دیشب شب قشنگی بود ....
تو بودی و من ... من بودم و تو
شب بود ... شب قشنگی بود ... روی تختمون نشسته بودم ... برقا رو خاموش کردی ...
پرده ها رو کنار کشیدی ... نور ماه افتاده بود روی تخت ... ستاره های نقره ای رو دیوارها برق میزدن ...
نسیم داره پرده هارو تکون میده میبینی؟ ... پرده ها دارن با هم میرقصن ...
اومدی و پیشم نشستی ... روی تخت...چشمات برق میزدن ... چشمای نازت برق میزدن ...
لبای سرخ و نازتو نگاه میکنم ... گلکم ... خوشگلیا ... میدونی آره میدونی ...
یواش یواش میرم پایین تر ... پایین تر ... میای پایین ... پایین تر ... پایین تر...
حالا هر دومون روبه روی همیم ... یکم سرده ... میام جلو ... جلو تر ... یکمی بیشتر...
داغی ... دیگه سرد نیست ... نه دیگه سرد نیست ... دستاتو دورم حلقه کردی...
محکم منو گرفتی تو آغوشت ...
میخوام بوست کنم ... بوست میکنم ... یکی ... دو تا ... سه تا... چهارتا..........هزارتا.
بوسم میکنی ... یکی ... دوتا ... سه تا ... چهار تا
محکم گرفتی منو ..توی آغوشت ... هی منو میبوسی ... میبوسی ... میبوسی ...
میبوسم ... میبوسم ... میبوسم ... بوس ... بوس ... بوس ... بوس ... بوس ...
سرمو میذارم روی سینه هات ... صدای قبلتو میشنوم ..میگه صا...بر... ، صا...بر...
نور ماه روی صورتمونه ... دیوونه کنندست ... دیوونه میشی...دیوونه میشم...
دیوونه شدیم...دوتا دیوونه...دیوونه های دوست داشتنی...
میبینی چطور ماه نگاهمون میکنه...ماه داره حسودی میکنه...به ما...
میبینیش...داری میخندی...دستات دورم حلقه هستن...داری فشارم میدی...
داری میخندی و منو سفت تر میگیری...میخندیم...میخندیم...میخندیم...
صدام میکنی...
عزیزم...
داره صبح میشه...نزدیک صبحه...گلم یکمی خستم...
سرمو میذارم رو سینت...چه آرامشی داره...هنوز دستات دورمه
برام لالایی میخونی؟؟؟؟...
داری لالایی میخونی...
لالالالالالا...
دیگه نمی شنوم...چشمام اومدن روی همدیگه...نمیتونم بازشون کنم...
خستم...خسته ای...سرم رو سینه هاته...خوابم میبره...خوابت میبره...حالا خوابیم...
روی ابرهاییم...داریم میرقصیم...میرقصی...میخندی...دستامو میگیری و میچرخی
دستات تو دستامه...کاش هیچوقت دستاتو از توی دستام بر نداری...
نمیخوام دستاتو ول کنم...میچرخی...میخندی...میخندم...میخندیم...
میرقصی...میرقصی...با آواز ستاره ها...دارن میخندن...ستاره هارو میگم...
دارن میخندن...شادی ما رو میبینن و شاد میشن...اونا هم شادن...مثل ما...گلکم میبینی؟
مثل ما...میرقصیم...میرقصیم...مثل رقص پرده هامون...پرده های طلایی اتاق رو میگم
آه...
کاش میشد...ایکاش این اتفاقا بیفته...دارم میمیرم از دوریت
اما صبر میکنم...میدونم که درست میشه...حتما درست میشه
دوستت دارم گلکم...مواظب خودت باش...
خدای مهربونم مواظب عشق نازنینم باش...مواظبش باش...
خدای مهربونم لبخند رو همیشه رو لباش نگه دار...خدای من همیشه دلشو شاد نگه دار...
اگر دل اون ناراحت بشه دل منم میشکنه ها...
مواظب عشقم باش...!!!
