این قافله عمر عجب می گذرد
 

گفتم : ای پیر جهان دیده بگو

از چه تا گشته، بدینسان کمرت

مادرت زاد ، به این صورت زشت ؟

یا که ارثی ست تو را از پدرت ؟

ناله سر داد : که فرزند مپرس

سرگذشت من افسانه ست

آسمان داند و دستم ، که چه سان

کمرم تا شد و تا خوده شکست

هرچه بد دیدم از این نظم خراب

همه از دیده ی قسم دیدم

فقر و بدبختی خود ، در همه حال

با ترازوی فلک سنجیدم

تن من یخ زده در قبر سکوت

دلم آتش زده از سوزش تب

همه شب تا به سحر لخت و ملول

آسمان بود و من و دستِ طلب

عاقبت در خم یک عمر تباه

واقعیات ، به من لج کردند

تا رَهِ چاره بجویم ز زمین

کمرم را به زمین کج کردند

 

 

 

سمیه     ٪٪٪٪    سیامک


چشم من

بگو چی دیدی غصه خوردی؟

چیک و چیکه چندتا ناودون و شمردی؟

چشم من

تو پا به ماهِ چندتا بغضي؟

ديگه دادِ هرچي ابرِ درآوردي

ميدوني چندتا نمازت و شكوندي

چندتا ربناي نيمه كاره خوندي

شونه هاي آسمون تر شده بس كن

ميبيني خدارو تا گريه كشوندي

تو ميگي

خيابونا شكنجه گاهن

آينه هاي دل شكسته  روسياهن

كاشكي باورت بشه ابركِ خيسم

هنوزم چندتا ستاره بي گناهن

هنوزم يكي نشسته روي ابرا

نگرانِ كفتراي ياكريمِ

ميگه وقتِ خنده هاي بي بهونست

چشمِ من گريه نكن خدا كريمِ

 

 

 

 

 
 
 
عبور از پل خواب *پر از هوای طلب بود *طلب چه حس قشنگی است *مر گیاه تو رو رو گل *

مرا درخت تو رو دشت *مرا از نگاه کسی از سکوت دره ی سبز *تو رو صدای کسی از طلسم تنهایی *

مرا <نسن >و نو رو ایلگا *طلب کرده است *عبور از ژل خواب *حضور  در پل زنگوله است *

درست باید رفت *سفر به فکر رسیدن نیست *سفر کبوتر بی بامی است *که از همیشه ی پرواز *

برنمیگردد *سفر فضیلت یک امتداد بی پایان *سفر تمام نخواهد شد *

مرا به سوی مرزهای بی بنیاد *مرا میان دو دریا *بیزانس اول بیداری است *

بیزانس تکه ای از خاطرات گمشده بود *جدا  نمیشوم از خویش *از خاک *از خدا *

جدا نمیشوم از اسمان بی باروت*هزار بانگ بلند هزار سو جاری است *

هنوز سایه ی قسطنطنیه پیدا *نه *هنوز سلطه ی عثمانی *کمر به تیغ نبسته *هنوز سلطان * نه *

هر انچی میبینی * فقط نگاه کن *نگاه جزیره ای تنهاست *سفر اب های عالم بود *

بیوک ادا همه چشمی است *خیره بر دریا *به ان که می اید *مسافزری که نیامد *مسافری ....اما *

سفر جرقه ی یک دور دست نا پیدا *جرقه ای است سفر *در تمام جان جهان *دوباره پلک پراندم *

و چشم مالیدم *کسی  صدایم کرد *شناسنامه نمیخواهی *سفر مسیر تماشاست *

فقط نگاه نگاه کنیم *فقط به خنده ی گل *فقط به رونق دشت *فقط به هی هی گالش *

و بره های مشیر *فقط به خاطر ی نیما *و یوش نزدیک است *و نور رود تو روا میبرد *به جانب جان *

چه روستای قشنگی *چه فرصت نابی *و تکیه کرده ازاکو *به شانه *چه کوه باغ زلالی *

چقدر راز درخت *صدای شوق می اید *صدای تازه شدن *و سنگ فرش مسیر *

به عشق میرسد و طاهباز تنهایی *چقدر خاطره در هر کجای این  خانه است *

در استانه ی در سایه ی زنی پیداست *زنی شبیه شماله *و مهربانی محض *زنی که امد رفت *

و روی پله ی پنجم به افتاب رسید *زنی که خاطره ی دوست را ورق میزند *تفالی بزنیم *

ما سرخوشان مست *ملامت کشیده ایم *هی در میان و نقش قلط را *مبین ..ببین *این داغ را و....*

............................این دل خون را ...........................................................................................

 

 

 

 """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 
 

گفتم : تو ش‍‍‍‍ـیرین منی. گفتی : تو فرهـادی مگر؟

گفتم : خرابت می شـوم. گفتی : تو آبـادی مگـر؟

گفتم : ندادی دل به من. گفتی : تو جان دادی مگر؟

گفتم : ز کـویت مـی روم. گفتی :تو آزادی مگـر؟

گفتم : فراموشم مکن. گفتی : تو در یادی مگر؟

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 
 
 
 

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 
 
 
 
عشق شوریدگی .دلدادگی ..............از خلق دلداده ای خیالی تا دلداده ای خیال پرداز ...خیال ما

نقشی باور ناپذیر در زندگی عشقی ما دارد ..........برا  به حال کسانی که فکر میکنند بین قلبشان و

خیالشان هیچ ارتباطی وجود ندارد و برا  به حال طرف مقابلشان ! از همان زمانی که چیزی به نام

عشق کشف  میکنیم ...که اشوبگر است و وهم اور و قدرتمند و نیز سرور امیز  با خودمان خیال میکنیم

که چه میشد .............تا هنگامی که میتوانیم عاشق باشیم (یعنی تا هنگامی که زنده هستیم )

خیال به دردمان میخورد /فاطله ها رو پر میکند .....نداشته ها را داشته مینماید ..اعصابمان را

پولادین مبکند .......امید را داشته مینمایاند ..اعصبمان را پولادین میکند .....امید می اورد ..غم میبرد ...

و اگر چنین نبود کسی جرات عاشق شدن نداشت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!

با این حال عشقدر هر چقدر که هم ژرف وحیله گر باشد باز هم  شکلی مهیب درک نا شدنی است

در عشق رازهای قلب خودت بیش از هر چیزی تو را می ازارد ...

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 
 
 
 
 
چقدر صورتی شادی است *هزار بوته و یک گله *و بره ها که  زلالند در تمامی راه *

و زیک زا یعنی *سفر پر است اواز *و دره های تماشا *پرنده و پرواز *عبور کن از من *

بدون سایه و سقف و ستون *تماشا کن *تمام فرصت <یاسل >*

...........................................*.ترانه ی تو کاست *.......................................................

