عبور از پل خواب *پر از هوای طلب بود *طلب چه حس قشنگی است *مر گیاه تو رو رو گل *
مرا درخت تو رو دشت *مرا از نگاه کسی از سکوت دره ی سبز *تو رو صدای کسی از طلسم تنهایی *
مرا <نسن >و نو رو ایلگا *طلب کرده است *عبور از ژل خواب *حضور در پل زنگوله است *
درست باید رفت *سفر به فکر رسیدن نیست *سفر کبوتر بی بامی است *که از همیشه ی پرواز *
برنمیگردد *سفر فضیلت یک امتداد بی پایان *سفر تمام نخواهد شد *
مرا به سوی مرزهای بی بنیاد *مرا میان دو دریا *بیزانس اول بیداری است *
بیزانس تکه ای از خاطرات گمشده بود *جدا نمیشوم از خویش *از خاک *از خدا *
جدا نمیشوم از اسمان بی باروت*هزار بانگ بلند هزار سو جاری است *
هنوز سایه ی قسطنطنیه پیدا *نه *هنوز سلطه ی عثمانی *کمر به تیغ نبسته *هنوز سلطان * نه *
هر انچی میبینی * فقط نگاه کن *نگاه جزیره ای تنهاست *سفر اب های عالم بود *
بیوک ادا همه چشمی است *خیره بر دریا *به ان که می اید *مسافزری که نیامد *مسافری ....اما *
سفر جرقه ی یک دور دست نا پیدا *جرقه ای است سفر *در تمام جان جهان *دوباره پلک پراندم *
و چشم مالیدم *کسی صدایم کرد *شناسنامه نمیخواهی *سفر مسیر تماشاست *
فقط نگاه نگاه کنیم *فقط به خنده ی گل *فقط به رونق دشت *فقط به هی هی گالش *
و بره های مشیر *فقط به خاطر ی نیما *و یوش نزدیک است *و نور رود تو روا میبرد *به جانب جان *
چه روستای قشنگی *چه فرصت نابی *و تکیه کرده ازاکو *به شانه *چه کوه باغ زلالی *
چقدر راز درخت *صدای شوق می اید *صدای تازه شدن *و سنگ فرش مسیر *
به عشق میرسد و طاهباز تنهایی *چقدر خاطره در هر کجای این خانه است *
در استانه ی در سایه ی زنی پیداست *زنی شبیه شماله *و مهربانی محض *زنی که امد رفت *
و روی پله ی پنجم به افتاب رسید *زنی که خاطره ی دوست را ورق میزند *تفالی بزنیم *
ما سرخوشان مست *ملامت کشیده ایم *هی در میان و نقش قلط را *مبین ..ببین *این داغ را و....*
............................این دل خون را ...........................................................................................
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
گفتم : تو شـیرین منی. گفتی : تو فرهـادی مگر؟
گفتم : خرابت می شـوم. گفتی : تو آبـادی مگـر؟
گفتم : ندادی دل به من. گفتی : تو جان دادی مگر؟
گفتم : ز کـویت مـی روم. گفتی :تو آزادی مگـر؟
گفتم : فراموشم مکن. گفتی : تو در یادی مگر؟
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
.JPG)
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
عشق شوریدگی .دلدادگی ..............از خلق دلداده ای خیالی تا دلداده ای خیال پرداز ...خیال ما
نقشی باور ناپذیر در زندگی عشقی ما دارد ..........برا به حال کسانی که فکر میکنند بین قلبشان و
خیالشان هیچ ارتباطی وجود ندارد و برا به حال طرف مقابلشان ! از همان زمانی که چیزی به نام
عشق کشف میکنیم ...که اشوبگر است و وهم اور و قدرتمند و نیز سرور امیز با خودمان خیال میکنیم
که چه میشد .............تا هنگامی که میتوانیم عاشق باشیم (یعنی تا هنگامی که زنده هستیم )
خیال به دردمان میخورد /فاطله ها رو پر میکند .....نداشته ها را داشته مینماید ..اعصابمان را
پولادین مبکند .......امید را داشته مینمایاند ..اعصبمان را پولادین میکند .....امید می اورد ..غم میبرد ...
و اگر چنین نبود کسی جرات عاشق شدن نداشت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!
با این حال عشقدر هر چقدر که هم ژرف وحیله گر باشد باز هم شکلی مهیب درک نا شدنی است
در عشق رازهای قلب خودت بیش از هر چیزی تو را می ازارد ...
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
چقدر صورتی شادی است *هزار بوته و یک گله *و بره ها که زلالند در تمامی راه *
و زیک زا یعنی *سفر پر است اواز *و دره های تماشا *پرنده و پرواز *عبور کن از من *
بدون سایه و سقف و ستون *تماشا کن *تمام فرصت <یاسل >*
...........................................*.ترانه ی تو کاست *.......................................................
