شقایق گفت با خنده ؛ نه تب دارم ، نه بیمارم

اگر سرخم چنان آتش ، حدیث دیگری دارم  

گلی بودم به صحرایی ، نه با این رنگ و زیبایی    

نبودم آن زمان هرگز ، نشان عشق و شیدایی

یکی از روزهایی ، که زمین تب دار و سوزان بود    

و صحرا در عطش می سوخت ، تمام غنچه ها تشنه

و من بی تاب و خشکیده ، تنم در آتشی می سوخت    

ز ره آمد یکی خسته ، به پایش خار بنشسته

و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود                

ز آنچه زیر لب می گفت : شنیدم ، سخت شیدا بود 

نمی دانم چه بیماری به جان دلبرش                

افتاده بود ، اما طبیبان گفته بودندش

اگر یک شاخه گل آرد ، ازآن نوعی که من بودم    

بگیرند ریشه اش را ، بسوزانند

شود مرهم برای دلبرش، آندم شفا یابد          

 چنانچه با خودش می گفت، بسی کوه و بیابان را

بسی صحرای سوزان را، به دنبال گلش بوده      

و یک دم هم نیاسوده ، که افتاد چشم او ناگه به روی من 

بدون لحظه ای تردید، شتابان شد به سوی من

به آسانی مرا با ریشه از خاکم جدا کرد و

به ره افتاد و او می رفت، و من در دست او بودم 

و او هرلحظه سر را رو به بالاها 

شکر می کرد، پس از چندی

هوا چون کوره آتش ، زمین می سوخت

و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت

به لب هایی که تاول داشت گفت: چه باید کرد؟ 

در این صحرا که آبی نیست 

به جانم ، هیچ تابی نیست 

اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من 

برای دلبرم ، هرگز دوایی نیست 

واز این گل که جایی نیست ، خودش هم تشنه بود اما

نمی فهمید حالش را ، چنان می رفت و 

من در دست او بودم ، و حالا من تمام هست او بودم

دلم می سوخت ، اما راه پایان کو ؟

نه حتی آب ، نسیمی در بیابان کو ؟

و دیگر داشت در دستش تمام جان من می سوخت 

که ناگه روی زانوهای خود خم شد ، دگر از صبر او کم شد 

دلش لبریز ماتم شد ، کمی اندیشه کرد ، آنگه

مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت

نشست و سینه را با سنگ خارایی 

زهم بشکافت ، زهم بشکافت

اما ! آه صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد

زمین و آسمان را پشت و رو می کرد 

و هر چیزی که هرجا بود ، با غم رو به رو می کرد

نمی دانم چه می گویم ؟ به جای آب ، خونش را

به من می داد و بر لب های او فریاد 

بمان ای گل ، که تو تاج سرم هستی 

دوای دلبرم هستی ، بمان ای گل


و من ماندم نشان عشق و شیدایی

و با این رنگ و زیبایی 

و نام من شقایق شد 

گل همیشه عاشق شد

 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

 
 
بعضی از آدمها را باید چند بار خواند تا معنی آنها را فهمید و بعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت.

بعضی آدمها جلد زرکوب دارند٬ بعضی جلد ضخیم، بعضی جلد نازک و بعضی اصلا جلد ندارند.

بعضی آدمها با کاغذ کاهی نامرغوب چاپ می شوند و بعضی با کاغذ خارجی. 

بعضی آدمها ترجمه شده اند و بعضی تفسیر می شوند.

بعضی از آدمها تجدید چاپ می شوند و بعضی از آدمها فتوکپی آدمهای دیگرند. 

بعضی از آدمها دارای صفحات سیاه و سفیداند و بعضی از آدمها صفحات رنگی و جذاب دارند.

بعضی از آدمها قیمت پشت جلد دارند.

بعضی از آدمها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند.

بعضی از آدمها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند.

بعضی ازآدمها را باید جلد گرفت.

بعضی از آدمها را می شود توی جیب گذاشت و بعضی را توی کیف. 

بعضی از آدمها نمایشنامه اند و در چند پرده نوشته و اجرا می شوند.

بعضی از آدمها فقط جدول سرگرمی اند و بعضی ها معلومات عمومی.

بعضی از آدمها خط خوردگی و خط زدگی دارند و بعضی از آدمها غلط های چاپی فراوان. 

از روی بعضی از آدمها باید مشق نوشت و از روی بعضی آدمها باید جریمه نوشت...


به راستی ما کدامیم؟

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

هرکـس به طریقی دل ما میشکند / بیگانه جدا ، دوست جدا میشکند

بیگانه اگر میشکند حرفی نیست / من در عجبم دوست چرا میشکند . . .

.

.

.

هر چند که از آینه بی رنگ تر است / از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است

بشکن دل بی نوای ما را ای رفاقت ! / این ساز شکسته اش خوش آهنگ تر است . . .

.

.

.

بهر امتحان ای دوست گر طلب کنی جان را

آنچنان برافشانم کز طلب خجل مانی . . .

.

.

.

من از پاکدلانم که زکس کینه ندارم

یک شهر پُر ا ز دشمن و یک دوست ندارم  . . .

.

.

.

دشمن اگر کُشت به دوست می توان گفت

با کی بتوان گفت این که دوست مرا کُشت . . .

.

.

.

طاق شد طاقتم ای دوست، ملامت بگذار

که به اندک سخنی می شکند قلب رقیق . . .

.

.

.

عشق آمد و شد چونم اندر رگ و پوست / تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست

اجزای وجودم همگی دوست گرفت / نامی است ز من بر من و باقی همه اوست . . .

.

.

.

فریاد مردمان همه از دست دشمن ست

فریاد ما از دل نامهربان دوست . . .

.

.

.

آخر چه شد که این همه نامهربان شدی

چیزی که خوش نداشتم ای دوست! آن شدی . . .

.

.

.

هبچکس جانا نمی سوزد چراغش تا به صبح

پُر مخند ای دوست بر شب تار کسی . . .

.

.

.

آرزو بد نیست طغیانش بد است

هست دریا خوب و طوفانش بد است . . .

.

.

.

زحمت چه می کشی پی درمان من ای دوست

ما به نمی شویم و  تو بدنام می شوی . . .

.

.

.

آنان که جان فدای نگاری نکرده اند

همکارشان مباش که کاری نکرده اند . . .

.

.

.

با ما کج و با خود کج و با خلق خدا کج

آخر قدمی راست بنه ای همه جا کج . . .

.

.

.

بس که نادیدنی از دوست و ز دنیا دیدم

روشنم گشت که آسایش نابینا چیست . . .

.

.

.

سرنوشتم اگر اینست که می بینم

حکم تغییر قضا را به که باید گفت؟

آی خط خوردگی صفحه پیشانی من!

این همه خط خطا را به که باید گفت . . . ؟

.

.

.

ای دوست به کام دشمنانم کردی

بودم چو بهار چون خزانم کردی . . .

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

 
 

 
 اینگونه بود که من چاق شدم 
 

گر چیزی بخورید که موقع خوردن آن کسی شما را نبیند، هیچ کالری ندارد.
اگر همراه با شکلات مارستان، نوشابه رژیمی بخورید، کالری های شکلات به خاطر رژیمی بودن نوشابه از
بین می رود.
وقتی همراه کسی غذا می خورید، اگر کمتر از آنها بخورید، کالری غذایتان به حساب نمی آید.
کالری غذاهایی که به قصد دارو یا درمان پزشکی خورده شوند، به حساب نمی آید.
(مثل هات چاکلت، برندی و...)
اگر باعث شوید بقیه آدم های دور و برتان چاق شوند، شما لاغر به نظر خواهید آمد.
غذاهایی که موقع تماشای فیلم یا در سینما خورده می شوند (مثل میلک شیک، پاپ کرن، اسنیکر و کارس)
به خاطر اینکه جزء برنامه تفریحی بوده اند نه جزء سوخت مورد نیاز بدنتان، هیچ کالری اضافی ندارند.
بیسکویت های خرد شده هیچ کالری اضافی ندارند چون موقع شکستن و خرد کردن آنها انرژی مصرف کرده اید.
موقع غذا درست کردن و آشپزی، موادغذایی که به قاشق ها و چاقوها چسبیده است فاقد کالری هستند (مثل
مربای روی چاقو موقع درست کردن ساندویچ، و کرم روی قاشق موقع درست گردن بستنی مغزگردویی)
غذاهای همرنگ، میزان کالری یکسانی دارند (مثل اسفناج و بستنی پسته ای، قارچ و شکلت سفید).

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

Beauty of Maths!

1 x 8 + 1 = 9
12 x 8 + 2 = 98
123 x 8 + 3 = 987
1234 x 8 + 4 = 9876
12345 x 8 + 5 = 98765
123456 x 8 + 6 = 987654
1234567 x 8 + 7 = 9876543
12345678 x 8 + 8 = 98765432
123456789 x 8 + 9 = 987654321

1 x 9 + 2 = 11
12 x 9 + 3 = 111
123 x 9 + 4 = 1111
1234 x 9 + 5 = 11111
12345 x 9 + 6 = 111111
123456 x 9 + 7 = 1111111
1234567 x 9 + 8 = 11111111
12345678 x 9 + 9 = 111111111
123456789 x 9 +10= 1111111111

9 x 9 + 7 = 88
98 x 9 + 6 = 888
987 x 9 + 5 = 8888
9876 x 9 + 4 = 88888
98765 x 9 + 3 = 888888
987654 x 9 + 2 = 8888888
9876543 x 9 + 1 = 88888888
98765432 x 9 + 0 = 888888888



Brilliant, isn't it?


