وقتی قلبهایمان كوچكتر از غصههایمان میشود وقتی نمیتوانیم اشكهایمان را پشت پلكهایمان مخفی كنیم و بغضهایمان پشت سر هم میشكند وقتی احساس میكنیم بدبختیها بیشتر از سهممان است و رنجها بیشتر از صبرمان؛ وقتی امیدها ته میكشد و انتظارها به سر نمیرسد وقتی طاقتمان تمام میشود و تحملمان هیچ ...
آن وقت است كه مطمئنیم به تو احتیاج داریم و مطمئنیم كه تو فقط تویی كه كمكمان میكنی ...
آن وقت است كه تو را صدا میكنیم و تو را میخوانیم آن وقت است كه تو را آه میكشیم تو را گریه میكنیم و تو را نفس میكشیم
وقتی تو جواب میدهی، دانهدانه اشكهایمان را پاك میكنی و یكی یكی غصهها را از دلمان برمیداری گره تكتك بغضهایمان را باز میكنی و دل شكستهمان را بند میزنی سنگینی ها را برمیداری و جایش سبكی میگذاری و راحتی؛ بیشتر از تلاشمان خوشبختی میدهی و بیشتر از حجم لبهایمان، لبخند
خوابهایمان را تعبیر میكنی و دعاهایمان را مستجاب آرزوهایمان را برآورده می کنی؛ قهرها را آشتی میدهی و سختها را آسان تلخها را شیرین میكنی و دردها را درمان ناامیدی ها، همه امید میشود و سیاهیها سفید سفید ...
خداوندا ! تنها تو را صدا میکنیم و فقط تو را می خوانیم
+ نوشته شده در شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 19:47 توسط سیامک و الهام جون
|
سلام دوستان من خوبید ؟
من سیامک و از همدانم و این وبلاگ که هدیه کوچک و ناقابلیست رو میخوام تقدیم کنم به
دوست خوب و نازم
## الهام خانم ##
و امید وارمکه اینو قبول کنه و از شما هم میخوام که در پیشرفت این وبلاگم منو کمک کنید و
اگر هر کجاش عیب و یا ایرادی داشت رو بهم بگین ##
و میخوام که تو این دنیا اگه هر غمی داره یهو با خوندن این وبلاگ بریزه بره چون دنیا
ارزش فکر کردن هم نداره
ممنون از همه شما
$$$$$ سیامک $$$$$ الهام جون $$$$$$
$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
یه عاشق پیشه که از نظر خودش هیچ راهی براش نمونده.1 تنهایی که از نظر خودش تنهاترینه.
خاطرت جمع هر جا باشی ، توی غربت یه کسی هست خاطراتت زندگیشه ، اون غریبه خاطرت هست اون که تو هفت آسمونش ، یه ستاره هم نداره اون منم که دلخوشی شه ، گل من کسی رو داره
گل من سرت سلامت ، تو که خوش باشی غمم نیست این همیشه آرزومه ، پس دلیل ما طمع نیست
دیگه از گریه گذشته ، به جنون کشیده کارم تو که خوشبختی عزیزم ، دیگه غصه ای ندارم
$$$$$$$$$$$$$$$$
من و عشقم
به پوچی ها رسیدم من به بی دردی رسیدم من چرامن غرق درهیچم؟چرا بیگانه ازخویشم