تنهام». يه روز ديگه گفت: «مي‌خوام برم يه جاي دور، جايي كه هيچ مزاحمي نباشه. بعد كه همه

چيز روبراه شد تو هم بيا. آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره مي‌دونم.

فكر خوبيه. من هم خيلي تنهام». يه روز تو نامه‌ش نوشت: «من اينجا يه دوست پيدا كردم. آخه مي‌دوني؟

من اينجا خيلي تنهام». براش يه لبخند كشيدم و زيرش نوشتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلي

تنهام». يه روز يه نامه نوشت و توش نوشت: «من قراره اينجا با اين دوستم تا ابد زندگي كنم. آخه

مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام». براش يه لبخند كشيدم و زيرش نوشتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.

من هم خيلي تنهام». حالا ديگه اون تنها نيست و من از اين بابت خيلي

خوشحالم و چيزي که بيشتر خوشحالم مي کنه اينه که


نمي دونه من هنوز هم خيلي تنهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام ....

 

 

 
 

  SMS-jok.irاس ام اس عاشقانه 

 

سلام  ، از سرد خونه مزاحم میشم !

اینجا یه قلب یخ زده هست که منتظر اس ام اس گرم شماست !

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

http://mehriran.net/

توی معبد چشات هرکی در زد ، باز نکن !

چون اونجا فقط زیارتگاه منه !

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

http://mehriran.net/

من اگر روح پریشان دارم / من اگر غصه هزاران دارم

به تن و زندگی ام زخم فراوان دارم / به تو و دوستی تو ایمان دارم . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

http://mehriran.net/

بوسیدن قول ماندن نیست شروع با هم بودنه

درک و هم را فهمیدن و حس به هم رسیدنه . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

http://mehriran.net/

خدایا از عشق امروزمان چیزی برای فردا کنار بگذار

نگاهی ، یادی ، تصویری ، خاطره ای ، برای آن هنگام که

فراموش خواهیم کرد که روزی چقدر عاشق بودیم . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

http://mehriran.net/

دل من غمگین است ، غصه ام سنگین است

گرچه با هم نفسم زندگی شیرین است

میل گل در من نیست ، بال من خونین است

اشک غم باید ریخت ، رسم دنیا این است . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

http://mehriran.net/

   اگرچه نازنینان را وفا نیست / گلستانی چو باغ آشنا نیست

اگر بر چرخ هفتم پا گذارم / دلم یک لحظه از یادت جدا نیست . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

http://mehriran.net/

دلم از عشق سهم کمی داشت / برایم با تو بودن عالمی داشت . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

http://mehriran.net/

کاش ظاهرمون مثل زغال سیاه بود اما باطنمون مثل خاکسترش سفید بود . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

http://mehriran.net/

بلرزید کوه ها از غم ، خیانت را رصد کردند / میان آسمان عشق به ماه من حسد کردند

بغرید رعد ها از خشم ، شهامت خرد شد ، پوسید / قیامت کرد زمین وقتی ، ستاره ماه را دید . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

http://mehriran.net/

دنیای پرنده قفس است و دنیای ماهی اقیانوس و دنیای من معرفت توست . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

http://mehriran.net/

بپذیر نامه نوشتم که فقط یاد توام / به خدا منتظر لحظه دیدار توام

در گلستان ندهد هیچ گلی بوی تو را / تو گل سرخ منی به خدا خار توام

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

http://mehriran.net/

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر / عشق یعنی سجده با چشمان تر . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

http://mehriran.net/

گر تو خواهی که بجویی دلم امروز بجوی

ورنه بسیار بجویی و نیابی بازم . . .

 
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 
 

اس ام اس های عاشقانه بسیار زیبا و جدید امروز

 هر روز اس ام اس جدید عاشقانه به این بخش اضافه میشود

 

در ادامه مطلب 

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

اس ام اس عاشقانه برای کسی که دلتو شکسته سری۵

اس ام اس براي كسي كه دلتو شكسته   

 

برنگرد،

 که بر نمی گردی تو هیچوقت

 نمی خواهمم داشته باشمت،نترس

 فقط بیا

 در خزان خواسته هام

   کمی قدم بزن

    تا ببینمت

 دلم برای راه رفتنت تنگ شده است...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

وقتی دل تنها کالائیست که خدا شکسته ی آن را می خرد

پس چرا من به دست کسی که دلم را شکست بوسه نزنم؟!

 

 بقیه در ادامه مطلب

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

اس ام اس های عاشقانه و بسیار زیبا نیمه اول مهر ماه

  

  در ادامه مطلب

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 
 اس ام اس عاشقانه ناب و زیبا 

 

 

شراب تقلبی چشمانت
امشب دیگر نتوانست خمارم کند!!!
فکر کنم معده ام هم پی برده
به دروغ های تو!

 

  اس ام اس های عاشقانه و جملات عاشقانه نامه های عاشقانه عکس های عاشقانه شعر عاشقانه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

از تو به عشق رسیده ام

به سان مسافری

که ناگهان

به مقصد می رسد…

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

زندگی عـــــشــــق عــــجــــــب زنــــــدگیـــــــست


زنده که عــــــاشــــق نـــــــبـــــــود , زنـــــده نیست

 

sms,asheghane,ziba,ghashang,jomalate,جملات,عاشقانه,زیبا,قش* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من آدم
تو حوا
بیا
جهانی دیگر آغاز کنیم!
لبخند بزن
بگو سیـــــــــــــــــب...!

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چشمان تو

حروف را بی استفاده می کند

کافی ست نگاه کنی

و فارسی ساکت شود

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

شاید تکراری باشد

ولی

گاهی ، بعضی چیزها

ارزش هزاران بار تکرار را دارند

تکرار می کنم ، تکرار می کنم : دوستت دارم...

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بی شک جهان را به عشق کسی آفریده اند ،

چون من که آفریده ام از عشق

جهانی برای تو !

از : حسین پناهی

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

گریه هایم بی صداست

عشق من بی انتهاست

ردپای اشکهایم را بگیر

تا بدانی جایگاه عشق کجاست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آسمان وقف نگاهت گل من، ‌مانده ام چشم به راهت گل من، هر كجا هستی و باشی گویم، كه خدا پشت و پناهت گل من

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

گیسوانت در باد

سرچشمه تمام رودهای زمیننند

و سبزی چشمهات

سیمای جنگلی ست

كه بازوان زمستان را

شرمنده می كند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مثل مهتاب که از خاطر شب میگذرد

هر شب آهسته از آفاق دلم میگذری

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

وقتی کسی به دل نشست نشستنش مقدسه

حتی اگه نخواهدت نفس کشیدنش بسه...

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

گل عشق تو هستم شبنمم باش

 دلم دنیای زخمه مرهمم باش

 ز درد بی كسی قلبم شكسته

 تو شهر بی كسی ها همدمم باش

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من نیز گاهی به آسمان نگاه می‌كنم
دزدانه در چشم ستارگان
نه به تمامی آنها
تنها به آنها كه شبیه ترند به چشمان تو
 


اى كاش ماه من میدونست كه بین اینهمه ستاره و سیاره فقط یكیشون مشتریست


 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *




وقتى آدم همه چیزشو توى زندگى از دست میده ، توى بهترین قسمت زندگیش قرار داره، چون ازون به بعد فقط میتونه پیشرفت كنه...


 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *




روزه ی هجر تو از پای بینداخت مرا / كی شود با رطب روی تو افطار كنم


 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *




دوستى، فصل قشنگیست پر از لاله سرخ / دوستى، تلفیق شعور من و توست / دوستى،رنگ قشنگیست به رنگ خدا / دوستى، حس عجیبیست میان من و تو

 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *





دلم در دیدن رویت همیشه میكند فریاد / به یاد اولین دیدار كه مهرت در دلم افتاد

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


اى كاش ماه من میدونست كه بین اینهمه ستاره و سیاره فقط یكیشون مشتریست



 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



وقتى آدم همه چیزشو توى زندگى از دست میده ، توى بهترین قسمت زندگیش قرار داره، چون ازون به بعد فقط میتونه پیشرفت كنه...


 

آنان که ز ما دور
ولی در دل و جانند ،
بسیار گرامیتر از آنند که دانند

 

آدم عزيزانشو فراموش نميکنه بلکه به نديدنشون عادت ميکنه

.تقديم به کسی که عادت به نديدنش مثل فراموش کردنش غيرممکنه...

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 
اس ام اس عاشقانه جدید شهریور ماه

 


  زندگی کوتاهتر از آن است که عشق ورزیدن را برای لحظه آخر بگذاریم . . .

روز و شب فکر توام ، در خواب میبینم تو را  / خواب شب پوج است ، من بیدار میخواهم تو را

میگن عاشق ها عشقشون رو زیبا میبینن ، این دفعه که دیدمت زیباتر شده بودی

نمیدونم هر دفعه تو زیباتر میشی یا من عاشقتر !؟؟

 

اشک رازی است ، لبخند ری است ، عشق رازی است

اشک آن شب ، لبخند عشقم بود . . . !

بشکست دلم کسی صدایش را نشنید / آری ، دل مرد بی صدا میشکند . . .

راز دلت را به چشم هایت نگو ، چون میگریند و راز نگهدار نیستند . . .

نوشتم بر در و دیوار خانه ، که بعد از من بماند این نشانه

اگر گویند نویسنده کجا رفت ، بگوئید رفته از دست زمانه . . .

در باغ دلم جوانه ای باید و نیست / شوق غزل ، ترانه ای باید و نیست

خواهم که تو را ببینم اما چه کنم / دیدار تو را بهانه ای باید و نیست . . .

دوستی برگ گلی نیست که بر باد رود / تنه را آب محال است که از یاد رود . . .

آواز عاشقانه ما در گلو شکست / حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست

فرصت گذشت و حرف دلم نا تمام ماند / تنها بهانه ما در گلو شکست

تا آمدم که با تو خداحافظی کنم / بغضم امان نداد و وداع در گلو شکست . . .

باور کن ای دیر آشنا تنهایم ، بی تو نمیدانم چه خواهد شد فردایم

در این سکوت فصل جدائی ها ، به یاد تو در این ویرانه راه می پیمایم . . .

قاصدک حرف دلم را تو فقط میدانی / نامه عاشقی ام را تو فقط میخوانی

قاصدک هیچ کس با من نیست / همه رفتند ،  تو چرا میمانی ؟

مهرت به هزار چهره آراسته است /زیبائی ات از رونق مه کاسته است

من آنچه دلت خواست ، هرگز نشدم / اما تو همانی که دلم خواسته است . . .

.

.

.

آواز تیشه امشب ، از بیستون نیامد / شاید به خواب شیرین ، فرهاد رفته باشد . . .

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

اس ام اس عاشقانه ناب و زیبا

 اس ام اس عاشقانه جدید sms-jok.royablog.ir

یه عکس از چشات بفرست

 یه آهو اینجاس می خوام روشو کم کنم !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

برای عشق گریه کن،اماکسی رابه خاطرعشق به گریه کردن ننداز!! باعشق بازی کن،اماهرگزکسی را با عشق بازی نده!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

واسه مشق شبت  100  بار بنویس : اونی که فکرش رو نمیکنی همیشه به یادته . .

.

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

اس ام اس عاشقانه جدید

 

اس ام اس عاشقانه

 در ادامه مطلب

 
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

٣٠اس ام اس عاشقانه جدید شهریور ماه

sms-jok.royablog.irاس ام اس عاشقانه جديد

 در ادامه مطلب


 
 
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

اس ام اس عاشقانه جدید

 

اس ام اس عاشقانه sms-mehriran.net

 

یه عالمه اس ام اس عاشقانه بسیار زیبا

   در ادامه مطلب

 
 

اس ام اس عاشقانه جدید

اس ام اس عاشقانه  sms-jok.royablog.ir

 در ادامه مطلب

 

 

 

 

 رازهای عشق

07400000

Secrets   Of    Love  

 رازهای عشق

07400000

Secrets   Of    Love  

 

 

برای هر روز از ماه یک راز وجود دارد

21200000

نوشته ی : جی . دونالد والترز

1- راز عشق در تواضع است . این صفت به هیج وجه نشانه تظاهر نیست . بلکه نشان دهندۀ احساس و تفکری قوی است . میان دونفری که یکدیگر را دوست دارند،تواضع مانند جویبارآرامی است که چشمۀ محبت آنها را تازه و باطراوت نگه می دارد.

07400000

۲ -راز عشق در احترام متقابل است .احساسات متغییرند ، اما احترام دو طرف ثابت می ماند .اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است ، با احترام به نظریاتش گوش کن. احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد.

07400000

۳- راز عشق در این است که به یکدیگر سخت نگیریم . عشقی که آزادانه هدیه نشود ،اسارت است .

07400000

۴- راز عشق در این است که هر روز کاری کنی که شریک زندگی ات را خوشحال کند ، کاری مثل دادن هدیه ای کوچک ،تحسین ، لبخندی ار روی محبت . نگذار که جویبار محبت تان از کمی باران ، بخشکد.

07400000

۵- راز عشق در این است که رابطه تان را مانند یک باغ ، با محبت تزئین کنید . بذر علاقه ها و عقیده های تازه بکار که بزیبایی بروید . ضمنا” فرامش نکن که باغ را باید هرس کرد ، مبادا غنچه های گل پوشیده ازعلف های هرزۀ عادتهاشود . برای آن که عشق همواره با طراوت بماند ، باید به آن مثل هنر ، خلاقانه نگاه کرد .

07400000

۶-  راز عشق در خوش مشربی است . شوخی با دیگران را فراموش نکن ، در ضمن مراقب شوخی ها هم باش . شوخی ناپسند نکن . شوخی باید از روی حسن نیت باشد نه نیشدار .

07400000

۷-راز عشق در این است که حقیقت اصلی عشق ، یعنی تفکر را از یاد نبری . آیا یک رابطۀ دراز مدت،مهم تر از اختلافات کوچک و زود گذر نیست ؟

07400000

۸- راز عشق در این است که مانع بروز هیجانات منفی در وجودت شوی ، و صبر کن تا خونسردی را دوباره به دست آوری . با این که احساس ، جلوۀ الهام است ، اما شخص عصبانی نمی تواند چیزها را با وضوح درک کند . قلبت را آرام کن . تنها به این وسیله می توانی چیزها را همان طور که هستند ، دریابی.

07400000

۹- راز عشق در این است که طرف مقابلت را تحسین کنی . هرگز بافرض این که خودش این چیزها را می داند ، از تحسین کردن غافل مشو .مشکلی پیش نخواهد آمد اگر بارها با خلوص نیت بگویی : دوستت دارم . گرچه احساسات بشری به قدمت نسل بشر است ، اما کلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند .

07400000

۱۰- راز عشق در این است که در سکوت دست یکدیگر را بگیرید . کم کم یاد می گیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید.

07400000

۱۱-راز عشق در این است که به عشق ، بیش از یکدیگر احترام بگذارید ، زیرا عشق هدیۀ ازلی خداوند است .

07400000

۱۲- راز عشق در توج ه کردن به لحن صداست .برای تقویت گیرایی صدا ، باید آن را از قلب بیرون بیاوری ، سپس رهایش کنی تا بلند شود و به سمت پیشانی برود . تارهای صوتی راآرام و رها نگه دار . اگر احساسات قلبی ات را به وسیلۀ صدا بیان کنی ، آن صدا باعث ایجاد شادی در دیگری خواهد شد .

07400000

۱۳- راز عشق در این است که بیشتر با نگاه حرف بزنی ، زیرا چشم ها پنجره های روح هستند . اگر هنگام صحبت از نگاه استفاده کنی ، مثل آن است که پنجره ها را با پرده های زیبا بیارایی و به خانه گرما و جذابیت ببخشی.

07400000

۱۴- راز عشق در این است که از یکدیگر انتظارات بیجا نداشته باشید ، زیرا نقص همواره جزء لاینفک بشر است . ذهنت را بر ارزشهایی متمرکز کن، که شما را به یکدیگر نزدیک تر می کند ، نه مسائلی که بین شما فاصله می اندازد.

07400000

۱۵- راز عشق در این است که حس تملک را از خود دور کنی . در حقیقت هیچ کس نمی تواند مال کسی شود . شریک زندگی ات را با طناب نیاز نبند . گیاه هنگامی رشد می کند که آزادانه از هوا و نور آفتاب استفاده کند .

07400000

۱۶- راز عشق در این است که شریک زندگی ات را در چارچوبی که خودت می پسندی حبس نکنی . عیبجویی باعث تباهی می شود . همه چیز را همان طور که هست بپذیر ، تا هردو شاد باشید . قانون طلایی این است : نقاط قوت را تقویت کن ، و ضعف ها را نه تقویت کن ، نه تقبیح . هرگز سعی نکن باسوزاندن، جلوی خونریزی زخم را بگیری .

07400000

۱۷- راز عشق در این است که هنگام سوءتفاهم، فقط به این فکر نکنی که طرف مقابل چه طور ناراحت کرده است . در عوض به راه حلی فکر کنی که در آینده از بروز سوءتفاهمی مثل آن جلوگیری کند .

07400000

۱۸- راز عشق در این است که هیچ کدام خود را معلم دیگری ندانید . به عبارت دیگر از این که می توان ید از یکدیگر یاد بگیرید . سپاسگزار باشید.

07400000

-19 راز عشق در این است که وقتی پیشنهادی به نظرت می رسد ، به نیاز خودت برای بیان آن فکر نکنی ، بلکه به علاقۀ دیگری به شنیدن آن فکر کنی . اگر لازم بود ، حتی ماه ها صبر کن تا آمادگی شنیدن آنچه را میخواهی بگویی پیدا کند .

07400000

20 -راز عشق در این است که باور ها ، آرمان ها و اهداف تان را بایکدیگر در میان بگذارید.

