تقدیم به $ $ الهام جون $ $

سیامک $$$$$ الهام خانم $$$$$$$$$$

 

به خيالم مرغ دلم بهر دلي پر کشيده
سوي کوي دلبري دلربا پر کشيده 

همه ميگفتند دير يا زود جدايي هست
امروز و فردا نداره روزي پر ميکشه

شدم ديوونه احوال در اين روزگار تلخ
گفته بودند عاشقي ديوانگي دارد

همنشين تنهايي ام همدم بي کسي ام
به دياري دور سفر کرده بهر دل رقيبم

نميدونم چرا اونو غالب به دل من ديد
چي داشت که عشق منو ديدو دزديد

تو الهام بخش تمام لحظه هاي من بودي
چي شد همنشين بي کسي هاي ديگري شدي

خنده هاي کودکانه, شعراي تبسم آميزمو نديدي
ديگري چي گفت و چي نوشت که منو نديدي

لعنت و دو صد لعنت بر اون لحظه ي ويرانگر
که تو رو ازم گرفت منو کرد ديوانه گر

تو که خدا رو قسم داده بودي که دوستم داري
چرا بي خدا رفتي و نگفتي من نالان تو شوم

خريدار دلت هيشکي مثل من ديوانه نبود
تاجر قلبت چي واسه خريدن تو داشت

در قتلگاه زندگي عشق منو نديدي
عشق و دلباختگي منو کم و بي ارزش ديدي

اي يار و تنها ياور تنهايي ام رفتي و منو کشتي
رفتي و نديدي چقدر گريه زاري کشيدم

نازنين ترين ترانه زندگي بخشم بودي
رفتي و آهنگ غم رو به من هديه دادي

                    خدايا !              
خدايا اي فرياد رس تمام دلهاي شکسته
به فريادم برس که اينک دلم بهر دلي شکسته

کاش در فرداي قيامت منو ببخشي
که در عاشقي خداي دگري داشتم


 

                                                    

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

 
 

 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری سوم www.pichak.net كليك كنيد  

 

ای عشق مدد کن .....

 
 

قصه ی دلها

 

در کوچه پس کوچه ي خاکي قلبم فرياد کسي ميرسد
جواني فرياد ميزند غم کهنه عشق کهنه خريداريم

ناگهان ز جا پريدم و رفتم گفتم آقا دل شکسته هم ميخريد
دلي که چندي پيش يک تيکه بود که اکنون شده تيکه تيکه

که هر تيکه و گوشه اش نشان بي کسي و تنهايي است
روزي فرا رسيد که قلب شيشه اي ام با يه نگاه فرو ريخت

جوانک دست فروش آهي از ته دل کشيد
گوشه ي چشمش خيس شد و گونه هاش گل انداخت

گفت اين قلب کهنه ي شما ديگه از کار افتاده
حتي توي بازار سياه دلالي هم نميشه زير قيمت فروختش

گفت تو با اين دل گوشتي بد رفتاري کردي
حالا ديگه بايد انداختش دور و قبرستون جاي قلب توست

اشکي ز پلکم چکيد و نصيحتي به جوانک خام کردم
گفتم اي خريدار دلهاي کهنه و شکسته پند گير

پند گير که هيچ وقت هيچ چيز بي ارزش و دور افتادني نيست
هر چيز بي ارزش , حتي پاره پاره هم روزي به کار آيد

گفتم اين قلب پاره پاره ميشه با يه نگاه زنده اش کرد
ميشه دوباره زندگي رو از سر گرفت با يه جفت ديگه

عشق اولم گرچه توي گورستان دلم مرد اما اميدي هست
دلم به اين خوشه که دوباره  کسي رو پيدا کنم

کسي که تيکه هاي قلبم رو سر هم کنه و زنده اش کنه
با يه نگاه عاشقم کنه منو به زندگي بر گردونه


هيچ وقت هيچ دلي با يک اتفاق از کار نمي افته و نميميره ............ .

 

 
 

ای مرگ کجایی؟

 

دلم گرفته گلم چرا رفتي ز پيشم
منو تنها گذاشتي تو اين ديار بي رحم

پيش خودت نگفتي چقدر دوريت سخته
يا که گفتي فراق و جدايي در عشق بي شکه

اي که تو بودي تمام فکر و خيالم
چي شد که ترکم کردي شدي گل رقيبم

بهر دلت چه گريه ها که نکردم عزيزم
هر شب يه چشمم اشک هست و يکي ناله

يادت مونده وزاي جمعه که چه روزي بود
منو تو و روزاي بچگي و روزاي دل دادگي

به خاطرت مونده که يکي هنوز در حسرت جمعه هست
جمعه هاي دلگير و لعنتي چرا منو رها نميکنن

جمعه آخر هفته نيست بلکه آخر دلتنگيه
اون قدر دلم ميگيره که دلم ميخواد فرياد بزنم

خوش به حال تو که هيج فکر و غمي نداري
آسوده خاطر هستي هرشب راحت چشاتو ميبندي

گلم ديگه ميخوام رها شم از اين همه غم
آخه خودت گفتي که ما نميرسيم به هم

حتما قسمت دل من تو نبودي که پريدي
دلم اونقدر شکسته که جايي واسه قسمت نداره

بيخيال , دل و دلدادگي کار ما نبود و نيست
ميرم به هرجا که کشد عشقم  و هرجا که باشم رها

جايي که نه تو باشي و نه ياد تو
جايي دوردست شايد آخر دنيا و دوزخ

 

 
 

نگو که من عاشقم

 

بگو چي بود اشتباهم که نگاهي چند به يارم کردم
مگه نگاه کردن هست گناه که به اين درد مبتلا کردم

مگر بيهوده گفت دوستت دارم و نگاهي کردم
گر نخواستم پس چرا مرا به نگاهي عاشق کردم

بهر دلش رخ از دل دلبران خوش رو کشيدم
به روي ماهش ترک عالم عقل و منطق کردم

بهار کامروايي رو در چشم سياه دلبري ناز ديدم
چه شد که زمستان سرد و بي جان رو گرفته ام

نشان عاشقي مگر نيست لگد مال کردن دنيام
تو که تمام دنيام شده بودي چرا دنيارو ازم گرفتي

کنون مرا ياري دگر نيست که بهرش درد دلي کنم
تمام صفات زيبارويان رو تمام در رخ تو ديدم

درد خاموشي چه سخته يا رب که ديده را ناديده گيرم
مگر ميشه آنچه دلم ديده را سرابي خيالي ببينم

تورا اي عزيزترين دلبر خوش صورتم
نخواهم بخشيد ز اين رنجي که دادي ام

توبه کردم ز هر چي عشقو عاشقي که دادي ام
نخواهم دگر دلي به دلبري دلربا بسپارم

هر که عاشق معشوقي شود بي ترديد من بيمناکم
ز روزي که دگر روي خوش زندگاني رو نبيند ترسانم

خونه ي دل رو نکن ويران با نواي دوستت دارم
نکن ويران سراي باقي را نگو که من عاشقم                           

 

 
 

کی میاد ؟؟

 

کي ميشه يه روزي يه جايي دستاي خاليمو بگيره
يکي بگيره که از اين دنيا حداقل يه غمواز دلم بگيره

الان چند وقته که جاي خاليه يکي رو بيشتر حس ميکنم
يکي اگر بود ديگه غمي نبود ديگه اين همه گريه و اشک شبانه نبود

يه روزي تمام عشق دنيام بود اما حالا به جز غم چيز ديگه اي نيست
دل تنگ کسي هستم که حتي تو قلب کوچکش جايي واسه من نيست
 
شايد ديوانگي باشد اما اينو خوب ميدونم که ديوونه ي عشق هستم
عاشقي,آوارگي و ديوانگي داره اما جايي واسه فراموشي نداره

حالا که شکسته قلبم و تمام احساسم به حماقت تبديل شده گل نازم
ديگه ميخوام تيکه هاي قلبم رو کنار هم بچينم و حماقت رو کنار بزارم

حتما يکي پيدا ميشه که جاي اونو تئي قلب پارپاره هم بگيره
پيشم بمونه و هرگز از کنارم نره و دل مصدومم رو تو آغوش بگيره

اگه پيداش کنم ديگه نميزارم از پيشم بره تاکه هميشه شيدا باشم
ديگه نميخوام شبا از غم نديدنش اشک بريزم و بيقرار باشم

حس ميکنم چند وقتي هست که همه چيز رو توي چشماي عزيزي ديدم
عزيزي که اگه بياد شايد بشه همه چيزم , منم بيخيال غم بشم

گونه هاي خيسم رو پاک کنه و برگهاي پاييزي دلم رو پاک کنه
سنگ صبورم و اميد بخش عمرم بشه و تنهايي رو ازم دور کنه

گل نازم اي همه روزگار و تمام عشق و آرزوم دعات ميکنم
بگو پس کي ميتونم بغض و گريه هامو تبديل شادي کنم

سرگشته تو بودم ديگه نميخوام توي بي کسي و غمت بميرم
اگه تو باشي گل سنگم تمام زندگي و هياهو رو از سر گيرم

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389ساعت 21:36  توسط  سیامک و الهام جون   | 

 

 

معنای زنده بودن من,با تو بودن است*نزدیك,دور*سیر,گرسنه*رها ,اسیر*دلتنگ,شاد*آن لحظه ای كه بی تو سرآید مرا مباد*مفهوم مرگ من*در راه سرفرازی تو,در كنار تو*مفهوم زندگی است*معنای عشق نیز*در سرنوشت من*با تو ,همیشه باتو ,برای تو زیستن*

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389ساعت 21:32  توسط  سیامک و الهام جون   | 

 

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت

                                            
زیر باران غزلی خواند، دلش تر شد و رفت

                                                    
چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم

                                                
آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت

                                                
روز میلاد، همان روز که عاشق شده بود

                                             
مرگ با لحظه‌ی میلاد برابر شد و رفت

                                                
او کسی بود که از غرق شدن می‌ترسید

                                             
عاقبت روی تن ابر، شناور شد و رفت

                                                
هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد

                                                
آدمی ساده که یک روز کبوتر شد و رفت.

 

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

سراغ من اگر می آیید دیگر آسوده بیایید ، به گمانم دو سه وقتی است که ترک خورده چینی نازک تنهایی من ، من پریشان تر از آنم که به خود فکر کنم و تو حیرانتر از آنی که مرا درک کنی ، من چنان بی خبر از خویش و تویی بی خبر از ما كه غریبانه ترین شعر در آیینه ما حیرانی ست

 

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

 

 
 
باتو، همه‌ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می‌کند
 
 
باتو، آهوان این صحرا دوستان همبازی من‌اند
باتو، کوه ها حامیان وفادار خاندان من‌اند
باتو، زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می‌خواباند
ابر، حریری است که برگاهواره ی من کشیده‌اند
و طناب گاهواره ام را مادرم، که در پس این کوه ها همسایه‌ی ماست در دست خویش دارد
باتو، دریا با من مهربانی می‌کند
باتو، سپیده‌ی هرصبح بر گونه ام بوسه می‌زند
باتو، نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه می‌زند
باتو، من با بهار می‌رویم
باتو، من در عطر یاس ها پخش می‌شوم
باتو، من درشیره‌ی هر نبات می‌جوشم
باتو، من در هر شکوفه می‌شکفم
باتو، من در طلوع لبخند می‌زنم، در هر تندر فریاد شوق میکشم، درحلقوم مرغان عاشق می‌خوانم در غلغل چشمه ها می‌خندم، در نای جویباران زمزمه می‌کنم
باتو، من در روح طبیعت پنهانم
باتو، من بودن را، زندگی را، شوق را، عشق را، زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را می‌نوشم
باتو، من در خلوت این صحرا، درغربت این سرزمین، درسکوت این آسمان، درتنهایی این بی‌کسی، غرقه‌ی فریاد و خروش و جمعیتم، درختان برادران من‌اند و پرندگان خواهران من‌اند وگلها کودکان من‌اند و‌اندام هر صخره مردی از خویشان من است و نسیم قاصدان بشارت گوی من‌اند وب وی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه ها ی شسته، باران خورده، پاک، همه خوش‌ترین یادهای من، شیرین ترین یادگارهای من‌اند.
بی تو، من رنگهای این سرزمین را بیگانه می‌بینم
بی تو، رنگهای این سرزمین مرا می‌آزارند
بی تو، آهوان این صحرا گرگان هار من‌اند
بی تو، کوه ها دیوان سیاه و زشت خفته‌اند
بی تو، زمین قبرستان پلید و غبار آلودی است که مرا در خود به کینه می‌فشرد ابر، کفن سپیدی است که بر گور خاکی من گسترده‌اند
وطناب گهواره ام را از دست مادرم ربوده‌اند و بر گردنم افکنده‌اند
بی تو، دریا گرگی است که آهوی معصوم مرا می‌بلعد
بی تو، پرندگان این سرزمین، سایه های وحشت‌اند و ابابیل بلایند
بی تو، سپیده‌ی هر صبح لبخند نفرت بار دهان جنازه ای است
بی تو، نسیم هر لحظه رنج های خفته را در سرم بیدار می‌کند
بی تو، من با بهار می‌میرم
بی تو، من در عطر یاس ها می‌گریم
بی تو، من در شیره‌ی هر نبات رنج هنوز بودن را و جراحت روزهایی را که همچنان زنده خواهم ماند لمس می‌کنم.
بی تو، من با هر برگ پائیزی می‌افتم. بی تو، من در چنگ طبیعت تنها می‌خشکم. بی تو، من زندگی را، شوق را، بودن را، عشق را،
زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را از یاد می‌برم
بی تو، من در خلوت این صحرا، درغربت این سرزمین، در سکوت این آسمان، درتنهایی این بی کسی، نگهبان سکوتم، حاجب درگه نومیدی، راهب معبد خاموشی، سالک راه فراموشی ها، باغ پژمرده‌ی پامال زمستانم درختان هر کدام خاطره‌ی رنجی، شبح هر.
صخره، ابلیسی، دیوی، غولی، گنگ و پرکینه فروخفته، کمین کرده مرا بر سر راه، باران زمزمه ی گریه در دل من، بوی پونه، پیک و پیغامی‌نه برای دل من، بوی خاک، تکرار دعوتی برای خفتن من،
شاخه های غبار گرفته، باد خزانی خورده، پوک، همه تلخ ترین یادهای من، تلخ ترین یادگارهای من‌اند
 
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
 

نازار دلي را كه تو جانش باشي
                                      معشــــوقه پيدا و نهانـــش باشـي
زان مي ترسم كه از دل آزردن تو
                                    دل خون شود و تو در ميانش باشي

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 21:18  توسط  سیامک و الهام جون   | 

 

 

هیچ کس اشکی برای ما نریخت ، هر که با ما بود از ما می گریخت ، چند روزی هست حالم دیدنیست ، حال من از این و آن پرسیدنیست ، گاه بر روی زمین زل می زنم ، گاه بر حافظ تفاءل می زنم ، حافظ فالم را گرفت ، یک غزل آمد که حالم را گرفت ، ما ز یاران چشم یاری داشتیم ، خود غلط بود آنچه می پنداشتیم .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

واپسین لحظه دیدار ، منو دست گریه نسپار ، توی تردید شب خدا نگهدار ، اگه خوابم اگه بیدار ، تو ی این فرصت تکرار ، بگو عاشقی برای آخرین بار .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ای همیشه جاودانه در میان لحظه هایم ، غصه معنایی ندارد تا تو می خندی برایم .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منو با سادگی هات تازگی کن ، خدایی کن یه لحظه بندگی کن ، نزار از دست بره این عشق ساده ، بمیر و با من یک

 بار زندگی کن .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اونی که بیشتر عاشقه ، کمتر وفا می بینه ، اونی که کمتر وفا داره ، بیشتر محبت می بینه ، اینه اون دنیایی که همه عاشقشن .


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عشق امانت با ارزشی است که هر کسی تو قلبش می زاره ، برای همینه که هر وقت بخوای عشق رو از کسی پس بگیری ، باید قلبشو بشکونی .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کاش هرگز در محبت شک نبود ، تک سوار مهربانی تک نبود ، کاش بر لوحی که بر جان دل است ، واژه تلخ خیانت حک نبود .


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگه بگم خرابتم قول میدی
تعمیرم کنی ؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اون کسی رو که دوست داری هر چند وقت یکبار بهش یاد آوری کن ، تا فراموشی نکنه قلب براش می تپه ، و این یک یاد آوریست .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگرچه نازنینان را وفا نیست ، گلستانی چو باغ آشنا نیست ، اگر بر اوج آسمان هم پا گذارم ، دلم یک لحظه از یادت جدا نیست .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوست داشتن تنها چیزیه که نوبتی نیست ، پس خارج از نوبت دوستت دارم .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دیرگاهیست که تنها شده ام ، قصه ی غربت صحرا شده ام ، من که بی تاب شقایق بودم ، همدم سردی یخ ها شده ام ، کاش چشمان مرا خاک کنید ، تا نبینم که چه تنها شده ام .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دلم گرفته از آدمایی که میگن دوستت دارم اما معنیشو نمیدونن ، از آدمایی که میخوان ماله اونا باشی اما خودشون مال تو نیستند ، از اونایی که زیر بارون برات میمیرن و وقتی آفتاب میشه همه چیز یادشون میره !

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دل که رنجید از کسی ، خرسند کردن مشکل است ، شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است ، کوه را با آن بزرگی می توان هموار کرد ، حرف ناهموار را هموار کردن مشکل است .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در کنار ساحلت من قایقی شکسته ام ، تو همان ساحل عشقی که بهت دل بسته ام .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دلا دیشب چه می کردی تو در کوی حبیب من ؟ الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من !

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در اتوبان زندگی وقتی تابلوی وجود تو را می بینم ، از سرعتم می کاهم و به درجه بنزین تحملم چشم می دوزم .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امروز بهترین ساعتم رو شکستم ، چون لحظه های بی تو بودن را به رخم می کشید .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یه دوست خوب می گفت : آدما مثل کتابن ، تا وقتی تموم نشدن جذابن ، پس سعی کن خودتو جلوی دیگران ورق نزنی تا زود تموم نشی ، چون وقتی تموم بشی میرن سراغ یکی دیگه .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

می دونی وقتی خدا داشت بدرقه ام می کرد بهم چی گفت ؟ جایی که می ری مردمی داره که می شکننت ، نکنه غصه بخوری تو تنها نیستی ، تو کوله بارت عشق می ذارم که بگذری ، قلب می ذارم که جا بدی ، اشک می دم که همراهیت کنه ، و مرگ که بدونی بر می گردی پیش خودم .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جانم از غم تباه شد ای واه ، روزم از
عشق شد سیاه سیاه ، سوختم ، سوختم ، دریغ ، دریغ ، مگر ای شیخ عشق بود گناه ؟!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دز فراسوهای عشق تو را دوست دارم ، در فراسوی پرده و رنگ ، در فراسوی پیکرهایمان ، با من وعده ی دیداری بده .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

همه لرزش دست و دلم از آن بود ، که عشق پناهی گردد ، پروازی ، نه گریزگاهی گردد

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 20:31  توسط  سیامک و الهام جون   | 

 

 

هیچ کس اشکی برای ما نریخت ، هر که با ما بود از ما می گریخت ، چند روزی هست حالم دیدنیست ، حال من از این و آن پرسیدنیست ، گاه بر روی زمین زل می زنم ، گاه بر حافظ تفاءل می زنم ، حافظ فالم را گرفت ، یک غزل آمد که حالم را گرفت ، ما ز یاران چشم یاری داشتیم ، خود غلط بود آنچه می پنداشتیم .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

واپسین لحظه دیدار ، منو دست گریه نسپار ، توی تردید شب خدا نگهدار ، اگه خوابم اگه بیدار ، تو ی این فرصت تکرار ، بگو عاشقی برای آخرین بار .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ای همیشه جاودانه در میان لحظه هایم ، غصه معنایی ندارد تا تو می خندی برایم .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منو با سادگی هات تازگی کن ، خدایی کن یه لحظه بندگی کن ، نزار از دست بره این عشق ساده ، بمیر و با من یک

 بار زندگی کن .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اونی که بیشتر عاشقه ، کمتر وفا می بینه ، اونی که کمتر وفا داره ، بیشتر محبت می بینه ، اینه اون دنیایی که همه عاشقشن .


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عشق امانت با ارزشی است که هر کسی تو قلبش می زاره ، برای همینه که هر وقت بخوای عشق رو از کسی پس بگیری ، باید قلبشو بشکونی .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کاش هرگز در محبت شک نبود ، تک سوار مهربانی تک نبود ، کاش بر لوحی که بر جان دل است ، واژه تلخ خیانت حک نبود .


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگه بگم خرابتم قول میدی
تعمیرم کنی ؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اون کسی رو که دوست داری هر چند وقت یکبار بهش یاد آوری کن ، تا فراموشی نکنه قلب براش می تپه ، و این یک یاد آوریست .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگرچه نازنینان را وفا نیست ، گلستانی چو باغ آشنا نیست ، اگر بر اوج آسمان هم پا گذارم ، دلم یک لحظه از یادت جدا نیست .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوست داشتن تنها چیزیه که نوبتی نیست ، پس خارج از نوبت دوستت دارم .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دیرگاهیست که تنها شده ام ، قصه ی غربت صحرا شده ام ، من که بی تاب شقایق بودم ، همدم سردی یخ ها شده ام ، کاش چشمان مرا خاک کنید ، تا نبینم که چه تنها شده ام .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دلم گرفته از آدمایی که میگن دوستت دارم اما معنیشو نمیدونن ، از آدمایی که میخوان ماله اونا باشی اما خودشون مال تو نیستند ، از اونایی که زیر بارون برات میمیرن و وقتی آفتاب میشه همه چیز یادشون میره !

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دل که رنجید از کسی ، خرسند کردن مشکل است ، شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است ، کوه را با آن بزرگی می توان هموار کرد ، حرف ناهموار را هموار کردن مشکل است .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در کنار ساحلت من قایقی شکسته ام ، تو همان ساحل عشقی که بهت دل بسته ام .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دلا دیشب چه می کردی تو در کوی حبیب من ؟ الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من !

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در اتوبان زندگی وقتی تابلوی وجود تو را می بینم ، از سرعتم می کاهم و به درجه بنزین تحملم چشم می دوزم .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امروز بهترین ساعتم رو شکستم ، چون لحظه های بی تو بودن را به رخم می کشید .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یه دوست خوب می گفت : آدما مثل کتابن ، تا وقتی تموم نشدن جذابن ، پس سعی کن خودتو جلوی دیگران ورق نزنی تا زود تموم نشی ، چون وقتی تموم بشی میرن سراغ یکی دیگه .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

می دونی وقتی خدا داشت بدرقه ام می کرد بهم چی گفت ؟ جایی که می ری مردمی داره که می شکننت ، نکنه غصه بخوری تو تنها نیستی ، تو کوله بارت عشق می ذارم که بگذری ، قلب می ذارم که جا بدی ، اشک می دم که همراهیت کنه ، و مرگ که بدونی بر می گردی پیش خودم .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جانم از غم تباه شد ای واه ، روزم از
عشق شد سیاه سیاه ، سوختم ، سوختم ، دریغ ، دریغ ، مگر ای شیخ عشق بود گناه ؟!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دز فراسوهای عشق تو را دوست دارم ، در فراسوی پرده و رنگ ، در فراسوی پیکرهایمان ، با من وعده ی دیداری بده .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

همه لرزش دست و دلم از آن بود ، که عشق پناهی گردد ، پروازی ، نه گریزگاهی گردد

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 20:30  توسط  سیامک و الهام جون   | 

آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميرم
 
 
 عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگي است که مجبوري آخرش را با جدايي به سرانجام برساني عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن يک همراه واقعيست که در سخت ترين شرايط همدم تو باشد عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه به دست فراموشي سپردن قشنگ ترين احساس زندگي است عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه يخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست
 
 
 تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم ، تعجب نکن که چرا گريه نميکنم ، بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است
 
 
دلا ياران سه قسم اند گر بداني زباني اند و ناني انـد و جـاني به نـاني نان بده از در برانـش تو نيـکي کن يه ياران زبـاني وليـکن يـار جـاني را نگهدار به پـايش جـان بده تا مي تواني
 
 
تنهايي بگو چگونه اسمت را بنويسم؟ وقتي اشک نمي گذارد اسمت را به همراه ستاره مي نويسم چون مرا به ياد شبهاي تارعشق مي اندازد بگو چگونه درک کنم لحظات عاشقي را؟ بگو چگونه بعد از اين تحمل کنم لحظات تنهايي را1 با نوشتن تنهايي گريه ام مي گيرد چه برسد به اينکه تنهايم بگذاري بگو چگونه احساسم رابنويسم که ديگر دلم از تنهايي و بدون تو بودن خسته شده....؟؟؟
 
 
يک بار ، يک بار ، فقط يک بار مي توان عاشق شد ، عاشق زن ، عاشق مرد ، عاشق انديشه ، عاشق خدا ، عاشق عشق..... بار دوم ديگه خبري از جنس اصل نيست ، شوق تصرف جاي عشق به انسان را مي گيرد و ريا جاي عشق به خدا را..... در عشق حرفه اي شدن ممکن نيست ؛ مگر آنکه به بدکارترين رياکارترين پرستِ بي انديشه تبديل شده
 
 
  عشق کودکانه از اين اصل پيروي مي کند که: (( من دوست دارم چون دوستم دارند.)) عشق پخته و کامل از اين اصل که: (( مرا دوست دارند، چون دوستشان دارم.)) عشق نا بالغ مي گويد: (( من تو را دوست دارم چون به تو نيازمندم .)) عشق رشد يافته مي گويد: (( من به تو نيازمندم چون دوستت دارم
 
 
دوستي با مردم دانا نکوست ... دشمـن دانـا به از نادان دوست! دشمـن دانـا بـلندت مي کنـد ... بر زمينت مي زند نادان دوست
 
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤  قربان  سنه
 
 

تو مگذار

مگذار، برای پناه از خطر دعا کنم .
بگذار، در مقابل خطر، بی ترس وبیم باشم !
مگذار، چاره های رنج را جستجو کنم .
بگذار، دلی تمنا کنم که بر رنج فائق بیابد !
مگذار، که در رزمگاه زندگی هم ڀیمان ها را به طلبم .
بگذار، بر نیروی خویش متکی باشم !
مگذار، که در اضطراب ترسناک ، نجات را آرزو کنم
بگذار، تمنای تحمل و حصول آزادی را داشته باشم !
مگذار، بزدل بوده برکت تو را فقط در کامروایی بدانم .
بگذار، احساس دست رحیمت را در نا کامی ها نیز درک کنم ...
 