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 
 
 

دوباره داد ستد *و یک پرونده به پایان رسید *و پرپر شد *و شاعران دیدند *کسی بزرگ نشد *

چقدر سمت سیاست دروغ میگوید *چقدر خون سیاوش *چقدر لب دوزی *دوباره یک یک گل سرخ *

که قطره قطره فرو ریخت *در زمینه ی شب *چه شعر های قشنگی *که نا نوشته شدند *

دوباره وسوسه ی عکس صفحه ی اول *حرام خواهی شد *قبول کن تلخ است *صدای گنجشکان *

همیشه در قفس روزنامه می میرد *نگیر عکس مرا روزنامه محرم نیست *

و باد  موی تو را تاب میدهد امروز *و شوق کفش دراورده است *و طعم پای تو رود میشود جاری *

و عطر این سیگار *همیشه در افق خاطرات می ماند *نگیر عکس مرا  روزنامه بیگانه است *

و دوست منتظر است *درست باید  رفت *درست باید  دید *و گوش کن  به گیاهه که میشود اغاز *

صدای دوست می اید *صدای تازه شدن *درست میشنوی *این طراوت نفسی است *

که با نسیم گره خورده است *و این گون که صدایت کرد *هزار ها سال است *

که به سر گوش زمین برده است *صدای  دوست می اید *صدای زخمی یوش *صدای دارینوش *

صدای دوست می اید صدای روز  درون *صدای هق هق هامون *صدای نامه ی تو *

و گر مجوشی ان شب *که مهربانی شد *صدای گریه می اید *صدای زخم پلنگ *

صدای بال شکستن *صدای دره و درد *صدای دیزا شکن *موج خاطره ها *خواب جاده را میرفت *

...........................................دوباره پلک پراندم.............................................

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 
 
 
 
قبول کن زیبا *برای تازه شدن *نان تازه میخواهیم *و نان تازه اگر باشد *

دوباره سر انگشت های ترد را *به شعر خوام گفت *چقدر راضی ام امروز *

چقدر راضی ام از ترانه خوانی ها *سلام دختر کوهستان *کنار جاده دوباره پیاده باید شد *

پیاده میشود از خویش *پیاده میشود از نام *پیاده میشوم از پرده های پیرایه *

واز دروغ سیاست *عبور باید کرد *از این حصار همیشه که بر نمی تابد *پرندگان رها را *

پرنده ی دل را *دوباره ی وسوسه ی عکس اول *مرا بزرگ کنید *دوباره خواهش پنهان *

................................مرا بزرگ کنید ........................مرا بزرگ کنید ..........................

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 
 
نگاه کردم و دیدم چقدر تنها بود *و شکل کودکی ام روی بام تابستان *

تمام شب به سراغ ستاره ها میرفت *و مادرم هر صبح *مواظب من و خواب ستاره هایم بود *

خروس صبح نمیدانست *همیشه سر زده میخواند *و هیچ فکر نمیکرد *که شکل کودکی من*

دوچرخه ای کم داشت *دوباره بر می خاست *و چشم میمالید *چقدر ساده و بی دیوار *

هوای تازه شدن را *همیشه میژرسید برای دیدن گلها *هنوز فرصت داشت *

و رفته بود به اغاز افرینش خویش *رسیده بود به معنای مهربان خدا *

رسیده بود به ان جا که مرزی بی معنی است *رسیده بود به ببری که زندگی میکرد *

تفنگ زاده نمشد *هراس زنده نبود *رسیده بود به اغاز اولین   پرواز  رسیده بود به ان جا *

که گرگ دشمن نیست *پلنگ کودکی اش را *به دشت میبرد *کلاغ زیبا بود*و دیده بود ماهی *

قشنگ میخندد *رسیده بود به دستی *که بوی ماشه داشت *رسیده بود به شهری پر از محبت محض*

پر از دخت *پر از باران *پر از پلنگ و پر از پرنده *پر از تماشا بود *

وشکل کودکی ام مشق نانوشته نداشت *و شکل کودکی ام مهربانتر از من بود *

و شکل کودکی ام با تو اشنا تر بود *و دست های تو در دست شکل کودکی ام *و هر دو میگفتیم *

  .................................چقدر مزه ی نان خوب است .........................................

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 
 
 
 
و شوق قافله ای کوچک *شکوفه خاطره ی دشت را رقم میزند *و ما به سمت تماشای دوست میرفتیم*

و کوه جاری بود *چه سینه ریزه قشنگی*و برف اخر خرداد در کنار ه ی راه *سفید صورتی بوته های

کوهستان *تمام چشمه پر از ازدحام زیبایی *و ردپای گیاه و گوزن پیدا بود *صدای بارش باران *

تلاطم دریا *صدای بوسه ی شبنم *صدای حس گیاه *صدای هر چه طبیعت * تمام ما بود *

چه ناگهان قشنگی *و ناگهان دیدم *که شکل کودکی ام سر کشید از بن کوه *

و شکل کودکی ام روی شانه های پدر *و شکل کودکی ام عطر تازه شبدر *و گوسفندی بود *

برای ان که نوازش کند نگاهم را *و گیوه ای رنگین *برای ان که دلم را به جستجو ببرد *

کدام کوچه صدایم کرد *هنوز در پی من میگشت *

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 
 
 
 
از استاد ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت:حرام است*از استاد ÷رسیدن عشق چیست ؟

...گفت : سقوط سلسله ي قلب جوان.*از استاد زبان پرسیدن عشق چیست گفت ؟همتای loveاست*

از استاد ادبیات پرسیدن عشق چیست ؟گفت .محبت الهیات است *از استاد ریاضی میپرسن عشق

چیست *گفت :عشق تنها عددی است که پایان ندارد*از استاد علوم پرسیدن عشق چیست ؟گفت :

عشق تنها عنصری است که بدون هوا میسوزد*

 

 

 

 

 

زندگي تاس خوب آوردن نيست، تاس بد را خوب بازي کردنه.

--------------------------
هرگز از کسي که هميشه با من موافق بود چيزي ياد نگرفتم.

--------------------------
من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود.

----------------------
چه زيباست به ياد تو با چشمهاي خسته گريستن چه زيباست هميشه در تنهايي تو را حس کردن چه زيباست در خيال با تو زندگي کردن عزيزم نام تو بر قلبم خالکوبي شده تا فراموشت نکنم . نازنين من همچون نفس کشيدن تو را بخاطر مي سپارم. يک روزه ديکه هم بدون تو گذشت

------------------
ساقيا پيمانه ايرا لبريز کن هر چه دا ري در دهان سرريز کن ساقيامي ده که مدهوشم کند بي خبر از حال و بيهوشم کند ساقيا درد من را درمان نما جرعه اي مي در دل ودر جان نما ساقيا محتاج درمان توام در سراي دل نگهبان توام ساقيا درمان دردم دست توست اين دل بشکسته ام درشصت توست
---------------------
يه مرد احمق به يه زن ميگه ساکت باش اما يک مرد دانا به يه زن ميگه نمي دوني وقتي لبهات بسته اند چقدر خوشکل ميشي

-----------------------
در دفتر يادبود دوستان بر روي درختان كهنسال بر روي شنهاي ساحلي نوشتم دوستت دارم ، اما دفتر ياد بود دستان پاره شد، باد درختان كهنسال را شكست ، امواج شنهاي ساحل را شست و برد اما ! هيچ چيز نتوانست ياد تو را از صحنه ي قلبم پاك كند ....
---------------------------
هيچ‌گاه ويتريني نداشته‌ام?
تا دلم را در آن به نمايش بگذارم.
در قامت يک فروشنده دوره‌گرد عاشق تو شدم.
از اين روست که تمام خيابانهاي شهر?
عشق مرا مي‌شناسند

زرد است كه لبريز حقايق شده است تلخ است كه با درد موافق شده است شاعر نشدي وگرنه مي فهميدي پاييز
بهاري است كه عاشق شده است. مي دوني فرق تو با توپ فوتبال چيه !؟
توپ رو بايد شوت كني تا گل بشه ولي تو خودت همين جوري شوت هستي !!!