07400000

۲۱- راز عشق در آرامش است ، زیرا آرامش باعث تکامل عشق می شود . عشق ، هوای نفس و احساسات شدید نیست . عشق انسان ها نسبت به یکدیگر بازتابی از عشق ازلی است و خداوند آرامش کامل است .

07400000

۲۲-  راز عشق دراین است که دروجود یکدیگر عاشق خداباشید،تا همواره علی رغم همۀ اشتباهات،تشنۀ رسیدن به کمال باشید ، چرا که بشر همواره علی رغم موانع فراوان ، سعی می کند به سمت آرمان های جاودانه حرکت کند .

07400000

۲۳- راز عشق در این است که محبت تان را بسط ده ید تا تبدیل به عشق واقعی میان دو انسان شود . سپس آن عشقی را که دست پروردۀ پروردگار است بسط دهید ، تا بشریت و کل مخاوقات را در برگیرد .

07400000

۲۴- راز عشق در این است که به دیگری لذت ببخشی ولی عشق را برای لذت نخواهی . زیرا عشق حقیقی هوی و هوس نیست .هرچه نفس قوی تر باشد ، تقاضاهایش بیشتر می شود و هر چه تقاضاهای نفس قوی تر باشد ، خودپرستی را در تو بیشتر ، بیشتر تقویت می کنند و عشق چهرۀ واقعی خود را در ملایمت و مهربانی آشکار می کند ، نه در لذت جویی.

07400000

۲۵- راز عشق در مراعات حال دیگری است . هر قدر ملاحظۀ حال دیگران را می کنی ،کسی را که دوست داری بیشترملاحظه کن .

07400000

۲۶- راز عشق در آن است که جاذبه های خود را با دیگری قسمت کنی ، جاذبه نیروی لطیف و نافذ است که از دیگری دریافت می کنی .این نیرو تنها با بخشش رشد می کند.

07400000

۲۷- راز عشق در ایجاد تنوع در زندگی است . نگذار که روزمرگی مثل سیم های کوک نشدۀ ساز نغمه زندگی عاشقانه تان را به نوایی غم انگیز تبدیل کند .

07400000

۲۸- راز عشق در این است که در هر فرصتی کنار یکدیگر آرام بگیرید ، باهم تنها باشید ، و افکارتان را بایکدیگر درمیان بگذارید . لازم نیست برای سرگرم شدن حتما ” از محرکات خارجی است فاده کنید . قرار بگذارید که بیشتر باهم تنها باشید ، تا بتوانید خودتان باشید .

07400000

۲۹- راز عشق در این است که با زمانه کنار بیایید . مایع عشق تان را طوری نگه دارید که بتوانید گودال هایی را که زندگی پیش پایتان می گذارد ، پر کنید .

07400000

۳۰- راز عشق در این است که به مح بوب تان قدرت و آرامش بدهید و از او قدرت و آرامش دریافت کنید ، اما نه با اصرار .

07400000

۳۱- راز عشق دراستواری است . در فصول مختلف زندگی ، عشق تان را مانند کوه بلندی استوار ، مانند خاک حاصلخیزی پر ثمرو مانند آفتاب چنان در مرکزیت نگه دارید که همۀ ستارگان گستردۀ زمان و فضا به دور آن گردش کنند.

 

 *•. .•**•. .•**•. .•**•. .•**•. .•**•. .•**•. .•**•. .•**•. .•**•. .•*

 

سلام دخترای گل دخملونه.خیلی وقته اینجا نیومدم اما قول داده بودم هر وقت بیام پر بار بیام که به بچه ها کمک کنم این دفعه هم کلی وقت گذاشتم و این رازها رو نوشتم از توی کتاب ! سعی کنین کامل بخونینش و بهش عمل کنین تا عشقتون همیشه پایدار بمونه.پیشاپیش هم عید نوروز رو به همتون تبریک میگم.امیدوارم تعطیلات و روزهای خوبی در انتظارتون باشه.

 

مخلص همتون   

 

 سیــــــــــــامک

 

فاطـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمه

 

....سال ۱۳۸۹ از راه رسید....

یادت باشه زندگی کوتاه

قوانین رو بشکن

زود ببخش

آروم ببوس

صادقانه عاشق باش

بدون کنترل بخند

و هیچ وقت از چیزی که باعث خنده ی تو میشه

متاسف نباش..

دوستای گلم سال نو رو به تک تکتون تبریک می گم...

امیدوارم سال خیلی خیلی خوبی رو شروع کنید و تمام روزاتون پر از شادی و خوشحالی باشه..

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

برای همتون آرزوی موفقیت دارم و آرزو می کنم به همه ی آرزوهاتون برسید...

دوستون دارم و این دسته گل رو به همتون تقدیم می کنم..

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

طالع بيني بر اساس ميوه مورد علاقه ..

گلابي
چنانچه فكر خود را معطوف به انجام كاري ميكنيد ميتوانيد آن را با موفقيت به انجام برسانيد. شما دوست داريد كه نتيجه تلاشهايتان را به سرعت ببينيد. از انگيزه هاي مفيد ذهني لذت برده و دنباله رو آن هستيد. كمي خجالتي به نظر ميرسيد و در بيان احساسات خود چندان راحت نيستيد. زماني كه بدنبال شريك زندگي هستيد به هوش سرشار ديد وسيع و دل دريايي اش اهميت ميدهد.

هلو
درست مثل هلو شما از عصاره زندگي لذت ميبريد. فردي رك گوبوده و روشي دوستانه داريد در بخشش و فراموش كردن نظير نداريد و براي دوستيها ارزش بسيار زيادي قائل هستيد. حس استقلال طلبي در شما بسيار قوي است و اين امر از شما فردي راستگو ساخته است.
عاشقي ايده آل صبور صميمي و يكرنگ هستيد با اين حال به هيچ وجه دوست نداريد احساسات خود را در ملاء عام بروز دهيد.

انگور سياه
بطوركلي آدمي مودب وخوشرو هستيد اما گاهي اوقات سريع وبشدت عصباني مي شويد هرچند به همان سرعت نيزعصبانيت شما فروكش مي كند. اززيباييها به هرشكلي كه باشد لذت مي بريد. بسيارمحبوب ومورد علاقه ديگران هستيد واين محبوبيت بعلت طبيعت گرم شماست. شوروشوق و علاقه وافري به زندگي داريد وازهركاري كه مي كنيد لذت مي بريد اعم ازلباس پوشيدن خوردن وخوابيدن. شريك شما بايد درتمام شوروعلاقه شما سهيم باشد تا بتواند ازتمام چيزي كه به اوهديه مي دهيد لذت ببرد!

گيلاس
چنانچه گيلاس ميوه محبوب شماست زندگي هميشه به شيريني كه در نظر داريد خود را بشما نشان نمي دهد. فراز و فرود در زندگيتان زياد است بويژه در موقعيتهاي حرفه اي و كاري . شما هميشه ودرهرپروژه اي كمي پول بدست مي آوريد و نه بمقدارزياد. ذهني فعال وخلاق داشته و غالبا بدنبال چيزهاي نوهستيد. شما شريكي صميمي و وفادارهستيد اما اثر گذاشتن بر احساسات شما كار ساده اي نيست. خانه تان براي شما بمنزله بهشت است و هيچ چيزي را بيشترازاين دوست نداريد كه درمنزل باشيد ودوستان وآشنايان و افراد خانواده شما را دوره كنند.

نارگيل
شما دوستداران اين ميوه سنگين و كمياب افرادي جدي با فكر وبا شعور هستيد. از روابط اجتماعي لذت مي بريد و بويژه روي همراهان و دوستان خود حساسيت خاصي داريد. ممكن است كمي خودخواه بنظر آييد اما لزوما چنين صفتي در شما برجسته نمي شود. شما فردي سريع الانتقال آگاه و گوش بزنگ هستيد كه در اين زمينه شغلي هميشه در بالاترين رده قرار داشته و به بهترين نحو كارها را انجام مي دهيد. شما نياز به شريكي عاقل داشته و عقل و احساس را باهم در اين مسئله دخالت نمي دهيد.

موز
عاشقان موزا فردي دوست داشتني آرام گرم و طبيعتا با احساس هستيد. شما غالبا از نداشتن اعتماد بنفس وخجالتي بودن دررنج هستيد. ديگران از طبع آرام و شيرينتان سوء استفاده كرده وسعي مي كنند به اين وسيله براي خود موقعيتهاي جالبي را رقم بزنند. عاشق شريك زندگي خود درتمام زمينه ها هستيد واين عشق بخاطر زيبايي جسمي و روحي اوست! بخاطر روشي كه داريد روابط شما با او همواره دريك هماهنگي كامل است.

آناناس
بسيار سريع تصميم ميگيريد وسريعترازآن عمل مي كنيد. در تغيير شغل و خطر كردن درزمينه اجتماعي شجاع و بي باك هستيد. شما داراي يك توانايي استثنايي در مديريت مي باشيد ونمي گذاريد كار روي دستتان بماند.

سيب
چنانچه سيب ميوه محبوب شماست فردي اسرافكاروبسيار رك گوهستيد. اگر چه ممكن است شخصاٌ بهترين سازمان دهنده ومدير نباشيد اما مي توانيد رهبر يك تيم كوچك باشيد كه با تلاش زياد تيم را به موفقيتهاي بزرگ ميرسانيد. دربيشتر موقعيتها ميتوانيد بسرعت و بدرستي تصميم بگيريد. شما از سفرهاي كوتاه و غيرمنتظره لذت ميبريد. زماني كه با شريك زندگي خود بسر مي بريد جذاب و خونگرم بنظر مي آييد وبشدت عاشق زندگي به مفهوم واقعي آن هستيد.

پرتقال
اگرپرتقال ميوه محبوب شماست شما آدمي پر قدرت و بسيار صبوريد و دوست داريد كارها را به آرامي و با متانت اما درعين حال با درايت كامل و جسارت به انجام برسانيد. سختكوش و پر تلاش و كمي خجالتي هستيد اما در دوستي مي توان بشما اعتماد كرد. شما دوستان خود را با دقت انتخاب كرده وبا تمام وجود به انها عشق مي ورزيد واز درگيري وتنش به هرقيمت پرهيز ميكنيد

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

 رنگ عشق !


 

دختري بود نابينا
که از خودش تنفر داشت
که از تمام دنيا تنفر داشت
و فقط يکنفر را دوست داشت
دلداده اش را
و با او چنين گفته بود
« اگر روزي قادر به ديدن باشم
حتي اگر فقط براي يک لحظه بتوانم دنيا را ببينم
عروس حجله گاه تو خواهم شد »

***
و چنين شد که آمد آن روزي
که يک نفر پيدا شد
که حاضر شود چشمهاي خودش را به دختر نابينا بدهد
و دختر آسمان را ديد و زمين را
رودخانه ها و درختها را
آدميان و پرنده ها را
و نفرت از روانش رخت بر بست

***
دلداده به ديدنش آمد
و ياد آورد وعده ديرينش شد :
« بيا و با من عروسي کن
ببين که سالهاي سال منتظرت مانده ام »

***
دختر برخود بلرزيد
و به زمزمه با خود گفت :
« اين چه بخت شومي است که مرا رها نمي کند ؟ »
دلداده اش هم نابينا بود
و دختر قاطعانه جواب داد:
قادر به همسري با او نيست

***
دلداده رو به ديگر سو کرد
که دختر اشکهايش را نبيند
و در حالي که از او دور مي شد گفت
« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشي

 

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

جرج آلن: اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند،مي‌شکنند

................................................................................................

بغضنفر با گوني ماسه ميبرده داخل خونه يكي مياد مبينه بهش ميگه مگه شما فرقون نداريد كه باگوني ماسه ميبري غضنفر ميگه بروبابا اون دفعه با فرقون بردم لاستيكش پشتمو اذيتم كرد

 ..............................................................

هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمونهم رسيد يادش باشه ريشش کجاست
 ................................................................

يادت باشه دنيا گرده! هر وقت احساس کردي به آخر رسيدي شايد در نقطه شروع باشي

........................................................................

 
گه تورو خواستن اشتباهه ... اگه باتوبودن اشتباهه ... اگه عاشق توبودن اشتباهه ... اگه واسه تومردن اشتباهه ... پس توبهترين و قشنگترين اشتباه زندگي من هستي

هميشه شاد باشيد !

 

 

 

 
 
نه از آشنایان وفا دیده ام

                                نه در باده نوشان صفا دیده ام ...

ز نامردمی ها نرنجد دلم  ....

                                 که از چشم خود هم خطا دیده ام

به خاکستر دل نگیرد شرار

                                من از برق چشمی بلا دیده ام

وفای تو را نازم ای اشک غم

                                که در دیده عمری تو را دیده ام

دگر مسجدم خانه توبه نیست       

                                که در اشک زاهد ریا دیده ام ...

نه سودای نام و نه پروای ننگ

                                از این خرقه پوشان چها دیده ام

طبیبا! مکن منعم از جام می

                                که درد درون را دوا دیده ام ....

حریم خدا شد چه شبها دلم،

                                که خود را زعالم جدا دیده ام ....

از آن رو نریزد سرشکم زچشم           

                                که در قطره هایش خدا دیده ام

برو صاف شو تا خدا بین شوی

                                ببین من خدا را کجا دیده ام   .... !

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست
خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست

 
چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را
برای این همه نا باور خیال پرست

 
به شب نشینی خرچنگ های مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال پرست


رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند
به پای هرزه علف های باغ کال پرست

 
رسیده ام به کمالی که جز انالحق نیست
کمال دارد برای من کمال پرست


هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری است
به تنگ چشمی نا مردم زوال پرست


 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

 

آدمك آخر دنیاست بخند

آدمك مرگ همین جاست بخند

 دست خطی كه تو را عاشق كرد

شوخی كاغذی ماست بخند

 آدمك ساده نشی گریه كنی

كل دنیا سراب است بخند

 آن خدایی كه بزرگش خواندی

 به خدا مثل تو تنهاست بخند

 

 مریم حیدر زاده

 

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 

 

بي حرمتي به ساحت خوبان قشنگ نيست

باور كنيد كه پاسخ آيينه سنگ نيست

 

 سوگند مي خورم به مرام پرندگان

در عرف ما، سزاي پريدن تفنگ نيست

 

با برگ گل نوشته به ديوار باغ ما

وقتي بيا كه حوصله غنچه تنگ نيست

 

در كارگاه رنگرزان ديار ما

رنگي براي پوشش آثار ننگ نيست

 

از بردگي مقام بلالي گرفته اند

در مكتبي كه عزت انسان به رنگ نيست

 

دارد بهار مي گذرد با شتاب عمر

فكري كنيد كه فرصت پلكي درنگ نيست

 

وقتي که عاشقانه بنوشي پياله را

فرقي ميان طعم شراب و شرنگ نيست

 

تنها يكي به قله تاريخ مي رسد

 هر پاشكسته ای كه تيمور لنگ نيست

محمد سلمانی

 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 

 
 
حرف‌های ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می‌کنی:
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه عزیمت تو ناگزیر می‌شود
آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان
چقدر زود
دیر می‌شود

 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 

 

از صلح مي‌گويند يا از جنگ مي‌خوانند؟!
ديوانه‌ها آواز بي‌آهنگ مي‌خوانند

گاهي قناريها اگر در باغ هم باشند
مانند مرغان قفس دلتنگ مي‌خوانند

كنج قفس مي‌ميرم و اين خلق بازرگان
چون قصه‌ها مرگ مرا نيرنگ مي‌دانند

سنگم به بدنامي زنند اكنون ولي روزي
نام مرا با اشك روي سنگ مي‌خوانند

اين ماهي افتاده در تنگ تماشا را
پس كي به آن درياي آبي‌رنگ مي‌خوانند

 

 ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

 

از باغ مي‌برند چراغاني‌ات كنند
تا كاج جشنهاي زمستاني‌ات كنند

پوشانده‌اند «صبح» تو را «ابرهاي تار»
تنها به اين بهانه كه باراني‌ات كنند

يوسف! به اين رها شدن از چاه دل مبند
اين بار مي‌برند كه زنداني‌ات كنند

اي گل گمان مكن به شب جشن مي‌روي
شايد به خاك مرده‌اي ارزاني‌ات كنند

يك نقطه بيش فرق رحيم و رجيم نيست
از نقطه‌اي بترس كه شيطاني‌ات كنند

آب طلب نكرده هميشه مراد نيست
گاهي بهانه‌اي است كه قرباني‌ات كنند

 

 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 

 

امشب از آسمان دیده تو
روی شعرم ستاره میبارد

 در سكوت سپید كاغذها
پنجه هایم جرقه میكارد

 شعر دیوانه تب آلودم
شرمگین از شیار خواهشها

پیكرش را دوباره می سوزد
عطش جاودان آتشه

آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست

 من به پایان دگر نیندیشم
كه همین دوست داشتن زیباست

 از سیاهی چرا حذر كردن
شب پر از قطره های الماس است

 آنچه از شب به جای می ماند
عطر سكر آور گل یاس است

 آه بگذار گم شوم در تو
كس نیابد ز من نشانه من

روح سوزان آه مرطوب من
بوزد بر تن ترانه من

آه بگذار زین دریچه باز
خفته در پرنیان رویا ها

با پر روشنی سفر گیرم

بگذرم از حصار دنیاها

 دانی از زندگی چه میخواهم


 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 

 
 
 

خواب رویای فراموشیهاست !

خواب را دریابم،

که در آن دولت خواموشیهاست .

من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها می بینم،



و ندایی که به من میگوید :

گر چه شب تاریک است

دل قوی دار،

سحر نزدیک است

استاد حمید مصدق

 
 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 

 

 

وای، باران؛

باران؛

شیشه پنجره را باران شست .

از دل من اما،

چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟



آسمان سربی رنگ،

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ .

می پرد مرغ نگاهم تا دور،

وای، باران،

باران،

پر مرغان نگاهم را شست

استاد حمید مصدق

 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 

 
من به تو خندیدم
چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت: برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را….
و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت
 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

 
 
تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت

 
 

 

 

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

یاد یار دیرینه

می تراود از چشمم

هر غروب آدینه

ای  تصوّر حاضر

ای تخیّل غایب

ای حضور رویایی !

غایب تماشاییِ؛

 

تقویم غمت آقا

آدینه به آدینه

تا برگه ی پایانی

جا مانده در این سینه...

یاد یار دیرینه

می تراود از چشمم

هر غروب آدینه

 

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 
 
 

 

ماه را به اسم کوچکت صدا زدم

آسمان غوغا کرد

نور پاشیدی روی اسم من

زمین حاشا کرد

نام تورا میان حُجب  سکوت شعرهایم پنهان می کنم

لفظ را فدای معنی کرده ام !

اگر چه از تو دیگر اسمی نیست بر لبهایم

ماهی نیست در شبهایم ...

دور از چشم آسمان وزمین

در من می درخشی

ای پیدای پنهان

 

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

 

قماش مخمل چمن دوباره فرش باغ شد

 

نگاه  نرگس غزل   شرار  اشتیاق  شد

 

چراغ لاله روشن است وجوی جاده می رود

 

مسافری  به ناکجا همی پیاده   می رود

 

عروس  نوبهار  را  به  بزم  باغ  می برد

 

کسی که نور وسایه را به اتّفاق می برد

 

تو کیستی که رشته ی کلام را گسسته ای ؟

 

فرا  زمنطق غزل کمر به چامه بسته ای !

 

به بزم شام من بکش کمانی از شهاب را

 

شکست بُعدِ  سایه در شکوه آفتاب را

 

صراحی   افق   پُر  از  فروغ   ارغوانیت

 

خزان شکست خورده در  بهار جاودانیت

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 
 

 

به   الفاظ   ترّحم    پایبندیم

ولی از مال دنیا  دل نکندیم

غرور  آبرومندانِ   محروم

شکست و ما به غفلت سربلندیم!

و خیلی  بی تفاوت  زندگی را

در این دلمرده گی ها می پسندیم

مبین امروز را در ناز ونعمت

که  فردا  ما   یقیناً  مستمندیم

یتیمی بال  پروازش  شکسته

بیا  زخم  کبوتر  را ببندیم

بیا  با  طرح  لبخند  یتیمان

حلول  سال نو با هم بخندیم

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

 

واپسین روزهای اسفند است

نرخ صوت قناریان چند است  ؟!

در خیابان نشسته تکیه به کاج

پسرک چوب عود کرده حراج

بوی کبریت و عود می آید

از دلش بوی دود می آید!

دوره گرد نسیم چرخی زد

 و تلنگر به روح برخی زد!

 

واپسین روزهای اسفند است

ماهی از رقص خویش شرمنده است

چشم آبی دختری تنها

گره خورده به تنگ ماهی ها

دختری با نگاه دریایی !

حسرتی قدِّ تُنگ یک ماهی

دستی از جنس عشق ، پنهانی

آمد  این  روزهای  پایانی

ماهی سرخ را به دختر داد؛

اشک دریا میان تُنگ افتاد

چشم ماهی که محوِ دریا شد

روزی هر دوشان مهیّا شد!  

واپسین روزهای اسفند است

موسم کشت و کار و پیوند است

باغبان ! باغ را هَرَس کردی؟

شاخه را صاف و پیش و پس کردی ؟

شاخه ی زائدی تناور شد

باعث اُفت رشد باور شد

شکّ و تردید را قلم کردی ؟

ساقه ی عشق را عَلَم کردی ؟

تقویت کن نهال ایمان را

خاک اندیشه های گلدان را

ریشه ی استوار بینش را

بهترین باغ آفرینش را ...

 

  واپسین روزهای اسفند است

موعد توبه ی خردمند است

سطح آیینه غرق زنگار است

غفلت و تیرگی پدیدار است

رنگ دلهای ما چرا تار است؟

لَکّه بر پرده های پندار است

شیشه ی چشم ها غبارآلود

از پس پرده های خاک اندود

غصه پیغام دلخوری آورد

دوده ی کینه سینه را پر کرد

ما که از عاشقی خبر داریم

کینه ها را ز سینه برداریم

دل خود را که شستشو کردیم

سوی معشوق خویش برگردیم

واپسین روزهای اسفند است

این سلامی زمهرو پیوند است

لحظه های شکوه لبخند است ...

اهرمن زین شکوه در بند است

چه کسی  در گذار آخر  سال

از عملکرد خویش خرسند است؟!

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

 

 

بنفشه که در قفس پابند است

                     او محکوم  به یک 

                               دوبیتی   لبخند است

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

 

زمن دوری هزاران سال نوری !

در این بُعدِ مسافت ، چون صبوری ؟؟!!

گهی  نزدیکتر  از  حسّ   بودن

به دل روشنتر از علم حضوری !

مُیّسر نیست  دیدار   محبّان

دریغا  دوستی  آن هم به دوری !

تو  تنها  فاتح  اوج غریبِ

چکاد  قلّه های  بی عبوری

قُمار حُسن را بُردی  که داری

به گونه برگِ تک خال غروری

نهفته های خاتم در تو پیداست

طلوع   مطلع  ابیاتِ   نوری

پیِ  آن   آسمانی  برگِ سبزم

که بر خضراء دهد حکم عبوری

گمانم با چنین شوقی رسیده

دگر وقت ملاقات حضوری

 

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

 

فتح : مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ

رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ

السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ

فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ

آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا ﴿ 29 ﴾ جزء 26

 

 

محمد[ ص ] پیامبر خداست ، و کسانى که با اویند، بر کافران ، سختگیر

[ و ] با همدیگر مهربانند .آنان را در رکوع و سجود مى بینى .فضل و

خشنودى خدا را خواستارند .علامت[ مشخصه ]آنان بر اثر سجود در چهره

هایشان است .این صفت ایشان است در تورات ، و مثل آنها در انجیل چون

کشته اى است که جوانه خود برآورد و آن را مایه دهد تا ستبر شود و بر

ساقه هاى خود بایستد و دهقانان را به شگفت آورد ، تا از[ انبوهى ]آنان

[ خدا ] کافران را به خشم دراندازد .خدا به کسانى از آنان که ایمان آورده و

 کارهاى شایسته کرده اند، آمرزش و پاداش بزرگى وعده داده است.

 

 

Muhammad is the messenger of Allah. And those with him are hard

against the disbelievers and merciful among themselves. Thou (O

Muhammad) seest them bowing and falling prostrate (in worship),

seeking bounty from Allah and (His) acceptance. The mark of them is

on their foreheads from the traces of prostration. Such is their

likeness in the Torah and their likeness in the Gospel like as sown

corn that sendeth forth its shoot and strengtheneth it and riseth firm

upon its stalk, delighting the sowers that He may enrage the

disbelievers with (the sight of) them. Allah hath promised, unto such

of them as believe and do good works, forgiveness and immense

reward

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 
 

 

 

از  آسمان هفتم ، عاشق ترین  ستاره

بر خاک مکّه می کرد با یک نظر اشاره

از آمنه مپرسید ،  زاسرار عمق جانش

دنیایی از  تکامل ، پرورده  در  نهانش

در شاهراه قلبش ، یک راه بی عبوراست

شاهین خاطر او  ،  بر قلّه ی غرور است

او  حامل  امین است ، گنج  گران رازی است

رازی که در دو عالم  ، همزاد او دگر نیست

با یک هراس شیرین ،  در انتظار نور است

نور  نبوّت امشب ، آماده ی حضوراست

در اینچنین شبی پاک  ، با ثقلِِ بار لولاک

بر لب ترانه ی عشق  ، چشمی به سوی افلاک

یک شعله ی نهانی  ، آتش زند به عودش

شمع ستاره روشن  ، در کلبه ی وجودش

بیدار تا سحرگه  ،  در آستان محراب

شریان بیقراری ، می ریخت در رگ خواب

در بامداد  امید ،   درگاهِ  آه  را  زد

هرجا که روزنی بود ، زاغ نگاه را زد

امشب ز جمله عالم ، دوری گزید و در بست

با راز باطن خود ، تنها به گریه بنشست

تک تک گهر به دامن  ،با اشک شوق می زد

بگرفته سر به زانو ،  ناگه ندایی آمد !!

- : برخیز ای پریشان ، هان پیش پای مهمان !

گردِ غم از نگاهت ، در نور ما بیفشان

از نکهت بهشتی ، سرشار شد مشامش

از ساغر سما وات ، لبریز گشت جامش

یک نور بی همانند ، در شام آشیانش

آرامش  لطیفی ، در درد استخوانش

دلتنگی عجیبی ،  در آستان  جانش

نجوای ارتعاشی  ، در لرزش بیانش:

هر جا دریچه ای بود ، بر غیر بسته بودم!

امیّد هم نوایی ، از شب گسسته  بودم

آیا شما که هستید؟!  با اینچنین شکوهی

از عالم ملائک ؟! آیا فرشته؟  روحی ؟! ...

-:آرام  بانویِ من  !  من مریم نجیبم

بهر دوای دردت ، فرزانه ای  طبیبم ؛

مشتاق آشنایی ،  من هاجر متینم

خواهم ز باغ جانت ، امشب گلی بچینم ؛

من شاه بانوی عشق ، یا پرده دار شامت

آسیه هستم ای دوست، امشب بود به کامت ...

شفّافتر ز شبنم،  اندر بلور مهتاب

از چشمه ی بهشتی ، اکسیر ساغری ناب

از برگ گل حریری ، از صبح پرنیانی

صد سال نوری از شوق ، در واحد زمانی

رقص سحر گه باد ، در موج گیسوی بید

صد قصه ی نگفته ، از چشم صبح امید ...

از آمنه بپرسید ! از خود خبر ندارد!!

در اوج مستی است و ، رازی نهفته دارد ...

خورشید می درخشد ؟!  یا پرتو رخ اوست ؟!

ای جان عالمی باد ، قربان مقدم دوست

طاق بلند گیتی ، امشب پر از هیاهوست

در صحن پاک عالم ، اذ کارِ " ربّ" و یا "هو"ست

تا بینهایت شب، امشب پر از ستاره است

اندر رکاب مهتاب، صد کهکشان سواره است

هر جا رگی ز هستی است، لبریز شوق ومستی است

هرجا نظرکند دل ، در دست عشق دستی است

مهد نوازش او، گهواره ی زمین است

لالایی سماوی،  با  " لا "ی او عجین است

مسند نشین کیهان ، خورشید ،خال دستش

فرزانگان گیتی  ، نا خورده باده مستش

پیچیده غنچه را گل ، در اطلس تبسّم

می شد به چشم جبریل سیمای گُل  تجسّم

جبریل آیه ای خواند، در گوش کودک نور

با وعده ای ز دیدار، در آستانه ی طور

لب بر ثنای احمد، در آسمان گشاده است

او بهر خیر مقدم  ، صد پیشکش نهاده است:

*از غرفه های ایّام، تنپوش سبز آدم

*از سوره های قرآن ،آیات نام خاتم

*خورشید بی غروبی ،از نور دست موسی

*پروانه ی عروجی، از اوج روح عیسی

*ملک تمام دلها  ، میراثی از سلیمان

*با اسم اعظمی بر، انگشتری درخشان

*آیات محکمی از، لوح زبور داوود

*شیرین حکایتی، از حُسن رسالت هود

*دریای بیکرانی ،از موج قصه ی نوح

*اعجاز بی بدیلی، از مرغ رسته ی روح

*از معجزات نابِ ، شیخ حنیف عالم

*از مصحف حقیقت ، ارقام سال آدم

*پی کرده ناقه ای از، شهر و دیار صالح

*از روضه ی صبوری ، یک دشت سرخ لاله

*تلخی انتظار و ، صبر جمیل یعقوب

*از صد یکی نگفته  ،از دردهای ایوب

*آوازه شعیب از ، بازار کم فروشان

*فریاد عدل او در،  بحر جفا خروشان

*درآشیانه ی لوط  ،ناخوانده میهمانی

در وادی تبارش با نفس حکمرانی

*صد قصه ی نگفته از مرسلین پیشین

از طرح آتی عمر صد ماجرای شیرین...

یا احمد ای محمّد

آدم خودش همان دم ، از هستی ات خبر داشت

بذر تو را به خاکِ ، حوّای مکیّان کاشت

در ورطه های طوفان، بر صلب نوح بودی

از جمله ی رسولان ، میراث دارِهودی

اعجاز آسمانی ، آل حنیف خاکی

جنس بلور مهتاب ، مِهر منیر پاکی

یوسف ز سکّه افتاد تا آمدی به بازار

نشتر به دست عشق است، افسانه را نگه دار!

اسناد ملک و مالِ ، رویایی سلیمان

به مُهر نام پاکت ،گردیده ثبت دوران

شعر بلند نامت ،در نغمه های داوود

ایفاگر معانی، در دفتر سخن بود

فرقی نمی کند که موسی تو را چه نامید

عیسی به نام احمد ،  آورده مُهر تأیید...

یا ایّها المزمّل...

ای گل که در حجابی، از غنچه خفته برخیز

با نغمه ی ملایک در آسمان درآمیز

یا ایّها المدثّر

ای برگ بسته ی گل ، پیچیده گردِ گلبرگ

برخیز و قوم شب را ، یادآوری کن از مرگ...

یا احمد ای محمّد

در سوره ی" محمّد  "  ، نامت سروده سرمد

عیسی دهد بشارت ،  در " صف  " بنام احمد

نوری ز متن " احزاب  " ، نامی ز دُرّ نایاب

ایمای وحی مرسل ،  در صدر آیه ای ناب

نامی به " آل عمران  " ،  از خاتم رسولان

خاتم ز نسل آدم  ، آذینِ متن قرآن

در" فتح   "خوان محمّد  ،در خلق او سرآمد

نامی نامداران ،  شاه رسل خوش آمد...  ؛

یا احمد ای محمّد

صد جمله ی نگفته  ، بی دفتر از تو دارم

سِرّ لبت نهفته  ، در قلب راز دارم

شوری است در وجودم، من آن نیم که بودم

در من کسی سراید !، از اوست این سرودم

یک قطعه ی منّور، از کوکب خیالت

تابیده در سرشتم، در ساحت وصالت

بگشا زبان دل را ، اینجا سخن کم آرد

دیوانه ی تو جز غم ،سرمایه ای ندارد

باید برایت امشب ، صدها غزل بخوانم

باید کنارت امشب ، تا صبحگه بمانم

 

*

سروده شده در شب میلاد رسول آفتاب و امام جعفر صادق (ع)

سال ۸۷   - بهشت خضراء

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

 

امشب سرود یاد  تو  روئیده  بر لبم

از  حسّ  شاعرانه ی  عشقت  لبالبم

ای   خاتم    تمام   رسولان   آفتاب

امشب    دخیل    نامه بران   مقربّم

رندانه روبه قبله ی چشمت نشسته ام

شاید  نگاه  لطف  تو  باشد  مخاطبم

سجّاده را به شعله ی دیدار می کشم

در   واپسین    دقایق    هذیانی   تبم

شعرم سوال مختصری در جوابهاست

ای   پاسخ   تمام   سوالات   مذهبم

امشب  در آستان نیازم شکفته است

تلفیق   نام   پاک   تو  با ذکر  یاربم

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

 

خداوند  تعالی در قرآن می فرماید :

او !

مَعَکُم .... ....با شماست

فیکُم ..در میان شماست

منکُم ..........از شماست

 

 

وسعت سبزِ زمین سجاده ات

امتداد   کهکشانها   جاده ات

شانه های آسمان صحن  دعا

ذکر تسبیح زمین وردِ  شما

ای منزه از  کم و هر کاستی

عمق  معنای   بلیغ   راستی

ذکر یا   حنّان  و یا  مناّن بگو

شرح حالی از شبِ عرفان  بگو

ماه صاحب منصب و- ذی العزّتی-

عمرِ بی عشقت ندارد لذّتی

نور تابان-  مُهیمن –بوده ای

آتش  وادی    ایمن   بوده ای

عالمی سر گشته ی قدّوسیت

گل نروید جز به دامان بوسیت ؛

خاطرم را از سیاهی پاک کن

رحم بر حالِ منِ   غمناک کن ...

بوی سیب سرخ یاسین می رسد

از  سما  آهنگ  آمین  می رسد

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

 

نام  تو    آغاز   دعای   شبم

ذکر تو انگیزه ی هر - یاربم –

ذات تو باقی ست  ومن فانیم

از درت ای دوست کجا رانیم ؟!

حاصل این لحظه که تنهایی است

گوشه ی چشمی زتوهمراهی است

مدعی   فلسفه ی    انتظار-

عاشق سرگشته ی دیدار یار-

منتظرلحظه ی صبح ظهور-

شد به گنه کاری خود از تودور!

آخر هر هفته  که  پرونده ام

دست شما  آمده  شرمنده ام

باز زمن جرم ! تو پوشیده ای

وااای اگر جرم مرا دیده ای!

پرده کشیدی به خطا های من

شیعه منم ؟ منتظرم؟وایِ من

 هیچ کس از کرده ام آگا نشد

پرده دری  از عمل ما نشد !

گر چه گنهکار و پلید و بَدم

سوی تو امشب به دعا  آمدم

آمد ه ام  گیج وپریشان ومَنگ

غرقهِ یِ رسوایی و مردابِ ننگ

در شب غم قلب مرا درک کن

نی که مرا از برِخود ترک کن !