فرشته من
 
زورق من کوچک است
خدايا،به تو توکل می کنم
و همه چيز خوب پيش می رود.
خدايا،به تو اعتماد می کنم
و همه چيز خوب پيش خواهد رفت.
 
 
 
آرزو مكن كه خدا را جز در همه جا، در جايی ديگر بيابی.
 هر آفريده ای نشانه خداوند است
 اما هيچ آفريده ای نشان دهنده او نيست".
كاش بعضی ها اين نكته را می فهميدند!
 
 
 

به سوی تو

به سوی تو ،به شوق روی تو ،به طرف کوی تو،سپیده دم آیم

 

مگرتورا جویم بگوکجایی؟نشان توگه از زمین گاهی از آسمان جویم

 

ببین چه بی پروا ره تومی پویم بگوکجایی؟

 

کی رودرخ ماهت ازنظرم به غیرنامت کی نام دگرببرم

 

اگرتورا جویم جدیث دل گویم بگوکجایی..به دست تودادم دل پریشانم دگرچه خواهی؟

 

یک دم از خیال من نمیروی ای غزال من دگر چه پرسی زحال من

 

تاهستم من اسیرکوی توام به آرزوی توام

 

اگرتورا جویم حدیث دل گویم بگو کجایی

بدست تو دادم دل پریشانم دگرچه خواهی

 

فتاده ام از پا بگوکه از جانم دگرچه خواهی؟

 
 
 

بعد از یه مدت دوباره اومدم

 

بعد از یه مدت باز هم اومدم بنویسم واسه عزیزم

سمیه جونم که حاضرم دنیا رو به پاش بریزم

 
 

زندگــی چـیـسـت؟

 


زندگی آفتابی ست که می کند طلوع


زندگی راهی ست که میشود شروع

زندگی بادی ست که می کند عبور

زندگی کوهی ست که می کند غرور

زندگی رودی ست که می کند خروش

زندگی بلبلی ست که می کند سکوت

زندگی نم نم باران خوشی ست

زندگی سیل عظیم ناخوشی ست

زندگی شکوفه های نو بهار

زندگی مسافره یا تک سوار

زندگی با خودش سایه ی امیدُ داره

اما اَفسوس با خودش نا امیدیُ میاره

زندگی ترانه های بی اساس

زندگی عطر خوش سبزه و یاس

زندگی شروع یک راه غریب

زندگی سفر به یک راه عجیب

زندگی لحظه ی با تو بودنه

زندگی همیشه با تو موندنه

زندگی همیشه با ترس و هراس

زندگی همیشه جون سپردن و شکستنه

زندگی راز بزرگ خلقته

زندگی شعار بی تو بودنه

زندگی قلب یه دنیای بزرگ

زندگی برای من گسسته

 
 

نمی شود

یک دختر غزل زده از پشت روسری

در قلب من نشسته و یارم نمی شود

گاهی برای اینکه بفهمد که عاشقم

می خواهمش به شعر بیارم ، نمی شود

حرف دلش عصاره ی تلخی ز واژه هاست

بس کن ! نباش ! دوست ندارم ! نمی شود !

هم دوره های شاعرش عاشق شدند و من

هر کار میکنم که دچارم ... ، نمی شود

گفتم که شعله ور بشوم تا بسوزمش

اما هنوز دلهره دارم ، نمی شود

*************************

دیشب برای خود کشی ام نقشه می کشید

در دفترم نوشت که یارم نمی شود

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 20:24  توسط  سیامک و الهام جون   | 

 

من به پایان می رسم از کوچ تو

با من از اغاز این مردن نگو

کاش میشد در تو گم شد این همه

کاش میشد تا همیشه با تو بود ...

کاش میشد کاش های زندگی

گم شوند پشت نقاب بندگی

کاش میشد کاش ها مهمان شوند

در میان غصه ها پنهان شوند ...

دارم دلی شکسته و موجی ز اشک و خون

با قایق شکسته به دریا نشسته ام

ای اسمان مخند به بخت سیاه من

خالم که روی چهره ی زیبا نشسته ام ...

تماشایی ترین تصویر دنیا میشوی گاهی

دلم می پاشد از هم بس که زیبا می شوی گاهی

حضور گاه گاهت بازی خورشید با ابر است

که پنهان میشوی گاهی و پیدا میشوی گاهی

به ما تا می رسی کج می کنی یکباره راهت را

ز نا چاریست  گر هم صحبت ما میشوی گاهی...

 
 
 
 

تصویر تو
 
 
ترا یکدم اگر تنها ببینم
تمام لذت دنیا ببینم
 
چه خواهد شد ترا ای آفت جان
به کام این دل شیدا ببینم
 
از آن، می با لب من آشنا شد
که تصویر تو در مینا ببینم
 
مراد من تویی از هر چه خواهم
اگر زشت و، اگر زیبا ببینم
 
چه با من کرد خواهد چشم مستت
نگاهم کن عزیزم، تا ببینم
 
چه هنگامی میان جمع خوبان
ترا با قامت رعنا ببینم؟
 
فنای من اگر شرط وصالست
همین حالا، همین حالا، ببینم
 
مرا تا نیمه جانی هست در تن
نمی دانم ترا آیا ببینم؟
 
 
 
 

فلسفه گناه و دوست داشتن

 
 
دوست داشتن خیلی شبیه احتیاج داشتن است

يک جور احتياج داشتن مفرط

 و گاهی هم دوست داشتن راهی برای فراموش کردن است

 چند روزیست غریبه ای در زندگیم پیدا شده ... حس میکنم دوستش دارم ...

 و خودش هم باور کرده که  خیلی دوستش دارم !

 نمی دانم ... شاید برای به خاکسپاری خاطرات گذشته  !

 يکبار ...  نیمه شب ... از او پرسيدم :

 -  چرا منو دوست داری ؟
 
 و حس کردم بعد از اين سئوال روی گونه سمت چپ او و
 
 روی احساسات من چال کوچکی افتاد  و این شروع تازه ای بود برای یک هم آغوشی ،
 
 بوسه های عاشقانه در تاریکی ،

 شنیدن نفسهای هوسناک ،

 و لذت بردن از یک گناه .
 
 همیشه معتقدم گناه بايد لذت داشته باشد

 گناهی که لذت ندارد ؛‌ حماقت است

 آدم ها گناه می کنند و گناه می کنند و گناه می کنند
 
 و هيچ لذتی در پس گناهان بيشمارشان نيست

 يا آدم ها خيلی احمق شده اند

 و يا من در تعريف گناه اشتباه می کنم

 من همه چيز را می دانم و هيچ چيز را نمی فهمم

 و اين عميقا تاسف بار است .

خیلی بد است
گاهی آدم دلش میخواهد از خودش فرار کند

از خودش و گذشته اش و آينده ای که نمی خواهد داشته باشد

 به هر طرف که می دود ؛‌ باز هم جز خودش ؛ کسی نيست

 به کسی دل می بندد تا خودش را فراموش کند

 به کسی ديگر که مثل خود او از خودش فرار کرده است و
 
 از دیگران هم همینطور
 
 مدتی می گذرد

 اندکی آرام می گيرد و کمی فراموش می کند

 اما دوباره عصيان می کند و خودش می شود

 همانی می شود که روزی از او فرار کرده بود

 همانی می شود که نمی خواست باشد

 دل می کند و همه چيز را به هم می ريزد و در پی يافتن
 
 سعادت
چیزی که گمشده همیشگی اوست

به تنهائی میگریزد و باز
 
 خودش را می بيند و نااميدانه به ديوار بلند آرزوهای
 
 سرکوب شده اش چنگ می زند
 
 باز هراسان و دربدر از خويش می گريزد تا شايد

 باز در خم کوچه ای ؛

 کسی مثل خودش را بيابد و او را در آغوش بکشد

 تا چند روزی باز فراموش کند و مشغول باشد

 مدام واژه های عاشقانه تکرار می شود و مدام لبهای
 
 ترک خورده  ((‌ دوستت دارم ))‌ را تکرار می کنند
 و شاید در لحظه ای کوتاه
 
 آدم بدون اينکه خودش بفهمد

 در بالای پرتگاهی که راه برگشتنش سخت است

 رها شود

 آری ...  اين جا نمی شود به کسی نزديک شد ،

 آدم ها از دور دوست داشتنی ترند ...
 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 20:19  توسط  سیامک و الهام جون   | 

 

Özgə dilə yazmaram

Nazlı şirin dil varım, özgə dilə yazmaram

Doğrasalarda məni, öz dilimi atmaram

Cənnəti versəz mənə, dünyanı satsaz mənə

Mən Anamın naz dilin, başqa dilə satmaram

Şəhrıyarım düz deyıb, qatma dilin dillərə

Mən bü gözəl türk dilin, ayrı dilə qatmaram

Bax bü dilin sayəsi, gəzdi adım dillərə

Olmasa gər bü dilim, heç yerə mən çatmaram

Onda ki mən ölmüşəm, qurlayın öz yurduma

Çün budur adət mənim, özgə yerə yatmaram

Qəbrimin üstündə siz, Türkü bü şeiri yazın

Öz dilimi atmaram, başqa dilə satmaram

şaır : Vəhid Şükürzadə

ئوزگه دیله یازمارام



نازلی شیرین دیل واریم ، ئوزگه دیله یازمارام

دوغراسالاردا منی اُوز دیلیمی آتمارام

جنتی وئرسز منه ، دونیانی ساتساز منه

من آنامین ناز دیلین باشقا دیله ساتمارام

شهریاریم دوز دییب قاتما دیلین دیللره

من بو گوزل تورک دیلین آیری دیله قاتمارام

باخ بو دیلین سایه سی ، گزدی آدیم دیللره

اولماسا گر بو دیلیم هئچ یئره من چاتمارام

اوندا کی من اولموشم قورلایین اوز یوردوما

چون بودور عادت منیم ئوزگه یئره یاتمارام

قبریمین اوستونده سیز تورکی بو شعری یازین

اوز دیلیمی آتمارام ، باشقا دیله ساتمارام

شاعیر : وحید شکرزاده

بو وبلاگین مطالیبی

منیم شعرلریم
نسیمی نین تورکی شعرلری
علی آقا واحد ین شعرلری
شهریار ین ترکی شعرلری
تورک بایاتیلار
ترک آتا سوزلری
تورک شاعیرلرین شعرلری
گوزل ناغیل و گولمه جه لر
آذربایجان و ترک ماهنی لاری
آذربایجان و تورک شخصیت لر
تورک خالق ادبیاتی
فضولی نین آذری شعرلری
مثنوی مولوی تورکی دیلده
آموزش زبان ترکی آذربایجانی
تورکی اس ام اس لر
تورکی موبایل آهنگ لری
آذری و تورک موسیقی لر
آذربایجانی موزیک و آهنگ
مقاله و تحقیق لر
کامپیوتر ،اینترنت ،موبایل
گوزل عکس لر
شاه اسماعیل خطایی دان تورکی شعرلر
نصرت کسمنلی دن تورکی شعرلر
صائب تبریزی نین تورکی شعرلری
ملا پناه واقف دن تورکی شعرلر
کور اوغلو داستانی
تورکی کیتاب لار
اصلی و کرم داستانی
آذربایجان لینک
آذربایجان
تورکی وبلاگ قالیب لری
تورکی نوحه لر

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤   قربان   سنه   ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

آخرین باری که گریستم در خانه نشسته بودم

پاسی از شب گذشته بود

به سایه ها و سوسوی چراغها خیره شده بودم

همه ی آنچه دارم می دهم تا از دستشان رها شوم

آخرین باری که گریستم کسانی را دیدم که مدتها زیر باران ایستاده بودند

سربازانی علاف که در ترنی چپانده شده بودند

دستها بر میله و چشمانی پر از اشک و کلام همان کلام کهن

آه خدایا تنهایم گذاشته ای

آه خدایا تنهایم گذاشته ای

آخرین باری که گریستم باورم نمی شد

به صورت سربازی خیره شده ام که با تفنگش زیر باران ایستاده

چهره اش کودکانه بود چون فرزندم که اینجا خوابیده

وآن سربازی که لبخند زد خود من بودم

آه خدایا تنهایم گذاشته ای

آه چرا تنهایم گذاشته ای؟

آه خدایا تنهایم گذاشته ای

آخرین باری که گریستم

----------------------------------

هر روز گفتم بازم میگم

همه هستی من یاسه

عشق زندگیم عطر یاسه

یاس من در اوج بی کسی هایم

تنهام نذار مهربون

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤   قربان   سنه   ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

انچنان کز رفتن گل خار می ماند به جا

از جوانی حسرت بسیار می ماند به جا

اه افسوس و سرشک گرم و داغ حسرت است

انچه از عمر سبک رفتار می ماند به جا ...

مهربانی از میان خلق دامن چیده است

از تکلف اشنایی بر طرف گردیده است

وسعت از دست و دل مردم به منزل رفته است

جامه ها پاکیزه و دل ها به خون غلتیده است ...

مدتی شد کز حدیث اهل دل گوشم تهی است

چون صدف زین گوهر شهوار اغوشم تهی است

از دل بیدار و اشک اتشین و اه گرم

دستگاه زندگی چون شمع خاموشم تهی است ...

نیستم غمگین که خالی چون کدویم می کنند

کز می گلرنگ . صاحب ابرویم می کنند

گر چه می سازم جهانی را از صهبا تا دماغ

هر کجا سنگیست در کار سبویم می کنند...

شود از باد تا شمشاد گاهی راست گاهی کج

به جلوه سرو قدت با د گاهی راست گاهی کج

ز بهر کندن خارا برای سجده ی شیرین

شده در بیستون فرهاد گاهی راست گاهی کج ...

 

 
 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 20:17  توسط  سیامک و الهام جون   | 

 

 

دانلود   دانلود افتتاحیه بیاز ملک . که خوانندگانی همچون اوزجان دنیز و آلیشان حضور داشتند

 

دانلود   دانلود یک آهنگ قدیمی از ماهسون که به یاد اون دوران

 

دانلود  ماهسون در ان تی وی درباره بیاز ملک می گوید

 

 دانلود  دلم نیومد از مادر ماهسون یاد نکنم به خاطر همچین دسته گلی که به ما داد . به خاطر همین دانلود ویدئو موزیک آنم آنم رو که به طور زنده ماهسون در برنامه  mustishow اجرا کرد رو براتون گذاشتم.

 

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<   قربان  سنه  >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

 

نوال

آبوم جدید نوال

دانلود آلبوم در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
 
 
 

پینک

دانلود آهنگ در ادامه مطلب


ادامه مطلب
 
 

ماهسون

آهنگ فوق العاده زیبا از ماهسون به اسم آذار و یک آهنگ فوق العاده زیبا دیگه به اسم رفتی پیشنهاد میکنم حتماً دانلود کنید برای دانلود روی ادامه متن کلیک کنید

 


ادامه مطلب
 
 
 
 
 

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<   قربان  سنه  >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

 













 

><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

 

گونل آذری قیز دان گوزل بیر آلبوم آدی یوک آدیندا

آدی یوخ آلبوم چوخ گوزل دی موطلق دانلود ائدین

Günel Azəri qız Adı yok Albom endir

 gunel گونل

1- آدی یوک Adı yok

 

2- آلامام Alamam

 

3- آیریلیک ، آیریلیق Ayrılık . Ayrılıq

 

4- بلالیم Bəlalim Belalim

 

5- بیز ایکی دولت بیر میللتیز Biz iki devlət bir millətiz

 

6- داغلار واز گئچتیم dağlr vaz geçtim

 

7- ارنلر Erenler

 

8- ایچتیم İçtim

 

9- ایسته ییرم گؤرم سنی İstəyirəm görəm səni

 

10- قارا گیله Qara Gilə

 

11- قارا گؤز Qara Göz

 

12- کوسدوم کوستوم küstüm küsdüm

 

13- ناسیل گئچتی خبرسیز Nasıl Geçti Həbərsiz

 

14- سنی بنی Səni Bəni

 

15- سئومه جه sevməcə

 

16- تاماممی Tamammı


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 19:15  توسط  سیامک و الهام جون   | 

 
 
 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

  سمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیه جان 

 

دوستــــــــــــــــــــــــــــت   دارم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد 

  ومیخوام که منو همیشه   دوستم داشته باشی

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد 

 و هیچوقت هم  همو فراموش  نکنیم

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

ممنونت               سیامک

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

دختری بود نابینا که از خودش تنفر داشت

نه فقط از خود ، بلکه از تمام دنیا تنفر داشت اما یکنفر را دوست داشت

" دلداده اش را "  با او چنین گفته بود :

« اگر روزی قادر به دیدن باشم حتی اگر فقط برای

یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم عروس تو و رویاهای تو خواهم شد »

و چنین شد که آمد آن روزی که یک نفر پیدا شد

که حاضر شود چشمهای خودش را به دختر نابینا بدهد

و دختر آسمان را دید و زمین را ، رودخانه ها و درختها را

آدمیان و پرنده ها را و نفرت از روانش رخت بر بست

دلداده به دیدنش آمد و یاد آورد وعده دیرینش شد :

« بیا و با من عروسی کن ببین که سالهای سال منتظرت مانده ام »

دختر برخود بلرزید و به زمزمه با خود گفت :

« این چه بخت شومی است که مرا رها نمی کند ؟ »

دلداده اش هم نابینا بود

و دختر قاطعانه جواب داد : قادر به همسری با او نیست

دلداده رو به دیگر سو کرد که دختر اشکهایش را نبیند

و در حالی که از او دور می شد گفت

« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشی . . .»

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

میخواستم زندگی کنم راهم را بستند

               ستایش کردم گفتند خرافات است

                              عاشق شدم گفتند بهانه است

                                           خندیدم گفتند دیوانه است

                                                 دنیا را نگه دارید میخواهم پیاده شوم.

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

لبانت

به ظرافت شعر
شهوانی ترین بوسه ها را به چنان شرمی مبدل می کند
که جاندار غار نشین از آن سود می جوید
تا به صورت انسان دراید

و

 گونه هایت


با دو شیار مّورب
که غرور تو را هدایت می کنند و
سرنوشت مرا
که شب را تحمل کرده ام
بی آن که به انتظار صبح
مسلح بوده باشم،
و بکارتی سر بلند را
از رو سپیخانه های داد و ستد
سر به مهر باز آورده ام


هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست
که من به زندگی نشستم!

و چشمانت از آتش است

و عشقت پیروزی آدمی ست
هنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد

و

آغوشت

اندک جائی برای زیستن
اندک جائی برای مردن
و گریز از شهر
که به هزار انگشت
به وقاحت
پاکی آسمان را متهم می کند


کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود
و انسان با نخستین درد

در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد -
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم

توفان ها
در رقص عظیم تو
به شکوهمندی
نی لبکی می نوازند،
و ترانه رگ هایت
آفتاب همیشه را طالع می کند

بگذار چنان از خواب بر ایم
که کوچه های شهر
حضور مرا دریابند
دستانت آشتی است
ودوستانی که یاری می دهند
تا دشمنی
از یاد برده شود
پیشانیت ایینه ای بلند است
تابنک و بلند،
که خواهران هفتگانه در آن می نگرند
تا به زیبایی خویش دست یابند

دو پرنده بی طاقت در سینه ات آوازمی خوانند
تابستان از کدامین راه فرا خواهد رسید
تا عطش
آب ها را گوارا تر کند؟

تا آ یینه پدیدار آئی
عمری دراز در آن نگریستم
من برکه ها ودریا ها را گریستم
ای پری وار درقالب آدمی
که پیکرت جزدر خلواره ناراستی نمی سوزد!
حضور بهشتی است
که گریز از جهنم را توجیه می کند،
دریائی که مرا در خود غرق می کند
تا از همه گناهان ودروغ
شسته شوم
وسپیده دم با دستهایت بیدارمی شودلبانت

به ظرافت شعر
شهوانی ترین بوسه ها را به چنان شرمی مبدل می کند
که جاندار غار نشین از آن سود می جوید
تا به صورت انسان دراید

و

 گونه هایت


با دو شیار مّورب
که غرور تو را هدایت می کنند و
سرنوشت مرا
که شب را تحمل کرده ام
بی آن که به انتظار صبح
مسلح بوده باشم،
و بکارتی سر بلند را
از رو سپیخانه های داد و ستد
سر به مهر باز آورده ام


هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست
که من به زندگی نشستم!

و چشمانت از آتش است

و عشقت پیروزی آدمی ست
هنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد

و

آغوشت

اندک جائی برای زیستن
اندک جائی برای مردن
و گریز از شهر
که به هزار انگشت
به وقاحت
پاکی آسمان را متهم می کند


کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود
و انسان با نخستین درد

در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد -
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم

توفان ها
در رقص عظیم تو
به شکوهمندی
نی لبکی می نوازند،
و ترانه رگ هایت
آفتاب همیشه را طالع می کند

بگذار چنان از خواب بر ایم
که کوچه های شهر
حضور مرا دریابند
دستانت آشتی است
ودوستانی که یاری می دهند
تا دشمنی
از یاد برده شود
پیشانیت ایینه ای بلند است
تابنک و بلند،
که خواهران هفتگانه در آن می نگرند
تا به زیبایی خویش دست یابند

دو پرنده بی طاقت در سینه ات آوازمی خوانند
تابستان از کدامین راه فرا خواهد رسید
تا عطش
آب ها را گوارا تر کند؟

تا آ یینه پدیدار آئی
عمری دراز در آن نگریستم
من برکه ها ودریا ها را گریستم
ای پری وار درقالب آدمی
که پیکرت جزدر خلواره ناراستی نمی سوزد!
حضور بهشتی است
که گریز از جهنم را توجیه می کند،
دریائی که مرا در خود غرق می کند
تا از همه گناهان ودروغ
شسته شوم
وسپیده دم با دستهایت بیدارمی شود

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net


تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net


تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net


تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net


تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net


تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net


تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net


تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net


تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 13:27  توسط  سیامک و الهام جون   | 

 

 

وقتی...

وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوست داره .

وقتی ناامید شدی به یاد بیار کسی روکه تنها امیدش تویی

وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه

وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته

وقتی چشمات تهی از تصویرم شد به یاد بیار کسی رو که حتی توی عکسش بهت لبخندمیزنه

وقتی به انگشتات نگاه کردی به یاد بیارکسی رو که دستای ظریفش لای انگشتات گم میشد

وقتی شونه هات خسته شد به یاد بیار کسی رو که هق هق گریش اونها رومی لرزاند.


¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
 
 
 

مثل باران خاطراتت ماندنی است

باز با من سخن از عشق بگو
   ای سر و پا همه خوبی و صفا
       من چو ماهی که ز دریا دور است
            و شن گرم کنار ساحل
                 پیکرش را گور است
                      موج امید و وفا می خواهم
                           من تو را می خواهم
                                من چو گل که به اشک شب و لبخند سحر محتاجست
                                     به تو همچون خورشید
                                          و به هر قصه عشق که بگویی با دل
                                               چون هوا محتاجم......

 

می مانم با تو

 

در راه زندگی ، 

حالا که عاشقم، 

تنهای تنها مانده ام برای تو ! 

می مانم با تو ، 

تا بگویم بی تو نمیتوانم بمانم با زندگی ! 

زندگی فدای تو ، بی تو نمی مانم بدون تو ! 

می مانم برای عشق ، 

برای عشقی که سرچشمه آن تنها تویی عزیزم



 
 

به خدا دست خودم نیست...

اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ، و تمام فکر و زندگی من تو شده ای
به خدا بدان که این دست خودم نیست!

اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست!

دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو می باشم.

دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ، دستانت را بگیرم ، بر
لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش خودم بگیرم!

به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم!

