اگه اون که کنارته ، تو رو بیشتر از من می خواد
اگه با همون راحتی ، اگه باهات راه میاد
اگه روزگار بد ، تو رو ازم گرفته
اگه خاطرات خوبمون ، از خاطرم نرفته
خوشبختیت آرزومه ، حتی با من نباشی
حتی از خاطره هامون جدا شی
خوشبختیت آرزومه ، حتی با من نباشی
حتی از خاطره هامون جدا شی
از همون روزای اول میدونستم نمی مونی
میدونستم نمیتونی عشقو تو چشام بخونی
از همون روزای اول دل تو با دیگری بود
کاش همیشه پات بمونه اون که عشق بهتری بود
خوشبختیت آرزومه ، حتی با من نباشی
حتی از خاطره هامون جدا شی
خوشبختیت آرزومه ، حتی با من نباشی
حتی از خاطره هامون جدا شی
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
فکر کنم فهمیدم کی هستی.............
کل عید منتظرت بودم.....اما................................خیال باطل بود
مهم نیست کی اینو می خونه مهم اینه که .............................................................
ی فهمی هنوزم بهت فکر می کنم اگه نرفته بودی از اینجا..................شاید الان وضع جور دیگه ای بود!!!!!!!!!!!
سر جریان وابستگی امسالم حتی بهم اجازه ندادی دلیل بیارم.....سر جریان اون نمی دونم کی بهت گفت اما ......................................شاید اگه مونده بودی هیچ وقت این اتفاق نمی افتاد........................................................................................................
کدام لحظه های ناب را اندیشه می کردیم؟
چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری...
بی گمان پیشتر از اینها مرده بودیم اگر عشق نبود !
« دکتر علی شریعتی »
نمي دانم چرا با من چنين كردي ، نمي دانم ؟
كه از عشق و از احساس غريبانه ، هراسانم
نمي دانم تو من بودي و يا مالك به من بودي ؟
كه در هر آينه خود را ، تو مي بينم ، تو مي دانم
تو با عاشق ترين دختر ، چه كردي،هيچ مي داني ؟
تظاهر بود احساست ؛ قسم بر تو ، پشيمانم
دليلش را تو مي داني و آني كه درون توست
قسم بر چشم خونينم ، پر از هذيان و عصيانم
من از دست منم رفته ، تويي من ، اي منم برگرد
پر از طغيان و طوفانم ، تويي آرام طغيانم .
چنین آسان دل من را اگر از دست بگذاری
هزاران درد می پیچد چو پيچك بر رگ جانم
******
آغوشت را باز كن اي آسمان
با من است جهنمي ترين وداع
به من بدهيد ملكوت را
كه سخت ، دلتنگ خدايم .
عبور پياپي سايه هاي درد
- التهاب و
شك
شيطان ، در هجوم احتضار
امانم را مي بُرد
و مصرانه مي خواهد
عشق را با تازيانه اي از جنس ترديد
بگيرد از من
روز مرگ است
روز مرگ است و
تازه ياد عاشقي كرده است
طفلكي دل من !!!
******
آنقدر آسوده تركت مي كنم
كه انگار
هيچ لباس عشقي به تنم اندازه نمي آمده است
آنقدر راحت ، سر به زير مي شوم
كه ديگر هيچ همتاي تويي ، نديده عاشقم نشود
آنقدر راحت ، دور مي شوم
كه پاي سپيدار ، زير علف هاي سبز ، بلرزد
بلرزد و ايستادن را
از جوانه هاي رگهاي بريده شده ي من بياموزد
حتي
راحت تر از اينها هم مي شود
آنقدر راحت
كه يك شب
به نام جنون
همراه مرگ
پوستم را با كاه پر كنم
بر سر لحظه های بی پناهم
همسفرم شوی در سکوت جاده ی تنهایی
تو ناز من هستی و من نیاز توام
سوز نهان در ساز توام
آرزو دارم زیر سقفی از مهربانی
برای هم باشیم
همچون آینه
صداقت را نثار همدیگر
کی می تونه تو قلب من جا شه
مگه میشه مثله تو پیدا شه
همه چیزم آی عزیزم
جز من کی واسه دیدن تو حریصه
اسمت رو رو قلبش مینویسه
گونه هاش از ندیدنت خیسه
همه چیزم آی عزیزم
تو نباشی بی قرارم بد میبینم بد میارم
بی تو من حس ندارم سر بزیرم
گوشه گیرم کاش بمیرم بی تو من
همه چیزم آی عزیزم
واسه ما دو تا کی بهتر از ما
از همین امروز تا آخر دنیا
همه چیزم آی عزیزم
عزیزم...
