





""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
بهانه بهارانه
کامیلیا شکوفه ها بر خاک افکند- چون بوسه های سرخ عشق. از این ایوان دلگشا بام باغ غرق شکوفه است. باغ راز داغ حیاترا در میان گذارد: جوانه های درختان زرد، سرخ، حنایی سپس سبز می شوند. در انتها زرد، سرخ، خرمایی سپس در خاک، سیاه. گل نگین نور است- بلور باران و شهد زمین. از هیچ آمده، بهیچ رسد. شکوفه شاخه می پوشاند در این بهار سایه می گسترد بر سبزه- لایه گل بین آبی آسمان و سبز زمین. در پی باران لطیف، طبیعت کفش بلور بپا کرده. هجوم حجم رنگ گل بر اورنگ باغ- یاس زرد زیر داس ماه بر این گستره بهاری حریر سفید برف پیرار سبز است کنون زیر الاچیق لاجوردی سپهر ذهن زیبای زمین پر از خاطرات گل و گیاه پر از طرحهای بوته و باه فشار آورد به لخت شاخه ها برای انفجار رنگ و رایحه در راه. تقابل تنهایی من، تویی. شکوفه های بوسه- چون کامیلیای سرخ. عشق چیست؟ انعکاس ضربان یکی در کنار جفت. آیا عشق زوال می پذیرد؛ با گذر ایام محو می شود؟
+ نوشته شده در شنبه هشتم فروردین ۱۳۸۸ ساعت 18:25 توسط سیامک و الهام جون
|