آآآآه  اگر رد   کنی ام از درت

باز زنم   قفل   در   دیگرت

بنده ی  عاصی  فراری منم

آینه ی  خفت  و خواری منم

آه !  که بر خویش ستم کرده ام

بهر گنه ،گریه ی کم کرده ام

گریه سلاح شبِ اندوههاست

گریه جلایِ ورق روحهاست

قسمت من گرچه بلا نوشی است

جام بلا باعث خاموشی است

 روی سکوت است نتِ داد ها

موسیقیِ   ناله  و    فریادها

تار دلم زخمیِ صد زخمه است

رشته ی الفت زگناهم گسست

ناله ی جانسوز وشراری زآه-

هستی بر باد و وجودی تباه-

این همه سرمایه ی عمر منست

عشق تو انگیزه ی این بودنست

هر چه که در راه غمت باختم

    بهتر از آنش به   خدا   یافتم   !  ...

ورنه که من آتشی از دوزخم

شعله ای ازفاجعه ی برزخم

هرکه که سرمایه ی امید داشت

بذر تمنّا  به  ره عشق  کاشت .

برگلِ  رخسار  محمد (ص)   سلام

مثنوی   عشق   نگردد      تمام

 

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

 

شعر چيست ؟؟؟    جرقّه  ي  ناگهاني پندار كه 

شعله بر خرمن  احساس مي كشد  ؛

 جهش اعجاب برانگيز روح 

 كه از روشنترين افق بينش مي درخشد

وبه بينهايت راز خلقت انسان پيوند مي خورد .

چشمه ي جوشاني  كه پا به پاي  زمان

 از مسير خلقت محبّت  مي  گذرد

و هر رهگذري تصوير زلال عشق خويش را

در آن  به  تماشا مي نشيند .

هرجا كه شاعري  زير وبم  موسيقي  كلمات 

را در سمفوني  احساس  نواخته است 

 ترنّم روح نواز فطري  عشق را زمزمه نموده است.

شعر ، حسّ لطيفي است كه از ملكوت  غيبي  ،

در آينه  ي  روح و روان عاشقان ترسيم مي شود .

 

{رسول الله اعلي : اِنّ لله كنوزاً تحتَ العَرش مفاتيحه السنة الشُعرا }

 

 

 

                           

                        

                       

                      

                     

                    

                    

 

 

 

قلبم دستهایش را بر گلو یم میفشارد
میخواهد تاوان تمام دردهایی را که به رو یش سنگینی میکند از من بگیرد
و من هربارو هربار به دروغ قول سبک کردن بارش را میدهم.
ظرفیت قلبم تکمیل است فقط یک نفس مانده تا شکستن!
افسوس...حتی نمیدانم برای دل خود چه کنم،اما
اجازه ی نفس کشیدن را از او خواهم گرفت!
دلم را میگویم میخواهم زنده به گورش کنم
آشفته ام نمیدانم دردم چیست؟
حسی شبیه مردن تمام وجودم را گرفته ، احساس مردگی...
دلم هوای مردن را کرده! ... 

امشب ویرانم، خدایا به فریادم برس

 

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪  

گلايه اي نيست که مرا تنها
 در بيابان به پاي رقص گرگ ها نشاندي
همسفر...
       در پي ابي يا سراب ؟
                   اه ، چه فرقي دارد؟
 اما حتما فکر اين را هم کرده اي که ممکن است
 با  خاک بيابان در هم بياميزم... نه ؟؟؟

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

 


نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد؟
نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت!
ولی آنقدر مشتاقم که ازخاکه گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد به دست طفلکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد
بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را...
 
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
 

 
در يكي از روزهاي پر زدرد
من رها گردم از اين دنياي سرد
قوم و خويش از مرگ من گريان شوند
در فراقم خسته و نالان شوند
قامتم پيچند آنگه در كفن
گريه ها سر ميدهند از بهر من
خاك بر گورم بريزند واي واي
ناله ها سر ميشود با هاي هاي
جسم من پوسد در اين گودال تنگ
استخوان ماند در اينجا زير سنگ
قوم و خويشان فراموشم كنند
چون چراغي زود خاموشم كنند
از نظرها دور دور گردم چه باك
من خلاصم اندر اينجا زير خاك
 
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
 
 
 

گفتم : خسته ام.

گفتی : لاتقنطوا من رﺣﻤﺔالله  " هرگزازرحمت خدا ناامید مباشید " (سوره زمر/ 53) "

 

گفتم : هیشکی نمی دونه تو دلم چی می گذره.

گفتی : ان الله یحول بین المرء وقلبه  " بدانید که خدا درمیان آدمی وقلبش حایل است (وازهمه اسراردرونی آگاه است ) ". (سوره انفال / 24)

 

گفتم : غیرازتوکسی رو ندارم .

گفتی : نحن اقرب الیه من حیل الورید " ازرگ گردن نزدیکترم " ( سوره ق /16)

 

گفتم : ولی انگاراصلا منوفراموش کردی.

گفتی : فاذکرونی اذکرکم " مرا یاد کنید تا شما را یادکنم " (بقره /152)

                                 

گفتم : تاکی باید صبرکرد؟

گفتی : و ما یدریک لعل الساعه تکون قریبا  " وتوچه می دانی ؟ شاید آن ساعت بسیارموقعش نزدیک باشد " (احزاب /63)

 

گفتم : تو بزرگی ونزدیکیت برای من کوچیک خیلی دوره ! تا اون موقع چیکارکنم ؟

گفتی : واتبع ما یوحی الیک واصبرحتی یحکم الله  " راه صبر پیش گیر تا وقتی که خدا حکم کند " (یونس/109)

 

گفتم : خیلی خونسردی ! توخدایی و صبور ! من بنده ات هستم و ظرف صبرم کوچیک.... یه اشاره کنی تمومه !

گفتی : عسی ان تحبوا شیئا وهو شرلکم  " چه بسیارشودکه چیزی را دوست دارید ودرواقع شرشما درآن است وخداوند به مصالح شما نمی داند " (بقره /216)

 

گفتم : انا عبدک الضعف الذلیل..... اصلا چطوردلت مییاد؟

گفتی : ان الله بالناس لرئوف رحیم   " که خدا به مردم ،مشفق ومهربان است " (بقره / 143)

 

گفتم: دلم گرفته

گفتی : بفضل الله وبرحمته فبذلک فلیفرحوا " باید منحصرا" به فضل ورحمت خدا شادمان شوید " (یونس/58)

 

گفتم : اصلا بی خیال ! توکلت علی الله  

گفتی : ان الله یحب المتوکلین " خدا آنان را که براواعتماد کنند دوست دارد ویاوری کند " (عمران/159)

 

گفتم : خیلی چاکریم !

ولی این بار، انگار گفتی : حواست رو خوب جمع کن ! یادت باشد که :

ومن الناس من بعید الله علی حرف فان اصابه خیر اطمان به وان اصابته فتنه انقلب علی وجهه خسرالدنیا والاخره    " بعضی از مردم ، خدا را به زبان و ظاهرمی پرستندنه به حقیقت ، وازاین رو هرگاه به خیرونعمتی رسد، اطمینان خاطرپیدا کند و اگربه شر و فقر آفتی رسد. ازدین خدا رو برگرداند . چنین کس دردنیا وآخرت زیانکاراست
 
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
 
 

التماس قدرت

خدایا قدرتم را دو چندان کن

نه در بازوانم

قلبم را قدرتی بخش تا ناملایمات زندگی را آسان تر تحمل کنم

تا بدانم عشق چیست و چگونه عشق بورزم ؟

خدایا قدرتم را فزونی بخش

نه چشم هایم را و نه زبانم

بلکه فکر و اندیشه ام را تا بدانم کیستم و چیستم

تا از دوش ناتوانی باری را برگیرم تا دست سردی را گرمی بخشم

تا دردمندی را آسوده سازم

 خدایا قدرتم را افزون کن

نه در گستاخی و نه در گزافه گویی

بلکه روحم را تا بدانم انسلنیت چیست و کجاست

تا بدانم کوتاه ترین راه برای انسان شدن و انسان ماندن چیست

خدایا کمکم کن

من تمنای قدرت دارم

 
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
 
 

 

فراموش شده ام در این دنیا عاشقان

فراموش شدم در دریاچه عشق

فراموشم کردی رفتی عزیزم

نذاشتی این دل من با تو باشه

فراموشم کردی از ذهنت

فراموش کردی حرف های من

فراموش کردی عشق منو

فراموش شدم عزیزم از ضیافت عشق

فراموش شد این دلم

فراموش شد این نگاه عاشقانه

فراموش شد این حرف های عاشقانه

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
 
 
 

من می روم اما به او بگویید دوستش دارم

به او که تنش بوی گلهای سرخ را میدهد

به او که با جادوی کلامش زیباترین لغات را شناختم

به او که لحن صدایش دلپذیرترین آهنگ است

به او که نگاهش به گرمی آفتاب و لبانش به سرخی شقایق ودلش به زلالی باران است

به او که برای من مینویسد

مینویسد از باران، از شبنم، از گرمای عشق و ...

من می روم اما به او بگویید دوستش دارم

به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من درآن غرق شده

به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور ، شعر و ترانه برد

و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی

باز کردمن می روم اما به او بگویید دوستش دارم

به او که صدای پایش را میشنوم

به او که لحن کلامش را میشناسم

به او که عمق نگاهش را میفهمم

به او که .....

من می روم اما به او بگویید دوستش دارم

به او که گل همیشه بهار من است

به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است

و به او که عشق جاودانه م

 
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
 
 
 

 
 
خدایا روزی عزیزترینم خواسته ام را اجابت خواهد کرد که دیگر من در این جهنم سبز نباشم

 
 
 

ازت خواهش می کنم التماست می کنم بفهم احساسم را و دیگر نگو .....

 
   هیچ کس تنهایی ام را حس نکرد

                                                   لحظه ی ویرانیم را حس نکرد

در تمام لحظه هایم هیچ کس وسعت صدایم را حس نکرد

      آن که سامان غزلهایم از اوست

                  بی سرو سامانیم را حس نکرد

                                                    هیچ کس حس نکرد درد دل من چیست

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
 
 

 
 
آهای!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

من عاشق tanrem  ام

tanrem مال من

خدایا التماس می کنم واسم نگهش دار

 

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
 
 
 
درد آشنای من فقط تویی ای زندگی من

                                   یا رب چه کنم  که عاشق ترین دنیا منم

  حال مرا چه کنم هیچ کس درک نکرد

                                  آواره ترین دنیا منم چه  کنم؟

 یا  رب مددی گوش به درد دل من کن

                                  در تلاطم عشق گرفتار گشتم چه کنم؟

 یا رب درد دل با که گویم چنین

                                  آواره ات گشته ام من در این دنیا چه کنم؟

عزیزم به غیر از زندگی بگو چه کنم؟

 

 

 


http://g.imagehost.org/0391/siqma_ir_sabzeh2.jpg

 

دلم واسه سیزده بدر میسوزه ! میدونی چرا !؟

آخه بهش میگن نحس ! بیچاره ها خبر ندارن تو دست سیزده بدر رو از پشت بستی !

.

.

.

با سلام و عرض تبریک سال نو

باید خدمت شما عرض کنم که بنده امسال قصد ازدواج ندارم !

لطفا سبزه ها را به نییت یکی دیگه گره بزن !!!

http://www.khorsand.org/main/archives/%DA%AF%D8%B1%D9%87%20%D8%B3%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D9%87%20%D8%A8%D8%AF%D8%B1.jpg

.

.

.

الهی قربونت برم که انقدر نازی ! مثل سبزه ی عید میمونی

انشالله این سیزده به در بجای سبزه انقدر گره بزننت که دیگه باز نشی

به هر صورت سکه دو رو داره !

.

.

.

سلام عزیزم  فاطمه  جون سیزده کجا میرین؟

اگه میشه بیا با هم بریم.

اخه پارسال با تو خیلی خوش گذشت

تو که میبینی اس ام اس مال تو نیست مرض داری تا اخر میخونیش !؟

.با آرزوی یافتن همسری مناسب از دختران منتظر

دعوت میشود ضمن خویشتن داری

از گره زدن سبزه ها به شدت خورداری فرمایند !

سازمان حمایت از محیط زیست !

http://www.farya.com/images/all/sabzeh2.jpg

.

.

.

اگه قرار باشه دروغ سیزده رو در مورد من بگی چی میگی؟

قبل از اینکه برای یکی دیگه بفرستی جواب منو بده !

.با تبریک سال نو خدمت مجردهای گرامی!

دستگاه “سبزه گره زنی” با قابلیت ۹۰ گره در ثانیه

پیش فروش می شود

 

.از غظنفر می پرسن ۱۲ فروردین چه روزیه ؟

میگه روزی که میریم برای ۱۳ بدر جا می گیریم !

.تو رو خدا فردا جایی قرار نزار میخوام سیزده رو فقط با تو باشم

آخه بدون تو اصلا صفا نداره

اینم از دروغ سیزده من

.//////& //////

اینها سبزه ۱۳ بدره! اون وسطی رو برای رسیدن تو به آرزوهات گره زدم !

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

وای نمی دونی چه خبر

همه چیز یه جوری شده

نه به خدا من قرص مورص نخوردم ها

همه چیز یه جورایی ، وقتی بهش نگاه می کنم ته دلم قلی ویلی میره می خوام از ته دل بقلش کنم

ولی چه کنم که تا منو می بینه فرار می کنه

آه خدای من ای کاش می شد  یکم نازش کنم

این روزا روز دیگه ای با این که با هم دیگه آشنا شدیم (البته به نظرم او اَم مو رو مو خواد اما چه کنم که دیگه . . .) 

من چند بار یه چیزایی فرستادم  اونم اولش قبول نمی کرد امام بعد قبول کرد انقدر خوشحال شدم که نگو

اصل انگار همه چیز عوض شده رنگ بوی قبل نمی ده

همه چیزای عالم شادن من شادم

دارم از شادی منفجر می شم

نمی دونی تو پوستم جا نمی گیرم البته این به خاطر چاقیم و ربطی زیادی به این روزا نداره البته یه کم ربط داره ولی  دیگه

الان نمی تونم فراموشش کنم اصلا خواب ندارم هی تو این فکرم که شب خوب می خوابه یا نه چه خورده

جاش گرم نرم هست یا نه

ای کاش می یومد جای من تا خیالم راحت می شد اما چه کنم که تنا من می بینه از من فاصله می گیره

اول فکر کردم خیلی زشتم بعد فهمیدم از سر چیز دیگه ای

ای کاش می تونستم باهش حرف بزنم و ازش بپرسم اسمت چیه امام چه کنم که نمی شه

البته خودم یه اسمی گاشتم

اسمشو گذاشتم نازنین

واقعا که نازنین

الان که دارم اینو می نویسم دلم می خواد از ته دل ببوسمش

هی همش تقصیر این بهار اگه نیومده بود من با نازنین آشنا نمی شدم

حالا من موندم به این بهار چی بگم بهش بگم الان وقت امدن بود که وضع زندگی مو بهم بر یزی دوست دارم یه مشت بزنم به بهار بهش بگم تو قرار بود چند روز دیگه بیای نمی بینی خون هنوز کثیف

ها

چی

"من دارم در مورد کدوم دختر حرف می زنم؟"

دختر کجا بوده

من دارم در مورد گنجشک سر کوچمون حرف می زنم

ها "پس بهار کیه !؟"

بهار دیگه بهار کسی نیست بهار بهاره

حالا بیا بگو بهار کیه نه ببخشید چیه

بهار بهار اولین فصل سال قرار بود اول فرودین بیاد  ولی تو 20 اسفند سر کلش پیدا شده

ای بابا شما دارین در مورد چه فکر می کردین

بابا دمه شما رو گرم

برم برم تا شما فکر نا جوری دیگیه نکردین

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

اینم چند تا کارت تبریک 

سال نو مبارک

سیامک   ¤¤ ¤¤¤   فاطمه

 

 

نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز 
 نوروز

 

مرگ آدميت
ازهمان روزي كه دست حضرت هابيل گشت آلوده به خون حضرت قابيل .
ازهمان روزي كه فرزندان آدم صدرپيغام آوران حضرت باري تعالي زهر تلخ دشمني درخونشان جوشيد.
آدميت مرد؛گرچه آدم زنده بود.
ازهمان روزي كه يوسف رابرادرهابه چاه انداختند
ازهمان روزي كه باشلاق وخون ديوارچين راساختند
آدميت مرد:بعدهي دنياپرازآدم شدوآهن آسياب گشت وگشت
قرن هاازمرگ آدم هم گذشت؛اي دريغ آدميت برنگشت
روزگارماقرن مرگ انسانيت است
سينه ي دنيا ز خوبي ها تهي است
صحبت ازپاكي مروت آهي است
صحبت ازموسي وعيسي ومحمد نايي است
واي جنگل را بيابان ميكنند
دست خون آلود را درپيش چشم خلق پنهان ميكنند
هيچ حيواني به حيواني نميدارد روا آنچه آهن نامردمان باجان انسان ميكند
واي جنگل را بيابان ميكنند
من كه ازپژمردن يك شاخه گل
ازنگاه ساكت يك كودك بيمار
ازفغان يك قناري درقفس
حتي قاتلي بر دار
اشك در چشمان و بغضم در گلوست
واندر آهن ايام زهرم در پياله زهر مارم در سبوست
مرگ او را ازكجا باور كنم
صحبت ازپژمردن يك برگ نيست
فرض كن مرگ قناري در قفس هم مرگ نيست
فرض كن يك شاخه گل هم در جهان هرگز نمرد
فرض كن جنگل بيابان بوده از روز نخست
در كويري سوت وكور؛درميان مردمي با آهن مصيبتها صبور
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق
گفتگو ازمرگ انسانيت است.
امیدوارم خوب باشه.