---------------------------------------
در جهان ما اگر باده نبود . جاي ما مردم اواره نبود .

---------------------------------------
يه يارو رفت حج نه نماز مي خوند . نه طواف ميكرد نه ...
ازش پرسيدن چرا ؟
گفت به ما گفتن همه چيز با كاروانه
--------------------------------
انهايي كه رنگ پريدگي پاييز را دوست ندارند . نمي فهمند كه پاييز همان بهار است كه عاشق شده است ...
---------------------------------------
اميدوارم خوشبختي مثل سگ پاچتو بگيره، مثل سوسك از سر و روت بالا بره،
مثل انگل تو وجودت خونه كنه و مثل sms پشت سر هم واست بياد.
---------------------------------------
پاييز از زمستون غمگين تره چون بهار و نديده، ولي من از پاييز غمگين ترم ،
چون خيلي وقته تو رو نديدم
----------------------------

يارو زنگ ميزنه پيتزا فروشي ميگه يه پيتزا مي خواستم.
فروشنده ميگه . به نام ... ؟
يارو ميگه . اخ اخ . ببخشيد .به نام خدا , يه پيتزا مي خواستم .
--------------------------------------
اگه خوابي بيدار شو.
اگه بيداري بشين.
اگه نشستي پاشو .
اگه راه ميري بدو .
اگه ميدويي يه پشتك بزن.
و خوشحال باش كه از طرف من واست اس ام اس اومده.

----------------------------
اتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت .
عمر بي حاصل ما اين همه افسانه نداشت .
--------------------------
اگه دزد بودي اولين چيزي كه از من مي دزدي چي بود؟؟ براي همه بفرست جوابهاي جالبي مي گيري ..... ولي اول جواب منو بده باشه؟
---------------------------------------
غضنفر ميره بالا درخت چنار . ميپرسن چيكار ميكني؟ ميگه دارم توت ميخورم! ميگن الاغ اون درخت چناره. ميگه الاغ خودتي، توت تو جيبمه!
------------------------------
ميخوام بگم دوستت دارم... نه به 21 زبان زنده دنيا... بلكه به زبان قلبم
گوش كن: تالاپ..تولوپ...
-----------------------------
ميدوني چقدر دوست دارم؟ به تعداد تاراي موي سرت ضرب در تعداد نفسهايي كه تا اخره عمرت ميكشي به علاوه تعداد ه هرچي ستاره تو اسمونه..
----------------------------
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ام مي كرد بهم چي گفت ؟ جايي كه ميري مردمي داره كه مي شكننت نكنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توكوله بارت عشق ميزارم كه بگذري، قلب ميزارم كه جا بدي، اشك ميدم كه همراهيت كنه، ومرگ كه بدوني برميگردي پيشم
---------------------------
يكي محبت مي كنه و يكي ناز مي كنه ! اوني كه ناز مي كنه هميشه محبت مي بينه اما اوني كه محبت مي كنه هميشه تنهاي تنهاست
-----------------------------
ما هميشه صداهاي بلند را ميشنويم، پررنگ ها را ميبينيم، سخت ها را ميخواهيم. غافل ازينكه خوبها آسان ميآيند، بي رنگ مي مانند و بي صدا مي روند
------------------------------
اگه يه روز ديدي كه تموم درخت هاي كوچه و محلتونو بريدن اصلا ناراحت نشو ... چون هنوز منو داري كه بهم تكيه كني
--------------------------

آنگاه كه ... ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي كني؛ به خاطر بياور كه... زيبايي شهاب ها از شكستن قلب ستارگان است.

----------------------------
زندگي مثل يه جاده است ، من و تو مسافراشيم ، قدر لحظه ها رو بدونيم ، ممكنه فردا نباشيم.

--------------------------
پرسيد به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هيچ كس. پرسيد پس به خاطر چه زنده هستي؟ با اينكه دلم فرياد ميزد "به خاطر تو" با يك بغض غمگين گفتم به خاطر هيچ چيز. ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشك تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است

عشق را وارد کلام کنيم تا به هر عابري سلام کنيم و به هر چهره اي تبسم داشت ما به آن چهره احترام کنيم زندگي در سلام و پاسخ اوست عمر را صرف اين پيام کنيم عابري شايد عاشقي باشد پس به هر عابري سلام کنيم

بسته ام در خم ابروي تو اميد دراز/ان مبادا که کند دست طلب کوتاهم/بامن راه نشين خيزو سوي ميکده آي/تادر آن حلقه ببيني که چه صاحب جاهم

چاه هم با من و تو بيگانه است ني صد بند برون آيد از آن، راز تو را فاش كند درد دل گر بسر چاه كني خنده ها بر غم تو دختر مهتاب زند گر شبي از سر غم آه كني

قلب مثل دو تا اتاق ديوار به ديوار هست كه يكي از اتاقها غم و ديگري شادي. مي گن آرام بخند كه تو اتاق بقلي غم را بيدار نكني دن جاي پات ميان و ميرن .

ثمره عمر آدمي يك نفس است و آن نفس از براي يك همنفس است گر نفسي با نفسي هم نفس است آن يك نفس از براي عمري بس است


انسان عاشق زيبايي نمي شود بلكه آنچه عاشقش مي شود در نظرش زيباست

پيش آتش دل شمع و پر پروانه يکيست گر به سر حد جنونت ببرد عشق "عماد" بي وفائي و وفاداري جانانه يکيست

پيش ما سوختگان مسجد و ميخانه يکيست حرم و دير يکي، سبحه و پيمانه يکيست اينهمه جنگ و جدل حاصل کوته نظري است گر نظر پاک کني کعبه و بتخانه يکيست هرکسي قصه شوقش به زباني گويد چون نکو مينگرم حاصل افسانه يکيست اين همه قصه ز سوداي گرفتاران است ورنه از روز ازل دام يکي، دانه يکيست

اگر تمام شب برا ي از دست دادن خورشيد گريه کني لذت ديدن ستاره ها را هم از دست خواهي داد

زندگي را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترين قله ها رسيدي، لبخند خود را نثار تمام سنگريزه هايي کن که پايت را خراشيدند

 

 

 

 

 

چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت رابراي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش

 

يه گوسفنده رو ميندازن پشت وانت که ببرنش کشتارگاه و گوسفنده تا خود کشتارگاه همش گريه ميکرده. وقتي ميرسن دم در کشتارگاه، ازش مي‌پرسن چرا گريه ميکني؟ ميگه آخه مي‌خواستم جلو بشينم!!

