عشق چیست که همه از آن میگویند؟

ع : عبرت زندگی

ش : شلاق زمانه


ق : قصاص روزگار

اما افسوس و صدافسوس که شلاق زمانه را خوردم

قصاص روزگار را کشیدم! اما عبرت نگرفتم

 

:::::::::::::::::::::::::

 

لطفا به من عشق تعارف نکنید سیرم! من به تنهایی کنار ساحل قدم میزنم به تنهایی به دیدن غروب میروم به تنهایی تنها میمانم! عشق را میسپارم به چشمان آزاد و نترس موش های صحرایی. من شکستم ، دیروز تکه تکه هایم را با دست جمع کردم ، دستم برید ! از فردا خودم را گچ میگیرم شاید دیگر هرگز پرواز نکنم اما هرگز زمین نمیخورم شاید نخندم اما گریه هم نمیکنم شاید جاودانه نشوم ! اما آسوده میمیرم فردا قلبم را از جا میکنم ، چالش میکنم زیر خروارها خاک نم کشیده ی کویر شما هم میتوانید در مراسم تدفینش شرکت کنید فقط لطفا قلبم را ندزدید من عاشق نمیشوم حتی به قیمت پوسیدن ...!

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

 
 
 
لاستیك قلبمو با میخ نگات پنچر نكن

*

بوق نزن ژیان میخورمت

*

بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع

عشق آمد و گفت من بی سوادم

*

پشت یه ژیان هم نوشته بود

جد زانتیا

*

قربان وجودت که وجودم زوجودت بوجود آمده مادر

*

شتاب مكن، مقصد خاك است

*

رادیاتور عشق من ازبهر تو، آمد به جوش

گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم

*

تو هم قشنگی

*

کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت

*

سر پایینی برنده

سر بالایی شرمنده

*

داداش مرگ من یواش

*

كاش میشد سرنوشت را از سر نوشت

*

تند رفتن که نشد مردی

چشم انتظارم كه برگردی

*

یا اقدس

یا هیچكس

*

زندگی نگه دار پیاده میشم

آیی بی وفا کجا میری

اونطرفی که ورود ممنوعه