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::  دوستت دارم

 

سعادت ، سخاوت ، سربلندی ، سروری ، سلامتی ، و سرور

که بهترین هفت سین زندگی است را برای شما دوست عزیز آرزومندم . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به علت نبود چرت و پرت از هم اکنون سال نو را به شما تبریک میگوئیم !

از طرف انجمن اس ام اس باز ها !!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

نرم نرمک میرسد اینک بهار ، خوش به حال روزگار ، خوش به حال چشمه ها و دشت ها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها ، خوش به حال غنچه های نیمه باز . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خواستم برات سبزه عید بفرستم گفتم شاید طاقت نیاری و تا عید بخوریش !!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

میخوام هفت سین عید رو با یاد تو بچینم

سبزه را با یاد روی سبزه ات

سمنو به یاد شیرینی لبخندت

سایه دانه به رنگ چشم هایت

سرکه با یاد ترشی مهربانیت

سیب با یاد تردیه گونه هایت

سکه با یاد درخشش قلبت

سیر با یاد تندی کلامت

با همه خوبی ها و بدی ها یت دوستت دارم . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بهار بهترین بهانه برای زیستن

آغاز بهترین بهانه و آغاز بهار بر شما مبارک . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

میدونم اگه بگم سال نو مبارک حالت از شنیدن این جمله کلیشه ای بهم میخوره

پس سال نو مبارک !!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

امروز 2 نفر آدرس و شماره تلفنت رو ازم خواستن منم بهشون دادم

یکیشون خوشبختی و اون یکی سعادت

سال 89 میان سراغت !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سلام ، نزدیک عیده ، توی خونه تکونی دلت ما رو بیرون نکنی با معرفت !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عاقبت زمستون رفت و رو سیاهیش برای ما موند !

امضاء حاجی فیروز !!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دنیا را برایتان شاد شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزو مندم

هر روزتان نوروز . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تو عید میوه ها گرون میشه ، قدر خودتو بدون گلابی !!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

باز کن پنجره را ، که بهاران آمد / که شکفته گل سرخ ، به گلستان آمد

سال نو مبارک . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بهار با گلهایش ، و سال نو با امید هایش

این عید با امیدهایش بر تو ای عزیز ترینم مبارک . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

امیدوارم تو سال جدید موتور آرزو هات پنچر نشه !

عید89 مبارک

بهار با تمام رنگارنگی یک پیام دارد

" یکرنگی "

سال نو مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عید واقعی از آن کسی است که آخر سالش را جشن بگیرد نه اول سال را

نوروز بر شما مبارک . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

نه زمستانی باش که بلرزانی و نه تابستانی باش که بسوزانی

بهاری باش که برویانی ... بهار 89 مبارک . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چهار دعای برتر لحظه تحویل سال /  اول دعا برای ظهور آن بی مثال

دوم تمام ملت بی ضرر و بی ملال / سوم رسیدن ما به قله های کمال

چهارم تمام جیب ها پر از پول ، اما حلال . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

گلها همه با اذن تو برخواسته اند / از بهر ظهور تو خود آراسته اند

مردم همه در لحظه تحویل ، بی شک اول فرج تو را از خدا خواسته اند . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بزرگترین رنجها از آن کسانی است که رنج نمیکشند .

 

سالی مملو از رنج و زحمت برات آرزو دارم !!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عید حقیقی را کسانی درک میکنند که با یک چشم بر گذشته بگریند و با چشم دیگر

به آینده لبخند بزنند . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خداوندا تقدیر دوستان را در سال آینده به گونه ای قرار بده که در پایان سال

از گذشته خود افسوس نخورند . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آنان که هر روز تدارک اردوی آسمانی میبینند ، پر شکوهترین اوقات فراغت را دارند

پرشکوه ترین تعطیلات نصیبتان باد . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بهار آمد که تا گل باز گردد / سرود زندگی آغاز گردد

بهار آمد که دل آرام گیرد / ز درد و غصه ها فرجام گیرد

بهار 1389 بر شما مبارک

 

 


عشق از دیدگاه مختلف

ـ عشق از دید حاج آقا : استغفرالله باز از این حرفهای بیناموسی زدی
(
جمله ی عاشقانه : خداوند همه ی جوانان را به راه راست هدایتکند
)
ـ عشق از دید دختر .. : آه ... خدای من یعنی میشه بدوناینکه بابام بفهمه من عاشق بشم . ( جمله ی عاشقانه : ندارد)ـ عشق از دید یک ریاضیدان : عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول (جمله ی عاشقانه : آه عزیزم به اندازه ی سطح زیر منحنی دوست دارم(ـ عشق از دید بقال سرکوچه : والا دوره ی ما عشق .. نبود ننمون رفت و این سکینه خانوم رو واسمون گرفت (جمله ی عاشقانه : سکینه شام چی داریم

...)
ـ عشق از دید اصغرکاردی (در زندان) : مرامتو عشقه ، عشقی ( جمله ی عاشقانه : چاقو خوردتیم لوتی(ـ عشق از دید یک دختر دانش آموز کمی بی غم : آه عزیزم کاش الان پیشم بودی، بغلم میکردی ، سرمو میزاشتی رو شونه هات ... ( جمله ی عاشقانه : دوست دارم عزیزم)ـ عشق از دید مادر بزرگم : این حرفهای بد رونزن ، راستی این دختر اقدس خانوم خیلی دختر خانوم و با کمالاتیه ، تازه تحصیلکرده هم هست ...
(
جمله ی عاشقانه : بریم خواستگاری..)ـ عشق ازدید ... (خودتون میفهمید از دیدکی)عزیزم تو که عاشقمی پس چرا هزینه ی عمل کردندماغمو نمیدی ... ، واسه ناهار بریم رستوران سالی بادوستش هم قراره بیاد ، دوست سالی واسش یه ماتیز خریده ( به قول بعضی ها دوو منگل) تو حتی حاضر نیستی واسه من که این همه دوست دارم حتی یه پراید بخری (جمله ی عاشقانه : عزیزم گوشی سونی میخوام و ... راستی دوست هم دارم

ـ عشق از دید کسی که باراوله که عاشق میشه : عزیزم باور کن حتی یک لحضه بدون تو نمیتونم زندگی کنم ، تو واسم همه ی دنیا هستی ... ( جمله ی عاشقانه : فدات شم عزیزم خیلی خیلی دوست دارم )ـ عشق از دید کسی که بار اولش نیست : عزیزم خیلی دوستدارم ، باور کن به خاطر تو شبها با پای برهنه میخوابم ( جمله ی عاشقانه : آه عزیزم دیرم شده باید برم )ـ عشق از دید یک راننده : رادیات ( رادیاتور) عشق من از برایت جوش آمده ، باور نداری بر آمپرم بنگر (بالهجه ی شوفری بخوانید) ( جمله ی عاشقانه : عزیزم دوست دارم... بو بوبوغ)ـ عشق از دید بعضی ها : آه خدا یعنی میشه بیادخواستگاریم ... (جمله ی عاشقانه : یا شابدالعظیم 1000 تومن نذرت میکنم بیادخواستگاریم )ـ به دلیل نحسی از نوشتن معذورم ( حتی شمادوست عزیز )ـ عشق از دید ارازل و اوباش : عشق .. سیخی چند ، برو بچه سوسول دلت خوشه ، خونه خالی نداری ... جمله ی عاشقانه : بوبوغ ... خانوم بیا بالا خوش میگذره(ـ عشق از دید کسی که در عشق شکست خورده : عشق یعنی کشک ( جمله ی عاشقانه : برو کشکتو بساب(عشق از دید بابام : آخه پسر عشق واست نونو آب میشه ... حالا بگو ببینم پدرش چیکارست ؟ ( جمله ی عاشقانه : برو با دختر حاج آقا ازدواج کن
(
ـ عشق ازدید ما میم : وا مگه تو امسال کنکور نداری ، عشق واسه بعد ، مگه تو امسال فلاننداری ،عشق واسه بعد ( جمله ی عاشقانه : جملات عاشقانه ای هنوز بیان نشده (ـ عشق از دید شما : ( به من چه

 

  فاطمه  ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪   دوستت دارم

 

به بهانه آغاز سال نو

آمدن بهار تجلی امیدی است که تحقق یافته است . یعنی پس از هر سقوطی می توان دوباره صعود کرد . می توان از نو شروع کرد می توان از گذشته تنها یک عبرت بماند برای طی درست آینده .

می توان از نو شدن را از بهار اینگونه آموخت که باورها و اندیشه ها دوباره نو کرد . زنگار های فکری و روحی را زدود و برای ارتقای خود و جامعه حرکتی آگاهانه و برگرفته از شناخت و معرفت دینی انجام داد .

هر آنکس که در این راه حرکت می کند ما را از دعای خیرش فراموش ننماید . 

 

  بس یا علی

 

::::::::::::::::::: دوستت  دارم :::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

عشق را امتحان كن!

این داستان یك ماجرای واقعی است

سالها پیش در كشور آلمان زن و شوهری زندگی می كردند که آنها هیچ گاه صاحب فرزندی نمی شدند. یك روز كه برای تفریح به اتفاق هم از شهر خارج شده و به جنگل رفته بودند ببر كوچكی در جنگل نظر آنها را به خود جلب كرد.

مرد معتقد بود که نباید به آن بچه ببر نزدیك شد. نظر او این بود که ببر مادر جایی در همان حوالی فرزندش را زیر نظر دارد. پس اگر احساس خطر می كرد به هر دوی آنها حمله می كرد و صدمه می زد. اما زن انگار هیچ یك از جملات همسرش را نمی شنید! خیلی سریع به سمت ببر رفت و بچه ببر را زیر پالتوی خود به آغوش كشید و سپس دست همسرش را گرفت و گفت :

عجله كن! ما باید همین الآن سوار اتومبیل مان شویم و از اینجا برویم.

آنها به آپارتمان خود بازگشتند و به این ترتیب ببر كوچك عضوی از اعضای این خانواده ی كوچك شد و آن دو با یك دنیا عشق و علاقه به ببر رسیدگی می كردند.

سالها از پی هم گذشت و ببر كوچك در سایه ی مراقبت و محبت های آن زن و شوهر حالا تبدیل به ببر بالغی شده بود كه با آن خانواده بسیار مانوس بود.

در گذر ایام مرد درگذشت و مدت زمان كوتاهی پس از این اتفاق دعوتنامه ی كاری برای یك ماموریت شش ماهه در مجارستان به دست آن خانم رسید.

زن با همه دلبستگی بی اندازه ای كه به ببری داشت كه مانند فرزند خود با او مانوس شده بود ناچار شده بود شش ماه كشور را ترك كند و از دلبستگی اش دور شود.

پس تصمیم گرفت، ببر را برای این مدت به باغ وحش بسپارد. در این مورد با مسوولان باغ وحش صحبت كرد و با تقبل كل هزینه های شش ماهه ببر را با یك دنیا دلتنگی به باغ وحش سپرد و كارتی از مسوولان باغ وحش دریافت كرد تا هر زمان كه مایل بود بدون ممانعت و بدون اخذ بلیت به دیدار ببرش بیاید.

دوری از ببر برایش بسیار دشوار بود. روزهای آخر قبل از مسافرت مرتب به دیدار ببرش می رفت و ساعت ها كنارش می ماند و از دلتنگی اش با ببر حرف می زد. سرانجام زمان سفر فرا رسید و زن با یك دنیا غم دوری با ببرش وداع كرد.

بعد از شش ماه كه ماموریت به پایان رسید وقتی زن بی تاب و بی قرار به سرعت خودش را به باغ وحش رساند در حالی كه از شوق دیدن ببرش فریاد می زد:

عزیزم، عشق من، من بر گشتم، این شش ماه دلم برایت یك ذره شده بود، چقدر دوریت سخت بود، اما حالا من برگشتم ... و در حین ابراز این جملات مهر آمیز به سرعت در قفس را گشود و آغوشش را باز كرد و ببر را با یك دنیا عشق و محبت و احساس در آغوش كشید.

ناگهان صدای فریادهای نگهبان قفس فضا را پر كرد:

نه بیا بیرون، بیا بیرون! این ببر تو نیست. ببر تو بعد از اینكه اینجا رو ترك كردی بعد از شش روز از غصه دق كرد و مرد. این یك ببر وحشی گرسنه است.

اما دیگر برای هر تذكری دیر شده بود. ببر وحشی با همه عظمت و خوی درندگی میان آغوش پر محبت زن مثل یك بچه گربه رام و آرام بود!

اگرچه ببر مفهوم كلمات مهر آمیزی را كه زن به زبان آلمانی ادا كرده بود نمی فهمید اما محبت و عشق چیزی نبود كه برای دركش نیاز به دانستن زبان و رسم و رسوم خاصی باشد. چرا كه عشق آنقدر عمیق است كه در مرز كلمات محدود نمیشود و احساس آنقدر متعالی است كه از تفاوت نوع و جنس فراتر می رود.

برای هدیه كردن محبت یك دل ساده و صمیمی كافی است تا از دریچه ی یك نگاه پر مهر عشق را بتاباند و مهر را هدیه كند. محبت آنقدر نافذ است كه تمام فصل سرمای یاس و ناامیدی را در چشم بر هم زدنی بهار كند. عشق یكی از زیباترین معجزه های خلقت است كه هر جا رد پا و اثری از آن به جا مانده چون گوهری درخشنده انسان را به ستایش وادار نموده است.. محبت همان جادوی بی نظیری است كه روح تشنه و سرگردان بشر را سیراب می كند و لذتی در عشق ورزیدن هست كه در طلب آن نیست.

بیا بی قید و شرط عشق ببخشیم تا از انعكاسش كل زندگیمان نور باران و لحظه لحظه ی عمرمان شیرین و ارزشمند گردد. در كورترین گره ها، تاریك ترین نقطه ها، مسدود ترین راه ها، فقط عشق است که بی نظیر ترین معجزه و راه گشاست. مهم نیست دشوارترین مساله ی پیش روی تو چیست. ماجرای فوق

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::  دوستت دارم

 

آیا میدانستید

 آیا میدانستید که زنان تقریبا ۲ برابر مردان چشمک میزنند ؟

آیا میدانستید که مهمترین عامل افزایش طول عمر داشتن تناسب اندام به همراه وزنی مناسب است ؟

آیا میدانستید که مار می تواند تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرش نیش بزند ؟

آیا میدانستید که اگر مادران در زمان بارداری سیب به خصوص سبز استفاده کنند نوزادانشان زیبا میشوند ؟

آیا میدانستید که انسان به طور طبیعی از چهار سالگی به بعد را در حافظه دارد. خاطرات قبل از چهار سالگی از حافظه پاک می‌شود ؟

آیا میدانستید که اگر می‌خواهید از آرواره یک تمساح جان سالم به در ببرید، باید انگشت‌هایتان را در چشمانش فرو کنید تا فورا به ‌شما اجازه فرار بدهد ؟

آیا میدانستید که یکی از شگفتی‌های ریاضی این است‌ که وقتی عدد (111111111)
(یعنی یک عدد 9 رقمی از عدد 1) را در خودش ضرب كنی، جواب (12345678987654321) خواهد شد ؟!

آیا میدانستید که اگر برای رفع سوزش دهان توسط فلفل، آب بخورید بی فایده است. چون فلفل نوعی روغن پایه است و با آب ترکیب نمی شود. برای رفع این سوزش باید نان بخورید

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::   دوستت دارم

 

آیا می دانید که ...

آیا می دانستید آنهایی که از نظر احساسی بسیار قوی بنظر می رسند در واقع بسیار شکننده و ضعیف هستند!

آیا می دانستید آنهایی که زندگیشان را وقف مراقبت از دیگران می کنند خود به کسی برای مراقبت نیاز دارند!

آیا می دانستید سه جمله ای که بیان آنها از همه جملات سخت تر است دوستت دارم، متاسفم و به من کمک کن می باشد.

ایا می دانستید کسانی که قرمز می پوشند از اعتماد بیشتری نسبت به خود برخوردارند!

آیا می دانستید کسانی که زرد می پوشند از زیبایی خود لذت می برند!

آیا می دانستید کسانی که لباس مشکی به تن می کنند نمی خواهند مورد توجه قرار گیرند ولی به کمک و درک شما نیاز دارند!

آیا میدانستید زمانی که به کسی کمک می کنید اثر آن دوباره به سوی شما بر می گردد!

آیا می دانستید که نوشتن احساسات بسیا آسانتر از رو در رو بیان کردن آنهاست، اما ارزش رو در رو گفتن بسی بیشتر است!

و آیا می دانستید اگر چیزی را با ایمان از خداوند بخواهید حتما به شما عطا خواهد کرد!


::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::   دوستت دارم
 

بدون شرح

گنجشک تازه لانه اش را تمام کرده بود و خواست  تا لحظه ای در آن آرام گیرد که ناگهان.........

بادی سخت وزیدن گرفت و تمام امید و آرزوی او را در هم ریخت.لانه ای که با هزار شوق درست کرده بود به زمین افتاد و در هم شکست.

گنجشک  هم با خدا قهر کرد.

گذشت و گذشت و از گنجشک خبری نشد.

خدا به سراغش رفت و پرسید :خیلی وقت است پیش ما نیامدی؟

گنجشک با عصبانیت پشت به خدا کرد و گفت:چرا لانه ام را خراب کردی؟

خدا گفت:میخواهی بدانی؟

ماری در راه لانه ات بود.باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند .آنگاه تو از کمین مار پر گشودی.

گنجشک در خدایی خدا مانده بود.

خدا گفت:چه بسیار بلاها که بواسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنیم برخواستی.

اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت.

گریه گنجشک فضای آسمان را پر کرد.............

