سلام هر قدمم مات يك سلام شماست سلام ، اين همه اصلا به احترام شماست
شما گلايه ي سنگين حرفهايم ، هاي شما ... شما... و شما شرح ناتمام شماست
براي تازه شدن وقت آبداري نيست * من از دلم بگذشتم به هر چه كام شماست
مرا به جشن عروسي مرگ راهي كن بگو جوان به راهي است او غلام شماست
خيال شاعر من شوق بادبادك داشت پريد حس غريبي كه روي بام شماست
نشان شاعريم گم شده ميان شما تخلص غزلم اي بسا كه نام شماست
*****
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
قطار من قطار تو قطارها دوباره رفت
كنار ايستگاه ما قطار پاره پاره رفت
به تيك تاك ساعتم نگاه تا به كي كنم ؟
زمان بيقرار هم براي هر اشاره رفت
تو لحظه لحظه دور ميشوي ومن بدون تو
به راه خيره ميشوم بدون هيچ چاره رفت
پياده پرسه ميزنم به مقصدي كه ناكجاست
كجاست آنكه در مسير خاطرم سواره رفت ؟
تو رفتي و غبار ماند و جاده هاي پيش و پس
اميد * در چنين هوا شبيه يك ستاره رفت
به ايستگاه ديگري دوباره تكيه ميكنم
قطار هم قطار هم قطار هم دوباره رفت
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
هنگام دعا دست نیازش پر شد
با ذکر خدا دهان بازش پر شد
صد شاخه گل محمدی را له کرد
تا شیشه عطر جانمازش پر شد
*****
اندیشه تو را اهل اوین خواهد کرد
بی شبهه تو را اهل یقین خواهد کرد
یک دوره کتاب صدر اسلام بخوان
تاریخ تو را خانه نشین خواهد کرد
*****
درسختی این زمانه آسان می خورد
کم کاشت ولی داشت فراوان می خورد
هم از علی و عدل علی دم می زد
هم از بغل معاویه نان می خورد
*****
پاسخ بدهی جواب خوبی داریم
صدشکرکه انشعاب خوبی داریم
با زور دهان دشمنان را بستیم
چون شرکت فاضلاب خوبی داریم
*****
هرچند شبیه بچه ی انسانم
یک راز بزرگ از خودم می دانم
شاید گل تو دست خدا بود ولی
من حاصل خاکبازی شیطانم
*****
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
با ایـــــنکه بر خیال خـــــودم عاشقــــانه ام هــــی پیش چشمان تو نـاچیز می شوم
من یادگـــــار تحفه ای از مـــهر شصت و نه انــگار ماجرای غــــــــم انــــــگیز می شوم
بیهوده ،گنگ ، پوچ خنـــدیدم به هــر طرف از شوق بیخودی ست که لبریز می شوم
هی ، کوچه کوچه های صمیمی و آشــنا با مـــــــردمان ســاده گــــــلاویز می شوم
تهران چه دود شد غزلش حیف ، هیچ جا شمسی نبـود راهــــی تـــــبـریز می شوم
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
زن یک دفعه میزاید، مرد روزی صد بار.
این مثل را مردان ساختهاند. چون اگر یک بار هم زاییده بودند، این حرفها را نمیزدند.
::
ریش و سبیل مردی نمیآورد.
این مثل را احتمالاً زنان ساختهاند! چون اگر داشتند، این حرفها را نمیزدند!
::
در خانه مرد همیشه باز است.
این مثل را آدمهای طمعکار برای فریب دادن و سرکیسه کردن مردان ساختهاند. فی الحال، در خانه مردان چند قفله است. حکایت. گویند یکی از مردان! بزرگ، چون از خانه برون میرفت در را باز میگذاشت، و چون بر میگشت، آن را میبست. گفتند: حکمت این چیست؟ گفت: ارزش این خانه به من است. چون من در آن نباشم، چه ارزد و به چه کار آید؟!
::
مرد است و مردیاش.