 

خوردن شيريني خيلي راحته، خواندن داستان شيرين خيلي راحته، اما پيدا کردن دوست شيرين خيلي سخته! خداي من، تو چطوري منو پيدا كردي؟

 


 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""سمیه
 
 

عشق يعني تا ابد با من بمان

عشق يعني هم نفس با من بخوان

عشق يعني با مني دستم بگير

بي توقع در ره جانم بمير

 

سحرگاهان كه عرش كبريايي مي سرايد

نغمه توحيد ، تو كه آهسته مي خواني

قنوت لحظه هايت را ميان

ربناي سبز دستانت ؛ دعايم كن

 

.هر وقت تو زندگي رسيدي به جايي که يه در بزرگ با يه قفل گنده داره اصلا نترس!.

چون اگه قرار بود باز نشه به جاي در، ديوار مي ذاشتن.

 

.به کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک چرا باید به دور تو بگردم؟! ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی برو با دل بیا تا من بگردم


ادامه مطلب...
 
 
**********************سمیه *****************************
 
 

 

.ye daneshmande tork 1 tike yakh gerefte bud bala o dasht motefakerane behesh negah mikard,,refighesh azash miporse:chiro negah mikoni? yaro mige: azash ab micheke vali maloom nis kojash soorakhe

 

 

.Ey kash be anche ke dust darim beresim ta majbur nashavim anche ra ke be dast miavarim dust dashte bashim.


ادامه مطلب...
 
 
 
 
**********************سمیه *****************************
 
 
 

ديشب خواب ديدم اونم چه خوابي... حالا گوش کن تا تعريف کنم خواب ديدم مرديم و داريم ميريم بهشت... توي راه تو خسته شدي و من کولت کردم... سر پل صراط که رسيديم من خسته شدم و تو منو کول کردي... دم در بهشت که رسيديم نگهبان گفت خرت رو ببند دم در و بيا داخل ...............................

 

آلبوم جديد شجريان :

1- صاحبدلان بايد برقصن

2- ساقي تو ديگه کي هستي

3- مرغ سحر (ريميکس(

4-هي نگار کجا کجا

5- غم مخور فداي سرت

6- ستارمو با خودت نبر

 

بهترين انتقام از زني که شوهرتون رو از چنگتون در اورده مي دوني چيه؟ بذاري شوهرتون مال اون بمونه


ادامه مطلب...
 
 
**********************سمیه *****************************
 
 
 
 

 

1.دوره ارزانيست ... شرف اينجا ارزان ... تن عريان ارزان ... آبرو قيمت يک تکه نان ... و دروغ از همه چيز ارزانتر ... و چه تخفيف بزرگي خوردست ، قيمت هر انسان!!

2.چه کنم ؟چاره کجاست؟ سهم من دردل اين ويراني يک سبد بي تابي است غم من تا به گل لاله سرخ دوشقايق باقيست ديده ام باراني است کاش آنجا که دل از عشق سخن ها ميگفت قلب ها ست نبود کاش دراين دل تنگ مهردربند نبود...

3.چه زيبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذيرفتي! چه فريبنده ! آغوشم برايت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم !چه كودكانه ! همه چيزم شدي ! چه زود ! به خاطره يك كلمه مرا ترك كردي ! چه ناجوانمردانه ! نيازمندت شدم ! چه حقيرانه! واژه غريبه خداحافظي به من آمد! چه بيرحمانه! من سوختم...


ادامه مطلب...
 
 
 
**********************سمیه *****************************
 
 
 
 
 
خيلي ببخشيد بد موقع مزاحم شدم . مي خواستم ببينم اب خوردي افتابه رو كجا گذاشتي ؟؟؟

???????????????????????????????????????????????????????????????

اين اس ام اس تنها براي بيدار کردن شما ارسال شده و هيچ ارزش ديگري ندارد حالا مي توني بري بخوابي شب بخير......

????????????؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

براي يه نفر اس.ام.اس مياد . ميگه : آخ جون جوك .....ميپره گوشيشو برميداره بعدش مي بينه جوك نبوده كلي ضايع مي شه مثل تو كه الان همين فكر و كردي و
ضايع شدي....!!!!

???????????????????????????????????????????????????

هميشه عكس تو رو توي كيف پولم دارم.هر وقت دچار مشكل بزرگي مي شم ،بهش نگاه مي كنم.اون وقت احساس ميکني که هيچ کدوم از مشكلاتم به اندازه ي
اين يه دونه وحشتناک نيستند !!!


ادامه مطلب...
 
 
**********************سمیه *****************************
 
 
مردها بر اثر كمبود عاطفه ازدواج مي‌كنند، بر اثر كمبود حوصله طلاق مي‌دهند، و بر اثر كمبود حافظه دوباره ازدواج مي‌كنند

مورچه عاشق دختر همسايه مي شه بعد از يك هفته مي فهمه كه چايي خشك بوده

روزگارم گله مندي شده است من بگيرم تو بخندي شده است ازدلم ياد نكردي شايد،عشق هم سهميه بندي شده است...
ادامه مطلب...
 
 
**********************سمیه *****************************
 
 
 
 

تجربه بهترين درس است هرچه که حق التدريس ان گران باشد.1

من خودم را محتاج نمي دانم ،زيرا طريقه قناعت را ياد گرفته ام.2

کاري که در راه خدا باشد ، مزد خداي همراه دارد.3


ادامه مطلب...
 
**********************سمیه *****************************
 
 
 
به غضنفر مي گن نظر شما راجع به ماه رمضان چيه ؟ مي گه والا خيلي خوبه فقط يه ذره زولبيا باميه اش رو زياد کنن بهتر مي شه

 

ماه رمضانه یه وقت جایی نری که پیدات نکنم . آخه دارم دنباله ۶۰ تا گدا میگردم !!!روتو حساب کردم!!!!!


ادامه مطلب...
 
 
**********************سمیه *****************************
 
 
يه مرد احمق به يه زن ميگه ساکت باش اما يک مرد دانا به يه زن ميگه نمي دوني وقتي لبهات بسته اند چقدر خوشکل ميشي

 

هيچ‌گاه ويتريني نداشته‌ام
تا دلم را در آن به نمايش بگذارم.
در قامت يک فروشنده دوره‌گرد عاشق تو شدم.
از اين روست که تمام خيابانهاي شهر
عشق مرا مي‌شناسند


"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

cat_0160

 

 

 

معجزه رنگها

 

دانستن نکات زیر درباره استفاده بهینه از رنگ‌ها خالی از فایده نخواهد بود...
 