And finally, take a look at this symmetry:

1 x 1 = 1
11 x 11 = 121
111 x 111 = 12321
1111 x 1111 = 1234321
11111 x 11111 = 123454321
111111 x 111111 = 12345654321
1111111 x 1111111 = 1234567654321
11111111 x 11111111 = 123456787654321
111111111 x 111111111=12345678987654321

 

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

بوديم و كسي پاس نمیداشت كه هستيم


باشد كه نباشيم و بدانند كه بوديم


قدر آينه بدانيم در آن روز كه هست


نه در آن روز كه افتاد شكست

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

جدا فکر می‌کنی بعد از مردن چی می‌شه !؟

یه تعداد فرشته وایستادن بعضی رو می‌برن تو بهشت ( یه جای مثل همین باغهای خودمو ن تو زمین) بعضی رو هم می‌برن جهنم (تو آتیش مثل کوره پز خونه‌های خودمون ) !!!!!!

خیلی خنده داره تجسم کردنش !!!

به نظرم کلش یه شوخی بزرگه !!!

کی می‌تونه فکرش رو بکنه،این دنیا با اینهمه نظم و ترتیب توی آفرینشش

اونهم با اینهمه وسواس و هنرمندی، در انتها می‌خواد ما رو اینطوری تنبیه یا تشویق کنه !

به نظر من این بهشت و جهنم یه جای کارشون می‌لنگه.

من می‌دونم که اینها تمثیلن ولی  به نظرم اصلش مشکل داره !

 

پ.ن : اینروزا همه سر کارن شما چطور !!؟

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

فکرش روبکنید که بعلت بیماری یاهرچیزدیگه ای می فهمید که 3 یا4 ماه دیگه بیشترزنده

باقیمانده زندگی ...

نیستید !چکارمی کنید !!؟

می روید رو به قبله می خوابید و  منتظراونروز میشین !

یا گریه و زاری می کنید و توسل و نذر و نیاز می کنید که زنده بمونید !

یا می روید وهمه وقت رو به حلالیت گرفتن و نماز و دعا وتوبه میگذرونید !

یا نه از اونهای هستین که مشغول هرخلاف و جنایت می شین تاانتقام تون رو از زندگی بگیرین !

شایدم سعی می کنین که به کارهای عقب افتاده ونیمه تموم تون سر و سامان بدین وازاین لحظه ات آخر بیشترین لذت روببرین !

جداً توی این شرایط هرکدوم چکارمی کنیم !!!

پ ن : اینروزا همه جوری زندگی می کنن که انگارهیچوقت نمی میرن شما چطور !!؟

 """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

10 اشتباه که برای برگرداندن عشقتان باید سریعاً کنار بگذارید

اگر شما هم به‌تازگی رابطه‌تان به هم خورده است، این مقاله را بخوانید...

اگر می‌خواهید عشق سابقتان را دوباره به رابطه برگردانید چند نکته مهم برایتان داریم که سعی می‌کنیم با سرعت هرچه تمام‌تر برایتان بازگو کنیم که زیاد وقتتان را نگیرد.

کسانی‌که در غم و اندوه به هم خوردن رابطه‌ای هستند، گرایش خیلی زیادی دارند که دقیقاً برعکس آنچه که باید بکنند را انجام دهند. به همین خاطر همه تلاشم این است که قبل از اینکه صدمه جبران‌ناپذیری به رابطه‌تان بزنید راهنماییتان کنم.

در هر فاجعه‌ای، اولین قدم متوقف کردن خونریزی و بعد حل مشکل است.

برای دیدن ادامه مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامــه مــطــلــب

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

ترانه را در سكوتم بشنو

نور را در سیاهی ام ببین

فانوس را در سرمای حضورم لمس كن

رود را بر خشكی كویر تجسم كن

آغاز را در ختم روانم جستجو كن

و رویا را در بیداری ام بیفشان

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

عشقت تو قلبم نشست دوریت دلم رو شكست
عشقت تو قلبم نشست دوریت دلم رو شكست
میگم به من نگاه كن تو میگی اسمم و صدا كن
من میگم چشات قشنگه تو میگی دنیا دو رنگه
وای كه چقدر دلم شكسته ست
از غم تنهایی خسته ست
من میگم هیشكی تو نمیشه
تو میگی عاشقت كی میشه
عشقت تو قلبم نشست دوریت دلم رو شكست
عشقت تو قلبم نشست دوریت دلم رو شكست
یادت میاد اون روزها گفتی كه دوستم نداری
گفتی میری ازكنارم من و تنها میذاری
وای كه چقدر دلم شكسته ست
از غم تنهایی خسته ست
من میگم هیشكی تو نمیشه
تو میگی عاشقت كی میشه
عشقت تو قلبم نشست دوریت دلم رو شكست
عشقت تو قلبم نشست دوریت دلم رو شكست
حالا كه از تو دورم قدر تو رو میدونم
تا وقتی زنده باشم به یاد تو میمونم
عشقت تو قلبم نشست دوریت دلم رو شكست
عشقت تو قلبم نشست دوریت دلم رو شكست
عشقت تو قلبم نشست دوریت دلم رو شكست
عشقت تو قلبم نشست دوریت دلم رو شكست
عشقت تو قلبم نشست دوریت دلم رو شكست
عشقت تو قلبم نشست دوریت دلم رو شكست

 

من و تو ...

منو تو چه دوریم از هم اما چه صبوریم بی هم

دلامون تنگ میشه اما حالا سوت و کور و درهم

می خونیم از عشق و مستی واسه رویای خیالی

واسه با هم بودنامون تو یه جای دنج و عالی

سر بسر گذاشتنامون توی کوچه تو خیابون

واسه هم تب کردنامون توی دشت توی بیابون

یاد حرفات که میفتم دلم از غصه میمیره

آخه بی وفا تو رفتی و دلم برات میگیره

کاشکی برگرده دوباره روزای قشنگ باهم

کاش دوباره برمیگشتی هنوز آخه چشم به راهم...

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

فقط با دقت به متن روی عکس توجه کنید و به دستوراتی که داده عمل کنید تا واقعا شگفت زده شوید!!!!!!تعجب

 

 

کدام دانشجو خسته و خواب آلود به نظر می‌رسد؟

کدامشان دوقلو می‌باشند؟

چند تا زن در عکس دیده می‌شود؟

چند نفرشان خوشحال هستند؟

چند نفرشان ناراحت می‌باشند؟

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

تفاوت های دختر ها و پسرهای ایرانی


دختر ها خیلی دوست دارند جای پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جای دختر ها باشند

اگر یه دختر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما یه پسر اگر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری میده

یه دختر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه خودکشی میکنه اما یه پسر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو میکشه
براي ديدن ادامه متن بر روي ادامه مطلب كليك كنيد

ادامــه مــطــلــب
 
 
 
 

 
 
 

1دو نفر در طول مهماني كنار هم نشسته بودند و يك كلمه هم با هم حرف نزدند. پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد مي‏كنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم!


-2 به غضنفر گفتند: ۱۷ شهريور چه روزيه؟ کمی فکر کرد و گفت: فکر می کنم ۱۵ خرداد باشه!


-3 �غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد!


-4 اصفهانيه موز می‌خوره معده‌اش تعجب می کنه !


-5 بهمن و علی(اصفهانی) سرباز بودن. بهمن ميميره، علی ميره برای خانواده بهمن تلگراف بزنه که بهمن مرده. مسئول تلگراف‌خونه می‌گه: هر کلمه هزار تومان، برای تاريخ و امضا هم پول نمی‌گيريم. علی می‌گه بنويس: بهمن تير خرداد مرداد !


-6 غضنفر عقب عقب راه ميرفته، ازش ميپرسند: چرا اينجوري راه ميري؟ ميگه:آخه بچه‌ها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني!


-7 به غضنفر ميگن چرا زن نميگيري؟ ميگه: اي بابا، كي مياد زنش رو بده به ما؟!


-8 باباهه (حواسش نبوده که کلاهش سرشه) به بچه‌اش می‌گه برو کلاه منو بيار. بچه می‌گه: بابا کلاهت که رو سرته! باباهه می‌گه: اه...پس...نمی‌خواد بری بياريش!


-9 آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون ‌چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاه‌ه‌ ... باز اين سيريش اومد!


-10 از يه امريكايي و يه آفريقايي و يه ايراني می پرسن: نظرتون راجع به کوپن گوشت چيه؟آمريکايي می‌گه: کوپن چيه؟ آفريقايي مي‌گه: گوشت چيه؟ ايرانيه مي‌گه: نظر چيه؟!


-11 غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچه چراغي مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!؟ غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم.


-12 مرد: بازهم كه پارچه خريدي؟ زن: مي‏خوام برات دستمال بدوزم. مرد: اين كه چهار متر پارچه است؟ زن با بقيه‏اش هم براي خودم يه پيرهن مي‏دوزم.


-13 جواد عطسه كرد. بهش گفتند: عافيت باشه. گفت: يه بار ديگه زرت و پرت كني مي‏زنم پك و پوز تو خورد مي‏كنم.


-14 لره داشته پشت بوم خونش رو آسفالت ميكرده،‌ آسفالت زياد مياره،‌ سرعت گير ميذاره!


-15 معلم: الفباي فارسي رو بگو ببينم. شاگرد: الف � ب � پ � ت � ث � چهار � پنج � شش � هفت... معلم: الفباي انگليسي رو بگو ببينم. شاگرد: ا � بي � سي � چهل � پنجاه � شصت � هفتاد... معلم: الفباي يوناني رو بگو ببينم. شاگرد: آلفا � بتا � ستا � چهارتا � پنج‌تا ... معلم: نخواستم بابا يه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج � پنج � شش � هفت...