نوشتن ازت سخته ، نه اینکه تو سوال برانگیز باشی ؛ نه !
کلمات در برابرت سوال برنگیزند ، معنی و مفهومی ندارند و لالند
با هفت حرف تو هفت آسمون ذوق رونه دلم می شه
هفت دریا عشق به قلبم سرازیر می شه
هفت دنیا وفاداری به وجودم تزریق می شه
و چه زیبا تفسیر هفت حرف افسانه ایت ، تو شدی ...
با گذر تک تک ثانیه های امروز با دلی مالامال تعصبت خدا را شکر می کنم و چه غبطه می خورم به .......،
خوش به حال این روز که تو را در بر دارد
و خوش به حال قلب آبی ام که برای تو در تلاش است
همیشه خواستمت و می خواهمت
مستدام باشی عشق آبی ام
میدانستم
با کدامین حرف
با کدامین وازه
با کدامین شعر
میتوانستم
میزان عشقم رابه تو ابراز کنم
بی انکه
دلواپس ان باشم
که تورا از دست بدم
درگوشه کنار احساست...
در جایی هر چند دور
یا
نزدیک
جایی برای من هم هست؟
نگرانم میدانم
که عشق در ان لحظه ای که
تهی از
هرگونه تمنا وخواهشی شود
شکوفا میشود
اما براستی
یک ان یک لحظه
من وتو توانسته ایم
بی هیچ توقعی خالصانه
بهم عشق بورزیم؟
فکر نمیکنم
از عاشقی نترس !!!
نترس از اینکه عاشق شوی
با دل و جان
عشق خشنود کننده ترین
و زیباترین احساس دنیاست
نترس از دل آزرده شدن
یا اینکه طرف مقابل
به تو عشق نورزد
Don't be afraid to love!!
Don't be afraid
To love someone
Totally and completely
Love is the most fulfilling
And beautiful feeling in the world
Don't be afraid that you will get hurt
Or that the other person
Won't love you

اگر گاهي ندانسته به احساس تو خنديدم
و يا از روي خودخواهي فقط خود را پسنديدم
گناهم را ببخش
اگر از دست من در خلوت خود گريه اي كردي
اگر بد بودم و هرگز به روي خود نياوردي
گناهم را ببخش
اگر تو مهربان بودي و من نامهربان بودم
اگر تو با تحمل خسته از خودخواهي ام كردي
اگر من بي سبب گه گاه خشم بي امان بودم
گناهم را ببخش
اگر زجري كشيدي گاه گاهي از زبان من
اگر رنجيده خاطر گشتي از لحن بيان من
نگاهت را اگر كشتم به حكم ننگ خودخواهي
اگر پشيماني كه هستي سالها هم آشيان من
گناهم را ببخش
می دونم تکراریه اما دلم گرفته
بود .......................همینو دوست دارم!!!!!!!!!!!!!!!!
حسابت جدا مهربونم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دلم قده همون اشکایی که می دونی تنگه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دوست دارم
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
یاسی دوباره برمی گرده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
چه شیرین است وقتی افتاب دوستی
در اسمان دهر تابنده ست.
چه شیرین است وقتی زندگی خالی زنیرنگ است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
روی شعرم ستاره می بارد
در سکوت سپید کاغذها
پنجه هایم جرقه می کارد
شعر دیوانه ی تب آلودم
شرمگین از شیار خواهش ها
پیکرش را دوباره می سوزد
عطش جاودان آتش ها
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد.
قفا خوردن، پي افشردن، جفا بردن، وفا کردن
کمال کامراني در محبت چيست ميداني
بتي را پادشاهي دادن و خود را گدا کردن
مبارک طلعتي تا ميرسد از دور ميگويم
که صبح عيد نوروز است ميبايد صفا کردن
وجودم در حقيقت زندهي جاويد خواهد شد
که بايد روي جانان ديدن و جان را فدا کردن
محب صادق از جانان به جز جانان نميخواهد
که حيف است از خدا چيزي تمنا جز خدا کردن
قفا خوردن، پي افشردن، جفا بردن، وفا کردن
کمال کامراني در محبت چيست ميداني
بتي را پادشاهي دادن و خود را گدا کردن
مبارک طلعتي تا ميرسد از دور ميگويم
که صبح عيد نوروز است ميبايد صفا کردن
وجودم در حقيقت زندهي جاويد خواهد شد
که بايد روي جانان ديدن و جان را فدا کردن
محب صادق از جانان به جز جانان نميخواهد
که حيف است از خدا چيزي تمنا جز خدا کردن
باز من دیوانه ام،مستم.
