.-.-.-.عاشــــــــقانـــــــــه.-..-.
.-.
|
تنها میرم ،تنها میام سزایه من تنهائیه
تنها شدیم منو دلم عاقبتم جدائیه تنها گذاشتی منوتو اخر بی وفائیه توی دلم جون تو جات خیلی خالیه به تو نگم به کی بگم این روزا دارم میمیرم انقدر اتیشم نزن قلبمو پس نمی گیرم دعا کنون گریه کنون سرموبالا میگیرم همش بفکرم که یک روز تورودوباره ببینم همش می گم خدا خدا تا کی باشم ازش جدا رفته ولی دلم براش پر میزنه بی انتها رفتن تو چیزی نبود برام جز این غصه ها میمیرم و زنده میشم تا بگذره این لحظه ها گفتم بهت فکر نکنم اینجوری حل میشه ماجرا دیدم که راهی ندارم بی تو میمیرم به خدا خواستی بهم فکر نکنی یادت بره قرار ما تا کی میخوای فرار کنی از بازیهای روزگار به تو نگم به کی بگم
"""""""""""""" سیامک """"""""""""" سمیه """""""""""""" برخی ازدانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها ولذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند. یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند... ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد... بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید.
اما پسرپرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟
پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و اورا نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود... """""""""""""" سیامک """"""""""""" سمیه """"""""""""""
گفتی واسم نامه نده می خوام فراموشت کنم پا نذاری رو تنهاییم ، می خوام سیا پوشت کنم بازم یه حرفی نزنی که توش بگی دوستت دارم خواستم توی دلت فقط ، داغ یه عشق و بذارم هنوز واست زوده بگی عاشق و دیوونه شدی می خوام یه روز ببینمت ، که خرد و ویرونه شدی یه عمره تو خواب می بینم ، پری قصه هام شدی بخوام کنارتو باشم ، عروس غصه هام شدی هزار تا آرزو دارم ، می خوام به اونها برسم دیگه نگی عاشقتم ، هنوز واست دلواپسم این روزا ما دل نداریم ، هر چی میگم نقشمونه یه روز یه دل داده میشیم ، فردای اونروز دیوونه گفتی دلت فروشیه ، می خوای بگی پول بده پاش ما وسعمون نمی رسه ، داشته باشیم عشق و نگاش اگه هزار تا شعر ناب ، تو هر ترازو بذاریم کسی واسش پول نمی ده شب واسمون نون بیاری این روزا عاشقی فقط واسه ی وقت کشی شده هر کی بخواد تفریح کنه ، عاشق شدن روی مده بازم نیای نامه بدی که توش بگی دوستت دارم من به کسی دل نمیدم ، چشامو رو هم میذارم
"""""""""""""" سیامک """"""""""""" سمیه """"""""""""""
آغوشتو به غیر من به روی هیچکی وا نکن منو از این دلخوشیام جدا نکن من برای با تو بودن پر از عشق و خواهشم واسه بودن کنارت تو بگی به هر کجا پر میکشم منو توی آغوشت بگیر آغوش تو مقدسه بوسیدنت برای من تولد یک نفسه چشمای مهربون تو منو به آتیش میکشه نوازش دستای تو عادته ترکم نمیشه
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
چشمای نازت غم نگاهت
هنوز نشستم من چشم به راحت اون که دوستم داشت تنهام گذاشت رفت من موندم و دل با حسرت و اشک بی تو میدونم من دیوونه میشم کاشکی که میشد برگردی پیشم وقتی تو نباشی میمیرم عزیزم مرگو چه آسون بی تو میبینم
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
دیدی گذشت دیگه از سر من روزائی که عاشق تو بودم
نه نمی خوام دیگه ساده بشم دلم رو دیگه به تو نمیدم فکر می کردی یه عمری فقط به پای عشق تو میشینم حالا دیگه نوبت منه تورو توی تنهائی ببینم میرم بدون تو نگو نرو تنها می مونم شکست قلبم نمی تونم که یه لحظه با تو بمونم هر شب تو میای توی خوابم همیشه هرکاری میکنم اما باز نمیشه آخه دل نمی خواد تورو باز ببینه دیگه تنها شدی حق تو همینه ... """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی، برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی، و چون زندگی بدین گونه است، و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