-16 تركه مي‌رسه، مي‌خورنش.


-17 دوتا پسر حوصله‌شان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم ماهواره نگاه مي‌كنيم و اگر سكه روي لبه‌اش ايستاد ميريم درس مي‌خونيم!


-18 تركه خبر داغ مي‌شنود، گوشش مي‌سوزد!


-19 موشه وارد داروخانه شد و گفت: آقا مرگ من داريد؟


-20 تركه چهار تا قالب صابون مي‌خوره تا به مرز خودكفايي برسه!


-21 تركه نبض بيمار را گرفت و گفت: نمي‌دانم مريض مرده يا ساعت من خوابيده!


-22 در نيويورك خانم مستر اسميت رفت پيش وكيل دادگستري و گفت: من مي‌خوام از شوهرم طلاق بگيرم. وكيل گفت: بسيار خوب، مانعي ندارد... فعلا دوهزار دلار بدهيد تا ترتيب كارتان را بدهيم. خانم گفت: زكي! 500 دلار مي‌گيرند كه او را بكشند، چرا دو هزار دلار بدهم؟


-23 تركه عينكش را دور دستش چرخاند و بعد به چشمش زد، سرش گيج رفت، نزديك بود بيفته!


-24 ببينم، داداش شما چيكاره است؟ راننده است، �روي� ماشين بابام كار مي‌كنه، داداش شما چطور؟ داداش من مكانيكه، �زير� ماشين مردم كار مي‌كنه!


-25وقتي زنت خونه نيست چه كار مي‌كني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت!


-26تركه مي‌خوره زمين، كمونه مي‌كنه بعدش تو كلانتري مي‌گه: من رضايت نمي‌دهم!


-27يه تركه سرشو قيرگوني كرده بود، ميگن چرا اينجوري كردي؟ ميگه: بيني‌ام چكه مي‌كرد!


-28روزي راننده كاميون به يك پيچ رسيد، دولا شد آن را برداشت!


-29تركه مي‌ره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يك بسته كوبيده بدين!


-30راستي فهميدي ديشب خانه ما دزد آمد و الان دزده تو بيمارستانه؟ نه مگه چطور شد؟ هيچي، زنم فكر كرد، كه دير اومدم خونه!


-31سه نفر به جزيره آدم‌خوارها رفتند. آدمخوارها آنها را گرفتند و در ديگ آب جوش انداختند. كمي بعد در اولين ديگ را برداشتند ديدند اولي از ترس مرده. در ديگ دومي را برداشتند ديدند از ترس بيهوش شده. در ديگ سوم را برداشتند، تركه كه توي ديگ بود، در حالي كه بدنش را مالش مي‌داد گفت: ببخشيد روشور داريد؟


-32معتادي كه در حال كشيدن سيگار بود، مي‌گويد: يه ژمين لرژه هم نمياد كه خاكشتر شيگارم بيفته!


-33 بچه‌اي از پدرس پرسيد: فرق تفنگ و مسلسل چيست؟ پدرش جواب داد: پسرم وقتي من و مادرت حرف مي‌زنيم بيا گوش كن. آن وقت مي‌فهمي فرقش چيه!


-34 مردي در خانه‌اي مي‌رود و از پسر صاحبخانه طلب آب مي‌كند. پسر كاسه‌اي پر از آب آورده، به دست مرد مي‌دهد. ناگهان كاسه از دست مرد مي‌افتد و مي‌شكند. مرد خجل و شرمنده شروع به عذرخواهي مي‌كند. پسرك هم براي اينكه دل او را به دست آورد مي‌گويد: عيب نداره، به بابام مي‌گم يه كاسه ديگه واسه سگمون بخره!


-35 رئيس: خجالت نمي‌كشي تو اداره داري جدول حل مي‌كني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نمي‌ذاره آدم بخوابه!


-40 مرد خسيسي كه سي سال قبل از يك فروشگاه كفشي خريده بود، دوباره وارد همان مغازه شد و گفت: ما باز آمديم!


-41 دو ديوانه با هم گفتگو مي‌كردند. اولي: اگر گفتي فرق كلاغ چيه؟ دومي: خوب معلومه! اين بالش از اون بالش مساوي‌تره!


-38 چرا با جوراب خوابيدي؟ آخه اينطوري راحت‌تر مي‌خوابم! واسه چي؟ واسه اينكه ديشب با كفش خوابيدم، خوابم نبرد!


-39 اولي به دومي: آن دو نفر را مي‌بيني؟ ده سال است كه ازدواج كرده‌اند و به قدري يكديگر را دوست دارند كه آدم فكر مي‌كند اصلا ازدواجي بين‌شان صورت نگرفته است!


-36 تركه تي‌شرت تايتانيك مي‌پوشه، مي‌ره دريا غرق مي‌شه!


-37 شنيدم مادرت به رحمت خدا رفته؟ آره! مگه بيماريش چي بود؟ سرماخوردگي. يعني بر اثر سرماخوردگي فوت كرد؟ آره، آخه وسط خيابون يهو عطسه‌اش ميگيره، تا مي‌ايسته عطسه كنه يه ماشين بهش مي‌زنه!


-42 مشتري: آقا چرا ديگه مي‌خواهي توي حلقم را كيسه بكشي؟ دلاك: آخه خودتون گفتين گلوتون چرك كرده!


-43 زن: من بر خلاف تو هميشه موقع شنا سرم از آب بيرونه. شوهر: آخه عزيزم، چيز سبك هميشه روي آب مي‌مونه!


-44 احمق كسي است كه به همه چيز اطمينان كامل داشته باشد. مطمئني؟ صددرصد!


-45 پسر كوچولو رو به مادرش كرد و گفت: من نمي‌دانم چرا شب‌ها كه دلم نمي‌خواهد بخوابم به زور مرا مي‌فرستي بخوابم ولي صبح‌ها كه دلم نمي‌خواهد از خواب بيدار شوم به زور مرا بيدار مي‌كني؟


-46 صاحبخانه: هر وقت مي‌گويم اجاره را بده، مي‌گويي: بگذار حقوق بگيرم، پس كي حقوق مي‌گيري؟ مستاجر: هر وقت كه استخدام شدم!


-47 تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!


-48 ديوانه اولي: ببينم، مگه تو كري كه جواب سلام منو نمي‌دي؟! ديوانه دومي: نه اون احمد داداشمه كه كره، من لالم!


-49 مرد: قسم مي‌خوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم!


-50 اردبيل زلزله مياد،‌ تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!


-51 به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!


-52 تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه:‌ بايد خيلي برم؟!


-53 آمريكاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده،‌ هي داد ميزده: help me, hellllp! تركه از اونجا رد ميشده ميگه:‌ احمق جون اگه جاي كلاس زبان كلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي!


-54 تمساحه ميره گدايي،‌ ميگه:‌به من بدبختِ مارمولك كمك كنيد!


-55 تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: ‌اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!


-56 تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!


-57 تركه ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر!


-58 تركه ميره خواستگاري، مادر- پدر دختره بهش جواب رد ميدن، ميگن دختر ما داره درس ميخونه. تركه ميگه: ايشكال نداره، من ميرم دو ساعت ديگه برميگردم


-59 از تركه مي‌پرسن: بلدي پيانو بزني؟! ميگه: نه. ولي يه داداش دارم... اونم نه!


-60 يك بابايي يه ماهي تو پاكت دستش بوده، رفيقش ميبيندش، ازش مي‌پرسه: جريان ‌اين ماهيه چيه؟ ميگه: ‌دارم براي شام مي‌برمش خونه. ماهيه ميگه: مرسي من شام خوردم، منو ببر سينما!


-61 به تركه ميگن چي شد ترك شدي؟! ميگه:‌ والله من اولش كه ترك نبودم، ‌تو بيمارستان با يه بچه ترك عوض شدم!


-62 تركه تو اتوبوس يه دختره خوشگل رو ميبينه،‌ پياده كه ميشه شماره اتوبوس رو بر ميداره!


-63 تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: ‌دو تا آرزو بكن. تركه ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: ‌به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده!


-64 تركه مياد تهران،‌ يه دختر خوشگل ميبينه،‌ بهش ميگه:‌ خانم اين دوست دختر كه ميگن شمايين؟!


-65 تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!


-66 تركه مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه. ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه:‌ تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه!


-67 تركه ميره حرم امام رضا، ميگه:‌ امام رضا قربونت برم، تو كه ضامن آهو شدي، ضامن من يابو هم بشو!


-68 تركه پسرش رو ميفرسته ژيمناستيك، بعد از يه مدتي ميبينه پسرش روز به روز جاي اينكه پيشرفت كنه هي داره پسرفت مي‌كنه. يك روز ميره سر جلسه تمرينشون ببينه چه خبره، ميبينه از بچش به عنوان خرك استفاده مي‌كنند!


-69 تركه ميخواسته به فلسطينيا كمك كنه، براشون سنگ پست ميكنه!


-70 تركه مرده شور بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش دهنش رو سرويس ميكنن. رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي كار كرده بود؟ ميگن: اين پدرسوخته سوالاي شب اول قبر رو تكثير كرده بود بين مرده‌ها تقسيم مي‌كرد!


-71 يه روز به يه اسكلت ميگن يه شعر بخون! ميگه: تپلويم تپلو! صورتم مثله هلو!


-72 از تركه ميپرسن شما همتون اينقدر ساده اين؟ ميگه: نه بابا، راه‌راهمون تو آفريقاست!


-73 تركه سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟ تركه ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه!


