|
|
| |
|
خانه ای است حج، که هر که مقیم این خانه شد، مقام یافت و هر که ساکن این حریم گشت، به سکون نفس رسید. درختی است حج، که اگر دست نیاز به شاخه های کرامتش بیاویزی و اگر دامن طلب زیر شاخه طوبی بگستری، حکمت و نور نصیبت می شود و اگر در سایه اش نشینی، خنکای یقین را حس می کنی. مدرسه ای است حج، که کتاب و دفترش عمل و تزکیه است و سازنده اش ابراهیم و اسماعیل و جبرئیل است و بنیانش تقواست آنکه در این مدرسه نام نویسد، باید مشق بندگی را خوب بنویسد و خط خلوص را زیبا بنگارد. شهری است حج، که کعبه کانون و مرکز آن است و مناسک حج آیین نامه زیستن در این شهر است و شهری است آباد و آزاد و زادگاه دین و خاستگاه قرآن رودخانه ای است حج، که هر که تن و جان در آن شست، دریایی شد و دریا شد. دریایی است حج، موج خیز و گهر ساز که نسیم ساحل این دریا، روح را شاداب می کند. چشمه ای است حج، که هر که از آن نوشید، تشنه تر شد و هر که حلاوت آن را یافت، شیفته تر گشت و هر که چهره جان در زمزم معارفش شست، پاکدل شد. دنیایی است حج، که همه کائنات بر مدار مطاف سیر می کند و حاکم آن خداست و آنکه قدم به این نشأه می نهد؛ وارد منظومه بندگی می شود. ضیافتی است حج، با میزبانی خدا و سفره ای گشوده تا ابدّیت، تا آخرت، تا بهشت، تا رضوان و رحمت (الهی) ندایی است حج، پیچیده در گوش زمان برخاسته از حنجره اسماعیل پرطنین و آهنگین و دلنشین که آهنگ ملکوت دارد و نغمه خلد برین. عبادتی است حج، عزت آفرین و شکوه بخش و قدرت ساز رمز وحدت و همبستگی مایه معرفت و همدلی
| ||
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند ۱۳۸۶ ساعت 8:11 توسط سیامک و الهام جون
|