به خدا دست خودم نیست

دوستت دارم

 


 
::::::::::::::::::::::::  قربان سنه   ::::::::::::::::::::::
 
 
 

QAN OLDU GƏL

EY GÖZƏL QIZ HİCRİNDƏ AXƏR BU KÖNÜL QAN OLDU GƏL

XATİRİM   BU   AYRILIQDAN   ZARO  PƏRİŞAN   OLDU  GƏL

SƏN DEDİN PƏRVANƏ OL  ŞƏMIMDƏ OT TUT YAN BU GÜN 

BU  ÜRƏK   DƏ EŞQ  OTUNDA   YANDI  VIRAN  OLDU  GƏL

BAX BU GÜN  DUNYA GULUSTANI  MƏNƏ HƏMÇÜN NƏSİMİ 

SƏNSİZ  EY  SULTANE  XUBAN BƏNDO  ZINDAN OLDU GƏL

BU GÖZLƏRİ  Kİ KİMSƏ QƏMGİN  GÖRMƏMİŞDİ İNDİ  BAX 

SƏNİN  EŞQİNDƏ  YAĞDI  GÖZLƏRİM  GIRYAN  OLDU GƏL

BU ÜRƏK Kİ DAŞ KİMİ  MEHRO MÜHƏBBƏTDƏN  ÇƏKİLDİ 

AXƏR SƏNİN CADU GÖZÜNDƏN BÖYLƏ HEYRAN OLDU GƏL

SƏN Ö GÜNDƏN  Kİ MƏNİM LEYLAYIM  OLDUN EY GÖZƏL 

BU KÖNÜL DİVANƏLƏR  TƏK MƏCNÜNE DOVRAN OLDU GƏL

 

şair : Vəhid Şükürzadə

 
 

قان اولدو گل

 

ای گوزل قیز هیجرینده آخر بو کونول قان اولدو گل  

 خاطیریم بو آیریلیق دان زار و پریشان اولدو گل 

 سن دئدین پروانه اول شمعیمده اوت توت یان بوگون

بو ئورکده عشق اوتوندا یاندی ویران اولدو گل 

باخ بوگون دونیا گولوستانی منه همچون نسیمی

سنسیز ای سولطان خوبان بند و زیندان اولدو گل 

بو گوزلری کی کیمسه غمگین گورمه میشدی ایندی باخ

سنین عشقینده یاغدی گؤزلریم گیریان اولدو گل 

بو ئورک کی داش کیمی مهر و محبتدن چکیلدی

آخر سنین جادو گؤزوندن بویله حیران اولدو گل 

سن او گوندن کی منیم لیلاییم اولدون ای گوزل

بو کونول دیوانه لر تک مجنون دوران اولدو گل

 

::::::::::::::::::::::::  قربان سنه   ::::::::::::::::::::::
 
 
 

آهنگ باخ گولوم گلدی باهار آچدی بولاق لار گوزونو mp3

بو آهنگین اصلی آدی سنسیزله میشم دی کی گوزل و اوریه یاتان بیر ماهنی دیر

خاطیره ایسلام بو ماهنی نی چوخ گوزل اوخویوب

باخ گولوم گلدی باهار موزیک دانلود ائدین

bax gülüm gəldi bahar açdı bulaqlar gözünü

sənsizləmişəm - xatirə islam mp3 endir

 

بوردان یوکله

yüklə

 

بو آهنگی رحیم شهریاری نین سسینده ده قولاق آسین گونی آذربایجان خواننده سی

bu mahnını Rəhim Şəhriyari-nin səsindədə qulaq asın Güney Azerbaycan oxuyanı

sənsizləmişəm سنسیزله میشمYüklə

 

سنسیزله میشم

 

باخ گولوم گلدی باهار آچدی بولاق لار گؤزونو

یار اینانما بو گؤز یاشلاری باغلار گؤزومو

قورخورام سنسیز اؤلم، آغلایاسان آرخامجا

آخی اؤلسم ملکیم کیم سیلر آغلار گؤزونو

نه قده ر گؤینه میشم، نه قده ر سیزلامیشام

نئجه یالقیزلامیشام، یار نئجه یالقیزلامیشام، آه نئجه یالقیزلامیشام

بو کؤنول دفترینه، درد، کده ر یازدی فلک

بو غریب طالعیمه گؤرکی نه لر یازدی فلک 

نه یلریم آخی من سنسیزلیگه اؤیره شمه میشم

منه غربتده کئچن، عؤمرو هده ر یازدی فلک

آه نه قده ر گؤینه میشم، گؤز یاشین گیزله میشم

نئجه سنسیزله میشم، یار نئجه سنسیزله میشم

 

sənsizləmişəm

 

bax gülüm gəldi bahar açdı bulaqlar gözünü

yar ınanma bu göz yaşları bağlar gözümü

gorxuram sənsiz öləm ağlayasan arxamca

axi ölsəm mələyim kim silər ağlar gözünü

nə qədər göynəmişəm nə qədər sizlamışam

necə yalqızlamışam yar necə yalqızlamışam ah necə yalqızlamışam 

bu könül dəftərinə dərdo kədər yazdı fələk

bu qərib taleimə gör ki nələr yazdə fələk

neyləyim axı mən sənsizliyə öyrəşmşmişəm

mənə qürbətdə keçən ömrü hədər yazdı fələk

ah nə qədər göynəmişəm göz yaşın gizləmişəm

necə sənsizləmişəm yar necə sənsizləmişəm

 
::::::::::::::::::::::::  قربان سنه   ::::::::::::::::::::::

 


آذری قیز گونل دن آدی یوک آلبوم دانلود ائدین Günel Azeri kız mp3

 

Fevral 27, 2009 20:40 Yazar: duzLuoglan

 

گونل آذری قیز دان گوزل بیر آلبوم آدی یوک آدیندا

آدی یوخ آلبوم چوخ گوزل دی موطلق دانلود ائدین

Günel Azəri qız Adı yok Albom endir

 gunel گونل

1- آدی یوک Adı yok

 

2- آلامام Alamam

 

3- آیریلیک ، آیریلیق Ayrılık . Ayrılıq

 

4- بلالیم Bəlalim Belalim

 

5- بیز ایکی دولت بیر میللتیز Biz iki devlət bir millətiz

 

6- داغلار واز گئچتیم dağlr vaz geçtim

 

7- ارنلر Erenler

 

8- ایچتیم İçtim

 

9- ایسته ییرم گؤرم سنی İstəyirəm görəm səni

 

10- قارا گیله Qara Gilə

 

11- قارا گؤز Qara Göz

 

12- کوسدوم کوستوم küstüm küsdüm

 

13- ناسیل گئچتی خبرسیز Nasıl Geçti Həbərsiz

 

14- سنی بنی Səni Bəni

 

15- سئومه جه sevməcə

 

16- تاماممی Tamammı

آهنگ باخ گولوم گلدی باهار آچدی بولاق لار گوزونو mp3

بو آهنگین اصلی آدی سنسیزله میشم دی کی گوزل و اوریه یاتان بیر ماهنی دیر

خاطیره ایسلام بو ماهنی نی چوخ گوزل اوخویوب

باخ گولوم گلدی باهار موزیک دانلود ائدین

bax gülüm gəldi bahar açdı bulaqlar gözünü

sənsizləmişəm - xatirə islam mp3 endir

 

بوردان یوکله

yüklə

 

بو آهنگی رحیم شهریاری نین سسینده ده قولاق آسین گونی آذربایجان خواننده سی

bu mahnını Rəhim Şəhriyari-nin səsindədə qulaq asın Güney Azerbaycan oxuyanı

sənsizləmişəm سنسیزله میشمYüklə

 

سنسیزله میشم

 

باخ گولوم گلدی باهار آچدی بولاق لار گؤزونو

یار اینانما بو گؤز یاشلاری باغلار گؤزومو

قورخورام سنسیز اؤلم، آغلایاسان آرخامجا

آخی اؤلسم ملکیم کیم سیلر آغلار گؤزونو

نه قده ر گؤینه میشم، نه قده ر سیزلامیشام

نئجه یالقیزلامیشام، یار نئجه یالقیزلامیشام، آه نئجه یالقیزلامیشام

بو کؤنول دفترینه، درد، کده ر یازدی فلک

بو غریب طالعیمه گؤرکی نه لر یازدی فلک 

نه یلریم آخی من سنسیزلیگه اؤیره شمه میشم

منه غربتده کئچن، عؤمرو هده ر یازدی فلک

آه نه قده ر گؤینه میشم، گؤز یاشین گیزله میشم

نئجه سنسیزله میشم، یار نئجه سنسیزله میشم

 

sənsizləmişəm

 

bax gülüm gəldi bahar açdı bulaqlar gözünü

yar ınanma bu göz yaşları bağlar gözümü

gorxuram sənsiz öləm ağlayasan arxamca

axi ölsəm mələyim kim silər ağlar gözünü

nə qədər göynəmişəm nə qədər sizlamışam

necə yalqızlamışam yar necə yalqızlamışam ah necə yalqızlamışam 

bu könül dəftərinə dərdo kədər yazdı fələk

bu qərib taleimə gör ki nələr yazdə fələk

neyləyim axı mən sənsizliyə öyrəşmşmişəm

mənə qürbətdə keçən ömrü hədər yazdı fələk

ah nə qədər göynəmişəm göz yaşın gizləmişəm

necə sənsizləmişəm yar necə sənsizləmişəm

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 13:1  توسط  سیامک و الهام جون   | 

 آلبوم جدید و فوق العاده زیبای رحیم شهریاری به نام Kim Bilir ... با دو کیفیت

رحیم شهریاری

128 Mp3 

01 Shirin San (Gozlayajayam)

02 Gal Gorusha

03 Vafasiz

04 Bas Na Deyim

05 Kim Bilir

06 Sular Sonasi

07 Seva Bilmazsan

08 Nadan Di

09 Tanha

10 Qara Goz.mp3

11 Eshqin Kitabi

12 Istayiram Galasan


Mp3  56

01 Shirin San (Gozlayajayam)

02 Gal Gorusha

03 Vafasiz

04 Bas Na Deyim

05 Kim Bilir

06 Sular Sonasi

07 Seva Bilmazsan

08 Nadan Di

09 Tanha

10 Qara Goz.mp3

11 Eshqin Kitabi

12 Istayiram Galasan

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤  قربان سنه

 

گوزللرین گوزلی


باصدای رحیم شهریاری

 

آلبوم زیبای رحیم شهریاری با نام گوزللرین گوزلی (زیباترین زیباها)


 

۱- اسن یئللر mp3

دانلود

۲- گله جیم mp3

دانلود

3- گئتمه قال mp3

دانلود

4- گوزل mp3

دانلود

5- اینانیم می ؟ mp3

دانلود

6- نه دییم  mp3

دانلود

7- اوینا گولوم mp3

دانلود

8- ساری تئللر mp3

دانلود

9- سئودیره بیلمه دیم mp3

دانلود

10- تک قالدیم mp3

دانلود

11- اونوتدون منی mp3

دانلود

12- یار یار mp3

دانلود

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤  قربان سنه

 

رحیم شهریاری

 آهنگهای آذری - رحیم شهریاری

آلبوم جدید و بسیار زیبای رحیم شهریاری با نام کیم بیلیر ... با 3 کیفیت متفاوت ...

MP3 128

دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ
Rapidshare Directlink 

01 Shirin San (Gozlayajayam).mp3

02 Gal Gorusha.mp3

03 Vafasiz.mp3

04 Bas Na Deyim.mp3

05 Kim Bilir.mp3

06 Sular Sonasi.mp3

07 Seva Bilmazsan.mp3

08 Nadan Di.mp3

09 Tanha.mp3

10 Qara Goz.mp3.mp3

11 Eshqin Kitabi.mp3

12 Istayiram Galasan.mp3

 

 

  برای دانلود روی آهنگ مورد نظرکلیک کنید

آهنگ های زیر از آلبوم ((san siz))استاد رحیم شهریاری می باشد. 

   آهنگ شماره -1

   آهنگ شماره - 2

   آهنگ شماره - 3

   آهنگ شماره - 4

   آهنگ شماره - 5

   آهنگ شماره - 6

برای دانلود روی آهنگ مورد نظرکلیک کنید

آهنگ های زیر از آلبوم ((آغلاما)) استاد رحیم شهریاری می باشد. 

    آهنگ شماره-1

   آهنگ شماره -2

   آهنگ شماره - 3

   آهنگ شماره -4

   آهنگ شماره - 5

برای دانلود روی آهنگ مورد نظرکلیک کنید

آهنگ های زیر از آلبوم ((آغلاما)) استاد رحیم شهریاری می باشد. 

   آهنگ شماره 1

   آهنگ شماره 2

   آهنگ شماره 3 

   آهنگ شماره 4

   آهنگ شماره 5

برای دانلود روی آهنگ مورد نظرکلیک کنید

                                  

  آهنگ های زیر از آلبوم ((ریحان)) استاد ودود موذن زاده می باشد. 

    آهنگ شماره 1

    آهنگ شماره 2

    آهنگ شماره 3

    آهنگ شماره 4

 
 
 

برای دانلود روی آهنگ مورد نظرکلیک کنید

                                  

  آهنگ های زیر از آلبوم ((ریحان)) استاد ودود موذن زاده می باشد. 

     آهنگ شماره 1

     آهنگ شماره 2

     آهنگ شماره 3

     آهنگ شماره 4

     آهنگ شماره 5  

 آهنگ های زیر از آلبوم ((sari bulbul)) استاد ودود موذن زاده می باشد ((قسمت دوم))

   آهنگ شماره 1

   آهنگ شماره 2

   آهنگ شماره 3

   آهنگ شماره 4

   آهنگ شماره 5

 آهنگ شماره 1

 آهنگ شماره 2

 آهنگ شماره 3

 آهنگ شماره 4

 آهنگ شماره 5

 

   حکیم

   بالا(اولاد)

   باختیمیزا

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 11:27  توسط  سیامک و الهام جون   | 

bullet 1 شالاگو
bullet  2 چوپانی
bullet  3 لزگی
bullet  4 شکوفه
bullet  5 واقازالی
bullet  6 مبارک باد
bullet  7 ناز
bullet  8 مجسمه
bullet  9 ساری گول
bullet 10 میکس
bullet 11 کور اوغلی
bullet 12 آرشین مال آلان

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤  قربان سنه

 

برای دانلود روی آهنگ مورد نظرکلیک کنید

 

آهنگ های زیر از آلبوم ((san siz))استاد رحیم شهریاری می باشد. 

   آهنگ شماره -1

   آهنگ شماره - 2

   آهنگ شماره - 3

   آهنگ شماره - 4

   آهنگ شماره - 5

   آهنگ شماره - 6

 

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤  قربان سنه

 

 

کیم بیلیر


باصداي رحيم شهرياري

 

آلبوم جدید و بسیار زیبای رحیم شهریاری با نام کیم بیلیر

                    لينک دانلود کل آلبوم (در داخل يک فايل زيپ با حجم حدود 47 مگابايت)

رمز فايل: ندارد

 

 براي دانلود، روي هر يک از لينک بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد.

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤  قربان سنه

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 10:29  توسط  سیامک و الهام جون   | 

گاهی...هرازگاهی...

که خودمم و خودم،

حس می کنم ...

خودم رو گم کردم.....

لابه لای اینهمه روزمرگی و تکرار و عادت...

.

و بعد،

دلتنگ می شم...

دلتنگ خودم...

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

چه اختیاری،چه کشکی!


نه به حرف ما باران می بارد

نه برف می استد

نه مرگ می ماند،


شبی دور، نه به خواست خود به دنیا می آییم

شبی دور تر، نه به خواست خود خواهیم رفت


چه اختیاری،چه کشکی!


ما تبعیدی گناهی بزرگیم

که از بوی سیب آغاز شد

و این جهان عمریست که سنگین و تلخ

از ما می گذرد

در ما می گذرد،


چه اختیاری!


با این همه این جهان

این جهان، هیچ قشنگی ست

تا پیر سالگی نا معلوم

تا فرصت نا پیدا

                بی هیچ اختیاری

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

وقتي ياد تو ميمونه تو قلب خستم از خدا ميخوام نگيره حس عشقتو از تن من

به يادتو ميشينم حتي تو شبهاي پاييز اگه تو بري كل دنيام ميشه غم انگيز

من و تو با هم مي تونيم از همه ي حادثه ها رد شيم

اما با نميشه فهميد گريه كردن و بلد شيم

ياد اون شبي ميوفتم كه چشات برام كرد دل من يه لحظه لرزيد

براي هميشه برگرد................

قسمت ميدم به اون ماه حتي تو بي كسيهام تو كه غم خوارم بودي

تو همه ي دل واپسي هام...............

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

تنهام نذار......

فـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــریــــــــــــاد 

   فــــــــــــــــــــریـــــــــــــادی بـــــــرای تــــــــــــــــو

  فریادی که از اعـــــماق قلـــــب خستـــه ام پا می گیرد

  و هــــــــــــــنــــــــــوز کــــــــــــــــه هـــــنـــــــــوز اســـت

  و بــــا ایـــــــــــــن کــــــــه مـــــــدت ها از رفتنــــــت گذشته

 هنــــــــوز بر حنــــــــــــــجره خســــــته ام جاری نگـــــــــــشته

 

 زیـــــــــبایــــــم

 هنوز نتوانسته ام درد عمیق

 نبــــودن و رفتـــــــنت را باور کنـــــم

 

عشــــــــــــــــــــــق من    

هنوز صـــــدای زیبای مستیت

و هنوز گم شدن در قطره قطره ی

 بـــــــــــــعد صدایت فراموشم نشده

و بــــــــــه خدای اسمان ها قســـــــــم

هـــــــنــــــوز کـــــه هــــنـــــوز اســـــــــت

عروجی که با تو بودن برایـــم اورده پایان نیافته   

تنهام نذار........ 

 
 
 
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
 

دل

 

گفتمش: دل مي‏خري!؟

 

پرسيد: چند؟

 

گفتمش:دل مال تو، تنها بخند!

 

خنده کرد و دل ز دستانم ربود،

 

تا به خود باز آمدم او رفته بود،


 

دل ز دستش روي خاک افتاده بود؛

 

جاي پايش روي دل جا مانده بود...

 
 
 
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
 

تو تو تو
 

واژه هاي درون قلبم را يك به يك مرور مي كنم

عشق

اشك

انتظار

بيقراري

ديوانگي

آرزوهاي محال

نگاه عاشقانه

و ...

اما باز هم يك واژه را كم دارم

آن واژه تو هستي

آري من باز هم ( تو ) را كم دارم

 
 
 
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
 

در حسرت ديدار تو آواره ترينم

 

دنيا كوچيكه و عشق تو ، بزرگ

دستهاي من كوچيكه و قلب تو ، بزرگ

چشمهاي من كوچيكه و آسمون دل مهربون تو ، بزرگ

اشكهاي من كوچيكه ولي غربت تو ، بزرگ

آسمون دل من كوچيكه و ستاره ي عشق تو ، بزرگ

گر چه عشق من كوچيكه و قلبم طاقت غم نداره

اما بدون تا روزي كه نفس مي كشم و زنده ام

عشق زيبا و قشنگت هميشه توي قلب كوچيكم مي مونه

 
 
 
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
 

بازار بی مهری
به دیدار تو شادم
تو شادم کن
که سوز غم بر آمد از نهادم

تو می گفتی صدایم کن
زسوز سینه هر شب
صدایت می زنم
اما رسی ایا به دادم؟

کمک کن
تا ابد تنها به تو عاشق بمانم
به کوی عاشقی
شعر خوش ماندن بخوانم

 
 
 
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
 

خیلی دوستت دارم بیشتر از آننکه باور کنی...


 


 


بيشتر از آنچه که تصور ميکني دوستت دارم و


بيشتر از آنچه باور داري عاشق توهستم
بيشتر از هر عشقي بر تو عاشقم و بيشتر از هر ديوانه اي مجنون تو هستم.
عزيزم من محتاج تو هستم و بدون تو زندگي برايم مفهومي


جز تاريکي و سياهي ندارد!
دوستت دارم چونکه ميدانم تو نيز مرا دوست ميداري ،


دوستت دارم چونکه مرا باور داري و مرا لايق آن قلب پر از محبتت ميداني!
تنها آرزويم اين است که تا آخرين لحظه زندگي ام در کنارتو باشم


و جز اين از خداي خويش هيچ آرزويي را ندارم
عزيزم اين قلب کوچک و شکسته و پر از عشق من تنها هديه اي است


از طرف من به تو!
از تمام دنيا تنها همين قلب کوچک را دارم ، همين و بس!
عزيزم تا پايان با تو مي مانم چونکه تنها تو هستي که


معناي واقعي عشق را به من ابراز کردي و آموختي!
آموختي که عشق يعني تا پايان زندگي ماندن و تا پايان زندگي دوست داشتن!
عزيزم به جز تو کسي براي من دوست داشتني نيست و


به جز تو کسي لايق اين قلب بي طاقت من نيست
هر جاي دنيا که هستي بدان که در اين دنياي بزرگ


کسي هست که عاشق و ديوانه تو مي باشد !
هر جاي دنيا که هستي بدان که من به انتظار تو مي مانم تا تو را ببينم و


در آغوش خود بفشارم!
عزيزم دنيا خيلي بزرگ است ، اين دنيا پر از عاشق و معشوق است ،


پر از ليلي و مجنون است، اما همه عاشقان يک سو ،


و من و تو نيز يک سوي ديگريم!
عزيزم تو دومين قبله عبادت مني و در همه لحظه ها بعد از خدا


تو را عبادت ميکنم!


عزيزم بدون تو ،جايي در اين دنياي بزرگ ندارم ،


و تنهاتر از من ديگر تنهايي نيست!
تو همان دنياي مني عزيزم ، به هر زيبايي هاي اين دنيا که


مي نگرم تو را ميبينم .
دوستت دارم عزيزم خيلي دوستت دارم ،


آنقدر دوستت دارم که ديگر هيچگونه جاي ابرازي براي آن نيست!
مستم از اين عشق تو ، و پريشانم از غصه هاي تو و گريانم از اشکهاي تو!
با تو پر از اميدم ، و رنگ خوشبختي را خوش رنگ از گذشته مي بينم
با تو قلب من خوشبخت ترين قلب دنياست ، با تو اين دنيا برايم همان بهشت است!
عزيزم دوستت دارم … چون که در ميان اينهمه عاشقان تو


توانستي بماني با قلبم ، بسازي با احساسم و درک کني زندگي ام را !
عزيزم دوستت دارم… چون که اين قلب کوچک و پر از عشق مرا


در قلبت طلسم کرده اي و نگذاشتي هيچ کس ديگر قلب مرا از تو بگيرد !
اينبار با فرياد ، با چشمهاي گريان ، با قلبي عاشق ،


با اراده و با احساسي پرا از دوست داشتن ميگويم که


دوستت دارم تا همه عاشقان فرياد مرا بشنوند و


به من بنگرند و شرمنده شوند!



 

تقدیم به تو عشق پاک من

 
 
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
 

خداوندا..................
خداوندا

من چيزی نمی بينم آينده پنهان است

ولی آسوده ام

چون تو را می بينم

وتو

همه چيز را

 
 
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
 

دوستت دارم
 

 می خواهم از تو بگویم

بی آن که در جستجوی قافیه باشم

و بی آن که حتی در جستجوی واژه ها باشم

در این شب ها که گویند عزیزترین شب های خداست

می خواهم از تو بگویم

از تو که عاشقانه دوستت دارم و می دانم که دوستم داری

با ساده ترین کلمات

همراه با همین اشکی که دارد می غلتد و فرو می افتد

می خواهم بگویم دوستت دارم

امشب نه می خواهم برایت از آسمان خورشید بیاورم

نه می خواهم ستاره ها را برایت بچینم

و نه می خواهم به شهر آرزوها و رؤیاها بروم

فقط ساده و با صداقت

همراه با شاهدی صادق

از اعماق جانی سوخته

با چشمانی بارانی

می خواهم بگویم دوستت دارم

و می خواهم بگویم این نه سخنی است که تنها بر زبان آید

من تقدس عشقت را

بر کرامت وجودم نشانده ام

و اگر سراسر وجودم زبان باشد

یکسره خواهد گفت:

دوستت دارم

 
 
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

کاش می شد یک بار دیگه......
کاش می دانستی دلم در حسرت دوباره دیدنت تو سینه می سوزه

کاش می دانستی شمع آرزوهای مرا جدایی تو خاموش کرده!!

کاش قصه ی تنهاییم را از چشمانم می خواندی!!!

حالا چگونه به نبودنت تو عادت کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تقدیم به کسی که هنوزم دوستش دارم

 
 
 
 سمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیه
 
 
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
 

غم

اولين روز که چشمامو وا کردم ديدم يکي کنارم نشسته

داشت به چشمام نگاه ميکرد بهش گفتم تو کي هستي؟

گفت: من پيشت ميمونم ولي بهت نميگم کي هستم

گفتم : تا هميشه پيشم ميموني

گفت : آره

گفتم : باهام بازي ميکني؟

گفت : نه

گفتم : واسه چي؟

گفت : من فقط پيشت ميمونم ولي کاري واست نميکنم

من هم گريه کردم اومد اشکامو پاک کرد

گفت : هنوز گريه نکن

گفتم : واسه چي؟

گفت : هنوز وقتش نرسيده

من هم بيشتر گريه کردم

مامانم اومد منو بغل کرد

اون گفت : ميدوي اين کيه ؟

گفتم : نه

گفت : اين مادرته

گفتم : مادر چيه؟

گفت : مادر دلسوز ترين فرد دنياست خيلي هم دوست داشتنيه

گفتم : باهام بازي ميکنه؟

گفت : آره

گفتم : من مادر رو بيشتر دوست دارم تا تو

گفت : ولي...

گفتم : ولي چي؟

گفت : اون تو رو تنها ميزاره

گفتم : نه اون منو دوست داره تنهام نميزاره

گفت : تنهات ميزاره

منم دوباره گريه کردم ديدم يکي اومد دست رو سرم کشيد

اون گفت : اين رو ميشناسي؟

گفتم : نه

گفت : اين پدرته

گفتم : پدر

گفت : آره

گفتم : اين کيه ؟

گفت : اين مهربان ترين فرد دنياست خيلي هم دوستت داره

گفتم : باهام بازي ميکنه؟

گفت : اره ولي آخر تنهات ميزاره

گفتم : تو دروغ ميگي اون منو دوست داره

ديدم يکي اومد بالاي سرم دستامو گرفت و يه بوس به دستام داد

گفت : ميدوني اين کيه؟

گفتم : نه

گفت : اين خواهرته

گفتم : خواهر

گفت : آره خواهر ، هم راز ، هم درد ، هم بازي

گفتم : اين پيشم ميمونه

گفت : نه اين هم تنهات ميزاره

گفتم : آخه چرا؟  اون که منو دوست داره

گفت : همه دوستت دارن اما فقط من پيشت ميمونم و تنهات نمي زارم

گفتم : نه

وبعد ديدم يکي اومد بغلم کرد و باهام بازي کرد

گفت : ميدوني اين کيه ؟

گفتم : اين همونيه که منو تنها نمي زاره

گفت :  نه اون هم تو رو تنها ميزاره

گفتم : نه نه نه

گفت : اون برادرته دوست داره هر چي ميخواي واست مياره ولي بهش دل نبند

گفتم : چرا؟

گفت : تنهات ميزاره

بعد روزها گذشت سال ها گذشت تا من بزرگ شدم و با آدم هاي ديگري آشنا شدم

ولي اون همش مي گفت اونها تو رو تنها ميزارن

تا روزي که....

داشتم قدم ميزدم ديدم يکي داره نگام ميکنه اول بهش توجه نکردم و رفتم

روز بعد وقتي از اونجا گذشتم ديدم دوباره اونجا ايستاده و به من خيره شده من هم اهميتي

 بهش ندادم و سريع از اونجا گذشتم

روزها گذشت و اون همين جور به من خيره ميشد

وقتي اون رو ميديدم داشت بهم لبخند ميزد هميشه يک شاخه گل سرخ توي دستاش بود يک روز که داشتم از اونجا گذر ميکردم ديدم يکي اومد جلوم ايستاد و شاخه گلي به طرف من گرفت وقت نگاش کردم ديدم خودشه هموني که هميشه منتظرم بود به چشماش نگاه کردم خودشو اورد جلو تر بهم گفت دوستت دارم ....

ديدم يکي بهم گفت : تنهات ميزاره

آره خودش بود اوني که هميشه باهام بود و مي گفت تنهام نميزاره

گفتم : اون که دوستم داره

گفت : اين دليل موندن نيست

من هم اون گل رو از اون گرفتم

هر روز منتظر من به درختي تکيه ميکرد با يک گل سرخ

کم کم معني عشق رو فهميدم آره اون عاشق من شده بود

اما من از جدايي ميترسيدم خيلي....

روزي رسيد که ديدم کنار درخت کسي نيست ديدم يک نامه با يک گل سرخ کنار درخت بود

وقتي نامه را باز کردم نوشته بود تو تنهاتريني

به خيابون نگاهي کردم ديدم خودش بود اما دستاش توي دستاي يکي ديگه....

