این جهان و آن جهان را دیدی بار دگر
تا بپرسی از نهان و بی نهان رازی دگر
در جهان بی جهانی چیستی ای رازدار
گر که هستی ، نیستی ، مطرب بزن ساز دگر
گر به کوشش آیدت عقل ، آنها نا ماندنی است
عشق آمد آتشی زد بر همان جان دگر
روشن است آن نور آفتاب در ضلال
تا هویدا گردد آن لیلی و مجنونی دگر
این نه آن آغاز ، بل ازل است و ابد
اَر سرآغازی کجا آید ز ما ساز دگر
تا در این حلقه بخوانیم الیه راجعون
باز گردیم سوی او در دو جهان بار دگر
گر همی خواهی بدانی تو ز اسرار جهان
کشف رمز می بایدت زین سان ز دنیای دگر
گر ز می نوشی از این جام و قدح در میکده
آیدت عشق حقیقی در همین جا و همان جای دگر
مرغ حق ، حق گوید از این باب عشق
در مجاز بی مجازی کی بپرسیم حال دنیای دگر
گر که گل دوستی و با اهل جهان دوست
پس بزن بر آن می و باده ز احوال دگر
**************************************************
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
مهم نیست چگونه و چطور چند
به یک تلنگر ساده بیا تا رجوع کنیم
ببین که خاک چگونه به سجده افتاده است
چرا غرو و تفاخر ، بیا تا رکوع کنیم