-74 تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه


-75 تركه تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!


-76 تركه ميره مغازه ميگه: آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ تركه ميگه نه. ميگه: ويفر خوبه؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ تركه ميگه: قربان شما، دست بوسن!


-77 تركه بچش نميخوابيده، بهش ژل ميزنه!


-78 يه رو ز به يه تركه ميگن با بنزين جمله بساز. ميگه: خوش به حاله شما كه سواره بنزين!


-79 چندنفر داشتن ميرفتن كوه، سرپرستشون (كه از قضا لكنت زبون هم داشته) از وسط راه شروع مي‌كنه ميگه: چ چ چ.... ملت اول يكم نگاش مي‌كنن ببينن چي‌ميخواد بگه،‌ بعد مي‌بينن نمي‌تونه حرفش رو بزنه، بي‌خيال ميشن و راه ميافتن، اين بابا هم همه مسير همينجور هي ‌ميگفته چ..چ..چ.. وقتي ميرسن بالا ميخواستن چادر بزنن سرپرسته بالاخره ميگه: ‌چ..چ..چا..چا..چا..چادر يادم رفت! ملت ميگن اي بابا رودتر مي‌گفتي، حالا بايد برگرديم پايين! تو راه برگشت سر پرسته هي ميگفته: ش ش ش.. ولي ملت ديگه شاكي بودن و كسي توجه نمي‌كرده، وقتي مي‌رسن پايين يارو بالاخره ميگه: ش..ش..ش..شو..شو..شوخي كردم!


-80 يه روز به يه تركه ميگن با ماهيچه جمله بساز ميگه: خر در برابره ما هيچه!


�81- يه روز يه تركه ميره مشهد ميگه: اي امام علي قربون دست بريدت پس كي ظهور مي كني آخه من چه قدر بيام قم؟!


-82به یکی میگن با جام جم جمله بساز میگه :من هر روز صبح که از خواب پا میشم جامو جم میکنم!!


-83به یارو می گن با ابریشم جمله بساز می گه هوا ابریشم خوبه!!


-84به یارو می گن با لوبیا جمله بساز می گه کوچولو بیا!!


-85یه یارو می گن با ماشین جمله بساز می گه خانوم میاین همسایه ما شین!!


-86به  غضنفرمی گن با توکیو جمله بساز میگه من خدیجه رو دوست داریم توکیو!


�-87تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك مي گفتن، رشتيا براي تركا جك ميگن، نوبت تركه كه ميشه،‌ تا مياد بگه: يه روز رشتيه... همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي! دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه، باز تا مياد بگه: يه روز يه رشتيه... ميپرن وسط حرفش، نميذارن بگه. بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه، ميگه: يه روز يه تركه داشته ميرفته با سر ميخوره زمين! همه رشتيا ميخندن، بعد تركه ميگه: ‌ولی وقتي بلندش ميكنن ميبينن رشتي بوده!!


-88یه روز یه گاوی میره کلاس زبان وقتی از کلاس بیرون میاد به جای اینکه بگه مو مو میگه we we:


-89حرف از سرعت بود .... بين يه آباداني و آمريكايي و فرانسوي! فرانسوي ميگه ما برج ايفل رو دو هفته اي ساختيم. آمريكايي ميگه ما پل سانفرانسيسكو رو يك هفته اي ساختيم .بعد سه تاييشون داشتن تو آبادان رد ميشدن ميرسن پالايشگاه نفت و آمريكاييه و فرانسوي ميگن شما اينجارو چند وقت طول كشيد كه ساختين ؟ ... آبادانيه ميگه : اٍ اٍ اٍ ...... من ۲ روز پيش از اينجا رد شدم اين اينجا نبود!


-90يه روز به يه تركه ميگن ناراحت نمي شي اين قدر براي شما جك مي سازن؟ ميگه: اينا براي شما جكه برايه ما خاطرست!


�-91تركه بالاي درخت چنار بوده يارو ميگه اون بالا چي كار ميكني ميگه دارم توت ميخورم ميگه اين كه درخت چناره ميگه توت تو جيبمه


-92ترك ميشينه تو تاكسي، راننده بهش ميگه: داداش دستت لاي در گير نكنه. تركه هم مياد آخر مرام بگذاره، ميگه: داداش سرت لاي در گير نكنه

 

 

 

 

برخی از مدل های کت و شلوار دامادی

 

 

 
 
 
 
 
 
 


 

برخی از مدل های کت و شلوار کلاسیک

 

 
 
 
 
 
 
 
 
برخی از مدل های کت تک

 

 
 
 
برخی از مدل ها اسپرت
 
 
 
 

 

---------------------------------

انشالله     قسمت  همه خانمهای    عزیز   بشه   و  آقایان   عزیز  

 

 

سیامک ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤   سارا 

 

--------------------------------

 

کاریکاتور بزرگان فوتبال جهان از جمله توتی،رونالدینهو،فرانک ریبری،پله،لیونل مسی،ریو فردیناند ورلوس پویول را اینجا ببینید.

 

 

توتی

 

 

رونالدینهو

 

 

 

فرانک ریبری

 

 

 

پله

 

 

 

لیونل مسی

 

 

 

ریو فردیناند

 

 

کارلوس پویول

 

 

---------------------------------

 

 

موفقیت در هر سنی چه معنی میده؟!!

 

 

در ٤ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار

در ٦ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه (از مدرسه)

در ١٢ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست (یافتن)

در ١٨ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... گرفتن گواهى نامه رانندگى

در ٢٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه

در ٣٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن

در ٤٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن

در ٥٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن

در ٦٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه

در ٦٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... تمدید گواهى نامه رانندگى

در ٧٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست (تنهایی)

در ٧٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه (از هر کجا)

در ٨٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار
:301:
 
 
 
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

دانستنی های در مورد سنن ازدواج

 

 

1- مردم فیجی اعتقاد دارند، روح مرد مجرد به بهشت نمی رود و چنانچه مردی پیش از ازدواج از دنیا برود، روحش به خاکستر تبدیل شده و تا ابد در عذاب می ماند.
 

2- مردم جزیره ای کوچک در فیلیپین معتقدند زن تا پیش از ازدواج دارای روح نیست.
 

3-در گذشته در روم، عروس ها به جای دسته گل دسته ای سیر یا رزماری به دست می گرفتند که نشان باروری و خوش یمنی بود.
 

4- از آنجا که سفید، رنگ عزاداری در برخی کشورهای شرقی است، هندی ها معتقدند لباس عروس نباید سفید باشد.
 

5- لاس وگاس با سالیانه 100000 زوج، بزرگترین مقصد ماه عسل های جهان است و بعد از هاوایی با 25000 ماه عسل در سال قرار دارد.
 

6- حلقه ازدواج در انگشت سوم دست چپ انداخته می شود زیرا مصریان معتقدند بودند رگی از این انگشت مستقیم به قلب می رود.
 

7- تور روی سر از قدیم نشان معصومیت و محافظت او از ارواح خبیث بود. در قدیم تور روی سر عروس به رنگ های زرد و قرمز و آبی نیز پوشیده می شد. تور سفید از دوران ویکتوریا مد شد و نشان این بود که عروس به قدری کافی ثروتمند است که بتواند سفید بپوشد.
 

8- در بسیاری از فرهنگ ها، داماد، عروس را در شب عروسی می دزدید و دوستان داماد نیز در این کار او را یاری می کردند. هنگام جاری شدن عقد داماد در سمت راست عروس می ایستاد و دست راست داماد برای استفاده از شمشیر جهت مبارزه با رقیب احتمالی آزاد می مانند.
 

9- تعدادی ساقدوش مامور ریختن گل در مسیر رسیدن عروس و داماد به محراب می شدند تا با این حرکت نمادین، مسیری شاد و زیبا برای زندگی آتی آنها بسازند.
 

10- در برخی کشورهای شرقی، ریختن دانه های برنج روی سر عروس و داماد، نوعی دعای باروری و نیکروزی است.
 

11- مهمانان درجه یک در برخی کشورها و در دوران گذشته تکه هایی از دنباله لباس عروس را به عنوان دفع شر، پاره می کردند.
 

12- کیک عروسی از زمان روم باستان نشانه شادی و خوشی بوده و در قرون وسطی، رسم بوسه عروس و داماد در کنار کیک، پررنگ شده است.
 

13- در برخی کشورهای آفریقایی دعای "امیدوارم 12 فرزند برای داماد بیاوری" نوعی آرزوی خوشبختی برای عروس است.
 

14- در اروپای قدیم کفش نوعی وسیله مقدس به شمار می رفت چرا که موجب بالا آمدن فرد از سطح زمین می شد و رسم بود در شب عروسی پدر عروس یک جفت کفش به داماد هدیه دهد و با این کار اختیار دختر خود را به او بسپارد.
 

15- در بریتانیای قدیم رسم بود که عروس در شب عروسی جاروی گردگیری شومینه را ببوسد زیرا جارو جهت زدودن خاکستر استفاده می شد و با این کار عروس متعهد به زدودن تیرگی های خود می شد!
 

16- در افغانستان قدیم داماد جهت خواستگاری تکه ای از موی عروس را می برید یا تکه ای آشغال به سمت عروس پرت می کرد!
 

17- در برخی کشورهای بودایی دختران از 9 سالگی شروع به دوختن لباس عروس خود می کنند و اگر تا پیش از 14 یا 15 سالگی ازدواج نکنند، ترشیده محسوب می شوند.
 

18- عروس های یونانی باور داشتند گذاشتن مقداری شکر یا قند در لباس عروسی، در زندگی آینده شان شادی به همراه می آورد.
 