بر سنگ قبر من بنويسـيد
خسته بود
اهــل زمين نبود
نـمازش شــكســته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد
شيشه بود
تـنها از اين نظر كه سـراپا شـكســته بود
بر سنگ قبر من بنويســـــــيد
پاك بود
چشمان او كه دائما از اشك شسـته بود
بر سنگ قبر من بنويســيد
اين درخت عمری برای هر تبر و تيشه ای دســــته بود
بر سنگ قبر من بنويســــــيد
كل عمر پشت دری كه باز نمی شد نشسته بود
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
___ــــــــــــــ تنهام ـــــــ___$$$$___$$$$
__________________$$$$$$$_$$$$$$
_________$$$$$$$$$$$$$$$$$__$$$$
_____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$__$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
___$$$_$$_$$$$$$$$$$$$$$$$_$$$$$
__$$$$$_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
__$$$_$$_$$$$$$$$$$$$$$$$$_$$$
__$$$_$$_$$$$$$$$___________$$$$
_$$$$$_$$$$$$$$$$$___________$$$
_$$$_$$_$$$$$$$$$$
_$$$_$$_$$$$$$$$$$
_$$$_$$_$$$$$$$$$$$
$_$$$$$$__$$$$$$$$$
$_$$$$$$___$$$$$$$$
_$$$$$$$$$__$$$$$$$
$_$$$$$$$$___$$$$$$
$$_$$$$$$$$___$$$$$
$$$_$$$$$$$$__$$$$$$
_$$$_$$$$$$$$$_$$$$$
$$$$$ __$$$$$$$$_$$$$
$$$$$$$ __$$$$$$$$$__$
$_$_$$$$$__$$$$$$$$$_$$$$
$$$__$$$$$__$$_$$$$$$$_$$$$
$$$$$$_$$__$$$$$$$$$$$$$$$
_$$$$$$$__$$$$$$$$$$$$$$$$
__$$$$$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__$$$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$______________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$_____تنهام ________$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$_______________$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
__________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__$$$$$$$$$$$$$____$$$$$$$$$$
_$$$__$$_$$________$$$$$$$$$$$
_$$$_$$_____________$$$$$$$$$$
_$$_$$______________$$$$$$$$$$
_$$$$________________$$$$$$$$$$
_$$$$________________$$$$$$$$$$
__$$$_________________$$$$$$$$$
$_____________________$$$$$$$$$
$____________________$$$$$$$$$$
$______تنهام __________$$$$$$$$$$$
$____________________$$$$$$$$$__$$$$$
$___________________$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____________________$$$$$__$$$$$$$$
فکر تنهایی نباش ، تنهایی خودش تنهاست ، ....
تنها به فکر کسی باش که بی تو تنهاست
ابتدا به سوالات فکر کنید بعد جواب را ببینید...
۱. چگونه می توان یك زرافه را داخل یك یخچال قرار داد؟
پاسخ درست این است:
در یخچال را باز كنید، زرافه را در آن قرار دهید و سپس در یخچال را ببندید.
(این سؤال به ما یاد می دهد كه نباید برای كارهای ساده دنبال راه حل های پیچیده بگردیم.)
۲. چگونه می توان یك فیل را داخل یك یخچال قرارداد؟
در یخچال را باز كنید، فیل را در آن قرار دهید و سپس در یخچال را ببندید.
این پاسخ اشتباه است، پاسخ درست این است:
در یخچال را باز كنید زرافه را بیرون بیاورید، فیل را در یخچال بگذارید
و سپس در یخچال را ببندید.
( این سؤال به ما یاد می دهد كه برای حل مسأله، به فعالیتهای قبلی نیز فكر كنیم.)
۳. شیر، سلطان جنگل، تمام حیوانات را به یك گردهمایی فرا می خواند.
تمام حیوانات به جز یكی از این حیوانات در این گردهمایی شركت می كنند.
حیوانی كه غایب بوده، كدام است؟
پاسخ درست این است: فیل.
چون فیل داخل یخچال بوده و نمی توانسته در گردهمایی شركت كند.