برای لاغر شدن ، از بشقاب و رومیزی آبی رنگ استفاده کنید. رنگ آبی اشتها را کم می‌کند


 
اگر مضطرب هستید و فشار عصبی طاقت شما را بریده است، از رنگ سبز استفاده کنید. رنگ سبز آرامبخش است و فشار خون را کاهش می‌دهد  
 

اگر بی‌حال و حوصله هستید، رنگ نارنجی را انتخاب کنید، هنگام استحمام صبحگاهی از حوله و ابزار نارنجی استفاده کنید، رنگ نارنجی بی‌حالی شما را از بین می‌برد
 

اگر از کم خونی رنج می‌برید، میوه‌های قرمز رنگ مانند گیلاس ، توت فرنگی و گوشت قرمز مصرف کنید

 

افراد افسرده لباس زرد رنگ بپوشند. غذاهای زرد بخورند و رنگ زرد را اطراف خود بجویند. رنگ زرد سطح انرژی را بالا برده و مانع افسردگی می‌شود  
 

اگر کم خواب هستید وسایل اتاق خواب را به رنگ بنفش درآورید یا از چراغ خواب به رنگ بنفش استفاده کنید. رنگ بنفش آرامش دهنده و خواب‌آور است  
 

اگر مشکلی پیش روی شماست، از رنگ نیلی استفاده کنید،

 
 
 

تو به اولین دیدارمان می اندیشی و من به آخرین خداحافظیمان، به گمانم هر دو چیزی را جا گذاشته ایم...


 
 

دوست

دوست معمولي هيچگاه نميتواند گريه تورا ببيند.
دوست واقعي شانه هايش از گريه تو تر خواهد بود.
دوست معمولي اسم کوچک والدين تو را نميداند.
دوست واقعي شايد تلفن آنها را جايي نوشته باشد.
دوست معمولي يک جعبه شکلات براي مهماني تو ميآورد.
دوست واقعي زودتر به کمک تو مي
آ
يد و تا دير وقت براي تميز کردن ميماند.
دوست معمولي از دير تماس گرفتن تو دلگير و ناراحت ميشود.
دوست واقعي ميپرسد چرا نتوانستي زودتر تماس بگيري؟
دوست معمولي دوست دارد به مشکلات تو گوش کند.
دوست واقعي سعي در حل آنها ميکند.
يک دوست معمولي دوست دارد به مشکلات تو گوش کند..
دوست واقعي سعي در حل آنها ميکند.
دوست معمولي مانند يک مهمان عمل ميکندو منتظر ميماند تا از او پذيرايي کني.
دوست واقعي به سوي يخچال رفته و از خود پذيرايي ميکند.
دوست معمولي مي پندارد که دوستي شما بعد از يک مرافعه تمام مي شود.
دوست واقعي ميداند که بعد از يک مرافعه دوستي محکمتر ميشود.
دوست واقعي کسي است که وقتي همه تو را ترک کرده اند با تو مي ماند

 
 

ياد پدر

4 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم هر كاري رو مي تونه انجام بده .
 

5 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم خيلي چيزها رو مي دونه .


6 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم از همة پدرها باهوشتر.


8 ساله كه شدم ، گفتم پدرم همه چيز رو هم نمي دونه.
 

10 ساله كه شدم با خودم گفتم ! اون موقع ها كه پدرم بچه بود همه چيز با حالا كاملاً فرق داشت.
 

12 ساله كه شدم گفتم ! خب طبيعيه ، پدر هيچي در اين مورد نمي دونه .... ديگه پيرتر از اونه كه بچگي هاش يادش بياد.
 

14 ساله كه بودم گفتم : زياد حرف هاي پدرمو تحويل نگيرم اون خيلي اُمله .
 

16 ساله كه شدم ديدم خيلي نصيحت مي كنه گفتم باز اون گوش مفتي گير اُورده .
 

18 ساله كه شدم . واي خداي من باز گير داده به رفتار و گفتار و لباس پوشيدنم همين طور بيخودي به آدم گير مي ده عجب روزگاريه .
 

21 ساله كه بودم پناه بر خدا بابا به طرز مأيوس كننده اي از رده خارجه
 

25 ساله كه شدم ديدم كه بايد ازش بپرسم ، زيرا پدر چيزهاي كمي درباره اين موضوع مي دونه زياد با اين قضيه سروكار داشته .
 

30 ساله بودم به خودم گفتم بد نيست از پدر بپرسم نظرش درباره اين موضوع چيه هرچي باشه چند تا پيراهن از ما بيشتر پاره كرده و خيلي تجربه داره .
 

40 ساله كه شدم مونده بودم پدر چطوري از پس اين همه كار بر مياد ؟ چقدر عاقله ، چقدر تجربه داره .
 

50 ساله كه شدم حاضر بودم همه چيز رو بدم كه پدر برگرده تا من بتونم باهاش دربارة همه چيز حرف بزنم ! اما افسوس كه قدرشو نتونستم خيلي چيزها مي شد ازش ياد گرفت !

 
 
 

 

 

تو را غایب نامیدند چون که ( ظاهر ) نیستی

نه اینکه ( حاضر ) نیستی ...... .

منتظران آمدنت  همواره از خدا ( ظهورت ) را می طلبند

و گرنه عطر حضور تو در همه جا  روحبخش است .

بوی تو را حس می کنم هرچند که چشمان گنه آلوده ام

لیاقت دیدار جمال دلربایت را ندارد .

با این وجود .... تو را من چشم در راهم

 

 

مهدی جان 

 

 

 

 

 

گویی غم عالم ؛ نهفته در مدینه !!

هر حرف این واژه ؛ زند آتش به سینه

آتش زند بر هستیم ؛ در هر شب و روز

این ( میم ) و ( دال ) و ( ای ) و ( نون ) و ( هاء ) پر سوز

( میم مدینه ) ؛ میخ در آرد به یادم

فریاد ( یا فضه بیا ؛ از پا فتادم !!! )

( دال مدینه ) گویم و دیوار بینم

زهرا به خون غلطیده ؛ حیدروار بینم

در ( ای ) نگر ایثار جان ؛ از بهر مولا

درس ( ولایت محوری ام ) داد ؛ زهرا

از ( نون ) این غم واژه ؛ آید ناله هایش

عرش خدا  ؛ می لرزد از سوز نوایش

( ها ) همت همواره ی هر شیعه ؛ یعنی

درس ولایت محوری بر شیعه ؛ یعنی

هر لحظه ای که می برم نام مدینه

آید به یادم ؛ تازیانه ؛ اوج کینه

قنفذ ؛ کتک ؛ غصب فدک ؛ یک کوچه ؛ یک زن

دستان حیدر در رسن ؛ در کوی و برزن

حیدر ؛ غریبی ؛ داغ زهرا ؛ سقط محسن

ظلم به آل مصطفی ؛ در حد ممکن

دیوار ؛ درب نیم سوز و تازیانه

روئی که دارد از غم سیلی ؛ نشانه

سیلی ؛ ر خ نیلی ؛ بقیع و مردم پست

آری ؛ مدینه ؛ معنی این واژه ها هست !!!! 


 

 

 


 

( زنگ تفریح دنیا ) گذرا است .... زنگ بعد (( حساب )) داریم !!

در طوفان حوادث ٬ با ( خدا ) بودن راهگشاست نه ( ناخدا بودن )

با هر نفس ؛ یک گام به لحظه مرگ نزدیکتر می شویم !!

امروز، اولين روز از بقية عمر ماست ...

کودکی که دستش بوی گل می داد را به جرم گل چیدن تنبیه کردند .

کودک  مات و مبهوت از این  که :

چرا کسی به این نکته نمی اندیشد که شاید او گلی کاشته است ؟!!