باز میلرزد، دلم، دستم.
بازگویی در جهان دیگری هستم.
های!نخراشی بغفلت گونه ام را تیغ!
های،نپریشی صفای زلفكم را،دست!
آبرویم رانریزی دل!
ای نخورده مست
لحظه دیدار نزدیك است.
"مهدی اخوان ثالث
از کجا وز که خبر آوردی ؟
خوش خبر باشی ، امّا ، امّا
گِرد بام و درِ من
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه زیادی نه زدّ یا ردیاری ـ باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که بود چشم و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک !
در دل من همه کورند و کرند
دست بردار از این در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گویند
که دروغی تو دروغ
که فریبی تو فریب
قاصدک ! هان ، ولی .... آخر .... ای وای !
راستی آیا رفتی با باد؟
با توام ، آی ! کجا رفتی ؟ آری ... !
راستی آیا جایی خبری هست هنوز ؟
مانده خاکستر ، گرمی ، جائی ؟
در اجاقی ، طمع شعله نمی بندم ، خردک شرری هست هنوز ؟
قاصدک ! ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند .
"مهدی اخوان ثالث"
بر تن خورشید می پیچد به ناز
چادر نیلوفری رنگ غروب
تک درختی خشک، در پهنای دشت
تشنه می ماند در این تنگ غروب
از کبود آسمان ها روشنی
می گریزد جانب آفاق دور
در افق بر لاله ی سرخ شفق
می چکد از ابرها باران نور
می گشاید دود شب آغوش خویش
زندگی را تنگ می گیرد به بر
باد وحشی می دود در کوچه ها
تیرگی سر می کشد از بام و در
شهر می خوابد به لالای سکوت
اختران نجوا کنان بر بام شب
نرم نرمک باده ی مهتاب را
ماه می ریزد درون جام شب
نیمه شب ابری به پهنای سپهر
می رسد از راه و می تازد به ماه
جغد می خندد به روی کاج پیر
شاعری می ماند و شامی سیاه
دردل تاریک این شب های سرد
ای امید نا امیدی های من
برق چشمان تو همچون آفتاب
می درخشد بر رخ فردای من .
"فریدون مشیری"
همیشه وقتی فکر می کنی کسی نیست بازم یکی پیداش میشه
همیشه وقتی فکر میکنی عشق مرده هنوزم زندس
و همیشه وقتی می دونی یاسی دیگه نیست به کمک اشک و ۲ تا دله
تنها و به خاطره اونا یه گله یاس و یه صنمی هم پیدا میشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سال نو مبارک
من برگشتم!!!!!!!!!!!!
شروع همه چیز قشنگه اما وقتی بد میشه که بفهمی همین شروعت اشتباه بوده............
فکر نکنم دیگه یاسی کاری توی صفحه وب داشته باشه......
یاسی که با یه قطره اشک با غریب اشنا وبا خیلیای دیگه شروع کرد اما حالا که تا به اینجا رسیده هیچ کس پیشش نمونده شاید درستش همین بوده..........
حالا کار به جایی رسیده که یاسی خداحافظی رو به همه چی ترجیح میده اینو بزارید پای دل شکستش.................
از همه دوستام معذرت می خوام که اذیتشون کردم................
متاسفم.............
""""""""""""""""""""""""""""""""""""
اگر گاهي ندانسته به احساس تو خنديدم
و يا از روي خودخواهي فقط خود را پسنديدم
گناهم را ببخش
اگر از دست من در خلوت خود گريه اي كردي
اگر بد بودم و هرگز به روي خود نياوردي
گناهم را ببخش
اگر تو مهربان بودي و من نامهربان بودم
اگر تو با تحمل خسته از خودخواهي ام كردي
اگر من بي سبب گه گاه خشم بي امان بودم
گناهم را ببخش
اگر زجري كشيدي گاه گاهي از زبان من
اگر رنجيده خاطر گشتي از لحن بيان من
نگاهت را اگر كشتم به حكم ننگ خودخواهي
اگر پشيماني كه هستي سالها هم آشيان من
گناهم را ببخش
وحشت از عشق که نه ، ترسم از فاصله هاست
وحشت از غصه که نه ، ترسم از خاتمه هاست
ترس بیهوده ندارم ، صحبت از خاطره هاست
صحبت از کشتن ناخواسته عاطفه هاست ![]()
گریه کنم بر کسانی که هیچگاه غمم را نمی خورند
لبخند بزنم به کسانی که هرگز تبسمی به صورتم ننواختند
محبت کنم به کسانی که محبتی در حقم نکردند
عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند