سیره ی عملی امام :
یک روز امام حسین بر عده ای فقیر و مسکین که سفره ی خود را پهن کرده بودند گذر کرد آنها گفتند ای پسر رسول الله (ص)بفرمایید کنار سفره ی ما فقیران !امام سریع دعوت آنها را اجابت کرد و نشست وبا آنها غذا خورد و فرمود:خداوند متکبران را دوست نمی دارد.سپس فرمود:من دعوت شما را پذیرفتم شما نیز دعوت من را بپذیرید.گفتند با کمال میل ای فرزند رسول خدا (ص)با امامبه منزل آن حضرت آمدندامام به اهل خانه فرمود هرچه در خانه داریم برای پذیرایی مهمانان بیاورید.
حر بن یزید ریاحی باهزار نیروی سپاه خود نزدیک حضرت حسین شدند و در شدت گرما در برابر امام حسین و یارانش صف کشیدند تا مانع ادامه ی را آن حضرت و اصحابش شود امام هم با سپاه خود شمشیر ها را آماده کردند .و در مقابل آنها صف کشیدند در این هنگام حضرت حسین دید که سپاه دشمن از تشنگی سخت در عذاب است سریع به جوانانش امر کرد:اینها را با اسبهایشان آب دهید تا حدی که سیراب شوند آنها به امر امام ظروف و تشتها را پر آب کردند و سپاه حر و اسبها یشا ن را آب دادند علی بن طعان محرابی می گویید:من آخری ن نفر سپاه حر بودم که به آنجا رسیدم تشنگی بر من و مرکبم بسیا ر غلبه کرده بود چون حضرت سید الشهدا حال من و مرکبم را دید به من امر کرد تا شتر خود را بخوابانم شتر را آب دادم و شخص حسین با دست مبارکش آب را به دهان من گذاشت و سیرابم کرد
حضرت حسین با عده ای از یارانش به باغی که اطراف مدینه بود و متعلق خود حضرت بود وارد شدند نگهبان و باغبان باغ غلامی به نام صاف بود وقتی داخل باغ گردیدندحضرت حسین مشاهده فرمود که غلام مشغول خوردن نان است امام از پشت درختی پنهان شد و رفتار غلام را زیر نظر گرفت غلام یک لقمه خودش می خورد ویک لقمه به سگی که در کنارش بود می داد امام از عمل غلام شگفت انگیز شده بود همینکه غلام دست از غذا کشید گفت:حمد خدای دو جهان را خداوندا مرا ببخش مولایم را نیز مشغول غفرانت قرار بده و برکتت را بر او نازل فرما همانطور که بر پدرش و مادرش نازل فرمودی.امام حسین از جا بر خواست و خود را به غلام رسانید و او را صدا زدغلام از جا برخواست و وحشت زده گفت ای آقای من وای مولای همه ی مومنین ببخشید من شما را ندیدم امام فرمود:ای صافی تو مرا حلال کن که بدون اجازه وارد باغت شده ام .غلام گفت که شما با فضل و بزر گ وار هستید که چنین می گویید امام فرمود دیدم که لقمهایت را دونیم میکنی نصف خود می خوردی و نصفی به سگ می دادی این کار تو چه معنی داشت غلام گفت این سگ در هنگام خوردن به من نگاه می کرد از این رو حیا کردم که او را غذا ندهم حسین جان این سگ پاسبان توست و من هم عبد تو هر دو از رزق تو می خوریم امام حسین از سخنان غلام به گریه افتاد و فرمود تو را در راه خدا آزاد کردم و از صمیم قلب هزار دینار به تو بخشیدم غلام گفت :اگر مرا آزاد کنی از در خانه ات نخواهم رفت و همچنان خدمتگذار آستانت خواهم ماند امام فرمود سزاوار است مرد به آنچه می گویید عمل کند هنگامی که وارد باغ شدم به تو گفتم بدون اذن وارد باغ تو قدم گذاشتم پس قول و عمل من باید یکی باشد یعنی باغ متعلق به توست فقط با این شرط که اصحاب و یاران من که مشاهده می کنی اجازه داشته باشند گاهی از میوه های آن استفاده کنند و تو آنها را به خاطر من کرامت کن تا خداوند در روز قیامت به تو کرم نمایید.
در روز عاشورا اثری بر کتف امام حسین مشاهده شد از امام سجاد سوال شد که این چه اثری است :فرمود:این جای وسیله ای است که پدرم حضرت حسین خوراک و غذای بیوه زنان و یتیمان و مسکینان را حمل می کرد .
حضرت یک سخنرانی کردند . در آن سخنرانی گفتند " ایها الناس " ای مردم ! یعنی ای مردمی که با من همراهید و می خواهید بفهمید که ماهیت حرکت ما چیست، و ای مردمی که امروز به صورت دشمنان ما در مقابل ما قرار گرفتید، و ای بی تفاوتهایی که خبر قیام حسین به شما خواهد رسید و نمی دانید که پسر پیغمبر چرا قیام کرد، و ای کسانی که در تاریخ مایلید احکام اسلام را و احکام و شرایع الهی را بدانید و نمی دانید ما چرا قیام کردیم، بدانید "ایهاالناس ان رسول الله قال من رئا سلطانا جائرا مستحلا لحرم الله ناکثا لعهد الله یعمل فی عباد الله بالجور و العدوان قلم یغیر علیه بقول و لا فعل کان حقا علی الله ان یدخله مدخله " این حرف پیغمبر است .
