باغ
باغ تقویم ایام است؛
نقشه راه فصول ِدر راه.
گذر گرم جبهه جنوب
خبر از ضیافت بهار دارد-
از خواندن پرندگان،
انفجار رنگ و رایحه گل.
بهار پشت پای زمستان
آش رشته تهیه میکند؛
خود را برای میهمانی آماده.
سرما با توری سرخ سرشاخه ها و جقه ها؛
لبه های برگ لاله و سنبل را میپوشاند.
ولی نرگس، راز زرد غنچه را پنهان نتواند کرد.
کاج با شولای یشمی پار ناظر تعجیل بهار امسال.
بهار اوج موج زوج زلزله رنگ است.
آرایش بهاری آبستنی تابستانی در پی دارد.
طوفان پاییزی از سر گذراند
بخواب زمستانی رود.
باغ با خاطره بهار خود را میآراید.
گاه با التهاب به گذشته میگرید.
یا برای آبیاری تخم، میبارد.
باد بر بام کاهگلی، گلبرگهای سفید گلابی و
گلبهی هلو پراکند
- در زیر زرد داس ماه.
برای من فقط افسوس ایام گذشته است؛
با طرحهای مبهم آینده کوتاه.
*
عروق درختان ملتهب، الوان را انتظار می کشند.
نسوج سرشاخه ها متورم شده از صمغ سرخ
در انتظار رنگین کمان آلاچیق است
تا خود را بیان کند.
مخاط ناودانها ترشحات بهار دارد.
نبض باغ تند میزند.
رویش رنگ برنگ می شود.
هذیان درخت از نوک سرخه سر،
تب ارغوان با کهیر همراه است.
باغ مریض است.
ساکنان باغ بدور رفته اند.
آسمان آن سمی است.
نهر آن فاضلاب شده.
تنها خورشید است سالم، ولی دور.
سار و سسک از سرما میلرزند.
هیولای سبز سرو آفتاب را دزدیده.
برای من آینده از غبطه گذشته در حال است.
خطور سطور آن روزها و شبها
با خاطرات و مخاطرات
با اندوه ها که چون ابر بهاری آماده فوران اند.
030706
توت
بر سطح خاكی جنوبی شهر
توت فرتوت- گنبد سبز درخت تنها
هر بهار غبار ايام از خود پاک کند
با جوانه های حنايی و قوی با شاخه های حرير پر برگ پهن
شيره در شاخه بالا برد.
چون شهر آذين به چراغهای انگشتونه ای شود.
آغاز تير دلخستگان شهرستان
از شاخه های برکت آن توت رشگ سفيد
به دهان خشگ سرخ خود گذارند.
کام شيرين قوت جان بياد کودکی
از بازوان سخاوت آن آويز با ياد مادر ميوه بکام گذارند.
گاهی مسافری چادر بزیرت پهن کرده؛
از تنه تو بالا رفته؛ شاخه ها را تکاند-
رگبار توت بر چادر.
در خانه بر چینه دیوار ترا خشگ کرده
برای آجیل شیرین شب یلدا.
در زير آن
توتهای رسيده خاکی و نيمه خشگ برای مور و پرندگان.
اين برج خضرايی با شکیبایی کرم ابريشم
در تارهای قالی ابدی می شود.
درخت کارخانه توليد رنگ، رايحه، آواز، رقص است؛
سایه بان، کامخور حیات.
برآن بيتوته ايليلاتی سار، گنجشگ، شانه بسر، فاخته، زاغی
پس از سيل توتهای سرين شيرين شور و ماهور ميخوانند.
+ نوشته شده در شنبه هشتم فروردین ۱۳۸۸ ساعت 18:28 توسط سیامک و الهام جون
|