|
به جرم کشتن و قتل و جنایت
باید بسپارنت دست عدالت
یه کم سرده هوای توی زندون
دعا کردم که آسون تر بدی جون
تفنگ سر پری اسمت قشنگه
ولی پشت سرت نفرین و ننگه
چرا کردی لبای شادو گریون؟
چرا از کرده هات نیستی پشیمون؟
چرا حتی برای آخرین بار
نمیگی بیگناهم دست نگه دار؟
ایشاا.. ضامنت در ره یه روزی
توی آتیش کردارت بسوزی
یا از لوله به پایینت فلج شه
خشابت خط بیفته یا که کج شه
ایشاا.. آخر کارت بمیری
بمیری جون هیشکی رو نگیری
تو هم دست خودت هرگز نبوده
که رو ماشت همیشه دست بوده
میدونم با خودت میگی که ای کاش
با قنداقت میکوبیدی روی پاش
یا تیرت رو خطا در کرده بودی
یه کم اینور یا اونور کرده بودی
ولی جرم تو سنگینه یه خورده
با آتیشت یکی جون داده مرده
باید واسه ادای درس عبرت
سر دارت کنن با ننگ و نفرت
دیگه کارت تمومه نازنینم
میخوام لحظه ی مرگت رو ببینم
واسه صلح جهانی هم که باشه
یه روز آهن پاره میشی و لاشه
به امید زمونی که زمونه
بدون اسلحه راحت بمونه!! |