با نام ویاد خدا

من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟
پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم
تنهاییت برای من …

غصه هایت برای من …

همه بغضها و اشکهایت برای من ..
بخند برایم بخند
آنقدر بلند
تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را…

صدای همیشه خوب بودنت را

دلم برایت تنگ شده
دوستت دارم …


و من امروز رو به روی پنجره ای نشسته ام
پنجره ای که رو به آسمان آبی بیکران باز میشود
پنجره ای که روبه خدا باز میشود
پنجره ای که مارااز تنهایی خالی می سازد
پنجره ای که اینک پهلوی من است
راستی اگه این پنجره نبود چه می شد؟؟

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است.

ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو

حیرانم که معنویت رشته‌های چادرت دست نیاز می‌آویزد و معرفت به

غبار آستان خانه‌ات بوسه می‌زند. برهوت این دنیای خاکی شایان

میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم‌ها

و داغ‌ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه‌ات با پهلویی

شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...

وجود مبارك حضرت فاطمه علیهاالسلام تنها یك تفكر یا تصور یك حقیقت

حیات بخش نیست. بلكه تجسمی عینی و زنده از بركت خداوند بر

انسان است. اگر تا قبل از حضور ایشان در عالم خاكی انسان معناگرا

مجبور بود گوشه‌هایی از نعمت یك زن مقدس را در اسطوره‌ها، الهه‌ها و

افسانه‌ها جستجو كند یا متوسل به پاكدامنی حضرت مریم(ع) یا

خردمندی آسیه و وفاداری سارا بشود، بعد از تجسم خاكی و عینی

ایشان برای انسان كمال‌گرا یك الگوی زنده و جاوید پدید آمد و آن

         شخصیتی والا به نام «فاطمه» بود.                

ایام فاطمیه بر مسلمانان تسلیت باد.

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

 

کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه

خودت میدونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه

کنارم هستی و بازم بهونه هامو می گیرم

میگم وای چقدر سرده میام دستتاتو می گیرم

یه وقت تنها نری جایی ، که از تنهایی می میرم

از اینجا تا دم درهم بری دلشوره می گیرم

فقط تو فکر این عشقم ، تو فکر بودن باهم

محاله پیش من باشی برم سرگرم کاری شم

میدونم که یه وقتایی دلت می گیره از کارم

روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوستت دارم

تو هم مثل منی انگار، از این دلتنگی ها داری

تو هم از بس منو میخوای یه جورایی خود آزاری

کنارم هستی و انگار همین نزدیکی هاست دریا

مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا

قشنگه رد پای عشق...بیا بی چتر زیر برف

اگه حال منو داری می فهمی یعنی چی این حرف

میدونم یه وقتایی دلت میگیره از کارم

روزایی که حواسم نیست بگم چقدر دوستت دارم....

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

روزی این حنجره آوازی داشت
به افق پنجره بازی داشت

قفس سینه اگر می شد باز
مرغ این پنجره پروازی داشت

شب همه شب به نوا سر می کرد
روز با زمزمه آغازی داشت

نغمه در نغمه غزل می پرداخت
پرده در پرده دل سازی داشت

دم که می زد ز نیستان می زد
ناله می کرد گره رازی داشت

شاخه در شاخه هم آغوش نسیم
چون شباویز شب آوازی داشت

غصه با جام جهان بین می گفت
قصه با مست سراندازی داشت

مرغک من شده خاموش ای کاش
این سرانجام سرآغازی داشت

 ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::