19- به عنوان نماد باروری مردم ایرلند، پای مرغی آماده تخم گذاری را در شب زفاف به تخت عروس و داماد می بستند.
 

20- از آنجا که مرغابی ها یک بار جفت گیری کرده و تا آخر عمر با جفت خود می مانند، در کره رسم است که بهترین دوست داماد دو مرغابی چوبی را به عنوان کادوی عروسی به داماد بدهد.
 

21- در مصر نزدیکان عروس او را نیشگون می گیرند تا این نیشگون ها برایشان خوشی و شانس از سوی عروس و داماد به همراه بیاورد.
 

22- در هند ازدواج نمادین با درخت نوعی سنت نیکو و عبادت است.
 

23- در عربستان، پاکستان و حتی شهرهایی از ایران، دختری که بکارت خود را قبل از ازدواج از دست بدهد، به همراه معشوق خود به مرگ محکوم می شود.
 

24- عروسی متوسط در آمریکا 175 مهمان دارد.
 

25- در فرقه یهودیت در صورتی که جشن عروسی مربوط به آخرین دختر مجرد مادر عروس باشد، تاجی از برگ روی سر مادر عروس گذاشته و مهمانان دور او می رقصند.

 

 
 




البته بعضي وقتا هم فقط مه داره و هيچي ديده نميشه



حدود 20 كيلومتر كه رفتي
ميرسي به يه جاده ي فرعي كه اولش تابلو زده
نهالستان پيرسون ...
برو اون تو




يه نيم ساعتي كه رفتي
ديگه بايد ماشين رو بزاري يه كنار و بري تو جنگل
( تنهايي يه نموره ترسناكه )




بعدش ميري بالا و بالا و بالا
تا اينكه جنگل تموم بشه و
برسي به مراتع




بازم ادامه بده و برو بالا و بالا و بالا
تا اينكه بري تو ابرا
و ديگه هيچي ديده نشه




همينجوري ادامه بده و برو
و برو و برو و برو تا اينكه
برسي اون بالا و اینجاست
که اگه بچه تهرون باشی
با خودت بگي اَ اَ اَ اَ اَ اَ اَ اَ ...







و بعد يه نفس عميق ميكشي و ميگي:

خدايا دمت گرم!  
>:D<





 

مسیر پیچ در پیچی که اسالم و خلخال را در دو استان اردبیل و گیلان به هم متصل میکند، یکی از زیباترین جاده های ایران است. دامنه های سرسبز و گله های سفید گوسفندی که در دوردستها حرکت میکنند؛ چشم انداز ییلاق و کلبه های چوبی روستاییان و مه ای که دره ها را سفیدپوش میکند و گاهی حتی تا روی جاده می آید و درختان بلند و انبوه که سایه شان جاده کوهستانی را گاهی تاریک میکند؛ اینها از تابلوهای زیبای این مسیر هستند. انگار واقعا در دنیای دیگری قدم گذاشته اید.

 

 

 

 

 

 

دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی که نیست ، توی زندگیت يه چيزي رو کم احساس كني !
دوست یعنی اون جمله های ساده و بی منظوری که میگی و خیالت راحته که ازش هیچ سوء تعبیری نمی شه.
دوست یعنی یه دل اضافه داشتن برای اینکه بدونی هر بار که دلت می گیره ، یه دل دیگه هم دلتنگ غمت می شه.
دوست یعنی وقت اضافه ... یعنی تو همیشه براش عزیزی حتی توی وقت اضافه.
دوست یعنی تنهایی هامو می سپرم دست تو چون شک ندارم که می فهمیشون ...
دوست یعنی یه راه دو طرفه ٬ یه قدم من ، یه قدم تو ... اما بدون شمارش و حساب و کتاب.
دوست یعنی من از بودنت سربلندم نه سر به زیر و شرمنده
دوست يعني يه چيز گرمي رو تو قلبت احساس مي كني كه هميشه از خاموش شدنش مي ترسي
دوست يعني من ، يعني تو ...
پس مواظب خودت باش كه يه دوست بيشتر ندارم .

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

من و تو
 
نشود فاش کسی انچه میان منو توست
 
تا اشارات نظر نامه رسان منو توست
 
گوش کن با لب خاموش سخن میگویم
 
پاسخم گو به نگاهی که زبان منو توست
 
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
 
حالیا چشم جهانی نگران منو توست
 
گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
 
همه جا زمزمه ی عشق نهان منو توست
 
اینهمه قصه ی فردوس و قضای بهشت
 
گفتوگویی و خیالی ز جهان منو توست
 
نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل
 
هر کجا نامه ی عشق است نشان منو توست
 
سایه از اتشکده ی ماست فروغ مه و مهر
 
وه از این اتش روشن که به جای منو توست

 

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

مرد را به عقلش نه به ثروتش


زن را به وفايش نه به جمالش


دوست را به محبتش نه به کلامش


عاشق را به صبرش نه به ادعايش


مال را به برکتش نه به مقدارش


خانه را به آرامشش نه به اندازه اش


اتومبيل را به کاراییش نه به مدلش


غذا را به کيفيتش نه به کميتش


درس را به استادش نه به سختیش


دانشمند را به علمش نه به مدرکش


مدير را به عمل کردش نه به جایگاهش


نويسنده را به باورهايش نه به تعداد کتابهايش


شخص را به انسانيتش نه به ظاهرش


دل را به پاکیش نه به صاحبش


جسم را به سلامتش نه به لاغریش


سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

یمه شبِ پریشب گشتم دچار کابوس‏


دیدم به خواب حافظ ، توى صف اتوبوس


گفتم: سلام خواجه، گفتا: علیک جانم
گفتم: کجا روانى ؟ گفتا: خودم ندانم
گفتم: بگیر فالى، گفتا: نمانده حالى
گفتم: چگونه ‏اى؟ گفت: در بند بى‏خیالى

گفتم که: تازه تازه شعر و غزل چه دارى

گفتا که: مى‏سرایم شعر سپید بارى‏

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

یه توپ دارم قلقلیه
سرخ و سفید و آبیه
می‌زنم زمین، هوا می‌ره
نمی‌دونی تا کجا می‌ره
من این توپو نداشتم
مشقامو خوب نوشتم
بابام بهم عیدی داد
یه توپ قلقلی داد


یه توپ دارم قلقلیه :از آنجا که همه‌ی توپها قلقلی هستند؛ این مصرع نشان حماقت شاعر است. یا بیانگر این موضوع است که شاعر توپ‌های مثلثی و مربعی و لوزی هم داشته ولی حالا فقط می‌خواهد در مورد آن توپش که قلقلی است، صحبت کند. در هر صورت می‌توان این فرضیه را هم در نظر گرفت که شاعر می‌خواسته در لفافه و با استفاده از آرایه‌های ادبی نظیر تشبیه و استعاره، به گردی زمین که مرحوم گالیور (!) آن را به اثبات رساند، تاکید کند.


سرخ و سفید و آبیه:
این سه رنگ که نماد پرچم فرانسه است، نشان‌ دهنده‌ی فرانسوی بودن توپ مورد نظر است. حالا چرا فرانسه؟ خدا می‌داند!


می‌زنم زمین هوا می‌ره/ نمی‌دونی تا کجا می‌ره:این مصراع گویای مکان سروده شدن شعر است. جایی بیرون از جو زمین. چون این مصراع بحث جاذبه‌ی زمین را نقض می‌کند و در ادامه به لایتناهی بودن دنیا اشاره دارد که مسلماً به من و شما هیچ ربطی ندارد.


من این توپو نداشتم/ مشقامو خوب نوشتم:فقر! نداشتن توپ و آتاری و پلی استیشن و ... باعث شده که شاعر از درد نداری و بدبختی بنشیند و درس بخواند و مشق‌هایش را خوب بنویسد. برای مثال اکثر فوتبالیست‌ها که همیشه با توپ سر و کار دارند، وضعیت درسی مساعدی ندارند.


بابام بهم عیدی داد / یه توپ قلقلی داد:
این مصراع هیچ تفسیر خاصی ندارد! جز اینکه شاعر از آرایه‌ی مبالغه استفاده کرده است

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

سلامی از دلی تنها/

دلی آکنده از غمها/

گهی با یارو گه بی یار /

گهی از عاشقی بیزار/

گهی گریانو گه خندان /

گهی رنجیده از اطراف/

بدان با اینکه تنهایم /

نخواهی رفت از یادم.......................