 

 


زیبا ترین جملات عاشقانه رمانتیک کاربردی

آسمون منو تو يه مدته سياه شده گفتن دوست دارم كم شده كيميا شده اون غروري كه گذاشته بوديمش يه جاي دنج اومده باز توي قلب من وتو خدا شده اون حسادت هايي كه اول طعم عاشقي رو داشت حالا انگار ارزشش قد يه ادعا شده اون دسا كه داده بوديم توي رويامون به هم تقصير كيه نمي دونم ولي رها شده ما قرار نبود مثل بقيه زندگي كنيم چرا حرف هامون مث تموم آدما شده گنبد عشق منو تو ضريحاش طلايي بود طلا ها ريخته و جنس گنبدا بلا شده ما رو چشمون زدن ما كه با هم بد نبوديم ما چه تقصيري داري

بيا با من دلم تنها ترين است/ نگاهت در دلم شور آفرين است/ مرا مستي دهد جام لبانت/ شراب بوسه ات گيرا ترين است/ ز يك ديدار پي بردي به حالم/ عجب درمن نگاهت نكته بين است/ سخن از عشق ومستي گوي با من/ سخن هايت برايم دلنشين است/ مرا در شعله ي عشقت بسوزان/ كه رسم دوستداريها همين است/ نشان عشق را در چشم تو خواندم/ دلم چون كويي آيينه بين است/ به من لطف گل مهتاب دادي/ تنت با عطر گلها همنشين است/ دوست را هم تو باش آغاز وپايان/ كه عشق اولي وآخرينست

اي كاش كودك بودم ،تا بزرگ ترين شيطنت زندگيم نقاشي روي ديوار بود. اي كاش كودك بودم ، تا از ته دل مي خنديدم، نه اينكه مجبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم. اي كاش كودك بودم ، تا در اوج ناراحتي و درد با يك بوسه تو، همه چيز را فراموش مي كردم

عشق افسانه نيست آنكه عشق آفريد ديوانه نيست عشق آن نيست كه در كنارش باشي عشق آن است كه به يادش باشي

با سيم ناز مژهات يه عمر گيتار ميزنم/نگاهتو كوك نكني من خودمو دار ميزنم/چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن/دست خودم نيست دلمو به درو ديوار ميزنم


آغوش پاركينگي است كه جريمه ندارد . . . . بوسه تصادفي است كه خسارت ندارد . . . . . . . . چيه دنبالم راه افتادي؟

كاش مي شد بارديگر سرنوشت از سر نوشت كاش مي شد هر چه هست بر دفتر خوبي نوشت كاش مي شد از قلمهايي كه بر عالم رواست با محبت, با وفا, با مهربانيها نوشت كاش مي شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگاني بي غلط حتي نوشت كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود كاين همه اي كاشها بر دفتر دلها نوشت

زندگي مثل يه ديكته اس هي مي نويسيم، هي غلط مي نويسيم، هي پاك مي كنيم دوباره هي مي نويسيم، هي پاك مي كنيم غافل از اينكه عزرائيل داد ميزنه: برگه ها بالا

مي گويند ؛ چون بگذشت روزي بگذرد هرچيز با آن روز باز مي گويند ؛ خوابي هست كار زندگاني زان نبايد ياد كردن.... خاطر خود را بي سبب ناشاد كردن!

فراموش كن آنچه را كه نمي تواني به دست بياوري و بدست آور آنچه را كه نميتواني فراموش كني

آنگاه كه ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي كني، به خاطر بياور كه زيبايي شهاب ها از شكستن قلب ستارگان است

سكوتم را به باران هديه كردم/ تمام زندگي را گريه كردم/ نبودي در فراق شانه‌هايت / به هر خاكي رسيدم تكيه كردم.

بي تو مهتاب شبي باز ازآن كوچه گذشتم/همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم/شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم/شدم آن عاشق ديوانه كه بودم

فرقي نمي‌كند گودال آبي كوچك باشي يا درياي بيكران ، زلال كه باشي آسمان در توست

اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد ؛ ...خبرم كن ... بهت قول نميدم كه ميخندونمت .ولي مي تونم باهات گريه كنم ...اگه يه روز خواستي در بري ...حتماً خبرم كن ،قول نميدم كه ازت بخوام وايسي .اما مي تونم باهات بيام ...اما اگه يه روز سراغم رو گرفتي ...و خبري نشد ...سريع به ديدنم بيا ...احتمالاً بهت احتياج دارم

شب را دوست دارم! چون ديگر رهگذري از كوچه پس كو چه هاي شهرم نمي گذرد تا سر گرداني مرا ببيند . چون انتها را نمي بينم .تا براي رسيدن به آن اشتياقي نداشته باشم شب را دوست دارم چون ديگر هيچ عابري از دور اشك هاي يخ زده ام را در گوشه ي چشمان بي فروغم نمي بيند شب را دوست دارم : چرا كه اولين بار تو را در شب يافتم از شب مي ترسم : تو را در شب از دست دادم. از شب متنفرم ، به اندازه ي تمام عشق هاي دروغين با آفتاب قهرم چرا شبها به ديدارم نمي آيد؟

آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم/ از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم/ تقصير كسي نيست كه اين گونه غريبيم/ شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم

انسان با سه بوسه تكميل مي شود 1-بوسه مادر كه با آن با يه عرصه خاكي مي گذاري 2- بوسه عشق كه يك عمر با آن زندگي مي كني 3- بوسه خاك كه با آن با به عرصه ابديت مي گذاري

هميشه غمگين ترين و رنجورترين لحظات انسان توسط كسي ساخته مي شود كه شيرين ترين و شاد ترين لحظات را براي او ساخته است

هيچوقت كسي رو كه دوست داري به خاطر غرورت از دست نده هميشه سعي كن غرورت رو به خاطر كسي كه دوست داري از دست بدي

باز باران بي ترانه***گريه هايم عاشقانه***مي خورد بر سقف قلبم***ياد ايام تو داشتن***مي زند سيلي به صورت***باورت شايد نباشد***مرده است قلبم ز دستت***فكر آنكه با تو بودم***با تو بودم شاد بودم***توي دشت آن نگاهت***گم شدن در خاطراتت

اگر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي كه تا به حال تجربه كرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي كه هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد

دوستي شوخي سرد آدمهاست بازي شيرين گرگم به هواست واسه كشتن غرور من و تو دوستي توطئه ثانيه هاست

زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور كه باشي قشنگي

دنيا 3تا دوست دارم... خورشيد، ماه و تو. اولي رو براي روزم ميخوام /دومي رو واسه‌ي شبم ميخوام / ولي تو رو براي تك تك لحظه‌هاي زندگيم ميخوام تنهاي تنه

ديگه يار نمي خوام وقتيكه مي بيني عشق دوروغه چراغش بي فروغه آخه وقتي كه وفا نيست عشقو عاشقي چيست؟؟؟

مهرباني را در نگاه منتظر كودكي ديدم كه آبنباتش را به دريا انداخت تا آب شيرين شود

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نكشد تو نيز خاموش شوي

نجوم نخوندم, ولي مي دونم تو هفت آسمون يه ستاره ندارم... ***** فيزيك نخوندم, ولي مي دونم « هر عملي را عكس العملي است...» غير از عشق من به تو و مي دونم كه واحد اندازه گيري عشق, ژول و كالري و وات و... نيست ***** زيست شناسي نخوندم, ولي مي دونم قلب همون دله كه مي تونه براي يه نفر تنگ بشه يا تندتر بزنه

مي دوني طاقت جداييو ندارم با تو من مثل صد تا بهارم مي خوام كه نري تو از كنارم ازت زياد خاطره دارم مي خوام اسمتو من نفس بذارم از تو بگم در سايه سارم هر جا بري من دوسِت مي دارم از عاشقاي اين ديارم به ياد شباي زير بارون كه خيس ميشد تموم سر و پاهامون شبا همش من خواب تو رو مي بينم بين هفت تا آسمون رو زمينم

بنام خداي عاشقان: كاش مي شد عشق را تفسير كرد/ كاش مي شد عمر را تكثير كرد/ روي اين گردونه نا مهربان/ گرمي مهر تو را تصوير كرد

فقط موجهاي دريا هستند كه عاشقن آره فقط اونا هستن با اينكه ميدونن اگر برسن به ساحل ميميرن بازم بيقرار رسيدن

خوشبخت ترين پسر كسيست كه اولين عشق يه دختر باشد و خوش بخت ترين دختر كسيست كه آخرين عشق يك پسر باشد

وقتي نااميد شدي به ياد بيار كسي رو كه تنها اميدش تويي وقتي پر از سكوت شدي به ياد بيار كسي رو كه به صدات محتاجه وقتي دلت خواست ازغصّه بشكنه به ياد بيار كسي رو كه توي دلت يه كلبه ساخته

عشق مثل يك ساعت شني مي ماند همزمان كه قلب را پر مي كند مغز را خالي مي كند!!

زيباترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد، باوفاترين دوست به مرور زمان بي‌وفا شد، اين پرپر شدن از گل نيست و اين بي وفايي از دوست نيست، از روزگار است...

هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر آنقدر شهامت داره كه هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه كنه

دلي گفت: كه آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود: تا چه بگويد اين دل من! عقل ناليد: كجا حل شود اين مشكل من؟ مرگ خنديد: در اين خانه‌ي ويرانه‌ي من!

نمي‌نويسم، چون مي‌دانم هيچ گاه نوشته‌هايم را نمي‌خواني، حرف نمي‌زنم، چون مي‌دانم هيچ گاه حرف‌هايم را نمي‌فهمي، نگاهت نمي‌كنم، چون تو اصلا نگاهم را نمي‌بيني، صدايت نمي‌زنم، زيرا اشك‌هاي من براي تو بي‌فايده است، فقط مي‌خندم، چون تو در هر صورت مي‌گويي من ديوانه‌ام

رنگين كمان پاداش كسي است كه تا آخرين قطره زير باران مي ماند

خدايا: من گمشده ي درياي متلاطم روزگارم و تو بزرگواري! پس اي خدا! هيچ مي داني كه بزرگوار آن است كه گمشده اي را به مقصد برساند ؟ تا ابد محتاج ياري تو ، رحمت تو ، توجّه تو ، عشق تو ، گذشت تو ، عفو تو ، مهرباني تو ، و در يك كلام ... محتاج توام !

ديشب نديدي كه چه محشر كردم/ با اشك تمام كوچه را تر كردم/ ديشب كه سكوت دق مرگم مي كرد/ وابستگي ام را به تو عادت كردم

عشق يعني خاطرات بي غبار/ دفتري از شعر و از عطر بهار/ عشق يعني يك تمنا يك نيا/ز زمزمه از عاشقي با سوز و ساز/ عشق يعني چشم خيس مست او/ زير باران دست تو در دست او

اجازه هست خيال كنم تاآخرش مال مني؟ خيال كنم دل منو با رفتنت نمي شكني اجازه هست خيال كنم بازم مياي مي بينمت بااون چشماي مهربون دوباره چشمك ميزني طپش طپش باچشمكت غزل بگم براي تو بااتكا به عشق تو تو زندگي برم جلو

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دام زيرا تجربه كردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست.... تنهايي را دوست دارم زيرا.... در كلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار كشيدنم را پنهان خواهم كرد

عشق رازي است مقدس. براي كساني كه عاشقند،عشق براي هميشه بي كلام مي ماند؛اما براي كساني كه عشق نمي ورزند،عشق شوخيِ بي رحمانه اي بيش نيست

چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش

باد كه مياد آروم آروم قاصدك هارو مياره/ دلم ميگه خدا كنه باز خبر از تو بياره/ چشام همش تا به سحر به ياد تو خواب نداره/ خاطره ها جون مي گيره باز تو رو يادم بياره

فرياد من سكوت كردن است...ابراز عشق من قهر كردن است...شادي من گريه كردن است...امّا وقتي تو را ميبينم از شادي عشق مو با فرياد ابراز مي كنم

دوست داري بگم ميخواهم هر روز صبح با صدات بيدار شم بعد بگم با ساعتم بودم ؟ دوست داري بگم چرا رفتي بعد بفهمي با برق بودم ؟ دوست داري بگم هر جا باشي پيدات ميكنم بعد بفهمي با دسته كليدم بودم ؟ دوست داري بگم دوست دارم بعد فكر كني ... نه ديگه – اين دفعه با خودت بودم

يه سنگ كافيست براي شكستن يه شيشه! يه جمله كافيست براي شكستن يه قلب! يه ثانيه كافيست براي عاشق شدن! يه دوست مثل تو كافيست براي تمام زندگي

برف از آسمون خسته مي شه, زمستون بهونست برگ از درخت خسته ميشه, پاييز بهونست, دلم برات تنگ مي شه آف بهونست

مي دوني طاقت جداييو ندارم با تو من مثل صد تا بهارم مي خوام كه نري تو از كنارم ازت زياد خاطره دارم مي خوام اسمتو من نفس بذارم از تو بگم در سايه سارم هر جا بري من دوسِت مي دارم از عاشقاي اين ديارم به ياد شباي زير بارون كه خيس ميشد تموم سر و پاهامون شبا همش من خواب تو رو مي بينم بين هفت تا آسمون رو زمينم

گفتمش: دل مي‏خري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده كرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاك افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود

اگر قرار بود تو دنيا جاي چيزي باشم،،، دوست داشتم جاي اشك رو گونه هات باشم،،، تو چشات متولد بشم ،،، رو پلكات جون بگيرم،،، رو گونه هات جاري شم،،، رو لبات بميرم..... تا بدوني چقدر دوست دارم

عميق ترين درد در زندگي مردن نيست، بلكه نداشتن كسي است كه الفباي دوست داشتن را برايت تكرار كند و تو از اون رسم محبت بياموزي

ديروز در دادگاه دلم/ مغز من قاضي بود/ متهم قلبم بود/ جرم من عشقم بود/ عشق من ياد تو بود/ حق من اعدام بود

بوسه تنها تصادفي است كه پليس راه ندارد. درياي غم تنها دريايي است كه ساحل ندارد. قلب تنها چيزي است كه شكستنش صدا ندارد. عاشقي تنها دردي است كه درمان ندارد

در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان. قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد و پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ . كنار چوبه ي دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم و ومن گفتم به تو بگويند ... دوستت دارم

كاش مي شد عشق را ابراز كرد/ يا كه عشق را با سحر آغاز كرد/ لحظه به لحظه دم به دم ساعت به ساعت خواهمت/ گر خوشم يا نا خوشم در هر دو حالت خواهمت

من مي خوام كبوتر دل تو رو اسير كنم/ اين دل تشنه رو از چشمه عشقت سير كنم/ بزنم به موج درياي خيال عشق تو/ باقي عمرم و عاشقونه با تو پيركنم!

مي‌گويند سه چيز زاده عشق نيست: جدايي، سفر، فراموشي، ولي آن زمان كه تو مرا تنها گذاشتي و فراموشم كردي من لحظه لحظه عاشقت شدم

دوست آن نيست كه هر لحظه كنارت باشد، دوست آن است كه هر لحظه به يادت باشد.

عشق يعني كوچك كردن دنيا به اندازه يك نفر يا بزرگ كردن يك نفر به اندازه دنيا!

عشق يعني دستهايم ماله توست/ چشمهاي خسته ام دنبال توست/ عشق يعني ما گرفتار هميم / دوستدار هم طرفدار هميم/ هرچه ميخواهد دلش آن مي كند ميكشد مارا و كتمان ميكند/ عشق غير از تاولي پر درد نيست/ هركس اين تاول ندارد مرد نيست/ آمدم تا عشق را معنا كنم/ بلكه جاي خويش را پيدا كنم/ آمدم ديدم كه جاي لاف نيست/ عشق غير از عين و شين و قاف نيست/

شيشه اي مي شكند... يك نفر مي پرسد...چرا شيشه شكست؟ مادر مي گويد...شايد اين رفع بلاست. يك نفر زمزمه كرد...باد سرد وحشي مثل يك كودك شيطان آمد. شيشه ي پنجره را زود شكست. كاش امشب كه دلم مثل آن شيشه ي مغرور شكست، عابري خنده كنان مي آمد... تكه اي از آن را برمي داشت مرهمي بر دل تنگم مي شد... اما امشب ديدم... هيچ كس هيچ نگفت غصه ام را نشنيد... از خودم مي پرسم آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم كمتر است؟دل من سخت شكست اما، هيچ كس هيچ نگفت و نپرسيد چرا

زندگي شايد همين باشد يك فريب ساده و كوچك آن هم از دست كسي كه تو دنيا را جز با او وجز براي او نمي خواهي

تو كه بالا بلند و نازنيني/ تو كه شيرين لب و عشق آفريني/ كنارم لحظه اي بنشين چه حاصل/ كه فردا بر سر خاكم نشيني

زندگي سه چيز است: اشكي كه خشك ميشود! لبخندي كه محو ميشود!يادي كه ميماند و فراموش نميشود

دوستي با هر كه كردم خشم مادر زاد شد،آشيان هر جا گزيدم خانه ي صياد شد ، دوستي با هر كه كردم مظهر نيرنگ شد ،ظاهرش زيبا ولي در باطنش صد رنگ شد

عاشقت خواهم ماند..............بي آنكه بداني. دوستت خواهم داشت ................بي آنكه بگويم . درد دل خواهم گفت............بي هيچ كلامي . گوش خواهم داد ....................بي هيچ سخني . در آغوشت خواهم گريست.......بي آنكه حس كني . در تو ذوب خواهم شد ...........بي هيچ حرارتي . اين گونه شايد احساسم نميرد

آسمان را بنگر و به سكوت پر رمز و رازش بيانديش ستاره ي خود را در آسمان زندگيت پيدا كن و به سمت آن ستاره حركت كن. نگران راه مباش، آنكه ستاره را براي تو آفريد راه رسيدن به آن را نيز نشانت خواهد داد.

اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بند هاي من و توست ، اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست ، اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست ، اگر كلمه دوستت دارم پايان دهنده جدايي هاست ، اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست ، اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست ، پس با تمام وجود فرياد مي زنم دوستت دارم.

