اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است
( دکتر علی شریعتی )
اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است (دکتر علی شریعتی)
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم
(دکتر علی شریعتی) .
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری
(دکتر علی شریعتی)
تويي باطن تويي ظاهرنگارا
تويي رحمان تويي قاهر نگارا
قلم از لطف سرشارت چه مست است
تويي واژه تويي شاعر نگارا
به خوابم دوش خورشيد ي خروشيد
مرا تا ديد رخسارش بپوشيد
چنان مدهوش طنازش شدم من
كه ناگه صد غزل از دل بجوشيد
مه رويت اگرگل مي كند شب
حديث درد بلبل مي كند شب
شب است و آه دل هاي شكسته
حضورم را تحمل مي كند شب
اگر گفتي بميرم خوب گفتي
سراسر نازنين محبوب گفتي
اگر من زنده ام تقصير من چيست ؟
چراآهسته و محجوب گفتي ؟!!!
اگر دل داده اي پا پيش ما نه
اگر آزاده اي پا پيش ما نه
در اين ويران سراي وحشت آباد
جليس باده اي پا پيش ما نه
تو تمثيل بهاري مثل چشمت
تو تفسير خماري مثل چشمت
دو چشمانت همان درهاي جنت
تو مانندي نداري مثل چشمت
تو رفتي ، از جهان مهر و صفا رفت
وفا كردم ولي آن بي وفا رفت
سر آغاز م سرانجامم تو بودي
بيا از زندگي نور خدا رفت
كجا رفتي حديث سبزايمان
كجارفتي نسيم ناب عرفان
دل بشكسته ام منزلگه توست
قسم دادم تو را بر شاه مردان
اشارتهاي تو راز حيات است
كلام پاك تو عين نبات است
چو حلاجم وضو با خون گرفته
رفيق راه من عين القضات است
تو مي خندي وعاشق مي شوم هان
پر از باغ شقايق مي شوم هان
نشيمن گاه من بالاي قاف است
به درگاهت چه لايق مي شوم هان
صدايت ساز درهاي بهشت است
حضورخلوت ارديبهشت است
نميدانم كجا ها مي برد عشق
سرشتم را كه با غم هاسرشت است
قسم بر عشوه عرفاني تو
تمام چشم ها باراني تو
مرا غم هاي تو فربه نمودند
سراپا مي شوم قرباني تو