 

 

 

میهمانی خوان پر فیض " رمضان المبارک "

< بر مهمانان گرانقدر حضرت دوست >

فرخنده ٬ خجسته ٬ مهنا و گوارا باد

 ادعیه روزهای ماه مبارک را از اینجا دریافت کنید

 

 

تنها اوست یگانه بی همتا

اسماء الحسنی

یک جرعه ای  ؛ یارب بنوشانم ز ( تسنیم )  ....

برای سلامتی و تعجیل در فرج یوسف گمشده زهرا بگو

التماس دعا


مهمان گرانقدر .... خوش آمدید 

نوای این وبلاگ ٬‌ در کنترل شماست

ادامه یا حذف آن به اختیار شماست

 

اینم چنتا اس ام اس جدید

 

تجربه شانه ايست که طبيعت وقتي ما کچل ميشويم, به ما مي دهد!

..................................................

من اون ماهي قرمز کوچولوهستم تو دل شيشه اي تو
*
*
*
*
مراقب باش دلت نشکنه که من ميميرم

..................................................

اول به نام عشق. . . دوم به نام تو. . . سوم به ياد مرگ . . . بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو و عشق، يا من و مرگ زمان! به من آموخت كه دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست..... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست

مي دوني بازي روزگار چيه؟؟ اين که تو چشم بذاري من قايم شم . بعد تو يکي ديگه رو پيدا کني

ميگن لبخند ربطي به مرگ نداره ولي تو بخند تا من برات بميرم

..................................................


اي عشق مدد کن به سامان برسيم چون مزرعه تشنه به باران برسيم يا من برسم به يار و يا يار به من يا هر دو بميريم و به پايان برسيم

هر کجا که هستي بلوتوث قلبت رو روشن کن تا تمام وجودم رو برات سند کنم.

تيك تيك ساعت فرياد مرگ ثانيه هاست اما دوستي ها هيچگاه نمي ميرند

هواشناسي طي 24 ساعت گذشته اعلام کرد :
.
.
.
.
.
.
.
..
اينجا يه نفر خيلي دلش هواتو کرده

..................................................

اي كاش آشنائيها نبود يا به دنبالش جدائي ها نبود يا مرا با او نمي كردي آشنا يا مرا از او نمي كردي جدا

..................................................

ميدوني فرق لبخند تو با لبخند من چيه ؟ تو وقتي شادي ميخندي،من وقتي تو شادي ميخندم

..................................................

بابام گفت : عشق کشکه ! منم جواب دادم : زندگي هم آشه ؛ بدون کشک بي مزه ميشه

..................................................

آرزويم اين است نرود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد......نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز........و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي........عاشق آنكه تو را مي خواهد.......و به لبخند تو از خويش رها مي گردد......... و ترا دوست بدارد به همان اندازه كه دلت مي خواهد

..................................................

چهار چيز است که نمي توان آن ها را بازگرداند... سنگ ... پس از رها کردن! حرف ... پس از گفتن! موقعيت... پس از پايان يافتن! و زمان ... پس از گذشتن!

..................................................

بعضي عشق ها آتشين اما كم عمق و سطحي هستند گردبادي بر پاي مي كنند و زود هم سرد مي شوند اما بعضي عشق ها عميق است و ملايم چون يك نخ باريك شروع مي شود و در طول زمان استمرار مي يابد.

..................................................

ثمره عمر آدمي يک نفس است و آن نفس از براي يک همنفس است گر نفسي با نفسي هم نفس است آن يک نفس از براي عمري بس است

..................................................


شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نکشد نيز تو خاموش شوي

..................................................

سعي كن تنها باشي زيرا تنها بدنيا امدي و تنها از دنيا خواهي رفت.بگذار عظمت عشق را درك نكني.زيرا انقدر عظيم است كه تورا نابود خواهد كرد

..................................................

اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد

..................................................

عشقي که تو را نثار ره کردم در سينه ي ديگري نخواهي يافت ... زان بوسه که بر لبانت افشاندم سوزنده تر آذري نخواهي يافت

..................................................

هرگز هيچ حسرتي در دنيا اين چنين يک جا جمع نمي شود که در اين سه واژه کوتاه : او دوستم ندارد

..................................................

هر کي با زمزمه عشق دو سه روزي عاشقم شد عشق اون باعث زجر همه دقايقم شد اون که عاشق بود و عمري از جدا شدن مي ترسيد همه هراس و ترسش به دروغش نمي ارزيد

..................................................

هيچ چيز ويرانگرتر ازاين نيست كه متوجه شويم كسي كه به آن اعتماد داشته ايم عمري فريبمان داده است يکي باش براي يک نفر ...نه تصويري مبهم در خاطره ها

..................................................

زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور مينداز

..................................................

سعي نكنيم بهتر يا بدتر از ديگران باشيم ، بكوشيم نسبت به خودمان بهترين باشيم - ماركوس گداوير

..................................................

حكايت جالبي ست كه فراموش شدگان هرگز فراموش كنندگان را فراموش نميكنند
آنگاه که زندگي همچون ترانه اي جاري مي گردد شاد بودن آسان است اما ارزش انسان زماني آشکار مي گردد که در شرايط آشفته نيز لبخند به لب دارد

..................................................

ظاهر و باطن شما بايد با هم همساز باشند, هدفهايتان بايد به بلنداي قامتتان و صبر و بردباريتان به وسعت تمام وجودتان باشد. براي اينکه درون و بيرونتان يکسان پرشکوه و متعالي شود بايد براي خود فلسفه زندگي داشته باشي

..................................................

عشق يک جوشش کور است و پيوندي از سر نابينايي . اما دوست داشتن پيوندي است خود آگاه و از روي بصيرت روشن و زلال .عشق بيشتر از غريزه آب مي خورد و هر چه از غريزه سر زند بي ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع مي کند و تا هر جا که يک روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نيز همگام با آن اوج مي يابد .

..................................................

زندگي 2 چيز به من آموخت: آرزوي مرگ و مرگ آرزو

..................................................

عجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه تا فرياد نکشي کسي به طرفت بر نمي گرده تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه.

..................................................

هنگامي که محبت به شما اشاره مي کند، به دنبالش برويد، اگر چه داراي راههاي دشوار و پر فراز و نشيب بوده باشد

..................................................

قوانين شاد زيستن : 1- اگر شما چيزي را دوست داريد از آن لذت ببريد . 2 - اگر شما چيزي را دوست نداريد از آن دوري جوئيد. 3 - اگر شما چيزي را دوست نداريد و نمي توانيد از ان دوري کنيد آن را تغيير دهيد. 4 - اگر شما چيزي را دوست نداريد و نمي توانيد از آن دوري کنيد و نمي توانيد آن را تغيير دهيد آن را بپذيريد. 5 - با تغيير نگرشتان نسبت به چيزهايي که انها را دوست نمي داريد انها را بپذيريد

..................................................

بگير اين گل از من ياد بودي که تنها لايق اين گل تو بودي فراوان آمدند اين گل بگيرند ندادم چون عزيز من تو بود

..................................................