سلام عزيز مهربون اجازه هست بشم فدات...؟ اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خندهات...؟ شب كه مياد يواش يواش با چشمك ستاره هاش اجازه هست از آسمون ستاره كش برم برات..؟ اجازه هست بياي پيشم يه كم بگم دوست دارم؟ تو هم بگي دوسم داري بارون بشم دل ببارم بريم تو باغ اطلسي بي رنج و درد بي كسي بهت بگم اجازه هست گل روي موهات بذارم اجازه هست خيال كنم تا آخرش مال مني..؟ خيال كنم دل منو با رفتنت نمي شكني

دلخسته از امروز و فرداي بهارم چيزي شبيه باد و باران كوله بارم باران نمي بارد ولي امشب به جاي يك آسمان بي تو نشستن گريه دارم در دفتر بي سرنوشتيهاي دنيا من چكنويس برگهاي روزگارم شيرين تويي. فرهاد باشم يا نباشم يك بيستون سرد و خالي درد دارم

شكايت عشق نديدي چشمهايم زير پايت جان سپرد آخر گلويم از صداي هاي هايت جان سپرد آخر نفهميدي صدايم بغض سنگيني به دوشش بود به دوشش بود اما از جفايت جان سپرد آخر نترسيدي بگويد عاشقي نفرين به آيينت كه از چشمان جادويت خدايت جان سپرد آخر نمي داني و مي دانم كه مي دانم نمي داني كه دل در خواهش آن انزوايت جان سپرد آخر چقدر عزلت نشيني از براي يار دلگير است بخوان شعرم كه شعرم در هوايت جان سپرد آخر ... فرياد

چقدر عجيبه كه تا مريض نشي كسي برات گل نمي ياره تا گريه نكني كسي نوازشت نمي كنه تا فرياد نكشي كسي به طرفت بر نمي گرده تا قصد رفتن نكني كسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري كسي تورو نمي بخشه

به جرم اينكه خيلي ساده بودم/ به زندان دلت افتاده بودم / اگر چه حكم چشمانت ابد بود/ براي مرگ هم آماده بودم

روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند# همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند# ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند# گرگ هايي كه لباس پدري مي پوشند# آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند# عشق ها را همه با دور كمر مي سنجند# خوب طبيعيست كه يكروزه به پايان برسد# عشق هايي كه سر پيچ خيابان برس


 
  فاطمه  ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::  دوستت دارم
 

بهاربيست  
                 www.bahar22.com

بهاربيست  
                 www.bahar22.com

بهاربيست  
                 www.bahar22.com

بهاربيست  
                 www.bahar22.com

بهاربيست  
                 www.bahar22.com

بهاربيست  
                 www.bahar22.com

بهاربيست  
                 www.bahar22.com

بهاربيست  
                 www.bahar22.com

بهاربيست  
                 www.bahar22.com

بهاربيست  
                 www.bahar22.com

بهاربيست  
                 www.bahar22.com

بهاربيست  
                 www.bahar22.com

بهاربيست  
                 www.bahar22.com

بهاربيست  
                 www.bahar22.com

بهاربيست  
                 www.bahar22.com

 

 

  فاطمه  ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::  دوستت دارم

 

 


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
هفتم www.pichak.net كليك كنيد



تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
هفتم www.pichak.net كليك كنيد



تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
هفتم www.pichak.net كليك كنيد



تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
هفتم www.pichak.net كليك كنيد



تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
هفتم www.pichak.net كليك كنيد



تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
هفتم www.pichak.net كليك كنيد



تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
هفتم www.pichak.net كليك كنيد



تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
هفتم www.pichak.net كليك كنيد



 


 

یک سال دیگه هم سپری شد و رفت . سال جدید رو به همه تبریک می گم . شاد باشید و پیروز .

اینم سفره هفت سین امسال .

سال ۱۳۸۹ مبارک

 

سیامک ٪٪٪٪  فاطمه

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

نوروزصحبت کردن درباره ی هفت سین و نوروز و آیین ها و رسومات این جشن باستانی، بدون شک بسیار طولانی خواهد شد، و به همین خاطر من فقط چند مقاله درمورد این جشن باستانی به طور کوتاه و مختصر باتون میذارم.

یکی از رسومات این جشن باستانی، یعنی جشن نوروز، چیدن سفره ی هفت سین است که در مورد آن صحبت خواهیم کرد.

ابتدا ایرانیان باستان در گذشته های دور هنگام نوروز سفره ای با نام سفره ی "هفت سین" می چیدند که عبارت بود از : شراب، شیر، شهد، شیرینی، شکر، شمع و شمعدانی. علت این کار این بود که ایرانیان باستان از گذشتگان دور به عدد هفت که تعداد فرشتگان مقرب خداوند بود و عدد مقدسی به شمار می آمد احترام ویژه ای می گذاشتند و هفت قاب یا سینی از بهترین نوع قاب ها و سینی ها روی خوان نوروز می گذاشتند.

بعد ها ظروف چینی به ایران وارد شد که مردم ایران این قاب ها و سینی ها را از ظرف چینی آن انتخاب می کردند و از این رو "هفت شین" به "هفت چینی" تغییر یافت که معادل عربی آن "هفت سینی" است که با حمله ی اعراب به ایران تغییر یافت. به این ترتیب مردم هر چیزی را که حرف اول آن با سین شروع میشد در شمار هفت سین سفره جای دادند.

چیدن سفره ی هفت سین یکی از رسومات ایرانیان است که هر کسی هنگام نوروز بدون شک این آیین را به جا می آورد. زیبایی این سفره و زیبایی این آیین کهن هنوز هم پابرجاست و هیچ زمان از ذهن های ایرانیان پاک نمی شود.هفت سین


""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

زمان نوروز

جشن نوروز از لحظه اعتدال بهاری آغاز می‌شود. در دانش ستاره‌شناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیم‌کره شمالی زمین به لحظه‌ای گفته می‌شود که خورشید از صفحه استوای زمین می گذرد و به سوی شمال آسمان می‌رود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده می‌شود،[۳] و در تقویم هجری خورشیدی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است. نوروز در تقویم میلادی با ۲۱ یا ۲۲ مارس مطابقت دارد.

در کشورهايی مانند ایران و افغانستان که تقويم هجری شمسي به کار برده می‌شود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، تقويم میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته می‌شود و روز آغاز سال محسوب نمی‌شود.

 واژهٔ نوروز

واژه نوروز یک اسم مرکب است که از ترکیب دو واژهٔ فارسی «نو» و «روز» به وجود آمده است. این نام در دو معنی به‌کار می‌رود:

۱) نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاری و آغاز سال نو
۲) نوروز خاص: روز ششم فروردین با نام «روز خرداد»

ایرانیان باستان از نوروز به عنوان ناوا سرِدا یعنی سال نو یاد می‌کردند. مردمان ایرانی آسیای میانه نیز در زمان سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی به معنای سال نو می‌نامیدند.

 واژه نوروز در الفبای لاتین

در متن های گوناگون لاتین، بخش نخست واژه نوروز با املای No ،Now ،Nov و Naw و بخش دوم آن با املای Ruz، Rooz و Rouz نوشته شده است. در برخی از مواقع این دو بخش پشت سر هم و در برخی با فاصله نوشته می‌شوند. اما به باور دکتر احسان یارشاطر بنیان‌گذار دانشنامه ایرانیکا، نگارش این واژه در الفبای لاتین با توجه به قواعد آواشناسی، به شکل Nowruz توصیه می‌شود. این شکل از املای واژه نوروز، هم‌اکنون در نوشته‌های یونسکو و بسیاری از متون سیاسی به کار می‌رود.

تاریخچه

منشا و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست. در برخی از متن های کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متن ها، کیومرث به‌عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده است. پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.

برخی از روایت‌های تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت می‌دهد. بر طبق این روایت‌ها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش بزرگ به بابل بازمی‌گردد.همچنین در برخی از روایت‌ها، از زرتشت به‌عنوان بنیان‌گذار نوروز نام برده شده است. اما در اوستا (دست کم در گاتها) نامی از نوروز برده نشده است.



::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 
  اندكى جمال به از بسيارى مال


Beauty opens locked doors

 آدم عجول كار را دوباره ميكنه


Hasty work, Double work

 آدم دانا به نشتر نزند مشت


A wise man avoids edged tools

 آدم زنده زندگى مى خواد


Live and let live

 آدم ترسو هزار بار مى ميره


Cowards die Many times Before Their Death

 كس نخاردپشت من جزناخن انگشت من


you want a thing done,do it yourself

 آب رفته به جوى باز نمى گردد


What is done can not be undone

 آب از سرش گذشته


It is all up with him

 آب ريخته جمع شدنى نيست


Dont cry over the spilled milk

 آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم


we seek water in the sea

 آدم دانا به نشتر نزند مشت


A wise man avoids edged tools

 آدم زنده زندگى مى خواد


Live and let live

 آدم ترسو هزار بار مى ميره


Cowards die Many times Before Their Death

 كس نخاردپشت من جزناخن انگشت من


you want a thing done,do it yourself

 آب رفته به جوى باز نمى گردد


What is done can not be undone

 آب از سرش گذشته


It is all up with him

 آب ريخته جمع شدنى نيست


Dont cry over the spilled milk

 آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم


we seek water in the sea


می زنم کبریت بر تنهایی ام
تا بسوزد ریشۀ بی تابی ام
*
می روم تا هر چه غم پارو کنم
خانه ام را باز هم جارو کنم
*
می روم تا موی خود شانه کنم
خنده را مهمان این خانه کنم
*
می روم تا پرده هارا واکنم
دوست دارم؛ دوست دارم
عشق را معنا کنم
*
شادی ام را رنگ آبی می زنم
بوسه بر طعم گلابی می زنم
*

می دوم خندان به سوی آینه
باز می خندم؛ به روی آینه
*
می زنم یک شاخه گل بر موی خود
می نشینم باز بر زانوی خود
*
می نشانم روی دستم یک کتاب
تا بخوانم باز هم یک شعر ناب
*
آری!آری! این منم این شاد و مست
دوست دارم عاشقی را هرچه هست

 


:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::



گفتی...

گفتی كه من از طایفه سنگدلانم به خدا نه

یا عاشق این هستم و یا عاشق آنم به خدا نه

هر جا كه تو رفتی و به هر كس كه رسیدی

گفتی كه من از قوم جدایی طلبانم به خدا نه
ش
چون اهل سكوتم نه اهل هیاهو

تو تشنه تعریفی و من بسته دهانم

پنهان شده در زیر سكوتم هیجانم


تقصیر ز من نیست دیوانه تو اهل سخن نیست

هر بار دلم خواست تا یك دله باشم

هر بار دلم خواست حرفی زده باشم

كه همان لحظه گفتن نگرانم

تو تشنه تعریفی و من بسته دهانم

لحظه سوختنم سینه افروختنم عاشقی آموختنم

همه تقدیم تو باد

هی نگو حرف بزن یه جهان شعر و سخن

قصه های دل من همه تقدیم تو باد

شور و حال سازم

گرمی آوازم شعر عاشق سازم

همه تقدیم تو باد



:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::


ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از درد توام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده  از اندوه بیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم ز آلودگی‌ها کرده پاک
ای تپش‌های دل سوزان من
آتشی در سایه‌ی مژگان من
ای ز گندمزارها سرشارتر
ای ز زرین شاخه‌ها پربارتر
ای در بگشوده بر خورشیدها
در هجوم ظلمت تردیدها
با توام دیگر ز دردی بیم نیست
هست اگر، جز درد خوشبختیم نیست

 

این دل تنگ من و این بار نور؟
هایهوی زندگی در قعر گور؟
 

ای دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
پیش از اینت گر که در خود داشتم
هر کسی را تو نمی‌انگاشتم
 

درد تاریکیست درد خواستن
رفتن و بیهوده خود را کاستن
سر نهادن بر سیه دل سینه‌ها
سینه آلودن به چرک کینه‌ها
در نوازش، نیش ماران یافتن
زهر در لبخند یاران یافتن
زر نهادن در کف طرارها
گمشدن در پهنه‌ی بازارها
 

آه، ای با جان من آمیخته
ای مرا از گور من انگیخته
چون ستاره، با دو بال زرنشان
آمده از دوردست آسمان
از تو تنهاییم خاموشی گرفت
پیکرم بوی هماغوشی گرفت
جوی خشک سینه‌ام را آب، تو
بستر رگهام را سیلاب، تو
در جهانی اینچنین سرد و سیاه
با قدمهایت قدمهایم به راه
 

ای به زیر پوستم پنهان شده
همچو خون در پوستم جوشان شده
گیسویم را از نوازش سوخته
گونه‌هام از هرم خواهش سوخته
آه، ای بیگانه با پیراهنم
آشنای سبزه زاران تنم
آه، ای روشن طلوع بی‌غروب
آفتاب سرزمین‌های جنوب
آه، آه ای از سحر شاداب‌تر
از بهاران تازه تر سیراب‌تر
عشق دیگر نیست این، این خیرگیست
چلچراغی در سکوت و تیرگیست
عشق چون در سینه‌ام بیدار شد
در طلب پا تا سرم ایثار شد
این دگر من نیستم، من نیستم
حیف از آن عمری که با من زیستم
ای لبانم بوسه‌گاه بوسه‌ات
خیره چشمانم به راه بوسه‌ات
ای تشنج‌های لذت درتنم
ای خطوط پیکرت پیراهنم
آه می‌خواهم که بشکافم ز هم
شادیم یکدم بیالاید به غم
آه، می‌خواهم که برخیزم زجای
همچو ابری اشک ریزم هایهای
 

این دل تنگ من و این دود عود؟
در شبستان، زخمه‌های چنگ و رود؟
این فضای خالی و پروازها؟
این شب خاموش و این آوازها؟
 

ای نگاهت لای لای سِحربار
گاهوار کودکان بیقرار
ای نفسهایت نسیم نیمخواب
شسته از من لرزه‌های اضطراب
خفته در لبخند فرداهای من
رفته تا اعماق دنیاهای من


 

ای مرا باشور شعر آمیخته
اینهمه آتش به شعرم ریخته
چون تب عشقم چنین افروختی
لاجرم شعرم به آتش سوختی


:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::


خاطرم دوباره خاکستری میشود / نباید بگذارم امیدم بمیرد / با خود زمزمه میکنم  / تو می آیی  تو میآیی / دو بار سه بار صد بار . . . . دارد حالم بهتر میشود. / تو می آیی  

.

.

.

به خواب رفتم به یک خواب عمیق کاش زودتر بیای . . . . قبل از آنکه دیگر بیدار نشوم




و اگر هستی، كسی هم به تو عشق بورزد،

و اگر اینگونه نیست، تنهائیت كوتاه باشد،

و پس از تنهائیت، نفرت از كسی نیابی.

آرزومندم كه اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،

بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی كنی.

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،

از جمله دوستان بد و ناپایدار،

برخی نادوست، و برخی دوستدار

كه دست كم یكی در میانشان

بی تردید مورد اعتمادت باشد.

و چون زندگی بدین گونه است،

برایت آرزومندم كه دشمن نیز داشته باشی،

نه كم و نه زیاد، درست به اندازه،

تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،

كه دست كم یكی از آنها اعتراضش به حق باشد،

تا كه زیاده به خودت غرّه نشوی.

و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی

نه خیلی غیرضروری،

تا در لحظات سخت

وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است

همین مفید بودن كافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.

همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی

نه با كسانی كه اشتباهات كوچك میكنند

چون این كارِ ساده ای است،

بلكه با كسانی كه اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میكنند

و با كاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.

و امیدوام اگر جوان كه هستی

خیلی به تعجیل، رسیده نشوی

و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی

و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی

چرا كه هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد

و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

  امیدوارم حیوانی را نوازش كنی

به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یك سَهره گوش كنی

وقتی كه آوای سحرگاهیش را سر می دهد.

چرا كه به این طریق

احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.


امیدوارم كه دانه ای هم بر خاك بفشانی

هرچند خُرد بوده باشد

و با روئیدنش همراه شوی

تا دریابی چقدر زندگی در یك درخت وجود دارد..

  بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی

زیرا در عمل به آن نیازمندی

و برای اینكه سالی یك بار

پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.

فقط برای اینكه روشن كنی كدامتان اربابِ دیگری است!

و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی

و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی

كه اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان

باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.

