حرفای قشنگ...

 

قاب عکستو زدم بجای ساعت دیواری ،از اون به بعد تو شدی تمام لحظه هام...

 

دلتنگی همیشه از ندیدن نیست،لحظه های دیدار با همه زیبایی گاه پر از دلتنگی ست که مبادا دیدار شیرین امروز خاطره تلخ فردا باشد...


 

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

یادت نره

بزرگترين افسوس آدم اين است:

"مي خواهد اما نمي تواند، و به ياد مي آورد روزي را که مي توانست اما نخواست."



بزرگترین لذت در زندگی ، انجام کاریست ، که دیگران میگویند" نمیتوانی انجام بدهی " . . .

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

این شعر هم تقدیم به بعضی ها که خیلی بی معرفتن خودشون هم میدونن:

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفاییدوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادمای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانهآن نه خالست و زنخدان و سر زلف پریشانپرده بردار که بیگانه خود این روی نبیندحلقه بر در نتوانم زدن از دست رقیبانعشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامتروز صحرا و سماعست و لب جوی و تماشاگفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویمشمع را باید از این خانه به دربردن و کشتنسعدی آن نیست که هرگز ز کمندت بگریزدخلق گویند برو دل به هوای دگری ده عهد نابستن از آن به که ببندی و نپاییباید اول به تو گفتن که چنین خوب چراییما کجاییم در این بحر تفکر تو کجاییکه دل اهل نظر برد که سریست خداییتو بزرگی و در آیینه کوچک ننماییاین توانم که بیایم به محلت به گداییهمه سهلست تحمل نکنم بار جداییدر همه شهر دلی نیست که دیگر برباییچه بگویم که غم از دل برود چون تو بیاییتا به همسایه نگوید که تو در خانه ماییکه بدانست که دربند تو خوشتر که رهایینکنم خاصه در ایام اتابک دو هوایی

 

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::