""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

بهانه بهارانه



کامیلیا شکوفه ها بر خاک افکند-
چون بوسه های سرخ عشق.

از این ایوان دلگشا
بام باغ غرق شکوفه است.
باغ راز داغ حیاترا در میان گذارد:
جوانه های درختان زرد، سرخ، حنایی
سپس سبز می شوند.
در انتها زرد، سرخ، خرمایی
سپس در خاک، سیاه.
 
گل نگین  نور است-
بلور باران و شهد زمین.
از هیچ آمده، بهیچ رسد.

شکوفه شاخه می پوشاند در این بهار
سایه می گسترد بر سبزه-
لایه گل بین آبی آسمان و سبز زمین.

در پی باران لطیف، طبیعت کفش بلور بپا کرده.
هجوم حجم رنگ گل بر اورنگ باغ-
یاس زرد زیر داس ماه
بر این گستره بهاری
حریر سفید برف پیرار سبز است کنون
زیر الاچیق لاجوردی سپهر
ذهن زیبای زمین پر از خاطرات گل و گیاه
پر از طرحهای بوته و باه
فشار آورد به لخت شاخه ها
برای انفجار رنگ و رایحه در راه.

تقابل تنهایی من، تویی.
شکوفه های بوسه- چون کامیلیای سرخ.
عشق چیست؟
انعکاس ضربان یکی در کنار جفت.
آیا عشق زوال می پذیرد؛
با گذر ایام محو می شود؟