اگر همه ی اینها كه گفتم فراهم شد

دیگر چیزی ندارم برایت آرزو كنم



:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::


پروانه

يك روز سوراخ كوچكي در يك پيله ظاهر شد. شخصي نشست و چند ساعت به جدال پروانه براي خارج شدن از سوراخ كوچك ايجاد شده درپيله نگاه كرد. سپس فعاليت پروانه متوقف شد و به نظر رسيد تمام تلاش خود را انجام داده و نمي تواند ادامه دهد. آن شخص تصميم گرفت به پروانه كمك كند و با قيچي پيله را باز كرد. پروانه به راحتي از پيله خارج شد اما بدنش ضعيف و بالهايش چروك بود.
آن شخص باز هم به تماشاي پروانه ادامه داد چون انتظار داشت كه بالهاي پروانه باز، گسترده و محکم شوند و از بدن پروانه محافظت كنند. هيچ اتفاقی نيفتاد!
در واقع پروانه بقيه عمرش به خزيدن مشغول بود و هرگز نتوانست پرواز کند. چيزی که آن شخص با همه مهربانيش نميدانست اين بود که محدوديت پيله و تلاش لازم برای خروج از سوراخ آن، راهی بود که خدا برای ترشح مايعاتی از بدن پروانه به بالهايش قرار داده بود تا پروانه بعد از خروج از پيله بتواند پرواز کند.
گاهی اوقات تلاش تنها چيزيست که در زندگی نياز داريم.
اگر خدا اجازه می داد که بدون هيچ مشکلی زندگی کنيم فلج ميشديم، به اندازه کافی قوی نبوديم و هرگز نميتوانستيم پرواز کنيم.
من قدرت خواستم و خدا مشکلاتی در سر راهم قرار داد تا قوی شوم.
من دانايی خواستم و خدا به من مسايلی داد تا حل کنم.
من سعادت و ترقی خواستم و خدا به من قدرت تفکر و قوت ماهيچه داد تا کار کنم.
من جرات خواستم و خدا موانعی سر راهم قرار داد تا بر آنها غلبه کنم.
من عشق خواستم و خدا افرادی به من نشان داد که نيازمند کمک بودند
من محبت خواستم و خدا به من فرصتهايی برای محبت داد.
« من به هر چه که خواستم نرسيدم ...
اما به هر چه که نياز داشتم دست يافتم»
بدون ترس زندگی کن، با همه مشکلات مبارزه کن و بدان که ميتوانی بر تمام آنها غلبه کنی.....
اين پيام را برای همه دوستانت بفرست و به آنها نشان بده که چقدر برای آنها ارزش قايلی



:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::


خاطرات

باز در چهره خاموش خيال
خنده زد چشم گناه آموزت
باز من ماندم و در غربت دل
حسرت بوسه هستي سوزت
باز من ماندم و يك مشت هوس
باز من ماندم و يك مشت اميد
ياد آن پرتو سوزنده عشق
كه ز چشمت به دل من تابيد
باز در خلوت من دست خيال
صورت شاد ترا نقش نمود
بر لبانت هوس مستي ريخت
در نگاهت عطش طوفان بود
ياد آن شب كه ترا ديدم و گفت
دل من با دلت افسانه عشق
چشم من ديد در آن چشم سياه
نگهي تشنه و ديوانه عشق
ياد آن بوسه كه هنگام وداع
بر لبم شعله حسرت افروخت
ياد آن خنده بيرنگ و خموش
كه سراپاي وجودم را سوخت
رفتي و در دل من ماند به جاي
عشقي آلوده به نوميدي و درد
نگهي گمشده در پرده اشك
حسرتي يخ زده در خنده سرد
آه اگر باز بسويم آيي
ديگر از كف ندهم آسانت
ترسم اين شعله سوزنده عشق
آخر آتش فكند بر جانت
فروغ فرخ زاد



:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::



طلب بخشش به سبک بچه زرنگ

کودکی به مامانش گفت، من واسه تولدم دوچرخه می خوام. بابی پسر خیلی شری بود. همیشه اذیت می کرد. مامانش بهش گفت آیا حقته که این دوچرخه رو برات بگیریم واسه تولدت؟
بابی گفت، آره. مامانش بهش گفت، برو تو اتاق خودت و یه نامه برای خدا بنویس و ازش بخواه به خاطر کارای خوبی که انجام دادی بهت یه دوچرخه بده .

نامه شماره یک
سلام خدای عزیز
اسم من بابی هست. من یک پسر خیلی خوبی بودم و حالا ازت می خوام که یه دوچرخه بهم بدی.
دوستار تو
بابی

بابی کمی فکر کرد و دید که این نامه چون دروغه کارساز نیست و دوچرخه ای گیرش نمی یاد. برا همین نامه رو پاره کرد.

نامه شماره دو
سلام خدا
اسم من بابیه و من همیشه سعی کردم که پسر خوبی باشم. لطفاً واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده.
بابی

اما بابی یه کمی فکر کرد و دید که این نامه هم جواب نمی ده واسه همین پارش کرد.

نامه شماره سه
سلام خدا
اسم من بابی هست. درسته که من بچه خوبی نبودم ولی اگه واسه تولدم یه دوچرخه بهم بدی قول می دم که بچه خوبی باشم.
بابی

بابی کمی فکر کرد و با خودش گفت که شاید این نامه هم جواب نده. واسه همین پارش کرد. تو فکر فرو رفت . رفت به مامانش گفت که می خوام برم کلیسا. مامانش دید که کلکش کار ساز بوده، بهش گفت خوب برو ولی قبل از شام خونه باش.
بابی رفت کلیسا.. یکمی نشست وقتی دید هیچ کسی اونجا نیست، پرید و مجسمه مادر مقدس رو کش رفت ( دزدید ) و از کلیسا فرار کرد.
بعدش مستقیم رفت تو اتاقش و نامه جدیدش رو نوشت.

نامه شماره چهار
سلام خدا
مامانت پیش منه.. اگه می خواییش واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده.
بابی



::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::


لو ... الو... سلام .کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟ پس چرا

کسی جواب نمیده؟ یهو یه صدای مهربون! ..مثل اینکه صدای یه فرشتس .بله با کی کار

داری کوچولو؟ خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده.بگو من

میشنوم .کودک متعجب پرسید: مگه تو خدایی ؟من با خدا کار دارم ...

هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم . صدای بغض آلودش آهسته گفت

 یعنی خدام منو دوست نداره؟؟؟؟ فرشته ساکت بود .بعد از مکثی نه چندان طولانی:نه

خدا خیلی دوستت داره.مگه کسی میتونه تو رو دوست نداشته باشه؟ بلور اشکی که

در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روی گونه اش غلطید وباهمان

بغض گفت :اصلا اگه نگی خدا باهام حرف بزنه گریه میکنما... بعد از چند لحظه هیاهوی

سکوت ؛

بگو زیبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی میکند بگو..دیگر بغض امانش را بریده

بود بلند بلند گریه کرد وگفت:خدا جون خدای مهربون،خدای قشنگم میخواستم بهت بگم

تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا...چرا ؟این مخالف تقدیره .چرا دوست نداری بزرگ

بشی؟آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم ،ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ

شم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم؟نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم ؟نکنه یادم

بره هر شب باهات قرار داشتم؟مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن.مثل

بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی میگم با تو دوستم .مگه ما باهم دوست

نیستیم؟پس چرا کسی حرفمو باور نمیکنه ؟خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟مگه

 اینطوری نمی شه باهات حرف زد...

خدا پس از تمام شدن گریه های کودک:آدم ،محبوب ترین مخلوق من.. چه زود خاطراتش

رو به ازای بزرگ شدن فراموش میکنه...کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب

من رو از خودم طلب میکردند تا تمام دنیا در دستشان جا میگرفت.کاش همه مثل تو مرا

برای خودم ونه برای خودخواهی شان میخواستند .دنیا برای تو کوچک است ... بیا تا

برای همیشه کوچک بمانی وهرگز بزرگ نشوی...

کودک کنار گوشی تلفن،درحالی که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو

رفت.....




میروم شاید...


 میروم شاید فراموشت کنم

   از فراموشی دراغوشت کنم

      میروم از رفتن من شادباش

         از عذاب دیدنم آزاد باش

            گرچه تو تنها تر از من میشوی

               ارزو دارم ولی عاشق شوی

                 آرزو دارم بفهمی درد چیست

                    تلخی برخوردهای سرد چیست؟

 تو را خواهم 

 تو را تنها

                                                                                که در یک گوشه ی قلبت به جا مانم

                                                                                            نه با یک حلقه ی زرین

                                                                             نه با یک بوسه ی شیرین

                                                 فقط برای چشمهای مهربانت آشنا مانم

                                                   ای کاش این سکوت را بشکنند

                                                            نگاه بی آرایش تو
 
                             تا بگویمت تا آخرین نکته ی جان

                     

  دوستت دارم       دوستت دارم



دیشب  چشمان ابر آلودت را فانوسی از جنس مهتاب دیدم.

دستان گره خورده ات٬ راه حل مساله ای حل مشدنی را نشانی داد.

ولی امروز...

در چشمانم جز صید سایه بختی کسی دایره نمی زند...

دستان پژمرده ای که خار هم زحمت نوازش نمی دهد...

نفس غم دوخته ای که هر دم مهر خاموشی فریاد میزند...

 

ومن...


سایه رسیدنت را با نگاهی بر قلب منتظرم میکوبم...

                                                             ولی نیستی....


""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

این چی چیه؟




















""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

lovely

حتی اگه دیدن تو برام بشه غیر محال ، مهم اینه دوست دارم ، فاصله ها رو بی خیال .

------- | اس ام اس عاشقانه  | -------

پرواز که می کنی به جایی که می خواهی می روی ، پرتاب که می شوی به جایی که می خواهند تو را می برند ، پس پرواز کن تا به جایی که می خواهی بروی .

------- | اس ام اس عاشقانه  | -------

باران باش و ببار و نپرس پیاله های خالی از آن کیست !

------- | اس ام اس عاشقانه  | -------

قلکمو میشکنم با نصف پولش نازتو میخرم ، با نصف دیگش مداد رنگی تا نازتو بکشم .

ادامه مطلب



طنز

به علت بارش بی وفایی، جاده عشق لغزنده است، لطفا با محبت حرکت کنید !!!

---------------------

هی!!!! ۳ راه بیشتر نداری:
۱ با من باشی
۲ با تو باشم
۳ توافق کنیم که با هم باشیم

---------------------

قضنفره میره در خونه دوستش و هر چی در میزنه کسی درو باز نمیکنه با خودش میگه فکر کنم در خرابه بهتره زنگ بزنم

---------------------

یارو میره ته استخر تا میاد بالا می گه : کاشی کاره عجب نفسی داشته !!!

---------------------

در دریای نیلفام خوابهای شیرین شب ، صدف های رنگین خیال را می کاوم ، شاید مروارید رویای تو را در آن یابم

تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیبا ست حاجت به بیان نیست که از روی تو پیدا ست من تشنه ی یک لحظه تماشای تو هستم افسوس که یک لحظه تماشای تو رویاست

ادامه مطلب




تهی

برای دیدن همه ی عکس ها به ادامه مطلب برید


ادامه مطلب






این چیه


بیا اسممو صدا کن در گوشم ت...ت...تهی

بیا اسممو صدا کن دم گوشم فقط بپا از بین نره هوشم

نورا همه کور شن نور شمع بمونه شب جمعه است شنبه دوره

نمیخوام اصلا بدون ماچ نمیتونم پس یه دونه ابدارشو بده

از شعله بدنت گرممه هر دفعه میگم من بهت حرفایی که

الباقی نشنون و با هم باشیم تنهایی توی شبهایی که ستاره زیاده

فقط صدای بالا سره ما صدای گیتاره

داره اروم میزنه و بارون میزنه به شیشه ها داریم کمکم میریم بالا به پیش ماه

رفتیم بالا حالا ماها  رو زمین نیستیم لبات خیسه میچکه رو زمین ویسکی

سه تا خط انداختی رو بدن بنده بله چرا اینقدر چنگ میندازی بگو ببینم جنگه مگه؟

این چیهیه کمره باریکه.این چیه؟یه اتاقه تاریکه

این چیه؟این منم این ورم میپرم میکنم دزدکی لبهاتو

دل من بی تو میمیره میگیره زانو غم بغل بیا پیشم نذار بمیره اون شب و روزامون حداقل

شب و روزامون همه کوتاه زود می گذشتن اون غم و سوزا

تو میرقصیدی بالا سر من با تاپ تنگو اون دامن کوتاه

تو تاریکی شب تو باغ مشکی بودن موهات

میرفتیم زیر درختا وای موهات میشد پخش تو باغ

تو میگفتی سردمه هر دفعه ماچ میکردم از گردن مخملت

می اومدی میچسبیدی به من منم با بوسام تو رو لوس میکردمت

تن تو بود داغ داغ داغ گرماش مثله چراغ داغ باغ

نفسات میخورد به گوش منو اره درست مثله پیغام شاد باغ

شب تا صبح با ستاره ها میخندیدیم با یه وازه تا

بپیچه همه جا صدای ما ابری نبود واسه ماه ما

این چیه؟یه کمر باریکه.این چیه؟یه اتاق تاریکه

این چیه؟این منم این ورم میپرم میکنم دزدکی لبهاتو

میدونم عین تو تو دنیا دهتا نیست

اگه بسازن شبیه تو کاملا عین تو مثله تو حتی نیست

وقتی تو با منی هر روز میشه فردام بیست

اینو بدون که من تا اخر عمرم باتوئم نمیکنم دیگه من حتی ریسک

اخه با صدا تو و نگاه تو من شارز میشم و شاد میشم

خاطرات خوبم بدون تو به جونه تو پاک میشن و خاک میشن

واسه ی تو موندمو واسه ی تو خوندمو بسه از رقصت دارم داغ میشم و اب میشم

این چیه؟یه کمر باریکه.این چیه؟یه اتاق تاریکه

این چیه؟این منم اینورم میپرم میکنم دزدکی لبهاتو





lovely

گرچه مارا نکنی یاد ولی ما هستیم دل به امید پیامی که ندادی بستیم


lovely

بودنت هدیه ای است برای دل کوچک من ارزوی من شادی دل دریایی توست

شاخه گلت سالها بود در میان دفترت خوابیده بود ، بی اجازت امروز بیدارش کردم .

 
همه بغض من تقدیم غرور نازنینت باد ، غروری که لذت دریا را به چشمانت حرام کرد .


 
خیالت راحت ، دیگر اشکی نیست که به بالینت بریزد و احساس را شکوفا کند ، تنها بغضیست که فرو رفتنش حسرت در چشمانم می تازد .


 
بریدم بند ناف دلبستگی را با قیچی دلسردی .



رابطه ی قلبی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد . (جبران خلیل جبران)


 
نماز عشق ترتیبی ندارد ، چرا که با نخستین سر بر خاک گذاردن ، دیگر برخواستی نیست . (ارد بزرگ)


ادامه مطلب




هیچ کس ویرانیم را حس نکرد...

 

 

وسعت تنهائیم را حس نکرد...

 

 

در میان خنده های تلخ من...

 

 

گریه پنهانیم را حس نکرد...

 

 

در هجوم لحظه های بی کسی...

 

 

درد بی کس ماندنم را حس نکرد...

 

 

آن که با آغاز من مانوس بود...

 

 

لحظه پایانیم را حس نکرد


::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::


دست خودم نیست

اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ، و تمام فکر و زندگی من تو شده ای
به خدا بدان که این دست خودم نیست!

اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست!

دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو می باشم.

دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ، دستانت را بگیرم ، بر
لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش خودم بگیرم!

به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم!

دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم تا در آسمان دلم طلوعی دوباره داشته باشی

 


:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::


نمیدانم زندگی چیست؟؟

 

 اگر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام۰ اگر زندگی خروش جویبار است

 

  سالهاست که من در چشمه ی جوشا

نمیدانم زندگی چیست؟؟

 

 اگر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام۰ اگر زندگی خروش جویبار است

 

  سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی جوشیده ام اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی

 

وفاست زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم .

ن زندگی جوشیده ام اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی

 

وفاست زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم .
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::



 من عشق را در تو

                         تو را دردل

                                    دل را موقع تپیدن

                           و تپیدن را به خاطرتو دوست دارم

 

من غم را در سکوت

                         سکوت را در شب

                                      شب را دربستر

                    بستررا برای اندیشیدن به خاطرتو دوست دارم

 

من بهاررا به خاطر شکوفه هایش

                     زندگی را به خاطر زیباییش

                              و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم

 

                    من دنیا را به خاطر خدایش خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم

                                        

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::


سلام بهونه قشنگ من برای زندگی

آره بازم منم همون دیونه همیشگی

فدای مهربونیات چه میکنی با سرنوشت

دلم واست تنگ شده بود این نامرو برات نوشت

حال منو اگه بخوای رنگ گلای قالیه

جای نگات بدجوری تو صحن چشمام خالیه

ابرا همه پیشه منن

اینجا هوا پر از غمه

از غصه هام هرچی بگم جون خودت بازم کمه

دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون فریاد زدم یا تو بیا یا منو پیشت برسون

فدای تو نمیدونی بی تو چه دردی کشیدم

حقیقت و واست بگم به آخر خط رسیدم

رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی

قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی

نمیدونی چقدر دلم تنگ برای دیدنت

برای مهربونیات نوازشات بوسیدنت

به خاطرت مونده بگی همیشه چشم براهته

یک قلب تنها و کبود هلاک یک نگاهته

من میدونم من میدونم همین روزا عشق من از یادت میره 

بعدش خبر میدن بیا که داره دوستت میمیره

روزات بلند یا کوتاه ؟ دوست شدی اونجا با کسی ؟

بیشتر از این منو نذار تو غصه و دلواپسی

یک وقت منو گم نکنی تو دود اون شهر غریب

یک سرزمین غربته با صدتا نیرنگ و فریب

فدای تو یک وقت شبها بیخوابی خستت نکنه

چادر شب لطیفتو از روت شبها پس نزنی

تنگ بلور آبت و یک وقت ناغافل نشکنی

اگه واست زحمتی نیست بر سر عهدمون بمون

من تورو سپردم دست خدای مهربون

از وقتی رفتی آسمونمون پر از کبوتره

زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بدتره

غصه نخور تا تو بیای حال منم اینجوریه

تو از خودت برام بگو بدون من خوش میگذره

از وقتی رفتی چشمام شده کاسه خون

امروز دیدم دیگه داری منو فراموش میکنی

فانوس آرزوهامونو داری خاموش میکنی

گفتم واست نامه بدم نگی عجب چه بی وفاست

عکسای نازنینت با چندتا گل کنارمه  

تنها دلیل زندگیم با یک غمی دوست دارم

داغ دلم تازه میشه اسمتو وقتی میارم

وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر

دلم واست شور میزنه این دل و بی خبر نذار

فکر نکنی از راه دور دارم سفارش میکنم

به جونه تو فقط دارم یک قطره خواهش میکنم