غمگینم

نمی دانم چرا عطر گل ها را نمی بویم

چرا زیبایی گل را نمی بینم

بهناز


 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

در بوسه های مادر
خورشيد نور باران
آغاز روز تازه
لبخند بامدادان

در خنده های مادر
عطر خوش گلستان
زيبایی طبيعت
شادابی بهاران
 
مادر تو روح و جانی
مادر تو جاودانی
با من تو مهربانی
با من تو همزبانی
 
مادر هميشه خوش قلب
مادر هميشه دل سوز
مادر هميشه روشن
خورشيد عالم افروز

 در اشك های مادر
پاکی آب باران
رنگين كمان روشن
آوای چشمه ساران

مادر چراغ خانه
گرمای آشيانه
مهرش درون قلبم
ماناست جاودانه

بخشنده‌ی جوانی‌ست
معنا‌ی زندگانی‌ست
لبخندش آسمانی‌ست
شادی جاودانی‌ست

آرامش نسيم است
بخشنده و كريم است
در بوستان هستي
چون گل پر از شميم است

مادر تو صبح پاکی
برتر ز آب و خاکی
در مشرق محبت
خورشيد تابناکی

مریم عزیزم سنگینی غمت رو با همه وجودم درک می کنم

وصمیمانه بهت تسلیت می گم

منم تو غمت شریک بدون


::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 
 
!اینم از رویای امروز من

 

براي داشتنت بهانه نمي خواهم

تو خود ، بهانه اي براي وجود من

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 
 
 

دلم تنگ می شود

 

گرچه اينجا نيستي

اما هر جا که مي روم

صورت تو را در خيال مي بينم

و دلم برايت تنگ مي شود

دلم براي همه چيز گفتن با تو

 براي چشم هايمان كه

 پنهاني به هم دل مي دهند

برای خنده های بی پایانمان

 براي هيجاني كه با هم داریم

 براي همه چيزهايي كه با هم سهيم هستیم

تنگ می شود


دلتنگي براي تو را دوست دارم

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 



 
 

خیال تو

 

چه کنم خیال تو من و رها نمی کنه

 اما دلت به وعده هاش یه کم وفا نمی کنه

 من ندیدیم کسی رو که مثل تو موندگار باشه

 !آدم خودش رو که تو دل اینجوری جا نمی کنه

 

 


::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 
 

تا کجا؟

 

کدوم ستاره دنبال تو باشم

تا کجا بی خبر از حال تو باشم

مگه میشه از تو دل برید و دل کند

بگو می خوام تا ابد مال تو باشم

از کسی نیس که نشونی تو نگیرم

به تو روزی میرسم من که بمیرم

هنوزم جای دو دستات خالی مونده

تا قیامت توی دستای حقیرم

خاک هر جاده نشسته روی دوشم

کی میاد روزی که با تو روبرو شم

من که از اول قصه گفته بودم

...غیر تو با سایه م نمی جوشم

 

 


::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 
 

من بدون تو میمیرم

 

سلام ای تنها بهونه واسه ی نفس کشیدن
 هنوزم پر می کشه دل برای به تو رسیدن
 عزیزم بگو ببینم که چه رنگه روزگارت
 خیلی دوست دارم تو مهتاب بشینم یه شب کنارت
بد جوری به هم می ریزه من و گاهی ،اتفاقی
تو اگه نباشی از من نمی مونه چیزی باقی
می دونی که دست من نیست بازیای سرنوشته
 رو قشنگا خط کشیده زشتا رو برام نوشته
 باز که ابری شد نگاهت بغضتم واسم عزیزه
اما اشکات رو نگه دار نذار اینجوری بریزه
حال من خیلی عجیبه دوست دارم پیشم بشینی
من نگاهت بکنم تو، تو چشام عشق رو ببینی
یادته من و تو داشتیم ساده زندگی می کردیم؟
 از همین چشمه ی شفاف رفع تشنگی می کردیم  
 تو بازم طاقت آوردی مث پونه ها تو پاییز
 سرنوشت تو سفیده ماجرای من غم انگیز
بد جوری دیوونتم من فکر نکن این اعترافه
همیشه نبودن تو کرده این دل و کلافه
روح من مثه یه دریاست پره از موج و تلاطم
 ساحلش تویی و موجاش خنجرای حرف مردم
 تو که چشمای قشنگت خونه ی صد تا ستاره س
تو که لبخند طلاییت واسه من عمر دوباره س
بیا و مثل گذشته جز به من به همه شک کن
من بدون تو می میرم بیا و بهم کمک کن