توي همون لحظه ديدم يک دست روي شونه هام گذاشت

گفت : ديدي گفتم باتو نميمونه

من هم بغض گلوم رو گرفته بود به آرامي گريه کردم

گفتم : تو که تنهام نگذاشتي

گفت : آره من تنها کسي هستم که کسي رو تنها نميزارم

گفتم : تو کي هستي؟

گفت : غم

گفتم : غم

گفت : آره اوني که با همه ميمونه هيچ کسي رو توي تنهايي تنها نميزاره

اشکامو پاک کردم و رفتم جايي که ديگه کسي منو پيدا نکنه

اما تنها کسي که منو تنها نگذاشت غم بود .....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 21:20  توسط  سیامک و الهام جون   | 


 

 



 
 

 




 
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 21:1  توسط  سیامک و الهام جون   | 

 

خلوتم...

 خلوتم را نشكن
شاید این خلوت من كوچ كند
به شب پروانه
به صدای نفس شهنامه
به طلوع آخرین افسانه
و غروبی كه در آن
نقش دیوانگی یك عاشق
بر سر دیواری پیدا شد.
خلوتم را نشكن
خلوتم بس دور است
ز هوای دل معشوق سهند
خلوتم راه درازی ست میان من و تو
خلوتم مروارید است به دست صیاد
خلوتم تیر وكمانی ست به دست آرش
خلوتم راه رسیدن به خداست
خلوتم را نشكن...

 

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

یه عمر عاشقونه برای تو میخونم
دیوونه وار میخوامت فقط اینو می دونم
تنگ غروب میشینم خدا خدا میکنم
اسمتو نازنینم همش صدا میکنم
  نازتو بنازم
اهای دختر خوشکل به تو می نازم
چی باید صدات کنم تو که از بهترینی
دوست دارم نگات کنم چونکه خوشکل ترینی
آره تو بهترینی آره خوشکل ترینی
 
 
 
 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 16:48  توسط  سیامک و الهام جون   | 

 
 
 
 

۱-هر روز به سه نفر اظهار ادب کن

۲-از عبارت( متشکرم) به وفور استفاده کن

۳-بعضی اوقات از دیگران یاد بگیر

۴-اشتباهاتت را بپذیر

۵-فراوان لبخند بزن.هزینه ای ندارد و ارزشش قابل تصور نیست.

۶-هرگز امید را از کسی سلب نکن شاید این تنها چیزی باشد که دارد.

۷-شرافتمند باش

۸-بیش از حد لازم مهربان باش

۹-مردم را به قدر قلب شان اندازه بگیر نه به اندازه حساب بانکی شان

۱۰-حال و هوای بچگی را رها نکن

۱۱-غیبت نکن

۱۲-توقع نداشته باش پول برایت خوشبختی بیاورد.

۱۳-شعله دوستی های قدیمی را افروخته نگه دار

۱۴-هیچ فرصتی را برای ابراز محبت از دست نده

۱۵-هنگامی که دیگران به تو نیاز دارند در دسترس باش

۱۶بدان که چه وقت لازم است سکوت کنی

۱۷-از گفتن نمی دانم نترس

۱۸-ارزش هر لحظه را با فکر کردن به لحظه ی بعد از دست نده

۱۹-پیش از خوردن هر وعده غذا خدا را شکر کن

۲۰-یک اشتباه را دو بار تکرار نکن

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

زندگي مثل بازي شطرنجه... البته توخيلي بچه اي، برو همون منچتو بازي کن!




زندگي بدون عشق مثل شلوار بدون کشه... عشق من کجايي؟ آبروم داره مي ره!




مي دوني فرق تو با ميرزا نوروز چيه؟
ميرزا نوروز پول داشت، کفش نمي خريد، تو موبايل داري
SMS نمي دي!




مخصوص نيمه شب:
عروسک قشنگ من قرمز پوشيده / تو رختخواب مخمل آبيش خوابيده
عروسک من چشماتو وا کن / اس ام اس تو حالا نگاه کن
عروسکم اوسگول شدي برو لالا کن!




0935????67 اين شماره پينوکيو است، بهش زنگ بزن ببين چه طوري آدم شده، شايد تو هم آدم شدي!




#####0>==<#####
فکر کردي الان مي گم اين منم که از دوري تو روي ريل قطار خوابيدم؟ اگه گوشيتو 90 درجه به سمت چپ بچرخوني مي بيني که دارم از نردبان ترقي بالا مي رم.




از يه کچل مي پرسن اسم شامپوت چيه؟ مي گه من از شيشه پاک کن استفاده مي کنم!


                 

از بچه اصفهانيه مي پرسن وقتي مي ري سر يخچال چي مي خوري؟ مي گه: کتک!




معلم: بگو ببينم... اگه توي خيابون يه نفر يه خري رو گرفته و مي زنه، و من برم جلو و از اين کارش ممانعت کنم، به اين کار چي مي گن؟
شاگرد: آقا اجازه، حس برادري!

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

خداحافظ

خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن

ببین هم گریه هام از عشق .چه زندونی برام ساختن
خداحافظ گل پونه .گل تنهای بی خونه
لالایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه
یكی با چشمای نازش دل كوچیكمو لرزوند یكی با دست ناپاكش گلای باغچمو سوزوند
تو این شب های تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهایی داره می باره از هر سو
خداحافظ گل مریم .گل مظلوم پر دردم
نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از این فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم
نمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی
تو كه بیدار بیداری بگو از شب چی می دونی تو این رویای سر در گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازیچه ای بودی . تو دست سرد این مردم
خداحافظ گل پونه . كه بارونی نمی تونی
...طلسم بغضو برداره .از این پاییز دیوونه خداحافظ

خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگین، به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده اس
نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده اس
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رؤیا ها
بدونی بی تو و با تو، همینه رسم این دنیا
خداحافظ خداحافظ
همین حالا
خداحافظ

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

باز باران

 
باز بارانبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

نه نگویید با ترانهبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

می سرایم این ترانه جور دیگربهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

باز باران بی ترانهبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

دانه دانهبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

می خورد بر بام خانهبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

یادم آید روز بارانبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

پا به پای بغض سنگینبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

تلخ و غمگینبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

دل شکستهبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

اشک ریزانبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

عاشقی سر خورده بودمبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

می دریدم قلب خود رابهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

دور می گشتی تو از منبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

با دو چشم خیس و گریانبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

می شنیدم از دل خودبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

این نوای کودکانهبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

پر بهانهبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

زود برگردی به خانهبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

یادت آید هستی منبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

آن دل تو جار می زدبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

این ترانهبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

باز بارانبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

باز می گردم به خانهبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

 

 
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤   خدمت  سنه
 

یاد گرفته ام ...

امشب همه چیز رو به راه است

همه چیز آرام.....آرام  ... باورت می شود ؟

دیگر یاد گرفته ام شبها بخوابم " با یاد تو  "

همه چیز را یاد گرفته ام !

راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم !

یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم !

همه چیز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی !

یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به یاد تو !

یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن...

و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !

همه چیز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام که بی تو بخندم.....

یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...

یاد گرفته ام ...که دیگر عاشق نشوم !

یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم ....

و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم !

اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام ...

که چگونه.....! برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ...

و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم ....

تو نگران نشو !!

"فراموش کردنت" را هیچ وقت یاد نمیگیرم ....

 
 
 
 
 

تو به من می گفتی:

 

 

  تو به من می گفتی:

      که تو با آن دل دیوانه ات عاشق نیستی!

      و به من بخشیدی،دوزخ چشم پر از خواهش و پر شورم را

      که ز چشمان دگری دل و دین می بردند

      تو به من می گفتی:

      حرف هایت همه اش از سر یک خودخواهی ست

      و نفهمیدی من

      چه مسیحانه و معصوم برایت مردم!

      تو به من می گفتی:

      بازی عاشقیت را به سر انجام رسان،تو مرا می بازی....

      و من از روی نگاهت خواندم

      که تو را یکسره در پای همه خاطره ها باخته ام.

      تو بدی میکردی و من از روی نیازم به تو می بخشیدم!

      و نمی فهمیدم.....

      این عذاب من ویران شده ی تنها بود

      یا عذاب تو که هر روز مرا رنجاندی

      و صداقت همه ی لازمه ی عشقی بود

      که تو از این دل دیوانه دریغش کردی

      تو به من می گفتی:

      عشق یعنی غل و زنجیر اسارت بر قلب!

      و من ساده گمان می کردم

      همه سنگینی قلبت، ز همین زنجیر است

      و نمی دانستم

      غل زنجیر تو معنای جدایی دارد......!!!

 
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤   خدمت  سنه
 
 
 

تا گرم آغوشت شدم

 

  تا گرم آغوشت شدم

چه زود فراموشت شدم

تقصير تو نبود خودم

باري روي دوشت شدم

كاشكي دلت بهم مي گفت

نقشه قلبمو داره

هر كي زد و رفت و شكست

يه روز يه جا كم مياره

موندن و سوختن و ساختن

همه يادگار عشقه

انتقام از تو گرفتن

كار من نيست، كار عشقه

 
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤   خدمت  سنه
 
 

غم و حسرت

 

با یک دنیا غم و حسرت دل از آغوش تو کندم

دیگه حتی یه بارم من به عشقت دل نمی بندم

به آسونی یک قصه تو از عشقم گذر کردی

دلم یک گوله آتیش بود تو اونو شعله ور کردی

میون این همه آدم شدم تنهاترین تنها

منو اینجا رها کردی تو در این گوشه دنیا

با یک دنیا غم و حسرت دل از آغوش تو کندم

دیگه حتی یه بارم من به عشقت دل نمی بندم

ببین بغض شکستم رو نمیگم دیره یا زوده

اگه چیزی برام مونده یه مشتی خاطره بوده

واسه این عاشق ساده یه روز مثل خدا بودی

نمی دونست دل ساده که خیلی بی وفا بودی

با اینکه دل بریدم من شکسته بال پروازم

هنوزم توی این غربت برات معنای آوازم

با یک دنیا غم و حسرت دل از آغوش تو کندم

دیگه حتی یه بارم من به عشقت دل نمی بندم


 
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤   خدمت  سنه
 
 
 

...من همونم که همیشه...

...من همونم که همیشه...

          ...غم وغصم بی شماره...

                     ...اونیکه تنها ترین...

                                 ... حتی سایه ام نداره...

                                             ...این منم که خوبیامو...

                                                       ...کسی هرگز نشناخته...

                                                                  ...اونکه در راه رفاقت...

                                                                             ...همه هستی شو باخته...

                                                                  ...هر رفیق راهی با من...

                                                        ...دوسه روزی همسفر بود...

                                             ...ادعای هر رفاقت...

                            ... واسه من چه زودگذربود...

                 ...هر کی بازمزمه عشق...

  ... دو سه روزی عاشقم شد...

                ... عشق اون باعث زجر...

                               ...همه دقایقم شد...

                                      ...اونکه عاشق بود عمری...

                                                  ... ز جدا شدن می ترسید...

                                                              ...همه هراس وترسش...

                                                                         ... به دروغش نمی ارزید...

                                                             ... چه اثرازاین صداقت...

                                                   ... چه ثمرازاین نجا بت...

                                          ... وقتی قد سرسوزن...

                          ... به وفا نکردیم عا دت...

 
 
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤   خدمت  سنه
 

یکی را دوست می دارم ولی افسوس او هرگز نمی داند

نگاهش می کنم شاید بخواند از نگاه من

که او را دوست می دارم

ولی افسوس او هرگز نمی خواند نگاهم را

به برگ گل نوشتم من که او را دوست می دارم

ولی افسوس او گل را به زلف کودکی اویخت
 
 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 16:23  توسط  سیامک و الهام جون   | 

 
 
نام گل جاوید است
 
 

چون

ار طعنه های دایم خار

خم به ابرو نمی آورد و

صبور وشاداب

عمر کوتاه خویش را

پشت سر می نهد

 
 
 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

 
 
 

            درخت ها را بنگريد كه هنگام اميدواري و عشق ورزيدن

            به زندگي چگونه  پاي كوبي و دست افشاني مي كنند

            و با سبزي خويش مايـــۀ نشاط و شاداب مي گــردند و

            رهــگذران را در آغوش پرمهر خويش مي كشند و دست

             محبت بر سرشان مي گشايند و گــــاه ميوه اي نيز نثار

             عطش ايشان مي نمايند. اما هنگامي كه ترسِ زمستان

             وجــودشان را به لـــرزه مي افكنــــد ناتــوان و ضـعيف،

             سيلي خور باد ناموافق مي گــردند و مي شكنند و زرد

             وخشك و فراموش شده در قاب انجماد فرو مي روند تــا

             شايد اميد رويشي دوباره جاني در كالبد زندگي  آنها بدمد.

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::  قربان سنه
 
 
 

 
 
ای کاش!

چشمانمان را

بر

طلوع

نمی خواباندیم

تا

جرعه جرعه

نور را سر می کشید 

 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::  قربان سنه
 
 
 

 

ای همه روشنی و بیداری

تو کجا رفته ای آخر که دگر چشمانم

هر چه دو دو ز پی ات می آید

جز غم تنهایی

حاصلش دیگر نیست

تا به دنیای پر از بی خبری

لحظه ای هدیه کند

 
 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::  قربان سنه
 
 
 

 

          چشم مي گشاييم و دنيا و اهل آن را آنچنان كه هست بـي واسطه به نظـاره مي نشينيم،

          اما خود را با واسطــه ی چشم آينـــه در پس بدبينـي ها و اوهام و آمــال خويش تماشا

          مي كنيم و آينـــه هر بار ،چنان اشعـه هاي نخوت ورخوت را در چشمانمــان مي تاباند

          كه تا اعماق جسم و جـان پيش مي رود وما را  از تلاش و حركت باز مي دارد .

 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::  قربان سنه
 
 
 

 

بعضي ها به جاي نشستن و در چمبره آرزو ها اسير شدن ، اسباب

 رسيدن به آن را مهيا مي كنند .

مرحله به مرحله و گام به گـام با دردست گرفتن چراغ آرزو مسير پــر

پيچ و خم و تاريك پيش رو را روشن مي كنند ، استوار و محكم بــراي

رسيدن به آن پيش مي روند ونا ممكــن را براي خود ممكن مي كنند.

 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::  قربان سنه
 
 
 

 

صدای باران را

پشت پنجره می بندیم

و چشمهای پنجره را

بر باران دلهای ابری خویش

می گشاییم!

 
 
 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::  قربان سنه
 

 

چتر را زیر پای باران فرش می کنیم

تا مبادا با قدم هایش

پاک شویم!

 
 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::  قربان سنه
 

 
 
 
پرده ای بر  نگاه زلال پنجره می افکنیم

تا

پشت دیوار پوشالی ذهنمان

با خیال قصری

پادشاهی کنیم

 
 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::  قربان سنه
 

 

 

اگر به دنبال يافتن نشانه هاي بدبختي در زندگي خود بگرديد

 همچون نهالي در بند بند وجودتان ريشه مي زند ،پا مي گيرد

 و به يكباره درختي كهنسال مي شود كه قطع آن در حد توان

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 9:43  توسط  سیامک و الهام جون   | 

 

 

میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ات می کرد بهت چی گفت ؟

جایی که میری مردمی داره که می شکننت نکنه غصه بخوری

من همه جا باهاتم  تو تنها نیستی 

 تو کوله بارت عشق میزارم که بگذری

 قلب میزارم که جا بدی

 اشک میدم که همراهیت کنه

 و مرگ که بدونی برمیگردی پیشم



بچه بودم تو نبودی شبها زود خوابم می برد

دل كوچيكم فقط غصه بازی رو مي خورد

 بچه بودم چه قدر صاف و روون مي خنديدم

خوبيش اين بود كه از کسی حرف بدی نمی شنیدم

 بچه بودم همه هم مثل خودم بچه بودن

 نرم و ساده مثل شنهای کنار ساحل

 بچه بودم خبر از تو خبر از دروغ نبود

فکر و خیالم پریشون نبود

 بچه بودم همه چي درست می شد ، سخت نبود

هيچكی اندازه ی من اونروزا خوشبخت نبود

 بچه بودم كسي بي خود منو اذيت نمی كرد

مثل تو ميون بازيا خيانت نمي كرد

بچه بودم عالمی بود آخه عاشق نبودم



امشب دلم ميخواهد  به كسي بگويم"" دوستت دارم.""

 تو نهراس و آنكس باش.

 بگذار با هر آنچه در توان دارم

 همين امشب به تو ثابت كنم كه دوستت دارم.

 بگذار برايت نقش آن دلباخته اي را بازي كنم كه

 لحظه اي دور از محبوب خويش زندگي را نميتواند.

 بگذار همچون معشوقي كه براي وصال معشوقش

 جان ميدهد برايت جان دهم.

 بگذار همين امشب پيش پايت زانو بزنم

 و تو را ستايش كنم.

 بگذار در تاريكي به تو لبخند بزنم.

 نگذار زمان از دستم برود

 و تو را درنيابم.

 ميخواهم بينديشي كه همين امشب

 غير از من كسي ديوانه تو نيست

 هرچند كه جاهلانه فكري باشد.

 كمي بيشتر با من

 و همين امشب بگذار خيال كنم

 كه جز تو كسي نيست.

 همين يك امشب را بگذار نقش بازي كنم.

 نقش حقيقت را.

 همان كه دور از تو بارها روبه روي آينه تمرين كرده ام.

 اي آخرين





چند تا دوسم داری ؟

همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری، یه عدد بزرگ میگفتم...

ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم : یکی !!!

میدونی چرا ؟چون قوی ترین و بزرگترین عددیه که میشناسم ...

دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟

ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ...

تو هم یکی هستی ...

وسعت عشق من به تو هم یکیه ...

پس اینو بدون از الان و تا همیشه یکی دوستت دارم



گفته بودي سهراب....!

 

( بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه ي عشق تر است)

 

ولي از خستگي عشق چه ميدانستي؟

 

شوكرانش را آيا هرگز به تو قطره قطره نوشاندنش كس

 

شده يكبار به جز گرمي عشق به غم سردي آن هم برسي؟

 

سردي عشق چيز ويرانگر بي احساسي است

 

در همه زندگي ات داشتي لحظه ي بي توصيفي

 

سهراب! عشق جز چهره ي گل ، آب ، درخت

 

چهره ي ديگري هم دارد

 

عشق سنگي است كه زيبايي را در نگاهم چه حقيرانه شكست

 

سهراب....! عشق را  گرچه من تجربه اش كردم و شربتش را نوشيدم

 

گر تو هم تجربه اش ميكردي شايد چنين ميگفتي:

 

(بدترين درد رسيدن به نگاهي است كه در سردي عشق رنگ خود باخته است)



چه جور دلت اومد بری گریه که سهم من نبود

 

قصه که ازسر نمی شد وای یکی بود یکی نبود

 

چه جوری باورم بشه رفتن تو تنگ غروب

 

چه جوری آخه سر رسید فرصت اون روزهای خوب

 

به خدا باورم نشد وقتی که نشناختی منو

 

تو چنگ دیو گریه ها واسه چی انداختی منو

 

از شب پر پر زدنم چه طور تونستی بگذری

 

من که غریبه نبودم چه طور دلت اومد بری

 

گفتی به من تو هم برو یه قصه تازه بگو

 

گفتی به من راهی بشو تو جاده های پیش رو

 

آخه بگو منو به کی سپردی وقت بی کسی

 

چرا نخواستی بمونی به داد اشک هام برسی

 

وای یکی بود یکی نبود قصه که از سر نمی شه

 

هیچ کس آخه به غیر تو درد هام رو از بر نمی شه

 
"""""""""""""""" قربان سنه """"""""""""""""""
 

سلام عزیز دلم

منم دلم خیلی برات تنگ شده

ولی نمی دونم چرا نمی تونم خودمو راضی کنم

تا دوباره کنار هم باشیم

به خدا منم خیلی دوست دارم

بیشتر از اون چیزی که فکرشو بکنی

چقدر دلم می خواد تا یه بار دیگه صداتو بشنوم

به خدا واسه منم خیلی سخته ولی کاش درک می کردی

کاش باورم می کردی

ای کاشای زندگی هیچ وقت تمومی نداره

همیشه باید حسرت بخوری

هم حسرت چیزایی رو که داری و نداری

هم حسرت چیزایی رو که می تونی داشته باشی

چقدر دلم می خواست که این جا باشی و تو بغلت گریه کنم

دلم نمی خواد دیگه از چیزی نگران باشم

ولی انگار هر چی بد بختی تو یه این دنیاست ،دست اشارشو به سمت من گرفته

ای وای...........

کی فکرشو می کرد یه روز به این جا برسه

که تموم در های پشتش بسته باشن

خدایا کمکم کن

    کمکم کن

                          من خواستم ، تو اجابت کن!

 
"""""""""""""""" قربان سنه """"""""""""""""""
 

واقعا که خیلی جالبه

امروز یه درس بزرگ گرفتم

اینکه

ادم های زیای اطراف ما زندگی می کنن که ما خیلی از اون ها رو نمی شناسیم و از کنار خیلی هاشونم با کمال بی توجهی عبور کردیم

و به چهره ی خیلی هاشونم اصلا نگاه نکردیم

و این درست در حالی بوده که

اون ها ما رو میشناختن و حتی با یه نگاه ظاهر ما رو برنداز کردن

و حتی به خودشون اجازه دادن  بدون اینکه واقعا بشناسنت روت قضاوت کنن

ولی سخت تر از اون اینه که شخص همه ی این چیزا رو به دیگری گفته باشه و تو از کس دیگه ای بشنوی و بهت نگن که کی این حرف ها رو زده

و هیچ طور نتونی از خودت دفاع کنی

چرا بعضی ادما یاد گرفتن از رو ظاهر افراد روشون قضاوت کنن؟

چرا خیلی ها فکر می کنن خدا هستن و همه چی رو می دونن؟

این چیزا کم نیست

خیلی ها وقتی می خوان کاری کنن می گن نگاه کن

طرف با فلان کس دوسته

یا نگاه کن خانوادش این طورین

چرا هیچکس به خود اون فرد نگاه نمی کنه؟

پسر نوحم خانواده ی خوبی داشت

ای وای که چقدر حرف های بعضی ها ادم رو شکنجه می دن

چقدر دلم می خواست جایی باشم که هیچکس نشناستم و بتونم به راحتی زندگی کنم

تو چی؟

تو هم یه همچین ادمی هستی؟


 
"""""""""""""""" قربان سنه """"""""""""""""""
 

تو یعنی پاکی باران
تو یعنی لذت دیدن
تو یعنی یک شقایق را
به یک پروانه بخشیدن
تو یعنی از سحر تا شب
به زیبایی درخشیدن
تو یعنی کبوتر را
ز تنهایی رها کردن
خدای آسمان ها را
به آرامی صدا کردن
تو یعنی مثل نیلوفر
همیشه مهربان بودن
تو یعنی باغی از مریم
تو یعنی کهکشان بودن
تو یعنی چتری از احساس
برای قلب بارانی
تو یعنی پیک آزادی
برای روح زندانی
تو یعنی دست یک گل را
به دست اطلسی دادن
تو یعنی در زمستان ها
به فکر پونه افتادن
تو یعنی رویح باران را
متین و ساده بوسیدن
و یا در پاسخ یک لطف
به روی غنچه خندیدن
اگر چه دوری از اینجا
تو یعنی اوج زیبایی
کنارم هستی و هر شب
به خوایم باز می ایی
اگر هرگز نمی خوابند
دو چشم سرخ و نمناکم
اگر در فکر چشمانت
شکسته قلب غمناکم
ولی یادم نخواهد رفت
که یاد تو هنوز اینجاست
میان سایه روشن ها
دل شیدای من تنهاست
میان عشق و زیبایی
ترا من دوست می دارم
چه زیبا می شود روزی
به پایان اید این یلدا
دل تو آسمان گردد
و روح سبز من شیدا
به یادت تا سحرگاهان
نگاهم رسخ و بارانی ست
تو تا از دور برگردی

به هجران تو زندانی ست 




   http://mabulle78.m.a.pic.centerblog.net/cb59mcks.jpg


اجازه هست به عشق تو، توی کوچه ها داد بزنم؟

 

روی پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؛

 

اجازه هست که هر نفس ترانه بارونت کنم؟

 

ماه و ستاره رو بازم فدای چشمونت کنم؛

 

اجازه هست که خنده هات قلبمو از جا بکنه؟

 

بهت بگم عاشقتم، دوست دارم یه عالمه؛

 

اجاز هست بهت بگم عشق تو توی سینمه؟ 

 

جونمو هم به پات بدم بازم برای تو کمه؛

 

به من بگو، بگو به من، بگو منو دوسنم داری؟

 

بگو که واسه هوست پا روی دلم نمی ذاری

 

اجاز هست نگاهتو توی خاطرم قاب بکنم؟ 

 

چشمی که بدخواهمونه به خاطرت خواب بکنم؛

 

اجازه فریاد بزنم توی قلبمی تا به ابد؟

 

بدون اگه رسوا بشم بخاطرت خوبه نبرد؛

 

اجازه هست کنار تو به اوج ابرهام برسم؟

 

دست توی دستمو برم به فردا برسم؛

 

اجازه هست دریا بشم، کویرو پیومنه کنم؟

 

تو صدف دلم بشی، من توی دلت خونه کنم؛

 

اجازه هست یه لحظه باز توی چشات نگاه کنم؟

 

با یک نگاه بی ریا روی غمو سیاه کنم؛

 

اجازه هست ...




نابينا به ماه گفت :

دوستت دارم

ماه گفت : چه طوري ؟ تو که نمي بيني 

 نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم

ماه گفت : چرا ؟

نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم

 ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم

 

 


"""""""""""""""" قربان سنه """"""""""""""""""


 
چو رخت خویش بر بستم از این خاک

                               همه گفتند با ما اشنا بود

ولیکن کس ندانست این مسافر

                              گه گفت و با که گفت و از کجا بود




اگه ديدي بغض كردي 

 ولي دليل گريه كردن پيدا نمي كني

اگه دنبال جايي مي گشتي كه داد بزني. . .

 بدون كه دل خدا برات تنگ شده 

 مي خواد صداش كني .......