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
دوباره داد ستد *و یک پرونده به پایان رسید *و پرپر شد *و شاعران دیدند *کسی بزرگ نشد *
چقدر سمت سیاست دروغ میگوید *چقدر خون سیاوش *چقدر لب دوزی *دوباره یک یک گل سرخ *
که قطره قطره فرو ریخت *در زمینه ی شب *چه شعر های قشنگی *که نا نوشته شدند *
دوباره وسوسه ی عکس صفحه ی اول *حرام خواهی شد *قبول کن تلخ است *صدای گنجشکان *
همیشه در قفس روزنامه می میرد *نگیر عکس مرا روزنامه محرم نیست *
و باد موی تو را تاب میدهد امروز *و شوق کفش دراورده است *و طعم پای تو رود میشود جاری *
و عطر این سیگار *همیشه در افق خاطرات می ماند *نگیر عکس مرا روزنامه بیگانه است *
و دوست منتظر است *درست باید رفت *درست باید دید *و گوش کن به گیاهه که میشود اغاز *
صدای دوست می اید *صدای تازه شدن *درست میشنوی *این طراوت نفسی است *
که با نسیم گره خورده است *و این گون که صدایت کرد *هزار ها سال است *
که به سر گوش زمین برده است *صدای دوست می اید *صدای زخمی یوش *صدای دارینوش *
صدای دوست می اید صدای روز درون *صدای هق هق هامون *صدای نامه ی تو *
و گر مجوشی ان شب *که مهربانی شد *صدای گریه می اید *صدای زخم پلنگ *
صدای بال شکستن *صدای دره و درد *صدای دیزا شکن *موج خاطره ها *خواب جاده را میرفت *
...........................................دوباره پلک پراندم.............................................
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
قبول کن زیبا *برای تازه شدن *نان تازه میخواهیم *و نان تازه اگر باشد *
دوباره سر انگشت های ترد را *به شعر خوام گفت *چقدر راضی ام امروز *
چقدر راضی ام از ترانه خوانی ها *سلام دختر کوهستان *کنار جاده دوباره پیاده باید شد *
پیاده میشود از خویش *پیاده میشود از نام *پیاده میشوم از پرده های پیرایه *
واز دروغ سیاست *عبور باید کرد *از این حصار همیشه که بر نمی تابد *پرندگان رها را *
پرنده ی دل را *دوباره ی وسوسه ی عکس اول *مرا بزرگ کنید *دوباره خواهش پنهان *
................................مرا بزرگ کنید ........................مرا بزرگ کنید ..........................
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
نگاه کردم و دیدم چقدر تنها بود *و شکل کودکی ام روی بام تابستان *
تمام شب به سراغ ستاره ها میرفت *و مادرم هر صبح *مواظب من و خواب ستاره هایم بود *
خروس صبح نمیدانست *همیشه سر زده میخواند *و هیچ فکر نمیکرد *که شکل کودکی من*
دوچرخه ای کم داشت *دوباره بر می خاست *و چشم میمالید *چقدر ساده و بی دیوار *
هوای تازه شدن را *همیشه میژرسید برای دیدن گلها *هنوز فرصت داشت *
و رفته بود به اغاز افرینش خویش *رسیده بود به معنای مهربان خدا *
رسیده بود به ان جا که مرزی بی معنی است *رسیده بود به ببری که زندگی میکرد *
تفنگ زاده نمشد *هراس زنده نبود *رسیده بود به اغاز اولین پرواز رسیده بود به ان جا *
که گرگ دشمن نیست *پلنگ کودکی اش را *به دشت میبرد *کلاغ زیبا بود*و دیده بود ماهی *
قشنگ میخندد *رسیده بود به دستی *که بوی ماشه داشت *رسیده بود به شهری پر از محبت محض*
پر از دخت *پر از باران *پر از پلنگ و پر از پرنده *پر از تماشا بود *
وشکل کودکی ام مشق نانوشته نداشت *و شکل کودکی ام مهربانتر از من بود *
و شکل کودکی ام با تو اشنا تر بود *و دست های تو در دست شکل کودکی ام *و هر دو میگفتیم *
.................................چقدر مزه ی نان خوب است .........................................
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
و شوق قافله ای کوچک *شکوفه خاطره ی دشت را رقم میزند *و ما به سمت تماشای دوست میرفتیم*
و کوه جاری بود *چه سینه ریزه قشنگی*و برف اخر خرداد در کنار ه ی راه *سفید صورتی بوته های
کوهستان *تمام چشمه پر از ازدحام زیبایی *و ردپای گیاه و گوزن پیدا بود *صدای بارش باران *
تلاطم دریا *صدای بوسه ی شبنم *صدای حس گیاه *صدای هر چه طبیعت * تمام ما بود *
چه ناگهان قشنگی *و ناگهان دیدم *که شکل کودکی ام سر کشید از بن کوه *
و شکل کودکی ام روی شانه های پدر *و شکل کودکی ام عطر تازه شبدر *و گوسفندی بود *
برای ان که نوازش کند نگاهم را *و گیوه ای رنگین *برای ان که دلم را به جستجو ببرد *
کدام کوچه صدایم کرد *هنوز در پی من میگشت *
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
از استاد ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت:حرام است*از استاد ÷رسیدن عشق چیست ؟
...گفت : سقوط سلسله ي قلب جوان.*از استاد زبان پرسیدن عشق چیست گفت ؟همتای loveاست*
از استاد ادبیات پرسیدن عشق چیست ؟گفت .محبت الهیات است *از استاد ریاضی میپرسن عشق
چیست *گفت :عشق تنها عددی است که پایان ندارد*از استاد علوم پرسیدن عشق چیست ؟گفت :
عشق تنها عنصری است که بدون هوا میسوزد*