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

دلم گرفت ای هم نفس پرم شکست تو این قفس

تو این قمار تو این سکوت چه بی صدا نفس نفس

از نا محربونی ها دارم از غصه می میرم

رفیق روز تنهایی یک روز دستات و می گیرم

تو این شب گریه می تونی پناه حق حقم باشی

تو ای هم زاد هم خونه چی میشه عاشقم باشی

دوباره من دوباره تو دوباره عشق دوباره ما

دو هم نفس دو هم زبون دو هم صفر دو هم صدا

تو ای پایان تنهایی پناه آخر من باش تو

تو این شب مرگی پاییز بهار باور من باش

بزار با مشرق چشمات شبم روشن ترین باشه

می خوام آئینه ی خونه با چشمات هم نشین باشه

دلم گرفت ای هم نفس پرم شکست تو این قفس

تو این قمار تو این سکوت چه بی صدا نفس نفس

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

دلم گرفت ای هم نفس پرم شکست تو این قفس

تو این قمار تو این سکوت چه بی صدا نفس نفس

از نا محربونی ها دارم از غصه می میرم

رفیق روز تنهایی یک روز دستات و می گیرم

تو این شب گریه می تونی پناه حق حقم باشی

تو ای هم زاد هم خونه چی میشه عاشقم باشی

دوباره من دوباره تو دوباره عشق دوباره ما

دو هم نفس دو هم زبون دو هم صفر دو هم صدا

تو ای پایان تنهایی پناه آخر من باش تو

تو این شب مرگی پاییز بهار باور من باش

بزار با مشرق چشمات شبم روشن ترین باشه

می خوام آئینه ی خونه با چشمات هم نشین باشه

دلم گرفت ای هم نفس پرم شکست تو این قفس

تو این قمار تو این سکوت چه بی صدا نفس نفس

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

 
 
بی قرارم ، واسه چشمات

اون نگاهی که به یک دنیا می ارزه

می خوام از تو ، بنویسم

اما اسمت که میاد ، دستم می لرزه

چیکه چیکه ، آب شدم من

وقتی گفتی نمی خوام با تو بمونم

حالا تنها ، یه پریشون

خیلی وقته که دیگه بی هم زبونم

من هنوز از تو می خونم عاشقونه

جای دستای تو خالی توی خونه

من هنوز از تو می خونم عاشقونه

جای دستای تو خالی توی خونه

خواب چشماتو می بینم ، فردا آفتابی دنیام

تو می شی تعبیر خوابم ، می رسم به آرزوهام

می دونم میای دوباره ، آسمون آفتابی می شه

باز بهار میاد سراغ گلدون های پشت شیشه

چشم به راه تو می مونم ، اگه می شنوی صدامو

تکیه کن باز هم به شونم ، گوش بده ترانه هامو

یه دریچه مهربونی ، هدیه کن به خلوت من

نشو با دلم غریبه ، سر بزن به غربت من

نشو با دلم غریبه ، سر بزن به غربت من

من هنوز از تو می خونم عاشقونه

جای دستای تو خالی توی خونه

من هنوز از تو می خونم عاشقونه

جای دستای تو خالی توی خونه


 

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

بخوام از تو بگذرم ، من با یادت چه کنم

تو رو از یاد ببرم ، با خاطراتت چه کنم

حتی از یاد ببرم تو و خاطراتتو

بگو من با این دل خونه خرابم چه کنم

تو همونی که واسم ، یه روزی زندگی بودی

توی رویاهای من ، عشق همیشگی بودی

آره سهم من فقط از عاشقی یه حسرته

بی کسی عالمی داره ، واسه ما یه عادته

چه طور از یاد ببرم اون همه خاطراتمو

آخه با چه جراتی به دل بگم نمون ، برو

دل دیگه خسته شده ، به حرف من گوش نمی ده

چشم به راه تو می مونه ، همیشه غرق امیده

چشم به راه تو می مونه ، همیشه غرق امیده

بخوام از تو بگذرم ، من با یادت چه کنم

تو رو از یاد ببرم ، با خاطراتت چه کنم

حتی از یاد ببرم تو و خاطراتتو

بگو من با این دل خونه خرابم چه کنم
 
 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

بی تو شعر خسته ام بی تاب شد                            

                                 عشق تو در پستوی خانه قاب شد

بی تو ای تنها امید زندگی                                   

                                  قلب من خاموش چون مرداب شد

بس که بی تاب تو ام ای بی وفا                              

                             چشمه چشمان من بی آب شد

آه! ای تعبیر خوب بودنم                                     

                          نام تو در خلوتم مهتاب شد

 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 



از بیم و امید عشق رنجورم
آرامش جاودانه می خواهم
بر حسرت دل دگر نیفزایم
آسایش بیکرانه می خواهم

پا بر سر دل نهاده می گویم
بگذاشتن از آن ستیزه جو خوشتر
یک بوسه ز جام زهر بگرفتن
از بوسه آتشین خوشتر

پنداشت اگر شبی به سرمستی
در بستر عشق او سحر کردم
شب های دگر که رفته از عمرم
در دامن دیگران به سر کردم

دیگر نکنم ز روی نادانی
قربانی عشق او غرورم را
شاید که چو بگذرم از او یابم
آن گمشده شادی و سرورم را

آنکس که مرا نشاط و مستی داد
آنکس که مرا امید و شادی بود
هر جا که نشست بی تامل گفت :
« او یک زن ساده لوح عادی بود »

می سوزم از این دو رویی و نیرنگ
یکرنگی کودکانه می خواهم
ای مرگ از آن لبان خاموشت
یک بوسه ی جاودانه می خواهم

رو ، پیش زنی ببر غرورت را
کو عشق ترا به هیچ نشمارد
آن پیکر داغ و دردمندت را
با مهر به روی سینه نفشارد

عشقی که ترا نثار ره کردم
در سینه دیگری نخواهی یافت
زان بوسه که بر لبانت افشاندم
سوزنده تر آذری نخواهی یافت

در جستجوی تو و نگاه تو
دیگر ندود نگاه بی تابم
اندیشه آن دو چشم رویایی
هرگز نبرد ز دیدگان خوابم

دیگر به هوای لحظه ای دیدار
دنبال تو در بدر نمی گردم
دنبال تو ای امید بی حاصل
دیوانه و بی خبر نمی گردم

در ظلمت آن اطاقک خاموش
بیچاره و منتظر نمی مانم
هر لحظه نظر به در نمی دوزم
وان آه نهان به لب نمی رانم

ای زن که دلی پر از صفا داری
از مرد وفا مجو ، مجو ، هرگز
او معنی عشق را نمی داند
راز دل خود به او مگو هرگز

(( فروغ فرخزاد ))

 



صبوری یعنی پناه بردن به می و مسكرات

عشق...عشق

ماه شعبان و صلوات شعبانیه !


این ماه برای سالک الی الله بسیار با ارزش است. از مقام این ماه همین بس که ماه رسول خدا صلوات الله علیه بوده و حضرتش صلی الله علیه و آ له و سلم فرمودند: «شعبان ماه من است، خداوند کسی را که مرا در ماهم یاری کند، بیامرزد.»

کسی که از این دعوت بزرگ آگاه شود، باید بکوشد که از دعوت شدگان این دعوت گردد. این جانشین و برادر او امیرالمؤمنین علیه‌السلام است که می‌فرماید: «از زمانی که ندای منادی رسول خدا صلوات الله علیه را که برای روزه این ماه ندا می‌کرد شنیدم، هیچ‌گاه روزه این ماه را از دست نداده و در تمام عمرم آن را از دست نخواهم داد؛ اگر خدا بخواهد.»
یکی از اعمال این ماه عزیز خواندن صلواتی است که به صلوات شعبانیه معروف می‌باشد.

محتوای صلوات شعبانیه


این صلوات شامل برکات ماه و کارهایی که باید برای رسیدن به این برکات انجام دهیم می‌باشد.
این دعا با صلوات‌هایی شروع می‌شود که توجه به شئون نبی اکرم صلی الله علیه و آ له و ائمه معصومین علیهم السلام می‌باشد؛
«وَ جَعَلَ صَلَاتَنَا عَلَیْکُمْ وَ مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وَلَایَتِکُمْ طِیباً لِخَلْقِنَا وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا وَ تَزْکِیَةً لَنَا وَ کَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا».
یکی از اعمال این ماه هم کثرت صلوات است. باطن صلوات تعظیم در برابر نبی اکرم (صلی الله علیه و آ له) و ائمه اطهار (علیهم السلام) و شئون ایشان است که این تعظیم طریق سجده در مقابل خدای متعال می‌باشد.
«اللهم صل علی محمد و آل محمد الفلک الجاریة فی اللجج الغامرة یأمن من رکبها و یغرق من ترک‌ها»
انسان سالک می‌بایست در این دنیا حالت غریق داشته باشد که در روایات هم تأکید شده است در غیر این صورت انسان مبتلای به شرک می‌شود.

حالت غریق چگونه حالتی است؟


حالت غریق یعنی کسی که در اوج نیاز، از همه تکیه گاه‌ها منقطع گردیده است. این توجه مقدمه درک حضور خداوند و رسیدن به مقام اخلاص است: «فَإِذا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَی الْبَرِّ إِذا هُمْ یُشْرِکُون» (عنکبوت:65)
انسان تا مضطر نشود و حالت غریق پیدا نکند، متکی به خدا نمی‌شود و تا متکی نشود در سلوک خود به نتیجه نمی‌رسد؛ یعنی حتی به ریاضات و عقل و عبادات خود نباید تکیه کند. وقتی این حالت در انسان شکل گرفت کشتی نجات او اهل بیت علیهم السلام خواهند بود.
باطن این ماه از شئون نبی اکرم (صلی الله علیه و آ له) و شفاعت ایشان است. خداوند این ماه را محفوف به رحمت و رضوان خودش قرار داده و اگر انسان اهل سیر در این ماه شد پایانش رضوان الهی است


شرط نجات چیست؟


شرط نجات، رسیدن به حالت غریق است چرا که تا احساس نیاز نکند و خود را مستغنی نداند این دستگیری اتفاق نمی‌افتد. عبور از همه فتنه‌ها و ابتلائات نیز با تکیه بر این تکیه گاه ممکن است.
«اللهم صل علی محمد و آل محمد الکهف الحصین و غیاث المضطر المستکین و ملجإ الهاربین و عصمة المعتصمین»
«وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما یَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ فَأْوُوا إِلَی الْکَهْف؛ (الکهف:16) انسان وقتی از بت‌ها کناره گرفت و احساس غربت به او دست داد و جز خدا را نخواست، به کهف حصین پناه می‌آورد.»
اینکه سر حضرت سیدالشهدا (علیهم السلام) بر سر نیزه این آیه را می‌خواندند: أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْکَهْفِ وَ الرَّقیمِ کانُوا مِنْ آیاتِنا عَجَبا (الکهف:9) اشاره به این حقیقت دارد که واقعاً اصحاب کهف آیات عجیب خداوند نبوده اند بلکه اصحاب سیدالشهدا آیات عجیب بوده‌اند که در این فتنه به کهف حصین یعنی سیدالشهدا پناه آورده‌اند.
غیاث المضطر المستکین: غوثی که خداوند برای دستگیری مضطرین قرار داده است ائمه معصومین(علیهم السلام) هستند. این اضطرار و اعتزال از مراحل متکامل سیر و سلوک معنوی انسان مؤمن است که ترکیبی از خوف و عجز است. این حالت را باید در همه احوال زندگی داشته باشیم چرا که حقیقتاً فقیر هستیم. کسی که ملتفت به این فقر مستمر خودش نیست دنبال پناهگاهی هم نیست.
ملجاء الهاربین: اگر برای انسان هرب حاصل شد از شیطان و اهوای نفس خود به این ملجاء می‌رسد.
عصمه المعتصمین: انسان باید در همه امور خود اهل اعتصام و توکل باشد حتی در خودسازی و سلوک خود.