( این سؤال به ما یاد می دهد كه در حل مسأله نباید فرضیات قبلی را فراموش كنیم.)
بسیار خوب! اگر به 3 سؤال پاسخ درست نداده اید هنوز یك شانس دیگر دارید.
۴. شما باید از یك رودخانه عبور كنید. این رودخانه محل زندگی تمساح هاست.
چگونه از آن عبور می كنید؟
پاسخ درست این است با شنا از رودخانه عبور كنید
چون تمام تمساح ها در گردهمایی حیوانات هستند و خطری شما را تهدید نمی كند.
(این سؤال به ما یاد می دهد كه از اشتباهات گذشته پند بگیریم!!)
اولين سين خرد، سنجد سنجد را بر اين باور بر سفره مينهند تا هر كس با خويشتن عهد كند كه در آغاز سال هر كاري را سنجيده انجام دهد. دومين سين سلامت ، سيب داني كه چرا از ميوه ها سيب نكوست نيمي رخ يار است، نيمي رخ دوست دومين سيني كه بر سفره نهاده ميشود سيب است كه آن را مادر يا بزرگ خانواده در كنار سنجد قرار ميدهند. نماد سلامتي است. سومين سين ، خوش خلقي سبزه سومين سين سفره هفت سين سبزه است كه پس از سنجد و سيب بر سفره نهاده ميشود. سبزي نشانه خوش اخلاقي و خرمي و شادابي است. سبزي با خود شادابي، زندگي سرشاري و نيكويي را به همراه ميآورد. من با خويش عهده ميكنم كه در اين سال شاد و خوش خلق و خوش اخلاق باشم. رنگ سبز ارتعاش افكار ما را موزون نگه ميدارد و به ما آرامش ميدهد. چهارمين سين صبر و مقاومت ، سمنو ز نير و بود مرد را راستي ز سستي كژي آيد و كاستي سمنو عضو عدالت قدرت است. آدمي در كشاكش زندگي خود و مبارزه با طبيعت، ميبايست نيرومند و قوي باشد. براي مقابله بر قهر طبيعت و مقابله با سختيها، قدرت الزام آورترين مؤلفه اي است كه ميتواند ما را در برابر ناملايمات نگه داري كند و اين نماد خدايي، هديه اي است به جامعه تا قدرت و صلابت خويش را فراموش نكند. پنجمين سين ، سير قناعت و احترام به حقوق ديگران اين جهان دام است و دانه اش آرزو در گريز از دام ها، او اي آرزو اين جهان زندان و ما زندانيان حفره كن زندان و خود را وارهان سير نماد و نشانه مناعت طبع است. يعني بايسته است كه انسان همواره با قناعت بر جهان بنگرد كه انسان قانع از نفس كريحش ، برتر از انسان قانع به دارندگي ثروت است. ششمين سين ، سركه است سركه نمايد پذيرش ناملايمات ، نماد رضا و تسليم است. بايد بر اين نكته واقف شويم و اين اصل مهم را دريابيم كه زندگي، پيوسته توام با رنج و مشقت و زحمت است و هيچ انسان معتقد و با مسئوليتي نيست كه بدون دغدغه بتواند به زندگي ادامه دهد . خالق يكتا در سوره بلد آيه 4 ميفرمايد : ما انسان را براي استواري و استقامت، در سختي بيافريديم . لذا خداوند زمين و آسمان، انسان را آسوده و بي غم نيافريد و سركه گوياي نكته اي است از تسليم در برابر رخدادهاي ناگوار زندگي . آخرين سين ، سماق است سماق، نماد صبر و بردباري و تحمل ديگران است. ضمناً گوياي يك اشاره دقيق است به صبر و بردباري و حوصله و مبارزه براي خواست و آرزوها زيرا صبر به انسان ميآموزد كه در گذر زندگي، خستگي را بايد خسته كند و كام را بيابد. صبر و اميد و فداكاري و ايمان درست چون به هم دست دهند سر سكندر شكنند ننشين ترش تو از گردش ايام كه صبر گر چه تلخ است وليكن، بر شير دارد