الماس

 

 

 

پديده ی مجبور در محاکمه ی آهن

با پيوند خوردن حلقه هاي خاک

که از دروازه ی الماس

عشق سبز انگشتر طلاييت را

به جاويد ترين زبان الماسک

در سرزمين خشک

با مصنوعي ترين درخت "خرما"

زنداني کرد

ذره ي از هسته ات را

اگر باد به دور دست ها تبعيد نموده است

روزگاري

چون چشمه ي سبز پاميرت

به زبان خورشيد

"عشقت" را محور خواهد شد