مشکل اساسی نرسیدن به اضطرار واقعی است!


بنابراین مشکل ما در این است که به حالت اضطرار و هارب و مستکین و معتصمین نرسیده‌ایم که اگر برسیم معصومین (علیهم السلام) را به عنوان کهف و غیاث و ملجاء و عصمت خواهیم یافت.

باطن ماه شعبان را درک کنیم!


این صلوات‌ها مقدمه این نکته پایانی صلوات‌ها است: «هذا شهرُ نبیک سیدُ رسلک شعبان الذی حففته بالرحمه و الرضوان الذی کان رسول الله صلی الله علیه واله و سلم یدأب فی صیامه و قیامه فی لیالیه و ایامه بخوعاً لک فی اکرامه و اعزامه الی محل همامه»
باطن این ماه از شئون نبی اکرم (صلی الله علیه و آ له) و شفاعت ایشان است. خداوند این ماه را محفوف به رحمت و رضوان خودش قرار داده و اگر انسان اهل سیر در این ماه شد پایانش رضوان الهی است.

رضوان چه مقامی است!


رضوان؛ مقامی فوق همه مقامات بهشت است : «وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَکْبَر» (التوبة:72) و باید دانست که این مقام رضوان بدون شفاعت و دستگیری اهل بیت (علیهم السلام) بدست نمی‌آید : «بکم یسلک الی الرضوان»

چه کنیم تا به رحمت و رضوان این ماه برسیم؟


«اللهم فاعنا علی الاستنان بسنته فیه و نیل شفاعت لدیه»
ما باید تمسک کنیم به سنت حضرت و مُستَن به این سنت بشویم که در سایه این تمسک به شفاعت حضرت برسیم و این استنان به سنت باعث می‌شود که خود را در معرض رحمت این ماه قرار دهیم.
چه شفاعتی را در خواست می‌کنیم!؟
«اللهم اجعله لی شفیعاً مشفعا» شفیعی است که شفاعتش مقبول است، «وطریقاً الیک مهیئا و اجعلنی له مُتبعا حتی القاک یوم القیامة راضیاً و عن ذنوبی قاضیاً قد اوجبت لی منک رحمةً و الرضوان».
طریق و واسطه همه عالم نبی اکرم (صلی الله علیه وآله) است و تبعیت، لازمه این سیر و سلوک است.
یوم القیامه راضیاً: اشاره به همان مقام رضوان است.
عن ذنوبی قاضیاًو ... : مقام شفاعت حضرت که به وسیله آن به رحمت و رضوانی که محفوف به این ماه است می‌رسیم.
«و انزلتنی دار القرار و محل الا خیار»
اخیار دسته‌ای هستند که به صورت مستقیم برخوردار از نور حضرات هستند؛ انتم نور الا خیار.
آمده است که در هر روز شعبان در وقت زوال [وقت ظهر شرعی] و در شب نیمه آن این صلوات را که از حضرت زین‌العابدین علیه‌السلام روایت شده خوانده شود .

اینک با هم این صلوات را زمزمه می کنیم :


اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ

وَ مَوْضِعِ الرِّسَالَةِ

وَ مُخْتَلَفِ الْمَلائِکَةِ

وَ مَعْدِنِ الْعِلْمِ وَ أَهْلِ بَیْتِ الْوَحْیِ

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

الْفُلْکِ الْجَارِیَةِ

فِی اللُّجَجِ الْغَامِرَةِ

یَأْمَنُ مَنْ رَکِبَهَا

وَ یَغْرَقُ مَنْ ترکها

الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مَارِقٌ

وَ الْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ زَاهِقٌ

وَ اللازِمُ لَهُمْ لاحِقٌ

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

الْکَهْفِ الْحَصِینِ

وَ غِیَاثِ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَکِینِ

وَ مَلْجَإِ الْهَارِبِینَ وَ عِصْمَةِ الْمُعْتَصِمِینَ

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

صَلاةً کَثِیرَةً تَکُونُ لَهُمْ رِضًی

وَ لِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أَدَاءً وَ قَضَاء

بِحَوْلٍ مِنْکَ وَ قُوَّةٍ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

الطَّیِّبِینَ الْأَبْرَارِ الْأَخْیَارِ

الَّذِینَ أَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ

وَ فَرَضْتَ طَاعَتَهُمْ وَ وِلایَتَهُمْ

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

وَ اعْمُرْ قَلْبِی بِطَاعَتِکَ وَ لا تُخْزِنِی بِمَعْصِیَتِکَ

وَ ارْزُقْنِی مُوَاسَاةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَیْهِ مِنْ رِزْقِکَ

بِمَا وَسَّعْتَ عَلَیَّ مِنْ فَضْلِکَ

وَ نَشَرْتَ عَلَیَّ مِنْ عَدْلِکَ

وَ أَحْیَیْتَنِی تَحْتَ ظِلِّکَ

وَ هَذَا شَهْرُ نَبِیِّکَ

سَیِّدِ رُسُلِکَ

شَعْبَانُ الَّذِی حَفَفْتَهُ مِنْکَ بِالرَّحْمَةِ وَ الرِّضْوَانِ

الَّذِی کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ و[سَلَّمَ

یَدْأَبُ فِی صِیَامِهِ وَ قِیَامِهِ

فِی لَیَالِیهِ وَ أَیَّامِهِ

بُخُوعا لَکَ فِی إِکْرَامِهِ

وَ إِعْظَامِهِ إِلَی مَحَلِّ حِمَامِهِ

اللَّهُمَّ فَأَعِنَّا عَلَی الاسْتِنَانِ بِسُنَّتِهِ فِیهِ

وَ نَیْلِ الشَّفَاعَةِ لَدَیْهِ

اللَّهُمَّ وَ اجْعَلْهُ لِی شَفِیعاً مُشَفَّعا

وَ طَرِیقاً إِلَیْکَ مَهْیَعا

وَ اجْعَلْنِی لَهُ مُتَّبِعا

حَتَّی أَلْقَاکَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَنِّی رَاضِیا

وَ عَنْ ذُنُوبِی غَاضِیا

قَدْ أَوْجَبْتَ لِی مِنْکَ الرَّحْمَةَ وَ الرِّضْوَانَ

وَ أَنْزَلْتَنِی دَارَ الْقَرَارِ وَ مَحَلَّ الْأَخْیَارِ
خدایا! بر محمّد و خاندان محمد درود فرست

درخت نبوت

و جایگاه رسالت

و محل آمد و شد فرشتگان

و معدن دانش، و خانواده وحی

خدایا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست

کشتی روان

در اقیانوس‌های عمیق

هرکه به آن توسّل جوید ایمنی یابد

و هرکه آن را رها کند غرق شود

پیش افتاده از آن‌ها از دین خارج است

و عقب مانده از آنان نابود است

و همراه آنان ملحق به حق است.

خدایا!بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست

پناهگاه محکم

و فریادرس بیچارگان درمانده

و پناه گریختگان،و دستاویز استوار برای چنگاندازان

خدایا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست

درودی که برای آنان موجب خشنودی

وبرای ما مایه اداکردن وبجا آوردن حق محمّدوخاندان محمّد باشد

به حول و نیرویتی پروردگار جهانیان

خدایا!بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست

آن پاکان و نیکان و خوبان

که حقوقشان را بر همه واجب کردی

و پیروی و و لایتشان را بر همگان فرض نمودی

خدایا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست

و دلم را با طاعتت آباد کن،و به نافرمانی از خود رسوایم مساز

و همیاری با آن‌که رزقت را بر او تنگ گرفتی

به مده آنچه از فضلت بر من وسعت دادی

و از عدلت بر من گستردی

و مرا در سایه رحمتت زنده داشتی روزی من فرما

این است ماه پیامبرت

آن سرور فرستادگان

شعبانی که آن را به رحمت و رضوانت پوشاندی

ماهی که رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش باد)

در روزه‌داری و بپاداری عبادت

در شب‌ها و روزهایش

تنها برای فروتنی دربرابرت و گرامی داشت ماه شعبان

تا هنگام مرگ،با تمام توان کوشش می‌کرد

خدایا!ما را در این ماه به پیروی از روشش

و رسیدن به شفاعتش یاری فرما

خدایا!او را برا من شفیعی با شفاعت پذیرفته

و راهی روشن به سویت قرار ده

و ما را پیرو او گردان

تا آنگاه که تو را در قیامت دیدار کنم،درحالی‌که از من خشنود باشی

و از گناهانم چشم‌پوشی

و رحمت و رضوانت را بر من واجب نموده

و مرا در بهشت و جایگاه خوبان درآورده باشی.