مرد آمد و دردي به دل عالم شد از روز ازل قسمت زن ها غم شد در دفتر خاطرات حوا خواندم جانم به لبم رسيد تا آدم شد

..................................................

هميشه حرفي رو بزن که بتوني بنويسيش چيزي رو بنويس که بتوني پاش امضا کني چيزي رو امضا کن که بتوني پاش بايستي

..................................................

به دنبال کسي باش که تو را به خاطر زيبايي هاي وجودت زيبا خطاب کند نه به خاطر جذابيتهاي ظاهريت
انسان نقطه اي است بين دو بي نهايت . بي نهايت لجن و بي نهايت فرشته .
زندگي مثل يك پيانوست . همان چيزي را مي شنوي كه مي نوازي .
دوست داشتن بهترين شکل مالکيت است و مالکيت بدترين شکل دوست داشتن.
شنا کردن در جهت جريان آب، از عهده ماهي مرده هم بر مي آيد.
به هم رسيدن شروع است با هم ماندن پيشرفت است با هم كاركردن موفقيت است.
عصبانيت انتقام اشتباهات ديگران را از خود گرفتن است .
منو عشق آسمونيت منو اون نا مهربونيت منو حرفاي نگفته منوکشته زخم دوريت
منو باور نگاهت منو حادثه هاي خامت من و تو و ياد و خيالت
من و تو خاطرهامون من و تو همه نگامون
نشدم جدا يه لحظه من اسير لحظه هامون
گفتي نمي خواي بموني کنارم برو ديگه باهات کاري ندارم
واسه عشق آسمونيتون همه مهربوني تو دلم جايي برات ندارم
گفتم نمي خواي ببيني کي هستم همه زندگيمو پاي تو بستم
بيا خستم منتظر نشستم نگو مستم قلبمو شکستم
يادته شباي پر غم و غصته نمي خواستم ببينم اشک چشاتو
حالا نيستي ببيني دارم ميميرم واسه ديدن يه لحظه خندهاتو
همه زندگيم بود به پاي تو بودن نفسم بود براي تو
ولي راحت کردي تو فراموشم فکر کردي شمعمو من تموم مي شم
سرت شلوغه آخه وقت نداري همگاني شدي تو که شان نداري
تو که مي گفتي چيزي کم نداري وقتي با مني هيچ وقت غم نداري
پس ديدي زير پات له شدم تو مه شکنو منم مه شدم
مي خوام باهم باشيم هنوز تا ابد اگه اين دستو نبردم بريم دست بعد
يادته شبهاي پر غم و غصته نمي خواستم ببينم اشک چشاتو
حالا نيستي ببيني دارم ميميرم واسه ديدن يه لحظه خندهاتو

زمين مي خواست ابراز احساسات كند، آتشفشان سرازير شد

..................................................

در واقع ما هرگز بزرگ نمي شويم. فقط ياد مي گيريم که در اجتماع چگونه رفتار کنيم

..................................................

وقتي گفتي تا آخر دنيا باهاتم اون موقع بود که فهميدم چرا دنيا 2 روزه

..................................................

يك روز رسد غمي به اندازه كوه
يك روز رسد نشاط به اندازه دشت افسانه زندگي چنين است گلم...
در سايه كوه بايد از دشت گذشت


 
 
*******************************************************
 
 
 

سوره بقره، آيات 185-183

يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون.(183) اياما معدودات فمن كان منكم مريضا او على سفر فعدة من ايام اخر و على الذين يطيقونه فدية طعام مسكين فمن تطوع خيرا فهو خير له و ان تصوموا خير لكم ان كنتم تعلمون.(184) شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن هدى للناس و بينات من الهدى و الفرقان فمن شهد منكم الشهر فليصمه و من كان مريضا او على سفر فعدة من ايام اخر يريد الله بكم اليسر و لا يريد بكم العسر و لتكملوا العدة و لتكبروا الله على ما هديكم و لعلكم تشكرون.(185)

ترجمه آيات

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد روزه بر شما واجب شده همانطور كه بر اقوام قبل از شما واجب شده بود شايد با تقوا شويد(183).

و اين روزهائى چند است پس هر كس از شما مريض و يا مسافر باشد بايد ايامى ديگر بجاى آن بگيريد و اما كسانى كه به هيچ وجه نمى‏توانند روزه بگيرند عوض روزه براى هر روز يك مسكين طعام دهند و اگر كسى عمل خيرى را داوطلبانه انجام دهد برايش بهتر است و اينكه روزه بگيريد برايتان خير است اگر بناى عمل كردن داريد(184).

و آن ايام كوتاه ماه رمضان است كه قرآن در آن نازل شده تا هدايت مردم و بياناتى از هدايت و جدا سازنده حق از باطل باشد پس هر كس اين ماه را درك كرد بايد روزه‏اش بگيرد و هر كس مريض و يا مسافر باشد بجاى آن چند روزى از ماههاى ديگر بگيرد خدا براى شما آسانى و سهولت را خواسته و دشوارى نخواسته و منظور اينست كه عده سى روزه ماه را تكميل كرده باشيد و خدا را در برابر اينكه هدايتتان كرد تكبير گفته و شايد شكرگزارى كرده باشيد(185).

 
*************************************************
 
 
 
ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریف‌ترین ماه‌های سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شود، و عبادت در یکی از شب‌های آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماه‌ها است؛ روزهایش بهترین روزها، شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات است.
بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفس‌های شما تسبیح، خواب شما عبادت، عمل‌هایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.
پس با نیت‌ای درست و دلی پاکیزه،‌ پروردگارتان را بخوانید تا شما را برای روزه داشتن و تلاوت قرآن توفیق دهد. بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه عظیم محروم گردد. با گرسنگی و تشنگی در این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت باشید.»

آن گاه پیامبر اکرم وظیفه روزه‌داران را برشمرد و از
صدقه بر فقیران، احترام به سالخوردگان، ترحم به کودکان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهربانی به یتیمان و نیز عبادت و سجده های طولانی، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضیلت اطعام در این ماه سخن گفت.

 
*************************************************
 
 

قال رسول الله صلى الله عليه و آله لكل شيئى زكاة و زكاة الابدان الصيام.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

براى هر چيزى زكاتى است و زكات بدنها روزه است.

الكافى، ج 4، ص 62، ح 3

*************************************************
 

قال الرضا عليه السلام:

انما امروا بالصوم لكى يعرفوا الم الجوع و العطش فيستدلوا على فقر الاخر.

امام رضا عليه السلام فرمود:

مردم به انجام روزه امر شده‏اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بيچارگى آخرت را بيابند.

وسائل الشيعه، ج 4 ص 4 ح 5 علل الشرايع، ص 10

 
*************************************************
 
 

قال اميرالمومنين عليه السلام:

فرض الله ... الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق‏امام على عليه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب كرد تا به وسيله آن اخلاص خلق را بيازمايد.

نهج البلاغه، حكمت 252

 
*************************************************
 
 

قال الصادق عليه السلام:

انما فرض الله الصيام ليستوى به الغنى و الفقير.

امام صادق عليه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب كرده تا بدين وسيله دارا و ندار (غنى و فقير) مساوى گردند.