یعنی من از خودم ، مردم ! حرف نمی زنم . من نظر و سلیقه شخصی ام را نمی گویم . این همان حکمی است که پیغمبر گفته، من دارم عمل می کنم آن حکم را .
آن حکم این است که هر گاه دیدید در رأس جامعه آن کسی قرار گرفته است که جور و ظلم به مردم می کند، یک قدرت ظالم و ستمگر است که در میان مردم با ظلم و دشمنی ، با کینه ، با بددلی نسبت به مردم رفتار می کند . یعنی محبت مردم در دلش نیست ، علاقه به مردم ندارد ، مصالح مردم برایش مهم نیست ، مصالح خودش برایش مهم است ، وقتی یک چنین چیزی دیدید ، هر کسی ببیند یک چنین وضعی را و در مقابل این وضع مقاومت نکند ، قیام نکند و اظهار وجود نکند " کان حقا علی الله ان یدخله مدخله " یعنی همان سرنوشتی که در قیامت آن ظالم دارد ، حق است برخدا که آن سرنوشت را به این آدم ساکت هم بدهد . این همان موتوری بود که انقلاب ما را حرکت داد.
حسين (عليه السلام) وقتى به دنيا آمد پيامبر او را در آغوش گرفت، در گوش راست او اذان گفت و در گوش چپش اقامه و بدينسان در گوش او نخستين بار بانگ توحيد طنين انداز گرديد
.رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به امر خداى يكتا، او را حسين ناميد. زبان در دهان نوزادش گذاشت و كودك زبان جدّش را بمكيدحضرت فرمود: فرزندم! خداوند لعنت كند كسانى را كه تو را به شهادت مى رسانند.
قال و مقال عالمی میکشم از برای تو
حدیثهایی از امام حسین (ع) :
إ نَّ قَوْما عَبَدُواللّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُالتُّجارِ، وَإ نَّ قَوْما عَبَدُوااللّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُالْعَبْیدِ، وَإ نَّ قَوْما عَبَدُوااللّهَ شُكْرا فَتِلْكَ عِبادَةٌ الْاحْرارِ، وَهِیَ افْضَلُ الْعِبادَةِ.
فرمود: همانا، عدّه اى خداوند متعال را به جهت طمع و آرزوى بهشت عبادت مى كنند كه آن یك معامله و تجارت خواهد بود.
و عدّه اى دیگر از روى ترس خداوند را عبادت و ستایش مى كنند كه همانند عبادت و اطاعت نوكر از ارباب باشد.
و طائفه اى هم به عنوان شكر و سپاس از روى معرفت ، خداوند متعال را عبادت و ستایش مى نمایند؛ و این نوع ، عبادت آزادگان است كه بهترین عبادات مى باشد.
(2)
إِنَّ اجْوَدَالنّاسِ مَنْ اعْطى مَنْ لا یَرْجُوهُ، وَ إ نَّ اعْفَى النّاسِ مَنْ عَفى عَنْ قُدْرَةٍ، وَ إ نَّ اَوْصَلَ النّاسِ مَنْ وَصَلَ مَنْ قَطَعَهُ.
فرمود: همانا سخاوتمندترین مردم آن كسى است كه كمك نماید به كسى كه امیدى به وى نداشته است .
و بخشنده ترین افراد آن شخصى است كه - نسبت به ظلم دیگرى با آن كه توان انتقام دارد - گذشت نماید.
صله رحم كننده ترین مردم و دید و بازدید كننده نسبت به خویشان ، آن كسى ست كه صله رحم نماید با كسى كه با او قطع رابطه كرده است .
(3)
قیلَ: مَا الْفَضْلُ؟ قالَ عَلَیْهِ السَّلامَ: مُلْكُ اللِّسانِ، وَ بَذْلُ الاْ حْسانِ، قیلَ: فَمَا النَّقْصُ؟ قالَ: التَّكَلُّفُ لِما لا یُعنیكَ.
از حضرت سؤ ال شد كرامت و فضیلت در چیست ؟ در پاسخ فرمود: كنترل و در اختیار داشتن زبان و سخاوت داشتن ، سؤ ال شد نقص انسان در چیست ؟ فرمود: خود را وا داشتن بر آنچه كه مفید و سودمند نباشد.
(4)
النّاسُ عَبیدُالدُّنْیا، وَالدّینُ لَعِبٌ عَلى الْسِنَتِهِمْ، یَحُوطُونَهُ ما دارَتْ بِهِ مَعائِشَهُمْ، فَإ ذا مُحِصُّوا بِالْبَلا قَلَّ الدَّیّانُونَ.
فرمود: افراد جامعه بنده و تابع دنیا هستند و مذهب ، بازیچه زبانشان گردیده است و براى إ مرار معاش خود، دین را محور قرار داده اند - و سنگ اسلام را به سینه مى زنند - .
پس اگر بلائى همانند خطر - مقام و ریاست ، جان ، مال ، فرزند و موقعیّت ، ... - انسان را تهدید كند، خواهى دید كه دین داران واقعى كمیاب خواهند شد.
(5)
إ نَّ الْمُؤْمِنَ لایُسى ءُ وَلایَعْتَذِرُ، وَالْمُنافِقُ كُلَّ یَوْمٍ یُسى ءُ وَیَعْتَذِرُ.
ضمن فرمایشى فرمود: همانا شخص مؤ من خلاف و كار زشت انجام نمى دهد و عذرخواهى هم نمى كند.
ولى فرد منافق هر روز مرتكب خلاف و كارهاى زشت مى گردد و همیشه عذرخواهى مى نماید.