انگار که بايد بمونم.من نميخواهم اما قلم.امان از دست اين قلم.نمي گذارد که چند روز تو حال خودم باشم.ميخواد با خط خطي هاش دل پاره پاره منو هم برنجونه.چه کنم؟؟انگار که او هم دل پري داره که ميخواد بنويسه.اما!نمي توانم.يعني بنويسم.پس دل چه مي شود.اگر ببيند که مي نويسم و رازهايش را فاش مي کنم مي شکند.نابود مي شود.اما!مي مانم.مي مانم چون که بايد بمانم.بايد در مقابل اين جماعت بي رحم بايستم و کم نياورم.انقدر مي نويسم و مي بارم تا ديگر چيزي برايم نماند.مهم نيست چه ميشود.شايد تو را هم به باريدن وادار کنم.اگر يک نفر هم در اين دنيا مرا بخواهد مي مانم.پس قلم برقص و سکوت دل مرا بر سفيدي کاغذ نقش ببند.شايد دلي بتواند سکوت هايم را بخواند نمیخواهم شادی کنم...نمی دانم چندوقت هست که آهنگ شادی گوش نداده ام..نمی دانم چند وقت هست که از ته دل نخندیده ام...نمی دانم چند وقت هست که دلم تنگه..بدجوری تنگه...انقدرتنگ که حتی جای برای یه لحظه خوشی ندارد..چه انگیزه ای مانده؟؟ میخواهم خود را در این خلوت دل غرق کنم.چال کنم.گم کنم.می خواهم در این آهنگ های غمگین و گریه آور پی بدبختی خود باشم.که چطور میشود از این دلتنگی نجات پیدا کرد؟...نمی خواهم..به من نگویید غمگینم..به من نگویید خیلی بی حال و هوا هستم...به من نگویید نسبت به همه چیز بی تفاوتم..من از تو زخم خورده ام..آیا این زخمی عمیق است که جایش برای همیشه می ماند؟؟یا خراشی بیش نیست که من آن را بزرگ کرده ام..آنقدر بزرگ که فکر میکنم دیگرجایش می ماند.کی روز وصل فرا می رسد تا خود را در آن روز پیدا کنم و زندگانی کنم. دل دگر حال و هوایی ندارد می خواهد بمیرد و غرق شود نگویید نمی خندم شاد نیستم ...دل دگر دلیل شادی ندارد """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
بی تو بر روی لبانم بوسه پژمرده گشته
بی تو از این زندگانی قلبم آزرده گشته
![]() ![]() ![]() ![]()
هرکس به طریقی دل ما می شکند بیگانه جدا دوست جدا می شکند بیگانه اگر می شکند حرفی نیست بشکست دلم کس صدایش نشنید """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
امشب دلم گرفته
امشب گریه میکنم گریه میکنم برا تو برای خودم برای تموم اونایی که خواستن گریه کنن ولی نتونستن. برا ی تمام اون چیزی که خواستی ونبودم ولی خواستم وبودی. امشب گریه میکنم به وسعت دریا به وسعت تنهائی به وسعت دل عاشق. برای تو...برای خودم....برای تمام عاشقان تنها و به پاس احترام تمام تحقیرهایی که از دیگران شنیدم وهنوز شکست نخوردم
مگه تو قول ندادي منو تنهام نزاري
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
یادت هست ... یادت هست می گفتی :اگر ترکم کنی روزی تمام عمر خاموشم ! به یادت هست می گفتی : نرو هرگز که من بی تو فراموشم ! به یادت هست می گفتی : که هر لحظه شب ها صدایت هست در گوشم! کنون آن روزها رفته ... ... ... ... تو هم رفتی اینک من شدم تنها ... ... ... ... اسیر دردها غم ها تمام روزها ... ... شب ها ... ... ماه ها ... ... شکسته در گلو بغضم به یادت اشک میریزم به یادت ای وجود و هستی من به یادت می میرم به یادت ای امید من اکنون دور از آشیان میمیرم :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
باز با آن دیگری دیدم تورا جای قهرو اخم خندیدم تورا بازگفتی اشتباهت دیدم گفتمت باشد بخشیدم تورا باز هم این قصه ات تکرار شد با رقیبان رفتنت انکار شد آنقدر رفتی که دیگر قلب من از تو و عشق تو بیزار شد آن رقیبان یک شبت می خواستند زره زره پاکیت می کاستند شب به مهمانخانه ات مهمان شدند صبح اما از برت برخواستند آمدی گفتی پشیمانی دگر تا همیشه پاک میمانی دگر اندکی از قول تو نگذشته بود باز رفتی با رقیبانی دگر تورا دیگر نمی خواهم نگو دیوانه می باشد که دیگر خانه ات همچون مسافر خانه می باشد
|







آخه طاقت منم يه روزي تموم ميشه 