+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389ساعت 21:29  توسط  سیامک و الهام جون   | 

 

 

همیشه در میان

 

نامدگان و رفتگان - از دو کرانه ی زمان

                                                  سوی تو می دوند هان ! ای تو همیشه در میان

در چمن تو می چرد - آهوی دشت آسمان

                                                            گرد سر تو می پرد - باز سپید کهکشان

هر چه به گرد خوشتن می نگرم در این چمن

                                                            آینه ی ضمیر من جز تو نمی دهد نشان

ای گل بوستان سرا - از پس پرده ها درا

                                                     بوی تو می کشد مرا - وقت سحر به بوستان

ای که نهان نشسته ای باغ درون هسته ای

                                               هسته فرو شکسته ای - کاین همه باغ شد روان

مست نیاز من شدی - پرده ی ناز پس زدی

                                                             از دل خود برامدی - آمدن تو شد جهان

آه که می زند برون از سر و سینه موج خون

                                              من چه کنم که از درون - دست تو می کشد کمان

پیش وجودت از عدم زنده و مرده را چه غم ؟

                                                       کز نفس تو دم به دم - می شنویم بوی جان

پیش تو جامه در برم - نعره زند که بر درم

                                                             آمدمت که بنگرم - گریه نمی دهد امان

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

رؤيا


با اميدي گرم و شادي بخش
با نگاهي مست و رؤيائي
دخترک افسانه مي خواند
نيمه شب در کنج تنهائي:
بي گمان روزي ز راهي دور
مي رسد شهزاده اي مغرور
مي خورد بر سنگفرش کوچه هاي شهر
ضربه سم ستور بادپيمايش
مي درخشد شعله خورشيد
بر فراز تاج زيبايش
تار و پود جامه اش از زر
سينه اش پنهان به زير رشته هائي از در و گوهر
مي کشاند هر زمان همراه خود سوئي
باد ... پرهاي کلاهش را
يا بر آن پيشاني روشن
حلقه موي سياهش را
مردمان در گوش هم آهسته مي گويند،
« آه . . . او با اين غرور و شوکت و نيرو »
« در جهان يکتاست »
« بي گمان شهزاده اي والاست »
دختران سر مي کشند از پشت روزن ها
گونه هاشان آتشين از شرم اين ديدار
سينه ها لرزان و پرغوغا
در طپش از شوق يک پندار
«. شايد او خواهان من باشد »
ليک گوئي ديده شهزاده زيبا
ديده مشتاق آنان را نمي بيند
او از اين گلزار عطرآگين
برگ سبزي هم نمي چيند
همچنان آرام و بي تشويش
مي رود شادان براه خويش
مي خورد بر سنگفرش کوچه هاي شهر
ضربه سم ستور بادپيمايش
مقصد او خانه دلدار زيبايش
مردمان از يکديگر آهسته مي پرسند
«؟ کيست پس اين دختر خوشبخت »
ناگهان در خانه مي پيچد صداي در
سوي در گوئي ز شادي مي گشايم پر
اوست . . . آري . . . اوست
آه، اي شهزاده، اي محبوب رؤيائي »
«. نيمه شب ها خواب مي ديدم که مي آئي
زير لب چون کودکي آهسته مي خندد
با نگاهي گرم و شوق آلود
بر نگاهم راه مي بندد
اي دو چشمانت رهي روشن بسوي شهر زيبائي »
اي نگاهت باده ئي در جام مينائي
آه، بشتاب اي لبت همرنگ خون لاله خوشرنگ صحرائي
ره بسي دور است
«. ليک در پايان اين ره . . . قصر پر نور است
مي نهم پا بر رکاب مرکبش خاموش
مي خزم در سايه آن سينه و آغوش
مي شوم مدهوش.
باز هم آرام و بي تشويش
مي خورد بر سنگفرش کوچه هاي شهر
ضربه سم ستور بادپيمايش
مي درخشد شعله خورشيد
برفراز تاج زيبايش.
مي کشم همراه او زين شهر غمگين رخت.
مردمان با ديده حيران
زير لب آهسته مي گويند

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

نگو كفر است...

نمي خواهم خدايم بيكران باشد
نمي خواهم عظيم و قادر و رحمان
نمي خواهم كه باشد اين چنين آخر
خدا را لمس بايد كرد.
 
نگو كفر است
خدا را مي توان در باوري جا داد
كه در احساس و ايمان غوطه ور باشد
خدا را مي توان بوئيد
و اين احساس شيريني است
 
نگو كفر است
كه كفر اين است
كه ما از بيكران مهربانيها
براي خود
خدايي لامكان و بي نشان سازيم
خدا را در زمين و آسمان جستن
ندارد سودي اي آدم
تو بايد عاشقش باشي
و بايد گوش بسپاري
به بانگ هستي و عالم
كه در هر خانه اي آخر خدائي هست
 
نگو كفر است
اگر من كافرم، باشد
نمي خواهم  خدايا زاهدي چون ديگران باشم
نمي خواهم خدايم را
به قديسي بدل سازم
كه ترسي باشد از او در دل و جانم
 
نگو كفر است
كه سوگند ياد كردم من
به خاك و آب و آتش بارها اي دوست
خدا زيباترين معشوق انسانهاست
خدا را نيست همزادي
كه او يكتاترين
عاشق ترين
                   معبود انسانهاست.

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

چه زبانی صادقتر وزلالتر و بی ریاتر از زبانی که کلماتش ،

نه لفظ است ونه خط .اشک است وهر عبارتش نامه ای ، ضجه ی دردی ،فریاد عاشقانه ی شوقی؟ 

مگر نه اشک زیبا ترین شعر ، وبی تابترین عشق وگدازترین ایمان وداغترین اشتیاق و تب دار ترین احساس

وخالصانه ترین گفتن ولطیف ترین دوست داشتن است .

که همه در کوره ی یک دل ، بهم امیخته و ذوب شده اند وقطره ای گرم شده اند نامش اشک .

اشک که می میبارد وناله که بر می اید وگریه که اندک اندک در دل می رود

 وناگهان در گلو میگیرد وراه نفس را

می بندد وناچار منفجر می شود این زبان صادق و طبیعی شوق واندوه ودرد وعشق یک انسان است.

دکتر علی شریعتی

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389ساعت 20:53  توسط  سیامک و الهام جون   | 

 

 

با عشق بگو ...

 


با عشق بگو اثري زيبا و به ياد ماندني از استاد جمال پيمان

 


با عشق بگو اگر نشينم با تو
گلهاي ستاره را بچينم با تو
در كوچه ي ذهن من بيا مثل نسيم
شايد كه بهشت را ببينم با تو

 

 

با عشق بگو تبسم احساسي
پر جاذبه چون شكوفه ي گيلاسي
با بوي تو آيينه ي دل ميشكند
اي عشق ، مگر تريشه ي الماسي

 

 

با عشق بگو كه بوي سيب آوردي
چون ژاله طراوتي نجيب آوردي 

 آيا تو براي غنچه هاي مريم
در گام سحر ، بوي صليب آوردي؟

 


با عشق بگو كه مست مستيم هنوز
دل در گرو مي الستيم هنوز
تا پيش تبسم تو جان هديه كنيم
آماده تر و گشاده دستيم هنوز

 

با عشق بگو شكوفه ي خورشيدي
بوي نفس سپيده ي اميدي
دل با تو چرا دشنه ي تكفير خورد؟
وقتي كه پيام نكهت توحيدي

 

 

با عشق بگو تو از كجا آمده اي
با رمز شب دل ، آشنا آمده اي
در بوي تو لبخند ، هواي سحر است
شايد كه ز ساحت خدا آمده اي


 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389ساعت 20:51  توسط  سیامک و الهام جون   | 


عاشقانه ترین عکس جهان

 

 


گفته شده است که عکس این دو پرنده در کشور اکراین گرفته شده است. میلیون ها نفر در کشور آمریکا و اروپا با دیدن این عکس ها گریه کرده اند. عکاس این عکس ها آنها را به بالاترین قیمت ممکن به روزنامه های فرانسه فروخته است و تمام نسخه های روزنامه در روز انتشار این عکس بطور کامل فروخته شده است.

در تصویر اول پرنده ماده زخمی روی زمین افتاده و منتظر جفتش می باشد

در تصویر دوم پرنده نر برای همسرش با عشق و دلسوزی غذا می آورد

در تصویر سوم پرنده نر مجددا برای همسرش غذا می آورد اما متوجه بی حرکت بودن وی می شود لذا شوکه شده و سعی می کند او را حرکت دهد

لحظه ای که متوجه مرگ عشق خود می شود و شروع به جیغ زدن و گریه می کند

در کنار جنازه همسرش می ایستد و همچنان به شیون می پردازد

در آخر مطمئن می شود که عشق به او باز نمی گردد لذا با غم و ناراحتی کنار جنازه وی آرام می ایستد
 

تا حالا فکر میکردم پرنده ها فقط پرواز میکنند ولی...............!؟

Sky and the Bird.jpg

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389ساعت 20:42  توسط  سیامک و الهام جون   | 

آلبوم فوق العاده زیبای ادعا با صدای ناصر صدر با کیفیت خوب برای دانلود

Sesong.Blogfa.Com - Naser Sadr

برای دانلود روی لینک آهنگ کلیک راست زده و Save Target As را بزنید.

دانلود با کیفیت MP3 / 128 KB

01 - دل داغون

02 - بهش بگین

03 - بلا تکلیف

04 - ادعا

05 - حلالم کن

06 - می ترسم

07 - کجاشو دیدی

08 - منو ببخش

09 - خداحافظ

10 - بهش بگین (ریمیکس)

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

آهنگ جديد و بسيار زيباي ناصر صدر و شاهين خسرو آبادي به اسم گريه نكن با 3 كيفيت...

( تنظيم : شاهين خسرو آبادي )

ناصر صدر و شاهين خسرو آبادي - گريه نكن  [www.2.music4my.com]



 

دانلود با کیفیت 128 MP3

گریه نکن


دانلود با کیفیت 64 OGG

گریه نکن


دانلود با کیفیت 32 WMA

گریه نکن

 

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

صفحه اصلي
آلبوم ايراني
آلبوم خارجي
آْلبوم رپ فارسي
آلبوم تركي
آلبوم عربي

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

دانلود آهنگ زیبای ناصر صدر با نام تور سفید

دانلود


 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

۱۹۲ MP3

  • دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ Direct Link
  1. Dele Daghoon
  2. Behesh Begin
  3. Belataklif
  4. Eddea
  5. Halalam Kon
  6. Mitarsam
  7. Kojasho Didi
  8. Mano Bebakhsh
  9. Khodahafez
  10. Behesh Begin – Remix
  • 128 MP3
  1. دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ Direct Link
  2. Dele Daghoon
  3. Behesh Begin
  4. Belataklif
  5. Eddea
  6. Halalam Kon
  7. Mitarsam
  8. Kojasho Didi
  9. Mano Bebakhsh
  10. Khodahafez
  11. Behesh Begin – Remix

OGG 64

  1. دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ Direct Link
  2. Dele Daghoon
  3. Behesh Begin
  4. Belataklif
  5. Eddea
  6. Halalam Kon
  7. Mitarsam
  8. Kojasho Didi
  9. Mano Bebakhsh
  10. Khodahafez
  11. Behesh Begin – Remix

 

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 


 

دانلود بهترین آلبوم های سال

 

 

؟:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389ساعت 12:43  توسط  سیامک و الهام جون   | 

متن نامه یک پسر ۹ ساله به دختر همسایه! Www.Nanjoon.Com

 

آقا يكي بگه چطوري ها شد ؟

قيمت آرد و نان كه اين هوا شد ؟

قرار نبود هشت لواش بي جان

هزار تومن بشه بگين چه ها شد ؟

چطوري شد توي زمين فوتبال

خليج فارس عربي به پا شد ؟

(ناظر سوسك خوار بيابان نشين

خليج فارس عربي را ببين )

يكي بگه كه فارسي وان چرا

يهويكي عامل برملا شد ؟

خليج عرب ، همايش جهاني

تو فارسي واني ؟ يا چشم چراني ؟

به تو چه كه خليج فارس عرب شه

تو وابگو عرب چقد بلا شد

شاه عرب ميان سوگولي هاست

نماز جمعه شون كه شنبه ها شد

چرا طلاي ما به انگليس رفت

طلاي رودبار رو مي گم زما شد

تركيه حال مي كنه با شمش ما

مولوي ما رو ببين كجا شد ؟

شمس كجايي كه بيا و ببين

مولوي تركي چه روبرا شد

مولوي و نظامي ، ابن سينا

فارابي ما همه جابجا شد

درياي زيباي خزر را نگو

يهويكي يه ذربه سهم ما شد

به من بگيد بابا چه جوري ها هست

به من بگيد بابا چه جوريا شد ؟

كتيبه كورش و نقش رستم

اينور و آنور هپل و هوا شد

ده تا مجسمه تو شهر تهران

يكدفعه هم جزو عتيقه ها شد

امارات و قطر كه شهر ما بود

حالا به كشوري به جاي پا شد

ميگن خليج هم عربي مي شود

خليج فارس ما چرا جدا شد ؟

يكي نبود بگه غلط مي كنيد

تا بشه با اون يكي همصدا شد

جزاير تنگ و ابوي موسي

از سر پر رويي كه ماسوا شد

خاك به سر وزارت خارجه

جنده خانوم براي ما خدا شد

كلينتوني كه هر شبه يه جايه

تو سن پيري چقده بلا شد

اين هم غصه مي خوريم شب وروز

غم تو دل ما چرا اين هوا شد

ميگن كه سن سكته اومده زير

شلوار سكته ها چرا دو تا شد

بيچاره استان يك شمالي

يهويكي آخر مبتلا شد

تمام كارخانه هاشو دزديدند

به نام توسعه چقد جفا شد

(گفته بودن خصوصي سازي شده

نگفته بودند كه بازي شده )

سهام مردم و چرا خريدند

كارخونه ها با سهم شون سوا شد

اينجا اصلا خدا وجود نداره

خداي اينا پول عيش و نا شد

خداي ما بيچاره ها خدا هست

خدايي كه واسه خودش خدا شد

كراك چرا زياد شده با حشيش

جواناي ما رو همين دوا شد

(چه جورياست بين دويست و اندي

كشور آسمان جل و ترقّي )

كراك فقط نصيب ايران شده

كراك چرا وارد خانه ها شد ؟

قيمت جان از همه ارزانتره

فساد چرا اين همه روبرا شد

رشوه ندي كار تو حل نمي شه

رشوه و پارتي هم دوتا دوتا شد

تو قوّه قضا يه قاتل ببر

پارتي اگه نداشتي كله پا شد

پول بده ، جون بخر ، همين برادر

پول اگه داشتي زندگي برا شد

سارا  و رعنا و سحر بي خيال

آنجلينا جولي ها مال ما شد

پول مرام دين امروز ماست

دين من و تو همه در ريا شد

خنده كه دردها رو با خود مي بره

تو شهر ما كه قدغن و عزا شد

رفتار نيك ما چرا چنين شد

پندار ما چرا دچار تا شد

به نام دين دروغ شده محيّا

دروغ چرا عامل دين ما شد

دروغگو دشمن خدا بود يه روز

چرا توي نماز جمعه ها شد ؟

تمام بي سوادها رأس كارند

بيكاري هم سهم مهندسا شد

تو كشوري كه اين همه نان داره

چرا گرسنگي نصيب ما شد

فردين و بازي ندادند  تا كه مرد

فيلمهاشو حالا ميزنن جه ها شد ؟

شير و عسل كپي گنج قارون

اصل اگه بود فرعي چرا چرا شد ؟

فردين غصه هاي خوب ايران

رفت و حالا غصه اش از قضا شد

اون يكي با زجر و تحمّلش مرد

حبيب اومد  محبوب عاشقا شد

اينور و اونور داره كنسرت مي ده

مجوّزش رو مي دونم ادا شد

چرا يكي حق داره اون يكي نه

چرا كه يك با و دو هوا شد ؟

يكي بلاخره بگه تو مردم

چرا كه ايران ما اين جورا شد ؟

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤  قربان سنه

 


عید شما مبارک  طنز    { تقدیم به عشقم   سمیــــــــــه }
 
 

اندك اندك جمع مستان مي رسند

بت پرستان شب پرستان مي رسند

در  لباس زهد و تقوا و ريا

كافران بين چون مسلمان مي رسند

رانت خواران خدا نشناس هم

بي خجالت جمع ياران مي رسند

دزدهاي مال بيت المال هم

يك شبه بر بام انسان مي رسند

گلپري هاي زمان هم بي هدف

ناگهان در كيش رندان مي رسند

 كشوري كه صيغه در آن شد حرام

بس زناكاران به ايوان مي رسند
قرض دادن بد  ، ريا عين حلال

فحش و غيبت پاي ايمان مي رسند

وقتي هيچ چيزي سر جايش نبود

هركسي را علم همسان مي رسند

چون ربا خوران بيني در نماز

چون زناكاران به  عرفان مي رسند

راويان جنگ ناكرده عجب

بر سر اين سفره و خوان مي رسند

نان به نرخ روز خوار نانجيب

يك شبه بر ميز يزدان مي رسند

عالمان ناب ايران سر به زير

جاهلان بر كرسي ونان مي رسند

شاعران دزد و دزد شعر هم

يك شبه بر نشر ديوان مي رسند

شاعران واقعي و نامدار

در پي يك لقمه تا جان مي رسند

دكتراي طب مهندس مي شوند

سازه ها را در پي آن مي رسند

واعظ و ملاي به جاي وعظ و بحث

تا مدير عامل كان مي رسند

در جنوب شهر همه بي بيمه اند

كي ؟ چگونه تا به درمان مي رسند

در كوير ، آن مردمان مرز دار

هم به جاي نان به طوفان مي رسند

جنگ را با نام خود تز مي دهند

بز دلان خود جاي شيران مي رسند

هم سهام عدل حرف مفت بود

هم به نام عدل بر نان مي رسند

(عدل جان من منادي حق است

عدليان بر كوس منان مي رسند

عدل با آن حيدر كرّار مرد

لاف بيداد از پي آن مي رسند)

هيچ كس در حرفه خود نيست نيست

تازه واردها  به دوران مي رسند

خر ببيني در رياست مفتخر

شيرها در كار خر خان مي رسند

بار الها رحم كن ما را ببخش

در حساب ما چه آسان مي رسند

شكر ايزد را كه در يوم حساب

خوب حساب زورگيران مي رسند

ما كه هر جوري بيايد سرخوشيم

خوش به آناني كه سامان مي رسند

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389ساعت 9:23  توسط  سیامک و الهام جون   | 

 

لیلا ... لیلا ... بیا اینجا عزیزیم می خوام موهاتو شونه بزنم.

لیلا مقابل در، لحظاتی بر چهره رنجور مادرش نگاه كرد و لبخندی تصنعی بر لب نشاند، به سمت در رفت مقابلش نشست و گفت:

-         زحمتتون می شه.

مادر لبخندی بر لب نهاد و گفت:

-         برگرد ببینم، اینقدر هم واسه من لفظ قلم صحبت نكن.

لیلا پشت به او نشست و گفت:

-         می بخشید كه پشت به شما كردم.

مادر شانه را روی موهای بلند و سیاهرنگش كشید و گفت:

-         گل من پشت و رو نداره.

لحظاتی در سكوت موهایش را شانه زد و بعد بی مقدمه گفت:

-     غم و اندوه واسه همه است خدا هیچ بنده ایش رو بی غم نیافریده و توی همین لحظه هاست كه آدمها احساس تنهایی می كنند در این مواقع هم نباید هر كسی رو همدم دونست فقط با توكل به خداست كه می شه این لحظات رو پشت سر گذاشت، بالاخره هم روزهای سخت می گذره و وقتی هم كه گذشت و برگردی به عقب و ببینی كه صبورانه اون روزها رو با توكل به خدا پشت سر گذاشتی تمام تلخیها و زشتیها، شیرین و زیبا می شه فقط باید صبر داشته باشی.

لیلا گفت:

-         این حرفها چیه مامان؟ نكنه می خواهی دخترت رو بترسونی.

مادر بافتن موهای لیلا را شروع كرد و گفت:

-         بترسونم؟ از چی؟ من كه همیشه دخترم رو نصیحت می كنم.

لیلا گفت:

-         نصیحتهای امروزتون فرق داره، یك ... یك جورایی منو می ترسونه.

مادر لبخندی زد و گفت:

-         لیلای من نباید از چیزی كه حق همه آدمهاست بترسه.

لیلا بغضش را فرو داد و با كمی مكث گفت:

-     تنهایی وحشتناك ترین اتفاقه، من نمی خواهم كه حتی لحظه ای بدون شما باشم نمی خواهم كه تنهایم بگذارید.

مادر انتهای موهای لیلا را بست، او را به سمت خود برگرداند و گفت:

-         هیچ كس با وجود خدا تنها نیست.

لیلا گفت:

-         چرا نگذاشتی عملت كنند؟

بار دیگر لبخندی بر لب نهاد و گفت:

-         چیزی رو كه خدا داده اگر خراب بشه درست شدنی نیست.

لیلا گفت:

-     اینا همه اش بهانه است، علم اینقدر پیشرفت كرده كه درد شما رو درمون كنه، اینو خودتون هم می دونید و می دونید كه با یك جراحی ساده بهبود پیدا می كنید فقط ... فقط ...

و ساكت شد. مادر گفت:

-         فقط چی؟ چرا حرفت رو خوردی؟

لیلا نگاهش را از او گرفت و با غضبی آشكار گفت:

-         فقط اون آدم بی عاطفه نمی خواد كه ....

مادر فورا حرف لیلا را قطع كرد و با عصبانیتی ساختگی گفت:

-         منظورت كیه؟

لیلا گفت:

-         منظورم باباست، فكر می كنید نمی دونم، نفهمیدم كه بابا نخواست شما عمل بشید؟

مادر سر لیلا را بالا گرفت و گفت:

-         این حرفها چیه لیلا؟ این خودم بودم كه نخواستم ....

این بار لیلا حرف او را قطع كرد و در حالی كه سعی داشت جلوی ریزش اشكهایش را بگیرد گفت:

-     مامان ... من ... من دیگه بچه نیستم یك دختر هیجده ساله هستم با كلی احساس و عاطفه، همون قدر هم عشق و دوستی رو درك می كنم. توی تموم این سالهایی كه به عقل رسیدم و فهمیدم عشق و دوستی چیه متوجه بی تفاوت های بابا نسبت به شما بودم، انتظار می كشیدم كه واسه تنها دخترتون درد دل كنید و از بی محبتهای بابا شكایت كنید اما .... آخه صبوری تا به كجا؟ توی سینه تون چیه؟ یك دریا ... یك دنیا ... انقدر غصه ها رو توش تلنبار كردید كه داغونش كردید حالا كی به فكر ترمیمش می افته، اون آدم بی عاطفه یا دختر دست و پا شكسته تون؟ شاید هم ... وحید ... می دونم كه بابا دوستتون نداره. تظاهر بی فایده است؛ تلخی با پاره تن، حقایقق رو در خفا فرو نمی بره.

مادر لبخند تلخی زد و پرسید:

-         و تو ...؟

لیلا خودش را در آغوش پر مهر مادر رها كرد. بغضش تركید و اشك ریزان گفت:

-         به اندازه تمام دنیا دوستتون دارم، بیشتر از همه چیز و همه كس.