من لا يحضره الفقيه، ج 2 ص 43، ح 1

 
*************************************************
 
 
 

قال الباقر عليه السلام:

بنى الاسلام على خمسة اشياء، على الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولايه.

امام باقر عليه السلام فرمود:

اسلام بر پنج چيز استوار است، برنماز و زكات حج و روزه و ولايت (رهبرى اسلامى

 
 
*************************************************
 

قال الله تبارك و تعالى:

 

يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون.

خداوند تبارك و تعالى مى‏فرمايد:

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد روزه بر شما نوشته (واجب) شد، چنانكه بر آنان كه پيش از شما بوده‏اند واجب شده بود باشد كه پرهيزگار شويد.

سوره بقره آيه 183

 
*************************************************
 
 
ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است.
می‌گویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از
اسماء الهی است. این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب‌های قدر در آن قرار دارد. فضیلت ماه رمضان بسیار زیاد و نامحدود است.
img/daneshnameh_up/1/1e/ramezan.jpg
به برخی از حوادث و رویدادهای مهم این ماه اشاره می‌شود:
وفات
حضرت خدیجه در دهم رمضان سال دهم بعثت.
ولادت
امام حسن مجتبی علیه السلام نیمه رمضان سال دوم هجرت.
جنگ بدر در سال دوم هجرت.
فتح مکه در سال هشتم هجرت.
مراسم
عقد اخوت و پیمان برادری میان مسلمان، و ایجاد اخوت اسلامی بین پیامبر و امام علی علیه السلام.
بیعت مردم به ولایت‌عهدی
امام رضا علیه السلام در سال 201 قمری.
 
 
 
 
 
التماس دعـــــــــــــــــــــــــــــــــــا
 
 
 
سیـــــــــــــــــــــــــــامک**********  سمـــــــــــــــــــیه
 
 

هر آنچه هستیم نتیجه افکار گذشته ماست و هر آنچه در آینده خواهیم بود نتیجه افکار امروز ماست

        

 

مرا شرطی است با جانان که تا جان در بدن دارم

 

 

 

خدایا چگونه زیستن را تو به من بیاموز

چگونه مردن را خود خواهم آموخت

                                                              ********************* 

مث اسفنج.مث مرجان .مث دریا می مونی

انقدر مغروری که همیشه تنها می مونی

پشت چش نازک نکن انقدر واسه پروانه هات

آخرش از کاروان خوشیا جا می مونی

پاسخ تو رو محال کس دیگه ای بدونه

حلتو من بلدم .مث معما می مونی

مث شاعری که پرسید پریا چشون شده

مث هم صحبت شعراش مث آیدا می مونی

*****

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

شبی از پشت یک تنهایی نمناک بارانی

تو را با لهجه ی گل های نیلوفر صدا کردم

تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم!

پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس

تو را از بین گل هایی که در تنهاییم رویید با حسرت جدا کردم!

 

 

همیشه نگاهی رو باور کن که وقتی از اون دور می شی در انتظارت بمونه!

**************

 زلف برباد مده تا ندهی بر بادم

ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم

می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر

سر مکش تانکشد سر به فلک فریادم

رخ برافروز و کر فارغ کنی از برگ گلم

قد برافراز که از سرو کنی آزادم

شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را

یاد هر قوم مکن نا نروی از یادم

شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه

شور شیرین منما تا نکنی فرهادم

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

*********** این شعرم واقعا دوست دارم و همیشه باهاش بودم*********

ساغر شکنم ساقی

محفل ز دسته ساقی

بر میان طوفان

بر موج غم نشسته منم

بر زولت شکسته منم

ای ناخدای عالم

تا نام غم رقم زده شد

یه بار مهر رقم زده شد

بر سرنوشت عالم

تو تشنه کامم کشتی

در سرای ناکامی ها

ای بلای نافرجامی هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

نمرده ام بر جامی

می کشم به دوش از حسرت

بار مستی و ناکامی هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

بر موج غم  نشسته منم

بر زولت شکسته منم

ای ناخدای عالم

تا نام غم رقم زده شد

یه بار مهر رقم زده شد

بر سرنوشت عالم

شکایت از که کنم

حکایت از که کنم

که خود به دست خود آتش بر

دل خون شده ی

نگران زده ام

  

 


 

گفته بودم كه اگر بوسه دهي توبه كنم

 

 كه دگر باره از اين گونه خطاها نكنم

 

بوسه دادي و چو برخواست لبم از لب تو

 

توبه كردم كه دگر توبه بي جا نكنم......


""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""


غم مخور، ايام هجران رو به پايان مي‏رود

اين خماري از سر ما  مي‌گساران  مي‏رود

پرده را از روي ماه  خويش   بالا  مي‏زند

غمزه را سر مي‏دهد غم از دل و جان مي‏رود

بلبل اندر  شاخسار  گل  هويدا  مي‏ شود

زاغ با صد شرمساري از  گلستان  مي‏رود

محفل از نور رخ او، نورافشان مي‏ شود

هرچه غير از ذکر يار، از  ياد  رندان  مي‏رود

ابرها از نور خورشيد رخش پنهان شوند

پرده از  رخسار  آن  سرو  خرامان  مي‏رود

وعده‏ ديدار نزديک است ‏ياران مژده  باد

روز وصلش مي‏رسد، ايام  هجران  مي‏رود

 


سیامک """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" سمیه


بیائید از امروز با خود عهد ببندیم که:

یادمان باشدازامروز خطائی نكنیم،
 گركه درخویش شكستیم صدائی نكنیم،
پرپروانه شكستن هنر انسان نیست،
 گرشكستیم زغفلت منومائی نكنیم،
یادمان باشداگرشاخه گلی راچیدیم،
وقت پرپر شدنش سازونوائی نكنیم،
یادمان باشداگر خاطرمان تنهاماند،
طلب عشق زهربی سروپائی نكنیم،
یادمان باشد اگرحال خوشی دست بداد،
 جز برای فرج یاردعائی نكنیم‎.



سیامک """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" سمیه


 

به من او گفت فردا می رود اینجا نمی ماند

و پرسیدم دلم او گفت نه تنها نمی ماند

به او گفتم که چشمان تو جادو کرده این دل را

و گفت این چشمها تا ابد زیبا نمی ماند

به او گفتم دل دریایی ام قربانی چشمت

ولی او گفت که این دل دائما دریا نمی ماند

به او گفتم که هر شب بی نگاه تو شب یلداست

ولی او گفت کمی که بگذرد یلدا نمی ماند

به او گفتم که کم دارد تو را رویای کمرنگم

و پاسخ داد او در عصر ما رویا نمی ماند

و حق با اوست عاشق شو همین و هر چه باداباد

چرا که در مسیر راه عاشقی باقی نمی ماند


سیامک """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" سمیه









 


سیامک """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" سمیه


از یک عاشق شکست خورده پرسیدم:

بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن

گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق

گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن

گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن

گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن

گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد

گفتم زیبا ترین لحظه؟  گفت در کنار معشوق بودن

گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن

پرسیدم بزرگترین آرزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت: ( مرگ)