منظور از «مردی» در این مثل تا به امروز روشن نشده است. بعضی از آن، دلاوری اراده کردهاند و برآنند که قویترین مردان ایران مصداق آن میباشند. بعضی دیگر، خلاف آن گفتهاند. والله اعلم! حکایت. سوسکی در خانهای گذر کرد. زن خانه، داد و فریاد آغاز نهاد. مرد آمد و با لنگه کفشی کار او بساخت و گفت: ذلیلا که ما مردانیم! از کسی میبترسیم که از سوسکی رنجه بُوَد!
::
مرد که میگویند دهن پر میشود!
خداییش ندانستیم این مثل را کدام طبقه و جنس ساختهاند. بعضی از نسخهشناسان معتقدند که در اصل نسخه، این گونه بوده است: «مردکه» میگویند و ... الخ! و به گمان بنده نیز این وجه، به صواب اقرب است. در روزگار ما معمولاً مردان را «مردکه» خطاب میکنند.
::
مرد حمام زنانه.
این مثل را در جایی زنند که مردی در میان دیگران لاف رجولیت زند و چون کار افتد، در مانَد!
::
مرد باید که در کشاکش دهر/ سنگ زیرین آسیا باشد
این مثل را برای خر کردن مردان جهت انجام کارهای سخت یا تحمل شداید یا کنار آمدن با انواع بلیات بکار برند. معمولاً نود درصد مردان با این مثل خر میشوند!
::
مرد باید دست به پشتش بزنی، خاک بلند شود!
این مثل را ایضاً در همان موضع بکار برند. البته، بانوان امروزی دوست دارند که مردها هم مثل خر کار کنند بار برند و هم شب که به خانه میآیند، لباسهایشان تمیز باشد. حکمت. بزرگان کاردان گویند: هنگام ازدواج، زن باید قشنگ باشد مثل آهو، نجیب باشد مثل اسب، باوقار باشد مثل طاووس. مرد فقط خر باشد کفایت میکند.
::
قول مرد اسکناس است.
البته اسکناس 20 تومانی زمان شاه!
::
مرد دیدی، سلام ما برسان!
علی الظاهر گوینده این مثل زنی بوده است که مردان برو نیرنگ کردهاند. نیز احتمال دارد که گوینده آن عینک مخصوص به چشم داشته و از دیدن مردان عاجز بوده است. نیز تواند بود که زنی دنبال مردی میگردد که با او از راه شرعی وصلت نماید. در این فقره، «سلام ما برسان» یعنی او را کت بسته بگیر و تحویل ما بده. نیز ممکن است که گوینده مثل، در فتنه سبز دستگیر شده و به زندان منتقل گردیده باشد و ازو در مورد مردانگی سؤالاتی پرسیده باشند. بعضی گویند: دیدن مردان عظیم واقعهای است که هر کسی را دست نمیدهد. ازین دست حرفها، زیاد میزنند.
::
حرف مرد، حرف است!
منظور گوینده سادهلوح این مثل آن است که اگر کسی برای رسیدن به جایی و قدرتی، قولی داد و حرفی زد باید پای حرف و قول خود بماند. در سیاست، ارسال المثل کاربرد ندارد و بدان استناد نتوان کرد! بعضی از اهل فن گویند: مراد از حرف در این مثل، «حرف مفت» باشد که زدن آن هزینهای ندارد. و صحت تعبیر اخیر از آنجا تأیید میشود که پارسیان قدیم گویند: حرف، باد هواست!
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
زادروز حضرت سلطان عشق حضرت امیرالمومنین بر بندگانش فرخنده باد
هر که مست است مست روی علی است
هر چه مستی است از سبوی علی است
تاک را کاشت با دو دست خودش
باده یک قطره از وضوی علی است
ای که پرسیدی (آمدم ز کجا)*
بر تنت گرد و خاک کوی علی است
هر کسی اصل خویش را جوید
به یقین گرم جستجوی علی است
از علی آمده است هر چه که هست
بازگشت همه به سوی علی است
آنچه تنزیل بر محمد شد
با خدا شرح گفتگوی علی است
معنی (اینما تولوا...) چیست
هر طرف رو کنید روی علی است
او خدا نیست نه! خدا او نیست
که خدا هم در آرزوی علی است
هو علی هو علی علی هو هو
دو جهان غرق های و هوی علی است
****
* از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
به کجا می روم آخر ننمایی وطنم