مادر او را به سینه خود فشرد، دست نوازشی بر سرش كشید و گفت:

-     پس وحید را فراموش كن، همونطور كه تا حالا نگذاشتی بفهمه درد من چیه. خودت هم خوب می دونی به خاطر من تمام زندگیش رو می فروشه و من نمی خوام سر و سامونش به هم بریزه.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 12:10  توسط  سیامک و الهام جون   | 

http://www.iranalive.org

 

 

http://www.iranalive.org

 

 

http://www.iranalive.org

 

 

http://www.iranalive.org

 

 

http://www.iranalive.org

 

 

http://www.iranalive.org

 

 

http://www.iranalive.org

 

 

http://www.iranalive.org

 

 

http://www.iranalive.org

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 12:2  توسط  سیامک و الهام جون   | 

 

مجموعه کامل آلبوم های حمیر
ا
www.t a r a n e h h a g r o u p s.blogfa.com
 
 برای دانلود تمامی آلبومهای حمیرا روی لیک زیر کلیک کنید
 
 
 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 

مجموعه کامل آلبوم های حمیرا

 


با دلم مهربان شو(گلهای رنگارنگ)

 

سرور 1

سرور 2

سرور 3

بهار بهار

 

سرور 1

سرور 2

سرور 3

بهار عشق

 

سرور 1

سرور 2

سرور 3

بهار عشق من

 

سرور 1

سرور 2

سرور 3

بهار زندگی

 

سرور 1

سرور 2

سرور 3

درویشان

 

سرور 1

سرور 2

سرور 3

دریا کنار

 

سرور 1

سرور 2

سرور 3

انتظار

 

سرور 1

سرور 2

سرور 3

عشق و عرفان

 

سرور 1

سرور 2

سرور 3

قناری

 

سرور 1

سرور 2

سرور 3

گلبرگ

 

سرور 1

سرور 2

سرور 3

گذشته

 

سرور 1

سرور 2

سرور 3

همزبونم باش

 

سرور 1

سرور 2

سرور 3

هدیه

 

سرور 1

سرور 2

سرور 3

خواب و خیال

 

سرور 1

سرور 2

سرور 3

مهتاب عشق

 

سرور 1

سرور 2

سرور 3

محبت(گلهای رنگارنگ)

 

سرور 1

سرور 2

سرور 3

منتظر به راه

 

سرور 1

سرور 2

سرور 3

پشیمان(گلهای رنگارنگ)

 

سرور 1

سرور 2

سرور 3

سرنوشت

 

سرور 1

سرور 2

سرور 3

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 16:32  توسط  سیامک و الهام جون   | 

 

شعر

           بیا   دلدار  زیبایم،  دمی  با  من  به  سر  کردن

           به حال بی قرار  خود،به خوش روئی نظر کردن

 

           ندارم  بی   تو  آرامش،  بیا  آرام    جانم   باش

           نمی ارزد  همه  دنیا، به یک دم بی تو سر کردن

 

           اگر مهر و  وفا  داری،  وفا  داری  نما  بر  من

           که همچون شمع می سوزم،ز دود من حذر کردن

 

           فراقت  می کشد  ما  را، تحمل  تا  به  کی  آخر

           بیاید  قاصدک  روزی، ز  حال  تو  خبر  کردن

 

           کدامین  نقطه  می خوابی، ببویم جای خوابت را

           به  دنبال  سرت  آخر، همه  عمرم  سفر کردن

 

           وصالت  می شود  بر ما،  میسر ای نگار من؟

           اگر  گردد  نمی دانم، ولی  خون  جگر  کردن

 

            شبی در خواب خود دیدم،تو می آئی به  بالینم

            در این رویا قدومت را،پر از درّ و گهر کردن

 

            کدامین  شب تو می آئی، کدامین  لحظه عمرم؟

            شود روشن دو چشم من،به سیمایت نظر کردن

 

            تو می آئی ولی آن دم،که من خوابیده در خاکم

            بگیرد   دامنت  آهم، ز آه  من   حذر    کردن

 
 
:::::::::::::::::::::::::   دوستت دارم  ::::::::::::::::::::::::
 
 

دلم گرفته از زمین   دلم گرفته از زمان

               برای جان خسته ام ترانه ای حزین بخوان

نهاده شمع شب نشین  خموش روی شانه سر

              نشسته ام که در رسد اجل ز ره دوان دوان

چو چنگ در شکسته ام  چو تا دیر خسته ام

           چو نی به سوز دل کنون به شعله می کشم جهان

سکوت تُرد تاک را دوباره باد می وزد

             بمان که سد بغض را نمانده بیش از این توان

خمار رفتنت شدم دوباره باز پا شدی 

             بمان  بمان که خسته ام  هم از زمین هم از زمان

 
 
 
:::::::::::::::::::::::::   دوستت دارم  ::::::::::::::::::::::::
 
 

باز از جنون عشق به کوی تو آمدم

بیگانگی مکن که به بوی تو آمدم

در بر رخم مبند که همچون نگاه شوق

با کاروان اشک به سوی تو آمدم

از شهر بند عقل به سر منزل جنون

این سان به شوق دیدن روی تو آمدم

از رفته عذر خواه و ز آینده بیمناک

آشفته تر ز حلقه ی موی تو آمدم

مانند اشک دور ز دیدار مردمان

با سر دویده تا سر کوی تو آمدم

 
:::::::::::::::::::::::::   دوستت دارم  ::::::::::::::::::::::::
 
 

اشکیم  و حلقه در چشم ، کس آشنای ما نیست

در این وطن که مائیم دیگر که جای ما نیست

چون کاروان سایه رفتیم از این بیابان

زان رو در این گذر گاه نقشی ز پای ما نیست

آیینه شکسته بی روشنی نماند

گر دل شکست ما را  نقص صفای ما نیست

با آن که همچو مجنون  گشتیم شهره در شهر

غیر از غمت در این شهر  کس آشنای ما نیست

عمری خدا تو را خواست  ای گل نصیب دشمن

عمری خدای او بود    یک شب خدای ما نیست

 
 
:::::::::::::::::::::::::   دوستت دارم  ::::::::::::::::::::::::
 
 
 
 

حرف آخر
 

هر چه می کنم ز خاطرم نمی رود

  روزهای سال نو

                 مملو  ترانه و سرود

           شاهنامه خواندن تو در کنار هفت سین

                            نُقل مجلس من و تو بود

 هر چه می کنم ز خاطرم نمی رود

    روزهای سال نو

              رفت مثل باد

   شامهای هفت سین 

                  رفت مثل دود

          بعد رفتن تو  ای عجب ببین

      هفت سین شامگاه  عید نیز نا مرتب است

             سکوت 

                        سینِ هشتم

       سفره های هفت سینِ هر شب من است

 
:::::::::::::::::::::::::   دوستت دارم  ::::::::::::::::::::::::
 
 
 

از غم خبری نبود اگر عشق نبود
دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود؟

بی رنگ تر از نقطه ی موهومی بود
این دایره‌ی کبود، اگر عشق نبود

از آینه‌ها غبار خاموشی را
عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود؟

در سینه‌ی هر سنگ دلی در تپش است
از این همه دل چه سود اگر عشق نبود؟

بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود؟
دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود

از دست تو در این همه سرگردانی
تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود؟

 
 
:::::::::::::::::::::::::   دوستت دارم  ::::::::::::::::::::::::
 
 

بگذار سر به سینه من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را

شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده سر در کمند را

بگذار سر به سینه من تا بگویمت
اندوه چیست، عشق کدام است، غم کجاست

بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمریست در هوای تو از آشیان جداست

بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه شراب

بیمار خنده های توام بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

دلتنگم آنچنان که اگر بینمت به کام
خواهم که جاودانه بنالم به دامنت


 
:::::::::::::::::::::::::   دوستت دارم  ::::::::::::::::::::::::
 
 
 

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم

سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی   گفتم بلی

مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم.

 
 
:::::::::::::::::::::::::   دوستت دارم  ::::::::::::::::::::::::
 

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان

هزار جرعه ناخورده بر سر تاک است

 
:::::::::::::::::::::::::   دوستت دارم  ::::::::::::::::::::::::
 
 
 

بمیرم از فراقت یا بمانم زنده بر وصلت ؟

برآرم ناله یا خاموش بنشینم چه فرمایی ؟

شوم خاک سر کویت به کویت گرفتد راهم

کنم فرش رهت را جان   اگر در کلبه ام آیی

بود چشم انتظار آفتاب طلعت عالم

که با یک جلوه حسن  خود عالم را بیارایی

ز هستم دل بریدم تا همه هستم غمت باشد

به اشکم دیده را شستم  که پا بر دیده ام سایی

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 10:20  توسط  سیامک و الهام جون   | 

                               

                             «  یا فاطمه طاهره (س) »

                                     

 "شهادت مظلومانه دخت نبی اکرم

یگانه اختر تابناک آسمان ولایت"

 

زهرای مرضیه(س)

                                تسلیت باد

 
 

تو در من زاده شدی و با تو سحر زاده شد

 

تو در من پدید آمدی و با تو امید پدید آمد

 

تو به من لبخند زدی و روزهای جهان به من لبخند زدند

 

تو برگهای بهاری را در من رویاندی

 

تو نسیمی

 

تو آفتاب مهربان را بر من تاباندی

 

تو سپیدی

 

رنگین کمان لبخند تو را از اذل گشاده است

 

و آسمان در زیر طاق چشمان قشنگ تو جاری است

 

سحر از لبان تو سر میزند

 

و خورشید از نگاه تو

 

تو در تقدیر من دریچه ای

 

دریچه ای روشن به روشنی افتاب

 

و به گشادگی آسمان

 

تو خود را از من مگیر

 

من در تو و با تو زاده شده ام

 

بگذار در تو و با تو بمیرم

 

 ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪  دوستت دارم   ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

 
 

با تو مهربانم . . .

              

در کنج صبور خلوت تو به حریم سکوتت قدم می گذارم و خود را شریک

آن همه تنهایی می دانم.

اینجا ستاره ها آبی است و عشق و نیاز شعله های این بزم غریبانه

اند...صبور من آرام گیر سر پر سودایت نشانه های مهربانی یافته اند.

من آمدم تا پناه بی ستارگی شبهای سرد دنیا باشم.تا عبور.

تا ظهور.تا اوج.تا مستی...تا شور.در اینجا با تو غریبانه به غربتم مینگرم.

اینجا هوای دستهای تو همه من را در کشاکش درد آلود زمان به انبه

 عریانی سیب میرساند.مهربانم نگاه کن من من. در پناه تو به خوابی

 خوش فرو می رود.

با تو مسافر همه جاده های غریبم. با تو غزل خوان بغض هزار ساله

 ام...

با تو...مهربانم

 

 ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪  دوستت دارم   ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

 آرزو کردم ،

 

 

          تنـــــــــها نمونم . . .

  

                            من پر از حرف سکوتم

 

              خوالیم، رو به سقوطم

        

 بی تو و آبی عشقت، تشنه ام، کویر لوتم 

 

                       نمی خوام آشفته باشم                           

 

 

                                        آرزوی خفتــه باشم

 

 

تو نذار آخر قصه حرفمو نگفته باشم

 

                                        از آن غروب رفتن، اولین طلوع من باش

                  

من رسیدم رو به آخر، تو بیا شروع من باش

 

غمو از قصه جدا کن ،چکه کن رو باور من

                                    

خط بکش رو جای پای

 

گریه های آخر من

 

   ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

من گذشتم زخود وبی خود وتنها گشتم

 

                             درسراپرده ی شب محو تماشا گشتم

 

آدم ساده دلی بودم و حالم خوش بود

 

                                ناگهان دیدمت و عاشق لیلا گشتم

 

آتش عشق تو در خرمن جانم افتاد

 

                            همچو شمع سوختم وهمدم گرما گشتم

 

بعدازآن مثل اسیری شده ام درقفست

 

                               از غم  دوری تو یکه  و تنها گشتم

 

روزها درنظرم بود سیاه و تاریک

 

                               مهربان چشم تورا دیدم  وبینا گشتم

 

باده ی عشق تو را از دو لبت نوشیدم

 

                              بین حوران جهان مست توزیبا گشتم

 

دین ودل باختم و گوشه نشین تو شدم

 

                                  بهر دیدار رخت غرق  تمنا گشتم

 

تو نسیبه دل من گشتی ومن عاشق تو

 

                                تو شد ی ماه  منو من شه دنیا گشتم

 

 

 ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪  دوستت دارم   ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

 

 

دوستت دارم براي بخشي از وجودم

 

که تو شکوفايش مي کني         

 

دوستت دارم چون دست بر دل افسرده ام مي نهي،

 

زنگارهاي بي ارزش و بي مقدار به سويي مي زني

 

و نورمي تاباني     

 

بر گنجينه هاي پنهاني که تاکنون در ژرفا مانده بودند ...

 

* * * * * * * *

 

 وقتيكه تنگ غروب بارون به شيشه ميزنه

 

همه غصه هاي دنيا توي سينه ي منه

 

توي قطره هاي بارون ميشكنه بغض صدام

 

ديگه غير از يدونه پنجره هيچي نمي خوام

 

پشت اين پنجر ميشينم و آواز ميخونم

 

منتظر واسه رسيدنت تو بارون مي مونم

 

زير بارون انتظارت رنگ تازه اي داره

 

منم عاشق ترم انگار،وقتي بارون مي باره... 

 

 

 ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪  دوستت دارم   ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

 
 

                                       

                                          

                               دوستت دارم

 

تو از کدام دنیایی که با بودنت کویر خشک وجودم سیراب میشود

 

 و قلبمسر شار از مهر و عطوفت رو به سوی جاده انسانیت مینگرد!

 

تو از کدام دنیایی که وقتی در کنارت زندگی سر میگیرد

 

 گوئی انسان عمر دوبارهمیگیرد

 

ودر سایه وجود بلندت به آرامش ابدی دست می یابد!

 

آه که چه دلنشین و زیباست در سایه سرو قدت آرمیدن

 

وآرام زندگی کردن.کاش میشد نگاهم کنی.صدایم کنی.

 

تا من بار دیگر به سوی تو بشتابم

 

و دلم را چون کبوتری به نگاهت بسپارم.

 

کاش میشد صدایم کنی... نگاه تو درهوای خنده های پاک می شکفد

 

و تا اوج آرزوها پرواز می کند.و می بالم که نگاه تو رنگ حقیقت دارد.

 

هم شوق انگیز است.هم ول وله زا.

 

از دیوارهای دل رنگها و نیرنگها را میزداید

 

بالنده تر از آینه های پاک و امید ورخشانیش از شراره های خورشید.

 

اگر میدانستم گل سرخ نشانمحبت است شاخه ای از آن را می چیدم

 

ودر پهنای لاجوردی چشمانت سرازیر میکردم

 

تا آن موقع باور کنی که چقدر (دوســــــــــتت دارم)

 

 ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪  دوستت دارم   ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

 

  

 

 
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 9:58  توسط  سیامک و الهام جون   | 

عكس Emo
 
 
 
خانه ام آتش گرفتست
آتشی جانسوز
هر طرف می سوزد این آتش
پرده ها و فرش ها را
تارشان با پود
من به هرسو میدوم گریان
در لهیب آتش پر دود
وزمیان خنده هایم تلخ
و خروش گریه ام ناشاد
از درون خسته و سوزان
میكنم فریاد ، ای فریاد
خانه ام آتش گرفتست
آتشی بی رحم
همچنان می سوزد این آتش
نقش هایی را كه من
بستم به خون دل
بر سر و چشم در و دیوار
در شب رسوای بی ساحل
وای بر من ، وای بر من
سوزد و سوزد غنچه هایی را
كه پروردم
به دشواری در دهان گود
گلدان ها
روزهای سخت بیماری
از فراز بامهاشان شاد
دشمنانم موزیانه خنده های
فتحشان بر لب
بر من آتش بجان ناظر
در پناه این مشبك شب
من بهر سو می دوم گریان


راستش نمیدانم اقرار به پشیمانی خودش پشیمانی میاورد یا نه...
      اما بگذار آیینه وار اغرار کنم...
      پشیمانم...
      از تمام حس هایی که نثار این یخ بسته های سنگی کردم...
      از تمام لبخند هایی که با تایید اهل دل به روترشی اهل عقل زدم
      از تمام سادگی های بی جواب مانده ام...
      از تمام نیمه های پر لیوان ها که دیدم...
      سخت...
      پشیمانم...!
      پشیمان میشوم شاید...
      از اینکه ماندم و رفتی...
      پشیمان میشوی روزی...
       از اینکه رفتم و ماندی

 
 
 
 

مجموعه قطعات عاشقان
 

گر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است
   -+-+-+-+-+-+ -+-+-+-
چرا غمگيني؟عاشق شدم!!!! آيا عشق شيرين است؟بله....شيرين تر از زندگي!!!! چرا تنهايي؟ويژگي عاشق هاست!!!! لذت تنهايي چيست؟فکر به او و خاطرات و!!!! چرا مي روي؟براي اينکه او رفت!!!! دلت کجاست؟پيش او!!!! قلبت کجاست؟او برده!!!! پس حتما بي رحم بوده؟نه...اصلا!!!! چرا؟چون باز هم او را مي پرستم
  -+-+-+-+-+-+ -+-+-+-
اي دوست دلت هميشه زندان من است آتشكده عشق تو از آن من است آن روز كه لحظه وداع من و توست آن شوم ترين لحظه پايان من است
  -+-+-+-+-+-+ -+-+-+-
وقتي که من دارم فكر مي كنم وتو داري فكر مي كني كه من دارم به چي فکر مي کنم دوست دارم که فکر کني که دارم به تو فکر مي کنم
  -+-+-+-+-+-+ -+-+-+-
بعضي ها وقتي كاري داشته باشند دوستت هستند بعضي ها وقتي گير مي كنند دوستت هستند بعضي ها نيستند و وقتي هم هستند بهتر است نباشند بعضي ها نيستند و اداي بودن در مي آورند بعضي ها در عين بودن هرگز نيستند بعضي هاي ديگر هم به طور كلي هستند ولي آدم نيستند آنهاي ديگري هم كه آدم هستند نيستند
  -+-+-+-+-+-+ -+-+-+-
 کاري نکنيم که روزي حتي خودمان هم باور نکنيم که داريم دروغ مي گوييم آن هم به خودمان و کاري نکنيم که روزي به خدا هم دروغ بگوييم و اي کاش روزي مردم با صداقتي همچون صداقت چشمهاشان با هم سخن بگويند پروانه سوخت شمع فرو مرد شب گذشت اي واي من که قصه دل نا تمام ماند
   -+-+-+-+-+-+ -+-+-+-
اگر ان شب نگاهم نمي کردي اگر در ان شب تاريک بر اين تنهاتر از تنهايي چشمک نمي زدي اگر در اولين حرفم باورم نمي کردي اگر نمي ماندي و مي رفتي من ديگر اين که هستم نبودم
   -+-+-+-+-+-+ -+-+-+-
 اي آفتاب خوبان، مي‏جوشد اندرونم يك ساعتم بگنجان در سايه عنايت غلام همت آن رند عاقبت سوزم كه در گدا صفتي كيمياگري داند
  -+-+-+-+-+-+ -+-+-+-
 از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هست که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد
   -+-+-+-+-+-+ -+-+-+-
هيچ کس ويرانيم را حس نکرد... وسعت تنهائيم را حس نکرد... در ميان خنده هاي تلخ من.. گريه پنهانيم را حس نکرد... در هجوم لحظه هاي بي کسي... درد بي کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايانيم را حس نکرد  
   -+-+-+-+-+-+ -+-+-+-
سكوتم را به باران هديه كردم/ تمام زندگي را گريه كردم/ نبودي در فراق شانه‌هايت / به هر خاكي رسيدم تكيه كردم
 
 
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 9:17  توسط  سیامک و الهام جون   | 

 

 

لا لا لا دونه هاي سرخ گيلاس چه چشمايي داري تو رنگ الماس

لا لا لا عاشقونه زير بارون به ياد زلفاي بي تاب مجنون

 

لا لا لا عاشقاي خيس گريه دروغي خنده و راستي گلايه

لا لا لا عاشقي از بي حواسي جاي مهر و محبت نا سپاسي

 

لا لا لا رفتناي تا هميشه تموم شد قصه ي فرهاد و تيشه

لا لا لا قايق و دريا و پارو يه تخت راحت از چوباي گردو

 

لا لا لا خواباي اروم و رنگي كنار بوته هاي توت فرنگي

لا لا لا روياهاي پرتقالي هزارتا ارزو اما خيالي

 

لا لا لا با تو بودن تا قيامت نگو نه خوندم از چشمات ندامت

لا لا لا خواب من اشفته تر شد تو رفتي و دل من در به در شد

 

لا لا لا خواب بدون تو حرومه ديگه كار من و قلبم تمومه

لا لا لا بي وفا چشمامو تر كرد يه بار موند و هزار بارم سفر كرد

 

لا لا لا موقع رفتن به من گفت واسه برگشتنش كلي خبر كرد

لا لا لا خوش باشي روياي نازم ديگه نيستم واست شعري بسازم

 

فداي اون چشاي بي وفات شم ديگه رفتم كه راس راسي فدات شم

لا لا لا شمع و شمعدون و شكايت مي ميرم من واست تا بي نهايت




 
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
 


آومدم به پات بیفتم

تا بگم هرچی نگفتم

تا بگم چقد پشیمون شدم از هرچی که گفتم

از اینکه ساده گذشتم

من تورو ساده شکستم

از اینکه دوست نداشتم

من تورو تنها گذاشتم

التماس اشک چشماتو ندیدم

خواستن دستایه پاکتو نخواستم


آومدم پروانه شم دورت بگردم با جنونم

تو فقط چشمک بزن تا من واسه چشمات بمیرم

تو فقط اشاره کن تا من ستاره رو بچینم

تو فقط صدا بزن تا من غمو از تو بگیرم


اصلا باورم نمیشه

این منم که مثله تیشه میزدم به ساق و ریشه که شدم سنگ و تو شیشه

من صدایه قلبتو که شکست نشنیدم

من غروب زندگیمو با نبودنت ندیدم

اصلا باورم نمیشه

اصلا باورم نمیشه


آومدم پروانه شم دورت بگردم با جنونم

تو فقط چشمک بزن تا من واسه چشمات بمیرم

تو فقط اشاره کن تا من ستاره رو بچینم

تو فقط صدا بزن تا من غمو از تو بگیرم




 
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

   


آغوش



    برای چشم خاموشت بمیرم

 

کنار چشمه نوشت بمیرم


   نمی خواهم در آغوشت بگیرم


   که میخواهم در آغوشت بمیرم




 
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤


پنجره ای باز که فراسوی ان تاریکی ست.

دیدن افق چشمانم را آزار میدهد.

دوره گردی هرروز برای قلب کوچک مردم کوچه و بازار ساز بی سازی می نوازد

ولی من باز تکیه داده ام به تک درخت تاک تاببینم چگونه رشد خواهد کرد؟

چگونه میشود که زندگی تقلبی نابخشودنی میشود؟

اگر این قمار را ببازی در هیچ گوشه این سرنوشت راهت نمیدهند

امروز امشب سردتر از گویش توست ای ...

این دهکده ی کوچک من چه تماشاییست هنگام بهار هنگام تولد نارنج ها

یا شاید هم پاییزو زمستان گردش ایام وشایدهم دوری از دهکده ی مهربانی

تولد نارنج های کوچک را از ذهن ربوده است

آرام آرام برف گیر میشود حیاط به جز زیر درخت تاک

راستی من فهمیدم که درخت تاک تنها

برای در امان ماندن از گیسوهای پر تشعشع خورشید نیست بلکه

برای گریز از دست این دانه های کوچک و فسقلی برف نیز کار ساز است.

برایت کوله باری از برف پر خواهم کرد ای یگانه بهار من

اوه از خاطرم گریخته بود که اینجا عمر برف ها

انقدر کوتاه است که کفاف رسدین به تو را ندارند

همان بهتر که تو بهاری باشی


ستاره ی مشرقی من

با تمام وجود میپرستمت و تقدیست میکنم





¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 


   میخوانم...


   میخوانم به نام انکه فراموشم کرد

   تن سردم را به دست بادها سپرد

چه کسی پیکر بی روح مرا زیر خاک سرد دفن خواهد کرد؟

چه کسی برای نبودن من خواهد گریست؟

ایه جمعه شبی شمعی برای من افروخته میشود؟

چی کسی خواهد گفت او ز دیار غربت بود؟

نان شبش تنهایی دوستانش همگی غم بودند

در این دیوانه بازار آیا کسی به فکر مرده ای در زیر خاک است؟

و من اینجا تنها مانند همیشه میخوانم

تا هستم دوستت خواهم داشت

لیک از من نخواه که تو را ترک گویم

ستاره ی مشرقی من






¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤



حسرت...




کوله بارم حسرت

خانه ام تنهایست

لبخندی خشک تر از رویش تو

برلبانم جاریست


پنجره ام دیوار است

دل من بی تاب است

گل یخ زده ی خانه ی من

بی برگ تر از فریاد است


گل خشکیده ای برجامانده

عشق گمشده ای هم مانده

شمع سوخته ای کز دل شب

بی بها در دل دوران مانده


جایه من چرخ کبود

پیرهنم مروارید

خنده ام موج فسون

همه را می دانید

ساحل




 
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

چشم من روشن



اخر ای دوست نخواهی پرسید؟

که دل از دوری رویت چه کشید؟

سوخت در اتش و خاکستر شد

وعده های تو به دادش نرسید


داغ ماتم شد و بر سینه نشست

اشک حسرت شدو بر خاک چکید

ان همه عهد فراموشت شد؟

چشم من روشن روی تو سپید


جان به لب امد در ظلمت غم

کی به دادم رسی ای صبح امید؟

اخر این عشق مرا خواهد کشت

عاقبت داغ مرا خواهی دید


دل پر درد فریدون مشکن

که خدابرتو نخواهد بخشید






¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
 

قاصدک



قاصدک هان چه خبر اوردی؟

از کجا وز که خبر اوردی؟

خوش خبر باشی اما..اما

گرد بام و در من بی ثمر میگردی


انتظار خبری نیست مرا

برو انجا که بود چشمی و گوشی باکس

برو انجا که ترا متظرند

قاصدک

در دل من همه کوردن وکرند


دست بردار از این در وطن خویش غریب

قاصد.تجربه ها همه تلخ

بادلم می گوید

که دروغی تو دروغ

که فریبی تو فریب


قاصدک هان ولی...اخر...ای وای

راستی ایا رفتی بر باد؟

با توام  آی!کجا رفتی؟آی..؟

راستی ایا جایی خبری هست هنوز؟

مانده خاکستر گرمی جایی؟


قاصدک

ابرهای عالم شب و روز

در دلم میگریند







¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
 

باورم نمی شود


باورم نمی شود

باورم نمی شود

باورم نمی شود تو را بدست بادها سپرده ام

به دست اسمان ابی و کبود

به دست یادها سپرده ام

باورم نمی شود

باور نمی شود که قاصدک راهی دیاری می شود

که تو در ان شاد ترین پرنده ای

و من در این دیار چون کبوتری

پروبال شکسته ام

و در کنج این قفس بس نشسته ام

باورت نمی شودکه من

که من جز ترانه ساز نام تو

به ساز دیگری اشنا نبوده ام

باورت نمی شود که من

با صدایه دیگری هم ندا نبوده ام

باورم نمی شود

باورت نمی شود




¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
 

 اون روز


او روز یادت میاد؟

همون روز که من رویه صندلی تو پارک نشسته بودم تو دیر کرده بودی منم ...

وقتی که اومدی تو چشات نگاه کردم یه تشویش خاصی تو نگات بود انگار بریده بودی از همه

گیتارمو گرفتی شروع کردی اهنگ زدن

اره همون اهنگی که من عاشقش بودم

شب بود سردم بود کتتو انداختی رو شونم

گرمیه لبات رویه لبام یه حس خاص دیگه بود

اروم در گوشم گفتی خداحافظ عزیزم

بلند شدی که بری من ارو م صدات زدم

دیگه برنگشتی نگام کنی بهت گفتم چی شده؟ازم خسته شدی

تو همش میگفتی نه عزیزم کی از جونش خسته میشه

بعد برگشتی تو چشام نگاه کردی

غم دنیا ریخت تو سینم بهم گفتی

ماه من که گریه نمی کنه تو باید شبا بتابی باید همیشه زیبا باشی

من محکم تو بغلم نگهت داشتم بهت گفتم حتی

خدا هم نمیتونه تو رو ازم بگیر تو زندگیه منی من بی تو میمیرم

ولی تو رفتی

دیگه خبری ازت نشد نمیدونستی قلبم بی تو دیگه نمیزنه تو طپش قلبم بودی

تا اینکه بهم خبر دادن تو ...

