دو تا ترانه ،شعر، نمی دونم اسمشو چی بذارم ولی بدون هیچ مخاطب خاصی .
فقط ،هر چی به ذهنم رسید نوشتم .به قول کسی وقتی بارون می یاد همه عاشقن!
چون هنوز تازه کارم پس درک کن تازه کاریمو .
گرفتن دستای تو حس قشنگ
"بودنه"
تو رفتی و نبض نگات ،هنوز تو خونه می زنه
هوای بارونی پشت شیشه ،
تو نهایت بهاری میون رویای هر روزه
آینه از یادت می سوزه تو حضور کس دیگه
بی تو اونم پر از غباره ،طاقت آه نداره
من هنوزم یادتم ،یاد روزایی که رفته
منتی نیست .
بذار بمونه یادت ،همنشین شه با خیالم
من اینجام ،
روبه روی قاب عکست ،امیدم بی تو تو خونه
روی میز، تکیه به دیوار
غرق حسرت نگاهت .
قلبم به سکوتت کرده عادت
با نگاهت ،هر چقدر سرد
آستین پیرهنت رو تخت، توی دستام
حکم دست تو رو داره
حتی سردی نگاهت ،حکم بوسیدنو داره
هوای سرد پاییزی
پا به پام می یاد ،تو خاطره هامون
انگشتام هنوزم داغ داغن بین دستات
از نفسهات
زیر بارون «یادته» دست تو چتر می کردی واسه چشمام
چتر تو آسمون چیه دنیا می شد روی سرم .
گناه.
می گن یاد تو افتادن گناهه
گناهه افتادن عکس نگات تو چشمام
اگه بخوام دست تو رو بگیرم
به من می گن:
نباید بین دست شب بگیرم
می گن جای دستای تو،تو دستای من نیست
حتی خواستن دستاتم، گناهه
کشیدن رنگ چشات تو رویا
بوییدن نفسهات
بوییدن رویا هم گناهه
اسم تو بردن تو شبام
موندگاریت تو خیالم،خاطره خنده هات
بودن تو رویا هم گناهه
به من می گن نباید عاشقت باشم ... محاله!
تو دنیای خیالی هم نیاید از نوازش گفت
تو سرمای این دنیا نباید از گرمای آتش گفت
تو دنیای ما انگار حتی گفتن هم گناهه
اگه با خیال دنیامون رنگ جهنم می گیره
هر چقدر هم بسوزم با خیالت دوباره جون می گیرم
ندیدن چشمای تو سختر از سوختنه
تو تا همیشه اگه پیشم نباشی
تو خیالم می مونی تو همیشه تو رویاهام یه گوشه به چشام زل می زنی
اگه بودن اسمت اینجا روی کاغذ هم گناهه؟
من تمام دفترم غرق گناهه.
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
پایان خاک
آن جاست
نزدیک آسمان
و اگر چند روزی خاک را طی کنم
به انتهای زمین می رسم.
امروز
احساس می کنم
بر پرتگاه زمین ایستاده ام.
این راه دور را به چه هنگامی آمدم
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم