تو آنجا و من اینجا

 

 

کسی رانداشته ام تا با او از چیزهای کوچک بگویم ،

از دانه های شبنم بر تیغه های  علف،

یا از چیزهای بزرگ ، از آنچه که در جهان می گذرد.

تنها بودم ؛ گفته ام با خود و با خود در خیال بودم ...

اکنون دریافته ام که ،

داشتن کسی در کنار تا کجا حیاتی است.

و من دوستت دارم حیات زندگی من

 

 

 

تقدیم به سمیه من