دوست دارم به خدا دوست دارم تو الهه ی ناز منی

چرا تو رو ازم گرفت

جز تو هیچکس رو نمیحوام

کاری کردی که خودم بیام پیشت الهه ی نازم

بازم بوسه هاتو میخوام اشکایی که یواشکی واسم می ریختی رو میخوام

میدونستم که همیشه شبا بیدار میمونی و منو نگاه میکنی و همیشه

هم میزدی زیرش ولی من اون نگاهارو میخوام

تو که نمیدونی چقد سخته که اون چشایه سیاهت زیره  خاک باشه تو که نمیدونی لعنتی

من دارم این جا جون میدم ولی تو اونجا

من هنوز به یادت میرم همون پارک میشینم یه گوشه گیتار میزنم

واسه دل خودم واسه دل خودم

حتی دو ر می فا سل لا سی هم به پایه موسیقی صدایه تو نمیرسه







 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 20:5  توسط  سیامک و الهام جون   | 

 داستان شنل قرمزي(طنز)

 

 

يه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت :
عزيزم چند روزه مادر بزرگت مبايلشو جواب نميده . هرچی SMS هم براش ميزنم
باز جواب نمیده . online هم نشده چند روزه . نگرانشم .
چندتا پيتزا بخر با يه اکانت ماهانه براش ببر . ببين حالش چطوره .
شنل قرمزی گفت : مامی امروز نميتونم .
قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بريم ديزين اسکی .
مادرش گفت : يا با زبون خوش ميری . يا ميدمت دست داداشت گوريل انگوری لهت کنه .
شنل قرمزی گفت : حيف که بهشت زير پاتونه . باشه ميرم .
فقط خواستين برين بهشت کفش پاشنه بلند نپوشين .
مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بيان.
می خوان ازت خاستگاری کنن واسه پسرشون .
شنل قرمزی گفت : من که گفتم از اين پسر لوس دکتر خوشم نمياد .
يا رابين هود يا هيچ کس . فقط اون و می خوام .
شنل قرمزی با پژوی ۲۰۶ آلبالوئی که تازه خريده از خونه خارج ميشه .
بين راه حنا دختری در مزرعه رو ميبينه .
شنل قرمزی‌: حنا کجا ميری ؟؟؟
حنا : وقت آرايشگاه دارم . امشب يوگی و دوستان پارتی دعوتم کردن .
شنل قرمزی: ای نا کس حالا تنها میپری ديگه !!
حنا : تو پارتی قبلی که بچه های مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازی در آوردی .
بهت گفتن شب بمون گفتی مامانم نگران ميشه . بچه ها شاکی شدن دعوتت
نکردن .
شنل قرمزی: حتما اون دختره ايکبری سيندرلا هم هست ؟؟؟
حنا : آره با لوک خوشانس ميان .
شنل قرمزی: برو دختره ...........................................
( به علت به کار بردن الفاظ رکيک غير قابل پخش بود )
شنل قرمزی يه تک آف ميکنه و به راهش ادامه ميده .
پشت چراغ قرمز چشمش به نل می خوره !!!!!
ماشينا جلوش نگه ميداشتن اما به توافق نمی رسيدن و می رفتن .
ميره جلو سوارش ميکنه .
شنل قرمزی : تو که دختر خوبی بودی نل !!!!!
نل : ای خواهر . دست رو دلم نذار که خونه .
با اون مرتيکه ...... راه افتاديم دنبال ننه فلان فلان شدمون .
شنل قرمزی: اون که هاج زنبور عسل بود .
نل : حالا گير نده . وسط راه بابا مون چشمش خورد به مادر پرين رفت گرفتش .
اين دختره پرين هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بيرون .
زندگی هم که خرج داره . نميشه گشنه موند .
شنل قرمزی : نگاه کن اون رابين هود نيست ؟؟؟؟ کيف اون زن رو قاپيد .
نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتی ؟ چند ساله زده تو کاره کيف قاپی .
جان کوچولو و بقيه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند ميکنن .
شنل قرمزی : عجب !!!!!!!!!!!!!!
نل : اون دوتا رو هم ببين پت و مت هستن . سر چها راه دارن شيشه ماشين پاک
می کنن .
دخترک کبريت فروش هم چهار راه پائينی داره آدامس ميفروشه .
شنل قرمزی : چرا بچه ها به اين حال و روز افتادن ‌؟؟؟؟
نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقای پتيول شد .
بچه مايه دار شدی . بقيه همه بد بخت شدن .
بچه های اين دوره و زمونه نمی فهمن کارتون چيه .
شخصيتهای محبوبشون شدن ديجيمون ها ديگه با حنا و نل و يوگی و خانواده دکتر ارنست حال نمی کنن

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 
چه روزای کوتاهی..

خواب و سیگارو گردش شبونه تو خیابونای خلوت

یکمم شکلات بدون گریه

 
که بشینی پیش یه غریبه و اونو عاشق خودت کنی..با سکوتت.نخندیدنت..حرف نزدنت

بعد اون فک می کنه که چقد را رفتی واسش که اینطوری مجنون شده

چه روزای مضخرفی..

خدا خرو میشناخت بهش شاخ نداد همینااا

این روزا خدا زیاد به حرفام گوش میده..فقطم اوناییو گوش میده که از رو لجم میخوام..

خیلی بچم..میدونم.

اما بازم شکرت

دلم تنگه واست..

میوفتم تو خط..

بعد خیلی آروم لذت میبرم ازش..

با احساس پاکم..و فکر هیچ........

 
خیلی آرومم..کاش زندگی همیشه اینطوری باشه..

صدای بارونو بشنوم و تو که داری صدام می کنیو میگی دوسم داری

و لبامو میخوای که ببوسی

بعد کنار من میخوابی..

منم تا صب بیدار میشینم و بهت فک می کنم که الان مث فرشته های ناز خوابیدی

سردت نشه..من نباشم کی پتو روت می کشه..

 
 
 
 
 

امشبم راس ساعت ۱۱ سیگارمو قایم میکنم..

ترسمو تو خودم می کشم..تو من و میخوای..و ترسیدنامو..

تو اشکامو میخوای..تو لکنتامو دوس داری..

خوب منم مث تو دیوونم.

 
 
 
 

از چشام افتادی..

امشب میخوام تو کوچه پس کوچه ها جا بزارمت..

اونجایی که میرفتم شکار ماه..گمت می کنم..

بعد میامو یه دل سیر گریه می کنم..

یه جوری گمت می کنم که پیدا نشی..

که نشناسمت..

 
 
 
 

خدا ببین..این روزا

دارن باهات بازی می کنن..

هر جا که میخونمو می شنوم غصه دار میشم..

اما من دیشب حست کردم..زیر بارون از ته دل داد زدمو صدات کردم

تو اومدی..فهمیدم تنها نیستم..

 
 
 
 
 

باورت میشه با چشای باز خوابیدم؟
 
 

زیر بارون..رو به آسمون..التماست کردم..

واسه ادامه دادن به زندگیم..

خدا میدونم که صدامو شنیدی...

 
 
 
 

هر شب من و راس ساعت ۱۱ می بینه و من خجالت می کشم

که سرگردونه کوچه پس کوچه هام..

 
 
 

یه مسیج چن کلمه ای

که قلبمو گرم می کنه..

 
 
 

کسی که اسباب بازیاشو ریخته دور..

و یه عروسک تازه پیدا کرده واسه بازیاش..

منم جز عروسکای قدیمیش بودم..

 
 

قرصارو با زهرماری خوردم...

دلم نمیخواد بالا بیارمشون..

سیگارامو پشت هم روشن می کنم..

توام اگه مث من تو خونت امنیت نداشتی خودتو می کشتی حالا من که ....

به درک..

از بچه گی اینطور بودم یا صفر یا صد..

من کمتو نمیخوام..پس بهتر نباشی.

خودم پرتت می کنم از دلم .....

سر گیجه هامو دوس دارم..میدونم تا چن دقیقه دیگه از این صندلی میوفتم

حتی دلم نمیخواد بیای و بخونیم..

نمیخوام عکسامو ببینی..

داریوش رفیق همیشگیه من داره همدردی می کنه باهام

دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده

انقد دورم از تو که دنیا فراموشم شده

دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده

تنها مدارا می کنی دنیا عجب جایی شده

سرم درد می کنه..

یاد بابا میوفتم..یاد مامان..بچه ها..

اشکام می چکه..چقد تنهام..

بازم خودمم که باید خودمو آروم کنم..

اینجا بجز دوری تو چیزی به من نزدیک نیست

هیشکی حالمو نمی فهمه..کسی نیس..چرا نیس؟

چرا همه کسایی که دوسم داشتنو دارنو از خودم دور کردم

اصن ولش..منم و من..

شاید حقمه..معددم میسوزه

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

نه اصن ناراحت نیستم..فک نکن دارم حرص میخورم..

خیلی خونسرد این وقت صب نشستم اینجا و دارم کمپوتمو میخورم..

فک نکن اگه خوابم نمیاد بازم دیوونه شدم..

اصنم اینطور نیس..

سردم نیس ولی لباسامو پوشیدم..

معدم میسوزه؟

هه..این خیلیم عادیه..

ببین..اگه تو طلبکار نباشی واسه شکستن دلم..

من کلا" صدام در نمیاد..

ببین.خونسرد نشستمو دارم کمپوتمو میخورم..

هوف ف ف ف ف

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

وقت گذشتنه یا گذشته؟
 نمیخوام فک کنم بهش..

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

ازین تکرار خسته ام..............

 
 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

دستات آلودس..

نگاه کن به دسات..

کف دست..لای انگشتات..

دور شو ازم..اینا دسایی نیستن که بتونن نوازشم کنن

.. ..

 غرق گناهی..

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

تو دنیای مسخره ای که ساختی

بوی گند تن دخترای هرزه حالمو بهم میزنه

من تو دنیات جایی ندارم..نمیخوام داشته باشم..

نمیخوام..

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

کسی به انتظارم نیس

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

مهم نیس که بعد ... ساعتها خیره میشم به یه گوشه

مهم اینه که اون چن ساعت بدونه اینکه به چیزی فک کنم میگذره

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

مجبور شدم ناخونامو از ته بگیرم

دسم تن سفیدشو اذیت می کنه..

وقتی ناخون دارم قبولم نمی کنه..

دسمو پس میزنه..

اشتباه نکن..پیانومو میگم

با اینکه ناخونامو دوس دارم اما واسش مجبورم..

نمیخوام قهر کنه باهام..

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

میدونم..

مسمومم..

کسی نمیدونه چرا؟

خودم میدونم که دارم گند میزنم

بوی بدش حالمو بهم میزنه اما مهم نیست..

تنها راه واسه گذروندن این لحظات مسخرس

اینارو نوشتم..یه روز که بزرگ شدمو هوس کردم پستامو بخونم

یادم بیاد ..

که من با دسام.. تو با حرفات..مسمومم کردی

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

نیومد که التماست کنه

اومد که عاشقونه هاشو واست بخونه

اشکاشو بریزه

بعد بدونه اینکه بگی بره گمشه

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

تو هوای سرد تو خیابون قدم زنون..

بدون ترس از کسی..

دلشکسته..

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

زخمای تنم کلی حرف دارن باهات..

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""


میخوام وقتی از خواب میپرم دستامو بگیری

و قبل اینکه گریه کنم بگی ببین عروسکم..فقط یه خواب بود..

من بهت اعتماد دارم!!!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 19:50  توسط  سیامک و الهام جون   | 

 

می‌دانی رفیق جان...

هنوز غروب‌های جمعه دل‌دل می‌زنم. هنوز عصرهای یک‌شنبه خفه می‌شوم. هنوز شب‌ها پی نمی‌دانم چه چیزی ساعت‌ها دور خودم می‌چرخم.

هنوز خاطرات دیوانه‌ام می‌کنند.

هنوز گاهی دلم توفانی می‌شود و مرا از پا می‌اندازد.

هنوز گاهی برای خاک تو سری خودم دلم بدجوری می‌گیرد.

هنوز خیلی کار است که انجام نداده‌ام،خیلی تجربه‌ها هست که هنوز ندارمشان.

هنوز هم گاهی هول می‌شوم.

می‌دانی رفیق جان...

من هنوز هم بر این باورم اگر زندگی شادی‌های کوچک را نداشته باشد به پشیزی نمی‌ارزد.

هنوز هم دل‌خوشم به لحظه‌ای که به هیچ چیز فکر نکنم، آرام گوشه‌ای بنشینم و نگاهم به نگاهش گره بخورد و دلم آرام شود و با خودم بگویم: خوش‌ام.

گمانم همین برای درک همه لحظات سخت زندگی کافی باشد. نه؟

گمانم همین برای همه زندگی کافی باشد. نه؟


 

صدمین پستم تقدیم به مهربونایی که بعد از این همه وقت هنوز با بودنشون بهم امید میدن...

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

رفته ای باز که مدتی نباشی !

و من انگار کن از خوابی خوش برخاسته ام.

لبخندی می زنم و دنیا را به تماشا می نشینم.

آدم ها با صدای وحشتناکی از کنارم می گذرند و یادم می آورند بیدار شده ام.

کمی فاصله از آدم ها نگاه مرا عمیق تر می کند.

خط نبودنت کشیده می شود تا ته دلم . . .

نگاه آدم هایی می کنم که هیچ کدام تو نیستند.

کناری می نشینم،آنها می آیند،سخنی می گویند و می روند.

دستم را کم کم پر می کنم از حرف شان،صداشان،بودن شان

می خواهد پر شود که چیزی از لای انگشتانم آرام آرام روی زمین می ریزد.

به کم شدن این همه حرف و صدا و حضور خیره می شوم!

همه آدم ها که جمع شوند ، حرف ها شان را که بیاورند ، صداشان را که جا بگذارند کنار گوش هایم، تازه می شوند تو!

تو و همه آن چه در تو بود ، با تو می آمد و در من می ماند.

وقتی نیستی من مهربان می شوم.

آدم ها را می بینم.

بودن شان را لمس می کنم.

می گذارم بودنم را لمس کنند.

زمان زیادی نمی گذرد اما تا بفهمم همه آن چه یک باره با تو می آمد و در من می ماند،هر تکه اش نزد کسی است.

دستانم را دراز می کنم تا جمع شان کنم. نمی شود!

چیزی که باید همه این ها را در دستان من جمع کند نیست!

.

.

.

رفته ای باز که مدتی نباشی!

من مهربان می شوم

رها می شوم

بی قید می شوم

تکه تکه می شوم

کلافه می شوم

و بی هدف پی چیزی می گردم تا مجموع کند مرا

رها کند مرا از همه جا بودن و هیچ جا نبودن!

تو نیستی!

من رها هستم

و این هیچ خوب نیست

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

اگر داغ رسم قدیم شقایق نبود

اگر دفتر خاطرات طراوت

پراز ردپای دقایق نبود

اگر ذهن آیینه خالی نبود

اگر عادت عابران بی خیالی نبود

اگر گوش سنگین این کوچه ها

فقط یک نفس می توانست

طنین عبوری نسیمانه را به خاطر سپارد

اگر آسمان می توانست یکریز

شبی چشم های درشت تو راجای شبنم ببارد

اگر ردپای نگاه تو را باد و باران

از این کوچه ها آب و جارو نمی کرد

اگر قلک کودکی لحظه ها را پس انداز می کرد

اگر خاک کافر نبود

و روی حقیقت نمی ریخت

اگر ساعت آسمان دور باطل نمی زد

اگر کوه ها کر نبودند

اگر آب ها تر نبودند

اگر باد می ایستاد

اگر حرف های دلم بی اگر بود

اگر فرصت چشم چشم من بیشتر بود

اگرمی توانستم از خاک

یک دسته لبخند پر پر بچینیم

تو را می توانستم

ای دور

از دور

یک بار دیگر ببینم!

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

تقدیم به دوست خوبم که با یادش چیزی جز اشک ارومم نمیکنه

من يه شکلات گذاشتم توی دستش ُ اونم يه شکلات گذاشت تو دست من . من بچه بودم و اون هم بچه! سرم را بالا کردم . سرش رو بالا کرد . ديد که منو ميشناسه ..

خنديدم ..گفت : دوستيم ؟ گفتم : دوست دوست ... گفت : تا کجا ؟ گفتم : دوستی که تا نداره ..

گفت : تا مرگ .... خنديدم و گفتم : من که گفتم . تا نداره !

گفت : باشه .. تا پس از مرگ !

گفتم : نه نه نه تا نداره ه ه ... گفت : قبول . تا اونجا که همه دوباره زنده ميشن . يعنی زندگی پس از مرگ ُ بازم با هم دوستيم تا بهشت ! تا جهنم ، تا هر جا که باشه من و تو با هم دوستيم ؟!!

خنديدم و گفتم : تو براش تا هرجا که دلت میخواد یه تا بذار ... اصلا يه تا بکش از اين سر دنيااااااا تا اون  دنيااااااا .....

نگام کرد .. نگاش کردم باور نميکرد .. ميدونستم اون ميخواست دوستی ما حتما تا داشته باشه . دوستی بدون تا رو نميفهميد ...

گفت : بيا برای دوستيمون يه نشون بزاريم ...گفتم : باشه .. تو بزار

گفت : شکلات !!! هر بار که همديگر رو ميبينيم يه شکلات مال تو .. يکی مال من !! باشه ؟؟؟

گفتم ........... : باشه

وهر بار يه شکلات ميزاشتم توی دستش ، اون هم يه شکلات ميزاشت توی دست من ... باز همديگر رو نگاه ميکرديم .. يعنی که دوستيم .. دوست دوست

من تندی شکلاتم رو باز ميکردم و ميزاشتم تو دهنم ... اون ميگفت : شکمو .... تو دوست شکموی منی

و شکلاتش رو ميزاشت توی يه صندوق کوچولوی قشنگ .. ميگفتم : بخورش .... می گفت : ميخوام تموم نشه ... برای هميشه بمونه !!

صندوقش پر از شکلات شده بود ..هيچ کدومشون رو نميخورد.. من همشونو خورده بودم ..

گفتم : اگه يه روزی شکلات هاتو مورچه بخورن؟ ، اونوقت چيکار ميکنی ؟ گفت : مواظبشون هستم

ميگفت : ميخوام نگهشون دارم تا موقعی که دوست هستيم و من شکلات را ميزاشتم تو دهانم و می گفتم : نه نه نه ، تا نداره ، دوستی که تا نداره !

يه سال گذشت ، دو سال ، چهار سال ، ده سال ، و بيست سال شده .... اون بزرگ شده و منم بزرگ شدم .. من ، همه شکلاتها رو خوردم ... اون همه شکلاتهاشو نگه داشته . اون اومده امشب خداحافظی کنه .. ميخواد بره .... بره اون دور دورا !

ميگه : ميرم اما زود بر ميگردم .. من ميدونم دروغ ميگه و ميره و برنميگرده ... يادش رفت شکلاتم رو به من بده .. ولی من که يادم نرفته ... يه شکلات گذاشتم کف دستش . گفتم : اين برای خوردن .. يه شکلات هم گذاشتم کف اون دستش و گفتم : اين هم برای صندوق کوچکت .

يادش رفته بود که صندوقی هم برای شکلاتهاش داره .. هر دو تا رو خورد ... خنديدم .. ميدونستم دوستی من تا نداره ... ميدونستم دوستی اون تا داره ..

مثل هميشه ....

شکلاتم رو خوردم .......... حالا با يه صندوق پر از شکلات نخورده چيکار میکنه ؟؟؟؟

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 


( با بازی حمید لولایی , حمیدرضا شفیعی جم و ... )


 
 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
آهنگ جدید و شاد شهروز منتانا به نام پلیس


 

 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 
 آهنگ جديد و فوق العاده زيباي فريدون آسرايي با نام باغ شيشه اي

( ترانه سرا : عبدالجبار كاكايي , آهنگ : محمد كلاسي بهار )

 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
 آهنگ جديد و فوق العاده زيباي فريدون آسرايي با نام باغ شيشه اي

( ترانه سرا : عبدالجبار كاكايي , آهنگ : محمد كلاسي بهار )


:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

موزیک ویدئو جدید و فوق العاده زیبا و دیدنی آرش به همراهی Timbuktu Aylar و Yag به نام دستا بالا , با کیفیت HD

http://www.1.aksup.com/images/e5tc7ni7gjxwfj0azh7v.jpg
 
ادامه مطلب
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
موزیک ویدیو جدید و بسیار زیبای نریمان به نام چشمای تو با کیفیت HD

http://www.1.aksup.com/images/uugvo7yy9nlpr65j9f79.jpg

 

ادامه مطلب
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

آهنگ و ویدئو کلیپ جدید با کیفیت HD و فوق العاده زیبای کامیار به نام دوباره
{ هر کدوم را خواستید دانلود کنید }


 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

آهنگ جدید و بسیار زیبای مسعود سعیدی و کیانوش سعیدی به نام عشق آدما

( آهنگساز و تنظیم کننده : کیانوش سعیدی / ترانه سرا : دکتر شاهکار بینش پژوه )


 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

پنج آهنگ جديد و زيبا با صدای عماد طالب زاده

( عماد طالب زاده برادر حميد طالب زاده مي باشد )



 


::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

موضوع:

آهنگ جديد و بسیار شاد ساسی مانکن و داوود چرگری به نام 8&6


 


 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 19:38  توسط  سیامک و الهام جون   | 

 

امشـــب به یاد تـــو

 

ســـتاره چیـــن آســـمان خواب می شـــوم

 

و از تکـــه سنـــگ های تخــــیل دیشبم

 

ســــنگ فرشی در امتـــداد آســــمان میسازم

 

که صـــــــدای گام های نجیـــــــــب تو

 

در ذهن ماهــــــتابی اش بپیــــچد

 

آنوقــــــت زندگی چقـــــدر نزدیک مـــــی شـــــود!

 

 

 

 

عکسای عاشقانه

 

http://i35.tinypic.com/xold20.jpg

http://i37.tinypic.com/9a9sf4.jpg

http://i35.tinypic.com/5bbgxf.jpg

http://i35.tinypic.com/256hji8.jpg

http://i35.tinypic.com/30tntrq.jpg

http://i37.tinypic.com/2ed4ahs.jpg

 

من با خاطرات تو زنده خواهم ماند.


چه غمگین از این رفتن و از این روزهای سرد تنهایی.


شاید باور نکنی،از من فقط همین کلمات که با شوق به سوی تو پر

میکشند باقی می ماند و خودکاری که هیچ گاه آخرین حرفهایمرا به تو نمی

 تواند گفت.


شاید یک روز وقتی می خواهی احوال مرا بپرسی،عکسم را در صفحه سفر

 کرده ها ببینی.


شاید کودکی گستاخ و بازیگوش با شیطنت سفر بی بازگشتم را از دیوار

سیمانی کوچه اتان بکند و پاره کند.


تمام دغدغه ام این است که آیا بعد از این سفر محتوم می توانم همچنان با تو سخن بگویم؟


آیا دستی برای نوشتن و دلی برای تپیدن خواهم داشت؟


شاید باور نکنی،اما دوست دارم مدام برایت بنویسم. بعضی وقتها که کلمات

 را گم می کنم،دوست دارم،دشتها،دریاها،کوه ها،جنگلها،ستاره هاوهر چه

 در کاینات هست همه و همه کلمه شوند تا بهتر بنویسم.


دوست دارمبه حیات کلمه ای نجیب دست یابم تا رهگذران

غمگین،صبحگاهان زیر آفتابی نارس مرا زمزمه کنند. میدانم که خسته ای اما

 دوست دارم اجازه دهی کلماتم دمی روبرویت بنشینند و نگاهت کنند تا به

 حقیقت این جمله در آیی که می گوید:


مرا از یاد خواهی برد،نمیدانم؟


ولی از یاد من نخواهی رفت...

 

فــــانوس نــــفس های مـــن!

 

اگر شــبی فانوس نفس هـای من خامــوش شد

 

اگر به حجــله ی آشنایی

 

در حوالــی خیابان خاطـــره برخوردی

 

و عـــده ای به تو گفتـــند

 

کبوتــرت در حســرت پر کشــیدن پَر پَر زد

 

تو حرفشــان را باور نکــن!

 

تمام ایــن سالــها کنار من بــودی!

 

کنار دلتــنگی دفـــاترم!

 

در گلــدان چینـــی اتـــاقم!

 

در دلــم...

 

تو با مـــن نبودی و من با تو بودم!

 

مگر نه که با هــم بودن

 

همیـــن علاقه ی ساده ی ســـرودن فاصله هاست؟

 

من هـــم هرشب

 

شعر های نو ســـروده ی باران و بوسه را

 

برای تو خـــوانـــدم!

 

هر شــب، شب بخیـــری به تو گفــتم

 

و جـــواب تو را

از آنســوی خوابـــهایم شــنیدم!

فرقی نداشــت که فاصله ی دســت هامان

چند فانــوس ستــاره باشد

پس دلواپـــس انزوای این روزهــای من نـــشو

اگر به حجــله ای خیـــس

                             در حوالـــی خیابان خاطــره برخــوردی!    

 

ایستـــــــگاه

 

در آســمان خیــالت

 

از میــان دو کوه

 

گیســـوانت را به دســتم دادی

 

تا در ابــری بپــیچـــمش

 

که بـــاردار باران بــود

 

بــاران که چــشم گشود

 

رعــدی از گیـــسوانت بر دلــم جــهید

 

و پرنــده ای شــدم

 

در آسمــان خیالـــت

 

با شـــعله ای بر بـــال

 

مرز های رقـــیق مه را شـــکستم

 

تــا یافتـــمت

 

و سوار بر بالـــهای خاکـــستری

 

به ســـحرگاه گرسنـــگان برگشـــتم

 

حالا تنهـــایی ام

 

ایستـــگاه غریبه هاســـت

 

در آســـمان خیـــالت...

 

 

فراموشی

روی میــز فراموششــان کردی

 

و من آهــسته برداشـــتم شان

 

-گویی دو گبـــوتر خفته ی سپـــید را-

 

بـــیرون

 

باد،چهار نعل دانــه های برف را می ربود

 

و خیابان لاغــر در خود مــی لرزید

 

تنـــهای تنـــها

 

یقـــه ی خیال گرمـــم را بالا زدم

 

و راه افتـــادم

 

مـــهربانــم!

 

دستـــانت در بازگشـــت به خانه

 

در دستـــم بودنــد

 

و تا هــنگام خـــواب بر گردنــم

 

مهــربانم!

 

اگر ســـرما تمام انگشـــتانم را بســـوزاند

 

از باد نخواهـــم برد

 

شب گرم دســـتکش هایــت را...!

 

 

مهــــربـــانـــم...

مــی کویند:(( تمام شــعر هایــت

 

دســت مایه ی یک ســوز و اندیشه اند

 

اما هر کــدام جداگانه

 

کودکان احــساس جا میــگذارند))

 

 

نــمیدانـــم!

 

شــاید چنیـــن باشـــد

 

چرا که عشـــق تــو

 

فقط یـــک عـــشق است

 

عشـــق تــــو

 

انتـــظار شـــادی را یــادم داد

 

اگر چنـــین نبـــود

 

چگونه مـــی توانـــستم

 

تابـــوت غـــم بر شانه ام بـــگذارم

 

عشـــق تـــو به من گـــفت

 

-((شـــب می مــیرد و

 

آفتــاب بر می آیــد!))

 

من شنیــده ام

 

مهربانی جـــسمی است

 

که روح 2 نـــفر در آن نـــهفته است

 

اما چرا عــــشق ما

 

غـــم دنیا را به خود گــرفته اســـت!؟

 

 

 

 

 

من و تو...

 

 

مــن و تــو هر روز و هــر روز با هر صـــبح و سلام شروعی نو را آغاز مــی کنیم

 

بگذار که دیگر آغاز نکــنیم.عاشـــق و شیدای تو همواره کنار تــو خواهد ماند

 

بیا برای تازگـــی زندگی خاطره انـــگیزمان ادامه بدهیـــم

 

هر شـــروعی نقـــطه ی توقفی اســـت برای مـــن وتو!

 

بیا صـــبر نکیم...حرکـــت کنیم

 

یاد آور لحـــظه های خوش زندگی،بیا به امیـــد باز گردیم قبل از انکه نا امـــیدی نا بودمان کند

 

من در فراز و نشـــیب های زندگی کوچـــک دو نفرمان کم طاقتـــی ها کردم

 

اما تو گفـــتی محـــکم باش

 

دلــبر بی همـــتای من عـــشق آســـان نیست

 

اما ایــن را خوب میدانم که عاشـــقان هرگز تنها نبــوده اند

 

من می دانم که باید محـــکم باشیم

 

من اســـتوار می شم انگاه که یاد چشـــم های مهربانـــت می افتم

 

تو با نگاه مهـــربانت تمامی را ه های فرار را بر من بســـتی

 

هر روز من با تو شــروع و هر شبم با سیــمای مهتابی تو پایان میــگیرد

 

و مــن صورت آرام تو را همـــیشه خواب میبیــنم

 

همـــراه همیشـــگی من،لبخـــند بزن!

 

عاشـــق ترک لبخند نمـــی کند

 

لبـــخند بزن تا زندگی شیـــرینمان شـــیرین تر شود

 

باید،اما ســـخت است که زندگیمان را به یک عاشـــقانه جاودانی تــبدیل کنیم

 

بــایــد

 

اما سخــت اســـت

 

مـــی دانم...

 

 

در کنــــار تــــو + تــــولـــــــد دوست گلم!

 

 

 

 

 

به خواب رفتن در کـــنارت

در انتهای روزی بلنــــد

پائیـــدن نفـــس هایت

حس کردن لحظـــه ی غوطه خوردنت در رویــا

...

دست محتاطـــم به دنبال لمـــس دســت توست

حــس کــردن خوشــبختی

در یــک لحـــظه

کنــار تــو...

بــیدار شــدن در کنــار تــو

خــواب آلـوده میــان پاره هــای رویـا و روزی تــازه

بیدار شــدن در کــنار تو

حس کـــردن گرمایــت و گوش دادن به صــدای نفــس هایت

تکـــان خوردن پلـــک هایت را دل دل کــردن!

بیدار شـــدن در کنـــار تو

حـــس کردن دســـتانـــت...

هشـــیار شـــدن در آغــوشــت

و از لـحــظه ای روئیــنه کنـــنده استـــفاده کردن...

 
 

رنــــگین کمــــان مــــن!

 

آن روز که پونه ی لبخندت در قاب بی انتهای من نشست حسی به من گفت:دستانت را به دستانش بسپار! و من آن روز...کوله پشتی تنهایی ام را به انتهای دره ی آوارگی فرستادم و احساسم را به تو سپردم...

چرخ زنـــدگی را با هم میچرخانیم.

به جای روشن کردن این تلویزیون مسموم و تماشای دروغ هایش چشم در چشم هم میدوزیم و به بعیـــد ترین افق ها سفر میکنیم.

گرسنگی هم عشـــق را از یاد ما نخواهد بُرد!

آنقدر دلم به بودن با تـــو روشن است که دارم فردایمان را برایــت در این نوشته ها ثبت میکنم.

روزها خوشـــــی در پیش داریم.

تو رنـــگین کـــمانـــی هستی که از پس بــاران گریه های من قد کشـــیده است.

بی قرار صـــــدای تو هستم

پس مشتاقانه چشــــم به راهت می مانم تا بیـــایی...

از دور هــــای دور...

 

دلــــم برات تنگــــــه!

 

امروز فهمیدم که کامپیوتر من هم عاشــق توست!

وقتی برای از تو نوشتن روشنش می کنم صدای نفس هایش را می شنوم.نام تو را که با آن تایپ میکنم صفحه اش روشــن تر و شفاف تر می شود!

چشم را خسته نمیکند

این موضوع را حــس میکنم

ولی هنگامی که از روزگار نا روزگار می نویسم یا از این زمانه ی زهر آلود، چشمانم ســـرخ میشود

شــانه هایم درد می گــیرد!

آرزو می کنم کـــاش اینجا بودی...دست هایت را از پشت دور شــانه هایم گره میزدی و من عاشـــقانه از فــــروغ برایت می خواندم:

دســـت های را

چون خاطـــره ای سوزان

دز دستان ســـرد عاشـــق من بگذار...

چقدر دلــــم برای آن صدای زیبـــایت تنگ است.

دلم میــخواست این عقربه های لعنتـــی به عقب بر گردند تا ســــیر تر تماشــایت کنم!

 

 

رســـــــیدن

 

من مطمئنم که سال ۱۳۸۷ سال خوشبختی همه ی پرنده هاست!

قرار است امسال واژه ی کوچ را از فرهنگ واژگان همه ی ما بردارند!

همه جا فقط رسیدن است و دوستی و عشق و ...رسیدن!

                    

 

برای تو می نویسم، همیشه بهار من!

 

دارد از زمین و آسمان بهار می بارد.

این واژه ی بهار،

 نا خود آگاه مرا به یاد چشم های خوش عطر تو می اندازد.

دارم به تو فکر می کنم،تمام ثانیه ها طعم باران میگیرند و من...

 و من هنوز در حسرت یک بار در کنار تو بودن هستم،

 در لحظه ی زیبای سال تحویل...! دارد سال تحویل میشود!

روزگـــارت مبــــارک عــزیزم!

 

 

 

چه زمانه ای!

 

وقتی به هم لبــــخند می زنیم

در یک سوی جــــهان

کودکی زانـو میزند

تا شیشه شکسته ها را

از زیر پای عـــابران بردارد

و در آن سو

مردی خم میشود تا سنگی بردارد

به اندازه ی زدن یک کبــــوتر!

وقتی همدیگر را در آغـــــوش میگیریم

در یک سوی جهان کودکی کتابهایش را بر میدارد و

به مدرسـه میرود

و در آن سو

دزدی تفنــگی بر میدارد

به اندازه ی سرقــــــــت یک خانه!

ببیـــن مـــــن و تـــــــو

در چـه زمانــه ای

هــمدیگر را دوســــــت داریم!

 
 

love

 

 

دیدار...

به تنها امیدم...

 

 

غمگین نباش عشــــــــق مـــن!

مـن و تـو باز

پس از مـــرگ

در ساحت وحــدتی جـاودانه یگدیـگر را

دیدار خــواهیم کرد

مـن و .... که دیوانه وار دوســتش مـی دارم

تا آخرین لحــظه ی عمرمان با هــم خواهیـم بود

پس از مرگـــمان نیز

خــــــداوند

ما را متــــحد خواهــــد ساخت...

 

 

اتنظار

به تنها امیدم...

 

در انتظار تو

امشب ترا نه ای میخوانم

یک سر خاکستر

و روحم را می آویزم

بر پاره ابری ولگرد

زندگی ام را با موجها میپوشانم

و سحر گاه

سرزمینم را در بقچه ای کهنه میپیچم

با من بگو زیبای من!

در بیابانِ نیستی

چند بار در انتظار تو بمیرم؟

چند بار؟!

 
 

غروب پاییز

به تنها امیدم...

                         هر گاه چشمان تنهاییم را                 

از اینجا

به چشمان خیال تو می دوزم

مثل غروب پاییز

امروزم در دیروز تو گم می شود

و همیشه فراموش میکنم

غربتم را از شعله ی خیالت بردارم

دود

چشم خانه ام را فرا میگیرد

و قطره قطره

عشقی داغ از آن

فرو میچکد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 16:24  توسط  سیامک و الهام جون   | 

در پی پرتاب موفقیت آمیز ماهواره امید و دستیابی ایران به تكنولوژی فضایی ، نام كهكشان راه شیری به بزرگراه شیخ فضل الله نوری تغییر یافت

 

 

 

torke mire birun ghaza bokhore mibine neveshte "HOTDOG" konjkav

mishe o yeki mikhare,laye sandewicho ke baz mikone mige: shanso bebin!!!kojaye sag be ma oftad

 

 

 

 

Bache : baba age koli po0l barande shi chikar mikoni ? Baba : Amrica - Viski - Jennifer - Barg Bache : Age Barande Nashi Chi ? Baba : Haminja - Chayii - Nanat – Marg

 

 

TORKE dashte doa mikarde , mige : Khodaya mano nayamorz ! Migan : In che jur doa kardane ? Mige : Daram shekaste nafsi mikonam !

 

 

be torke migand chera ghavasa az posht miparand tu ab . mige akhe age az jelo beparand ke mioftand tu ghayegh

 

 

be lore migan beyne payambaran payambare zan ham bode???mige bale 2ta...payambare azam payambare akram

 

 

torke ghazi mishe yeki mire pishesh mige man az hamsayamoon shekayat daram be man gofte gohe ziyadi nakhor,torke mige ghalat karde boro bokhor

 

 

Harfharo 3ja bavar nakon: 1-paye menbar 2-paye manghal 3- toye baghal

 

 

 

Soal Adabiate Konkoore 87 dar beyte senyorita natars az ashegh shodan OUN ba man zamire oun be kodam gozine eshare mikonad 1)police 110 2)gashte ershad 3)makan 4)javabe baba maman !!!

 

 

Dokhtara Mesle Radio Hastan Harchi Bekhan Migan Harchi Begi Nemishnavan!!! 2-Dokhtara Mesle Limooshirin Hastan.Aval Shirinan Bad Talkh Mishan!!! 3-Dokhtara Mesle Kontore Bargh hastan Har az Chand Gahi Seneshoon Sefr Mishe!!! 4-Dokhtara Mesle Felezyaban Harvaght Az Baghale Talaforooshi Rad Mishan Aksolamal Neshoon Midan!!! 5-Dokhtara Mesle Computeran , Faghat Khalegheshoon Az Manteghe Darooneshoon Sar Dar Miare

 

 

torke aroosiye dadashesh boode. shab mire poshte dare otagh khab va miste , migan chera inja vastadi ??? !!! mige : babam gofte bade dadashet nobate toe

 

 

be torke migan mizane tahsilat? mige PHD! migan yani chi? mige Passed Highschool with Difficulties

 

 

 

mito0ni 200 hezar toman be man pol gharz bedi ???? midonam ke dari khahesh mikonam komakam kon bekhoda behet bar migardonam !! ..................................................................................................... eltemase 1 torke be 1 khodpardaz !!

 

 

torke mire zanaro sighe kone , akhoonde az torke miporse : sighe daa'em bekhoonam? torke mige : na baba az hamin irancellaa bekhoon

 

 

agar nemitavani bala ravi; sib bash ke oftadanat andishei ra bala barad

 

 

Miduni behtarin maziyate mojarad budan chiye ? Adam az har taraf dust dare mitune az takht biyad paiyn

 

 

 

az pirezan e miporsan befrestimet Make ya shoharet bedim? mige: nane Make ke farar nemikone

 

 

 

2ta tork hey ba lagad mizadan too shikam hamdige .. yeki rad mishe mige shoma dardetoon nemigire ... torke mige na pootin pamoone

 

 

Be torke migan hala ke mikhaiym edamet konim akharin arezoto bego mige mikham pesaramo bebinam migan pesaret kojast mige man hanoz ezdevaj nakardam

 

 

esfehanie khounash atish migire.... be atashneshani miss mindaze

 

 

lore too ayne foot mikarde .yaroo azash miporse chikar mikoni? mige: ye chizi rafte too chesham .yaroo mige?khare to nabayad foot koni oon bayad foot kone

 

 

magase dashte goh mikhorde, yoho bala miare ! doostash behesh migan chi shod ?! mige toosh moo dasht....!!!

 

 

ye rooz ye torke ye 5,000 tomani peida mikone ke vasatesh soorakh bode...torke mige:ey baba, inam az shanse man vasatesh gooshe nadare.......

 

 

 

Torke mire FAST FOOD mige: "give me a sandvich". yaru miporse: "to go?" torke mige: " na pedarsag, too noon"!!

 

 

torke be namzadesh mige 4 shanbe be 4 shanbe dire hamo bebinim , bia 2 shanbe be 2shanbe hamo bebinim

 

 

Ye rooz torke miofte donbale dokhtare ba sang mizane too sare dokhtare behesh mige khoob mokheto zadama

 

 

torke pesaresho mibare pishe ravanshenas ke teste iq bede. doktor be pesare mige boro ba in abkesh ab biar. torke mige on khstas bede man miaram

 

 

torke too jebhe bisimchi boode bisim mizane: 5ta araghi dastgir kardam biaid bebarid, magan: khodet biar.mige:na shoma biaid,ina nemizaran man biam

 

 

 

ezraiil miad soraghe ghazvinie mige omadam shenasnamato batel konam ghazvinie mige zire farshe jorat dari bardar

 

 

pesar:baba bebin naghashim ghashange?~~pedar:are azizam~~hala chi keshidi?~~pesar:1gav ke dare alaf mikhore~~pedar:ku alaf? ~~pesar:gave khord~~pedar:ku gav?~~pesar: alaf khord raft !

 

 

torke aroosiye dadashesh boode. shab mire poshte dare otagh khab va miste , migan chera inja vastadi ??? !!! mige : babam gofte bade dadashet nobate toe

 

 

 

 

 

 

 

هنرمند بعدی را حدس بزنید !

شما میتوانید گزینه مورد نظرتان را به شماره 0000 ارسال نمائید !

( عزرائیل )

 


قطعه هنرمندان در بهشت هنوز ظرفیت خالی داره، از کسانی که هنرمند مردمی و یا غیر مردمی می شناسند خواهشمند است با ایمیل زیر مکاتبه نمایند

: Ezraeil@Akherat.com

 

 

از شب پرسیدم برای کسی که دوسش دارم چه بنویسم

گفت: بابا بگیر بخواب  حوصله داری

 

 

 

با توجه به مرگ کرم رضایی و بنفشه خواه و جهان(خواننده)وملک

 مطیعی و رئیس جمهور لهستان و یارانش و زلزله چين و.....از جناب حضرت عزرائیل خواهشمندیم سال کار مضاعف را جدی نگیرن

 

 

دل من ، پیش تو

عشق من  ، خنده تو

فکر من ، چهره تو

امید من ، نگاه تو

جون من ، فدای تو

 

 

 

 

 

 

 

چندیست سماق زیر لب میساییم ..

بیکارترین پدیده ی پیداییم ..

گویند که سال ، سال کارست و تلاش ..

کو کار که تا مضاعفش فرماییم

 

 

عشقهاي امروزي

:

.
.
. اگر شارژي دهي بهر موبايلم
بدان از ديدنت خيلي خوشحالم
وگر شارژ موبايلم را بگيري
الهي  تب كني زودي بميري !!!

 

 

 

 

 

نفرين ٢٠١٠
:
ببين خدايي با دلم چه كردی
اين غلطارو ديگه با كي كردي؟
ايشالله كه يادت بره بخندي
يادت بره دكمه هاتو ببندي
ايشاله  وقتي که ميري جيش كني
 هول بشي و شلوارتو خيس كني

 

 

 

اس ام اس خنده دار ، اس ام اس جوک ، اس ام اس اردیبهشت ماه ۸۹ ، sms-jok.royablog.ir

شارجیم چیست !؟

بیماری خطرناکی که جوانان از جنــــــس مخالف تقاضای شارژ کرده و در صورت وصول

بلافاصله جیم میشوند! تا کنون واکسنی برای این بیماری کشف نشده.
.
.
.
. !
 راستي شارژ نداری !؟

 

 

 

 

دستت نمک ندارد نذری داری که ادا نکرده ای به زودی خبر خوشی به تو میرسد
 

 .
.
.
اوهوي همين جوري كه مفتي نميشه  صد تومن بده فالت بگيروم

 

 ام اس خنده دار ، اس ام اس جوک ، اس ام اس اردیبهشت ماه ۸۹ ، sms-jok.royablog.ir



 ديگه بهت اعتماد ندارم واقعا ازت توقع نداشتم نميدونستم تو يه دزدي.
.
.
. واسه چي قلب منو دزديدي؟

 

، sms-jok.royablog.ir


دلم می خواهد ویرگول باشم تا وقتی به من می رسی کمی مکث کنی

 

س ام اس خنده دار ، اس ام اس جوک ، اس ام اس اردیبهشت ماه ۸۹ ، sms-jok.royablog.ir

حیف نون که سرش رو برای خودکشی روی ریل قطار گذاشته بود

پس از واژگونی قطار از محل حادثه گریخت

ضمن تبریک سال جدید باید خدمت شما عرض کنم که

بنده امسال قصد ازدواج ندارم ، لطفا سبزه ها را

به نیت یکی دیگه گره بزنید !

 

 

 

عشق یعنی قبض موبایلت کسی رو جز مخابرات خوشحال نمیکنه !!!

 

  

ما که با میتی‌کومان و پسر شجاع بزرگ شدیم، شدیم این !

وای به حال اینایی که دارن با عمو پورنگ و خاله شادونه بزرگ می‌شن !!!

 

 

ای کاش باران بودم تا غبار از صورتت می شستم

خودت که سال به سال صورتت رو نمی شوری !!! 

نصیحت غضنفر به پسرش : هیچ وقت زن نگیر و به پسرت هم بگو زن نگیره !!!

 

 

سهمیه متوز گازی اعلام شد ! روزی ۲ قاشق مربا خوری !!!

 

 

سبو بشکست و دل بشکست و جام باده بشکست

خدایا در سرای ما چه بشکن بشکنه بشکن من نمی شکنم بشکن !

 

 

اولین جلسه ی کلاس بود، استاد اسامی بچه ها را یکی یکی می خواند،

رسید به اسم «بارانه». شخص مورد نظر را که پیدا کرد پرسید: واسه چی بارانه؟

دختر جواب داد: واسه اینکه روز تولدم بارون میومده !

برادر اهل دلی از ته کلاس گفت: خوبه اون روز آفتابی نبوده !!!

 

ما که با میتی‌کومان و پسر شجاع بزرگ شدیم، شدیم این !

وای به حال اینایی که دارن با عمو پورنگ و خاله شادونه بزرگ می‌شن !!!

جک جدید ، اس ام اس خنده دار ، اس ام اس سرکاری ، sms-jok.royablog.com

نصیحت غضنفر به پسرش : هیچ وقت زن نگیر و به پسرت هم بگو زن نگیره !!!

جک جدید ، اس ام اس خنده دار ، اس ام اس سرکاری ، sms-jok.royablog.com

سهمیه متوز گازی اعلام شد ! روزی ۲ قاشق مربا خوری !!!

 

 

 

راز عشق را در نگاهت باز کن / عشق من را در دلت آغاز کن

گر هوس کردی مرا در نزد خود / گوشی رو بردار و از ما یاد کن !

تفسیر : بابا من شارژ ندارم ! بفهم !


http://sms-jok.royablog.ir

تا حالا یه هندونه که از عقب نیسان بخوره کف خیابون رو دیدی؟



اونجوری تیکه پارتم


+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 13:3  توسط  سیامک و الهام جون   | 

 
 
 
 

هفته های تلخ من بوی تنهایی میدن               نمیدونم که یهو چرا اینجوری میشن

بی تو هفته های من پر غصه و غمن                 پر غصه و غمن بی تو هفته های من

هفته ها میگذره اما گل من نیومده                    دارم از غصه میپوسم چقد این روزا بده

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ دوستت دارم  ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

 

بدون تو سنگم

کنار تو ابرم

بیا تا گریه کنم

سر اومده صبرم

نه گریه مونده برام ؛ نه خنده مونده برام

فقط يه كابوس كشنده مونده برام

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ دوستت دارم  ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 


اولش فکر نمی کردم

که دلم رو برده باشه

یا دلم گوله چشای روشنش رو خورده باشه

اما نه ؛ گذشتو ديدم ،دل من ديوونه تر شد

به تو گفتمو دل از غصه ي من با خبر شد

آخ كه چه لذتي داره نازه چشماتو كشيدن

رفتن يه راه دشوار واسه هرگز نرسيدن.

 
 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ دوستت دارم  ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 
 
 

عزیزم یادت می آد سه شنبه ها          پا به پای هم می رفتیم تا کجا؟

کوچه های خلوتو یادت می آد          اون همه صداقتو یادت می آد؟

عزیزم یادت می آد که گریه هات          چه جوری آتیش به جون من می زد؟

نمی شد بهت بگم دوست دارم          تا می خواستم، زبونم بند می اومد

کوچه های خلوتو قدم زدم          توی هفته های تلخ و بی صدا

حالا روزا همشون سه شنبه ان          لعنت خدا به این سه شنبه ها!!!

توی هفته های بی نام و نشون          روز دیوونگی ها سه شنبه بود

با خودم می گفتم ای کاش ای کاش          همه روزای خدا سه شنبه بود

کوچه های خلوتو قدم زدم          توی هفته های تلخ و بی صدا

حالا روزا همشون سه شنبه ان          لعنت خدا به این سه شنبه ها!!!


این سه شنبه هم اومد و رفت.فقط بانو رو نگاه کردم ؛ باز هم بهش نگفتم چقدر دوستش دارم.

 
 
 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ دوستت دارم  ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 
 
 

 
 

اگر آن مهرخ تهران به کف آرد دل ما را  **** ز چشمان سیاهش من شوم مدهوش و بی جانان

تن و دست و سر و جان را که خالق کرده اعطایم **** چگونه بخشمش وقتی ندارم اختیارش را

برای جلب منظورش تلاش و جهد باید کرد **** تا که من بینم رخ ماهش میان کوی و دانشگاه

اگر آن دلبر زیبا کند روزی نظر بر ما **** کنم یکجا بر نامش تمام هستی خود را

 

 

 

سمیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه     دوستت دارم همین.

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ دوستت دارم  ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

روز معلم مبارك:

 

ای که الفبای زندگی را از سرچشمه نگاهت آموحتم
معلم عزیز روزت مبارک …




معلمی شغل نیست . عشق است . ذوق است .ایثار و فداکاریست . اگر به عنوان شغل به آن می نگری رهایش ساز و اگر عشق توست ، بر تو مبارک باد .
معلم شهید رجایی





اگر کسی بتواند معلم خوبی باشد ، خیانت کرده است اگر به کار خوب دیگری بپردازد . چرا که معلمی مقام پیغمبری و تعلیم مقام خدایی است .
معلم شهید ، دکتر شریعتی




یاد و خاطره قافله سالار معلمان شهید ؛ فیلسوف فرزانه آیت الله مرتضی مطهری و روز معلم گرامی و جاودانه باد



دیروز میگفتم :

مشقهایم را خط بزن … مرا مزن

روی تخته خط بکش … گوشم را مکش

مهر را در دلم جاری بکن … جریمه مکن

هر چه تکلیف میخواهی بگیر … امتحان سخت مگیر

اما کنون ..

مرا بزن … گوشم را بکش .. جریمه بکن .. امتحان سخت بگیر
مرا یک لحظه به دوران خوب مدرسه باز گردان


وزیر اموزش و پرورش اعلام کرد:
معلمینی که چون شمع می سوزند
تا پایان سال ۸۸ گازسوز خواهند شد




یادمه روز معلم در روی تخته سیاه کلاس نوشته بود:
معلم مانند شمعی است که می سوزد و دود میکنه


معلم اضیظم

عذ اینکه به من خاندن و نوشطن عاموخطی حذار بار اضط ممنونم !




شهادت حضرت فاطمه را تسليت ميگويم:


حضرت فاطمه(س)  :

خداوند امر به معروف را برای اصلاح مردم قرار داد

شهادت زهرای اطهر تسلیت باد . . .


 


یا علی خرابم از غمت / سوختم کبابم از غمت

زخم کهنه را نمک زدند / همسر تو را کتک زدند  . . .






ای تو مهراب فاطمه / اسوه ی حجاب فاطمه

یاس پرپر علی بمان / سایه سر علی بمان

قوت دل علی نرو / از مقابل علی نرو  . . .







مرو مادر دلم طاقت نداره / دلم بعد از تو خیلی بی قراره

مگه بابام علی شب های بی تو / سرم رو روی زانوهاش بذاره


منم زینب که بی دلدار مانده ست

به قلبم خون به چشمم خار مانده است

نگاهم خیره میماند همیشه

به آن خونی که به دیوار مانده است . . .







الا ای چاه یارم را گرفتند / گلم ، باغم ، بهارم را گرفتند

میان کوچه ها با ضرب سیلی / همه دار و ندارم را گرفتند . . .




اس ام اس هاي با محتوا و جملات قصار:

 

 

بسیاری از دین ها به شیشه پنجره می مانند.


راستی را از پس آنها می بینیم، اما خود، ما را از راستی جدا می کنند . . .

جبران خلیل جبران






خداوندا ، از عشق امروزمان چیزی برای فردا کنار بگذار

نگاهی ، یادی ، تصویری ، خاطره ای..

برای آن هنگام که فراموش خواهیم کرد که روزی چقدر عاشق بودیم . . .



روز را خورشید میسازد. روزگارش را ما


همیشه به خاطر داشته باشید که دنیا هرگز مدیون شما نیست ،

زیرا قبل از شما نیز وجود داشته است . جان استیل . . .





زندگی چیست ؟
اگر خنده است چرا گریه میکنیم ؟
اگر گریه است چرا خنده میکنیم ؟
اگر مر گ است چرا زندگی می کنیم ؟
اگر زندگی است چرا می میریم ؟
اگر عشق است چرا به آن نمی رسیم ؟
اگر عشق نیست چرا عاشقیم ؟

دکتر علی شریعتی






جوانی نیز مانند پاک ترین و بهترین عشقها سرانجامی ندارد  . . .

گوته





زندگی ات را قربانی چیزی مکن،همه چیز را قربانی زندگیت کن . . .






تجربه بهترین درس است هر چند حق التدریس آن گران باشد . . .

کارلایل





باید گاهی سکوت کنیم ، شاید خدا هم حرفی برای گفتن داشته باشد . . .



خدا دوستدار آشناست. عارف عاشق می خواهد نه مشتری بهشت.

( دکتر شریعتی )





همیشه آخر هر چیز خوب میشود.اگر نشد بدان هنوز آخر آن نرسیده

چارلی چاپلین





بخشندگی،انتشار بوی خوش بنفشه بر ته کفشی است که لگدمالش کرده است .

مارک تواین







ترنم باد، آوای دریا، به من می گویند که از بودن خود شاد باشم  . . .



 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 12:43  توسط  سیامک و الهام جون   |