 

اس ام اس انگلیسی دوستی با ترجمه فارسی

I LOVE YOU
For The
Lest sunset.
تاآخرین غروب دنیادوستت دارم

 

******************************

True friends are like morning ,you can't have them whole day .., But can be sure they'll be there when you wake up Today ,Tomorrow & forever...

دوستان حقیقی مثل صبح هستند ، تو نمی توانی برای همه روز آنها را داشته باشی ، اما میتوانی مطمئن باشی آنها پیش تو خواهند بود وقتی که " امروز ، فردا و برای همیشه" از خواب بیدار میشوی.

 

******************************

I thank God I'm rich not with money but with people like you.
I may not have the most expensive things
but I've got a most precious gem...
a friend like you.

من فکر میکنم که ثروتمندم نه با پول بلکه با داشتن انسانی مثل تو.
من ممکنه که چیزهای خیلی گران قیمت نداشته باشم.
اما گرانبهاترین سنگ جواهرنشان را دارم.
دوستی مثل تو.

 


 

******************************

Days are too busy, hours are too few, seconds are too fast ,But there is always time for me to say hello to someone like you. Smile and enjoy life!

روزها خیلی مشغولیم ، ساعتها خیلی کمند ، ثانیه ها به سرعت میگذرند ، اما همیشه زمانی برای گفتن سلام من به تو وجود دارد. بخند و از زندگی لذت ببر.

 

******************************

A memory lasts forever,
and never does it die.
True friends stay together
and never say good bye.

یک حافظه برای همیشه دوام دارد.
و هرگز نمی میرد.
دوستان راستین باهم می مانند و هرگز خداحافظی نمی کنند.

 

******************************

Treat everyone with politeness ,Even those who are rude to you.....Not because they are not nice ,But because you are nice....!!!

با همه باادب رفتار کن ، حتی اگر به تو جسارت کنند.... زیرا آنها خوب نیستند اما تو خوب هستی.

 

******************************

Between a 100 yesterdays & a 100 tomorrows ,There is only one today and I would not let this pass without
saying thanks for being such a lovely friend..

بین 100 دیروز و 100 فردا فقط امروز وجود دارد من بخودم اجازه نمی دهم که امروز را بدون تشکر از رفیق دوست داشتنیم بگذرانم.

 

******************************

 

People like you, are found only once in a lifetime. So you'd better take care of yourself because I don't want to waste another lifetime to find a such a SWEET FRIEND.

انسانی مثل تو ، فقط یکبار در زندگی میتوان پیدا کرد. بنابراین بهتر است همیشه مراقب خودت باشی چون من نمیخواهم بقیه عمرم را برای پیداکردن دوست شیرینی مثل تو هدر دهم.

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 


 

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و
عشق

تقصیر چشمای تو بود ‌‌‌، وگرنه ما کجا و عشق ؟

سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت

بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت

تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس

تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس

عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم

وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

هنوز یه
قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم

یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم

همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم

قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم


:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

روزی روزگاری پسرک فقیری زندگی می کرد که برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می کرد.از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد.روزی متوجه شد که تنها یک سکه 10 سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود که شدیداً احساس گرسنگی می کرد.تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا کند. بطور اتفاقی درب خانه ای را زد.دختر جوان و زیبائی در را باز کرد.پسرک با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد و بجای غذا ، فقط یک لیوان آب درخواست کرد.
دختر که متوجه گرسنگی شدید پسرک شده بود بجای آب برایش یک لیوان بزرگ شیر آورد.پسر با تمانینه و آهستگی شیر را سر کشید و گفت : «چقدر باید به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چیزی نباید بپردازی.مادر به ما آموخته که نیکی ما به ازائی ندارد.» پسرک گفت: « پس من از صمیم قلب از شما سپاسگذاری می کنم»
سالها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد.پزشکان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز ، متخصصین نسبت به درمان او اقدام کنند.
دکتر هوارد کلی ، جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگامیکه متوجه شد بیمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید.بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بیمار حرکت کرد.لباس پزشکی اش را بر تن کرد و برای دیدن مریضش وارد اطاق شد.در اولین نگاه اورا شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر برای نجات جان بیمارش اقدام کند.از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از یک تلاش طولانی علیه بیماری ، پیروزی ازآن دکتر کلی گردید
آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود.به درخواست دکتر هزینه درمان زن جهت تائید نزد او برده شد.گوشه صورتحساب چیزی نوشت.آنرا درون پاکتی گذاشت و برای زن ارسال نمود.
زن از باز کردن پاکت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود که باید تمام عمر را بدهکار باشد.سرانجام تصمیم گرفت و پاکت را باز کرد.چیزی توجه اش را جلب کرد.چند کلمه ای روی قبض نوشته شده بود.آهسته انرا خواند


«بهای این صورتحساب قبلاً با یک لیوان شیر پرداخت شده است»

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

آنقدر شکست خوردن را تجربه کنید تا راه شکست دادن را بیاموزید

هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود، در دیگری باز میشود ولی ما اغلب چنان به در بسته چشم میدوزیم  که درهای باز را نمیبینیم!

ازم پرسید: دوستم داری؟ گفتم آره…گفت چقدر؟ گفتم از اینجا تا خدا…اشک تو چشاش جمع شد و گفت: مگه الان نگفتی که خدا از همه چیز به ما نزدیک تره .

یه دوست خوب میگفت: آدما مثل کتابن تا وقتی تموم نشدن جذابن.پس سعی کن خودتو جلوی دیگران ورق نزنی تا زود تموم نشی.چون وقتی تموم بشی میرن سراغ یکی دیگه…!!

تصور کن اگر قرار بود هر کس به اندازه ی دانش خود حرف بزند چه سکوتی بر دنیا حاکم میشد … ….. ناپلئون
انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند که خیال می‌کند دیگران را فریب داده است
درباره درخت، بر اساس میوه‌اش قضاوت کنید، نه بر اساس برگهایش

خداوند به هر پرنده‌ای دانه‌ای می‌دهد، ولی آن را داخل لانه‌اش نمی‌اندازد

کسی که در آفتاب زحمت کشیده، حق دارد در سایه استراحت کند

اگر هرروز راهت را عوض کنی، هرگز به مقصد نخواهی رسید

در اندیشه آنچه کرده ای مباش، در اندیشه آنچه نکرده ای باش


 """""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

سرگرمي
سرگرمي


چهارم شعبان ، روز شکفتن گل معطر ابالفضل (ع)

بر شاخسار اهل‏بیت (ع) مبارک باد

.

.

.

عباس(ع) آمد تا برادری را معنا کند، وفا را شرح دهد، ایثار را الگو باشد

شجاعت را تفسیر کند و دلاوری را مصداقی والا گردد.

میلاد حضرت عباس(ع) مبارک باد.

.

.

.



میلاد مسعود اباالفضل جوان است

هنگام شادی و سرور شیعیانست

از دامن ام البنین ماهی عیان است

کز روی وی شرمنده ماه آسمانست

میلاد حضرت عباس(ع) مبارک باد.


.

فرزند دلیر حیدر آمد

عباس امیر لشکر آمد

می خواست نشان دهد ادب را

یک روز پی از برادر آمد

میلاد حضرت عباس(ع) مبارک باد . . .

.

.

.

میلاد اباالفضل(ع)، ماهتاب شب های غریبی حسین(ع)

و اسوه باشکوه جانبازی مبارک باد . . .

 

.

.

.

امشب شب میلاد علمدار حسین است

میلاد علمدار وفادار حسین است

گر بود علی محرم اسرار محمد

عباس علی محرم اسرار حسین است

میلاد حضرت عباس(ع) مبارک باد . . .

.

.

.

هر گل خوشبو که گل یاس نیست

هر چه تلألو کند الماس نیست

ماه زیاد است و برادر بسی

هیچ یکی حضرت عبـاس نیست

میلاد حضرت عباس(ع) مبارک باد . . .

.

.

.

روشنگر آفتاب،عباس آمد

تفسیر زلال آب،عباس آمد

خیزید،گل آرید و گل افشانید

زیرا که گل بوتراب،عباس آمد

میلاد حضرت عباس(ع) مبارک باد . . .

.

.

.

چه عباس آنکه در حشمت امیر راستین آمد

چه عباس آنکه از همّت پناه مسلمین آمد

چه عباس آنکه از اصل و نسب از دوره هاشم

چو جان مرتضى و حُسن خیرالمرسلین آمد

میلاد حضرت عباس(ع) مبارک باد.

.

.

.

نیستم لایق کنم مدح و ثنایت یا ابو الفضل

از ازل مدح تو را گفته خدایت یا ابو الفضل

مصطفی-ص را جان نثاری، مرتضی را یادگاری

جان من، جان جهان بادا فدایت یا ابو الفضل

میلاد حضرت عباس(ع) مبارک باد.

.

.

.

ای تجلای نور در سینا

ید بیضای توست با موسی

حق نوشته ست با خطی از نور

روی درگاه جنّت الاعلی

در بهشتم بهار عباس است

صاحب الاختیار عباس است

میلاد حضرت عباس(ع) مبارک باد.

.

.

.

آلاله نو دمیده چیدن دارد

آواز فرشتگان شنیدن دارد

میلاد حسین است و ابوالفضل و علی

یک ماه و دو آفتاب دیدن دارد

زیرا که گل بوتراب،عباس آمد

میلاد حضرت عباس(ع) مبارک باد.